جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تکه ای از زندگی علماء

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11

    خجالت تکه ای از زندگی علماء




    قلیان بکش یا نماز شب بخون؟!؟

    نماز شب افضل است یا مطالعه و تحصیل علم؟؟
    تکه ای از زندگی علماء
    عارف بالله آیت الله میرزا جواد آقای ملکی تبریزی میفرمایند:
    اگر کسی در اخبار اهل بیت"علیهم السلام" و احوال پیشینیان از مشایخ بزرگ ما تتبع و تحقیقی داشته باشد در می یابد که نماز شب خواندن با تحصیل علم تضادی ندارد بلکه از اسباب قوی آن میباشد و بسیاری از محصلین را میشناسم که اهل تهجد و شب زنده داری بودند و همین امر سبب استقامت فهم و بارور شدن ذهن آنها در وصول و دستیابی به مطالب حقه در مسایل علمی گشت و به مراتب عالیه علمی نائل آمدند به خلاف طلابی که پیوسته به مطالعه کتب علمیه مشغولند که کمتر میشود فرد صاحب نظری در میان آنها برخیزد .(1)
    شیخ ما مرحوم" علامـه انصـــاری «ره » " در جواب کسی که از او این سوال را نموده بود که نماز شب افضل است یا مطالعه و تحصیل علم؟!؟ چه نیکو جواب گفته است که خطاب به او فرموده بودند:
    تکه ای از زندگی علماء
    آیا تو قلیان میکشی؟! او در پاسخ گفته بود بلی، شیخ فرموده بود:
    به جای دو بار قلیان کشیدن نماز شب بخوان!!! و این جواب متین و محکم است که در آن به فساد این خیال هم اشاره شده و گویا شیخ چنین گفته است که اگر تو تا این اندازه مراقب احوال و اخلاص در اعمالت هستی به گونه ای که برایت تشخیص این مطلب مشکل شده که نماز شب افضل است یا مطالعه و تحصیل علم ، چگونه اوقاتت را به کشیدن قلیان که در باب اقوال مختلف است که یا حرام است و یا مکروه است و یا مباح است میگذرانی؟!؟
    و چطور میشود که بین دو عمل که هر دو مستحب است به بهانه کمی وقت یکی را میخواهی انتخاب کنی در حالیکه در جای دیگر وقتت را به کاری که یا حرام است و یا مکروه و یا لا اقل مباح است صرف کنی؟!
    در حالیکه آن علمی که انسان را بر تهجد و شب زنده داری بر نمی انگیزاند علمی است که نور و بهره و خیری در آن نیست و علم واقعی آن علمی است که بفرموده "امام صادق علیه السلام" ملازم با خشیت باشد و صاحب خشیت نمیتواند ترک شب زنده داری کند و همان بیم و ترس او را به انجام این عمل وا میدارد .(2)
    1- اسرار الصلوة ص 465
    2- عرفان در کلام اولیای ربانی ص 14و15
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    رفقای شیطان

    پیامبر اکرم از شیطان پرسید نظرت درباره علی بن ابی‌طالب، وصی من چیست؟
    شیطان پاسخ داد یا رسول‌الله امکان دستیابی به علی وجود ندارد. این آدم از نظر ما دست‌نیافتنی است چون به پروردگار عالمیان متصل است و ما نمی‌توانیم به او برسیم و من راضی هستم که او کاری با من نداشته باشد چرا که من طاقت یک لحظه دیدار او را ندارم چون نور الهی علی آنقدر قوی است که ما را دفع می‌کند.
    حضرت رسول فرمودندشیطان!‌ رفقای تو در این دنیا چه کسانی هستند؟

    شیطان گفت کسانی که پشت‌سر مردم غیبت می‌کنند و پایبند به نماز نیستند.

    حضرت فرمود: همنشینان تو چه کسانی هستند؟
    شیطان گفت شرابخواران و همچنین تمام زناکاران در آغوش من هستند. پیامبر(صلوات الله علیه) پرسید وکیلان تو چه کسانی هستند شیطان گفت وکیلان من کم‌فروشان، و خزانه‌داران من کسانی هستند که خمس و زکات خود را پرداخت نمی‌کنند.

    پیامبر اکرم (صلوات الله علیه) در ادامه پرسیدشیطان! سرور و شادی تو در چیست؟

    شیطان پاسخ داد در این است که مردم قسم دروغ می‌خورند. حضرت فرمود چشم تو را چه چیزی کور می‌کند شیطان گفت کمکی که به مستمند در تنهایی می‌شود. پیامبر فرمود گوش تو را چه چیزی کر می‌کند شیطان گفت وقتی امت تو دستانشان را به سوی پروردگار بلند کرده و یا الله و یا رب می‌‌گویند.
    پیامبر (صلوات الله علیه) از شیطان پرسید مسجد تو کجاست؟

    شیطان گفت بازارهایی که پر از غش و تقلب در اموال باشد. حضرت فرمود با چه کسی هم غذا هستی شیطان گفت زنان و مردانی که بر سر سفره، نام خدا را نمی‌برند. حضرت فرمود چه کسی پیش تو عزیز است، شیطان گفت کسی که دائم غرق در معصیت است و معصیت را برای لحظه‌ای تعطیل و رها نمی‌کند.

    حضرت رسول از شیطان پرسید آیا تو مؤذنی هم داری؟

    شیطان گفت کارگردانان و مطربان شبانه، مؤذن من هستند.
    حضرت فرمود شکار تو چیست؟
    شیطان گفت مردان چشم چران.
    پیامبر پرسید چه کسی را بیشتر از همه دوست داری؟
    شیطان گفت کسی که با اخلاق و زبانش آرامش یک جامعه و خانواده را برهم می‌ریزد.
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ولادت تا مرجعیت

    عالم ربانی و مرجع بزرگ تقلید شیعیان حضرت آیة الله العظمی حاج شیخ محمد فاضل لنکرانی در سال 1310 هجری شمسی در شهر مقدس قم و در خانواده علم و فضیلت و عمل چشم به جهان گشودند. والد معظم ایشان، مرحوم آیة الله حاج شیخ فاضل لنکرانی از علمای صاحب نام و از اساتید بزرگ حوزه علمیه و از معتمدان و مصاحبان آیة الله العظمی بروجردی مرجع بزرگ شیعیان جهان و از اصحاب استفتاء ایشان، و والده مکرمه شان از فرزندان سادات معروف مبرقع از طوایف اصیل و پاک و خدوم قم بودند.

    ایشان بعد از پایان تحصیلات ابتدائی و دبستانی، ورود به حوزه علمیه را بر هر چیز دیگری ترجیح داده و مشتاقانه برای برآوردن خواست درونی خود که بهره مند شدن از علوم دینی و معنویت بود، به تلاش بی امان و درخشانی در زمینه درس و بحث و مصاحبت بزرگان حوزه پرداختند.
    بدین ترتیب در حالی که فقط 19 سال از عمر خود را پشت سر گذاشته بود وارد آخرین مرحله تحصیلات حوزه یعنی درس خارج گردید.
    تکه ای از زندگی علماء
    در سالهای دهه 40 که آیة الله فاضل لنکرانی دوران جوانی را به کمال میرساندند و فاصله بین سی تا چهل سالگی را سپری می کردند، از مدرسان معروف، برجسته و کاملا شناخته شده ای بودند که فضلای آن روز حوزه علمیه قم سطوح عالیه را در محضر ایشان میخواندند و حوزه های درس مکاسب و کفایه ایشان بسیار پرجاذبه و مجمع اهل فضل بود. در همین سالهای دهه 40 بود که ایشان به درخواست جمعی از شاگردان کفایه خود، درس خارج اصول را آغاز کردند و در جمع علمای والامقام حوزه علمیه قم که در صراط هدایت حوزه در عرصه علم و عمل و فضیلت و معنویت حرکت می کردند، درخششی فوق العاده داشتند. (1)
    نقش آیة الله العظمی فاضل لنکرانی در نهضت اسلامی

    از آغاز نهضت امام رضوان الله تعالی علیه وجهه غالب بر حوزه علمیه، از طلاب گرفته تا فضلا و اساتید و بزرگان حوزه وجهه ارادت به امام و حمایت از او بود اما این طور نبود که همه در این راه خطر و زحمت را هم تحمل کنند بلکه کسانی که بخصوص هنگامی که طاغوتیان فشار را زیاد کرده بودند به استقبال خطر هم می رفتند، معدود و محدود بودند و بیشترین آنها از طلاب و افراد بی اسم و رسم بودند و در این میان آنچه هم مبارزان را تقویت می کرد و هم به طاغوت می فهماند که حامیان امام فقط طلاب مبتدی نیستند اقدام افرادی از مدرسان معروف حوزه مانند آیة الله فاضل بود و طاغوت هم به این افراد خیلی بیشتر حساس بود و ضمنا شخصی مانند آیة الله فاضل، در طرز فکر طلاب و اینکه آنها هم اهل مبارزه و حمایت از امام و نهضت باشند بسیار موثر بود.
    از روزی که امام امت رضوان الله تعالی علیه نهضت خود را شروع کرد آیة الله فاضل وظیفه خود می دانست که در راه امام و خواسته های او تلاش و اقدام کند. می دانید هر مدرسی حاضر نبود درس عمومی آنچنانی را فدای نهضت امام کند، بودند افرادی که این طور فکر می کردند که در پیروی از امام نباید تا آنجا پیش رفت که برایشان ایجاد زحمت کند وا ز درس و بحث محروم شوند.
    اما آیة الله فاضل زحمات و مشکلات، تبعیدهای بسیار سخت را تحمل کرد. و با اینکه با خطر مواجه شد دست از امام و همراهی با امام برنداشت و در آن دوران که باید بگویم امام غریب بود و فداکاری افرادی مانند آیة الله فاضل بسیار موثر بود بنده یادم هست که برخی از علما در آغاز با امام امت همراهی کردند اما ادامه پیدا نکرد، و آیة الله فاضل از مدرسان و چهره های علمی شناخته شده ای بود که در این راه تا پیروزی انقلاب به خدمات و فداکاری های خود ادامه داد.
    انقلاب پیروز شد از نهادهای بسیار موثر در مسائل مربوط به انقلاب جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود. آیة الله فاضل از مؤسسان این نهاد و از شخصیتهای طراز اول این نهاد بود و سالها نیز در رأس جامعه مدرسین و به اصطلاح دبیر جامعه بود جهت عمده این وجاهت، همان جنبه های علمی و اخلاقی و نیز سوابق مبارزاتی ایشان بود که بطور طبیعی در رأس جامعه قرار می گرفت. از آغاز تأسیس جامعه و بخصوص پس از پیروزی انقلاب تا زمان مرجعیت از افراد بسیار فعال و مؤثر جامعه مدرسین بودند و از زمان مرجعیت هم همواره جامعه مدرسین را مورد لطف خود قرار داده اند. (2)
    فضائل و ویژگیهای آیت الله العظمی فاضل لنکرانی

    1 ـ ایشان در سایه پدری مجتهد و مادری از بیت صالحان پرورش یافت که هرگز نباید از تأثیر این بیوت و برکت آنها نسبت به فرزندی که در این خانه به دنیا می آید و پرورش می یابد غافل بود والد آیة الله فاضل از مجتهدان عالی مقدار و مورد توجه خاص آیة الله العظمی بروجردی بود و صداقت و علاقه به اسلام و روحانیت در زندگی او نمایان بود فراموش نمی کنم هنگامی که رئیس شهربانی وقت به برخی از طلاب اهانت کرده بود، این بزرگوار عکس العمل بسیار مناسبی نشان داد که هر که آگاه شد تحسین کرد و آفرین گفت بله غیرت دینی و حساس بودن نسبت به مسائل دین و روحانیت یکی از امتیازات این پدر بود که بحمدالله بأَبه اقتدی عدی فی الکرم.
    2 ـ آیة الله فاضل در سایه استعدادی خدادادی به حدی بودند که بتوانند از درس استادی مانند آیة الله العظمی بروجردی استفاده و درس ایشان را تقریر کند و آیة الله بروجردی با اینکه بسیار مشکل پسند بود تقریر ایشان را تایید کرد.
    3 ـ درس سطح آیة الله فاضل از آغاز تا انجام مورد توجه و استقبال طلاب و فضلا بود چرا؟ برای اینکه عوامل یک تدریس خوب و قابل قبول در ایشان جمع بود یعنی تسلط بر محتوای کتاب، بیان بسیار واضح و منظم، با طمأنینه و آرامش تدریس کردن، بطوری که شاگرد پس از تمام شدن درس احساس کند گرفتار سردرگمی و ابهام نشده است اینها خصوصیات درس ایشان بود.
    شما اگر پیاده شده درس کفایه الاصول راکه توسط یکی از فضلا تنظیم و چاپ شده ملاحظه کنید تصدیق خواهید کرد که این سبک تدریس باید با استقبال طلاب و فضلا روبرو شود.
    4 ـ معظم له با شرکت چندین ساله در درس سه استاد که هر سه از امتیازات فراوان علمی و اخلاقی برخوردار بودند (آیة الله العظمی بروجردی، آیة الله العظمی امام خمینی و حضرت علامه طباطبائی) کمال استفاده را بردند و استعداد درونی خود را شکوفا ساختند و برای هر سه استاد خود افتخار آفریدند زیرا همانطور که استاد خوب برای شاگرد موجب افتخار است شاگرد خوب هم که بتواند مراتب علمی اساتید خود را تلقی و به دیگران منتقل کند موجب افتخار استاد است
    5 ـ تدریس خارج فقه و اصول ایشان تدریسی است به سبک استادشان آیة الله العظمی بروجردی، و حتما می دانید امام امت هم سبک تدریس آیة الله العظمی بروجردی را پسندیده و همان سبک را دنبال می کردند و اصولاً باید گفت آیة الله العظمی بروجردی از جهت سبک استنباط تدریس خارج فقه و اصول در حوزه قم و حتی حوزه نجف تحولی ایجاد کرد و این را هم باید تذکر بدهم که آیة الله فاضل شاگردان خوبی هم داشته و دارند که از افتخارات حوزه می باشند.
    6 ـ می دانید خوب درس خواندن و حتی درس سودمند داشتن ملازم با خوب تقریر کردن نیست آیة الله فاضل با نگاشتن تقریرات بحث صلاة آیة الله العظمی بروجردی و برخی تقریرهای دیگر، این امتیاز را یعنی خوش تقریر بودن را نیز به خوانندگان ارائه داد و تقریرات بحث صلاة آیة الله العظمی بروجردی که مورد تحسین آن بزرگوار هم قرار گرفت و آن را ذخیره علمی خود در حوزه ها دانست از کتابهایی است که همواره در حوزه مورد استفاده خواهد بود.
    7 ـ بنده مدرس خوب و حتی مقرر خوب دیده ام که توان تألیف نداشته و از این حیث راجل بوده است زیرا ملازمه بین تدریس و تقریر و تألیف نیست اما تالیف موسوعه تفصیل الشریعه که بیش از بیست جلد آن منتشر شده، و نیز تألیفات دیگر مانند کتابی که در قواعد فقهیه و نیز کتابی که در مقدمات تفسیر و علوم قرآن نگاشته اند نشان می دهد که معظم له علاوه بر دو امتیاز گذشته یعنی بیان خوب، تقریر خوب در بعد تالیف هم از مؤلفان ممتاز بشمار می آیند ایشان از حدود بیست سالگی تا امروز یعنی در حدود پنجاه سال به نوشتن مباحث علمی اشتغال دارند و این نگارش و تالیف از مشاغل عادی ایشان بحساب می آید زیرا بدون هیچ زحمت و تکلف و با نظم و ترتیب خاص مطالب خود را می نویسند.
    لازم است این جمله را هم عرض کنم که علاقه و ارادت آیة الله فاضل به امام امت (رحمه الله) موجب شد که برای موسوعه فقه خود تحریر الوسیله امام را متن قرار دهندو دیگران هم شاید به پیروی از ایشان این کار خوب را انجام دادند تا بدینوسیله هم د ر طول سالیان دراز تدریس همواره نام امام را به زبان داشته باشند و هم عاملی باشد برای اینکه امام و کتاب امام در حوزه ها بیشتر یاد شود.
    8 ـ کنار این امتیازات علمی حوزوی، تواضع ایشان، با طلاب و فضلا و دوستان حتی غیرروحانی خود جاذبه خاصی را در ایشان ایجاد کرده بود تواضع و خاکی بودن یکی از عوامل محبوبیت است اما اگر این تواضع از عالم و مدرس و مجتهدی دیده شود اثرش چندین برابر است مجلس و محفل ایشان با دوستانش بسیار شیرین و با نشاط و خالی از هرگونه تکبر و تکلف و خود بزرگ بینی بود و همین خصلت خوب باعث شده که معظم له اکنون هم که از مراجع تقلید شیعه هستند با دوستان و ارادتمندان قدیمی خود گر چه اهل علم و روحانی هم نباشند همان برخورد آن دوره ها را دارند.
    9 ـ کسانی که با مسائل علمی سر و کار پیدا کنند و به اصطلاح مستغرق در مباحث علمی و درس و بحث می شوند کمتر حاضر می شوند به کارهای شبه اجرایی تن دهند.
    اما آیة الله فاضل به خاطر علاقه به حوزه و حوزویان و ترقی و تعالی آنان سالهای متمادی در رأس مدیریت حوزه علمیه قم بودند و برای این خدمت وقت می گذاردند و در برنامه ریزی ها و اصلاحاتی که پس از انقلاب تا امروز در حوزه انجام شده سهم بسزایی داشته اند.
    مجموعه این ویژگیها باعث شده که معظم له از مقبولیتی خاص نزد مراجع، مدرسان و فضلا و طلاب و نیز نزد همه جناح های سیاسی علاقمند به نظام اسلامی پیدا کنند و حتی کسانی که در پیروزی انقلاب برای خود سهم موثری قائلند و به این زودی ها هر کسی را نمی پذیرند در مقابل آیة الله فاضل کمال خضوع را دارند و نسبت به ایشان اظهار ارادت می کنند.
    براینها که گفتم بیفزایید که ایشان هم اکنون هم با همه اشتغالاتی که دارند گهگاه از راه دلسوزی برای حوزویان از افت تحصیلی طلاب نگرانند و برای جبران این نقیصه با برنامه های خوبی تا آنجا که شرائط به ایشان اجازه می دهد در صددند که در دروس سطح، طلاب مستعد و کوشا را تشویق وتعدادی از فضلا را به جدیت در راه اجتهاد و فقیه شدن سوق دهند.
    و این قبیل تشویق ها را ایشان از سالها قبل که هنوز مراجع گذشته رحمه الله در حال حیات بودند به طرق دیگر مانند کمک مالی به تعدادی از فضلا انجام می داد.
    کسانی که سرگرم درس و بحث و مسائل علمی می شوند گاهی از حوادث جهان و آنچه در جهان اسلام و شیعه می گذرد غفلت ورزیده و در موارد لازم احساس وظیفه نکرده و موضع گیری لازم را ندارند اما آیة الله فاضل از معدود و محدود مجتهدانی است که از آغاز تا امروز و بخصوص امروز که از مراجع بزرگ شیعه هستند به مسائل جهان اسلام و تشیع و نیز انقلاب و نظام اسلامی و مصالح آن توجه لازم را دارند و در مواقع حساس با موضع گیری های به موقع خود هم مردم را روشن و هم نظام اسلامی را تقویت می کنند.
    همه این مطالبی که گفتم و آنچه نگفتم یک طرف، و این جمله ای که الآن عرض می کنم یک طرف، آنچه بنده را بیش از همه این بزرگواری ها، امتیازات، ویژگیهای اخلاقی و علمی و غیره که در ایشان است جلب می کند علاقه خاص ایشان به اهل بیت و حضرت سیدالشهدا است آری اشک جاری بر گونه های ایشان در مجالس مربوط به حضرت امام حسین شاهد و گواه است که با ارتباط با آن رحمت واسعه و سفینه نجات و مصباح هدی به این همه خیرات و برکات دست یافته است هنیئاًلأر باب النعیم نعیمهم. (3)
    تأسیس مرکز فقهی ائمه اطهار(علیهم السلام) در جهت ترویج و اعتلای مکتب تشیع

    به منظور شناخت نیازهای فقهی و پاسخگویی به آنها، مرکز فقهی ائمه اطهار به دستور حضرت آیة الله العظمی فاضل لنکرانی در سال 1376 تأسیس شد این مرکز که زیر نظر فرزند معظم له حجة الاسلام والمسلمین آقای شیخ محمد جواد فاضل لنکرانی است هم اکنون فعالیتهایی در زمینه آموزش، تحقیق و تألیف و... دارد ... (4)
    ارتحال

    معظّم له پس از عمری تهذیب نفس، تلاش در راه کسب و ترویج علوم الهی و خدمت در تاریخ 26 خرداد 1386 شمسی برابر با ٢٩ جمادی الاول ١٤٢٨ به ملکوت اعلی پیوست و با رحلت او ثلمه ای به اسلام وارد آمد که جایگزینی ندارد.
    در سوم جمادی الثانی (سالروز شهادت حضرت فاطمه(س)) مردم بادیانت قم و بعضی شهرهای دیگر، با حضور کم نظیر و میلیونی، در تشییع پیکر مطهر شرکت جستند و پس از نماز آیت الله العظمی حسین وحید خراسانی، در جوار حضرت معصومه(س) آرمید. (5)

    تکه ای از زندگی علماء




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در سال 1315 شمسی در مشهد، در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود. پدرش مرحوم میرزا محمد کافی، فرزند حاج میرزا احمد کافی یزدی، از علما و روحانیون پرهیزکار و وارسته بود. احمد در سال 1321 در شش سالگی وارد دبستان شد. از ده سالگی محضر استاد حاج میرزا احمد کافی یزدی، به تحصیل علوم دینی پرداخت و در این مسیر بسیار کوشا بود.
    وی پس از دو سال وارد مدرسه علوم دینی مشهد شد و در هجده سالگی، همراه با جدش برای ادامه تحصیل حوزوی به نجف رفت و از محضر علمایی چون ایت الله خویی، ایت الله تبریزی و ایت الله حسین راستی کاشانی به تحصیل پرداخت.
    وی از آغاز با محبت اهل بیت(ع) پرورش یافته بود. علاقه بسیاری به حضور در مجالس امام حسین داشت. همین علاقه در پی ریزی شخصیت او تاثیر بسیار داشت و از او خطیبی توانا و مشهور و موثر ساخت. وی پس از مدتی، از طرف ایت الله مدنی، مامور به خواندن دعای کمیل در صحن امام حسین(ع) و دعای ندبه در مدرسه سید شد.
    بازگشت به قم

    مرحوم کافی، پس از مدتی تحصیل علوم دینی در نجف، به سبب وضعیت بد پدر و کمک به خانواده، مجبور به بازگشت به قم شد. او برخلاف میل خود که خواهان بازگشت به نجف بود. سه سال در قم به ادامه ی تحصیل و در کنار آن، به منبر و موعظه ی مردم پرداخت. او بارها به خاطر سخنرانی محرم خود و موعظه مردم، زندانی یا تبعید شد.
    اقامت در تهران

    وی در سال 1342 به خاطر درخواست های مکرر مردم تهران و نیاز شدید آن شهر به تبلیغ دین و روشنگری در برابر رفتارهای فاسد رژیم شاه، به آن جا رفت و همزمان با سخنرانیهای مذهبی در مسجد، در منزل خود نیز جلسات آموزش قرآن و تعلیم کودکان و نوجوانان و نیز مراسم دعای کمیل و ندبه را تشکیل داد.
    در 23 سالگی با فرزند مرحوم ایت الله سید حسین شاهرودی که از علمای مشهد بود، ازدواج کرد. ثمره ی این ازدواج هفت فرزند است.
    خدمات اجتماعی

    1- ساخت مهدیه

    استقبال گسترده ی مردم از جلسات سخنرانی مرحوم کافی و مراسم دعای کمیل و ندبه، باعث شد که وی ساخت مهدیه را پیشنهاد کند. او با فروش منزل خود و کمک چهار تن از بازاریان خوشنام تهران و نیز عده ی بسیاری مردم، در سال 1348 قطعه زمین چهار هزار متری در خیابان ولی عصر تهران، با نام مهدیه خریداری کرد که ساختمان اولیه آن پانزده هزار نفر را در خود جای می داد.
    2- کمک به نیازمندان

    وی به شیوه های گوناگون به خانواده های بی سرپرست و محروم کمک می کرد. صدها خانواده بی بضاعت را تحت نظر خویش داشت. لوله کشی آب برای ده ها خانواده، تأمین هدایایی چون کفش و لباس و ... برای بی بضاعتان از جمله خدمات ایشان است، که بعدها به همین دلیل به عنوان کمک به خانواده ی خرابکاران و مخالفان شاه، دستگیر شد.
    پس از آزادی از زندان، که تا سه ماه طول کشید، ساواک علاوه بر تعطیل همه ی برنامه های مهدیه، وی را برای یک سال به ایلام تبعید کرد.
    2 - ساخت درمانگاه

    این واحد درمانی که در داخل ساختمان مهدیه بنا شده بود، داروهایی را که خود مردم به آن جا می آوردند، که حتی بعضا بسیار کمیاب وبودند، به رایگان در اختیار نیازمندان قرار می داد.
    4 - ایجاد صندوق قرض الحسنه

    بنای نخستین این صندوق در واپسین روزهیا عمر مرحوم کافی گذارده شد. اما فعالیت اصلی آن، چندی پس از رحلت وی آغاز شد.
    5 - خدمات در تبعید

    تاسیس حوزه علمیه، ساخت مسجد، مدرسه و حمام در ایلام، ساخت و بازسازی چندین حمام، مدرسه و مسجد در دیگر شهرهای استان ایلام، و روستاهای اطراف از جمله خدمات وی در زمان تبعید است.
    وی در شهرهای مختلف، بنای 72 مهدیه را با کمک اهالی پی ریزی کرد.
    او حتی در عربستان سعودی نیز، که هر سال برای حج به آن جا می رفت، فعالیت داشت؛ احداث بناهای مختلف مسجد، مدرسه و چاه های آب از جمله موارد است.
    ارادت به امام خمینی(ره)

    وی از یاوران انقلاب اسلامی ایران و از یاران امام خمینی (ره) بود و بارها در سخنرانی های خود از ایشان حمایت و او را به بزرگی یاد می کرد. وی در یکی از سخنرانی های خود خطاب به حضرت امام گفت:
    ایت الله العظمی خمینی ! بزرگ مرجع شیعه ! افتخار قرآن! افتخار اسلام! افتخار اهل بیت! افتخار این روحانیت! مدافع اسلام و شیعه! با توام آقا ! قربانت بشم آقا! کنار قبر جدت علی(ع) بگو: آقا، آقایم کی می اید؟!.
    امام نیز بارها نسبت به جلسات مهدیه اظهار علاقه کرده بودند و حتی برای ایشان پیام فرستاده، ایشان را به ادامه جلسات تشویق می کردند.
    وی پس از ترور منصور، نخست وزیر وقت، به جرم همدستی با گروه شهید بخارایی دستگیر شد و شش ماه در زندان به سر برد. ایشان در حادثه 15 خرداد نیز توسط ماموران رژیم، دستگیر و زندانی شد.
    مرگ مشکوک

    مرحوم کافی، در چند کیلومتری مشهد در اثر یک تصادف دلخراش، دار فانی را وادع گفت.
    برادر مرحوم کافی، این تصادف را ساختگی و به دستور رژیم شاهی می داند و دلایل بسیار قوی برای این ادعا بر می شمارد.
    مراسم تشییع و تدفین

    جنازه ی مرحوم کافی، همان روز با نظارت ساواک به قوچان منتقل شد. اما مردم جنازه ی ایشان را از بیمارستان خارج کرده، پس از غسل و کفن، با تشریفات خاصی به مشهد بردند. تشییع جنازه ی با شکوه آن مرحوم، با شعار درود بر خمینی همراه بود که ماموران رژیم را به مبارزه کشاند و نهایتا تعدادی از تشیع کنندگان در این مراسم زخمی شدند.
    جنازه به دست ماموران رژیم افتاد و به تهران منتقل شد. جنازه پس از کش و قوسی طولانی با مردم و خانواده ی مرحوم، به مشهد بازگردانده شد و در خواجه ربیع مشهد، به خاک سپرده شد.
    مرحوم کافی، که مویه های جانگدازش در فراق امام مهدی(عج) هنوز در گوش عاشقان آن حضرت طنین انداز است، و عده ای دیدار او را به روز واپسین نهاد. او بارها وصیت کرده بود: وقتی من مرَُدم، اگر در بین هفته بود، جنازه ی مرا بگذارید در سرد خانه باشد تا صبح جمعه مردم کنار جنازه ام دعای ندبه بخوانند و چند یا صاحب الزمان بگویند که مُرده ام هم این ناله هایتان را بشنود.
    روحش شاد و جانش میهمان امامان معصوم علیهم السلام
    ویرایش توسط ولایت پذیر : ۱۳۹۳/۰۹/۱۴ در ساعت ۱۹:۳۵ دلیل: تصحیح سال تولد


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تکه ای از زندگی علماء

  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تکه ای از زندگی علماء

    ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ﯾﻪ ﺟﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺁﻗﺎ ﻣﯿﮕﻪ : ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﻳﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺩﺍﺷﺘﻢ؟
    ﺁﻗﺎﻱ ﺑﻬﺠﺖ ( رحمه الله علیه ) ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺮﻭﻳﻲ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺑﻔﺮﻣﺎﻳﻴﺪ؟
    ﺟﻮﻭﻥ ﮔﻔﺖ: ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﭼﻴﮑﺎﺭ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﻡ؟
    ﺁﻗﺎ ﺑﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﻳﺒﺎﺷﻮﻥ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﺷﻤﺎ ﻧﻤﻲ‌ﺧﻮﺍﺩ ﮐﺎﺭﻱ ﺑﮑﻨﻲ
    ﮐﻪ ﺍﺯ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﻱ!
    ﺷﻤﺎ ﻟﺬﺕ‌ﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﻪ ﺭﻭ ﺗﺮﮎ ﮐﻦ



  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,910
    صلوات
    5880
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    58 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    288



    آیت الله بهجت(ره) معصیت را به چرک و آلودگی تشبیه می کرد و می فرمود معصیت عرض عریضی دارد و انسان را آلوده و زمین گیر می کند، گفت: گاهی لبخند به کسی که در حال عصیان است و اخم به کودکی که در حال طاعت است باعث سقوط انسان می شود.
    تکه ای از زندگی علماء


    حدیث قدسی : برای من باش تا من با همه ربوبیتم برای شما باشم. ...
    امام صادق(ع) : : «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ ما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیه؛ عبودیت و بندگی حق، جوهری است که کنه و حقیت آن ربوبیت است، آن چه انسان در عبودیت از دست می دهد در ربوبیت به دست می آورد.( مصباح الشّریعه، صفحه ۵۳۶ ، طبق نقل میزان الحکمه، واژه ی عبد).


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,910
    صلوات
    5880
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    58 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    288



    دانشجو بود، دنبال عشق و حال،خیلی مقید نبود،یعنی اهل خیلی کارها هم بود،تو یخچال خونه ش مشروب هم میتونستی پیدا کنی….
    از طرف دانشگاه اردو بردنشون قم…قرار شد با مرحوم آیت الله بهجت(ره)هم دیدار داشته باشن..از این به بعد رو بذارید خود حمید براتون تعریف کنه…
    وقتی رسیدیم پیش آقای بهجت،بچه ها تک تک ورود میکردن و سلام میگفتن،آقای بهجت هم به همه سلامی میگفت و تعارف میکرد که وارد بشن…من چندبار خواستم سلام بگم…
    منتظر بودم آقای بهجت به من نگاهی بکنن…امااصلا صورتشون رو به سمت من برنمیگردوندن…درحالیکه بقیه رو خیلی تحویل میگرفتن…
    یه لحظه تو دلم گفتم:”"حمید،میگن این آقا از دل آدما هم میتونه خبر داشته باشه…تو با چه رویی انتظار داری تحویلت بگیره…!!!تو که خودت میدونی چقدر گند زدی…!!!”"
    خلاصه خیلی اون لحظه تو فکرفرو رفتم…تصمیم جدی گرفتم که دور خیلی چیزا خط بکشم،وقتی برگشتیم همه شیشه های مشروب رو شکستم،کارامو سروسامون دادم،تغییر کردم،مدتی گذشت،یکماه بود که روی تصمیمی که گرفته بودم محکم واستادم
    ،از بچه ها شنیدم که یه عده از بچه های دانشگاه دوباره میخوان برن قم،چون تازه رفته بودم با هزار منت و التماس قبول کردن که اسم من رو هم بنویسن،اما به هرحال قبول کردن…

    اینبار که رسیدیم خدمت آقای بهجت،من دم در سرم رو پایین انداخته بودم،اون دفعه ایشون صورتش رو به سمتم نگرفته بود،تو حال خودم بودم که دیدم بچه ها صدام میکنن"حمید..حمید…حاج آقا باشماست”"
    نگاه کردم دیدم آقای بهجت به من اشاره میکنن که بیا جلوتر…آهسته در گوشم گفتن:

    - یکماهه که امام زمانت رو خوشحال کردی…

    تکه ای از زندگی علماء


    حدیث قدسی : برای من باش تا من با همه ربوبیتم برای شما باشم. ...
    امام صادق(ع) : : «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ ما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیه؛ عبودیت و بندگی حق، جوهری است که کنه و حقیت آن ربوبیت است، آن چه انسان در عبودیت از دست می دهد در ربوبیت به دست می آورد.( مصباح الشّریعه، صفحه ۵۳۶ ، طبق نقل میزان الحکمه، واژه ی عبد).


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,910
    صلوات
    5880
    تعداد دلنوشته
    52
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    58 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    45
    آپلود
    0
    گالری
    288



    تجویز امام رضا علیه السلام به آیت الله بهجت

    مرحوم آیت الله بهجت(ره)، حجت الاسلام علی بهجت فرزند عارف بی‌نظیر عالم حضرت آیت الله محمدتقی بهجت رحمه الله علیه نقل می‌کند:
    "در جریان درست کردن قفسه کتاب‌های ایشان(پدر)، دستم زیر قفسه فلزی کتاب رفت و عصب آن قطع شد و تا استخوان برید. در بیمارستان دستم جراحی شد و آن را بخیه کردند. بعد از گذشت چهار پنج ماه دستم خیلی درد گرفت و به تدریج درد آن شدت یافت و من نگران شده بودم ولی در این باره به پدرم چیزی نگفتم چون نگران می‌شدند و تاکید می‌کردند که همان ساعت به پزشک مراجعه کنم و مرتب از آن می‌پرسیدند. دو سه روز از این ماجرا گذشت. یک روز هنگامی که پدرم از حرم امام رضا علیه السلام به دفتر برگشته بودند در حالی که من حواسم متوجه کارم بود، ایشان مطلبی را گفتند که شنیدم ولی توجه نداشتم.

    نیم ساعت بعد جمله پدرم به یادم افتاد. آن‌چه از آن در ذهنم مانده بود، این بود: این طور برایم مکشوف... و بعد کلمه مکشوف را نیمه رها کردند و فرمودند: معلوم شد که اگر کسی جایی از بدنش را که درد می‌کند به هر مکانی از حرم امام رضا علیه السلام بمالد یا دستش را به حرم بمالد و به موضع درد بکشد و این کار را تکرار کند، دردش برطرف می‌شود.

    هنگامی که این جمله یادم آمد با خود گفتم: نکند مخاطب ایشان در آن سخن، خود من بودم! لذا بلافاصله در دفترم یادداشت کردم که آقا چنین مطلبی را به من فرمودند. روز بعد به حرم مشرف شدم و دست خودم را به حرم مالیدم. این کار را روز بعد هم تکرار کردم. درد دستم بهبود یافت و تاکنون هم دیگر درد نگرفته است. تاکید می‌کنم که ایشان مطلقا از درد دست من خبر نداشت چون اگر خبر داشت مرتب پیگیری می‌کرد."


    تکه ای از زندگی علماء


    حدیث قدسی : برای من باش تا من با همه ربوبیتم برای شما باشم. ...
    امام صادق(ع) : : «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه؛ ما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیه؛ عبودیت و بندگی حق، جوهری است که کنه و حقیت آن ربوبیت است، آن چه انسان در عبودیت از دست می دهد در ربوبیت به دست می آورد.( مصباح الشّریعه، صفحه ۵۳۶ ، طبق نقل میزان الحکمه، واژه ی عبد).


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود