جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفسير و سير تاريخى آن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تفسير و سير تاريخى آن




    تفسير و سير تاريخى آن


    تفسير و سير تاريخى آن

    تفسير و بيان الفاظ و عبارات قرآن مجيد از عصر نزول شروع شده و شخص پيغمبر اكرم (ص) بتعليم قرآن و بيان معانى و مقاصد آيات كريمه آن ميپرداخته است چنانكه خداى متعال ميفرمايد: «و انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم‏» (1) ترجمه:و نازل كرديم بر تو كتاب را تا براى مردم آنچه را برايشان فرو فرستاده شده بيان نمائى) .
    و ميفرمايد: «هو الذى بعث في الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة‏» (2) اوست-خدا است-كه در امى‏ها پيغمبرى از خودشان برانگيخت كه آيات او را برايشان ميخواند و ايشان را تزكيه ميكند و كتاب و حكمت را به ايشان ياد ميدهد و تعليم ميكند) .
    و در زمان آنحضرت بامر وى جمعى بقرائت و ضبط و حفظ قرآن اشتغال داشتند كه قراء ناميده ميشدند.و پس از رحلت صحابه آنحضرت و پس از ايشان ساير مسلمانان بتفسير قرآن اشتغال داشتند و تاكنون دارند.
    علم تفسير و طبقات مفسرين
    پس از رحلت پيغمبر اكرم (ص) جمعى از صحابه مانند ابى بن كعب و عبد الله بن مسعود و جابر بن عبد الله و ابو سعيد خدرى و عبد الله بن زبير و عبد الله بن عمر و انس و ابو هريره و ابو موسى و از همه معروفتر عبد الله بن عباس بتفسير اشتغال داشتند.
    و روش‏شان در تفسير اين بود كه گاهى آنچه از پيغمبر اكرم (ص) در معانى آيات قرآنى شنيده بودند در شكل روايت مسند نقل ميكردند. (3) اين احاديث از اول تا آخر قرآن جمعا دويست و چهل و چند حديثند كه سند بسيارى از آنها ضعيف و متن برخى از آنها منكر است و گاهى تفسير آيات را در صورت اظهار نظر بى‏اينكه به پيغمبر اكرم (ص) اسناد دهند القاء ميكردند.
    متاخرين اهل تفسير از اهل سنت اين قسم را نيز جزء روايات نبوى در تفسير ميشمارند، زيرا صحابه علم قرآن را از مقام رسالت آموخته‏اند و مستبعد است كه خودشان از خود چيزى گفته باشند.
    ولى دليلى قاطع بر اين سخن نيست، علاوه باينكه مقدار زيادى ازين قسم رواياتى است كه در اسباب نزول آيات و قصص تاريخى آنها وارد شده و همچنين در ميان اين روايات صحابى بسيارى از سخنان علماء يهود كه مسلمان شده بودند مانند كعب الاحبار و غيره بدون اسناد يافت ميشود.
    و همچنين ابن عباس بيشتر اوقات در معنى آيات بشعر تمثل ميكرد چنانكه در روايتى كه از ابن عباس در سؤالات نافع بن ازرق نقل شده در جواب دويست و اندى سؤال باشعار عرب متمثل ميشود، و سيوطى در كتاب (4) اتقان صد و نود سؤال از آنجمله را روايت ميكند و با اينحال رواياتى را كه از مفسرين صحابه رسيده نمى‏توان روايات نبوى شمرد و اعمال نظر را از صحابه نفى كرد.و مفسرين صحابه را اهل طبقه اول گرفته‏اند.
    طبقه دوم جماعت تابعين هستند كه شاگردان مفسرين صحابه‏ميباشند مانند مجاهد (5) و سعيد بن جبير و عكرمه و ضحاك و ازين طبقه است‏حسن بصرى و عطاء بن ابى رباح و عطاء بن ابى مسلم و ابو العاليه و محمد بن كعب قرظى و قتاده و عطيه و زيد بن اسلم و طاوس يمانى.طبقه سوم شاگردان طبقه دوم ميباشند مانند ربيع بن انس (6) و عبد الرحمن بن زيد بن اسلم و ابو صالح كلبى و نظراء ايشان، و طريقه تابعين در تفسير اين بود كه تفسير آيات را گاهى در شكل روايت از پيغمبر اكرم (ص) يا صحابه نقل ميكردند و گاهى معنى آيه را بى‏اينكه بكسى اسناد دهند، در صورت اظهار نظر ايراد ميكردند، و متاخرين مفسرين با اين اقوال نيز معامله روايات نبوى نموده آنها را روايات موقوفه (7) ميشمارند و قدماء مفسرين باين دو طبقه اطلاق ميشود.
    طبقه چهارم طبقه اولين مؤلفين تفسير است (8) مانند سفيان بن عيينه و وكيع بن جراح و شعبة بن حجاج و عبد بن حميد و غير ايشان و از اين طبقه است ابن جرير (9) طبرى صاحب تفسير معروف.
    طريقه اين طبقه نيز اينگونه بود كه اقوال صحابه و تابعين را در صورت روايتهاى معنعن در تاليفات تفسيرى خود وارد ميكردند و از نظراستقلالى خوددارى مينمودند، جز اينكه ابن جرير طبرى در تفسير خود گاهى در ترجيح ميان اقوال اظهار نظر ميكند و طبقات متاخرين ازين طائفه شروع ميشود.
    طبقه پنجم كسانى هستند كه روايات را با حذف اسناد در تاليفات خود درج كردند و بمجرد نقل اقوال قناعت نمودند.
    بعضى (10) از علماء گفته‏اند كه اختلال نظم تفسير از همين جا شروع گرديده و اقوال زيادى درين تفاسير بدون مراعات صحت و اعتبار نقل و تشخيص سند بصحابه و تابعين نسبت داده شده و در اثر اين هرج و مرج دخيل بسيارى بوجود آمده و اعتبار اقوال متزلزل شده است.
    ولى كسيكه با دقت در روايات معنعن تفسير تدبر نمايد ترديد نخواهد داشت كه درس و وضع در ميان آنها نيز فراوان است، اقوال متدافع و متناقض تنها بيك صحابى يا تابعى بسيار نسبت داده شده قصص و حكاياتى كه قطعى الكذب است در ميان اين روايات بسيار ديده ميشود اسباب نزول و ناسخ و منسوخى كه با سياق آيات وفق نميدهد يكى دو تا نيست كه قابل اغماض باشد و از اينجا است كه امام احمد بن حنبل (كه خود قبل از پيدايش اين طبقه بود) گفته است:سه چيز اصل ندارند:مغازى و ملاحم و روايات تفسير، و از امام شافعى نقل شده كه از ابن عباس نزديك بصد حديث فقط ثابت‏شده است.
    طبقه ششم مفسرينى هستند كه پس از پيدايش علوم مختلفه و نضج آنها در اسلام بوجود آمدند و متخصصين هر علم از راه فن مخصوص خود بتفسير پرداختند:نحوى از راه نحو زجاج و واحدى و ابى حيان (12) كه‏از راه اعراب آيات بحث نموده‏اند.بيانى از راه بلاغت و فصاحت مانند زمخشرى (13) در كشاف.متكلم از راه كلام مانند فخر رازى (14) در تفسير كبير، عارف از راه عرفان مانند ابن عربى و عبد الرزاق كاشى (15) در تفاسير خودشان.و اخبارى از راه نقل اخبار مانند:ثعلبى (16) در تفسير خود.و فقيه از راه فقه مانند قرطبى (17) در تفسير خود و جمعى نيز تفاسيرى مختلط از علوم متفرقه نوشتند مانند تفسير روح البيان (18) و تفسير روح المعانى (19) و تفسير نيشابورى (20) .
    خدمت اين طبقه بعالم تفسير اين شد كه فن تفسير را از حالت جمودو ركودى كه در طبقات پنجگانه قبلى داشت‏بيرون آورده وارد مرحله بحث و نظر نمودند اگر چه كسيكه با نظر انصاف نگاه كند خواهد ديد كه در اغلب بحثهاى تفسيرى اين طبقه نظريات علمى بقرآن تحميل شده و خود آيات قرآنى از مضامين خودشان استنطاق نشده‏اند.
    روش مفسرين شيعه و طبقاتشان
    طبقاتى كه ذكر شد طبقات مفسرين اهل سنت و جماعت‏بود و منشا آن روش خاصى است كه از روز نخست در تفسير گرفته شده و آن معامله روايت نبوى است‏با اقوال صحابه و تابعين كه اعمال نظر در برابر آن از قبيل اجتهاد در مقابل نص شمرده ميشد، تا اختلال وضع اين روايات و آفتابى شدن تضاد و تناقض و دس و وضع در ميان آنها اجازه اعمال نظر بطبقه ششم مفسرين داد.
    ولى روشى كه شيعه در تفسير قرآن اتخاذ نموده است غير اين روش ميباشد و در نتيجه اختلاف روش طبقه بندى مفسرين نيز سيماى ديگرى بخود ميگيرد.
    شيعه بنص قرآن مجيد قول پيغمبر اكرم (ص) را در تفسير آيات قرآنى حجت ميداند و براى اقوال صحابه و تابعين مانند ساير مسلمين هيچگونه حجيتى قائل نيست مگر از راه روايت از پيغمبر اكرم (ص) جز اينكه بنص خبر متواتر ثقلين قول عترت و اهل بيت را تالى قول پيغمبر اكرم (ص) و مانند آن حجت ميدانند و ازين روى در نقل و اخذ روايات تفسيرى تنها برواياتى كه از پيغمبر اكرم (ص) و ائمه اهل بيت عليهم السلام نقل شده اكتفا كرده‏اند و طبقات خود را بترتيب زيرين بوجود آورده‏اند.
    طبقه اول كسانى كه روايات تفسير را از پيغمبر اكرم (ص) و ائمه اهل بيت فرا گرفته‏اند و در اصول خود بطور غير مرتب ثبت كرده و بروايت‏آنها پرداخته‏اند مانند (21) زراره و محمد بن مسلم و معروف و جرير و امثال ايشان.
    طبقه دوم اهل تاليفات اولى تفسير مانند فرات (22) ابن ابراهيم و ابو حمزه ثمالى و عياشى (23) و على بن ابراهيم قمى و نعمانى صاحب تفسير.
    شيوه اين طبقه مانند طبقه چهارم از مفسرين اهل سنت اين بود كه روايات ماثوره را كه از طبقه اول اخذ كرده بودند با اسناد در تاليفات خودشان درج ميكردند و از هر گونه اعمال نظر خوددارى مينمودند.
    و نظر باينكه زمان دست رسى بائمه اهل بيت (ع) طولانى بود و تقريبا سيصد سال ادامه داشت طبعا اين دو طبقه ترتب زمانى نداشته متداخل بودند و همچنين كسانى كه روايت را با حذف اسناد درج كنند بسيار كم بودند و درين باب بعنوان نمونه تفسير عياشى موجود را بايد نام برد كه يكى از شاگردان عياشى از تاليف عياشى اسناد روايات را اختصارا حذف نموده و نسخه او بجاى نسخه عياشى دائر گشته است.
    طبقه سوم طبقه ارباب علوم متفرقه است مانند سيد رضى (24) در تفسيرادبى خود و شيخ طوسى (25) در تفسير كلامى خود كه تفسير تبيان است و صدر المتالهين (26) شيرازى در تفاسير فلسفى خود و ميبدى گونابادى در تفسير عرفانى خود و شيخ عبد على حويزى (27) و سيد هاشم بحرانى و فيض كاشانى در تفسير نور الثقلين و برهان و صافى و كسانى ميان عده‏اى از علوم در تفاسيرشان جمع كرده‏اند مانند شيخ طبرسى (28) در تفسير مجمع البيان كه از راههاى مختلف لغت و نحو و قرائت و كلام و حديث‏بحث ميكند.
    پى‏نوشتها:
    1- سوره نحل آيه 44
    2- سوره جمعه آيه‏2
    3- آخر اتقان سيوطى چاپ قاهره(1370 ه)
    4- اتقان ص 120-133.
    5- مجاهد مفسر معروف متوفى 100-103 هجرى (تهذيب الاسماء نووى) .
    (سعيد بن جبير) مفسر معروف شاگرد ابن عباس كه بدست‏حجاج سال 94 هجرى شهيد شده است (تهذيب) .
    (عكرمه) مولى و شاگرد ابن عباس و سعيد بن جبير متوفاى سال 104 هجرى (تهذيب) .
    (ضحاك) از شاگردان عكرمه (لسان الميزان)
    (حسن بصرى) زاهد و مفسر معروف متوفاى سال 110 هجرى (تهذيب) .
    (عطاء بن ابى رباح) فقيه و مفسر مشهور از تلامذه ابن عباس متوفاى سال 115 هجرى (تهذيب) .
    (عطاء بن ابى مسلم) از بزرگان تابعين از شاگردان ابن جبير و عكرمه متوفاى سال 133 هجرى (تهذيب) .
    (ابو العاليه) از ائمه تفسير و بزرگان تابعين در قرن اول هجرى ميزيسته (تهذيب) .
    (محمد بن كعب قرظى) از مفسرين معروف و از نژاد يهود بنى قريظه بوده در قرن اول هجرى ميزيسته.
    (قتاده) اعمى از بزرگان فن تفسير شمرده شده از تلامذه حسن بصرى و عكرمه بوده در سال 117 در گذشته است (تهذيب) .
    (عطيه) از ابن عباس نقل ميكند (لسان) .
    (زيد بن اسلم) مولى عمر بن خطاب فقيه و مفسر سال صد و سى و شش هجرى در گذشته است (تهذيب) .
    (طاوس) يمانى از علماء وقت‏خود و شاگرد ابن عباس بوده و سنه صد و شش هجرى در گذشته است (تهذيب) .
    6- عبد الرحمن بن زيد پسر زيد بن اسلم و از علماء تفسير معدود است.
    (ابو صالح كلبى) نسابه و مفسر در قرن دوم ميزيسته.
    7- روايت موقوفه روايتى است كه مروى عنه در آن ذكر نشده باشد.
    8- (سفيان بن عيينه) مكى از طبقه دوم تابعين و از علماء تفسير است در سال صد و نود و هشت هجرى در گذشته است (تهذيب) .
    (وكيع بن جراح) كوفى از طبقه دوم تابعين و از مفسرين است‏سال صد و نود و هفت هجرى در گذشته (تهذيب) .
    (شعبة بن الحجاج) بصرى از طبقه دوم تابعين و از معاريف مفسرين است‏سال صد و شصت هجرى در گذشته (تهذيب)
    (عبد بن حميد) صاحب تفسير از طبقه دوم تابعين و در قرن دوم ميزيسته.
    9- (ابن جرير طبرى) محمد بن جرير بن يزيد از معاريف علماء اهل سنت و در سال سيصد و ده هجرى در گذشته (لسان الميزان) .
    10- اتقان سيوطى جزء 2 ص 190.
    11- زجاج از علماى نحو متوفاى 310 هجرى (ريحانه) .
    12- (واحدى) نحوى مفسر متوفاى 68 هجرى (ريحانه) .-
    (ابو حيان) اندلسى نحوى و مفسر و قارى سال هفتصد و چهل و پنج در مصر وفات كرده (ريحانه) .
    13- زمخشرى يكى از معاريف علماء ادب مؤلف تفسير كشاف متوفاى سال 538 هجرى (كشف الظنون) .
    14- امام فخر رازى متكلم و مفسر معروف صاحب تفسير مفاتيح الغيب متوفاى سال 606 هجرى. (كشف الظنون) .
    15- (عبد الرزاق كاشى) از معاريف علماء و عرفاى قرن هشتم هجرى در سال 720-
    751 هجرى در گذشته (ريحانه) .
    16- احمد بن محمد بن ابراهيم ثعلبى صاحب تفسير ثعلبى متوفاى 426-427 هجرى (ريحانه) .
    17- محمد بن احمد بن ابى بكر قرطبى متوفاى سال 668 هجرى (ريحانه) .
    18- تاليف شيخ اسماعيل حقى اسلامبولى متوفاى سال 1137 هجرى (ملحقات كشف الظنون) .
    19- تاليف شهاب الدين محمود آلوسى بغدادى متوفاى سال 1270 هجرى (ملحقات كشف الظنون) .
    20- بنام غرائب القرآن تاليف نظام الدين حسن قمى نيشابورى متوفاى سال 728 هجرى (ملحقات كشف الظنون) .
    21- زراره و محمد بن مسلم هر دو از فقهاى شيعه و خواص اصحاب امام پنجم و ششم اماميه ميباشند و معروف و جرير هر دو از خواص اصحاب امام ششم‏اند.
    22- فرات بن ابراهيم كوفى صاحب تفسير است (ريحانه) (و ابو حمزه ثمالى) از فقهاى شيعه و از خواص امام چهارم و پنجم اماميه است.
    23- (عياشى) محمد بن مسعود كوفى سمرقندى از اعيان علماء اماميه و در نيمه دوم قرن سوم هجرى ميزيسته (ريحانه) .
    (على بن ابراهيم قمى) از مشايخ حديث اماميه و در اواخر قرن سوم و اوايل قرن چهارم ميزيسته است (ريحانه) .
    (نعمانى) محمد بن ابراهيم نعمانى از اعيان علماء اماميه و از تلامذه كلينى است و در اوائل قرن چهارم هجرى ميزيسته (ريحانه) .
    24- سيد رضى از اعيان فقهاء اماميه و در شعر و ادب سرآمد اهل عصر خود بوده و-
    نهج البلاغه از تاليفات اوست در سال چهارصد و چهار يا شش هجرى در گذشته (ريحانه) .
    25- شيخ الطائفه محمد بن حسن طوسى كه از اكابر علماء اماميه و كتاب تهذيب و كتاب استبصار كه دو اصل از چهار اصل حديث اماميه ميباشند تاليف اوست در سال چهارصد و شصت هجرى در گذشته (ريحانه) .
    26- صدر المتالهين محمد بن ابراهيم شيرازى فيلسوف نامى متوفاى هزار و پنجاه هجرى مؤلف كتاب اسرار الايات و مجموعه تفاسير (روضات و ريحانه) .
    ميبدى گونابادى و سيد هاشم بحرانى صاحب برهان در 4 مجلد متوفاى سال 1107 هجرى و فيض كاشانى آخوند ملا محسن مؤلف تفسير صافى واصفى متوفاى 1091 هجرى (ريحانه) .
    27- شيخ عبد على حويزى شيرازى صاحب تفسير نور الثقلين در 5 مجلد متوفى سال 1112 هجرى (ريحانه) .
    28- فضل بن حسن طبرسى از اعيان علماء اماميه صاحب تفسير مجمع البيان در ده جلد متوفاى 548 هجرى (ريحانه) .

    قرآن در اسلام / استاد علامه طباطبايى (رض)

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9

    مراحل تكوين و تدوين تفسير




    با سلام با توجه به این عنوانی که برای این تاپیک وجو د داره من هم بحث مراحل تكوين و تدوين تفسير را در دو پست به طور خلاصه عرض می کنم.امیدوارم مفید واقع شود
    يكى از موضوعات مطرح شده در تاريخ تفسير, بحث مراحل تكوين آن است . آنچه در زير مى آيد نظر محمدحسين ذهبى است در اين باره كه در كتاب تفسير و مفسرون ايشان آمده است :
    چنانچه می دانید ذهبی سنی است .ايشان مراحل تكوين و تدوين تفسير را پنج مرحله مى داند:
    1- مرحلهء اول كه صرفاً نقل روايت بوده و چنانكه گفتيم جدا از علم حديث نبوده , اما هنوز تدوين نشده بوده است . در اين مرحله روايات تفسيرى صحابه از قول پيامبر (ص ) و يا از قول يكديگر نقل مى شد و تابعين نيز ازصحابه يا از يكديگر نقل مى كرده اند. و رونق اين مرحله حداكثر تا پايان قرن اول هجرى است .
    2- مرحلهء دوم از ابتداى تدوين رسمى حديث است (يعنى از آغاز قرن دوم ). با تدوين و تبويب احاديث ,تفسير بابى از ابواب آنها بوده و هنوز قرآن به صورتى كه بعدها سوره به سوره و آيه به آيه از آغاز تا انجام تفسيرمى شود, تفسير نشده بوده است . شايد بتوان گفت اين مرحله تا اواسط قرن سوم ادامه داشته است .
    3- مرحلهء سوم مرحله اى است كه تفسير از حديث جدا مى شود و علمى مستقل مى گردد و تفاسير جامعى كه به تمامى قرآن مى پردازد, تأليف مى شود. ابن ماجه (م 273ق ) و ابن جرير طبرى (م 310ق ) و ابوبكر بن منذر نيشابورى (م 318ق ) و ابن ابى حانم (م 327ق ) و ابوالليث نصربن محمد سمرقندى (م 375ق ) وعده اى ديگر اين استقلال تفسير را تحقق بخشيده اند



    ادامه دارد.....
    .


    ویرایش توسط askari110 : ۱۳۸۷/۰۸/۰۴ در ساعت ۲۲:۰۷
    مولایم علی فرموند:
    يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
    هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
    چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    4- مرحلهء چهارم از حدود تفسير مأثور (تفسيرى كه متكى بر اثر يا حديث است ) فرا مى گذرد, و اگر هم حديثى ذكر شود غالباً سلسلهء راويانش حذف مى شود مفسران , احاديث تفسيرى را بى آنكه به حديث بودنش اشاره كنند, مانند اقوال عادى مفسران سلف مى گيرند; و بويژه اسرائيليان و نصرانيات را با تفسير مى آميزد ودشواريهاى بسيارى بر مى انگيزد. و تشتت آراء و اختلاف اقوال در تفاسير بالا مى گيرد, چنانچه فى المثل درتفسير <مغضوب عليهم > و <الضالين > كه طبق احاديثى صحيح كه از خود پيامبر (ص ) و صحابه و تابعين نقل شده , مراد از آنها يهود و نصارى است , دهها قول مختلف و نامربوط نقل مى كنند.
    5- مرحلهء پنجم گسترده ترين دورهء تاريخ تفسير است كه از عصر عباسى تا امروز ادامه دارد, و مشخصهء آن آميزش تفسير عقلى (= درايى ) به تفسير نقلى (= روايى يا اثرى يا مأثور) است كه خود انواع گوناگونى دارد. تنوع علوم و مذاهب و مشارب فكرى و فلسفى و عرفانى و كلامى و علمى به حوزهء تفسير نيز كشانده مى شود وعالمان و ماهران هر فن از نظر گاه علم و فن خويش تفسير مى نويسند چنانكه مثلاً نحويان بيشتر به مسائل نحو واعراب قرآن مى پردازند: از جمله : زجاج (ابراهيم بن السر, 241ـ 311قمرى ) در معانى القرآن يا واحدى (على بن احمد, م 468ق ) در تفسير بسيط و يا ابوحيان نحوى (محمد بن يوسف , 654ـ 745قمرى ) در تفسيرالبحرالمحيط ; و صاحبان علوم عقلى , تفسير را با نقد و نقل آراء حكمى و فلسفى مى انبارند چنانكه فخر رازى (محمد بن عمر, 544ـ 606قمرى ) در مفاتيح الغيب و فقها بيشتر به تقرير ادلهء فقهيه و رد بر مخالفان مذهب خويش مى پردازند همچون جصاص (احمد بن على , 305ـ 370قمرى ) د راحكام القرآن و قرطبى (محمد بن احمد, م 671قمرى ) در الجامع لاحكام القرآن كه بيست مجلد است و ابن العربى (محمد بن عبدالله , 468ـ543قمرى ) در احكام القرآن

    مولایم علی فرموند:
    يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
    هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
    چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۶
    نوشته
    850
    تشکر:
    1
    حضور
    35 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    9



    مراحل تكوين و تدوين تفسير نزد شيعهء اماميه و از نظر آنان با آنچه ذهبى مى گويد, فرق دارد شادروان علامه طباطبايى مى نويسد كه شيعه <براى اقوال صحابه و تابعين , مانند ساير مسلمين هيچگونه حجيتى قائل نيست ,مگر از راه روايت از پيغمبر اكرم (ص )... و به نص خبر متواتر ثقلين , قول عترت و اهل بيت را تالى قول پيغمبراكرم (ص ) و مانند آن حجت مى داند...> به نظر ايشان , مفسران شيعه به سه طبقهء بزرگ تقسيم مى شوند1-طبقه اول : (بعضى از صحابهء پيامبر و) اصحاب ائمه , مانندزراره و محمد بن مسلم (از فقهاى شيعه و از اصحاب امام پنجم و امام ششم ) و معروف و جرير (از اصحاب امام ششم ). 2 -طبقه دوم : اهل نخستين تأليفات در حوزه شيعه و كسانى چون فرات بن ابراهيم و ابوحمزهء ثمالى و عياشى , و على بن ابراهيم قمى و نعمانى , نظر به اينكه زمان دسترسى به ائمهء اهل بيت (ع ) طولانى بود و تقريباً سيصد سال ادامه داشت , طبعاً اين دو طبقه ترتب زمانى نداشته و متداخل بودند 3 -طبقهء سوم : طبقهء ارباب علوم مختلف اند مانند سيد رضى (در حقائق التأويل )و سيد مرتضى (در امالى كه مجالس تفسيرى بسيارى دارد) و شيخ طوسى و شيخ طبرسى , (و ابوالفتوح رازى ),تا ملاصدرا و فيض كاشانى و سيد هاشم بحرانى و حويزى تا برسيد به معاصران

    مولایم علی فرموند:
    يابُنَىَّ اِصبِر عَلَى الحقِ وَ اِن كانَ مُرّا; اى پسر جان! در راه حق صبور و مقاوم باش گرچه تلخ و رنج آور باشد.
    هرگز گمان مبر زخیال تو غافلم ،گرمانده ام خموش ، خدا داند ودلم.....
    چون عاقبت همه امور با خداست همه چیز را به او واگذار کردم.

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود