جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقش‌اندیشه مهدویت در منزلت شیعه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نقش‌اندیشه مهدویت در منزلت شیعه




    جاهلیت از گذشته تا حال
    هرگاه از جاهلیت سخن به میان می آید‎، چنین به نظر می رسد كه جاهلیت مربوط به دوران گذشته بوده و امروز در دوران عقلانیت بشر‏، سخن از آن، سخنی گزاف و خارج از تمدن است. اما با تامل در مفهوم جاهلیت و آنچه كه بر بشر امروز می گذرد، روشن می شود كه این معضل بزرگ، امروز هم گریبان گیر بشر است.
    جاهلیت چیست؟ و آیا با همه تحولات علمی و ترقیات بشر در قرون اخیر، به كارگیری لفظ جاهلیت در مورد انسان عصر حاضر صحیح است؟
    جاهلیت نخستین (جاهلیت اُولی به تعبیر قرآن) و جاهلیت نوین (جاهلیت ثانی) به چه معنا است؟ و آثار و علائم جاهلیت دوران ما چیست؟ اینها مسائلی است كه باید مورد بررسی قرار گیرد.
    جاهلیت از دیدگاه قرآن و روایات
    چنانكه اشاره شد قرآن و روایات راجع به جاهلیت، تعاریفی دارند كه توجه به آن، بسیاری از حقایق را روشن می سازد.
    خداوند در قرآن می فرماید:
    اِذ جَعَلَ الذِینَ كَفَرُوا فِی قُلوبِهِم الحَمِیَّةَ حَمِیَّةَ الجَاهِلِیَّة
    آنگاه كه كافران در دلهای خود تعصب (آنهم) تعصب جاهلی قرار داده‌اند.1
    حمیت از ماده «حَمی» به معنای حرارت است و سپس در معنای غضب، و بعد از آن در معنای نخوت و تعصب آمیخته با غضب به كار رفته است. علی(ع) در خطبه قاصعه بارها روی این معنا تكیه كرده است و در مذمت ابلیس كه پیشوای مستكبران بود می فرماید:
    صَدَّقَهُ بِهِ اَبنَاءُ الحَمیَّةِ وَ اِخوانُ العَصَبِیَّة وَ فَرَسانُ الكِبرِ وَ الجَاهِلِیَّةِ
    او را فرزندان نخوت و حمیت و برادران عصبیت و سواران برمركب كبر و جهالت تصدیق كردند.
    و در جای دیگر- در همین خطبه- به هنگامی كه مردم را از تعصبات جاهلیت بر حذر می دارد، می فرماید:
    شراره های تعصب و كینه های جاهلی را كه در قلب دارید خاموش سازید، كه این نخوت و حمیت و تعصب ناروا در میان مسلمانان، از القائات و نخوتها و وسوسه های شیطان است.2
    در حدیثی از امام علی بن الحسین(ع) آمده كه وقتی از حضرت درباره عصبیت سوال كردند، فرمود:‌
    تعصبی كه موجب گناه است اینست كه انسان بَدان قوم خود را از نیكان قوم دیگر برتر بشمرد. ولی دوست داشتن قوم خود، تعصب نیست. تعصب آن است كه آنها را در ظلم یاری كند.3
    قرآن در بیان داستان شب بعد از جنگ احد و احتمال خطر حمله مشركین به مدینه و ترس انسانهای منافق و ضعیف الایمان می فرماید:‌
    ثُمَّ اَنزَلَ عَلَیكُم مِن بَعدِ الغَمِّ اَمَنَةً نُعاساً یُغشَی طائِفَةٌ مِنكُم وَ طائِفةٌ قَد اَهَمَّتْهُم اَنفُسُهُم یَظُنُّونَ بِاللهِ غَیر الحقِّ ظَنَّ الجَاهِلیةِ
    سپس خداوند بعد از آن‌اندوه، آرامشی به صورت خواب سبكی بر شما فرو فرستاد كه گروهی از شما را فرا گرفت. گروهی تنها در فكر جان خود بودند و درباره خدا، گمان های ناروا همچون گمان های دوران جاهلیت می بردند.4
    آنها در مورد خدا گمان های نادرست همچون گمان های دوران جاهلیت و قبل از اسلام داشتند و در افكار خود احتمال دروغ بودن وعده های پیامبر(ص) را می دادند و به یكدیگر و یا به خویشتن می گفتند: آیا ممكن است با این وضع دلخراشی كه می بینیم پیروزی نصیب ما بشود. یعنی بسیار بعید و غیر ممكن است. قرآن در جواب آنها می گوید: بگو همه امور برای خداست.5
    قرآن در پیام دیگری اشاره می فرماید:
    اَفَحُكمَ الجَاهِلیةِ یَبغُونَ؟ وَ مَن اَحسَنَ مِنَ اللهِ حُكماً لِقومٍ یُوقِنون.
    آیا خواستار حكم جاهلیت‌اند؟ برای مردمی كه یقین دارند داوریِ هیچ كس از خدا بهتر نیست.6
    در كتاب كافی از علی (ع) نقل شده است كه فرمودند:
    الحُكمُ حُكمان، حُكمُ اللهِ و حُكمُ الجاهِلیةِ فَمَن اَخطَا َحُكمَ اللهِ حَكَمَ بِحُكمِ الجَاهِلیَّةِ
    حكم دو گونه بیشتر نیست یا حكم خداست یا حكم جاهلیت و هر كس حكم خدا را رها كند به حكم جاهلیت تن در داده است.7
    از اینجا روشن می شود مسلمانانی كه با داشتن احكام آسمانی به دنبال قوانین ساختگی باطل دیگر افتاده‌اند، در حقیقت در مسیر جاهلیت گام نهاده‌اند.8
    حضرت علی(ع) می فرماید:
    پیامبر گرامی اسلام(ص) بعد از مراسم حج به طرف مدینه حركت فرمودند، در بین راه ماجرای غدیر خم و خطبه آن حضرت مطرح شد. پیامبر در آن خطبه معروف فرمودند: به خدا قسم خداوند به انبیاء و رسولان در مورد من بشارت داده، من آخرین انبیاء و رسولانم و من حجت خدا بر همه مخلوقات آسمانها و زمینم. هر كس در این موضوع شك كند كافر است، آن هم كفر جاهلیت اول، و كسی كه در این گفتارم تردید كند در همه چیز تردید كرده و تردید كننده در آن آتش جهنم است. 9
    حارث بن مغیره می گوید به امام صادق(ع) عرض كردم: آیا پیامبر (ص) فرموده‌اند: كسی كه بمیرد و امامش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است؟ حضرت فرمودند: آری. پرسیدم آیا جاهلیت جاهلان و سفهاء یا جاهلیتی كه امامش را نسناخته؟ حضرت فرمودند: جاهلیت كفر و نفاق و گمراهی.10
    پیامبر گرامی اسلام(ص) نگاهی به حضرت علی(ع) نموده و آنگاه فرمودند:
    یَا عَلی مَن اَبغَضَكَ اَمَاتَهُ اللهُ مِیتَةً جَاهِلیَِةً وَ حَاسَبَهُ بِمَا عَمِلَ، یَومَ القِیامَةِ
    ای علی، كسی كه دشمن تو باشد، خداوند او را به مرگ جاهلیت می میراند. و بر اساس آنچه عمل كرده در روز قیامت با او رفتار می شود.11
    از رسول گرامی اسلام(ص) نقل شده كه فرمودند:
    مَن اَنكَرَ القَائِمَ مِن وُلدی فِی زَمانِ غیبتهِ مَاتَ مِیتَةً جاهلیةً
    كسی كه منكر قائم از فرزندان من در زمان غیبتش بشود به مرگ جاهلیت می میرد.12
    در دعای غیبت امام زمان(عج) بعد از درخواست معرفت خدا و پیامبر (ص) و امام و حجت خدا، از خداوند طلب می كنیم:
    اَللهُمَ لَا تَمِتنِی مِیتَةً جاهلیةً وَ لا تُزِغ قَلبِی بَعدَ اِذ هَدَیتَنی
    خدایا مرا به مرگ جاهلیت نمیران و قلبم را پس از هدایت منحرف مساز.13
    مقصود از مرگ جاهلیت در این دعا، عدم معرفت امام زمان(عج) است.
    امام صادق (ع) می فرماید:
    مَن شَرِبَ مُسكِراً لَم تُقبَل مِنهُ صَلاتُهُ اَربَعینَ یَوماً. فَاِن مَاتَ فِی الاَربعین، مَاتَ مِیتَةً جَاهلیةً وَ اِن تَابَ، تَابَ اللهُ عَلیهِ
    كسی كه شراب بنوشد، چهل شبانه‌روز نمازش پذیرفته نیست و اگر در این چهل روز بمیرد به مرگ جاهلیت مرده، ولی اگر توبه كند خداوند توبه اش را می پذیرد.14
    از مجموع آیات و روایاتی كه در این باب ذكر شد می توان مصادیق جاهلیت را در موارد زیر خلاصه نمود:
    1- حكم و حكومت ناحق، رفتار خلاف قانون الهی و مبتنی بر هوی و هوس و روی گردانی از دستورات الهی.
    2- بی توجهی به وعده های الهی و بد‌اندیشی درباره افعال خداوند.
    3- پای فشردن بر خواسته های نابه جا، تعصب و جانب داری بی دلیل از عقاید و‌اندیشه های باطل.
    4- نژاد پرستی و برتری قوم و قبیله بدون دلیل منطقی(حمیت جاهلیت)
    5- فساد اخلاقی و شراب و قمار، و جنگ و غارت گری.
    6- عدم پذیرش رهبری صالح و معصوم و بی توجهی به احكام الهی.
    جاهلیت نخستین
    قرآن در سوره احزاب، خطاب به زنان پیامبر(ص) جاهلیت نخستین را این گونه بیان می فرماید:
    وَ قَرْنَ فِی بُیوتِكُنَّ وَ لا تَبَرَّجنَ تَبَرُجَ الجَاهِلیةِ الاُولَی
    در خانه هایتان بمانید و مانند جاهلیت اولی تبرج (آشكار كردن بدن و زینت) نداشته باشید.15
    اما اینكه منظور از جاهلیت اولی چیست، ظاهراً همان جاهلیتی است كه مقارن عصر پیامبر(ص) بوده و به طوری كه در تواریخ آمده در آن موقع زنان حجاب درستی نداشتند و دنباله روسری های خود را به پشت سر می‌انداختند به طوری كه گلو و قسمتی از سینه و گردنبند و گوشواره های آنان نمایان بود. به هر حال این تعبیر نشان می دهد كه جاهلیت دیگری همچون جاهلیت عرب در پیش است كه ما امروز در عصر خود آثار این پیشگویی قرآن را در دنیای متمدن مادی می بینیم.16
    جاهلیت قبل از اسلام
    پیرامون جاهلیت عرب قبل از اسلام (جاهلیت اُولی) در كتب تاریخ، مسائل زیادی مطرح شده است كه‌– برای روشن تر شدن مفهوم جاهیت- به بعضی از آنها اشاره می نمائیم.
    1- از نظر امام علی(ع) لجاجت در برابر حق، حمیت و تعصب بی جا و شیطانی، خودپسندی و غرور، عدم‌اندیشه و تفقه در دین، به كار نبردن گوهر خرد در خداشناسی، میراث دار فرهنگ منحط گذشته بودن و از پیشوایان ستمگر پیروی نمودن از نمودهای جاهلیت است.
    امام در خطبه ای درباره حالات و ویژگی های مردمان دوران جاهلیت در آستانه بعثت پیامبر، می فرماید:
    در آن دوران، ملت ها در خوابی عمیق فرو رفته بودند. فتنه و فساد در مجرای به راه‌انداختن هرج و مرج، جهان را فرا گرفته بود. كارهای خلاف، میان مردم منتشر شده و امور زندگی از هم گسیخته بود. آتش جنگ ها زبانه می كشید. دنیا بی نور و پر از نیرنگ گشته بود. برگ های درخت زندگی به زردی گراییده، از ثمره زندگی خبری نبود. میوه دنیای آن روز فتنه و غذایش مردار بود. در درون، وحشت و اضطراب و در بیرون شمشیر حكومت می كرد.17
    به نظر می رسد. علی(ع) همه دنیای قبل از اسلام را غرق در جاهلیت می دیدند.
    2- حضرت در نهج البلاغه در مورد هنگامه بعثت می فرماید:
    او را در زمانی فرستاد كه مردم در حیرت و گمراهی سرگردان بودند و در فتنه و جهل و فساد غوطه‌ور. هوا و هوس های سركش، آنها را از جاده حق دور ساخته بود. جهل و نادانی، آنها را سبك مغز بار آورده، و در كارهای خود مضطرب و حیران ساخته و به آن (جهل و نادانی) مبتلا گشته بودند.18
    3- از حضرت در توصیف بنی امیه- كه ادامه دهنده جاهلیت اولی بودند- نقل شده:
    فتنه، آشوب، فساد و تباه گری های بنی امیه با چهره های بس زشت و رُعب انگیز و گروه به گروه كه متصف به جاهلیت‌اند،‌ بر شما وارد می شود. نه دلیل هدایتی در آنها وجود دارد و نه نشانی كه برای هدایت دیده شود.19
    و در خطبه دیگر در توصیف آنها می فرماید:‌
    زیرا آنان پیشتازان تكبر، پایه های تعصب و تكیه گاه های اركان فتنه و شمشیرها، فخر كنندگان جاهلی با افتخار به نسب و نژاد می باشند.20
    4- از موارد قابل توجه در جاهلیت عرب، نوع روابط خانوادگی و انواع ازدواج های رایج در میان آنها بوده. به عنوان نمونه می توان موارد ذیل را نام برد:
    الف) نكاح مَقْت: پس از فوت پدر، پسر بزرگ پارچه به روی همسر پدرش – به شرطی كه مادرش نباشد- می‌انداخت و با او ازدواج می كرد و یا او را به دیگری می داد و مهریه می گرفت.
    ب) نكاح جمع: كنیزكان خود را وادار به زنا با دیگران می كردند و پول می گرفتند.
    ج) نكاح بدل:معاوضه همسر با كسی كه ا زهمسر او خوشش میآمد(تعویضی)
    د) نكاح ضماد: ازدواج چند مرد با یك زن. در این ازدواج فرزند مال كسی بود كه به وی شبیه باشد ( كه به نام نكاح زهط هم نامیده شده است).
    هـ) نكاح استبضاعی: شخصی همسر خود را در اختیار مردی كه از شجاعت و یا صفت پسندیده دیگری برخوردار بود قرار می داد تا از او صاحب فرزند شجاع شود.
    و) نكاح دسته جمعی: ازدواج گروهی از مردان با گروهی از زنان به طور آزاد.21
    5- از معروف ترین رسوم زشت اعراب جاهلی، زنده به گور كردن دختران در بعضی از قبایل بود كه قرآن به آن اشاره می فرماید.
    هرگاه به یكی از آنها بشارت دهند دختری نصیب تو شده، صورتش از فرط ناراحتی سیاه می شود و مملو از خشم می گردد. از قوم و قبیله خود به خاطر بشارت بدی كه به او داده شده متواری می گردد و نمی داند آیا او را با قبول ننگ نگه دارد یا در خاك پنهانش كند. چه بد حكمی می كنند.22
    در زمینه زنده به گور كردن دختران، وقایع وحشتناكی در جامعه عرب قبل از اسلام رخ داده كه در تواریخ به تفصیل آمده است.
    بدین ترتیب می توان بر مصادیق جاهلیت؛ تبرج و برهنگی، تكبر و خودخواهی، نابود كردن ارزش زن و انسان، وحشت و اضطراب و جنگ و خونریزی را افزود.
    جاهلیت نوین در عصر ما
    در بحث از جاهلیت اولی ادعا شد كه جاهلیت دوم، جاهلیتی است كه دنیای امروز با همه پیشرفت های علمی و تمدن عظیم بی سابقه بشری و ادعای تشكیل حكومت جهانی، گرفتار آنست.این ادعا چگونه قابل پذیرش است؛ در حالی كه ادعای عقلانیت بشر، گوش فلك را كر كرده است.
    بمنظور تبیین جاهلیت نوین؛ چند محور اساسی زندگی امروز بشر را مورد بررسی قرار می دهیم.
    الف) انحراف در مبانی فكری:
    مهمترین مبنای فكری بشر بعد از رنسانس اومانیسم است. اومانیسم به مفهوم محوریت انسان در همه ارزشهای انسانی ( انسان محوری در مقابل خدا محوری).
    انسان غربی خواست تا به كلی از آسمان ببرد و تماماً به زمین بپیوندند. در دوران رنسانس تنها یك واژه بود كه مورد احترام قرار گرفت و از پیش سراسر برنامه تمدن متجدد را در خود خلاصه كرد. این واژه اومانیسم است. در واقع منظور از این واژه این بود كه همه چیز را محدود به موازین بشری محض سازند و هر اصل و طریقتی را كه خصلت معنوی و برین داشت به صورت انتزاعی و مجرد در آوردند، و به بهانه تسلط بر زمین، از آسمان روی برتابند.اومانیسم نخستین صورت امری بود كه به شكل نفی روح دینی معاصر در آمده بود، یعنی لائیسم. و چون می خواستند همه چیز را به میزان بشری محدود سازند، سرانجام مرحله به مرحله به پست ترین درجات وجود بشری سقوط كردند.23
    ب) نژاد پرستی :
    در جاهلیت عرب، از حمیت جاهلی، تعصبات قبیلگی و نژاد پرستی سخن به میان آمد. انتظار می رفت كه انسان امروز با همه ادعای خدائیش در قدرت و علم، از این فضا بگذرد. اما وقایع چند قرن اخیر نشان داد كه هنوز بشر گرفتار همان تعصبات جاهلی است.
    ج) فساد اخلاقی:
    در این كه فساد اخلاق و فحشاء در دنیای امروز در بیشتر اركان زندگی بشر رخنه كرده، تردید نیست. به تعبیر قرآن:
    ظَهَرَ الفَسادُ فِی البَرِّ وَ البَحرِ بِمَا كَسَبَتْ اَیدِی النَاسِ
    به سبب آنچه مردم فراهم آورده‌اند، فساد در خشكی و دریا نمودار شده است.24
    در جامعه جاهلی عرب و در جوامع گذشته بشر، فساد اخلاق و فحشاء رایج بود، اما نه به عنوان یك فضیلت و ارزش؛ اما در دنیای امروز اینها معیار ارزش تلقی می شوند. مثلاً:
    در هندوستان، فرقه ای وجود دارد با عنوان لینگامیزم كه در كتاب تاریخ جان ناس آمده: اینها بخش تناسلی مرد را به عنوان معبود می پرستند... فیلمی ساخته و آزادی در قلمرو جنسی را فطری قلمداد نموده‌اند. از جمله موارد فیلم بحث لینگامیزم است.25
    د) استبداد و ستم:
    ظاهراً در دنیای متمدن امروز، بعد از جنگ آزادی بردگان در آمریكا، برده داری از بین رفت. اما حقیقت در تاریخ چند صد ساله اخیر چیز دیگری است. برده داری و ظلم و ستم چهره دیگری پیدا كرده كه بسیار زشت تر از برده داری قبل از اسلام و قرون وسطی است.
    به عنوان مثال به چند مورد از نمونه های انحطاط فكری و فرهنگی در جوامع اسلامی اشاره می شود:
    الف) وهابیت: یكی از چهره های جاهلی و زشت كه به نام اسلام در قرن های اخیر در عربستان و بعضی از كشورهای اسلامی بروز پیدا كرد، و متاسفانه برای از بین بردن چهره زیبای اسلام اهل بیت(ع) از سوی بعضی از كشورهای استعماری حمایت شد؛ وهابیت بود.
    ب) صوفیگری: تصوف روشی خاص در زندگی است كه اطمینان و راحتی و تسكین درونی و سعادت ایده‌آل شخص صوفی را از غیر راه كار و كوشش و نظامات و فعالیتهای عادی زندگی بوسیله تحمل مشقات و زهد و ترك لذایذ و بالاخره با پیروی از اصل فرار از زندگی مادی تامین می نماید.
    هند، زادگاه اولیه تصوف بوده و افكار صوفیانه از آنجا به محیط ها و مذاهب دیگر سرایت و نفوذ كرده است.
    این تفكرات انحرافی (وهابیت، صوفیه و فرقه های انحرافی دیگر... ) از یك سو، و جو روشنفكری حاكم بر جوامع اسلامی با وابستگی كامل به تفكرات منحط غربی از سوی دیگر؛ جوامع اسلامی را هم در جاهلیت دیگری قرار داده است.
    با این حال، آیا بشر امروز گرفتار جاهلیت نیست؟ عصری كه:
    1- به جای تربیت الهی بشر به لجن دنیاپرستی و هواپرستی كشیده شده است؛
    2- چشمه سارهای عواطف و احساسات شریف انسانی خشك شده؛
    3- باطل را در برابر حق نهاده‌اند و از پیروزی آن (باطل) به خود می بالند؛
    4- بشریت دوران انفجار علم را طی می كند و هنوز نمی داند انسان كیست؛
    5- بشر نمی داند كه از شخصیت های بزرگ و انسانهای كامل و رهبران الهی چگونه استفاده كند؟ گاهی از آن ها بت می سازد، و گاهی به شدت آنها را تخطئه می كند؛
    6- هنوز بشر تكامل یافته، زیستن بدون اسلحه را یاد نگرفته و برای اثبات این كه زنده است؛ مجبور است به توپ و تانك و ناوهای جنگی و كلاهك های اتمی متوسل شود؛
    7- پیوستن انسان ها به انسان دیگر بر مبنای منفعت طلبی شخصی است، حتی اخلاق او هم اخلاق منفعت طلبانه است؛
    8- مفهوم لذت جز در لذتهای پست مادی معنا ندارد؛
    9- منطق حاكم عبارت است از من هدف و دیگران وسیله‌اند كه بازگو كننده هویت خودپرستی است؛
    10- خدا و مشیت الهی نفی می شود تا انسان محور ارزش ها شود؛
    11- علم و تكنولوژی و هنر در خدمت شهوات و قدرت طلبی انسان قرار گرفته است؛
    12- نیهیلیسم و پوچ گرایی و بی هویتی انسان، فلسفه امروز بشر است؛
    13- تمام استعدادهای مادی و معنوی بشری در راه تخریب وجود انسان به كار رفته است؛
    14- پیمان شكنی- چه پیمان الهی و چه پیمان اجتماعی- رسم عادی بشر امروز شده است؛
    15- انسان متعالی امانت دار الهی، به مرتبه ابزار تولید تنزل یافته است؛
    16- از وجود لطیف ترین موجود هستی یعنی زن، جز در راه ارضاء تمایلات جنسی استفاده نمی شود.

    منابع
    1.فتح/26
    2. تفسیر نمونه، جلد 22، صفحه 100
    3. نورالثقلین، جلد 5، صفحه 73
    4. آل عمران /154
    5. تفسیر نمونه، جلد 3، صفحه 133
    6. مائده/ آیه 50
    7. تفسیر نورالثقلین، در تفسیر آیه 50 مائده
    8. تفسیر نمونه، جلد 4، صفحه 406
    9. مستدرك وسایل الشیعه، جلد 18، صفحه 184
    10. كافی، جلد 1، صفحه 377
    11. بحارالانوار، جلد 39، صفحه 265
    12. بحارالانوار، جلد 56، صفحه 73
    13. مفاتیح الجنان ، صفحه 1082
    14. فروع كافی، جلد 6، صفحه 400
    15. احزاب/آیه 33
    16. تفسیر نمونه، جلد 17، صفحه 290
    17. تاریخ تحلیلی اسلام، صفحه 38
    18. نهج البلاغه، خطبه 95
    19. نهج البلاغه ، خطبه 288
    20. نهج البلاغه، خطبه 93
    21. نظام حقوق زن در اسلام، صفحه 287
    22. سوره نحل/آیات 58 و 59
    23. بحران دنیای متجدد، ریه گنون، صفحه 18
    24. سوره روم/آیه 41
    25. تهاجم یا تفاوت فرهنگی، صفحه 87
    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362


  2.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود