صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: داستاني عجیب و شنيدني از شب اول قبر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۹
    نوشته
    277
    تشکر:
    1
    حضور
    2 روز 17 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    80
    آپلود
    0
    گالری
    0

    داستاني عجیب و شنيدني از شب اول قبر




    در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند که آتش آن به سوی آسمان زبانه می‏کشید. من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع که می‏ بینید که همه موهای سرم سفید شده در آمدم.
    داستاني عجیب و شنيدني از شب اول قبربه گزارش شيعه آنلاين، علامه سید "محمدحسین طباطبائی" صاحب تفسیر المیزان داستاني عجیب و شنيدني از شب اول قبر را نقل مي کند.

    وي در اين باره مي گويد: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» می‏ گفت: در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما، مادر یکی از دخترهای اَفَنْدی‏ ها (سنی‏ های دولت عثمانی) فوت کرد.

    این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه می‏ کرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع کنندگان تا کنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله کرد که همه حاضران به گریه افتادند.

    هنگامی که جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می ‏زد: من از مادرم جدا نمی‏ شوم هر چه خواستند او را آرام کنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا کنند، ممکن است جانش به خطر بیفتد.

    سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاک انباشته نکنند، و فقط روی قبر را با تخت ه‏ای بپوشانند و دریچ ه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.

    دختر در شب اول قبر، کنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است. پرسیدند چرا این طور شده ‏ای؟

    در پاسخ گفت: شب کنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب می‏ داد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد که پیامبر من محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

    تا این که پرسیدند: امام تو کیست؟ آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود گفت: «لَسْتُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نیستم»

    در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند که آتش آن به سوی آسمان زبانه می‏ کشید. من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع که می‏ بینید که همه موهای سرم سفید شده در آمدم.

    مرحوم قاضی می‏ فرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق می‏ کرد و آن شخصی که همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی (علیه السلام) بوده‏ اند و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا کرد.



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    4,144
    صلوات
    71
    تعداد دلنوشته
    17
    مورد تشکر
    30 پست
    حضور
    89 روز 18 ساعت نامشخص
    دریافت
    18
    آپلود
    0
    گالری
    1001



    سلام

    چه مطلب وحشتناکی بود ... لینک مطلب رو هم میزارید ؟ تا چند درصد صحت داره ؟ صددرصدیه ؟

    »»» لطفا برای برآورده شدن حاجت همه ی حاجتمندان دعا کنید «««

    دانلود کنید تا زندگیتون
    (بــنــدگــیــتــون) عوض بشه
    »»» مشاهده پست حاوی لینک دانلود + توضیحات «««
    جلد 1
    جلد 2

    جلد 3

    ۞۞ کلاس مجازی حفظ قرآن کریم ۞۞
    »»» جوانها کلیک کنند ««


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,564
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    266



    سلام
    من نمیدونم اخه چرا باید چنین مطالبی رو اونهم به نقل ار بزرگانی که برای شیعه حرفشان سند است عنوان کنیم که از نظر عقل هیچ پایه و اساس نداره؟

    هزار بار گفته شد در تلویزیون که وقتی شخصی به رحمت خدا رفت .....فقط جسمش وارد قبر می شود و احیانا" خدائی نکرده فشار قبر داشته باشه ...در یک عالم دیگه که عالم روح است فشار قبر را حس میکند....
    حالا چطور این رو از زبان ایت الله قاضی نقل میکنند که اصلا با گفته های دینی جور در نمیاد و فقط دنبال یک چیزی هستند که بگند فشار قبر وحشتناکه....باشه ..خودمون فهمیدیم...همه میدونن فشار قبر بده ...وحشتناکه......ولی دیگه نه با این داستانهای پوچ!!


    2: دیدیم اگر دختر رو از مادر جدا کنیم دختر هم ممکنه بمیره؟......برای همین دختر رو هم گذاشتم تو قبر مادر ؟بعد تازه طبق سنت پیغمبر (ص) هم روی قبر رو با خاک نپوشاندیم ....تازه دیچه هائی هم گذاشتیم که دختر هر وقت خواست بیاد بیرون!!! تازه اون زمان احکام طوری بوده که اسلام اجازه می داده دو نفر یکی زنده و یکی مرده رو با هم بگذارند تو قبر ....!!!! اخه این حرفها چیه؟!!!! یک غیر مسلمان بیاد اینا رو بخونه ...بعد از این چیزها سوال بپرسه...من و شما مسلمان و شیعه چه جوابی داریم بدیم بهش؟یعنی اون موقع انقدر بی درو پیکر و بی قاعده دفن میکردن یا الان سخت گیرتر شده اسلام در دفن کردن؟

    3: از کی تاحالا تمام واقعه های شب قدر رو یک انسان زنده اونم در قبری که در دنیای مادی است می بینه و ..................

    حال با این مسائل نتیجه میگیریم که وای وای فشار قبر چقدر وحشتناکه!!!!!


    بسه تو رو خدا!!.......
    ویرایش توسط محمد طه : ۱۳۹۲/۰۴/۱۱ در ساعت ۱۸:۳۲


    السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)
    السلام علیک یا عباس بن علی (ع)

    اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    161
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 18 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عذر میخام چه چرندیاتی......
    واقعا برای خودم متاسفم که باید این مطالب سطحی و احمقانه رو بخونم.
    در مورد روح،جهان مادی، چیزی میدونید احیانا؟تکلیف اونایی که جنازه هاشونو میسوزونن چیه؟یعنی فشار قبر ندارن اونا؟خب مام بسوزونیم دیگه..
    خدایا من رو از شر بی عقلی و حماقت نجات بده.
    اکثرهم لا یعقلون



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,279
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    4
    گالری
    98



    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد طه نمایش پست
    سلام
    من نمیدونم اخه چرا باید چنین مطالبی رو اونهم به نقل ار بزرگانی که برای شیعه حرفشان سند است عنوان کنیم که از نظر عقل هیچ پایه و اساس نداره؟

    هزار بار گفته شد در تلویزیون که وقتی شخصی به رحمت خدا رفت .....فقط جسمش وارد قبر می شود و احیانا" خدائی نکرده فشار قبر داشته باشه ...در یک عالم دیگه که عالم روح است فشار قبر را حس میکند....
    حالا چطور این رو از زبان ایت الله قاضی نقل میکنند که اصلا با گفته های دینی جور در نمیاد و فقط دنبال یک چیزی هستند که بگند فشار قبر وحشتناکه....باشه ..خودمون فهمیدیم...همه میدونن فشار قبر بده ...وحشتناکه......ولی دیگه نه با این داستانهای پوچ!!....
    سلام علیکم.
    این مطالب در کتاب های مختلف نقل قول شده و آمده است. از نظر بنده که چیز عجیبی نیست. چون مثل این اتفاقات مشابهی افتاده است. مثلا گاها شده شاگردان یکی از بزرگان که در قبرستان میرفتند با دیدن این صحنه ها مریض و بیهوش میشدند. میترسم اسم اون داستان ها رو هم ببریم به اون ها هم توهین میشه.

    خداوند ممکن است دید برزخ اون دختری که در قبر بوده است رو باز کرده باشد تا برای او درس عبرت باشد و شاید تقدیر بوده برای شیعه بودن. اینکه هر چیزی رو درک نکردیم به این لحن رد کنیم صحیح نیست.


    نقل قول نوشته اصلی توسط U.S.A نمایش پست
    ..........
    در مورد روح،جهان مادی، چیزی میدونید احیانا؟تکلیف اونایی که جنازه هاشونو میسوزونن چیه؟یعنی فشار قبر ندارن اونا؟خب مام بسوزونیم دیگه..
    خدایا من رو از شر بی عقلی و حماقت نجات بده.
    اکثرهم لا یعقلون
    اینکه کسایی که جنازه شون سوزنده میشه با این داستان تناقضش چیه؟
    مشکل این جاست که مادی فکر کنیم. شما از کجا مطمئنی اون دختر با چشم دنیایی این ها رو نگاه کرده؟

    امام خمینی (ره) :

    ما میگوییم تا شرک و کفر هست،مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم...


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,279
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    4
    گالری
    98



    نقل قول نوشته اصلی توسط U.S.A نمایش پست
    شما بجای اینکه پست بدی برو یه کم فکر کن چون این مطلب واقعا چرنده.
    دوست عزیز به جای این فرا فکنی ، پاسخ بنده رو مستدل بده.
    وقتی جواب نداریم مجبور نیستیم حرف بزنیم.

    امام خمینی (ره) :

    ما میگوییم تا شرک و کفر هست،مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم...


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    161
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 18 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اینکه کسایی که جنازه شون سوزنده میشه با این داستان تناقضش چیه؟
    مشکل این جاست که مادی فکر کنیم. شما از کجا مطمئنی اون دختر با چشم دنیایی این ها رو نگاه کرده؟
    شما به من ثابت کن این چیزارو دیده.این حرفها کاره همون استعماره برای به جون هم انداختن شیعه وسنی و یه عده ساده لوح مثل شما هم زود باور میکنن.
    پست 3رو هم بخون چون دیگه نیازی نیست من اضافه کنم

    ویرایش توسط U.S.A : ۱۳۹۲/۰۴/۱۱ در ساعت ۲۳:۵۶


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    253
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 9 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط monemizadeh نمایش پست
    به گزارش شيعه آنلاين، علامه سید "محمدحسین طباطبائی" صاحب تفسیر المیزان داستاني عجیب و شنيدني از شب اول قبر را نقل مي کند.

    وي در اين باره مي گويد: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» می‏ گفت: در نجف اشرف در نزدیکی منزل ما، مادر یکی از دخترهای اَفَنْدی‏ ها (سنی‏ های دولت عثمانی) فوت کرد.

    این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه می‏ کرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع کنندگان تا کنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله کرد که همه حاضران به گریه افتادند.

    هنگامی که جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد می ‏زد: من از مادرم جدا نمی‏ شوم هر چه خواستند او را آرام کنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا کنند، ممکن است جانش به خطر بیفتد.

    سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاک انباشته نکنند، و فقط روی قبر را با تخت ه‏ای بپوشانند و دریچ ه‏ای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.

    دختر در شب اول قبر، کنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است. پرسیدند چرا این طور شده ‏ای؟

    در پاسخ گفت: شب کنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب می‏ داد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد که پیامبر من محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله و سلم) است.

    تا این که پرسیدند: امام تو کیست؟ آن مرد محترم که در وسط ایستاده بود گفت: «لَسْتُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نیستم»

    در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند که آتش آن به سوی آسمان زبانه می‏ کشید. من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع که می‏ بینید که همه موهای سرم سفید شده در آمدم.

    مرحوم قاضی می‏ فرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق می‏ کرد و آن شخصی که همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی (علیه السلام) بوده‏ اند و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا کرد.
    سلام
    کجای این داستان مشکل داره
    اینکه کسی روبخاطر نداشتن امام عذاب کنند ؟
    این چه بعدی داره ؟
    اگه کسی یک عمر با یک حقیقت بجنگه پاداشش چیه ؟
    آیا در امامت و حقانیت آن شک است؟
    یا در منحرف و گمراه بودن کسی که آنرا رد می کند ؟
    والله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,279
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    4
    گالری
    98



    نقل قول نوشته اصلی توسط U.S.A نمایش پست
    شما به من ثابت کن این چیزارو دیده.


    نقل قول نوشته اصلی توسط U.S.A نمایش پست
    این حرفها کاره همون استعماره برای به جون هم انداختن شیعه وسنی و یه عده ساده لوح مثل شما هم زود باور میکنن.
    نویسنده این کتاب ها خیلی بیشتر از شما دغدغه شیعه سنی رو داشته اند.
    امام خمینی (ره) :

    ما میگوییم تا شرک و کفر هست،مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم...


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    253
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 18 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد14 نمایش پست
    سلام
    کجای این داستان مشکل داره
    اینکه کسی روبخاطر نداشتن امام عذاب کنند ؟
    این چه بعدی داره ؟
    اگه کسی یک عمر با یک حقیقت بجنگه پاداشش چیه ؟
    آیا در امامت و حقانیت آن شک است؟
    یا در منحرف و گمراه بودن کسی که آنرا رد می کند ؟
    والله الموفق
    سلام

    واقعا از این جواب شما من شوکه شدم
    شما که اینقدر توصیفهای زیبای عرفانی تو پستهای دیگتون هست
    چطور این داستان راست می دونید ؟

    واقعا چنین داستانهایی باعث مسخره شدن دینمون میشه
    از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن ....... فردا که نیامده است فریاد مکن
    برگذشته و نامده بنیاد مکن .............حالی خوش باش و عمر بر باد نکن


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود