جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آگاه بودن خدا از مسائل

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آگاه بودن خدا از مسائل




    سلام برای من تعدادی سوالی پیش اومده اگه ممکنه جواب بدید.یه معادله شده برام:

    1-خداوند مگر از همه چیز آگاه نیست پس برای چه آدم را خلق کرد در حالی که نتیجه را میداند؟

    3-مگر خدواند از همه چیز آگاه نیست پس دلیل زندگی در این دنیا چیست.وقتی خدا می داند شمر شمر است و امام حسین شهید راه خداست؟


    ویرایش توسط حکمت : ۱۳۹۲/۰۴/۲۵ در ساعت ۱۰:۴۶


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    604
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    10 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با نام و یاد دوست





    آگاه بودن خدا از مسائل





    کارشناس بحث: استاد اندیشمند




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما کاربر گرامی

    يكي از اوصاف خداوند سبحان علم است و به اين معنا كه به تمام امور دنيا آگاه و دانا است، و از هر چيزي آگاه است. علم خداوند مراتب مختلفي دارد كه برخي از آن ها صفات ذات خداوند است و برخي صفت فعلي.

    خداوند پيش از آنكه اشياء را بيافريند، از آنها همانطور با خبر و آگاه بود كه بعد از آفرينش آنها.[1] بنابراين روايت، خداوند از قبل مي دانسته هر كس چه راهي را انتخاب مي كند و اين را هم مي دانسته كه هر كس آنچه را انتخاب مي كند، با آزادي اراده و اختيار انتخاب مي كند، همانطور كه اصل انجام فعل با علم خدا بوده، شرط آزادي اراده هم بوده است. اگر ما با آزادي، كار خود را انجام دهيم، علم خداوند مطابق واقع خواهد بود و اگر مجبور باشيم خلاف واقع.
    [2]

    علم خداوند به اشياء و افراد و عاقبت آنها موجب پيدايش و بلكه عين پيدايش آنها است. و اگر خداوند آگاه به عاقبت هر فرد نبود، آفرينش آنها بي هدف بود.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداوند متعال جهان مادي را براي تكامل موجودات جسماني و رسيدن آنها به خير و كمال واقعي خودشان آفريده است، و رسيدن به كمال، مراحل مختلفي دارد كه هر موجودي با توجه به شرايط و استعداد خود، آن مراحل را طي مي نمايد. هدف نهايي خداوند متعال در آفرينش انسان (مطابق آيات قرآن) رسيدن به قرب الهي و بهره مند شدن از پايدارترين فيض و رحمت و رضوان الهي است، و هدف متوسط تحقق عبادت و اطاعت از خداي متعال است كه وسيله رسيدن به آن هدف نهائي مي باشد. و هدف نزديكتر، فراهم شدن زمينه هاي مادي و اجتماعي و تحقق شناخت هاي لازم، براي انتخاب آزادانه راه راست زندگي و گسترش خدا پرستي در جامعه است.

    پيمودن راه رشد و كمال، توسط انسان و رسيدن به مقام قرب خدا و يا سقوط در جانب خلاف آن، بدون آفرينش جهان و انسان ممكن نيست. تنها علم خداوند بدون اينكه تحقق پيدا كند و واقع شود علم نخواهد بود. علم در صورتي است كه معلومي باشد. اگر انسان نباشد و اطاعت و عصياني نباشد، علم خداوند به عاقبت هر فرد بي معنا است.[3]



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    268
    مورد تشکر
    4 پست
    حضور
    3 روز 16 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هيچگاه خداوند كسي را بدون اتمام حجت عقاب نخواهد كرد.بنابراين گمراهاني عذاب خواهند شد كه با عمد و آگاهي و از سر لجاجت و طغيانگري از راه خدا و قوانين سعادت بخش وي اعراض كنند؛ اما جاهلان قاصر (نه مقصر) حسابشان جداست و خداوند فرموده است: «عسي ان يرحمهم ربهم» و اينگونه افراد در ميان جهنميان خيلي هم زياد نيستند. و ديگرگناهكاران يا بنحوي از انحا مشمول رحمت الهي ميشوند و يا بامدتي عذاب موقت وارد نعيم ابدي ميشوند.

    اصل خلقت انسان، لطفی است که از طرف خداوند نصیب او شده است. مثل این که کسی سفره ای را پهن کند و عده ای را دعوت کند که بیایند و از غذاهای آماده ی روی سفره میل کنند. حال اگر در این بین کسی با اختیار خود از این غذا نخورد و در اثر گرسنگی عوارض جبران ناشدنی پدید آید، از این جهت اشکالی بر میزبان وارد نیست و نمی توان او را بازخواست کرد که چرا دعوتش کرده است، چه این که اگر دعوتش نمی کرد و به علم خود (که فلان میهمان از غذا نمی خورد) بسنده می کرد، ممکن بود از طرف همان مهمان مورد مواخذه قرار بگیرد که چرا از من دعوت به عمل نیاورده ای و اگر از من دعوت می کردی من از آن غذا می خوردم.[4]



    [1] وافي، باب صفات الذات، به نقل از مكارم شيرازي، ناصر، كتاب خدا را چگونه بشناسيم.
    [2] مكارم شيرازي، ناصر، خدا را چگونه بشناسيم، كانون انتشارات محمدي، چاپ سوم، ص154.
    [3] مصباح يزدي، محمد تقي، آموزش فلسفه، انتشارات سازمان تبليغات ج2، ص403.
    [4] در این پاسخ از نرم افزار پاسخ و سایت اسلام کوئیست بهره گرفته شده است.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود