صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رمضــــــــــانیـــــــه 92 ❖❖❖ تا پایان ماه رمضان با این تاپیک همراه باشید

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما رمضــــــــــانیـــــــه 92 ❖❖❖ تا پایان ماه رمضان با این تاپیک همراه باشید




    بسمه تعالی

    شروع ضیافت الله با اشاره ای به حضرت بقیة الله(ارواحنا فداه):

    بخشی از وصیت نامه سیدابن طاووس(رحمة الله علیه):


    وليّ كامل و فقيه عارف، سيد بن‌ طاووس اعلي‌الله‌مقامه‌الشريف، كه از ابدال و شيفتگان امام ‌مهدي سلام‌الله‌عليه بوده و آن قدر به شرف حضور امام نايل آمده است كه لهجه و تُن صداي حضرت را مي‌شناخته است، در وصيت نامه پندآموز خويش نوشته است:

    اي فرزندم محمد! تو را و برادرت را و هر كس كه اين (نوشته) را بخواند به آشتي و درستي در معامله با خداي عزّوجلّ و رسول او صلي‌الله‌عليه‌و‌آله و حفظ و رعايت فرمان خدا و رسول، كه درباره ظهور مولاي ما مهدي عليه‌السلام بيان فرموده‌ و بشارت داده‌اند سفارش مي‌كنم.
    چه، قول و عمل بسياري از مردم با عقيدة آنان مخالف است؛ مثلاً بارها ديده‌ام كه اگر بنده‌اي يا اسبي يا درهم و ديناري از آنان گم شود، سراپا متوجه آن مي‌شوند و براي يافتن آن نهايت كوشش را به عمل مي‌آورند؛ اما نديده‌ام كسي براي تأخير ظهور آن حضرت و عقب افتادن إصلاح اسلام و تقويت ايمان مسلمانان و قطع ريشة كافران و ستمكاران، به اندازة دلبستگي به اين امور ناچيز، دلبسته باشد و به اندازه‌اي كه براي از دست دادن اين اشياء متأثر مي‌گردد، متأثر باشد.
    ... روزي به مردي كه به ظاهر دلبسته ظهور شريف آن بزرگوار است و به او دعوي وفاداري مي‌كند و از غيبتش سوگوار و اندوهناك است، گفتم اگر آن حضرت عليه السلام به تو بگويد كه من از طريق پدران خود دانسته‌ام كه اگر ظهور كنم به محض اين كه چشم تو به من(صاحب الزمان روحی له الفدا) افتد، در دم جان خواهي سپرد، اما اگر ظهور من تأخير افتد،20 سال ديگر با كمال خوشي با زن و فرزند و اهل و عيال خواهي زيست، آيا چند روزة زندگاني اين جهان فاني را به تأخير ظهور ترجيح نخواهي داد؟



    و این سوالی جدی است که همه ما باید از خود بپرسیم و پاسخی حقیقی به آن بدهیم!!!!

    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسمه تعالی

    پیامبر اکرم صل الله علیه و آله در خطبه‌ای درباره ماه مبارک رمضان، ضمن توصیه‌های مفصّلی که به مسلمین داشتند، فرمودند: «
    إِنَّ الشَّقِیَّ حَقَّ الشَّقِیِّ مَنْ خَرَجَ عَنْهُ هَذَا الشَّهْرُ وَ لَمْ یُغْفَرْ ذُنُوبُهُ»‌[عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 293.] شقی‌ترین مردم کسی است که ماه مبارک رمضان بر او بگذرد و او سعادتمند و آمرزیده نشود. پیامبر اکرم«صل الله علیه و آله» با این بیان نورانی، از یک سو مژده و بشارت امکان دستیابی به رستگاری و حسن عاقبت در ماه مبارک رمضان را به مسلمین می‌دهند و از سوی دیگر، جمله ایشان یک تهدید جدّی برای افراد بی‌تفاوت نسبت به برکات ماه مبارک رمضان محسوب می‌شود. در واقع، افرادی که ماه مبارک رمضان را درک کنند و نتوانند از این فرصت معنوی گرانبها بهره‌مند شوند و غفران حق تعالی شامل حال آنان نشود و نیز کسانی که نتوانند در این فرصت بی‌نظیر، رشد معنوی بیابند و قدمی به سوی کمال و پیشرفت بردارند، در بیان پیامبر گرامی«صل الله علیه و آله» شقی‌ترین و بدبخت‌ترین مردم هستند.

    همچنین آن حضرت در خطبه آخرین جمعه ماه شعبان درباره برکات این ماه فرمودند: نفس‌های شما در ماه مبارک رمضان تسبیح و خواب شما عبادت است و همه شیاطین در غل و زنجیرند. باید مراقب باشید در این ماه، خود شما غل و زنجیر شیاطین را باز نکنید. فرمودند ملائکه رحمت، مواظبت کامل نسبت به شما دارند و مراقب باشید خود را از حفظ و حراست آنها خارج نکنید و مواظبت ملائکه را از دست ندهید.
    در حین خطبه ‌پیامبر«صل الله علیه و آله» امیرالمؤمنین«علیه السلام» از جابر خواستند و عرض کردند:‌ یا رسول الله! برترین و والاترین عمل در ماه مبارک رمضان چیست؟ پیامبر اکرم«صل الله علیه و آله» در پاسخ فرمودند: «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ» [امالی الصدوق، ص 95.] برترین عمل این است که انسان در ماه مبارک رمضان گناه نکند.

    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ماه رمضان؛ از بين برنده‏ ى مشكلات سير الى اللَّه و ماه جوايز الهى‏




    بسمه تعالی

    «أَلسَّلامُ عَلَيْكَ مِنْ شَهْرٍ هُوَ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ سَلامٌ»

    سلام بر تو! ماهى كه [مايه‏ ى‏] سلامتى و ايمنى از هر امرى مى ‏باشى.

    حضرت آیة الله سعادت پرور(پهلوانی تهرانی)رحمة الله علیه در توضیح عبارت فوق می فرمایند:

    امام سجاد- عليه ‏السّلام- قريب بيست سلام با ماه مبارك رمضان دارد و در هر كدام، به امورى اشاره مى ‏فرمايد كه از خاصيّت‏هاى اين ماه براى اهل ايمان است و از آن برخوردارند و مى‏ توانند به مشكلات سر راه معنويّتشان پايان دهند. و در بخش فوق- به طور سربسته- به آن‏ها اشاره شده؛ زيرا سلام به معناى امنيّت مطلق است و امنيّت مطلق وقتى براى كسى حاصل مى ‏شود، كه سر راه معنويّتش، خار و خاشاك گناه، غفلت‏ها، تعلّقات، هوا پرستى‏ ها و ... نباشد و بتواند به آسانى به سيرالى‏ اللَّه و يا دوام آن ادامه دهد. خاصيّت ماه رمضان آن است كه امر فوق را براى همه اهل ايمان فراهم مى‏ سازد، تا آن كه شب قدرشان از هزار ماه عمر آنان بهتر شود، كه:

    لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر

    شب قدر از هزار ماه بهتر است.

    و به نتيجه و غرض غايى از خلقت نايل گردند و آن همه شب تا مطلع فجر، سلام باشد، كه:

    سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْر

    آن شب تا دميدن سپيده، سلامتى و ايمنى [مطلق‏] است.

    و روز عيد ماه رمضان از جوايز آن برخوردار شوند. در حديث منقول از امام- عليه‏السّلام- آمده كه:

    «قالَ النَّبِىُ‏- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم-: إِذا كانَ أَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ شَوّالٍ نادى‏ مُنادٍ: أَيُها الْمُؤْمِنُونَ! أُغْدُوا إِلى‏ جَوآئِزِكُمْ. ثُمَّ قالَ: يا جابِرُ! جَوآئِزُ اللَّهِ لَيْسَتْ كَجَوآئِزِ هؤُلآءِ الْمُلُوكِ. ثُمَّ قالَ: هُوَ يَوْمُ الْجَوآئِزِ.»

    روايت شده كه امام باقر- عليه‏السّلام- به نقل از پيامبر اكرم- صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم- فرمود: هنگامى كه روز اوّل ماه شوّال فرا مى‏ رسد، مناديى ندا بر مى‏ آورد: اى مؤمنان! صبح كنيد و به سوى جايزه ‏هايتان بشتابيد. سپس فرمود: اى جابر! جايزه‏ هاى خداوند همانند جايزه‏ هاى اين پادشاهان [دنيا] نيست. سپس فرمود:

    آن روز، روز جايزه‏ هاست.

    از اين رو در دعاى ديگر وداع آمده است:

    «وَ أَنْ تَجْعَلَنِى بِرَحْمَتِكَ مِمَّنْ خُزْتَ لَهُ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَها لَهُ خَيْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ فِى أَعْظَمِ الْأَجْرِ وَ كَرآئِمِ الذُّخْرِ.»

    و اين كه مرا به رحمت خويش از كسانى قرار دهى كه شب قدر را براى آنان جمع نمودى [و او را حايز و درك كننده‏ ى آن قرار داده ‏اى‏] و آن را براى او بهتر از هزار شب در بهترين پاداش و گرامى‏ ترين توشه و اندوخته قرار داده‏ اى.

    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ماه رمضان؛ هنگامه ‏ى طهارت از تمامى گناهان‏




    بسمه تعالی

    «أَللَّهُمَّ اغْسِلْنِى فِيهِ [فِى هذَا الْيَوْمِ‏] مِنَ الذُّنُوبِ، وَ طَهِّرْنِى فِيهِ مِنَ الْعُيُوبِ، وَامْتَحِنْ فِيهِ قَلْبِى بِتَقْوَى الْقُلُوبِ. يا مُقِيلَ عَثَراتِ الْمُذْنِبِينَ! بِرَحْمَتِكَ يا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ!»

    خداوندا! در اين [روز] مرا از گناهان شستشو ده و از عيب‏ها پاكيزه گردان.

    و دلم را براى [پذيرش‏] تقواى دل‏ها بگشاى، اى در گذرنده از لغزش‏هاى گناهكاران! به رحمتت، اى مهربان‏ترين مهربان‏ها!

    شرح دعا از آیت الله سعادت پرور(پهلوانی تهرانی)رحمة الله علیه:

    در اين دعا، سه حاجت بسيار بزرگ از خداوند تقاضا شده است: 1. شستشو از گناهان؛ 2. پاكيزگى از تمام عيوب؛ 3. پس از دو امر گذشته تقواى دل و قلب.

    تمام ابتلائات ظاهرى و باطنى بشر در مرحله‏ ى اوّل، با گناهان او ربط دارد. و پس از آن، عيب‏هاى ظاهر ايشان مؤثرند كه تمام گناهان و عيوب، در واقع برخاسته از طبيعت خاكى بشرى مى‏ باشد و در آخر تقوا نداشتن دل و قلب. اگر خداوند بنده‏ اى را به عنايات خويش از استجابت حوايج سه‏ گانه برخوردار نمايد، وى را در زمره‏ ى عبّاد صالح خويش قرار داده و از قرب و انس با خود بهره‏ مند ساخته است. و اگر در ابتلاى آن سه امر بماند، همواره از قرب او سبحانه بى‏ بهره خواهد بود، بلكه به ابتلائات دنيوى و اخروى نيز گرفتار مى ‏گردد. ماه رمضان وقت پاك شدن از ابتلائات و به قرب او سبحانه راه يافتن است، از اين رو فرموده شده:
    «أَللَّهُمَّ اغْسِلْنِى ...»

    اوّلًا: بايد ديد آمرزش الهى چه اثرى و عدم آمرزش چه نتايج سويى دارد كه فرموده شده:
    «اغْسِلْنِى فِيهِ مِنَ الذُّنُوبِ». مراد از گناهان در اين فراز، تمام گناهان ظاهرى كبيره و صغيره است؛ زيرا همه آن‏ها، مانع از رسيدن انسان به كمال انسانيّت مى ‏باشند خداوند مى‏ فرمايد:

    -
    قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ

    بگو: اى بندگان من- كه بر نفس خويش اسراف نموده و از اندازه گذشته ‏ايد!- از رحمت خدا نوميد نشويد، مسلّماً خداوند همه‏ ى گناهان را مى‏ آمرزد، به راستى كه او بسيار آمرزنده و مهربان است.

    -
    وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ‏

    و دسته ‏ى ديگر كه به گناهانشان اعتراف نمودند، در حالى كه عمل شايسته را با عمل بد درآميخته‏ اند، اميد است كه خداوند توبه‏ ى آنان را بپذيرد، به راستى كه خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است.

    -
    كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ كُلٌّ كانُوا ظالِمِينَ‏

    همانند شيوه‏ ى خاندان فرعون و كسانى كه پيش از آن‏ها بودند، آيات پروردگارشان را تكذيب نمودند، پس ما آنان را به واسطه‏ ى گناهانشان نابود ساختيم و خاندان فرعون را غرق نموديم و همه آن‏ها، ستمكار بودند.

    و در حديث آمده است:

    -
    «أَما! إِنَّهُ لَيْسَ عِرْقٌ يَضْرِبُ وَ لا نِكْبَةٌ وَ لا صداعٌ وَ لا مَرَضٌ، إِلّا بِذَنْبٍ وَ ذلِكَ قَوْلُ اللَّهِ- عَزَّوَجَلَّ- فِى كِتابِهِ‏: وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثِيرٍ.»
    آگاه باشيد! كه هيچ رگى [در بدن‏] نمى ‏زند و هيچ گرفتارى و سردرد و بيماريى پيش نمى‏ آيد، مگر به واسطه ‏ى گناه. و اين [مفهوم‏] همان فرمايش خداوند- عزّوجلّ- در كتابش است كه: «و هر مصيبتى كه به شما مى ‏رسد، به واسطه‏ ى دست‏ آورد و اعمال خود شماست و خداوند از بسيارى [از آن‏ها] عفو و گذشت مى‏ كند.»

    - «ما مِنْ نِكْبَةٍ تُصِيبُ الْعَبْدَ إِلّا بِذَنْبٍ، وَ ما يَعْفُو عَنْهُ أَكْثَرُ.»

    هيچ گرفتارى و مصيبتى به بنده نمى‏ رسد، مگر به واسطه‏ ى گناه و آن چه خداوند عفو مى‏ فرمايد، بيشتر است.

    ثانياً معلوم شود پاكيزه شدن از عيب‏ها، چه اثراتى را براى مؤمن، از جهت كمالات معنوى دارد كه فرموده شده: «وَ طَهِّرْنى فِيهِ مِنَ الْعُيُوبِ.»

    مراد از عيوب در اين فراز، تنها عيب‏هاى باطنى و اخلاق و صفات ناپسنديده است؛ زيرا آن‏ها با مقام خلافة اللّهى و مزيّن بودن بشر به تمام اسامى خداوند، تنافى و تضادّ دارد و بلكه با جهل و شرور و فساد عالم خاكى سازگار مى‏باشد و اما برعكس، تمام اخلاق حسنه‏ اى كه با خُلق الهى توافق داشته باشد را مى‏ توان «اخلاق حسنه» ناميد و در واقع خواسته دعا: «وَ طَهِّرْنِى فِيهِ مِنَ الْعُيُوبِ» تقاضاى اخلاق الهى و فطرى مى‏ باشد و
    آن هم از قوّه به فعل و از حجاب به ظهور نخواهد پيوست، مگر به طهارت باطن و ظاهر، از خُلق‏هاى ناپسنديده و البته به عنايت الهى‏.

    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسمه تعالی

    خواجه حافظ شیرازی رحمة الله علیه:

    ز آن مِىِ صاف كز او پخته شود هر خامى‏/گرچه ماه رمضان است، بياور جامى‏

    شرح بیت از علامه طباطبائی رحمة الله علیه،به قلم آیت الله سعادت پرور رحمة الله علیه:
    معشوقا! اگرچه ماه‏ رمضان‏ است و بايد امساك از طعام و شراب نمود؛ ولى آشاميدن شراب صاف مشاهداتت، نه تنها روزه داران را از صيام باز نمى دارد، كه خامان و اهل قشر را هم پخته مى سازد و دعوت به لبّ مى نمايد؛ لذا بندگانت را دعوت به ضيافت نموده‏ اى؛ كه:
    «شَهْرٌ دُعيتُم فيهِ إلى‏ ضِيافَةِ اللَّهِ، وَ جُعِلْتُمْ فيهِ مِنْ أهْلِ كَرامَةِ اللَّهِ.»: ( [ماه مبارك رمضان‏] ماهى است كه در آن به ميهمانى خداوند خوانده شده، و از كسانى كه مورد كرامت الهى قرار مى گيرند، گرديده ‏ايد.- مى ‏خواهى آنان را از تجلّياتت برخوردار نمايى، كه فرموده‏ اى: «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ»: (شب قدر، از هزار ماه بهتر است.- نظر دارى كه بى‏ حجابت ببينند، كه «سَلامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ»: (آن شب تا دميدن سپيده دم، سلامتى است.) مرا هم از آن عناياتت بهره‏ مند ساز و مگذار به هجران و ناكامى بسر برم‏.
    آرى، به يك نظر بندگان الهى مهمان روزه مى باشند؛ و به نظر ديگر، روزه مهمان آنان است. چنانچه ايشان از روزه پذيرايى كامل نمايند، و به وظائف آن عمل كنند، روزه آنها را مهمان ضيافتهاى خود و انعامهايش خواهد كرد؛ كه:
    «وَالحَمْدُللَّهِ الَّذى ..سَبَّلَنا فى سُبُلِ إحْسانِهِ، لِنَسْلُكَها بِمَنِّهِ إلى‏ رِضوانِهِ ... وَالحَمْدُللَّهِ الَّذى جَعَلَ مِنْ تِلْكَ السُّبُلِ شَهْرَهُ شَهْرَ الصِّيامِ شَهْرَ رَمَضانَ وَشَهْرَ الطَّهُورَ وَشَهْرَ الإسْلامِ وَشَهْرَ التَّمحيصِ ... وَأعِنّا عَلى صِيامِهِ بِكَفِّ الجَوارِحِ عَنْ مَعاصيكَ وَاسْتِعْمالِها فيهِ بِما يُرْضيكَ ... أللّهُمَّ! أهِّلْنا فيهِ لِما وَعَدْتَ أوْلِيآئكَ مِنْ.كَرامَتِكَ، وَأوْجِبْ لَنا ما تُوجِبُ لِأهْلِ الإسْتِقْصآءِ لِطاعَتِكَ، وَاجْعَلْنا فى نَظْمِ مَنِ اسْتَحَقَّ الدَّرَجَةَ العُلْيا [الرَّفيعَ الأعْلى‏] مِنْ جَنَّتِكَ [بِرَحْمَتِكَ‏]، وَاسْتَوْجَبَ مُرافَقَةَ الرَّفيعِ الأعْلى‏ مِنْ أهْلِ كَرامَتِكَ، بِفَضْلِكَ وَجُودِكَ وَرَأفَتِكَ.»

    (و حمد و سپاس خدايى را كه ... ما را در راههاى احسان و نيكوكارى خويش روانه ساخته، تا به نيكى و نوازش او آن راهها را به رضا و خشنودى‏ اش بپيماييم ... و سپاس خدايى را كه ماه خويش، ماه روزه، ماه رمضان و ماه پاك كننده، و ماه اسلام و تسليم شدن، و ماه آزمايش را از اين راهها قرار داد ... و ما را با بازداشتن اعضا و جوارح از نافرمانيها و بكار زدن آنها در آنچه تو را خشنود مى نمايد، بر روزه گرفتن در اين ماه يارى فرما ... بار خدايا! ما را در اين ماه سزاوار آنچه كه از كرامت و بزرگوارى‏ ات به اوليا و دوستان خويش وعده دادى، بفرما، و ما را مستوجب و برازنده آنچه كه به آنان كه تمام كوشش خود را در طاعت و عبادتت بكار مى بندند [و يا: ريز ريز عبادتها را بجا مى آورند] عنايت مى فرمايى، بگردان، و در رشته و رده كسانى كه [به مهر و رحمت تو] زيبنده پايه بلند از بهشتت گشته، و به فضل و بخشش و رأفتت شايسته همدمى با بلندپايگان از اهل كرامت و بزرگوارى‏ ات شده ‏اند، قرار ده.)

    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آثار گرسنگی(قابل توجه روزه داران)




    بسمه تعالی

    «اى احمد! كاش شيرينى گرسنگى، سكوت (انديشمندانه از لغو) و تنهايى و نتايج آن‏ها را مى‏ چشيدى. پيامبر عرض كرد: پروردگارا! ثمره گرسنگى چيست؟ خداوند فرمود: «حكمت، حفظ قلب، تقرّب به خداوند متعال، اندوه هميشگى، سبك‏بارى، حق‏گويى و بى‏ پروايى از سخت و آسان زندگى.»


    آثار گرسنگی :

    1-حکمت:
    «كاش شيرينى گرسنگى، سكوت (انديشمندانه از لغو و بيهودگى) تنهايى ونتايج و آثار آن‏ها را مى‏ چشيدى. پيامبر پرسيد: پروردگارا! ثمره گرسنگى چيست؟ خداوند فرمود: حكمت.»


    قرآن كريم‏


    «به هر كس بخواهد حكمت مى‏ دهد و به هر كس حكمت بدهد، قطعاً، خيرى بى‏ شمار عنايت كرده است و جز خردمندان بدين امر متوجه و متذكر نمى‏ شوند.»

    « (مردم را) با حكمت و كلام نيكو به راه پروردگارت فراخوان.»


    «اوست (آن خدايى) كه در ميان درس ناخواندگان، پيامبرى از ميان خودشان برانگيخت تا آياتش را بر آنان بخواند و آن‏ها را پاك گرداند و كتاب و حكمت را به ايشان بياموزد، اگرچه پيش از آن در گمراهى آشكار بودند.»


    حديث‏



    در حديث معراج آمده است:

    «... نتيجه سكوت انديشمندانه، دانش و حكمت است و حاصل حكمت، شناخت است و حاصل شناخت، يقين و اگر بنده به يقين برسد، برايش فرقى نمى‏ كند كه به سختى بگذراند يا به آسانى.»
    «اى احمد! بنده وقتى گرسنه باشد و زبانش را حفظ كند، حكمت را به او مى‏ آموزم؛ اگر كافر باشد، حكمت بر او حجّت و برايش وبال است و اگر مؤمن باشد، برايش نور و برهان و شفا و رحمت خواهد بود؛ پس به آن‏چه نمى‏ داند دانا و به‏ آن‏چه نمى‏ ديده بينا خواهد شد و اوّل چيزى كه به او بنمايانم عيبها و كاستيهاى خودش است تا با مشغول شدن به آن‏ها از پرداختن به عيوب ديگران بازماند و ريزه‏ كاريهاى دانش و گوشه‏ هاى ناپيداى آن را به او نشان دهم تا شيطان از هيچ راهى بر او داخل نشود و او را به فريبهاى شيطان و نفسش بينا سازم تا نفسش، راهى براى غلبه بر او پيدا نكند.»

    در حديث ابى‏ ذر آمده است: «اى ابوذر! هيچ بنده ‏اى در دنيا زهد نورزيد و به آن بى‏ رغبتى نشان نداده؛ مگر آن‏كه خداوند، حكمت را در قلبش رويانده و زبانش را به آن گويا كرده است. عيوب دنيا و درد و درمان آن را به او مى‏ نماياند و او را در حالى از دنيا به سوى دارالسلام (و بهشت) مى‏ برد كه سالم (و از عيوب و نواقص دنيا بركنار) مانده است.»

    امام صادق- عليه‏ السّلام- از پدران بزرگوارش از پيامبر- صلّى اللَّه عليه وآله وسلم- نقل مى‏ كند كه فرمود: «عيسى‏ بن مريم در ميان بنى‏ اسرائيل بپاخواست و گفت: اى بنى اسرائيل! با نادانان به حكمت سخن مگوييد كه (اگر چنين كنيد) به حكمت ستم كرده ‏ايد و اهل حكمت را از حكمت منع نكنيد كه (اگر چنين كنيد) به ايشان ستم كرده ‏ايد و ستمكار را بر انجام جور و جفا يارى مكنيد كه (اگر چنين كنيد) فضل خود را از بين مى‏ بريد.»
    از امام كاظم- عليه ‏السّلام- نقل شده است كه فرمود: «خداوند دل‏هاى مؤمنان را در هم پيچيده، تاريك و آماده پذيرش ايمان آفريد و آن‏گاه كه اراده فرمود درون آن‏ها را روشن كند، با حكمت، آبيارى و با دانش، كشت نمود و كشاورز و سرپرست آن دل‏ها، پروردگار جهانيان است.»
    از امام صادق- عليه ‏السّلام- نقل شده است كه فرمود: «حكمت، گمشده مؤمن است، هر يك از شما گمشده‏ اش را در هر جايى يافت، بايد آن را برگيرد.»
    على- عليه‏ السّلام- مى‏فرمايد: «حكمت را در هر جا باشد به كف آريد؛ زيرا كه حكمت- هنگامى كه- در سينه منافق است، مضطرب و ناآرام مى ‏باشد تا اين‏كه از آن‏جا خارج شود و در كنار ديگر همگنانش در سينه مؤمن آرام گيرد.»

    على- عليه ‏السّلام- مى‏ فرمايد: «حكمت، گمشده مؤمن است، پس هر جا كه باشد آن را به چنگ آريد؛ اگر چه از اهل نفاق باشد.»
    على- عليه ‏السّلام- مى‏ فرمايد: «دل‏ها همچون بدن، گرفته و ناخوش مى‏ شوند؛ پس حكمت‏هاى لطيف و تازه را براى آن‏ها جست‏جو كنيد.»



    ادامه دارد . . . . . .



    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    2-نگهداری دل:

    قرآن كريم‏

    «و هر كس به خداوند ايمان بياورد، دلش را هدايت مى‏ نمايد و خداوند به هر چيز (و هر كار) داناست.»

    «اوست كه آرامش را در دل‏هاى مؤمنين قرار مى‏ دهد تا بر ايمان ايشان بيفزايد.»

    «پروردگارا، پس از آن‏كه ما را هدايت كردى، دل‏هايمان را منحرف و متزلزل مفرما و از نزد خويش رحمتى به ما عنايت فرما كه همانا تو بسيار بخشنده ‏اى.»

    «كسانى كه ايمان آورده و دل‏هايشان به ياد خدا آرام مى‏ گيرد؛ بدانيد دل‏ها به ياد خدا آرام مى‏ گيرد.»

    «هيچ گروهى را نمى ‏يابى كه به خدا و روز قيامت ايمان بياورند و (در همان حال) كسانى را كه با خدا و رسولش دشمنى مى‏ ورزند، دوست داشته باشند؛ هر چند آن افراد، پدران يا فرزندان يا خويش و قبيله آن‏ها باشند. آنان (كسانى هستند كه) خداوند در دل‏هايشان ايمان را ثبت فرموده و با روحى از ناحيه خويش تأييدشان كرده است و به بهشت‏هايى كه از زير آن‏ها نهرها جارى است، ايشان را داخل مى‏ كند، در حالى كه در آن بهشت‏ها جاودانه ‏اند و خدا از آن‏ها خشنود و آن‏ها هم از خدا خشنودند. آن‏ها حزب خدا هستند. بدانيد حزب خدا رستگارند.»

    «و بدانيد كه خداوند بين انسان و دلش حائل مى‏ شود و همه به سوى او برگردانده و نزد او جمع مى‏ شويد.»

    حديث‏

    امام صادق- عليه‏ السّلام- مى‏ فرمايد: «هيچ دلى نيست مگر اين‏كه دو گوش دارد، بر يكى از آن‏ها فرشته ‏اى راهنما مسلّط است و بر ديگرى شيطانى فريبكار. يكى او را به كارى امر مى‏ كند و ديگرى از آن باز می ‏دارد. شيطان به انجام گناهان دستور مى‏ دهد و فرشته از انجام آن‏ها باز مى‏ دارد. اين‏ها مفهوم كلام الهى است كه مى‏ فرمايد: «در جانب راست و چپ انسان (شنونده‏ اى به گوش) نشسته است، انسان هيچ كلامى را بر زبان نمى ‏راند مگر اين‏كه مراقبى آماده نزد او (گمارده شده) هست.»

    از امام باقر- عليه ‏السّلام- نقل شده است كه فرمود: «دل‏ها سه نوع هستند: دل بيمار و وارونه‏ اى كه بر هيچ خيرى راه نمى ‏يابد، كه آن قلب كافر است و دلى كه در آن لكّه ريز سياهى وجود دارد، خير و شر در آن با هم در مقابله و ستيز هستند؛ هر كدام قوى‏ تر بود چيره مى‏ شود و دلى كه گشاده است، در آن چراغى مى‏ درخشد و نورش تا روز قيامت خاموش نمى‏ شود و آن قلب مؤمن است.»

    از اميرالمؤمنين- عليه ‏السّلام- نقل شده است كه فرمود: «عجيب‏ترين چيز در انسان، دل اوست كه در آن مايه‏ هايى از حكمت و زمينه‏ هاى متفاوت و ناسازگارى از خلاف حكمت در آن است؛ اگر به چيزى اميدوار شود، طمع، او را به خفّت و خوارى مى‏ كشاند و اگر طمع بر او حمله‏ ور شود، حرص او را نابود مى‏ سازد و اگر نااميدى بر او مسلّط شود، افسوس او را از پاى در مى‏ آورد. اگر خشم گيرد، آتش غضب در اندرونش شعله ‏ور مى‏ گردد: اگر با خشنودى (از وضع موجود) به نيك‏بختى برسد خويشتن‏دارى را به فراموشى مى‏ سپارد. اگر ترس بر او دست يابد، پرهيز و احتياط، او را به خود مشغول مى‏ سازد. اگر امنيت او را احاطه كند، غفلت او را در مى‏ يابد. اگر نعمت (يكى پس از ديگرى) بر او تازه شود، غرور او را فرا مى‏ گيرد. اگر مصيبتى به او برسد، بيتابى رسوايش‏ مى‏ كند. اگر به مال و منالى دست يابد، بى‏ نيازى او را گردنكش مى‏ كند. اگر فقر او را در تنگنا قرار دهد، بلا و آزمايش او را به خود گرفتار مى‏ سازد. اگر گرسنگى بر او شدّت پيدا كند، ناتوانى بر زمينش مى‏ زند. اگر در سيرى زياده ‏روى كند، پرى شكم خفه‏ اش مى‏ سازد؛ پس هر نوع كوتاهى براى او خسارت‏ بار و هر نوع زياده ‏روى ويرانگر است.»

    در بخشى از حديثى طولانى از امام سجّاد- عليه‏ السّلام- آمده است: «بدانيد كه دل را چهار ديده است: با دو ديده امر دين و دنيايش را مى‏ بيند و با دو ديده امر آخرتش را مى‏ نگرد؛ پس هر گاه خداوند براى بنده ‏اى خير بخواهد، ديدگان دلش را مى‏ گشايد و با آن‏ها غيب و امور نهانى و آخرتش را مشاهده مى‏ نمايد و هرگاه چيز ديگرى برايش اراده كند، دل را در هر وضعى كه هست رها مى‏ كند.»

    از فقه الرضا- عليه‏ السّلام- نقل شده است: «خداوند در ميان بندگانش ظرفى مخصوص به خود دارد كه همان قلب است و محبوب‏ترين قلب‏ها در نزد او پاك‏ترين، محكم‏ترين، شفاف‏ترين و مهربان‏ترين آن‏هاست. يعنى محكم‏ترين آن‏ها نسبت به دين خدا، پاك‏ترين آن‏ها از گناهان و شفاف‏ترين و مهربان‏ترين آن‏ها نسبت به برادران.»

    سليمان بن خالد مى‏ گويد: از امام صادق- عليه‏ السّلام- شنيدم كه فرمود: «هرگاه خداوند خير بنده‏ اى را اراده كند، در قلبش نقطه‏ اى نورانى پديد مى‏ آورد و گوش دلش را باز مى‏ كند و فرشته‏ اى بر او مى‏ گمارد تا او را محكم و استوار نگه دارد و هرگاه بدى بنده‏ اى را اراده كند، درقلبش نقطه ‏اى تاريك پديد مى‏ آورد و گوش دلش‏ را مى‏ بندد و شيطانى بر او مى ‏گمارد تا او را از راه بيرون‏ برد. آن‏گاه اين‏ آيه را تلاوت فرمود: «فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ»؛ (هر كس كه خداوند اراده فرمايد هدايتش كند، سينه ‏اش را گشاده مى ‏سازد).»

    از امام صادق- عليه ‏السّلام- در توضيح آيه‏ «أَنَّ اللَّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ» نقل شده است كه فرمود: چشم، گوش، زبان و دست انسان به چيزى (يا انجام كارى) ميل مى‏ كند.

    اگر به انجام آن‏چه ميل مى‏ كند رو بياورد آن كار را انجام نمى ‏دهد؛ مگر اين‏كه دلش از آن راضى نيست و آن را نمى‏ پذيرد و مى‏ داند آن كار درست نيست و خلاف حق است.» و در خبر هشام از امام صادق- عليه‏ السّلام- آمده است كه امام- عليه‏ السّلام- فرمود: «خداوند بين انسان و بين اين اشتباه كه باطل را حق بپندارد، حائل مى‏ شود.»

    پيامبر- صلّى اللَّه عليه وآله وسلم- مى‏ فرمايد: «داوود در مناجات با خداى خويش عرض كرد: «اى خداى من! هر پادشاهى را خزانه ‏اى است، خزانه تو كجاست؟ خداى بزرگ فرمود:
    مرا خزانه‏ اى است كه از عرش بزرگتر، از كرسى فراتر، از بهشت پاكيزه ‏تر و از ملكوت آراسته ‏تر است، زمين آن معرفت، آسمانش ايمان، خورشيدش شوق، ماهش محبّت، ستارگانش انديشه ‏هاى برتر، ابرش عقل، بارانش رحمت، ميوه ‏اش طاعت و نتيجه ‏اش حكمت است. داراى چهار در است: علم، حلم، صبر و رضا. بدانيد آن خزانه، قلب است.»

    پيامبر- صلّى اللَّه عليه وآله وسلم- فرمود: «اگر شياطين بر دل‏هاى آدميزاد احاطه نداشتند، انسان‏ها ملكوت را نظاره مى‏ كردند.»

    امام حسن عسكرى- عليه ‏السّلام- مى‏ فرمايد: «وقتى دل‏ها با نشاط است، (حكمت و معرفت و ...) را به آن‏ها عرضه كنيد و هرگاه دل‏ها فرارى بود، آن‏ها را رها كنيد.»

    پيامبر- صلّى اللَّه عليه وآله وسلم- مى‏ فرمايد: «بر هر دلى شيطانى آويخته و همراه است؛ پس هرگاه نام خدا را ياد كند، آن شيطان دور شده و ذوب مى ‏شود و هرگاه ياد خدا را ترك كند، شيطان او را به سوى خود مى‏ كشد، گمراه مى‏ گرداند، از راه مى‏ لغزاند و به سركشى وا مى ‏دارد.»

    امام صادق- عليه ‏السّلام- مى‏ فرمايد: «پدرم امام باقر- عليه‏ السّلام- مى‏ فرمود: هيچ چيز براى دل تباه‏ كننده ‏تر از گناه نيست. دل، گناهى مى‏ كند و به آن مشغول است تا اين‏كه گناه بر او چيره مى‏ شود و زير و رويش مى‏ كند (بدى را برايش خوب و خوبى را بد و حق را باطل و باطل را (حق جلوه مى‏ دهد.).»

    على ‏بن جعفر از برادرش از پدرش امام صادق- عليه ‏السّلام- نقل مى‏ كند كه فرمود:
    «خداى بزرگ به موسى‏- عليه ‏السّلام- وحى فرمود: اى موسى! از مال زياد خوشحال مشو و ياد مرا در هيچ حالى ترك مكن؛ زيرا مال زياد، گناهان را به فراموشى مى‏ سپارد و ترك ياد من دل را تيره مى‏ سازد.»

    توضیحاتی از حضرت آیة الله سعادت پرور(پهلوانی تهرانی)رحمة الله علیه:

    از مجموع اين آيات و روايات استفاده مى‏ شود كه سالك جوينده كمال، بايد دلش را از هرچه شايسته دل‏ مشغولى نيست، حفظ كند. نيز با دقت در آيات و رواياتى كه ذكر شد و نظائر آن‏ها، تمام مواردى كه دل مشغولى به آن‏ها شايسته نيست، روشن خواهد شد. مطلب قابل توجه آن است كه حفظ قلب، جز با عنايت خداوند متعال ممكن نيست و عنايت الهى در واقع همان هدايت، ايمان، آرامش و حكمت است. هر گاه دل به زيور اين فضيلتها آراسته شد، از آثار هواى نفسانى، گناه، وسوسه ‏هاى شيطان، وابستگى به عالم طبيعت، محبت دنياى دون و هرچه كه موجب غفلت و بازماندن از ياد خداست، حفظ مى‏ شود. جز ياد خدا را برنمى‏ گزيند و جز عبادت او را نمى‏ پذيرد؛ زيرا به جايگاه اصلى خود بازگشته و حرم امن الهى شده است. چنان‏كه امام صادق- عليه ‏السّلام- مى‏ فرمايد: «دل، حرم پروردگار است؛ پس چيزى جز خدا را در حرم خدا راه نده.» دل در اين صورت مى ‏تواند ملكوت را نظاره كند. اما از اين بخش حديث كه ثمره گرسنگى را حكمت و حفظ قلب معرفى فرمود، معلوم مى‏ شود كه گرسنگى، اثر ويژه ‏اى در جلب عنايت الهى دارد.


    ادامه دارد . . . . . .

    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    3-تقرب به خداوند متعال

    قرآن كريم‏

    «بزودى نشانه‏ هاى خويش را در عالم طبيعت و در اندرونشان به آن‏ها مى‏ نمايانيم تا براى ايشان روشن شود كه همانا او حقّ است. آيا در استدلال بر پروردگارت همين كافى نيست كه او، بر هر چيزى گواه و حاضر است؟ بدانيد كه آن‏ها نسبت به لقاء پروردگارشان درترديد هستند. آگاه باشيد كه او بر هر چيز محيط و مسلّط است.»

    «هرچه در آسمان‏ها و زمين است، از آن اوست و آنان‏كه در نزد او (مقرّب) هستند، از عبادت پروردگار تكبر نكرده و خسته نمى‏ شوند.»

    «پس اگر ايشان تكبر كردند، (بدان) كسانى كه در نزد پروردگارت (مقرّب) هستند، شب و روز او را تسبيح مى‏ كنند و خسته نمى‏ شوند.»

    «همانا كسانى كه در نزد پروردگارت (مقرّب) هستند، نسبت به عبادت او تكبر و گردن‏ فرازى نكرده و او را تسبيح و سجده مى‏ نمايند.»

    «پرهيزكاران را در (قرب) جوار پروردگارشان بهشتهايى سراسر نعمت، اختصاص يافته است.»

    «پرهيزكاران در ميان باغها و نهرهاى بهشتى، در جايگاه صدق، در (قرب) جوار پادشاه مقتدر، آرام گرفته‏ اند.»

    «ايشان را در (قرب) جوار پروردگارشان، خانه امن و آسودگى است و او در آن‏چه انجام مى‏ دهند، ايشان را سرپرست و دستگير است.»

    «و آن‏هايى را كه در راه خدا كشته شدند، مرده مپنداريد؛ بلكه زنده‏ اند و در نزد (قرب) پروردگارشان روزى داده مى‏ شوند.»

    حديث‏

    در حديث معراج درباره صفات اهل خير و آخرت آمده است: «هيچ چيز، حتى به قدر چشم برهم زدنى، آنان را از خدا باز نمى‏ دارد.»

    «در دلش توجّه به مخلوق نمى ‏يابم ... در برابر روحش تمام درهاى آسمان را مى‏ گشايم و تمام حجابهاى بين خود و او را بر مى ‏دارم ... و ميان من و روحش هيچ حجابى وجود ندارد.»

    «و راز و نيازشان با پروردگارشان است كه برتر از هر چيز و مسلّط بر علم و قدرت آن‏هاست.»

    نيز در خصوص آن‏چه در آخرت به اهل زهد داده مى‏ شود، آمده است: «و بر روى خود از ايشان پرده نپوشم و به اقسام لذّت‏ها، همچون هم‏ كلامى و همنشينى با خودم در مقعد صدق، بهره‏ مندشان سازم و با آنان از كارها و زحمات دنيايشان ياد كنم و چهار در به روى آن‏ها بگشايم ... درى كه هرگاه بخواهند، بى‏ هيچ سختى از آن در، مرا بنگرند.»

    «اى احمد! ورع و پارسايى، درهاى عبادت را بر روى بنده مى‏ گشايد و بنده به سبب آن در نزد مردم، بزرگ داشته مى‏ شود و به واسطه آن به خداى بزرگ مى ‏رسد.»

    و در خصوص آن‏چه به كسانى داده مى‏ شود كه براى خشنودى او كار كرده ‏اند، آمده است: «و چشم دلش را به روى جلال و عظمتم بگشايم، علم بندگان خاصّم را از او پنهان ندارم، در تاريكى شب و روشناى روز با او نجوا كنم تا از هم‏سخنى و همنشينى با مخلوق، يك‏سره دست كشد و كلام خود و فرشتگانم را به او مى‏ شنوانم و سرّى را كه از خلقم پنهان داشته‏ ام، بر او آشكار مى‏ سازم ... سپس كارنامه‏ اش را در دست راستش مى‏ گذارم، آن را گشوده مى‏ خواند و بين خودم و او واسطه‏اى در سخن گفتن قرار نخواهم داد، آن‏گاه او را به سوى خود برمى‏ كشم، پس گاه به طرفين متمايل مى‏ شود، گاه مى‏ ايستد، گاه مى‏ نشيند و گاه آرام مى‏ گيرد و سرانجام از صراط مى ‏گذرد ... سپس حجاب بين خود و او را برمى‏ دارم و او را از مكالمه با خودم بهره‏ مند ساخته و لذّت نظاره بر خودم را به او مى ‏چشانم ... و عقل و ادراكش را يكسره در شناخت خود، غرق و مشغول سازم و خود به جاى عقل او به حكومت و قضاوت بنشينم و مرگ و شدّت و تلخى و ترس آن را برايش آسان گردانم ... ملائكه و فرشتگان بالاى سرش به خدمت مى‏ ايستند، در دست هر فرشته‏ اى جامى از آب كوثر و جامى از شراب موجود است كه روحش را با آن سيراب مى‏ سازند تا شدّت و سختى مرگ از ميان برود و مژده بزرگى به او مى ‏دهند و به او مى ‏گويند: پاكيزه‏ اى و جايگاهت پاكيزه باد، تو بر خداى عزيز كريم و حبيب قريب، وارد خواهى شد. آن‏گاه روح او از ميان فرشتگان پرواز كرده و در كمتر از چشم بر هم زدنى به سوى خداوند بالا مى ‏رود و بين او و خداوند هيچ پرده و حجابى باقى نمى‏ ماند و خداوند عزّ و جل به او مشتاق است ... خداوند متعال مى‏ فرمايد: به عزّت و جلالم سوگند هيچگاه بين خودم و تو حجابى قرار ندهم تا هر گاه اراده كنى بر من وارد شوى. اين رفتارى است كه با دوستانم مى ‏كنم.»

    محمد بن عبداللَّه خراسانى، خادم حضرت رضا- عليه ‏السّلام- مى‏ گويد:
    «يكى از زنادقه به امام رضا- عليه ‏السّلام- گفت: چرا خداوند در پرده و حجاب قرار گرفته است؟ امام- عليه‏ السّلام- پاسخ داد: حجاب به مردم و زيادى گناهانشان مربوط است؛ اما بر خداوند، هيچ ذرّه ناپيدايى در لحظات شب و روز پنهان نيست.»

    از اميرالمؤمنين- عليه ‏السّلام- سؤال شد: «خدايت را به چه وسيله شناختى؟
    حضرت فرمود: با آن‏چه او خود را به من شناساند. گفته شد: چگونه خود را به تو شناساند؟ فرمود: هيچ صورتى، به او مانند نيست. با حوّاس درك نمى ‏شود، با مردم مقايسه و سنجيده نمى‏ شود، در عين دورى نزديك و در عين نزديكى دور است ...»

    زراره مى‏ گويد: «درباره آيه‏ «وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏»؛ (آن‏گاه كه پروردگارت از پشت بنى آدم، فرزندانشان را بر گرفت و ايشان را بر خودشان گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آرى، هستى.) از امام صادق- عليه‏ السّلام- سؤال كردم. امام- عليه‏ السّلام- فرمود:
    معرفت در دل‏هايشان برقرار شده، ولى گاهى اقرار ازلى را فراموش كرده ‏اند و روزى آن را به خاطر خواهند آورد و اگر آن اقرار ازلى نمى ‏بود، هيچ كس نمى ‏دانست آفريننده و روزى دهنده ‏اش كيست.»

    امام صادق- عليه ‏السّلام- مى‏ فرمايد: «دانشمندى خدمت اميرالمؤمنين- عليه ‏السّلام- رسيد و عرض كرد: اى اميرالمؤمنين! آيا آن‏گاه كه پروردگارت را پرستش كرده‏ اى، او را ديده ‏اى؟ امام- عليه‏ السّلام- فرمود: واى بر تو! من هرگز خدايى را كه نديده‏ ام، نپرستيده‏ ام. آن مرد گفت: چگونه او را ديده ‏اى؟ امام- عليه ‏السّلام- فرمود: واى بر تو! چشم‏ها به ديده ظاهرى او را نمى‏ بينند؛ امّا دل‏ها با حقيقت ايمان او را درمى‏ يابند.»

    ابوبصير مى‏ گويد: «به امام صادق- عليه ‏السّلام- عرض كردم: آيا مؤمنان در روز قيامت، خدا را مى‏ بينند؟ امام- عليه‏ السّلام- فرمود: آرى قبل از روز قيامت نيز او را ديده ‏اند؛ عرض كردم: چه موقع؟ فرمود: آن‏گاه كه خداوند به ايشان فرمود: آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: بله. آن‏گاه امام- عليه‏ السّلام- مكثى كرد و سپس فرمود: همانا در اين دنيا و قبل از روز قيامت، مؤمنان، او را مى‏ بينند. آيا تو هم اكنون او را نمى ‏بينى؟! ابوبصير مى‏ گويد:
    گفتم: فدايت شوم، آيا اين سخن را از شما نقل كنم؟ امام- عليه ‏السّلام- فرمود: نه! زيرا اگر نقل كنى افراد جاهلى كه منكر اين مطلب هستند، آن را به معنى ديدنى كه مورد نظر شماست، انكار كرده و تشبيه و كفر مى ‏شمارند؛ در حالى كه ديدن به دل، مثل ديدن به چشم نيست. خداوند برتر از چيزى است كه اهل تشبيه و ملحدان، توصيف مى‏ نمايند.»

    از امام كاظم- عليه ‏السّلام- نقل شده است كه فرمود: «خداوند تبارك و تعالى پيوسته بوده است، بدون اين‏كه بودنش، در زمان و مكان واقع شده باشد و هم اكنون نيز همان‏طور است كه بوده است. هيچ مكانى از او خالى نيست و هيچ جايى او را در خود نگرفته است و در هيچ مكانى وارد نشده است و هيچ سه نفرى به آهستگى در گوش هم زمزمه نمى ‏كنند؛ مگر اين‏كه او چهارم ‏ايشان است و نه هيچ پنج نفرى، مگر اين‏كه او ششم آن‏هاست و نه تعداد كمتر از اين‏ها ونه تعداد بيش‏تر، او با همه آن‏هاست، هرجا كه آن‏ها باشند. بين او و خلقش هيچ حجابى جز خود خلق‏ نيست. او بدون حجابى (از ناحيه خودش) در حجاب است و بدون پرده، در پرده است. خدايى جز او نيست و او بزرگ و برتر است.»

    عيسى بن منصور مى‏ گويد: من، ابن ابى يعفور و عبداللَّه بن طلحه در خدمت امام صادق- عليه‏ السّلام- بوديم؛ ايشان، خود ابتدا به سخن كرده، فرمود: «اى ابن ابى يعفور! پيامبر خدا- صلّى اللَّه عليه وآله وسلم- فرمود: شش خصلت هست كه در هر كس باشد، در برابر خدا و جانب راست (قرب) او باشد ... و ديگرانى كه پايين‏تر از آن‏ها هستند، از نور آن‏ها روشنى گيرند و چنان‏چه آن‏ها را ببينند، به خاطر آن‏چه كه از برترى آن‏ها (مقربان) مشاهده مى‏ كنند، زندگى بر آنان گوارا نخواهد بود. ابن ابى يعفور گفت: آن‏ها چرا ديده نمى ‏شوند، در حالى كه در جانب راست (مقرّب) پروردگارند؟ امام- عليه ‏السّلام- فرمود:
    آن‏ها در پرده نور الهى هستند ...»

    در دعاى ابوحمزه ثمالى آمده است: «و كسى كه به قصد تو، به راه مى‏ افتد، راهش نزديك است و تو خود را از ديدگان خلقت در پرده پنهان ننموده ‏اى؛ بلكه اعمال آنان، حجاب ديدگانشان شده است.»

    توضیحات حضرت آیة الله سعادت پرور(پهلوانی تهرانی)رحمة الله علیه:

    تمام اين آيات و روايات به معنى قرب اشاره مى‏ كنند اگر چه در بيشتر آن‏ها تصريح به‏ اين لفظ وجود ندارد و از تمام آن‏ها فهميده مى‏ شود كه مقصود از تقرّب به خداوند، قرب زمانى و مكانى، به اين معنى كه خدا در سويى و بنده در سويى ديگر غير از آن باشد و با انجام عمل شايسته، دورى و كناره ‏گيرى از او به تقرّب تبديل شود، نيست- كه خداوند از اين گونه معانى برتر و منزّه است-، بلكه معنى حقيقى تقرّب به خداوند متعال اين است كه بنده آن‏گاه كه با انجام گناهان و توجّه به عالم خاكى و مادّى، از رؤيت و مشاهده حقيقت عالم- خداى متعال، كه هميشه با اوست و او را احاطه كرده، ذرّات وجودش را پر كرده و از رگ گردن به او نزديك‏تر است- در پرده منع و حجاب محروميت واقع مى‏ شود. اگر از غفلت اعمال بدى كه سبب پيدا شدن حجاب شده، دست بردارد؛ به طورى كه هيچ چيز او را از خدا باز ندارد و به انجام اعمال شايسته رو آورد؛ حجاب‏هاى مادّى از پيش چشمانش برداشته شده و به سبب آن به مرتبه شهود مى ‏رسد و خداى سبحان را به دل و ديده بصيرت، مشاهده مى‏ كند. بديهى است، برداشته شدن اين حجاب در مرحله اوّل به عنايت خداوند بستگى دارد؛ هر چند تهيه مقدمات براى جلب اين عنايت الهى، از راه عبادت صحيح و خالصانه و در دست خود بنده است. هرگاه عنايت پروردگار شامل حال بنده شد، خودبينى، خودخواهى و در يك كلام منيّتش در حق‏بينى، حق‏ خواهى و حق‏ پرستى، محو خواهد شد و براى خودش اراده، سود و زيان، مرگ و زندگى و برانگيختنى نمى‏ بيند

    تا اين‏كه به مقام عبوديت حقيقى مى‏ رسد و بدون خودبينى خود را مى‏ بيند و بدون خودبينى خداى خود را مى‏ بيند و در اين هنگام است كه معنى تقرّب به خداوند متعال برايش مشهود خواهد شد و معانى آيات و روايات گذشته نيز همين است. اما سرّ اين‏كه اين امر بزرگ از آثار گرسنگى است، اين است كه، سرچشمه بسيارى از افكار و اعمال خلاف فطرت و مانع توجه به حضرت حق، شكم است. با پرى شكم، شهوات و در پى آن غفلت، انسان را در برمى‏ گيرد و غفلت، در زياد شدن حجاب‏ها، يكى پس از ديگرى و متراكم‏ تر شدن آن‏ها و محروميت از تقرّب به پروردگار عالم، نقش اساسى دارد.


    ادامه دارد. . . . . .

    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    4- اندوه همیشگی

    قرآن كريم


    «ديدگانت را به آن‏چه بهره گروهى از مردم كرده ‏ايم، مدوز و بر آنان اندوهناك مباش و بال تواضعت را براى مؤمنان بگستران.»


    «آنان كه گفتند: پروردگار ما خداست و بر اين اعتقاد پايدارى ورزيدند، فرشتگان برايشان نازل شوند و گويند: نترسيد و اندوهگين مباشيد و شما را به بهشت موعود، مژده باد.»


    «ناله بزرگ‏تر (مرگ يا قيامت)، آنان را اندوهگين نسازد و فرشتگان ايشان را پذيرا شوند، اين روزى است كه به آن وعده داده شديد.»


    «آنان كه ايمان آوردند و آنان كه به دين يهود گرويدند، ستاره‏ پرستان و مسيحيان، هر كس (از ايشان) كه به خدا و روز قيامت ايمان آورد و كار شايسته انجام دهد، پس ترس بر آنان (غالب) نيست و اندوهگين نمى‏ شوند.»


    «همانا هيچ ترسى بر اولياى خدا نيست و اندوهگين نمى‏ شوند.»


    « (يعقوب) گفت: اگر او را ببريد، مرا اندوه خواهد گرفت و گفت من شكايت غصه و اندوهم را فقط به خدا مى‏ برم.»

    «تا بر آن‏چه از دست شما رفته است، اندوهگين نشويد و بر آن‏چه خدا به شما داده است، شادمان نگرديد و خداوند هيچ متكبر خودستايى را دوست ندارد.»


    «و گفتار ايشان تو را اندوهناك نسازد، همانا برترى و شكست ناپذيرى تماماً از آن خداست و او شنواى داناست.»


    حديث


    از امام صادق- عليه ‏السّلام- نقل شده است كه فرمود: «خداوند به عيسى بن مريم وحى فرمود: اى عيسى‏! از چشمانت اشك و از دلت فروتنى و شكستگى به من هديه كن و آن‏گاه كه غافلان و بيكاران مى‏ خندند، تو چشمت را به ميل اندوه، سرمه كن و بر گور مردگان حاضر شو و با صداى بلند ايشان را ندا كن. باشد كه پند و موعظه ‏اى براى خود، از آنان دريافت كنى و بگو: من (هم) هم‏چون ديگران به آن‏ها مى‏ پيوندم.»


    از امام باقر- عليه‏ السّلام- نقل شده است كه فرمود: در كتاب على- عليه‏ السّلام- خواندم كه نوشته بود: «مؤمن شب و روز، اندوهناك است و جز اين شايسته او نيست.»


    پيامبر- صلّى اللَّه عليه وآله وسلم- فرمود: «هرگاه گناهان بنده زياد شود و عملى نداشته باشد كه آن‏ها را بپوشاند، خداوند او را به اندوه مبتلا مى‏ كند تا آن‏ها را بپوشاند.»


    امام صادق- عليه ‏السّلام- فرمود: «هر كس گناهانش بسيار شود و (در ميان اعمالش) چيزى كه آن‏ها را بپوشاند، نباشد، خداى بزرگ در دنيا او را به اندوه مبتلا مى‏ كند تا آن‏ها را بپوشاند. اگر چنين كارى با او كرد (كه كفّاره گناهانش داده شده است.) وگرنه او را در گور، عذاب مى ‏كند، تا در روز ملاقات با خدا، در حالى او را ملاقات مى‏ كند كه چيزى بر گناهانش گواهى نمى‏ دهد.»


    پيامبر- صلّى اللَّه عليه وآله وسلم- فرمود: «خداوند هر دل اندوهناك را دوست دارد.»


    در حديث ابوذر آمده است: «اى ابوذر! خداوند با هيچ عملى مثل طولانى بودن و پيوستگى اندوه، عبادت نشده است.»


    در همان حديث آمده است: «اى ابوذر! هر كس مى‏ تواند بگريد، بايد بگريد و هركس نمى ‏تواند، اندوه را شعار دلش قرار دهد و خود را به گريه وا دارد كه دل‏
    تيره، از خدا دور است؛ هر چند شما اين را در نمى ‏يابيد.»



    در ارشاد القلوب آمده است: «روايت شده است پيامبر- صلّى اللَّه عليه وآله وسلم- پيوسته در انديشه و اندوه بود و (روايت شده كه) اندوه از ويژگيهاى صالحان است و خداوند هر دل اندوهناكى را دوست دارد.»


    پيامبر- صلّى اللَّه عليه وآله وسلم- فرمود: «هرگاه خداوند بنده ‏اى را دوست بدارد، در دلش نواى حزينى قرار مى‏ دهد؛ زيرا كه خداوند هر دل اندوهناكى را دوست دارد و هرگاه بنده‏ اى را دشمن بدارد، در دلش سازى از خنده و شادى مى‏ گمارد.»


    در نهج‏ البلاغه درباره ويژگى‏هاى پرهيزكاران آمده است: «دل‏هاشان اندوه بار است و (مردم) از بدى آن‏ها در امان ... شب‏ هنگام (در پيشگاه خدا و به حالت خضوع و بى ‏خودى) گام‏هاشان منظّم و بى‏ حركت در قيام است. آيات قرآن را تلاوت مى‏ كنند و به صوت دلنشين مى‏ خوانند و خود را به سبب آن، در اندوه فرو مى‏ برند و داروى دردشان را از آن مى‏ طلبند.»


    امام صادق- عليه‏ السّلام- مى‏ فرمايد: «هنگامى كه ابراهيم پسر پيامبر- صلّى اللَّه عليه وآله وسلم- از دنيا رفت، پيامبر فرمود: اى ابراهيم (در فراق تو) اندوهناكيم و صبر پيشه مى ‏كنيم. دل، اندوهگين مى‏ شود و چشم مى‏ گريد: اما آن‏چه خدا را به خشم آورد، بر زبان نمى ‏آوريم.»


    ابوبصير مى‏ گويد: از امام صادق- عليه السّلام- شنيدم كه فرمود: «در حالى كه حسين نزد پيامبر- صلّى اللَّه عليه وآله وسلم- بود، جبرئيل آمد و گفت: اى محمد! آيا او را دوست مى‏ دارى؟ پيامبر فرمود: آرى. جبرئيل گفت: امّتت او را خواهند كشت. پس پيامبر بسيار اندوهگين شد ...»


    توضیحاتی از حضرت آیت الله سعادت پرور(پهلوانی تهرانی)رحمة الله علیه:


    از مجموع اين آيات و روايات ذكر شده، روشن مى‏ شود، اندوه بر سه نوع است:

    1. اندوه بر مال و زيور دنيا يا اندوه به واسطه گفته كافران و بر فريب خوردگى آنان به دنيا و زرق و برق آن، كه اين اندوه ناپسند است.



    2. اندوه به خاطر نعمت‏هاى خدايى از دست رفته، مثل اندوه بر دورى و مرگ فرزند صالح. از اين اندوه گريزى نيست؛ زيرا دل‏شكستگى و ظهور آثار اندوه، از ويژگى‏ هاى طبع انسان است و تا وقتى كه به انجام كارى يا اظهار- سخنى كه به خشم خداوند متعال و ناخشنودى از قضاى الهى منجر نشود- اشكالى ندارد.
    3. اندوه انسان نسبت به بى‏ خبرى‏ها، غفلت‏ها و گناهان يا اعمال شايسته‏ اى كه از كف داده يا اخلاق نيكويى كه كسب نكرده و همچنين گرفتاريهاى آخرتى كه با آن‏ها روبرو خواهد شد؛ نظير: احتضار، جان دادن، اوضاع گور و بعد از آن، برزخ و ايستادن در پيشگاه خدا براى محاسبه اعمال و گذشتن از صراط.

    اين اندوه پسنديده ‏اى است كه به دست آوردن آن، فراوان سفارش شده است؛ اگر چه با حضور بر گور مردگان و قرائت آيات الهى باشد. اين همان چيزى است كه خداوند متعال آن را دوست دارد و از ويژگيهاى صالحان شمرده مى ‏شود. شايد كلام پيامبر- صلّى اللَّه عليه وآله وسلم- خطاب به ابوذر نيز به همين اندوه، اشاره مى‏ نمايد.

    در حديث معراج نيز از نوع سوم اندوه، به «اندوه هميشگى» تعبير شده است، كه آثار معنوى والايى در پى دارد. آثارى هم‏چون: رشد معنوى انسان، برانگيختن او بر اصلاح خود، جبران فضيلت‏هاى از دست رفته و تلاش جهت پاك كردن نفس و به كمال رساندن آن. بديهى است اين آثار، با پيوستگى و دائمى بودن حزن و اندوه حاصل مى ‏شود؛ زيرا انسان به اقتضاى جنبه بشرى، اگر از اين اندوه خارج شود، به بى‏ خبرى، حجاب و غفلت‏هاى گوناگون دچار مى‏ شود.

    روشن است كه اين اندوه هميشگى، خود از نتايج گرسنگى و خالى نگه داشتن شكم است؛ زيرا شكم هرگاه پر شود، مجالى براى اندوه دائمى باقى نمى‏ گذارد، بلكه سبب برانگيخته شدن شهوات و خواهشهاى نفسانى شده، صاحبش را به هر غفلتى مى‏ كشاند.



    ادامه دارد . . . . . .

    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    815
    مورد تشکر
    318 پست
    حضور
    59 روز 10 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    5-سبکباری و کم زحمتی برای مردم

    حديث‏


    امام صادق- عليه‏ السّلام- مى‏فرمايد: اميرالمؤمنين- عليه ‏السّلام- فرمود: «اهل دين نشانه ‏هايى دارند كه با آن‏ها شناخته مى‏ شوند ... مؤمن متوجه و مشغول به خويش است و مردم از او در آسايشند ...»


    امام صادق- عليه‏ السّلام- مى‏ فرمايد: «مؤمن، يارى كردنش نيكو و زحمتش اندك است، در زندگانى با تدبير درست عمل مى‏ كند و از يك سوراخ دو بار گزيده نمى‏ شود.»


    جابر مى‏ گويد: بر امام باقر- عليه‏ السّلام- وارد شدم، به من فرمود: «اى جابر! در ميان مردم دنيا، بار و زحمت متقين از همه كم‏تر و كمك و يارى رساندنشان از همه بيش‏تر است. اگر يادشان كنى، كمكت مى‏ كنند و وقتى فراموششان كنى، آن‏ها به ياد تو خواهند بود ...»


    امام صادق- عليه‏ السّلام- مى‏ فرمايد: «فرد مؤمن بايستى هشت خصلت داشته باشد: ... به دشمنان ستم نكند، بار زحمت خويش بر دوستان نيفكند، جسمش از دست او در رنج و مردم از دست او آسوده باشند.»


    در حديث معراج، در ويژگى‏ هاى اهل خير و آخرت آمده است: «مردم از ايشان آسوده‏ اند و خودشان از خويش در رنجند.»



    امام باقر- عليه‏ السّلام- مى ‏فرمايد: «پيامبر خدا- صلّى اللَّه عليه وآله وسلم- فرمود: هرگاه با پنج خصلت روبرو شديد، از آنان به خداى بزرگ پناه بريد ...» تا اين كه فرمود: «و در پيمانه و ترازو كم نگذاشتند؛ مگر اين‏كه به قحطى، گرانى و ستم پادشاه، مبتلا شدند.»
    توضیحات حضرت آیة الله سعادت پرور(پهلوانی تهرانی)رحمة الله علیه:



    انسان به مقتضاى طبيعت بشرى، نيازمند امورى- همچون خوراك، پوشاك، مسكن و ...- است كه به واسطه آن‏ها احتياجاتش را بر طرف سازد و همين نيازمندى‏ هاى فردى، احتياج افراد بشر به يكديگر را موجب مى‏ شود. حال اگر مبناى انسان در رفع اين نيازها، اكتفا به قدر ضرورت باشد، قطعاً در ميان مردم كم هزينه و سبكبار بوده و در پيدا كردن اسباب زندگى به همين اندازه بسنده مى‏ كند. در نتيجه اين قناعت و سبكبارى، تعامل و اشتغالش با ديگران به حداقل رسيده، عمده اوقاتش صرف عبادت خداوند سبحان خواهد شد.

    همان گونه كه از آيات و روايات مذكور بر مى‏ آيد، نگهدارى شكم از خوراك زيادى و اكتفا به حدّ ضرورت، تأثير زيادى در كم‏ خرجى، سبك‏بارى و توفيق بر انجام عبادات دارد.


    ادامه دارد. . . . . . .

    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ ،كَبرَُ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُواْ مَا لَا تَفْعَلُونَ-سوره مبارکه صف-آیه 2 و 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود