صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: پژوهشی در روایات در باب مراتب انس با قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27

    پژوهشی در روایات در باب مراتب انس با قرآن




    از اوّلین شبى که قرآن بر رسول اکرم(ص) فرود آمد، سرزمین تشنه از معنویت حجاز در معرض رحمت الهى قرار گرفت و ابواب ارتباط با این منبع فیض الهى برقرار شد و قرآن، حلقه اتّصال آسمان و زمین گردید. انس با کلام وحى و زمزمه آیات آن در شبانه روز به گونه اى بود که پیامبر(ص)، خانه افراد را از صوت قرآن صاحبان آنها مى شناخت.1 عده اى به قرائت، عده اى به حفظ و گروهى به تدبّر در آیات الهى پرداختند و جامعه اسلامى نیز در حال عمل کردن به این آیات نورانى بود.



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    با وجود این، چرا قرآن مى گوید که در قیامت، پیامبر(ص) از مهجوریت قرآن شکایت دارد؟ آیا حضرت از امّت زمان خود گله مى کند یا از مسلمانان بعد از آن دوران؟ به نظر مى رسد با توجّه به ارتباط و علاقه اى که بین اصحاب و پیامبر(ص) در آن زمان بوده است، این شکایت، متوجّه دوران بعد از پیامبر(ص) باشد. روایت معتبرى ذیل آیه: (رب انّ قومى اتّخذوا هذا القرآن مهجوراً) 2 پیدا نشده که منشأ قضاوت صحیح باشد؛ولى با توجّه به آنچه گذشت، احتمال اینکه امّت بعد از پیامبر(ص) مشمول این شکایت باشند، بیشتر است.

    براى خارج شدن قرآن از مهجوریت، این نوشتار در پى آن است که روایات وارد شده در مورد قرآن را به صورتى نظام مند در آورد. البته این نظام در تمام سخنان گهربار پیامبر(ص) و معصومان(ع) وجود دارد (که در نوشته اى مستقل، خواهد آمد).کارى که ما کرده ایم، این است که چنین نظامى را آشکار نموده ایم. حاصل این سیر طولى که در روایات مربوط به قرآن انجام شده، این مى شود که هر کس به فراخور ظرفیت و توان خویش از قرآن بهره گیرد و عدم توانایى در یک مرحله، او را از مراحل قبل محروم نکند؛ مانند روایات مربوط به نماز خواندن که فقها از مجموع روایات، قاعده اى ساخته اند که با توجّه به آن قاعده، هیچ کس عذرى در ترک نماز ندارد و گفته اند: (الصلاة لا یُترک بحالٍ؛ نماز در هیچ حالى نباید ترک شود).




    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    در مورد قرآن نیز اگر بخواهیم آن را از مهجوریت خارج کنیم، هیچ کس نباید تحت هیچ شرایطى ارتباط خود را با آن قطع نماید. البته نماز، حکمى الزامى دارد؛ امّا در مورد قرآن، الزام و تکلیفى در کار نیست.

    اگر روایات مربوط به قرآن را تحت این نظم در نیاوریم، تعارض شدیدى بین آنها وجود خواهد داشت. براى مثال در تعدادى از روایات به قرائت قرآن سفارش شده است و بر این کار تأکید شده، تا جایى که پیامبر(ص) فرموده است: (اگر کسى قرآن را اشتباه هم بخواند و نتواند آن را تصحیح کند، فرشته اى مأمور مى شود تا به صورت صحیح آن را بالا ببرد)3 و یا در دسته اى از روایات، براى شنیدن قرآنْ ثواب قائل شده اند و حتّى شنیدن غیر ارادى آن را هم مستحق پاداش دانسته اند.

    در مقابل، روایات فراوانى وجود دارد که پیامبر(ص) یا ائمه(ع) فرموده اند در قرائت بدون تدبّر و اندیشه، خیرى نیست و یا روایاتى هست که در آنها فقط براى عمل به قرآن، ارزش قائل شده اند.

    این تعارضها باید رفع شوند و رفع تعارض به آن است که گفته شود هر دسته از روایات، شامل گروهى از مخاطبان است. عدّه اى فقط مى توانند قرآن را نگهدارى کنند و حتّى از قرائت آن هم معذورند. گروهى فقط مى توانند آیات آن را به تماشا نشینند. گروهى در آن تدبّر مى کنند. گروهى نیز بدان عمل مى نمایند؛ و آنکه بتواند همه مراتب را داشته باشد، (طوبى له وحُسْنُ مآب).



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    این تقسیم بندى، مؤیّد هم دارد. در روایتى از امام صادق(ع) نقل شده است:

    کتاب اللّه على أربعة: العبارة للعوام، الاشارة للخواص، اللطائف للأولیاء، والحقائق للأنبیاء.4

    نصیب عده اى از قرآن، عبارات و ظاهر آن است و عده اى، ظاهر را اشاره به معناى خاصّى مى دانند. اولیاى الهى به لطائفى از آیات الهى پى مى برند و انبیا با توجّه به بطون آیات الهی5 و مراتب درک به حقایقى مى رسند که دیگران از رسیدن به آن عاجز هستند.

    البته ذکر این نکته ضرورى است که امامان شیعه نیز به حقیقت قرآن پى برده اند و به آنچه از فهم مردمان عادى دور بوده است، آگاه بوده اند. در این جا به روایات مربوط به بطون قرآن اشاره اى مى کنیم؛ چون اثبات بطن براى قرآن، در واقع تأکیدى است بر اینکه اولاً فهم همه انسانها از قرآن برابر نیست. ثانیاً ظاهر و باطن هم امرى نسبى است و آنچه براى شخصى باطن آیه اى محسوب مى شود، براى دیگرى ظاهر است و بالعکس؛6 و این بحث مهمى است.

    در مورد بطون قرآن، دو سؤال مطرح است: یکى اینکه آیا قرآن بطن دارد؟ دوم اینکه تعداد این بطون، چند تاست؟

    در پاسخ به سؤال اوّل باید گفت: قرآن علاوه بر ظاهر، باطنى دارد و روایات، این نکته را ثابت مى کند.



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    امام صادق(ع) فرمود:

    انّ للقرآن ظهراً و بطناً.7

    این روایت، علاوه بر (اصول کافى) در (من لایحضره الفقیه)، (محاسن) برقى و (تفسیر عیاشى) با سندهاى متفاوت، نقل شده است.

    در حدیث دیگرى، جابر نقل مى کند که از امام باقر(ع) از تفسیر آیه اى پرسیدم. حضرت پاسخ داد. دوباره پرسیدم. جواب دیگرى داد. درباره اختلاف دو جواب سؤال کردم. حضرت فرمود:

    ییا جابر! انّ للقرآن بطناً و للبطن ظهراً.8

    البته در کتاب (محاسن)، این روایت به گونه دیگرى هم آمده و به جاى (للبطن ظهراً)، (للبطن بطناً) آمده؛ ولى این اختلاف، مانعى براى وجود بطن براى قرآن نیست.

    امّا درباره سؤال دوم که قرآن چند بطن دارد، مشهور است که تا هفتاد بطن براى قرآن ذکر نموده اند؛ امّا نه عدد هفت و نه هفتاد، روایت معتبرى ندارند. اگر هم این اعداد درست باشد، فقط کثرت را اثبات مى کند؛ چون در عرف ـ و بخصوص در فرهنگ آن زمان ـ از این اعداد براى همین مقصود استفاده مى شده است. نگارنده هنوز هیچ حدیث معتبرى مبنى بر وجود داشتن هفتاد بطن براى قرآن نیافته است و ظاهراً این اعداد، تنها شهرت دارند. البته در مورد هفت بطن هم فقط یک روایت در (عوالى اللئالى) وجود دارد که در آن آمده:

    انّ للقرآن ظهراً وبطناً ولبطنه بطن الى سبعة أبطن.9



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    مولانا در (مثنوى) درباره بطون قرآن، تعبیر به جانِ قرآن کرده است:

    تو ز قرآن اى پسر ظاهر مبین

    دیوْ آدم را نبیند جز که طین

    ظاهر قرآن چو شخص آدمى است

    که نفوسش ظاهر و جانش خفى است10

    و در جاى دیگر، هدایت انسان را در گرو ورود به لایه هاى معانى قرآن مى داند:

    که ز قرآن گر نبیند غیر (قال)

    این عجب نبود ز اصحاب ضلال

    کز شعاع آفتاب پر ز نور

    غیر گرمى مى نیابد چشم کور11

    به عقیده مولوى باید علاوه بر گرمى خورشید به فوائد دیگر آن نیز پى برد و از آن بهره جست؛ چرا که در غیر این صورت، انسان به گوهر هدایتْ دست نخواهد یافت.



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    بعد از این مقدمه به جستجوى دو مطلب در روایات مى پردازیم:

    1) تعریف انس با قرآن؛

    2) شناخت نظامى که در روایات مربوط به انس با قرآن وجود دارد، به طورى که هر کس به فراخور حال خویش مى تواند از این منبع فیض الهى بهره گیرد. این نظام طولى از نگهدارى قرآن در منزل شروع مى شود و تا بالاترین مرتبه آن، یعنى عمل به قرآن، ادامه مى یابد. البته در پایان این نوشتار، از یک مرتبه بالاتر ـ که در این تقسیم بندى نمى گنجد ـ سخن خواهیم گفت.

    ویرایش توسط .:MONTAZER:. : ۱۳۸۷/۰۵/۱۱ در ساعت ۱۷:۴۲


    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    اگر این نظامْ مورد پذیرش قرار گیرد، ثمره مهمّى خواهد داشت و آن، حصول (اخلاقِ تبلیغ) است. سیره پیامبر(ص) در جذب افراد به اسلام، این گونه بوده که همه را به یک دید، نگاه نمى کرده است و حتّى در صورتى که افراد از نظر پذیرش احکام اسلام، با هم برابر بوده اند، به یکباره آنها را به بالاترین مراتب یک حکم دعوت نمى کرده است و این، رمز موفّقیت ایشان بوده و مى تواند درس بزرگى براى مربّیان جامعه باشد.

    ثمره دیگر آن، این است که قرآن از مهجوریت خارج مى شود و هرکس براساس توان خویش از آن، بهره مى گیرد. یکى ممکن است قرآن را فقط قرائت کند و دیگرى در آن بیندیشد و افرادى هم آن را راهنماى خویش قرار دهند و بدان عمل کنند.



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    1) اُنس با قرآن

    (انس) در لغت، معنایى مقابل (وحشت) دارد12 و انس انسان به چیزى، بدین معناست که از آن، هیچ وحشت و اضطرابى ندارد و همراه با آن به آرامش مى رسد. انسانِ کمال طلب، فقط به امور مادّى بسنده نمى کند و به سوى هدفهاى والاترى گام بر مى دارد. لذا وحشت و تنهایى خود را در پناه امور معنوى زائل مى کند. در روایات، به انس با علم و معرفت به قرآن و ذکر خدا سفارش شده است.

    امام على(ع) فرمود: (هر کس با قرآن انس گیرد، از جدایى دوستان، وحشتى نخواهد داشت).13 ایشان همچنین در جواب گروهى که هنگام سفر از ایشان توصیه اى خواسته بودند، فرمود: اگر به دنبال مونسى مى گردید، قرآن برایتان کافى است.14

    آن حضرت در مناجات خویش با خدا چنین زمزمه مى کند:

    اللّهمّ انّک آنسُ الآنسین لأولیائک… إن أوحَشَتْهُمُ الغربة آنسهم ذِکرُک.15

    پروردگارا! تو براى دوستانت مأنوس ترین مونسهایى و اگر غربتْ آنان را به وحشت اندازد، یاد تو مونس تنهایى آنهاست.

    امام سجاد(ع) فرمود:

    اگر هم هیچ موجودى بر روى زمین زنده نماند و من تنها باشم، مادام که قرآن با من است، وحشتى نخواهم داشت.16



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    5,435
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    27



    تعبیرات این چنین در سخنان ائمه(ع) فراوان وجود دارد و معمولاً براى تأکید بر موضوعات مهم، این گونه سخن گفته اند؛ خصوصاً در مورد قرآن که (تبیاناً لکلّ شىء)17 است. آنچه انسان در مسیر هدایت به آن نیاز داشته باشد، در قرآن پیدا مى کند. حتّى اگر انسان در معرض ترنّم آیات الهى قرار گیرد و به آیات آن گوش بسپارد و قصد التذاذ معنوى از آن را نداشته باشد، به ایمانش افزوده مى شود و احساس آرامش مى کند:

    انّما المؤمنون اذا ذکر اللّه وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایماناً. 18

    آنهایى که در محافل قرآنى حضور داشته اند و تا اندازه اى با معانى آن نیز آشنا بوده اند، با شنیدن آیات رحمت به شوق آمده و مسرور گشته اند و از شنیدن آیات عذاب، حالت حزن به خود گرفته اند و در مجموع، ایمانشان استوارتر گشته است؛ چرا که قرآن، هم مى تواند موجبات لذّت معنوى را فراهم کند و هم کتاب عمل باشد. امام صادق(ع) فرمود:

    به دنبال مونسى بودم که در پناه آن، آرامش پیدا کنم، آن را در قرائت قرآن یافتم.19



    دست به دست من بده
    پا به پای من بیا
    نگو امروز مال ما
    بگو فردا رو میخوام


    به لطف الهی فردا از آن ماست....




صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود