صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: قرآن و حقوق انسان(پژوهشی در آیات قرآن)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27

    قرآن و حقوق انسان(پژوهشی در آیات قرآن)




    صر رنسانس, عصر جداانگارى علم و دین و تفکیک قلمروهاى آن دو است. در این دوران, بسیارى از دانشمندان و متخصصان غرب به ویژه آنان که از برخورد نادرست ارباب کلیسا با نخبگان علمى ناخشنود بودند به نسبت سنجى میان علوم مختلف با دین پرداختند. ییکى از مسائلى که در این عصر مورد توجه قرار گرفته مسأله حقوق انسان و علم حقوق و نسبت آن با دین و گزاره هاى دینى بود. عده اى از حقوقدانان مى گفتند: قلمرو دین محدود به مسایل آن جهانى و آخرت انسانها بوده و نسبت به مسایل دنیوى و مشکلات و نابسامانى هاى آن ساک ت است. گروسیوس هلندى از حقوقدانان برجسته قرن هفدهم در این باره مى گوید: (خداوند به اعمال و کردار مخلوقات کارى ندارد.)1 سیطره دانش غربى از یک سو, و بهره گیرى شرقیان از دستاوردهاى فریبنده آنـان از سـوى دیگر, و جیره خوارى شرقیــان بر سر سفره پر زرق آنان, سبب شد تا باور جدایى دین از حقوق بشر در میان مسلمانان و به خصوص حقوقدانان مسلمان نیز رسوخ یابد و گروهى معتقد شوند که اسلام هیچ سیستم و نظام حقوقى ندارد, چرا که این حقوق آن اندازه ارزشمند و پرار ج نیست تا خداوند در آن دخالت کند, و اگر هم اسلام را داراى نظام حقوقى بدانیم چنین سیستمى بیش از آن که به نفع اسلام باشد به ضرر آن خواهد بود, زیرا در این صورت باید بپذیریم دین اسلام در تمام اعمال فردى و اجتماعى دخالت مى کند و آزادى و اختیار انسان را از میا ن مى برد, و این خود از ضعف دین اسلام حکایت دارد نه حقانیت و قوت آن.


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    در مقابل, گروه دیگرى از حقوقدانان, اسلام را داراى نظام حقوقى دانستند, نظامى که با آزادى انسان سازگار است و ارزش آن را دارد که خداوند به بیان آن بپردازد. این گروه معتقدند که دین, کتابهاى آسمانى و پیامبران, نخستین نظامها و سیستمهاى حقوقى را در جامعه بشرى وضع کرده اند و قرآن به عنوان یقینى ترین منبع شناخت اسلام بر این امر تصریح کرده است: (کان الناس أمّة واحدة فبعث الله النبییّن مبشّرین و منذرین و أنزل معهم الکتاب بالحقّ لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه) بقره / 213 افزون بر این در بسیارى از آیات, از اهل ایمان خواسته شده است تا جز بر اساس احکام و قوانین و حقوق تعیین شده از سوى وحى, حکم نرانند. (ومن لم یحکم بما أنزل الله فاولئک هم الفاسقون) مائده / 47 (ومن لم یحکم بما أنزل الله فاولئک هم الکافرون) مائده / 44 (ومن لم یحکم بما أنزل الله فاولئک هم الظالمون) مائده / 45 در آیاتى نیز از پیامبر خواسته شده بر اساس آیات قرآن حکم کند و اختلافات مردم را برطرف کند و از هوسهاى دیگران به هنگام بیان حکم بپرهیزد.


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    تعبیر (من لم یحکم) ظهور در کار قضا و محاکمات حقوقى میان مردم دارد, ولى آیه سوره مائده و تعبیر (و أن احکم بینهم) مى تواند صریح در امر قضا و حکم میان مردم باشد. تأملى در مفهوم حق پیش از آن که بخواهیم نظرى درباره آراى یادشده ارائه دهیم, شایسته است تأملى در مفهوم (حق) داشته باشیم. حق, واژه اى عربى است و معادل آن در زبان فارسى هستى پایدار و ثبوت است, یعنى هر چه از ثبات و پایدارى برخوردار باشد. 2 کلمه حق و مشتقات آن در قرآن کاربرد فراوان دارد (الحق) 194 بار, (حق) 33 مرتبه, (حقاً) 17 مرتبه و (حقّه) سه بار در قرآن به کار رفته است. این واژه که به صورت مصدر, اسم مصدر و صفت در آیات قرآن به کار رفته است, در معانى بسیارى به کار رفته است که برخى از آنها عبارتند از: قرآن (زخرف / 29), اسلام (اسراء / 81), عدل (اعراف/ 81), توحید (زخرف/ 86), صدق (یونس/ 4), قرض (بقره / 282), دلیل (حج / 4) و… . برخى از مفاهیم حق در قرآن با اصطلاح بکار رفته از طرف حقوقدانان و فقیهان, هماهنگ و همخوان است, مانند آیات: (و فى أموالهم حقّ للسائل و المحروم) ذاریات/ 19 و در اموال آنها حقى براى سائل و محروم است. (والذین فى اموالهم حقّ معلوم. للسائل و المحروم) معارج/ 25ـ24 و آنها که در اموالشان حق معلومى است براى تقاضا کننده و محروم. (فإن کان الذى علیه الحقّ سفیهاً او ضعیفاً) بقره/ 282 و اگر کسى که حق بر ذمه اوست سفیه یا ضعیف است… (فلیملل الذى علیه الحقّ) بقره / 282 و آن کسى که حق بر عهده اوست باید املا کند. (فآت ذاالقربى حقّه و المسکین و ابن السبیل) روم/ 38 پس حق نزدیکان و مسکینان و در راه ماندگان را ادا کن.


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    حق در اصطلاح فقیهان این واژه در کتابهاى فقهى گاه مفهوم وسیعى دارد و تمام احکام وضعى و تکلیفى و تأسیسى و امضایى را در برمى گیرد و در مواردى نیز حق در برابر حکم قرار گرفته است. مرحوم نائینى مى نویسد: (اگر مجعول شرعى به دنبال خود اضافه و سلطه نداشته باشد حکم است و نام گذارى آن به حق, به لحاظ معناى لغوى آن است.) 3 علامه بحرالعلوم مى نویسد: (حق, قدرتى است اعتبارى و قراردادى که به موجب آن یک انسان بر مالى یا شخصى یا هر دو مسلط مى گردد; مانند عین مستأجره, که مستأجر نسبت به یکى از اموال مخصوص موجر سلطنت دارد.)4


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    حق در اصطلاح حقوقدانان براى (حق) در منابع حقوقى تعریفهاى گوناگونى آمده است. از آن جمله نویسنده کتاب (مقدمه علم حقوق) مى نویسد: (حق, امتیازى است که قواعد حقوقى براى تنظیم روابط اشخاص به سود پاره اى از آنان در برابر دیگران ایجاد مى کند.)5 در مقدمه همین کتاب نیز مى خوانیم: (براى تنظیم روابط مردم و حفظ نظم و اجتماع, حقوق براى هر کس امتیازهایى در برابر دیگران مى شناسد و توان خاصى به او مى بخشد. این امتیاز و توانایى را حق مى نامند که جمع آن حقوق است (حقوق فردى) نیز گفته مى شود. حق حیات, حق مالکیت, حق آزادى شغل و زوجیت به اعتب ار همین معنى است که با عنوان حقوق بشر مورد حمایت قرار مى گیرد.)6 ییکى دیگر از حقوقدانان مى نویسد: (حق, اقتدار, سلطه و امتیازى است که براى اشخاص یا شخص, اعتبار شده و دیگران مکلف به رعایت آن مى باشند, مانند: حق مالکیت, حق زوجیت, ابوت, اکتشاف و… )7 نویسنده کتاب (حقوق اساسى) به صورت تفصیلى و روشن تر حق را تعریف مى کند: (افرادى که در درون جامعه زندگى مى کنند براى تأمین نیازمندى هاى خود حرکت مى کنند و عمل مى نمایند, در نتیجه با یکدیگر ارتباط برقرار مى نمایند, حرکت و عمل و رابطه آنها نیاز به مرزبندى و تحدید حدود دارد. نتیجه نبودن حد و مرز, تعدى و تجاوز افراد به جان و به د سترنج یکدیگر است. جوامع بشرى در طول هزاران سال به تجربه دریافته اند که براى جلوگیرى از هرج و مرج و تعدى براى حرکت و عمل فرد در داخل جامعه, حدودى تعیین کنند که در چهارچوب آن حدود, فرد فاعل مختار باشد و اگر از آن حدود تجاوز کرد قوه نماینده جامعه او را گوشم الى دهد. این حدود همان است که به آن حقوق مى گویند و مفرد آن (حق) است.)


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    در کنار این تعریفها و سایر بیانهایى که حقوقدانان ارائه کرده اند باید چند نکته را از نظر دور نداشت: 1. ارائه تعریفى جامع و مانع براى حقوق با توجه به اختلاف نظامها و سیستمهاى حقوقى میسر نیست, زیرا هر تعریفى که محققان حقوق عرضه مى کنند تنها با نظام حقوقى مورد قبول آنان سازگار است و ممکن است با تعریفى که سایر نظامهاى حقوقى براى حقوق مى آورند ناسازگار نماید. بلى, اگر در تمام تمدنها و ملتها یک نظام حقوقى وجود داشت آن گاه ممکن بود تعریفى که مورد قبول همگان باشد ارائه شود. 2. حق از مفاهیم اعتبارى است و داراى ماهیت نیست, بنابراین نمى توان مفهوم آن را به جنس و فصل تحلیل کرد و به اصطلاح نمى توان تعریفى حقیقى براى حق جست وجو کرد, در نتیجه تمام تعریف هایى که براى حق از سوى حقوقدانان بیان شده و مى شوند, تعریف لفظى و غیر حقیقى هس تند تا آنجا که برخى از فلاسفه, حق را غیرقابل تعریف دانسته اند و اظهار داشته اند: (درباره معناى اصطلاحى حق که در علم حقوق مطرح است باید گفت که تعریف اصطلاحى آن از حدگذارى و تحدید ماهوى ممکن نیست… حق اصطلاحى از مفاهیم اعتبارى است, اگر حق, داراى ماهیت بود و حد و رسم داشت قابل ترسیم و تحدید بود.)9 حقوق قرآن, آمیزه اى از (امتیاز) و (تکلیف) اگر چه واژه (حق) و (حقوق) تعریفى دقیق را به آسانى بر نتابد, اما مى توان برخى ویژگیها و ممیزات آن را در یک کالبد شکافى مفهومى دریافت و آن را گونه اى تعریف و شناسایى به شمار آورد. چنانچه نمونه ها و مصادیق حق را در قرآن مورد توجه قرار دهیم, خواهیم یافت که هر حقى بر دو پایه 1. امتیازى به صاحب حق 2. تکلیفى بر طرف مقابل, استوار است.


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    یعنى; هر کجا تکلیفى جعل شده است در برابر, عده اى حق پیدا مى کنند, مثلاً زمانى که کسى متاعى را از فروشند ه اى مى خرد, در برخى موارد, براى خریدار (حق فسخ) قرارداده شده است و مشترى با شرایطى خاص و در زمان تعیین شده, مى تواند متاع را باز گرداند و پولى را که پرداخته است باز پس گیرد. اگر دقت شود, در حق فسخ دو چیز موجود است: الف. امتیازى براى خریدار که با آن مى تواند معامله را فسخ کند که در اصطلاح حق نامیده مى شود. ب. وظیفه و تکلیفى بر فروشنده که موظف است پیشنهاد فسخ را از سوى خریدار گردن نهد. نمونه دیگر را در (حق قصاص) مى توان شاهد بود, به خویشان مقتول (اولیاء دم) حق قصاص داده اند در حالى که قاتل یعنى محکوم, مکلف به تسلیم در برابر قصاص کنندگان است. انواع حقوق در قرآن حقوق قرآن را به چهار گروه مى توان تقسیم کرد: 1. قواعدى که امتیاز بهره ورى و تکلیف حق پذیرى در آن متوجه فرد است. (ذى حق و من علیه الحق, فرد است) 2. قواعدى که (ذى حق) و (من علیه الحق) جامعه و یا اکثریت و یا گروهى از افراد جامعه اند. 3. قواعدى که (ذى حق) فرد است و (من علیه الحق) اکثریت افراد را تشکیل مى دهند. 4. قواعدى که (ذى حق) اکثریت افرادند و (من علیه الحق) فرد است.


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    مشترکات قواعد حقوقى قرآن و سایر قواعد حقوقى حقوقدانان به ویژه فلاسفه حقوق براى قواعد حقوقى ویژگیهایى بیان مى کنند, مانند کلى بودن, الزامى بودن, داشتن ضمانت اجرا و… 10 که این ویژگیها در قواعد حقوق قرآن نیز مشهود است. الف. کلى بودن حقوقى که در قرآن به صورت قاعده حقوقى مطرح شده است موردى و شخصى نیست, بلکه عام و فراگیر است. چنان که قواعد حقوقى متعارف نیز چنین ویژگى دارند11, چه این که بر اساس آیات قرآن تمام انسانها در برابر قانون مساوى هستند و هیچ فردى بر دیگرى برترى ندارد. براى نمونه , یکى از حقوق شخص انسان که در شمار حقوق غیرمالى قرارداده شده, حق مصونیت از لطمه زدن به حیثیت و شرافت است. هیچ شخص یا مقامى نباید به این حق مسلم انسان تعدى کند و با تهمت, افترا, دروغ و… حیثیت و آبروى افراد را ببرد. (و الذین یرمون المحصنات الغافلات لعنوا فى الدنیا و الآخرة و لهم عذاب ألیم) نور / 23 کسانى که زنان پاکدامن و بى خبر (از هرگونه آلودگى) و مؤمن را متهم مى کنند در دنیا و آخرت از رحمت الهى بدورند و عذاب بزرگى براى آنهاست.


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    در آیه شریفه که به منظور دفاع از حیثیت و آبروى افراد نازل شده است, ویژگى قواعد حقوقى که همان کلى بودن و فراگیرى است وجود دارد به این معنى که آیه چنان که در بحث اسباب نزول مطرح است اختصاص به کسى ندارد که به عایشه یا ماریه قبطیه تهمت زد, بلکه هر کس در هر ز مان و در هر مکانى که در شرایط مشابه قرار گرفت, اگر چنان تهمتى بزند, شرایط قذف در حق وى جارى خواهد شد (در اصطلاح قرآن پژوهان, ملاک, عموم آیه است نه خصوص سبب). ب. الزامى بودن دومین ویژگى قواعد حقوقى متعارف الزامى بودن آنهاست در عین آن که قاعده حقوقى کلى است و شامل تمام افراد مى گردد وقتى بر موردى تطبیق شد حالت اجبار دارد 12 و براى رسیدن به هدف حقوق و ایجاد نظم و انضباط در جامعه باید رعایت قواعد حقوق الزامى باشد. این ویژگى قواعد حقوقى متعارف در قواعد حقوقى قرآن نیز وجود دارد با این تفاوت که منشأ الزام و ملاک یا عامل الزام در قواعد حقوقى متعارف تنها قرارداد و همبستگى اجتماعى و ترس از واکنش مردم است, اما در قواعد قرآن افزون بر این عوامل, اعتقاد به نظارت پنهان خداون د و پاداش و جزاى او نیز هست. آیه قبل با حدى که براى قذف در شریعت اسلام تعیین شده و الزامى که در آیات دیگر در مورد اجراى حدود الهى بیان گردیده است, نشانگر بُعد الزامى حقوق قرآنى است. براى نمونه حق حیات را مى توان برشمرد که یکى از حقوق فردى به شمار مى آید. در قرآن از بین بردن این حق با کشتن و نابودى همه اجتماع و جامعه, برابر معرفى شده است. (ومن قتل نفساً بغیر نفس أو فساد فى الأرض فکأنّما قتل الناس جمیعاً) مائده / 32 هر کس انسانى را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روى زمین بکشد, چنان است که گویى همه انسانها را گشته است.


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    بنابراین اگر فردى زندگى همه نوع خود را نابود کند و جان او را بگیرد, خانواده مقتول حق خون خواهى و قصاص خواهد داشت. (یا أیها الذین آمنوا کتب علیکم القصاص فى القتلى الحرّ بالحرّ… ) بقره / 78 اى افرادى که ایمان آورده اید, حکم قصاص در مورد کشتگان بر شما الزامى شده است. البته این الزام براى کل جامعه و مجریان احکام است که چشم از این حق بر نگیرند و درخواست خانواده مقتول را بى پاسخ نگذارند و گرنه خود خانواده مقتول در اصل قصاص حق انتخاب دارد. ج. داشتن ضمانت اجرا قاعده حقوقى, قاعده اى است که از سوى دولت وحکومت یا هر نیروى دیگر تضمین شده باشد. 13 در برخى کشورها, قواعد حقوقى ضمانت اجراى مدنى دارد و در تعدادى کشورها ضمانت اجراى کیفرى, در جمهورى اسلامى قواعد حقوقى از سوى حکومت تضمین شده است, حکومت اسلامى موظف است بر قواعد حقوقى قرآن عمل کند و اجراى آنها را تضمین نماید. براى نمونه: حق حاکمیت, نمونه بارز حق عینى است. براساس این حق, هیچ فردى نباید به اموال دیگران دستبرد بزند و آنها را از سلطه و اختیار مالک خارج سازد. اگر شخصى مال دیگرى را سرقت کند, حکومت اسلامى بایستى بر اساس آیات وحى که در شکل یک قاعده حقوقى است مال مالک را از سارق باز پس گیرد و آن را به مالک برگرداند و سارق را نیز مجازات کند. (والسارق و السارقة فاقطعوا أیدیهما جزاء بما کسبا نکالاً من الله) مائده/ 38 دست مرد و زن دزد را به کیفر عملى که انجام داده اند به عنوان یک مجازات الهى قطع کنید. اما از سوى دیگر میان قواعد حقوقى قرآن با سایر نظامهاى حقوقى تفاوتى هست; در قواعد حقوقى متعارف تنها ضمانت اجراى دولتى وجود دارد که اگر ترس از آن نباشد قانون زیر پاگذاشته مى شود, ولى در قواعد حقوقى قرآن, هم حکومت اسلامى و هم ترس از عذاب اخروى, وجدان, تمایل به نزدیکى به خداوند و… اجراى قواعد حقوقى را تضمین مى کنند و مردم را به مراعات آنها وا مى دارند. د. یکى دیگر از ویژگیهاى قواعد متعارف که برخى از حقوقدانان مطرح کرده اند و در قواعد حقوقى قرآن نیز وجود دارد, آن است که حوزه و قلمرو قواعد حقوقى نباید از اجتماع خارج باشد, اگر انسان زندگى اجتماعى ندارد و به صورت کاملاً انفرادى زندگى مى کند نه حقى دارد و ن ه تکلیفى نسبت به دیگران.14 (کان الناس أمّة واحدة فبعث الله النبییّن مبشّرین و منذرین و أنزل معهم الکتاب بالحقّ لیحکم بین الناس فیما اختلفوا فیه) بقره/ 213 مردم یک دسته بودند, خداوند پیامبران را برانگیخت تا مردم را بشارت و بیم دهند, و کتاب آسمانى که به سوى حق دعوت مى کرد, با آنها نازل نمود, تا در میان مردم در آن چه اختلاف داشتند داورى کند. این آیه شریفه و آیات دیگرى که علت نزول کتابهاى آسمانى و آمدن پیامبران را بیان مى کنند همه حاکى از آن هستند که قواعد حقوقى قرآن یا با عبارتى کلى تر قواعد حقوقى اسلام, در صورتى معنى مى یابند که اجتماعى باشند. البته این موضوع در زمینه قواعد حقوق اجتماعى مطرح است, ولى در اسلام و چه بسا سایر ادیان الهى, حقوق دیگرى نیز وجود دارند که در قلمرو حقوق انسان نسبت به خویش یا حق خداوند بر انسان مى گنجند که در آن میدان, هر چند انسان به صورت انفرادى و جداى از جامعه هم باز مشمول همان حقوق است, اما با دقتى دریافت مى شود که در آن موارد نیز انسان با نگاهى الهى و جهان بینى خاص دین, موجودى تنها و کاملاً بریده از همه چیز و همه کس دیده نشده است. چه این که انسان در تنهاترین حالت ها, در محضر خداوند و از آن اوست. وهمین بینش, منشأ حق وق مى شود که در جهان بینى غیرالهى, جاى آن حقوق خالى است. از آن جمله این که انسان همان گونه که حق ندارد جان دیگرى را بگیرد, حق ندارد به جان خود لطمه اى وارد نماید.


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود