جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ▐نقد+بررسی فتوای جدید آیت الله بیات زنجانی پیرامون مبطل نبودن نوشیدن آب به میزان رفع عطش(روزه دار) ▐

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,279
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    4
    گالری
    98

    ▐نقد+بررسی فتوای جدید آیت الله بیات زنجانی پیرامون مبطل نبودن نوشیدن آب به میزان رفع عطش(روزه دار) ▐




    "به نام خدا"

    مرجع عاليقدر حضرت آيت‌الله العظمي بيات زنجاني در فتوای جدید خود در پاسخ به یکی از سوالات اینگه پاسخ داده اند که استفاده از آب و آشامیدن آن به نادزه رفع عطش در زمان روزه داری ، روزه را باطل نمیکند و قضا نیز ندارد.


    متن کامل فتوا همراه با تصاویر:


    بسم الله الرّحمن الرّحیم

    مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي بيات زنجاني(مدظله العالی) در فتوايي جديد ابراز داشتند:
    "با استناد به موثقه عمار و روايت مفضل ابن عمر از امام صادق(ع) كه در باب ١٦ وسائل الشيعه از ابواب "من يصح منه الصوم" آمده است، كساني كه روزه مي گيرند ولي تاب و تحمل تشنگي را ندارند، فقط به اندازه اي كه جلوي تشنگي شان را بگيرد مي توانند آب بنوشند و در اين حالت روزه شان باطل نبوده و قضا هم ندارد
    ."
    لازم به ذکر است نظر فقهی معظم له در رسالۀ عملیه به این شکل نبوده و این نظر فقهی جدید ایشان است./

    ------------------------------------


    مرجع عالیقدر به استفتائات دیگری که در پی انتشار این فتوا برای دفتر ارسال شده است پاسخ دادند.

    استفتاء اول:

    سؤال: ضمن عرض سلام؛ حضرتعالی در فتوائی فرموده اید:

    با استناد به موثقه عمار و روايت مفضل ابن عمر از امام صادق(ع) كه در باب ١٦ وسائل الشيعه از ابواب "من يصح منه الصوم" آمده است، كساني كه روزه مي گيرند ولي تاب و تحمل تشنگي را ندارند، فقط به اندازه اي كه جلوي تشنگي شان را بگيرد مي توانند آب بنوشند و در اين حالت روزه شان باطل نبوده و قضا هم ندارد.
    حال سؤال من اینجاست آیا فردی که در چنین شرایطی قرار گرفته، می تواند احتیاطاً و از روی استحباب روزۀ خود را قضا کند؟



    پاسخ: "باسلام و تحیت؛ احتیاط همیشه امری پسندیده است ودر فرض سؤال نیز احتیاط مستحب آن است که فرد روزۀ خود را در وقت مقتضی، قضا کند."


    استفتاء دوم:



    سؤال: در خصوص فتوای جدید حضرت آقا در خصوص كساني كه روزه مي گيرند ولي تاب و تحمل تشنگي را ندارند، فقط به اندازه اي كه جلوي تشنگي شان را بگيرد مي توانند آب بنوشند استدعا دارم از آن بزرگوار سوال بفرمائید : آیا اشخاصی که ناراحتی دستگاه گوارش دارند و به همین دلیل نباید معده ایشان خالی بماند می توانند روزه گرفته و اندکی غذا برای خالی نماندن معده تناول فرمایند ؟

    پاسخ: با سلام و تحیت؛ در فرض سوال اگر احتمال ضرر و زیان قابل توجه به دلیل روزه گرفتن داده شود، روزه گرفتن جایز نیست.
    لازم به ذکر است فتوای مذکور مربوط به مورد و شرایط خاص است و از آن موارد با شرایط قید شده نمی توان به موارد دیگر تعدی کرد. بنابراین آن دو روایت مورد استناد در فتوا، تنها مربوط به "آب" است که آن هم با شرایط خاصی که از موارد بارز "ضرورت" می باشد، محسوب می شود.


    ▐نقد+بررسی فتوای جدید آیت الله بیات زنجانی پیرامون مبطل نبودن نوشیدن آب به میزان رفع عطش(روزه دار) ▐



    به همین منظور روزنامه ایران با آیت الله سيد رضا برقعي استاد سطوح عالي حوزه علميه گفت و گیی پیرامون این فتوا و تشریح ان داشته است:

    در پي اعلام فتواي جديدي از مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي بيات زنجاني (مدظله العالي) درباب روزه داري، گمانه ها و پرسش هايي طرح شده كه در گفت وگوي خبرنگار اعتماد با آيت الله سيد رضا برقعي مدرس، استاد سطوح عالي حوزه علميه و نماينده سابق حضرت امام در كشورهاي خليج فارس، اين فتوا را به بحث و بررسي گذاشتيم.
    حضرت آيت الله زنجاني در فتواي جديد خود ابراز داشتند: «با استناد به موثقه عمار و روايت مفضل ابن عمر از امام صادق(ع) كه در باب 16 وسايل الشيعه از ابواب «من يصح منه الصوم» آمده است، كساني كه روزه مي گيرند ولي تاب و تحمل تشنگي را ندارند، فقط به اندازه يي كه جلوي تشنگي شان را بگيرد مي توانند آب بنوشند و در اين حالت روزه شان باطل نبوده و قضا هم ندارد.» لازم به ذكر است نظر فقهي معظم له در رساله عمليه به اين شكل نبوده و اين نظر فقهي جديد ايشان است.
    آيت الله برقعي در پاسخ به اين پرسش كه اين فتوا را از منظر فقه شيعي چگونه مي بينيد ابراز داشت: مشابه چنين نظراتي در فقه ما بسيار است. همانطور كه معظم له به كتاب وسايل الشيعه استناد كردند بايد اذعان داشت كه چنين احكامي در فقه ما بسيار است. همانطور كه در فقه شيعي به احكام استناد مي شود به عقل و اجماع نيز استناد مي شود. ايشان در ادامه خاطرنشان ساخت: در گذشته بسياري از احكام محدود بوده و در زمان حاضر موضوعاتي مطرح مي شود كه در چنين رواياتي نيامده است يا نظرات سختگيرانه يي مطرح مي شود كه در فقه اسلامي ما با چنين شرايطي رو به رو نبوده ايم. به نظرم چنين فتوايي در فقه شيعه بسيار داشته ايم. ما نمي توانيم سختگيرانه به احكام شيعي نظر داشته باشيم و فقط احكام را ملاك قرار دهيم و بگوييم كه بايد همان اجرا شود. در حالي كه فقيه آگاه به زمانه مي تواند با توجه به شرايط و زمانه احكام خود را بر پايه استدلال شرعي و عقلي فتواي خود را اعلام نمايد. به طور مثال ما حكمي به نام ذوالعطاش داريم يعني كسي كه بسيار عطشان است. اين فرد مي تواند با رعايت جوانب روزه داري آب به قدر رفع عطش بنوشد و روزه او صحيح هم خواهد بود. ايشان با تاكيد بر اين نكته كه صدور چنين فتوايي شجاعت و تهور مي خواهد اظهار داشت: ما نمي توانيم براي كساني كه مشكلي دارند فقط بگوييم كه بايد سفر برود تا بتواند روزه خود را نگيرد و تاكيد كنيم كه در هر حالي بايد روزه گرفت. دين اسلام دين سخت و جمودي نيست. آيت الله زنجاني در صدور چنين حكمي پا را فراتر از حكم منصوص گذاشته و آن هم براي اين است كه مكلف بتواند وظيفه اش را انجام دهد. آيت الله سيد رضا برقعي مدرس در پايان خاطرنشان كرد: نبايد از چنين احكامي تفسير غلطي داشت و چنين احكامي ما در فقه شيعه بسيار داشته ايم. اين حكم در راستاي اجراي وظيفه شرعي مكلف اعلام شده است.

    روزنامه اعتماد، شماره 2725 به تاريخ 22/4/92، صفحه 2 (سياسي)
    __________________________________________________ __________________


    از کارشناسان عزیز خواهش مندم برای روشن تر شدن جوانب قضایا در مورد روایت استناد شده و حدیث امام صادق ، و همچنین مطالب بیان شده توسط آیت الله برقعی ، با ادله مستند و محکم به نقد و بررسی آن بپردازند.

    امام خمینی (ره) :

    ما میگوییم تا شرک و کفر هست،مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم...

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    698
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    2








    با نام و یاد دوست






    ▐نقد+بررسی فتوای جدید آیت الله بیات زنجانی پیرامون مبطل نبودن نوشیدن آب به میزان رفع عطش(روزه دار) ▐






    کارشناسان بحث بحث: استاد مجید و استاد نور


    ویرایش توسط طاهر : ۱۳۹۲/۰۴/۲۷ در ساعت ۱۴:۳۳

  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با صلوات بر محمد وآل محمد
    با سلام وعرض ادب
    برای بررسی این حدیث ابتدا به سراغ کتاب وسائل الشیعه جلد10صفحه214باب 16رفتیم و اصل روایات این باب را آورده ایم:
    «(2)16 بَابُ أَنَّ الصَّائِمَ إِذَا خَافَ التَّلَفَ مِنَ الْعَطَشِ جَازَ لَهُ الشُّرْبُ بِقَدْرِ مَا يُمْسِكُ الرَّمَقَ وَ لَمْ يَجُزْ لَهُ أَنْ يَشْرَبَ حَتَّى يَرْوَى‏
    13252- 1- «3» مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِدْرِيسَ وَ غَيْرِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ‏ «4» عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي الرَّجُلِ يُصِيبُهُ الْعُطَاشُ حَتَّى يَخَافَ عَلَى نَفْسِهِ قَالَ يَشْرَبُ بِقَدْرِ مَا يُمْسِكُ رَمَقَهُ وَ لَا يَشْرَبُ حَتَّى يَرْوَى.
    وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى‏ «5» وَ رَوَاهُ الشَّيْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ‏ «6» وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَمَّارِ بْنِ مُوسَى‏ مِثْلَهُ‏ «7».
    13253- 2- «8» وَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي‏ عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ لَنَا فَتَيَاتٍ وَ شُبَّاناً «1» لَا يَقْدِرُونَ عَلَى الصِّيَامِ مِنْ شِدَّةِ مَا يُصِيبُهُمْ مِنَ الْعَطَشِ قَالَ فَلْيَشْرَبُوا بِقَدْرِ مَا تَرْوَى بِهِ نُفُوسُهُمْ وَ مَا يَحْذَرُونَ.
    وَ رَوَاهُ الشَّيْخُ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَعْقُوبَ‏ «2» أَقُولُ: وَ تَقَدَّمَ مَا يَدُلُّ عَلَى ذَلِكَ‏ «3» وَ يَأْتِي مَا يَدُلُّ عَلَيْهِ‏ «4».
    ______________________________
    (2)- الباب 16 فيه حديثان.
    (3)- الكافي 4- 117- 6.
    (4)- كذا في الأصل، و في المخطوط- محمّد بن الحسن، و كتب على كلمة محمد قوله-" شبه احمد". و في التهذيب- أحمد بن الحسين. و في هامش المخطوط" محمّد بن الحسين".
    (5)- الفقيه 2- 133- 1948.
    (6)- التهذيب 4- 240- 702.
    (7)- التهذيب 4- 326- 1011.
    (8)- الكافي 4- 117- 7.
    ______________________________
    (1)- في التهذيب- فتيانا و بنيات (هامش المخطوط).
    (2)- التهذيب 4- 240- 703.
    (3)- تقدم في الباب 15 من هذه الأبواب و في الحديث 2 من الباب 37 من أبواب قواطع السفر و في الحديث 18 من الباب 1 من أبواب أحكام شهر رمضان.
    (4)- يأتي ما يدلّ عليه بالعموم في الباب 56 من أبواب جهاد النفس، و هو حديث الرفع.
    __________________________________________________ ________________________________________________
    وچون کتاب وسائل روایت را از دو کتاب کافی وفقیه روایت کرده است از آن دو کتاب هم روایات را ذکر می کنیم.
    الكافي، ج‏4، ص: 117
    بَابُ الشَّيْخِ وَ الْعَجُوزِ يَضْعُفَانِ عَنِ الصَّوْمِ
    1 مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكِينٍ قَالَ الشَّيْخُ الْكَبِيرُ وَ الَّذِي يَأْخُذُهُ الْعُطَاشُ وَ عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ- فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً قَالَ مِنْ مَرَضٍ أَوْ عُطَاشٍ
    2 عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ عُتْبَةَ الْهَاشِمِيِّ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الشَّيْخِ الْكَبِيرِ وَ الْعَجُوزِ الْكَبِيرَةِ الَّتِي تَضْعُفُ عَنِ الصَّوْمِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ قَالَ تَصَدَّقُ فِي كُلِّ يَوْمٍ بِمُدِّ حِنْطَةٍ
    3 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ رَجُلٍ كَبِيرٍ ضَعُفَ عَنْ صَوْمِ شَهْرِ رَمَضَانَ قَالَ يَتَصَدَّقُ كُلَّ يَوْمٍ بِمَا يُجْزِئُ مِنْ طَعَامِ مِسْكِينٍ
    4 مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ الشَّيْخُ الْكَبِيرُ وَ الَّذِي بِهِ الْعُطَاشُ لَا حَرَجَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُفْطِرَا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ يَتَصَدَّقُ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا فِي كُلِّ يَوْمٍ بِمُدٍّ مِنْ طَعَامٍ وَ لَا قَضَاءَ عَلَيْهِمَا فَإِنْ لَمْ يَقْدِرَا فَلَا شَيْ‏ءَ عَلَيْهِمَا
    5 أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكِينٍ قَالَ الَّذِينَ كَانُوا يُطِيقُونَ الصَّوْمَ فَأَصَابَهُمْ كِبَرٌ أَوْ عُطَاشٌ أَوْ شِبْهُ ذَلِكَ فَعَلَيْهِمْ لِكُلِّ يَوْمٍ مُدٌّ
    6 أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ وَ غَيْرُهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُصَدِّقِ بْنِ صَدَقَةَ عَنْ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي الرَّجُلِ يُصِيبُهُ الْعُطَاشُ حَتَّى يَخَافَ عَلَى نَفْسِهِ قَالَ يَشْرَبُ بِقَدْرِ مَا يُمْسِكُ بِهِ رَمَقَهُ وَ لَا يَشْرَبُ حَتَّى يَرْوَى
    7 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ مَرَّارٍ عَنْ يُونُسَ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ لَنَا فَتَيَاتٍ وَ شُبَّاناً لَا يَقْدِرُونَ عَلَى الصِّيَامِ مِنْ شِدَّةِ مَا يُصِيبُهُمْ مِنَ الْعَطَشِ قَالَ فَلْيَشْرَبُوا بِقَدْرِ مَا تَرْوَى بِهِ نُفُوسُهُمْ وَ مَا يَحْذَرُون

    من لا يحضره الفقيه، ج‏2، ص: 134
    بَابُ مَا جَاءَ فِيمَنْ يَضْعُفُ عَنِ الصِّيَامِ مِنْ شَيْخٍ أَوْ شَابٍّ أَوْ حَامِلٍ أَوْ مُرْضِعٍ
    1947 رَوَى الْعَلَاءُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ الشَّيْخُ الْكَبِيرُ وَ الَّذِي بِهِ الْعُطَاشُ لَا حَرَجَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُفْطِرَا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ يَتَصَدَّقَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا فِي كُلِّ يَوْمٍ بِمُدٍّ مِنْ طَعَامٍ وَ لَا قَضَاءَ عَلَيْهِمَا فَإِنْ لَمْ يَقْدِرَا فَلَا شَيْ‏ءَ عَلَيْهِمَا
    1948 وَ رَوَى عَمَّارُ بْنُ مُوسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي الرَّجُلِ يُصِيبُهُ الْعَطَشُ حَتَّى يَخَافَ عَلَى نَفْسِهِ قَالَ يَشْرَبُ بِقَدْرِ مَا يُمْسِكُ رَمَقَهُ وَ لَا يَشْرَبُ حَتَّى يَرْوَى
    1949 وَ فِي رِوَايَةِ ابْنِ بُكَيْرٍ أَنَّهُ سُئِلَ الصَّادِقُ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعامُ مِسْكِينٍ قَالَ عَلَى الَّذِينَ كَانُوا يُطِيقُونَ الصَّوْمَ ثُمَّ أَصَابَهُمْ كِبَرٌ أَوْ عُطَاشٌ أَوْ شِبْهُ ذَلِكَ فَعَلَيْهِمْ لِكُلِّ يَوْمٍ مُدٌّ
    1950 وَ رَوَى الْعَلَاءُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ الْحَامِلُ الْمُقْرِبُ وَ الْمُرْضِعُ الْقَلِيلَةُ اللَّبَنِ لَا حَرَجَ عَلَيْهِمَا أَنْ تُفْطِرَا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ لِأَنَّهُمَا لَا تُطِيقَانِ الصَّوْمَ وَ عَلَيْهِمَا أَنْ تَتَصَدَّقَ كُلُّ وَاحِدَةٍ مِنْهُمَا فِي كُلِّ يَوْمٍ تُفْطِرُ فِيهِ بِمُدٍّ مِنْ طَعَامٍ وَ عَلَيْهِمَا قَضَاءُ كُلِّ يَوْمٍ أَفْطَرَا فِيهِ ثُمَّ تَقْضِيَانِهِ بَعْدُ
    1951 وَ سَأَلَ عَبْدُ الْمَلِكِ بْنُ عُتْبَةَ الْهَاشِمِيُّ أَبَا الْحَسَنِ ع عَنِ الشَّيْخِ الْكَبِيرِ وَ الْعَجُوزِ الْكَبِيرَةِ الَّتِي تَضْعُفُ عَنِ الصَّوْمِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ قَالَ يَتَصَدَّقُ عَنْ كُلِّ يَوْمٍ بِمُدٍّ مِنْ حِنْطَه


  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نوشته اید :


    استفتاء اول:

    سؤال: ضمن عرض سلام؛ حضرتعالی در فتوائی فرموده اید:

    با استناد به موثقه عمار و روايت مفضل ابن عمر از امام صادق(ع) كه در باب ١٦ وسائل الشيعه از ابواب "من يصح منه الصوم" آمده است، كساني كه روزه مي گيرند ولي تاب و تحمل تشنگي را ندارند، فقط به اندازه اي كه جلوي تشنگي شان را بگيرد مي توانند آب بنوشند و در اين حالت روزه شان باطل نبوده و قضا هم ندارد.

    //////////////////////////

    اتفاقا این اهمیت روزه را نزد همه بیشتر مشخص می کند یعنی اگر کسی از تشنگی حالش بد می شود و تحمل ندارند روزه گرفتن

    آنقدر مهم است که این افراد خاص می توانند هم روزه خود را حفظ کنند و هم به بهانه عدم تحمل بی آبی روزه خود را نشکنند

    باید دقت کنیم این فتوا فعلا از طرف ایشان آن است نه همه مراجع و فقط ویژه افراد خاص است که طبق حدیث به آن اشاره شده

    اما عموم و اکثریت روزه داران شامل این فتوی نمی شوند و فقط مقلدین ایشان اگر کسی این حالت خاص را داشت مجاز است .........

    بنابراین برای اجرای این فتوی توسط افراد خاص چند ویژگی که نوشته شد باید موجود باشد . و این حدیث پویای اجتهاد در شیعه را

    نشان می دهد ....

    فقط مایلم بدان حدیث از احادیث موثق است یا خیر ؟










    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    459
    مورد تشکر
    49 پست
    حضور
    16 روز 6 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام و عرض ادب خدمت کاربران بزرگوار

    از نظر فقهای مشهور،اگر روزه دار به قدرى تشنه شود كه بترسد از تشنگى بميرد، مى‏ تواند به‏ اندازه ‏اى كه از مردن نجات پيدا كند آب بياشامد، ولى روزه او باطل مى‏ شود. و اگر ماه رمضان باشد، بايد در بقيه روز از بجا آوردن كارى كه روزه را باطل مى‏ كند،خوددارى نمايد.
    و چنین حکمی را در بین نظرات مراجع مشهوری که به اعلمیت شناخته شده اند نداریم.

    رساله مراجع،م1581


  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    194
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    9 روز 23 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    با صلوات بر محمدوآل محمد
    کاربران محترم استدلال‌های آیت‌الله بیات زنجانی درباره فتوای نوشیدن آب روزه داران
    فتوای اخیر آیت الله بیات زنجانی درباره جواز نوشیدن آب برای آن دسته از روزه دارانی که دارای عطش شدید هستند، اظهار نظرهای گوناگونی را در روزهای اخیر بوجود آورده است. متن زیر پاسخی استدلالی به نقدهای وارده به این فتواست.

    بسم الله الرّحمن الرّحیم

    پس از انتشار نظر اینجانب درباره کسانی که در اثر عطش شدید نمی توانند روزه بگیرند و مطابق دو روایت معتبر که مورد استناد بوده و هیچ گونه ردعی درباره آن دو وارد نشده است، عکس العمل های مثبت و منفی فراوانی صورت گرفت که دور از انتظار هم نبود و لذا احساس شد برای روشن شدن بیشتر اذهان مؤمنین و بالخصوص برای توجیه کسانی که دنبال فرصت هایی هستند تا مستمسکی بدست بیاورند، نکاتی را متذکر شوم :

    این مسئله و امثال آن را فقها در کتاب های مفصل فقهی و بزرگان فقه در رساله ها و حواشی خود بر عروة الوثقی و مانند آن، گاهی با صراحت و گاهی به صورت تلویح ذکر فرموده اند، ممکن است که چیزی برای کسی امری بدیع و جدید بشمار برود ولی اگر به منابع مربوطه رجوع شود، این مساله امری بدیع و جدید نبوده و بلکه مسبوق به سابقه است.

    فقهای عظام در کتاب صوم، فصل و یا بابی را عنوان فرموده اند که در آن مواردی را که افطار روزه بر آنان جایز است ذکر کرده اند و این باب و یا فصل به تبع روایاتی است که از اهل بیت رسول خدا(ص) وارد شده است، چون مطابق حدیث متواتر نبوی، اهل بیت(ع) عِدل قرآن و ثقل اصغر و مفسر و مبین و شارح آن می باشند، با اینکه قرآن کریم ماه رمضان را ماه صیام برای همه اعلام کرده است و روزه آن را بر همگان فریضه دانسته است ولی روایات از روزۀ آن شیخ و شیخه و ذوالعطاش و حامل مقرب و زن مرضعه و امثال آن را استثناء فرموده است و اهل بیت(ع) بیان فرموده اند که این افراد می توانند صوم نداشته و روزه نگیرند و بلکه ظاهر روایات باب این است که برای آنان روزه گرفتن جایز نبوده و این برای آنها رخصت نیست بلکه عزیمت است اگرچه بعضی از فقها رخصت استفاده کرده اند؛ اما اهل بیت(ع) به دلیل اینکه عالم به کتاب خدایند و مهبط وحی هستند، فرموده اند که درست است قرآن کریم روزه را بر همه واجب قرار داده است و هیچ استثنایی را روا نداشته، اما یک سلسله ضوابط و ملاک ها و معیارهایی هم در اختیار گذاشته است که تمامی احکام الهی با توجه به آنها معنی و مفهوم پیدا می کند و از جمله آنها این است که خدای عالم دستور عسر آور و حرج آور صادر نمی کند "یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر "بقره ١٨٥ و "ما جعل علیکم فی الدین من حرج " حج ٧٨ و رسول خدا (ص) فرموده است : من دینی را برای شما آورده ام که اساس و پایه آن بر آسانی و سهولت گذاشته شده است و از همین رو حدیث رفع، نه چیز را از امت رسول خدا(ص) از باب امتنان برداشته و رفع کرده است و این حدیث را به نام حدیث امتنانی نام گذاشته اند و در فقه و اصول، احکام و قواعدی را فقها و اصولیون بزرگ از آن استخراج کرده اند و مطابق همین قاعده امامان فرموده اند افرادی که روزه برای آنان ضرر دارد و یا موجب عسر و حرج می شود، بطوری که عادتاً قابل تحمل نیست می توانند روزه نگیرند.

    از جمله موارد استثناء شده در روایات بحث "ذوالعطاش" است، و از جمله آن مواردی که جای بحث دارد اگرچه در روایات نیست جاهایی است که افراد به دلیل شرایط جوّی و محیطی نمی توانند روزه بگیرند، مانند جاهایی که طول روز 21 ساعت است و شب ها کوتاه و یا شش ماه از سال شب است و شش ماه روز . آیا فقیهی می تواند بگوید این آدم ها دوبار فقط در طول سال نماز بخوانند و یا کلاً روزه نگیرند؟ با کمال خوشوقتی بزرگان ما این موارد را مورد غفلت قرار نداده و راه حل فقهی آن را ذکر کرده اند و جالب آن است که این نوع تحلیل ها و ارائه راه حل ها را نیز خود امامان(ع) به ما یاد داده اند.

    قاعده لاضرر از جمله قواعد عام و کلی مورد نظر بزرگان فقه و اصول می باشد و مطابق این قاعده، فقها و اصولیون، تفریغات و احکام و آرائی را در ارتباط با احکام عناوین اولیه و ثانویه ذکر فرموده اند و چه گره هایی را باز کرده و مطالب بلند و ارزشمندی را در اختیار همگان قرار داده اند و مطابق همین قاعده و مشابه آن فتوا داده اند که اگر کسی احتمال ضرر بدهد و احتمالش قابل اعتنا و توجه (معتدّ به) باشد، مثلاً اگر روزه بگیرد مریض می شود و یا مریضیش طولانی می شود نباید روزه بگیرد؛ بنابراین اگر مطالبی از این قبیل گفته شده است از روی دقت و محاسبه و نگاه جامع به کتاب، سنت، روایات مختلف، عمومات، مخصصات، مقیدات و قواعد اولیه و ثانویه بوده است. حال با توجه به این مقدمات وارد اصل موضوع می شویم و آن این است که اگر کسی دارای مرض عطاش است و در اصطلاح فقهی به آن "ذوالعطاش" می گویند و قدرت و تاب تحمل تشنگی را ندارد و یا طوری به مشقت می افتد که در حالت عادی و متعارف قابل تحمل نیست، چه امید به زوال آن داشته باشد و چه نداشته باشد می تواند افطار کند و مطابق صحیح محمد بن مسلم برای هر روز بیست سیر طعام به فقرا بدهد و قضاء هم ندارد ولی سید صاحب عروة، قضاء بر آن را اگر بعداً قدرت پیدا کند واجب دانسته است؛ مرحوم آیت الله بروجردی و مرحوم امام و مرحوم آیت الله حکیم و مرحوم آیت الله خوئی اشکال کرده اند که دلیلی بر وجوب قضاء نیست بلکه دلیل بر عدم آن وجود دارد و اگر مرحوم سید به صورت احتیاط می گفت قابل دفاع بود؛ تا اینجا بحثی نیست ولی مسئله مورد بحث این است که اگر کسی و یا کسانی به علت عطش موقت و مقطعی که قابل تحمل و تاب آوردن نیست، مثل کارگرانی که بعلت بلندی روز و سختی کار احساس تشنگی می کنند و با آن احساس تشنگی شدید، عملاً نمی توانند روزه بگیرند آنگونه که در خود روایت مؤثقه عمار آمده: "فردی عطش به وی غلبه می کند و می ترسد که صدمه ای بر جانش وارد شود" و طبق روایت معتبر مفضل بن عمر: "افرادی که در اثر شدت عطش نمی توانند روزه بگیرند باید چکار کنند؟ که امام صادق (ع) می فرمایند به مقداری که رمق آنان را حفظ کرده و جلوی خطر را بگیرد و یا به مقداری که رفع تشنگی بکنند، می توانند آب بیاشامند". بدون تردید این آدم که در چنین وضعیتی قرار دارد و تاب تشنگی را ندارد، اگرچه مقطعی و موردی باشد ضرورت پیدا کرده و در عسر و حرج قرار گرفته است، مطابق قاعده قرآنی و مسلم اسلامی نفی عسر و حرج، نمی توان گفت این فرد به این دلیل که چون شیخ و شیخه نیست و ذوالعطاش هم نیست و زن حامله و شیرده نیست، حق افطار ندارد و چون از موارد عسر و حرج است و عسر و حرج یک اصل کلی و سیال در تمامی امکنه و ازمنه تا قیامت می باشد، پس باید به خاطر رفع ضرورت و عسر و حرج، اجازه خوردن آب را داد و مطلب تا اینجا نیز مورد قبول همگان است.

    تمام بحث در این است که آیا اگر فردی که به خاطر سد رمق مجاز است آب بخورد، و اگر نخورد قدرت ادامه کار و حیات ندارد و حق دارد به خاطر رفع عطش آب بیاشامد به چه دلیل؟ جواب این است به دلیل "مؤثقه عمار" و "معتبرۀ فضل بن عمر" چنین اجازه ای صادر شده است . اینجا یک احتمال این است این آدم که مجاز است به اندازه سد رمق آب بیاشامد، یعنی مجاز است تا افطار کند و بنابراین روزه اش باطل است، منتهی به خاطر حرمت ماه رمضان تا آخر باید امساک کند و طبعاً با چنین فرضی مطابق عمومات بعداً قضای آن را بجای می آورد که به نظر ما اگر در متن روایات خوب دقت کنیم و سؤال سائل و جواب امام را ملاحظه کنیم، خواهیم دید که سؤال از این باب نیست که سائل این را نداند اگر کسی مضطر شد و احساس خطر کرد چکار باید بکند، چراکه طرف عمار ساباطی است؛ او فردی عادی نیست چراکه از اجلۀ روات بوده و خودش فقیه است و برای او روشن است که "الضرورات تبیح المحذورات" ولی در این مورد مشکلش این است که آیا راه حلی برای ادامه روزه بدون افطار و ابطال متعارف وجود دارد یا نه و شاهد روشن آن همان متن روایت "مفضل بن عمر" است که سؤال را اینطور مطرح کرده است " إن لنا فتیات و شباناً لا یقدرون علی الصّیام من شدّة ما یصیبهم من العطش " امام هم پاسخ فرمودند: "فلیشربوا بمقدار ما تروی به نفوسهم و ما یحذرون" بدین معنا که ما افرادی داریم که به علت شدت عطش توان روزه گرفتن را ندارند و حضرت نفرمودند که افطار کنند، در حالی که در حکم شیخ و شیخه و ذوالعطاش و زنان حامله با صراحت فرمودند : "لا حرج أن یفطرا" مانعی ندارد افطار کنند.1

    از نوع سؤال و جواب پیداست که آنان دنبال این بوده اند که با حفظ روزه و صائم بودن راه حلی بدست آورند و به همین جهت صاحب وسائل این را در بابی مستقل عنوان کرده و تحت عناوین افطار نیاورده است . بنابراین در اصل ضرورت اختلافی نیست و نیز جواز آشامیدن داده شده و در این جهت هم اختلافی نیست و اختلاف ما در این است که آیا این مورد از موارد افطار است تا مطابق قواعد بعداً قضایش واجب گردد و یا اینکه از مصادیق افطار مبطل روزه نیست و مثلاً مانند این است که به حلق کسی به زور آب بریزند، یا فردی از روی نسیان تا سیراب شدن آب بنوشد و یا کسی را داخل استخر بیاندازند ؟ در اولی و دومی چیزی به حلق رسیده است اما مبطل نیست و در مورد سوم نیز ارتماس تحقق یافته، اما مبطل نیست . کسی که از شدت تشنگی برای سد رمق و به اندازه آن آب نخورد، می میرد و تاب و توانش را از دست می دهد، از مصادیق افطار مبطل نیست.
    اما می ماند اینکه برخی معتقدند این روایات به جهت سند مشکل دارند که تحقیق شد و نتیجه آن به شرح زیر است:

    در مورد روایت اول که از محمد ابن یعقوب کلینی نقل شده، همه روات ثقه اند و بحثی راجع به آنها نیست اگرچه تعدادی از آنها فطحی مذهب اند، ولی همه رجالیون آنها را از اجله روات و ثقه دانسته اند.

    اما در مورد روایت دوم نوع خدشه هائی که ایجاد می شود در مورد اسماعیل بن مرار است که البته همگی او را ثقه می دانند. گروهی او را به این دلیل ثقه می دانند که محمد ابن حسن ابن ولید که آدم دقیق و حساسی ست گفته است که کتابهای روائی یونس ابن عبدالرحمن که به ما روایت شده است، همه صحیحه و قابل اعتماد است غیر از آنکه محمد ابن عیسی ابن عبید تنها از یونس نقل می کند و از جمله کسانی که کتب یونس را برای ما نقل کرده، اسماعیل بن مرار است و نیز علامۀ شوشتری در قاموس الرجال جلد دو صفحۀ 75 تصریح دارد که این مشی قدمای ما بوده و حق است و بر آن متقدمین اجماع دارند که اگر حسن ابن ولید در مورد کسی حتی سکوت هم کرده باشد، او را ثقه می دانند. مرحوم آیت الله خوئی نیز در جلد 3 معجم در صفحۀ 183 دربارۀ تعداد روایات اسماعیل از یونس می گوید از دویست بیشتر است و ظاهراً از کتابهای یونس آورده شده و مطابق با نظر ولید همه آنها صحیح است اما به اعتقاد ما تصحیح قدما دلیل بر صحت روایات او نیست ولی این مرد ثقه است چون در اسناد تفسیر علی ابن ابراهیم قمی آمده است و علی ابن ابراهیم قمی در مقدمه تفسیرش نقل کرده هر چه نقل کرده ام از ثقات است.

    اما در مورد مفضل ابن عمر که باز برخی خدشه می کنند شیخ گاهی او را در کتاب رجالش جزو اصحاب امام صادق(ع)بشمار آورده و گاهی از اصحاب امام کاظم(ع)؛ احمد ابن خالد ابن برقی او را از اصحاب امام کاظم(ع) می داند؛ ابن غضائری او را ضعیف متهافت معرفی کرده و نجاشی هم او را ضعیف می داند اما شیخ مفید او را از خواص و ثقات و از فقهای صالح و محرم راز امام صادق(ع) معرفی کرده است و نیز شیخ طوسی او را از ممدوحین به حساب آورده. صاحب مجمع آیت الله خویی جمع بندی کرده و فرموده اند نسبت تفویض و خطابی بودن او ثابت نشده است ولی از عبارت کشی بدست می آید مستقیم بوده و بعد خطابی شده است ولی آیت الله خویی نظر کشی را رد کرده و گفته اند استقامت او ثابت و خطابی بودنش دلیل ندارد کمااینکه نجاشی خطابی بودنش را به "قیل" نسبت داده و خود قاطعانه نفرموده است و اما روایات، هم در مدحش آمده و هم در ذمش ولی تمام روایاتی که از امام کاظم(ع) آمده در مدح اوست و از همینجا استفاده می شود روایاتی که دال بر ذم اوست، جهات دیگری داشته است نظیر روایاتی که در ذم محمد ابن مسلم و زراره که استوانه های حدیث و فقه اند از امام صادق(ع) وارد شده که عمدتاً برای حفظ جان خود آنان بوده است.

    در جلالت شأن مفضل همینقدر بس که امام صادق(ع) کتاب عظیم توحید را به نام توحید مفضل اختصاص داده و نجاشی این کتاب را به نام فکر نامیده است علاوه بر این ابن قولویه و شیخ مفید صریحاً او را توثیق فرموده است؛ اما اینکه نجاشی او را فاسد المذهب و مضطرب الروایة نامیده، با تصریح مفید که او را از فقهاء بزرگ نامیده در تعارض است و هر دو با این تعارض ساقط اند. بنابراین روایاتی که می شود گفت متواتر است اجمالاً بر عظمت و علو شأن و در جه او دلالت دارد.

    روایاتی که نقل شده هر دو به جهت سندی هم معتبر است و انسان های اهل فن این دو روایت را به جهت سند نمی توانند رد کنند و ما از این دو روایت معتبر اینطور می فهمیم که امام این را از مصادیق افطار مبطل نمی داند وگرنه اشاره به لزوم فدیه و قضا می کرد و اگر کسی بگوید این دو روایت از این جهت ساکت است و در مقام بیان نیست و از آن جواز افطار را استفاده کند و قضا را از عمومات دیگر، پاسخش آن است که دوباره به متن دو روایت رجوع کنید تا روشن گردد که سؤال از جواز خوردن نیست، چون جواز خوردن در حد ضرورت از مصرحات قرآن و مؤکدات رسول خدا(ص) و اهل بیت(ع) او و مفسران سیره و سنت او بوده و بسیار بعید است که این افراد اینقدر از این مسائل به دور بوده و فاصله داشته باشند و از عمار و امثال او که از فقیهان بزرگ بوده اند بعید است ندانند، بلکه سؤال این بوده که آیا راه حلی وجود دارد که انسان روزه خودش را حفظ کند و در عین حال به خاطر رفع عطش خطرناک، مقداری آب نوشیده تا سد رمق کند؟ که امام این راه حل را اجازه داده است و اگر از روایت مطابق معمول برداشت کنیم و از طریق عموماتی که قضای روزه را واجب می داند، قضای آن را واجب بدانیم به دلیل اینکه روایت در همین مورد خاص وارد شده و مربوط به عطش موقت است و حکم جواز افطار در مواقع ضرورت، از قواعد و عمومات و قضای آن بدست می آید و در نتیجه لغویت این دو روایت که در اعتبار آنها هیچ تردیدی نیست لازم می آید.

    در پایان بر این نکته تأکید می کنم که از این روایات به روشنی بدست می آید در موارد مذکور در آنها آشامیدن به اندازه سد رمق، مفطر و مبطل روزه نیست و این دو روایت حاکم بر عمومات و قواعدی ست که در صورت افطار قضا را واجب می داند و طبعاً این مورد قضا و کفاره ندارد و اگر کسی احتیاط کند بلامانع و بلکه مطلوب و حسن است.

    از اینکه بعضی از افراد با عکس العمل های خود ما را وادار کردند در حد بسیار کوتاه بصورت علمی وارد بحث شویم، سپاسگزاریم .

    والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

    اسدالله بیات زنجانی

    قم المقدسة - بیست و چهارم تیرماه 1392
    ----------------------------
    1- توجه به این نکته نیز لازم است که در روایت موثقه عمار در نسخه وسائل کلمه "عطاش" آمده اما بعد از تحقیق توجه شد که این عبارت در تهذیب و کافی "عطش" استفاده شده و این دومی صحیح است.






اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود