صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***عظمت قرآن***

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,109
    صلوات
    49
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    36 روز 15 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    2

    ***عظمت قرآن***




    ***عظمت قرآن***



    انسان و سايرمخلوقات در برابر عظمت قرآن- شيوه هاي هدايت قرآن


    (لـو انزلنـا هذاالقـرآن علـي جبل لـرايته خـاشعا متصـدعا مـن خشيه الله و تلك الامثـال نضـربها للنـاس لعلهم يتفكرون.) «اگر ايـن

    قرآن را بر كوهي فرو مي فرستاديم, يقينا آن(كوه) را از بيـم خدا فروتـن(و) از هـم پاشيده مي ديدي. و ايـن مثل ها را براي مردم

    مـي زنيـم باشـد كه آنان بينديشنـد.
    »«تصـدع»همان «تفرق»است و ايـن كه كسي را كه سردرد دارد «صداع»مي گويند براي آن

    است كه انسان احساس مـي كند ايـن اعصاب دارد از هـم جدا مي شـود, احساس تصدع مي كند يعني تفرق اعصاب سر مي

    كند. هـم چنيـن وقتـي كه مطلب سنگيـن باشد و انسان در آن مطلب غور كند سرش درد مي گيرد لذا خداوند فرمود: كوه

    سردردي گرفت و ايـن سردرد و صداع او مايه تصدع او مي شد و ايـن تصدع او جوارح او را خاشع مي كرد و قهرا ريز ريز مي

    شد, كوه كه ريز ريز مي شـود كره زميـن هـم متلاشي خـواهد شد, چـون كره زميـن به كـوه زنده است.

    خـداوند سبحان در آيات فراوانـي كـوه ها را به منزله لنگر كره زميـن مـي داند. كره زميـن كه در حال حركت است لنگري مي

    خـواهد كه آن را حفظ كند. در آيات فراوانـي از«جبال»به عنـوان «رواسـي»ياد شـده است, رواسـي يعنـي همـان لنگـرهـا

    «بسـم الله مجـراهـا و مـرسيها»«مرسـي»در برابر «جري»
    همان لنگر انداختـن و لنگرگاه است. هيچ جا نيامده كه ما جبال را

    رواسي قرار داديـم بلكه فرمـود ما براي شما رواسـي قرار داديـم, اما در سـوره نازعات مشخص كرد كه «رواسـي»چيست؟ در

    آيه 32 سـوره نازعات فرمـود كه: «والجبال ارسيها»جبـال را رواسـي زميـن قرار داد. در خطبه معروف نهج البلاغه كه حضـرت

    اميـر ـ سلام الله عليه ـ فـرمـود:«و وتـــد بـالصخـور ميـدان ارضه»هـم نـاظر به هميـن است. ميـدان يعنـي اضطراب, «ماد ـ

    يميد»
    يعنـي «اضطرب ـ يضطـرب»ميـدان يعنـي اضطراب, اضطراب اين كره زميـن به وسيله كـوه ها بـرطرف شـد, لذا اين

    كـوه ها به منزله وتـد (ميخ) آرام كننـده اضطراب زميـن است. خوب قهرا اگر كوه متلاشي بشود يعني لنگر از بين برود ايـن

    سفينه هـم غرق خواهد شد, اگر كوه نتـواند قرآن را تحمل كند كره زميـن هـم يقينـا قـرآن را تحمل نخـواهـد كرد. انسان و تحمل

    امانت الهي در پـايان سـوره مبـاركه احزاب مسئله عرض «امانت»مطـرح شـده است: «انا عرضنا الامانه علي السماوات

    والارض والجبال فابيـن ان يحملنها و اشفقـن منها و حملها الانسـان انه كـان ظلـوما جهولا»
    ايـن امانتـي كه عرضه شد مصاديق

    فراوانـي بر او ذكر كرده اند كه در همه ايـن مصـاديق حقيقت قـرآن سهم دارد. گفتنـد منظور از ايـن امـانت ولايت يا معرفت يا

    ديـن و يا قـرآن است, هر كدام از ايـن مصاديق ذكر بشـود بالاخره حقيقت قرآن سهمي دارد, جـداي از آنها نيست همـان طـوري

    كه آنها جـداي از ايـــن نيستند اگر ولايت باشـد كه «ثقل اصغر»است و قرآن «ثقل اكبر»و اگر دين باشـد كه به ايـن ثقل اكبـر

    وابسته است و ماننـد آن.



    ادامه دارد...

    ویرایش توسط مطهره111 : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۱۰:۱۲


    کارتان را برای خدا نکنید
    برای خدا کار کنید...
    تفاوتش زیاد نیست فقط همین قدر که ممکن است امام حسین (ع) در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا.....
    شهید آوینی
    =================================™
    سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات:

    https://encrypted-tbn0.gstatic.com/i...uiGyQnbl1I4zLw
    بی تو،تا دنیاست،دنیایی ندارم...
    اللهم عجل لولیک الفرج

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,109
    صلوات
    49
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    36 روز 15 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    2



    ادامه...
    ***عظمت قرآن***

    اين كه فـرمـود: ما ايـن امانت را بـر سماوات, ارض و جبال عرضه كرديـم, ذكر جبال بعد از ارض ذكر اعظم

    اجزا است نه ذكر خاص بعد از عام, ذكر اعظم اجزا است بعد از ذكر كل. وقتـي جبال نتـوانـد يك باري را

    تحمل كند يقينا ساير اجزاي زميـن هـم نمي توانند حمل كنند. يك وقت است ذكـر خـاص بعداز عام است

    مثل
    «مـن كـان عدوا لله و ملائكته و رسله و جبـريل وميكال»كه ايـن ذكـر خاص بعد از عام است, گاهـي

    ذكر خاص بعد از عام نيست ذكر اعظم اجزاي كل است حالا يا بعد از ذكـر كل يا بـدون ذكـر كل, مثل ايـن

    كه زكـريا ـ سلام الله عليه ـ عرض كـرد:
    «رب اني و هـن العظم منـي واشتعل الراس شيبا»به خدا عرض

    كرد مـن استخوان بدنم نرم و سست شد, استخوان چون محكم تريـن عضو بدن است اگر نرم و سست

    شود چيزي از بدن باقي نمي ماند گوشت و ساير اعضا و عضلات هـم ضعيف خواهد شد و اصولا چيز مهم

    را كه عظيـم مي گويند براي اين كه استخوان دار است از هميـن عظم گرفته شده مطلبي كه استخـوان

    دار باشد يعني مايه دار باشد, شخصي كه مايه دار باشد, مقامي كه مايه دار باشد از آن به عظيـم ياد

    مي كنند مي گويند استخوان دار و مايه دار است. خـوب گاهي ذكر خـاص بعد از عام است گاهـي ذكـر

    اعظم اجزا بعد از ذكـر كل است, گاهـي ذكر خـود اعظم الاجزاست تا ساير اجزا فهميده شـوند. مسئله

    ذكـر جبال بعدالارض از بـاب ذكـر اعظم اجزا بعد از ذكـر كل است. ايـن ابا و سـرپيچـي كه بـراي سمـاوات و

    ارض و جبـال هست ابـاي استكباري نيست تا مذمـوم باشـد آن اباي استكباري را قـرآن ذكـر كـرد و

    مذمـوم شمـرد كه اباي شيطنت است:
    «ابي واستكبر و كان مـن الكافرين»سرپيچي استكباري آن است

    كه انسان بتـواند فرمان خـدا را تحمل كند و عمـدا ابا كنـد و تعدي نمايد. اباي اشفاقي آن است كه ابا كند

    و نپذيرد چون نمي تـواند, چـون به شفقت مي افتد, اين جا شفقت به معناي مشقت است:
    «فابيـن ان

    يحملنها و اشفقـن»
    . اين ابا مذموم نيست و خداي سبحان هم از سماوات و ارض و جبال با مذمت ياد

    نكـرده است, هـر جا از ايـن ها سخـن گفته با اطاعت شان توام است و از آن ها به نيكي ياد مي كند:

    «فقال لها و للارض ائتيا طـوعا او كـرها قالتا اتينا طائعيـن»اما اين جا مـي فرمايد مقدور سماوات و ارض و

    جبال نبـود كه ايـن را تحمل كننـد لذا ايـن كلمه اشفاق را بعد از كلمه ابا ذكر كرد و فرمود:
    «فابين ان

    يحملنها و اشفقـن منها»
    خوب بالاخره حقيقت قـرآن يكـي از مصـاديق بـارز آن امانت است. پس در پايان

    سوره احزاب فرمود: مقدور آسمان و زميـن و كوه ها نبـود كه امانت خدا را تحمل كنند, چـون تكليف ما لا

    يطـاق است. حـالا اگـر بخـواهنـد تحمل كننـد چه مي شوند؟ ريز ريز مي شـوند اگر ما مسئله را پافشاري

    مـي كرديـم از ارض به
    «انزال»تبـديل مـي كرديـم «انا عرضنا الامانه»را به «لو انزلنا هذاالقرآن»مبدل

    مي كرديم و مي گفتيم بايد ايـن بار را بكشيد اينها ريز ريز مـي شـدنـد.
    «لـو انزلنا»ما قبلا عرضه كرديم,

    اينها خواهش كردند مقدور ما نيست, اما الان اگر بخواهيـم بالاتر از عرضه يعني بر ايـن ها انزال كنيم ريز

    ريز مي شوند:
    «لو انزلنا هذاالقرآن علـي جبل لرايته خاشعا متصدعا مـن خشيه الله»اين ظاهر آيه است.


    ویرایش توسط مطهره111 : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۱۶:۰۱


    کارتان را برای خدا نکنید
    برای خدا کار کنید...
    تفاوتش زیاد نیست فقط همین قدر که ممکن است امام حسین (ع) در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا.....
    شهید آوینی
    =================================™
    سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات:

    https://encrypted-tbn0.gstatic.com/i...uiGyQnbl1I4zLw
    بی تو،تا دنیاست،دنیایی ندارم...
    اللهم عجل لولیک الفرج

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,109
    صلوات
    49
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    36 روز 15 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    2



    ادامه...

    ***عظمت قرآن***
    تجلي حق سر عدم تحمل كوه ها

    چـرا قـرآن طـوري است كه كـوه نمـي تـواند آن را تحمل كنـد؟ آيا معنايـش آن است كه يعني ايـن الفاظ قرآن بما لها مـن

    المفاهيـم ايـن علـوم حصـوليه, درك معنـاي ظاهـري, هميـن درك معانـي اي كه مفسـران نـوشته انـد ايـن قـابل حمل كـوه ها

    نيست ؟ يعني همين طوري كه ما از قرآن بهره مي بريـم به هميـن اندازه كه قواعدي و سلسله علومي هست, ايـن قـواعد

    را اگر كسي آشنا باشد و از علـوم قرآن مـدد مي گيرد, از تفسير قـرآن سهم مـي بـرد, هميـن اندازه براي كوه مقدور نيست؟

    كـوه ها را ريز ريز مي كند يا چيز ديگري است؟ از ايـن حقيقت قرآن كه اگر آن بر كوه نازل بشـود كـوه تـوان آن را ندارد؟ اصل

    قرآن را وجـود مبارك حضـرت اميـر ـ سلام الله عليه ـ به عنـوان تجلـي خواست حق ياد مي كند, صغرا را در نهج البلاغه مي

    خـوانيـم كبري را در قرآن كريـم, اصل قـرآن را در نهج البلاغه به عنـوان تجلـي حق ياد مي كند: خداي سبحان وجـود مبارك

    رسـول اكرم ـ صلـي الله عيه وآله و سلـم ـ را بـالحق فـرستاده است: «ليخرج عباده من عباده الاوثان الـي عبادته و مـن طاعه

    الشيطان الي طاعته بقرآن قد بينه و احكمه ليعلـم العباد بهم اذ جعلوه و ليقـروا به بعد اذ جحـدوه و ليثبتـوه بعد اذ انكـروه»آن

    گـاه فرمـود: «فتجلي لهم سبحانه في كتابه مـن غير ان يكـونـوا راوه بمـا اراهـم مـن قـدرته و خـوفهم مـن سطـوته و كيف

    محق مـن محق بالمثلات واحتصد مـن احتصـد بالنقمات...»(خطبه 147) «خـداوند, محمـد(ص) را به حق به پيامبـري مبعوث

    داشت تـا بنـدگانـش را از پرستش بت ها برهانـد و به پـرستـش او وادارد و از فرمان بـرداري شيطان منع كنـد و به فـرمان او

    آورد.با قـرآني كه معانـي آن را روشـن ساخت و بنيانش را استوار داشت تا مردم پروردگارشان را كه نمي شناختن

    بشناسند و پـس از آن كه انكارش مي كردند به او اقرار آورند و پس از آن كه باورش نداشتند وجـودش را معترف شوند. پـس,

    خـداوند سبحان در كتاب خود بـي آن كه او را ببينند, خـود را به بندگانـش آشكار ساخت به آن چه از قدرت خـود به آنان نشان

    داد و از قهر خويـش آنان را ترسانيد كه چگـونه قـومي را به عقاب خـود نابـود كـرده و چه سان كشت هستـي جماعتـي را به

    داس انتقام درو كرده است». در بيانات امام صادق ـ سلام الله عليه ـ هـم ايـن حديث شريف است كه فرمـود: «ان الله سبحانه

    و تعالي تجلي لعباده في كلامه او في كتابه من غير ان يكون راوه». پـس قرآن مي شـود تجلـي حق, ايـن صغراي مسئله,

    كبراي مسئله همان است كه در سـوره اعراف آيه 143 آمـده است كه: «و لما جاء مـوسـي لميقاتنا و كلمه ربه قال رب

    ارني انظر اليك قال لـن تـرينـي و لكـن انظر الـي الجبل فان استقر مكانه فسـوف تريني فلما تجلي ربه للجبل جعله دكا و خر

    مـوسي صعقا فلما افاق قـال سبحـانك تبت اليك و انـا اول المـومنين». پس اگر خدا براي كوه تجلي كند كوه توان حمل ايـن

    جلي را ندارد.

    ویرایش توسط مطهره111 : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۱۶:۲۳


    کارتان را برای خدا نکنید
    برای خدا کار کنید...
    تفاوتش زیاد نیست فقط همین قدر که ممکن است امام حسین (ع) در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا.....
    شهید آوینی
    =================================™
    سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات:

    https://encrypted-tbn0.gstatic.com/i...uiGyQnbl1I4zLw
    بی تو،تا دنیاست،دنیایی ندارم...
    اللهم عجل لولیک الفرج

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,109
    صلوات
    49
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    36 روز 15 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    2



    ادامه...
    ***عظمت قرآن***



    همه ايـن بحث ها در مسئله آخـري از سـوره مباركه حشـر ان شاءالله روشـن خـواهد شـد كه اينها هيچ

    ارتباطـي به مقام ذات اقدس الله ندارد چـون بارها به عرض رسيد كه انبيا در ايـن جا راه ندارنـد تا چه

    رسد به ديگران, صفات ذاتـي هـم كه عيـن ذات حق است آن جا هـم احـدي راه ندارد. تمام ايـن تجليات و

    ظهورات و امثال آن در محـور فعل است و تعينات فعلي, آن جا كه كار خداست همه بحث ها در ايـن محـور

    است آن جا كه ذات خـداست اوليـن مـوحـد و مـولاي همه مـوحـدان كه حضـرت امير ـ سلام الله عليه ـ

    است به همه اعلان خطر كرد كه آن جا منطقه ممنـوعه است «لايـدركه بعدالهمـم و لا يناله غوص

    الفتـن»احـدي آن جا راه ندارد انبيا آن جا راه ندارند تا چه رسـد به شـاگـردان آن ها. تمام ايـن بحث ها در

    محـور تعينات و ظهورات فعلـي ذات اقـدس الهي است ايـن فعل اگر چنان چه بر كـوه بتابد كـوه متلاشـي

    مي شـود. پـس قرآن تجلي حق است و اگر حق براي كوه تجلي كند كوه تـوان آن را ندارد حالا شما نمونه

    هايـش را در روايات پيدا مي كنيد: در كتاب «تـوحيد»صدوق بابـي است به نام «بـاب الـرويه», در آن جـا

    زراره ظاهـرا از امام صـادق ـ سلام الله عليه ـ سـوال مـي كند كه:

    «ما تلك الغشيه التـي كانت تصيب رسـول الله صلـي الله عليه و آله»آن غشيه, آن مـدهـــــوش نه

    بيهوشـي, آن حالي كه به حضرت دست مي داد در هنگام وحـي چه بـود؟ حضرت مي فرمـود:«ذاك اذا

    تجلي الله سبحانه له مـن غير ان يكـون بينه و بيـن الله احد»مي فرمـود آن وقتي كه خدا بلا واسطه براي

    رسولـش ـ صلي الله عليه و آله وسلـم ـ تجلي مي كرد بدون ايـن كه بين خداي سبحان و بيـن رسول خدا

    فرشته اي فاصله و واسطه باشد آن گاه آن حال به پيغمبر دست مي داد كه نمي تـوانست تحمل كند,

    مدهوش مـي شد, خـوب يك درجه بالايـش طـوري است كه اگر پيامبر (ص) ببيند مدهوش مي شود نه

    بي هوش.

    ویرایش توسط مطهره111 : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۱۷:۳۲


    کارتان را برای خدا نکنید
    برای خدا کار کنید...
    تفاوتش زیاد نیست فقط همین قدر که ممکن است امام حسین (ع) در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا.....
    شهید آوینی
    =================================™
    سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات:

    https://encrypted-tbn0.gstatic.com/i...uiGyQnbl1I4zLw
    بی تو،تا دنیاست،دنیایی ندارم...
    اللهم عجل لولیک الفرج

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,109
    صلوات
    49
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    36 روز 15 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    2



    ادامه...


    درجات ديگـري دارد كه مع الـواسطه است تـا بـرسـد به آن مـراحل نازله. در ذيل آيه 41 سـوره نساء: «و جئنا مـن كل امه

    بشهيـد و جئنا بك علي هـولاء شهيدا». آن جا ظاهرا ايـن حديث هست كه ابـن مسعود مي گويد مـن روزي وارد

    مسجدشدم رسـول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلـم ـ تنها بـود به مـن فـرمـود قرآن بخـوان, قرآن را بازكردم و خـوانـدم تا

    به ايـن آيه رسيدم كه ما در قيامت از هر كسي يك شهيدي و شاهدي حاضر مي كنيـم و رسول خدا صلي الله عليه و آله

    و سلـم را شهيد شهدا قرار مـي دهيـم, هـم شهيـد بـر انبيا و اولياينـد هـم شهيد بر امت ها. اين جا به ايـن آيه كه

    رسيدم اشك در چشمان حضرت ظاهر شد و فرمود: «بس است, مـن تعجب مي كنم كسي قرآن بخواند و پير نشود قرآن

    آدم را پير مي كند». آيا همين علوم حصوليه و مفاهيـم و هميـن الفاظ بما لها مـن المعانـي المـوضـوعه است كه انسان را

    پير مـی كنـد؟ باايـن ها كه ما مرتب سـر و كار داريـم و حال آن كه اثـري در ما نـدارد, يا ايـن كه چيز ديگـري در قـرآن

    هست. آيه شـريفه «لـو انزلنا هذاالقرآن...» سخنـي بالاتر از مسئله تحــــدي است. در قرآن شناسـي از نظر خـود قرآن

    كريم چند مسئله است: يكي ايـن كه قرآن همه نيازهاي بشر را الي يوم القيامه به عنـوان خطـوط كلي ترسيـم كرده

    است: «تبيان كل شيء». مسئله ديگر اين است كه احدي نمي تـواند مثل ايـن قرآن را بياورد, اين اعجاز قرآن است. اعجاز

    هـم چنديـن فصل دارد: در بخـش فصاحت و بلاغت, تبيين مسائل حقـوقي, تبييـن معارف, بازگويي اخبار غيب, تبييـن

    مسائل سياسي و امثال آن, قرآن معجزه است.



    ویرایش توسط مطهره111 : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۱۷:۴۲


    کارتان را برای خدا نکنید
    برای خدا کار کنید...
    تفاوتش زیاد نیست فقط همین قدر که ممکن است امام حسین (ع) در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا.....
    شهید آوینی
    =================================™
    سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات:

    https://encrypted-tbn0.gstatic.com/i...uiGyQnbl1I4zLw
    بی تو،تا دنیاست،دنیایی ندارم...
    اللهم عجل لولیک الفرج

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,109
    صلوات
    49
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    36 روز 15 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    2



    ادامه...


    كه خود معجزه يك كتابي است داراي فصولي يك بخش در ايـن است كه اگر همه جـن و انـس جمع بشـوند هـم فكري

    كنند مثل ايـن نمـي تـوانند بياورند امايك بخـش در اين است كه ما ايـن قرآن را اگر بر كـوه نازل مي كرديم كوه تحمل نمي

    كرد ولي انسان تحمل مي كند, ايـن كدام انسان است؟ و كدام قسمت قرآن است كه اگر بر كوه نازل مي شد ايـن كـوه

    ريز ريز مي شد؟ معلـوم مي شـود كه براي قرآن يك مرتبه اي هست كه آن مرتبه اگر بر كوه نازل بشـود كـوه را ريز ريز

    مـي كند اما انسانها تحمل آن را دارنـد ايـن كـدام انسان است كه تحمل آن را دارد؟ در نهج البلاغه چنـد جا سخـن از آن

    است كه خـداي سبحان بر عقـول و انديشه هاي مردم تجلي كرده است, يكي در خطبه 185 است كه فـرمـود: «و تشهد

    له المرائي لا بمحاضـره لـم تحط به الاوهام بل تجلـي لها بها»خداوند براي ايـن اوهام و عقـول به وسيله خـود عقـول

    تجلي كرده است ; يعني اگر ايـن درجه نفـس, خـود را ببيند خدا را مي بيند نه اين كه از خـود پـي به خـدا مـي برد ايـن

    همان برهان «اثر الاقـدام يدل علـي المسير»است ايـن كه معرفت نفـس نيست. انسان خود را بشناسد بگويد مـن چون

    حادث هستم پس محدث مي خواهم, يا مـن چون متحركـم محرك مي خواهم, چون ممكنم واجب مي خواهم, چون

    فقيـرم غنـي مـي خـواهـم, ايـن ها كه راه هاي مـدرسه است و راه هاي «اشهدهـم علـي انفسهم»نيست, ايـن ها

    خـودشان را مـي شناسنـد و مي گويند ما كه ممكنيم واجب مي خواهيـم. اما ايـن بيان حضرت امير (ع) آن است كه ذات

    اقـدس اله در آينه اوهام وعقـول تـابيـد. در بحث هاي «اشهدهـم علي انفسهم»گذشت كه اگر كسي بتواند سر آينه را

    خـم بكند آينه را نشان خـود آينه بدهد آن گاه از آينه سـوال بكند كه چه مي بيني نمي گـويد خـودم را مـي بينـم كه از

    آينه صاحب صورت سوال بكند كه را مي بيني مي گويد تورا مي بينـم, چون در آينه جز صاحب صـورت چيز ديگـري كه

    نيست.



    ویرایش توسط مطهره111 : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۲۰:۳۵


    کارتان را برای خدا نکنید
    برای خدا کار کنید...
    تفاوتش زیاد نیست فقط همین قدر که ممکن است امام حسین (ع) در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا.....
    شهید آوینی
    =================================™
    سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات:

    https://encrypted-tbn0.gstatic.com/i...uiGyQnbl1I4zLw
    بی تو،تا دنیاست،دنیایی ندارم...
    اللهم عجل لولیک الفرج

  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,109
    صلوات
    49
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    36 روز 15 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    2



    ادامه...


    و منظور از آينه آن نيست كه در بازار آينه فـروشان است, بلكه منظور از مرآت همان است كه در كتاب هاي عقلي مي

    گويند مرآت, آن شيشه و جيوه و قاب را نمي گـويند مرآت آن مرآت بالقوه است به وسيله او صورت ديده مي شـود كه ايـن

    مرآت نيست و وسيله صورت صاحب صورت ديده مي شـود چـون آن صورت ما به الرويت است به وسيله او صاحب صورت

    ديده مـي شـود آن صـورت را مي گـويند مرآت, نه آن شيشه جيوه, آن صـورت هـم كه هيچ چيز نيست اگـر از ايـن صـورت

    سـوال بكننـد چيست و كيست؟ مـي گـويد صاحب صـورت, هميـن يك حرف دارد. آيه «و اشهدهـم علـي انفسهم»نيز

    هميـن را بيان كـرد در آن آيه آمـده است كه خـداي سبحان از انسان ها سـوال مي كند كه را مـي بينيـد,

    نمـي گـوينـد ما عبديـم, تو ربي بلكه فقط مي گويند تو, نه ايـن كه به عبوديت خود و ربـوبيت حق اعتراف كنند تا بشـود دو

    چيز. «و اذ اخذ ربك مـن بني آدم مـن ظهورهم ذريتهم و اشهدهـم علي انفسهم الست بربكـم»نه «الستـم عبيدي»و

    «الستـوا بربكـم»نفرمود كه: «مگر نه آن است كه شما بنده ايد و مـن خدايـم»سوال دو چيز نيست و جواب هم دو چيز

    نيست, هم سوال يك چيز است و هـم جواب: «الست بربكـم قالوا بلي».اگر آن صورت هر آينه مي تـوانست حرف بزند

    صاحب صورت از او سـوال مي كرد كه را نشان مي دهي؟ چه خبر است؟ مـي گفت: تـو, نمي گفت مـن و تـو. در مسئله

    تجلي هـم اين چنيـن است نفرمـود كه خداوند به وسيله آيات ديگر براي ايـن عقـول و اوهام تجلـي كرده است كه

    «تجلـي لها بها»يعنـي بـراي هميـن اوهام و نيـروهـاي ادراكي به وسيله خود نيروي ادراكي تجلي كرده است, هميـن ;

    يعني خـود عقل مجلاي حق و مـرآت حق است.


    ویرایش توسط مطهره111 : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۲۰:۳۸


    کارتان را برای خدا نکنید
    برای خدا کار کنید...
    تفاوتش زیاد نیست فقط همین قدر که ممکن است امام حسین (ع) در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا.....
    شهید آوینی
    =================================™
    سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات:

    https://encrypted-tbn0.gstatic.com/i...uiGyQnbl1I4zLw
    بی تو،تا دنیاست،دنیایی ندارم...
    اللهم عجل لولیک الفرج

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,109
    صلوات
    49
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    36 روز 15 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    2



    ادامه...

    در خطبه 186 كه خطبه تـوحيـد است و مرحوم سيدرضي مي فرمايد: وتجمع هذه الخطبه مـن اصول العلم ما لا تجمعه

    خطبه در آن جا مـي فرمايد:«و تشيرالالات الـي نظائرها منعتها منذ القـدمه و حمتها قـد الازليه و جنبتها لــولا التكمله بها

    تجلـي صـانعها للعقـول و بها امتنع عن نظر العيـون لا يجـري عليه السكـون و الحـركه»خـدا كه بـراي عقل تجلـي كرده

    است از ديده ها مستـور است خوب, پـس تجلي خدا براي خـود عقول هست منتها مثل آن است يك صاحب صـورتي

    مثل ايـن كه «ليـس كمثله شيء»اما از باب تشبيه معقـول به محسـوس, مثل ايـن كه آفتابـي در برابـر آينه تابيـد, اما ايـن

    آينه را غبار گرفته است هيچ چيز را نشان نمي دهد ايـن غبار گرفتـن هـم تعبير خـود قرآن كريـم است

    فرمود: «كلا بل ران علي قلوبهم ما كانوا يكسبون»سر ايـن كه نمي فهمند بـراي آن است كه ايـن غذاهـاي مشتبه, ايـن

    حـرفهاي مشتبه, ايـن رفتارهاي مشتبه «رين»است, غبار و چرك است, ايـن چـرك و ريـن صفحه دل را مي پـوشاند, آينه

    دل كه ريـن گرفته است چيزي را نشان نمي دهد: «كلا بل ران علي قلـوبهم ما كانـوا يكسبـون»ريـن هـم همين غبار

    چرك است. پـس تجلي از ايـن طرف هست لذا نه كوه متلاشي مـي شـود نه انسان ها براي آن كه چيزي بـر انسان

    نتابيـد چهار تا الفاظ است و چهار تـا مفهوم است و يادگـرفته نه مفهوم آن وجـود سنگين دارد نه ايـن الفاظ, وجود ذهني

    كه اثر ندارد علـم است كه اثر دارد نه وجود ذهني, تا علـم بشود طول مي كشد, واز وجود ذهني كاري هـم ساخته

    نيست. مفهوم مي شـود كه قرآن حقيقتـي دارد كه به اين آساني تحمل پذير نيست. تحمل ولايت اهل بيت

    ولايت اهل بيت ثقل اصغر است يعنـي عترت پيامبـر ـ عليهم السلام ـ نيز هميـن گـونه است ; يعنـي عترت با حقيقت

    قرآن يكـي است. اگرچنان چه حقيقت ولايت هم در قلب كسـي باشد او هـم تحمل پذير نيست. وقتـي به حضرت امير ـ

    سلام الله عليه ـ گزارش رسيد كه «سهل بـن حنيف»رحلت كرد فرمود: «لو احبني جبل لتهافت»كوه اگر بخـواهد محبت

    مرا در دل بگيرد ريز ريز مـي شـود.





    ویرایش توسط مطهره111 : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۲۰:۴۲


    کارتان را برای خدا نکنید
    برای خدا کار کنید...
    تفاوتش زیاد نیست فقط همین قدر که ممکن است امام حسین (ع) در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا.....
    شهید آوینی
    =================================™
    سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات:

    https://encrypted-tbn0.gstatic.com/i...uiGyQnbl1I4zLw
    بی تو،تا دنیاست،دنیایی ندارم...
    اللهم عجل لولیک الفرج

  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,109
    صلوات
    49
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    36 روز 15 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    2



    ادامه...


    ايـن معنا را كه معادل و هم سنگ و هـم ترازوي هميـن آيه سـوره حشـر است كه: «لـو انزلنا هذاالقرآن علـي جبل لـرايته

    خـاشعا متصـدعا مـن خشيه الله». قرآن و اهل بيت عدلانند و هر كدام از ديگري جـدا نخـواهد شد. آن بيان «لو احبني

    جبل لثهافت»هميـن بيان است, منتها مرحوم سيد رضي ـ رضـوان الله عليه ـ اين چنيـن معنا مي كند كه اگر كسي

    محب مـن باشد آن قدر مسائل و مشكلات بر او وارد مـي شـود كه از پا در ميآيد. خـوب آن معنا هـم في نفسه حق است

    اما نه آن معناي لطيفي كه از اين جمله متوقع است. واقع هم هميـن طور است يعني اگر كسي بخـواهـد آن حقيقت را

    تحمل كنـد از پاي در مـيآيـد چرا يك خبـر سنگين باعث سكته بعضـي مي شـود؟ چـون آن خبر سنگيـن است.

    حالا ما روزي در پيـش داريـم «يوما يجعل الولدان شيبا»و آن حقيقت را قـرآن هم بيان كـرده است. و الان هـم هست. از

    بيان امام هشتـم ـ سلام الله عليه ـ به خـوبي برميآيد فرمـود: «از ما نيست كسي كه بگـويـد بهشت و جهنـم الان خلق

    نشــده است». اين ها را قرآن براي انسان بازگـو كرده است, چطـور ايـن خبـرهاي سنگيـن هيچ اثري در انسان ايجاد

    نمي كند. همان بيان رسول الله ـ صلي الله عليه و آله وسلـم ـ كه فرمـود: «مـن تعجب مي كنـم كسي قرآن بخواند و پير

    نشود». خبر سنگيـن بعضي را از پا در ميآورد و براي بـرخـي هيچ تاثيري نـدارد, سرش هـم ايـن است كه «وجـود

    ذهني»اثر نمي گذارد بلكه علـم و علاقه اثر گذار است. منزلي آتش گرفته دو نفر ايـن خبر را مـي شنـوند: يكـي

    مامـور آتـش نشاني و ديگري صاحب خانه, واكنـش اين دو نفر در برابر ايـن خبر, يك سان نيست, مامور آتـش نشاني با

    خونسردي به وظايف خـود عمل مي كند تا هر چه زودتر آتـش را مهار كند و از ضرر و زيان بيـش تر جلـوگيري نمايـد. اما

    صاحب خانه آن چنان ملتهب و نگـران است كه گاهـي به سكته و مرگ كشيده مي شـود. چرا؟ علت آن علـم و آگاهي

    نيست, چـون هر دو مـي دانند, بلكه علاقه و دل بستگـي است.



    ویرایش توسط مطهره111 : ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ در ساعت ۲۰:۵۰


    کارتان را برای خدا نکنید
    برای خدا کار کنید...
    تفاوتش زیاد نیست فقط همین قدر که ممکن است امام حسین (ع) در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا.....
    شهید آوینی
    =================================™
    سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات:

    https://encrypted-tbn0.gstatic.com/i...uiGyQnbl1I4zLw
    بی تو،تا دنیاست،دنیایی ندارم...
    اللهم عجل لولیک الفرج

  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,109
    صلوات
    49
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    36 روز 15 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    2



    ادامه...


    مامـور آتـش نشاني دلبسته نيست لذا كار خـودش را انجام مي دهد. آن چه در انسان اثر مـي گذارد

    دلبستگـي و علاقه شـديـد است, اگـر آن علاقه بـود انسان مي نالد و اگر نبـود باكـش نيست, ايـن كه

    فرمود:«لـو احبني جبل لتهافت»اگر كـوه بخـواهد محبت مرا تحمل بكند ريز ريز مـي شـود همين است.

    انسان محبـوبـي به ايـن زيبايـي داشته باشـد و او را نبينـد او واقع ما را آدم كرده است يعنـي ايـن اهل

    بيت ـ عليهم السلام ـ ما را آدم كرده اند, اين كه ما قبر ايـن بزرگواران و در حرم اينها را مي بوسيم و مي

    بوئيـم براي ايـن كه اگر آنان نبودند ما بايـد همه الگـوهاي خـود را از كافـران مـي گـرفتيـم, اكنـون

    مـي بينيد كه همه تمدن هاي جـديد از يك طرف و همه امكانات روز از طرف ديگر وقتـي به مسائل

    اخلاقـي مي رسند واقعا «كالانعام بل هـم اضل»هستنـد. ايـران كه متاسفانه در مقايسه با غربـي ها از

    نظر صنعت پيشرفتـي نداشته, يعني نگذاشته اند كه داشته باشد, با ايـن كه استعداد دارد. نياكان ما هـم

    كه قبل از اسلام در اين سرزميـن آتـش پرست بودند, پـس نه سابقه مذهبـي درخشاني داشتيـم نه

    اكنـون پيشرفت صنعتي و علمـي چشـم گيري داريـم, بنابر اين اگر علي و اولاد علـي در ايـن سرزميـن

    نبـودند ما چه مـي شديم؟ ما هرچه داريـم از بركت قرآن و اهل بيت عليهم السلام است, آنان به ما حيات

    دادنـد. بـراي انسان مسافرتـي به كشـورهاي غربـي و كفرآلـود, لازم است تا وضع صنعت و پيشـرفت

    هاي علمـي آنـان را ببينـد بعد وضع اخلاقـي آن هـا را هـم ببيند. انسان گاهي بعضي بولتـن هايي را كه

    به قرآن كريـم اهانت شـده مي خـواند كاملا احساس مـي كند كه ايـن اهانت كننـدگان از هر سنگي

    سخت تراند: «و ان منها كالحجاره او اشد قسوه»يا «كالانعام بل هـم اضل»هيچ چيزي براي آن ها مطرح

    نيست الا درندگـي.



    ویرایش توسط مطهره111 : ۱۳۹۲/۰۴/۱۶ در ساعت ۱۰:۱۳


    کارتان را برای خدا نکنید
    برای خدا کار کنید...
    تفاوتش زیاد نیست فقط همین قدر که ممکن است امام حسین (ع) در کربلا باشد و من در حال کسب علم برای رضای خدا.....
    شهید آوینی
    =================================™
    سلامتی رهبر معظم انقلاب صلوات:

    https://encrypted-tbn0.gstatic.com/i...uiGyQnbl1I4zLw
    بی تو،تا دنیاست،دنیایی ندارم...
    اللهم عجل لولیک الفرج

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود