صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دلایل عصمت انبیا در ترازوی نقد و تحلیل

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    دلایل عصمت انبیا در ترازوی نقد و تحلیل




    برهان عصمت انبیا
    برهانی که متکلمان بر عصمت انبیا می آورند چنین است:
    (خداوند انبیا را فرستاده تا مردم حرف آن فرستاده اش را گوش کنند و به راهی که او می گوید بروند حالا اگر حتی انبیا یک گناه بکنند می شود در هر حرفی که انبیا می زنند گفت:احتمال دارد این حرف دروغ باشد چون احتمال دارد که این پیامبر گناه کند واین حرف همان گناه باشد یا همچنین در هر کار پیامبر .ودر نتیجه به هیچ عمل و حرف پیامبر با دلیل عقلی(احتمال دروغگویی) گوش نکنند و این نقض غرض خداوند متعال است چون خداوند انبیا را فرستاد تا مردم حرف او را گوش کرده و به راه راست هدایت گردند. ونقض غرض از خداوند متعال محال است چون موجب نقص خداوند متعال می شود.)
    شبیه این دلیل را می توانید در آموزش عقاید آقای مصباح ،تجرید و الاهیات ببینید.
    پیش فرض های این برهان:
    1.خدا هست
    2.خدا حکیم است
    3.هدف خدای حکیم از خلق انسانها کمال آنهاست
    4.اگر پیامبر احتمال دروغ داشته باشند ،نمی توانند به سخنانش عمل کنند

    اشکالات برهان عصمت انبیا
    اما در این تاپیک نمی خواهم سر پیش فرض یک تا سه بحث کنم و آنها را در این برهان پیش فرض و اصل موضوعی قبول کرده و به بررسی پیش فرض 4 وبقیه مسائل این برهان می پردازم:
    اشکال1:
    در مورد پیش فرض 4 من یک اشکال داشتم و آن اینکه چرا نمی توانند به سخنان پیامبر عمل کنند؟همانطور که ما به سخنان دکتر و مهندس اعتماد کرده و در زندگی روزمره و خبرهای روزمره معمولا به همه اعتماد داریم مگر افرادی که بسیار خطاکار بوده اند یا به قول معروف چوپان دروغگو بوده اند . این در حالی است که در این موارد هم احتمال دروغ می دهیم .پس همین امر کافی است برای عدم صحت پیش فرض شما
    از همه مهمتر تقلید از مرجع تقلیداست که ما به سخن او عمل می کنیم در حالی که هیچ یقینی به مطابقت حرف با واقع نداریم و فقط بنابر حجیت کلام او عمل می کنیم حال من می گویم چه اشکالی دارد بگوییم انبیا کلامشان حجت است خواه موصل به واقع باشد خواه نباشد .
    و همانطور که ما داریم به سخنان مرجع تقلید عمل می کنیم و نقض غرض خدا پیش نمی آید در مورد انبیا هم قضیه از این قرار باشد.چه اشکالی دارد؟
    اشکال2:
    در مورد پیش فرض 4 است که در آن مغالطه اخص بودن دلیل از مدعا رخ داده است به این شکل که در مدعا ادعای عصمت شده ولی در دلیل تنها نیاز به صدق انبیا اثبات شده نه بقیه موارد عصمت
    پس باید بگوییم اثبات صدق نبی در گفتار نه عصمت در گفتار .البته می شود چنین گفت که منظور از عصمت همان است اما توجه باید کرد که در معنای عصمت یک خطاکاری و اشتباه و تمرد از حکم کسی(خدا)خوابیده است که دوباره دلیل می خواهد که مثلا صدق در گفتار دستور خداست(قبل از اثبات عصمت نبی)
    اشکال 3:
    مصلحت و حکمت خداوند طبق تعریف آیت اللله مصباح چنین است:
    مقتضای محب الهی به کمال این است که پیدایش مجموع مخلوقات به گونه ای باشد که خیر و کمال بیشتری بر انها مترتب گردد از سنجیدن این گونه موارد مفهوم مصلحت انتزاع می گردد.(ص91 آموزش عقاید)
    پس این امر به ما می فهمند که خدا بین کامل و اکمل ،همیشه اکمل را انتخاب می کند
    و از طرف دیگر می دانیم که ما انسانها ممکن است به کامل علم داشته باشیم اما به اکمل نه مثلا بچه می داند ورزش کار خوبی است اما نمی داند در شب امتحان امر اهم و اکمل دیگری وجود دارد که باید به آن بپردازد لذا پدر او را نهی می کند
    حال من می گویم درست است که اگر پیامبران معصوم نباشند نقض غرض می شود اما ممکن است یک امر مهمتر و کامل تر دیگری است که ما نمی دانیم و خدا به علت آن به پیامبر عصمت نمی دهد یعنی خدا دائر مدار 2 امر شده است:یا پیامبران را معصوم کند(حسن یا یک امر مهمتری را که ما نمی دانیم محقق کند(احسن)و همانطور که روشن است مصلحت اقتضای تحقق احسن را دارد نه حسن
    پس در نتیجه ممکن است خدا پیامبران را معصوم قرار ندهد در حالی که با حکمتش تنافی نداشته باشد
    اشکال 4:
    می توان این احتمال را داد که خدا به خاطر گناهی که انسانها مثلا در عالم ذر یا عالمی قبل از عالم دنیا کرده اند آنها را مجازات کرده و پیامبرشان را دروغگو بفرستد
    اشکال 5
    من در بحثهای مختلف وقتی از احتمالا سخن می گویم چه در برهان نظم و چه در تاریخ و... شما م یگویید احتمالات ضعیف قابل اعتنا نیست من هم در این جا می گویم احتمال ضعیف گناه انبیا مخل عصمت انها نیست چون مردم به این احتمالات اعتنا نمی کنند پس 5 درصد مثلا احتمال کذب انبیا است.
    اشکال 6:
    فقط وقتی نقض غرض اتفاق می افتد که پیامبر در ابلاغ سخن خدا و تکالیف مردم خطا کند و دروغ بگوید اما چه اشکالی دارد در صاحتها دیگر دروغ بگوید یعنی در صاحت ابلاغ وحی پیامبر صد در صد دروغ نمی گوید اما در بقیه صاحتها پنجاه پنجاه است مثلا در صاحت امر روزمره زندگی یا گناه در خلوت یا دروغ به موجودات غیر مکلف(فرض عقلی دارد ) و...
    با تشکر
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    604
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    10 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نام الله





    دلایل عصمت انبیا در ترازوی نقد و تحلیل





    کارشناس: استاد رئوف



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    عصمت




    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    برهان عصمت انبیا
    برهانی که متکلمان بر عصمت انبیا می آورند چنین است:
    (خداوند انبیا را فرستاده تا مردم حرف آن فرستاده اش را گوش کنند و به راهی که او می گوید بروند حالا اگر حتی انبیا یک گناه بکنند می شود در هر حرفی که انبیا می زنند گفت:احتمال دارد این حرف دروغ باشد چون احتمال دارد که این پیامبر گناه کند واین حرف همان گناه باشد یا همچنین در هر کار پیامبر .ودر نتیجه به هیچ عمل و حرف پیامبر با دلیل عقلی(احتمال دروغگویی) گوش نکنند و این نقض غرض خداوند متعال است چون خداوند انبیا را فرستاد تا مردم حرف او را گوش کرده و به راه راست هدایت گردند. ونقض غرض از خداوند متعال محال است چون موجب نقص خداوند متعال می شود.)
    شبیه این دلیل را می توانید در آموزش عقاید آقای مصباح ،تجرید و الاهیات ببینید.
    پیش فرض های این برهان:
    1.خدا هست
    2.خدا حکیم است
    3.هدف خدای حکیم از خلق انسانها کمال آنهاست
    4.اگر پیامبر احتمال دروغ داشته باشند ،نمی توانند به سخنانش عمل کنند

    اشکالات برهان عصمت انبیا
    اما در این تاپیک نمی خواهم سر پیش فرض یک تا سه بحث کنم و آنها را در این برهان پیش فرض و اصل موضوعی قبول کرده و به بررسی پیش فرض 4 وبقیه مسائل این برهان می پردازم:
    اشکال1:
    در مورد پیش فرض 4 من یک اشکال داشتم و آن اینکه چرا نمی توانند به سخنان پیامبر عمل کنند؟همانطور که ما به سخنان دکتر و مهندس اعتماد کرده و در زندگی روزمره و خبرهای روزمره معمولا به همه اعتماد داریم مگر افرادی که بسیار خطاکار بوده اند یا به قول معروف چوپان دروغگو بوده اند . این در حالی است که در این موارد هم احتمال دروغ می دهیم .پس همین امر کافی است برای عدم صحت پیش فرض شما
    از همه مهمتر تقلید از مرجع تقلیداست که ما به سخن او عمل می کنیم در حالی که هیچ یقینی به مطابقت حرف با واقع نداریم و فقط بنابر حجیت کلام او عمل می کنیم حال من می گویم چه اشکالی دارد بگوییم انبیا کلامشان حجت است خواه موصل به واقع باشد خواه نباشد .
    و همانطور که ما داریم به سخنان مرجع تقلید عمل می کنیم و نقض غرض خدا پیش نمی آید در مورد انبیا هم قضیه از این قرار باشد.چه اشکالی دارد؟
    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    سوالات متعددی را مطرح کردید که بررسی دقیق آنها نیازمند آن است که یک به یک به آنها پرداخته شود از این رو از اشکال نخست آغاز می کنیم و ان شالله به موارد بعدی نیز خواهیم رسید.

    در مورد اشکال نخست چند مسئله قابل توجه است:

    - دکتر، مهندس و حتی مرجع تقلید قابل مقایسه با پیامبر نیستند. دکتر و مهندس ممکن است اشتباه کنند و لذا به آنها اعتماد صد در صد نداریم و از همین رو اگر فردی نیاز به عمل جراحی مهمی داشته باشد، حتما با چند پزشک مشورت می کند و به سخن یک پزشک اکتفا نمی کند. این مسئله خود نشان می دهد در امور مهم، مردم به صرف سخن یک پزشک اقدام نمی کنند. بنابراین در مسئله مهم ایمان و زندگی در جهان آخرت که به مراتب مهم تر از زندگی این دنیایی است، مطمئنا مردم به سخن فردی که قابلیت ارتکاب اشتباه را دارد، گوش نخواهند داد و برای پذیرفتن مسئله ای به این اهمیت قطعا نیازمند سخن کسی هستیم که معصوم باشد.

    - مقایسه پیامبر با مرجع تقلیید نیز درست نیست. مرجع تقلیید بر اساس ادله ای که در دست دارد، وظایف مومنین را بیان می کند و ما نیز موظفیم که بر اساس ادله ای که وجود دارند به آنچه که ظاهرا تکلیف ماست، ملتزم باشیم. اما پیامبر چنین نیست، پیامبر به ما حکم ظاهری نمی گوید، او از حقیقت جهان پرده برمیدارد. او چنان چه در متون دینی می خوانیم، منبع علم است و نه صرفا معذر و منجز.

    - با توجه به مطالب فوق، مقایسه بین پیامبر و دکتر و مهندس و مرجع، صحیح نیست. پیامبری که برنامه ای کامل برای کل زندگی شما دارد و شما باید بر اساس برنامه ی او تمام زندگی (حتی از قبل از زندگی تا بعد از مرگ خویش) را هماهنگ کنید. آیا چنین تبعیتی می تواند از کسی باشد که احتمال خطا دارد و ممکن است شما پس از مرگ ببینید که اساسا این مدعیات درست نبوده اند و او اشتباه می کرده است؟ به عبارت دیگر، به هر میزان که امری دارای اهمیت است، متخصص آن نیز باید مورد اعتماد باشد. یک مهندس اگر اشتباه کند، نهایتا خانه ای را درست نخواهد ساخت فلذا شاید لازم نباشد که صد در صد از او مطمئن باشیم (هر چند در مورد ساختن خانه نیز برای انتخاب مهندس، تحقیقات زیادی انجام می دهیم) اما در مورد تمام زندگی دنیوی و اخروی وسعادت ابدی خود، حتما نیازمند فردی هستیم که معصوم باشد و ذره ای احتمال خطا و گناه نداشته باشد.

    موفق باشید



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست


    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    سوالات متعددی را مطرح کردید که بررسی دقیق آنها نیازمند آن است که یک به یک به آنها پرداخته شود از این رو از اشکال نخست آغاز می کنیم و ان شالله به موارد بعدی نیز خواهیم رسید.

    در مورد اشکال نخست چند مسئله قابل توجه است:

    - دکتر، مهندس و حتی مرجع تقلید قابل مقایسه با پیامبر نیستند. دکتر و مهندس ممکن است اشتباه کنند و لذا به آنها اعتماد صد در صد نداریم و از همین رو اگر فردی نیاز به عمل جراحی مهمی داشته باشد، حتما با چند پزشک مشورت می کند و به سخن یک پزشک اکتفا نمی کند. این مسئله خود نشان می دهد در امور مهم، مردم به صرف سخن یک پزشک اقدام نمی کنند. بنابراین در مسئله مهم ایمان و زندگی در جهان آخرت که به مراتب مهم تر از زندگی این دنیایی است، مطمئنا مردم به سخن فردی که قابلیت ارتکاب اشتباه را دارد، گوش نخواهند داد و برای پذیرفتن مسئله ای به این اهمیت قطعا نیازمند سخن کسی هستیم که معصوم باشد.
    سلام
    خیلی وقتها هم با چند پزشک مشورت نکند مثلا اگر اعتماد بالایی به پزشک داشته باشد(به خاطر چندین عمل موفق)نمونه اش اقاجون خودم که فقط پیش دکتر ملک حسنی می رفت بدون مشورت با دکترهای دیگر.
    یعنی این امر نسبی است و بستگی به میزان اعتماد دارد و پیامبر می تواند با جلب اعتماد بالا چنین تبعیتی را کسب کند .
    مردم چیزی براشون مهمتر از جانشان نیست اما لزومی بر معصومیت پزشک نمی بینند.
    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست
    - مقایسه پیامبر با مرجع تقلیید نیز درست نیست. مرجع تقلیید بر اساس ادله ای که در دست دارد، وظایف مومنین را بیان می کند و ما نیز موظفیم که بر اساس ادله ای که وجود دارند به آنچه که ظاهرا تکلیف ماست، ملتزم باشیم. اما پیامبر چنین نیست، پیامبر به ما حکم ظاهری نمی گوید، او از حقیقت جهان پرده برمیدارد. او چنان چه در متون دینی می خوانیم، منبع علم است و نه صرفا معذر و منجز.
    خب مشکل من این است بنابر چه دلیلی باید این قدر پیامبر را بزرگ کنیم که به مشکل بر بخوریم بگوییم پیامبر سخنش مانند مراجع صرفا معذر و منجز است
    هم هدف خدا نقض نمی شود مثل الان که نقض نشده است
    هم بهشت و جهنم بهم نمی خورد
    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست
    - با توجه به مطالب فوق، مقایسه بین پیامبر و دکتر و مهندس و مرجع، صحیح نیست. پیامبری که برنامه ای کامل برای کل زندگی شما دارد و شما باید بر اساس برنامه ی او تمام زندگی (حتی از قبل از زندگی تا بعد از مرگ خویش) را هماهنگ کنید. آیا چنین تبعیتی می تواند از کسی باشد که احتمال خطا دارد و ممکن است شما پس از مرگ ببینید که اساسا این مدعیات درست نبوده اند و او اشتباه می کرده است؟ به عبارت دیگر، به هر میزان که امری دارای اهمیت است، متخصص آن نیز باید مورد اعتماد باشد. یک مهندس اگر اشتباه کند، نهایتا خانه ای را درست نخواهد ساخت فلذا شاید لازم نباشد که صد در صد از او مطمئن باشیم (هر چند در مورد ساختن خانه نیز برای انتخاب مهندس، تحقیقات زیادی انجام می دهیم) اما در مورد تمام زندگی دنیوی و اخروی وسعادت ابدی خود، حتما نیازمند فردی هستیم که معصوم باشد و ذره ای احتمال خطا و گناه نداشته باشد.
    موفق باشید
    نگاه کنید بحث معاد بحثی عقلی است و در آن نیازی به تعبد نداریم و اساسا حجت با اثبات معاد معنا می یابد
    اما در بقیه مسائل صرف حجیت کافی است و نیازی به صدق نیست
    مثلا شما اعتقاد داری جهنم 9 در دارد حالا 10 در داشته باشد شما برای عقیده به این مطلب معذر و منجز هستی ولو مطابق با واقع نباشد.
    شما می گویید:
    پیامبری که برنامه ای کامل برای کل زندگی شما دارد و شما باید بر اساس برنامه ی او تمام زندگی (حتی از قبل از زندگی تا بعد از مرگ خویش) را هماهنگ کنید. آیا چنین تبعیتی می تواند از کسی باشد که احتمال خطا دارد .

    مگر ما کل برنامه زندگیمان اعم از احکام و اخلاق را از مراجع نمی گیریم و از ایشان تقلید نمی کنیم ؟همانطور که اشکال ندارد در این جا مراجع معصوم نباشند در آنجا هم اشکال ندارد معصوم نباشند .
    باتشکر
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    253
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 9 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    در مورد پیش فرض 4 من یک اشکال داشتم و آن اینکه چرا نمی توانند به سخنان پیامبر عمل کنند؟همانطور که ما به سخنان دکتر و مهندس اعتماد کرده و در زندگی روزمره و خبرهای روزمره معمولا به همه اعتماد داریم مگر افرادی که بسیار خطاکار بوده اند یا به قول معروف چوپان دروغگو بوده اند . این در حالی است که در این موارد هم احتمال دروغ می دهیم .پس همین امر کافی است برای عدم صحت پیش فرض شما
    از همه مهمتر تقلید از مرجع تقلیداست که ما به سخن او عمل می کنیم در حالی که هیچ یقینی به مطابقت حرف با واقع نداریم و فقط بنابر حجیت کلام او عمل می کنیم حال من می گویم چه اشکالی دارد بگوییم انبیا کلامشان حجت است خواه موصل به واقع باشد خواه نباشد .
    و همانطور که ما داریم به سخنان مرجع تقلید عمل می کنیم و نقض غرض خدا پیش نمی آید در مورد انبیا هم قضیه از این قرار باشد.چه اشکالی دارد؟
    سلام
    افرادی که شما نام بردید از قبیل دکتر و مهندس سفرای الهی نیستند لذا او هم ضرر ناشی از تبعیت ایشان را ضمانت نمی کند اما وقتی فرض بر ارسال نبی از سوی خدای متعال باشد باید خود او نیز ضامن مصونیت از خطا باشد وگرنه مردم در خطاکاری خود علیه خدای متعال حجتی خواهند داشت و این در حالیستکه کسی بر خدای بی عیب و نقص احتجاج نتواند کرد . مقتضای این معنا تضمین عصمت انبیا از سوی خدای متعال است که با انضمام این معنا بر قدرت او محقق خواهد بود



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    در مورد پیش فرض 4 است که در آن مغالطه اخص بودن دلیل از مدعا رخ داده است به این شکل که در مدعا ادعای عصمت شده ولی در دلیل تنها نیاز به صدق انبیا اثبات شده نه بقیه موارد عصمت
    پس باید بگوییم اثبات صدق نبی در گفتار نه عصمت در گفتار .البته می شود چنین گفت که منظور از عصمت همان است اما توجه باید کرد که در معنای عصمت یک خطاکاری و اشتباه و تمرد از حکم کسی(خدا)خوابیده است که دوباره دلیل می خواهد که مثلا صدق در گفتار دستور خداست(قبل از اثبات عصمت نبی)
    عصمت مصونیت همه جانبه است و کسی نگفته عصمت منحصر در صدق نبی است چه اینکه بدون مصونیت همه جانبه غرض حاصل نمی شود


    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    حال من می گویم درست است که اگر پیامبران معصوم نباشند نقض غرض می شود اما ممکن است یک امر مهمتر و کامل تر دیگری است که ما نمی دانیم و خدا به علت آن به پیامبر عصمت نمی دهد یعنی خدا دائر مدار 2 امر شده است:یا پیامبران را معصوم کند(حسن یا یک امر مهمتری را که ما نمی دانیم محقق کند(احسن)و همانطور که روشن است مصلحت اقتضای تحقق احسن را دارد نه حسن
    پس در نتیجه ممکن است خدا پیامبران را معصوم قرار ندهد در حالی که با حکمتش تنافی نداشته باشد
    پیش فرض علم کلام در تشیع آنستکه عقل انسان قادر به درک حسن و قبح امور است پس نمی توان گفت در مورد پیامبر ممکن است مصلحت اهمی باشد که اورا معصوم قرا ندهد چه اینکه به حسب فهم عقل انسان عصمت اهم مصالح مد نظر در نبوت است


    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    می توان این احتمال را داد که خدا به خاطر گناهی که انسانها مثلا در عالم ذر یا عالمی قبل از عالم دنیا کرده اند آنها را مجازات کرده و پیامبرشان را دروغگو بفرستد
    آغاز وجود عینی انسانها عالم دنیاست و عالم ذر بعنوان عالمی که انسانها در آن وجود عینی مستلزم تکلیف باشد وجود ندارد


    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    من در بحثهای مختلف وقتی از احتمالا سخن می گویم چه در برهان نظم و چه در تاریخ و... شما م یگویید احتمالات ضعیف قابل اعتنا نیست من هم در این جا می گویم احتمال ضعیف گناه انبیا مخل عصمت انها نیست چون مردم به این احتمالات اعتنا نمی کنند پس 5 درصد مثلا احتمال کذب انبیا است.
    هیچ احتمالی پذیرفته نیست حتی یک درصد چه اینکه مخل غرض است و انسانها می توانند به دلخواه این یک درصد را در هر امر و نهی مخالف خواست خود جاری کرده و شانه از انجام وظیفه خالی کنند



    نقل قول نوشته اصلی توسط ahlobit نمایش پست
    فقط وقتی نقض غرض اتفاق می افتد که پیامبر در ابلاغ سخن خدا و تکالیف مردم خطا کند و دروغ بگوید اما چه اشکالی دارد در صاحتها دیگر دروغ بگوید یعنی در صاحت ابلاغ وحی پیامبر صد در صد دروغ نمی گوید اما در بقیه صاحتها پنجاه پنجاه است مثلا در صاحت امر روزمره زندگی یا گناه در خلوت یا دروغ به موجودات غیر مکلف(فرض عقلی دارد ) و...
    به هرحال مخل غرض است و ممکن نیست
    این اشکالات یک ایراد بنیادی دارد و آن این استکه نبوت صرف ابلاغ پیام دانسته شده است در حالیکه رسالت الهی اعم از این معناست و رسول الهی علاوه بر ابلاغ پیام مربی آنها در این مکتب تربیتی نیز می باشد لذا علاوه بر صحت ابلاغ باید صحت عمل نیز بدان ضمیمه گردد تا مقصد تربیت الهی حاصل شود . در حقیقت
    هدف از ارسال رسول تربیت الهی است چه اینکه به صرف ابلاغ پیام ، مقصد سعادت و کمال حاصل نمی شود .
    و هوالله الموفق

    هردو عالم یک فروغ روی اوست


  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    253
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 18 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد14 نمایش پست
    سلام
    افرادی که شما نام بردید از قبیل دکتر و مهندس سفرای الهی نیستند لذا او هم ضرر ناشی از تبعیت ایشان را ضمانت نمی کند اما وقتی فرض بر ارسال نبی از سوی خدای متعال باشد باید خود او نیز ضامن مصونیت از خطا باشد وگرنه مردم در خطاکاری خود علیه خدای متعال حجتی خواهند داشت و این در حالیستکه کسی بر خدای بی عیب و نقص احتجاج نتواند کرد . مقتضای این معنا تضمین عصمت انبیا از سوی خدای متعال است که با انضمام این معنا بر قدرت او محقق خواهد بود

    سلام

    همه کسانی که عصمت پیامبر را قبول ندارند در زمینه وحی ان را می پذیرند و رفتار و سخنان غیر وحی پیامبر را
    مصون از خطا نمی دانند
    در این صورت اطاعت از وحی ضرری متوجه کسی نمی کند

    البته در غیر وحی هم حتما پیامبر اشتباهات بزرگ نخواهد داشت در حدی که ضرر به انسان وارد کند
    که در این صورت شایسته پیامبری نخواهد بود

    البته یک موردی هست که می گویند اگر به مرجع تقلید عمل کنین و اشتباهی باشد مقصر شما نیستین
    و این گناه برای مرجع تفلید هست
    چرا نتوان همین مورد و به پیامبر نسبت داد؟

    و باز برای عدم عصمت در رفتارهای غیر وحی مثالهایی مثل تخلف ادم یا حضرت یونس
    یا حضرت یوسف و بعضی خطابهای قرانی در قران راجع به پیامبر را می توان ذکر کرد
    از دی که گذشت هیچ ازو یاد مکن ....... فردا که نیامده است فریاد مکن
    برگذشته و نامده بنیاد مکن .............حالی خوش باش و عمر بر باد نکن

  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    253
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    5 روز 9 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط نظیر نمایش پست
    سلام

    همه کسانی که عصمت پیامبر را قبول ندارند در زمینه وحی ان را می پذیرند و رفتار و سخنان غیر وحی پیامبر را
    مصون از خطا نمی دانند
    در این صورت اطاعت از وحی ضرری متوجه کسی نمی کند

    البته در غیر وحی هم حتما پیامبر اشتباهات بزرگ نخواهد داشت در حدی که ضرر به انسان وارد کند
    که در این صورت شایسته پیامبری نخواهد بود

    البته یک موردی هست که می گویند اگر به مرجع تقلید عمل کنین و اشتباهی باشد مقصر شما نیستین
    و این گناه برای مرجع تفلید هست
    چرا نتوان همین مورد و به پیامبر نسبت داد؟

    و باز برای عدم عصمت در رفتارهای غیر وحی مثالهایی مثل تخلف ادم یا حضرت یونس
    یا حضرت یوسف و بعضی خطابهای قرانی در قران راجع به پیامبر را می توان ذکر کرد
    سلام
    مشکل اینجاست که ما ارتباط روحی با عالم ملکوت و خدای متعال رو با یک ارتباط عادی قراردادی اشتباه گرفته ایم
    مثل اینکه کسی به دیگری بگوید ببین من شما رو پیام رسان خودم قرار دادم از این به بعد هر پیامی فرستادم تو به فلانی ابلاغ کن
    آیا واقعا ارتباط با رب العالمین اینطوری است ؟
    یعنی صرف قرار داد است ؟ هیچ شایستگی در کار نیست ؟
    اینجاست که باید گفت : و ما قدروالله حق قدره
    آنطور که شایسته است ما خدا را اندازه نگرفته ایم
    نبوت یک ارتباط روحی است که اگر فرد به فرض محال شایستگی آنرا هم نداشت با اولین ارتباط تقریبا از تمامی ضعفها و نقصهای عادی پاک میشد و چیز دیگری می شد چه رسد به انسانهای بلند مرتبه پاکی که عظمت روحی آنها ایشان را برای این ارتباط شایسته کرده است .
    فراموش نکنیم که خدای متعال نبی اکرم ص را اسوه حسنه نامید :
    لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه
    خوب این فراتر از :
    ما ینطق عن الهوی
    می باشد که عصمت را در مقام گفتار ثابت می کند .
    وقتی خدای متعال کسی را اسوه حسنه معرفی می کند می توان تصور کرد در امری از امور دچار خطا و اشتباه شود ؟
    آیا اگر چنین باشد ما حق داریم به خدای متعال بگوییم این چه اسوه حسنه ای است ؟
    یعنی توی خدای قادر حکیم نمی توانستی در میان آفریدگانت و انسانها یکی را درست پرورش دهی که پاک و منزه باشد که ما به خطا نیفتیم ؟
    ولی چنین نیست
    خدای متعال سفرای خود را از پاکترین رویشگاههای انسانی برگزید و آنها را از بدو تولد به نیکی تربیت کرد و به اوج رساند و آنگاه ایشان را سفیر و پیامبر خود در میان خلق قرار داد تا پیامهایش را برسانند و الگوی اخلاقی و رفتاری برای همگان باشند و چنین است که حجتش بر همگان تمام و بر علیه او حجتی یافت نشود
    وهو الله العزیز الحکیم المتعال

    هردو عالم یک فروغ روی اوست



  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    367
    صلوات
    60
    تعداد دلنوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    20 روز 21 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    114
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست
    در مورد اشکال نخست چند مسئله قابل توجه است:
    - دکتر، مهندس و حتی مرجع تقلید قابل مقایسه با پیامبر نیستند. دکتر و مهندس ممکن است اشتباه کنند و لذا به آنها اعتماد صد در صد نداریم و از همین رو اگر فردی نیاز به عمل جراحی مهمی داشته باشد، حتما با چند پزشک مشورت می کند و به سخن یک پزشک اکتفا نمی کند. این مسئله خود نشان می دهد در امور مهم، مردم به صرف سخن یک پزشک اقدام نمی کنند. بنابراین در مسئله مهم ایمان و زندگی در جهان آخرت که به مراتب مهم تر از زندگی این دنیایی است، مطمئنا مردم به سخن فردی که قابلیت ارتکاب اشتباه را دارد، گوش نخواهند داد و برای پذیرفتن مسئله ای به این اهمیت قطعا نیازمند سخن کسی هستیم که معصوم باشد.
    سلام ، ببخشید دخالت میکنم
    وقتی از بین تمام انسانهای یک عصر ، یک نفر خودش را پیامبر معرفی میکند .انسانها به طور اجبار به همان یک پیامبر رجوع میکنند . چه پیامبر مثلا احتمال خطایش 10 درصد باشد چه 5 درصد باشد چه صفر درصد ، پیامبر دیگری وجود ندارد که بخواهیم به ان رجوع کنیم
    که بفهمیم کدام پیامبر بهتر و بالاتر و احتمال خطایش به صفر نزدیک تر است
    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست
    - مقایسه پیامبر با مرجع تقلیید نیز درست نیست. مرجع تقلیید بر اساس ادله ای که در دست دارد، وظایف مومنین را بیان می کند و ما نیز موظفیم که بر اساس ادله ای که وجود دارند به آنچه که ظاهرا تکلیف ماست، ملتزم باشیم. اما پیامبر چنین نیست، پیامبر به ما حکم ظاهری نمی گوید، او از حقیقت جهان پرده برمیدارد. او چنان چه در متون دینی می خوانیم، منبع علم است و نه صرفا معذر و منجز.
    متوجه نشدم میفرمایید کار پیامبر با کار مرجع تقلید فرق دارد ؟
    به نظر کار هر دو یکسان است و هر دو از ادله ای که در دست دارند اقدام به حکم میکنند (تنها تفاوتش این ست که پیامبر منبعش خداوند است و مرجع منبعش پیامبر است )و مرجع تقلید هم دارای علم هاییست که بدست اورده
    کمی این قسمت را بیشتر توضیح دهید
    ویرایش توسط *zohreh* : ۱۳۹۲/۰۴/۳۰ در ساعت ۱۳:۴۷
    امان از لحظه غفلت که شاهدم هستی


    *****
    این جهان کوه‌است و فعل ما نـــدا

    باز گردد ایـــــن نـــداها را صــدا




  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد14 نمایش پست
    افرادی که شما نام بردید از قبیل دکتر و مهندس سفرای الهی نیستند لذا او هم ضرر ناشی از تبعیت ایشان را ضمانت نمی کند اما وقتی فرض بر ارسال نبی از سوی خدای متعال باشد باید خود او نیز ضامن مصونیت از خطا باشد وگرنه مردم در خطاکاری خود علیه خدای متعال حجتی خواهند داشت و این در حالیستکه کسی بر خدای بی عیب و نقص احتجاج نتواند کرد . مقتضای این معنا تضمین عصمت انبیا از سوی خدای متعال است که با انضمام این معنا بر قدرت او محقق خواهد بود
    من می گویم عصمت برای چه می خواهید؟برای اینکه مردم از شما پیامبر تبعیت کنند.خب من می گویم بدون عصمت هم تبعیت می کنند.
    اما اگر عصمت می خواهید برای اینکه فی نفس الامر مردم خطا نکنند.من می گویم چه نیازی به عدم خطا هست؟صرف اینکه یک فعل برای مردم حجت و معذر و منجز باشد کافی است.
    و همانطور که 1000 سال است که در زمان غیبت مردم به خطاهای مختلف مراجع (در فتوا)عمل می کنند و برایشان حجت است و هیچ احتجاجی هم به خدا نمی توانند بکنند چون خدا آنها را معصیت کار ندانسته و عذاب نمی کند،پیامبران هم همین طور باشند،چه اشکالی دارد؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد14 نمایش پست
    عصمت مصونیت همه جانبه است و کسی نگفته عصمت منحصر در صدق نبی است چه اینکه بدون مصونیت همه جانبه غرض حاصل نمی شود
    دقت کنید معلوم است اشکال را سرسری خواندید
    عصمت یعنی عدم تمرد از حکم خدا
    اما برهان صرفا صدق انبیا را اثبات می کند نه عدم تمرد آنها از حکم خدا .
    برهان می گوید اگر احتمال دروغ باشد مردم نمی توانند اعتماد کنند به سخن
    اما نمی گوید اگر احتمال داشته باشد پیامبر اگر در غسل واجبش طرف چپ را بر راست مقدم کند مردم نمی توانند به سخن او اعتماد کنند


    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد14 نمایش پست
    پیش فرض علم کلام در تشیع آنستکه عقل انسان قادر به درک حسن و قبح امور است پس نمی توان گفت در مورد پیامبر ممکن است مصلحت اهمی باشد که اورا معصوم قرا ندهد چه اینکه به حسب فهم عقل انسان عصمت اهم مصالح مد نظر در نبوت است
    همان عقلی که می گوید الکذب قبیح می گوید اگر مصلحتی باشد اشکالی ندارد بل واجب است
    همان عقل مدرک حسن و قبح هم می گوید اگر مصلحتی باشد که عصمت را به پیامبران ندهد نباید بدهد.
    یعنی عقل مدرک حسن و قبح است اما به نحو شرطیه نه مطلق
    مثلا می گوید اگر دروغ مخل مصالح مهمتر نباشد قبیح است
    همین طور است در بحث ما:
    اگر عصمت دادن به انبیا مخل مصلحت مهمتری نباشد واجب است و اگر باشد قبیح
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد14 نمایش پست
    آغاز وجود عینی انسانها عالم دنیاست و عالم ذر بعنوان عالمی که انسانها در آن وجود عینی مستلزم تکلیف باشد وجود ندارد
    احتمال وجودش برای اشکال ما کافی است.
    و البته بعض احادیث عالم ذر دال بر تکلیف است مثلا می گویند اهل بیت چون در آن عالم در برابر دستور خدا خاضع تر بودند شدند امام و برخی دیگر به خاطر خاضع نبودن و... در سطوح پایین تر قرار گرفته اند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد14 نمایش پست
    هیچ احتمالی پذیرفته نیست حتی یک درصد چه اینکه مخل غرض است و انسانها می توانند به دلخواه این یک درصد را در هر امر و نهی مخالف خواست خود جاری کرده و شانه از انجام وظیفه خالی کنند
    این اعتراف را از شما گرفتم یادتان باشد برای بحثهای بعدی
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد14 نمایش پست
    به هرحال مخل غرض است و ممکن نیست
    خب مگر غرض چیست؟اطاعت امر خدا(الا لیعبدون).
    مردم امر خدا را از کجا می فهمند؟از زبان پیامبر
    خب اگر زبان پیامبر صادق باشند سخن خدا را فهمیده و اطاعت خواهند کرد.
    دیگر نیازی به عصمت در بقیه جاها نیست مخصوصا گناه در جایی که مردم نمی فهمند .
    مثلا اطاعت از پزشک در مورد سیگار کشیدن منوط به سیگار نکشیدن خود دکتر نیست
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    294
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 1 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامد14 نمایش پست
    سلام
    مشکل اینجاست که ما ارتباط روحی با عالم ملکوت و خدای متعال رو با یک ارتباط عادی قراردادی اشتباه گرفته ایم
    مثل اینکه کسی به دیگری بگوید ببین من شما رو پیام رسان خودم قرار دادم از این به بعد هر پیامی فرستادم تو به فلانی ابلاغ کن
    آیا واقعا ارتباط با رب العالمین اینطوری است ؟
    یعنی صرف قرار داد است ؟ هیچ شایستگی در کار نیست ؟
    اینجاست که باید گفت : و ما قدروالله حق قدره
    آنطور که شایسته است ما خدا را اندازه نگرفته ایم
    نبوت یک ارتباط روحی است که اگر فرد به فرض محال شایستگی آنرا هم نداشت با اولین ارتباط تقریبا از تمامی ضعفها و نقصهای عادی پاک میشد و چیز دیگری می شد چه رسد به انسانهای بلند مرتبه پاکی که عظمت روحی آنها ایشان را برای این ارتباط شایسته کرده است .
    فراموش نکنیم که خدای متعال نبی اکرم ص را اسوه حسنه نامید :
    لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه
    خوب این فراتر از :
    ما ینطق عن الهوی
    می باشد که عصمت را در مقام گفتار ثابت می کند .
    وقتی خدای متعال کسی را اسوه حسنه معرفی می کند می توان تصور کرد در امری از امور دچار خطا و اشتباه شود ؟
    آیا اگر چنین باشد ما حق داریم به خدای متعال بگوییم این چه اسوه حسنه ای است ؟
    یعنی توی خدای قادر حکیم نمی توانستی در میان آفریدگانت و انسانها یکی را درست پرورش دهی که پاک و منزه باشد که ما به خطا نیفتیم ؟
    ولی چنین نیست
    خدای متعال سفرای خود را از پاکترین رویشگاههای انسانی برگزید و آنها را از بدو تولد به نیکی تربیت کرد و به اوج رساند و آنگاه ایشان را سفیر و پیامبر خود در میان خلق قرار داد تا پیامهایش را برسانند و الگوی اخلاقی و رفتاری برای همگان باشند و چنین است که حجتش بر همگان تمام و بر علیه او حجتی یافت نشود
    وهو الله العزیز الحکیم المتعال
    اولا شما بحث را دارید به نقل می کشانید در حالی که ما بحثمان صرفا عقلیست.
    واساسا نمی شود برای اثبات عصمت از نقل استفاده کرد چون دور می شود.
    اما این که گفتید پیامبر شدن شایستگی می خواهد خب می گوییم این شایستگی در میلیونها سال قبل از خلق کسب شده است در عالم نور و...
    در ضمن ما نگفتیم پیامبران که آدم های جانی ای باشند آدم های خوبی باشند اما از آدم های خوب گاهی وقتها اشتباه سر می زند.
    حضرت استاد مصطفی ملکیان:
    من هرچیزی را حقیقت بدانم دنبالش می‌دوم. تا وقتی X را حقیقت بدانم به x ملتزمم. بعد که می‌فهمم X حقیقت ندارد، Y حقیقت دارد، X را رها می‌کنم و به y می‌چسبم.

    من حقیقت را فوق‌ هر مشرب و مسلک و ایسمی می‌دانم. این حقیقت طلبی همیشه در من وجود داشت. همیشه دوست داشتم به حقیقت وفادار باشم و نه به یک مکتب خاص. این مسأله باعث می‌شد که نتوانم «قرار» بگیرم.



صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود