جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زن در اسلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    زن از منظر اسلام




    اسما بنت یزید خطاب به رسول خدا (ص) :
    خداى تعالى تو را به حق مبعوث كرد به سوى مردان و زنان (عالم) و ما به تو ايمان ‏آورديم و به معبود تو كه تو را فرستاده نيز ايمان آورديم و ما طايفه زنان محصور در چهار ديوارى ‏خانه ‏ها و تحت ‏سيطره مردان هستيم و در عين حال پايه و اساس خانه و زندگى شما مردانيم ، ‏اين مائيم ‏كه شهوات شما را بر مى ‏آوريم و به فرزندان شما حامله مى ‏شويم و اما شما مردان در دين اسلام برترى ‏هايى بر ما يافته ‏ايد ، شما به نمازهاى جمعه و جماعت و به عيادت‏ بيماران و به تشييع جنازه مى ‏رويد ، همه‏ ساله مى ‏توانيد پشت ‏سر هم به‏ حج برويد و از همه ‏اينها ارزنده ‏تر اين كه شما مردان مى ‏توانيد در راه خدا جهاد كنيد و چون شما به سوى حج و يا عمره ‏و يا به سوى جهاد مى ‏رويد اموال شما را حفظ مى ‏كنيم و براى شما پارچه مى ‏بافيم تا لباس برايتان بدوزيم و اموال شما را تر و خشك مى ‏كنيم ، (در نسخه ‏اى ديگر آمده اولادتان ‏را تربيت مى ‏كنيم) پس آيا در اجر و ثواب با شما شريك نيستيم ؟
    حضرت با همه رخسارش ‏روى به اصحاب خود كرد و سپس فرمود :
    آيا سخن هيچ زنى بهتر از سؤال اين زن ‏درباره امر ديني اش شنيده ‏ايد ؟
    عرضه داشتند : يا رسول الله ، هيچ احتمال نمى ‏داديم زنى به ‏چنين مطالبى راه‏ پيدا كند ، آنگاه رسول خدا (ص) متوجه آن زن شد و سپس به وى فرمود :
    اى زن برگرد و به همه زنانى كه اين سؤال را دارند ، اعلام كن كه همين‏ كه شما به خوبى شوهردارى كنيد ، خشنودى او را به دست آوريد و تابع موافقت او باشد ، اجر همه ‏اينها معادل است با اجر همه آنهايى كه براى مردان شمردى ، زن برگشت در حالى ‏كه از شدت خوشحالى مكرر مى‏ گفت : لا اله الا الله، الله اكبر

    مؤلف قدس سره : روايات در اين معنا در جوامع حديث ‏از طرق شيعه و اهل سنت بسيار وارد شده و از ميان همه آن روايات زيباتر روايتى است كه مرحوم كلينى در كافى ‏از ابى ‏ابراهيم موسى بن جعفر (ع) نقل كرده كه فرمود :
    جهاد زن اين است كه نيكوشوهردارى كند. (فروع كافى ج 5 ص 507 حديث 4)
    و از جامع ‏ترين‏ كلمات در اين باره سخنى است كه در نهج البلاغه آمده ، سخنى كه علاوه بر جامعيت مشتمل است بر اساس تشريع احكام راجع به‏ زنان (نهج البلاغه صبحى صالح ص 405 رساله 31) و اين‏ سخن را كافى نيز به سند خود از عبد الله بن كثير از امام صادق (ع) از على بن ‏ابى طالب (ع) نقل‏ كرده (فروع كافى ج 5 ص 510 حديث 3) ، و نيز به سند خود از اصبغ بن نباته از آن جناب آورده ، كه درنامه ‏اى كه به فرزندش نوشته فرموده : ان المراة ريحانة و ليست‏ بقهرمانة ،
    زن ريحانه ‏است نه قهرمان !
    و هم چنين كلام ديگرى كه در اين باره از رسول‏ خدا (ص) نقل شده‏ كه فرمود :
    زن لعبت است ، هر كس او را گرفت مراقب باشد ضايعش نسازد
    آرى رسول‏ خدا (ص) تعجب مى كرد از مردى كه همسرش را مى ‏زند ، و آنگاه با همان دست با وى ‏معانقه مى ‏كند.
    (فروع كافى ج 5 ص 510 ذيل حديث 2)
    در كافى نيز به سند خود از ابى مريم از امام ابى جعفر (ع) روايت ‏كرده كه ‏فرمود :
    رسول خدا (ص) فرمود : آيا جاى تعجب نيست كه كسى همسرش را بزند، و آنگاه ‏با او دست به گردن شود ؟
    و امثال اين بيانات در احاديث بسيار زياد است ، كه‏ اگر كسى‏ در آنها دقت كند نظريه اسلام در باره زنان را درك مى ‏كند.
    (فروع كافى جلد 5 ص 509 حديث 1)
    حال به بحثى كه پيرامون داستان اسماء دختر يزيد انصارى داشتيم ‏بر مى ‏گرديم ، اگر كسى در اين حديث و در نظاير آن كه داستان هايى از مراجعه زنان به رسول خدا (ص) و گفتگويشان با آن جناب در مسائل راجع به شرايع دين را حكايت مى‏ كند و نيز در احاديثى كه از حقوق مختلف زنان خبر مى ‏دهد دقت كند ، اين معنا برايش روشن مى ‏شود كه ‏زنان در عين اين كه در حجابند ، و مسؤوليت شان اداره داخل خانه‏ ها است و بيشتر به شؤون زندگى ‏منزلى مى ‏پردازند در عين حال ممنوع از مراوده و آمد و شد به نزد ولى امر ، و نيز تلاش در حل‏ مشكلاتى كه احيانا پيش مى آيد نبوده ‏اند ، و اين همان آزادى عقيده ‏اى است كه ما در ضمن ‏بحث پيرامون ‏آزادى عقيده ، در آخر سوره آل عمران در باره اش بحث كرديم.
    و از حديث نامبرده ‏و نظاير آن سه نكته استفاده مى ‏شود.
    استفاده سه نكته از روايت اسماء بنت‏ يزيد ، پيرامون موقعيت‏ و شخصيت زن در اسلام ‏اول اين كه طريقه مرضيه زن در اسلام اين است كه به تدبير امور داخلى منزل ‏و تربيت ‏اولاد بپردازد و اين طريقه در عين اين كه سنتى است پسنديده ، و غير واجب ، و ليكن ترغيب ‏و تشويق هائى‏ كه در باره آن شده - از آنجايى كه جو مسلمين جو تقوا و به دست آوردن رضاى ‏خدا و ترجيح ثواب هاى آخرت بر بهره‏ هاى‏ دنيوى ، و تربيت بر اساس اخلاق صالحه زنان يعنى ‏عفت و حيا و محبت اولاد و عشق ورزيدن به زندگى در محيط خانه و امثال آن بوده - اين سنت مستحب همچنان محفوظ مانده است.
    اشتغال به اين شؤون و اهتمامى كه در زنده نگه داشتن عواطف ‏پاكى كه خداى ‏عز و جل در وجود زنان به وديعه سپرده زنان را مشغول به خود كرد و فرصتشان‏ نداد كه در مجامع‏ مردان داخل شده و با آنان حتى در حدودى كه خدا به آنان اجازه داده بود اختلاط كنند ، شاهد اين معنا همين است كه اين سنت همچنان در بين مسلمانان در طول قرن هاى طولانى روى ‏پاى خود ايستاده بود ، تا آن كه بى ‏بند و بارى ‏زنان مغرب زمين به عنوان آزادى زنان در جوامع ‏مسلمين رخنه يافت و بدون اينكه مسلمانان خودشان‏ متوجه شوند بدترين جنايات را بر مرد و زنشان وارد آورد و آن عبارت بود از تباهى اخلاق و فساد زندگى و به زودى دود اين افسارگسيختگى به چشمشان خواهد رفت.
    آرى اگر اهل قرا ايمان مى‏ آوردند و تقوا پيشه مى‏ كردند خداى ‏تعالى بركاتى از آسمان به رويشان باز مى‏ كرد و آن وقت از آسمان و زمين برخوردار مى ‏شدند و ليكن آيات خدا را تكذيب كردند و نتيجه‏ اش اين شد كه گرفتار شدند.
    دوم اينكه جاى ترديدى باقى نمى ‏ماند كه ممنوعيت ‏زنان از شركت در امر جهاد و امر قضاوت و حكومت بر مردم سنت واجبى بوده است. ارزش احكام اسلامى در محيط و ظرف اجتماعى تحت‏ حاكميت ‏اسلام ، معلوم مى ‏گردد.
    سوم اين كه اسلام اين محروميت زنان را مهمل نگذاشته و آن را به مزيتى ‏برابر آن‏ جبران كرده است ، مثلا اگر زنان از فضيلت جهاد در راه خدا محروم شده ‏اند خداى تعالى اين‏ فضيلت را به فضيلتى ديگر معادل ‏آن جبران نموده و مزايا و فضايلى به او داده كه در آن‏ افتخاراتى حقيقى هست.
    مثلا اسلام نيكو شوهردارى كردن را جهاد زن قرار داده و شايد همين ‏مطلب در بين ما (البته مايى كه فعلا در ظرف زندگى فاسدى قرار داريم) آن طور كه هست ‏ارزش خود را نشان ندهد و ليكن در ظرف زندگى ‏اى كه اسلام حاكم بر آن است (و در آن ‏ظرف براى هر چيزى به‏ مقدار ارزش واقعيتش ارج نهاده مى ‏شود و در آن همه تلاشها و رقابت ‏ها بر سر فضايلى از انسانيت است كه مورد رضامندى خداى سبحان باشد ، خدايى كه ‏ارزش هر يك از فضايل را آن طور كه هست مى ‏شناسد و براى سلوك هر انسانى مسلكى ‏را معين نموده و آن انسان را به پيمودن آن مسلك تشويق نموده و براى ملازم بودن خطى كه ‏برايش ترسيم كرده به او ارزشى معين كرده كه معادل انواع خدمات انسانى ، و معادل اعمال آن‏ است.)
    در چنين ظرفى ديگر هيچ خطى ‏بر خطى ديگر برترى ندارد ، ساده‏ تر بگويم در چنين ‏ظرفى فضيلت آن مردى كه در معركه قتال حاضر مى‏ شود و با كمال‏ سخاوت خون خود را ايثار مى ‏كند ، از فضيلت زنى كه وظيفه شوهرداريش را انجام مى ‏دهد ، برتر نيست و نيز آن مرد حاكمى كه سرپرستى جامعه را به عهده گرفته ، چرخ زندگى مجتمع را مى ‏چرخاند ، هيچ افتخارى بر آن زن ندارد و آن مردى كه بر مسند قضا تكيه زده هيچ برترى نسبت به زنى كه ‏كودكش را تر و خشك مى ‏كند ندارد ، چون منصب حكومت و قضا - البته براى كسى كه در آن‏ دو منصب طبق حق عمل كند و حق را به حق دار برساند - جز خون دل و مشقت دنيوى ‏اثرى ‏ندارد چون در ظرف اسلام و براى مرد مسلمان قبول اين منصب ‏ها در حقيقت‏ خود را به معرض‏ مخاطر و مهالك افكندن است ، چون هر لحظه ممكن است‏ حق بيچاره ‏اى را كه به جز رب العالمين حامى ‏يى ندارد ضايع كند.
    ان ربك ‏لب المرصاد (سوره فجر آيه 14) رب العالمينى كه در كمين ‏ستمكاران است ، بنا بر اين چه افتخارى هست براى مردان بر زنانى كه اگراين مسؤوليت ‏ها را نپذيرفته‏ اند ، براى اين است كه رب العالمين از آنان نخواسته و از آنان چيز ديگرى خواسته و برايشان ، خطى ديگر ترسيم كرده كه بايد ملازم خط خود باشند و راه خود را بروند.
    پس در مجتمع اسلامى اين پست ها وقتى افتخار مى ‏شود و زمانى اثر خود را مى ‏بخشد و وقتى تعبد به آن براى صاحبش صحيح و مشروع مى‏ گردد كه صاحبش‏ در پذيرفتن آن نوعى ‏ايثار كرده باشد و طورى تربيت‏ شده باشد كه هر پستى را كه اجتماع به او مى ‏دهد در نظرش‏ مسؤوليت ‏و بار گران باشد و در قبول آن از خود گذشتگى به خرج دهد ، در چنين مجتمعى اگر به مرد بگويند تو بايد به ميدان‏ جنگ بروى يا كشور را اداره كنى ، به خاطر رضاى خدا اين بارسنگين را به دوش مى ‏كشد و اگر به زن بگويند تو بايد در خانه ‏بمانى و نسل را تربيت كنى ، او نيز به خاطر خدا قبول مى ‏كند و هيچ تناقضى هم در اين دو قسم حكم نمى ‏بيند.
    آرى اختلاف شؤون و مقامات اجتماعى و اعمال‏ بشرى به حسب اختلاف مجتمعات و جو آنها چيزى نيست كه كسى بتواند آنرا انكار كند ، يك سرباز ، يا يك حاكم و يا يك ‏قاضى مسلمان ، اگر افتخار مى ‏كند به خاطر يك احترام خرافى و غير واقعى نيست ، بلكه يك‏ كرامت واقعى است و آن اين است كه توانسته در راه خدا مسؤوليتى سنگين را به عهده بگيرد ولى يك سرباز غير مسلمان كه در محيطى ‏مادى تربيت ‏يافته ، او نيز در جنگيدن و خون دادن و اينكه حاضر شده است جان خود را در راه وطن خود بدهد افتخار مى ‏نمايد ، ليكن به خاطر يك‏ احترام خرافى و غير واقعى افتخار مى ‏كند و آن اين است كه وقتى كشته شد و به اعتقاد اونا بود و هيچ و پوچ گشت ، مردم نامش را در فهرست فداكاران در راه وطن مى ‏برند و از خود نمى ‏پرسد وقتى من هيچ و پوچ شدم كجا هستم كه از تعظيم نامم لذت ببرم.
    و همچنين يك ستاره ‏سينما در آن جامعه احترامى پيدا مى ‏كند كه حتى رئيس جمهور هم آن احترام را نداشته باشد ، در حالى كه شغلشان ‏و آنچه در طول عمر به مردم‏ مى ‏دادند ، بزرگترين عامل سقوط ‏مقام زنان بود ، و شنيع ‏ترين فحشا و سزاوار شنيع ‏ترين سرزنش ‏بودند.
    پس همه اينها كه گفتيم علتش اين است كه ظرف زندگى خوبي ها و بديها و افتخارات‏ و ننگ‏ها را معين مى ‏كند ، چه بسيار جمعيت‏ ها كه يك امر ناچيز و حقير را تعظيم و يك امر مهم و ارزنده را تحقير مى ‏كنند ، پس هيچ بعيد نيست كه اسلام امورى را تعظيم كند و ما مسلمانانى كه در محيط ‏ماديت و غرب‏زدگى بار آمده ايم آن را حقير بشماريم يا اسلام امورى ‏را حقير بشمارد كه در چشم و درك ما بسيار عظيم باشد و بر سر آنها سر و دست بشكنيم و ظرف در صدر اسلام ظرف تقوا و ايثار آخرت بر دنيا بود ، نه ظرفى كه فعلا ما داريم.
    توضیحات بیشتر

    در ارتباط با این متن ، توضیحاتی لازم است که آن را برای شما خواننده گرامی شرح می دهیم :
    در باب ، حدیث منسوب به "اسما" :

    در دین اسلام با اینکه بسیاری از تکالیف از زن ساقط شده است ، با این حال زن از ثواب بسیاری از این اعمال محروم نشده است ، در حقیقت در نزد خدا ، خانه داری زن ارزش کمتری نسبت به جهاد مرد ندارد و این شاهد لطف و کرم خداوند نسبت به زن می باشد. در روایت هم داریم که به عنوان مثال اگر زنی خانه شوهر خویش را جارو کند ، ثوابی معادل آزاد کردن چهل بنده را دارد. این در حالی است که زن نسبت به جارو زدن ِخانه همسر خویش هیچ مسئولیتی ندارد و اگر نتواند و یا نخواهد این کار را انجام دهد ، در پیشگاه خداوند هیچ گناهی را مرتکب نشده است.
    اما مرد نسبت به جهاد و معاش و ... مکلف است و اگر آنها را انجام دهد ، هم به وظیفه خویش عمل کرده و هم ثواب و رضایت خدای متعال را به دست آورده و اگر قصور کند ، در پیشگاه خداوند گناهکار است.
    از طرفی دیگر ، دلیل اجر بزرگ کارهای کوچک زن این است که مرد بدون همکاری زن ، نمی تواند به بسیاری از تکالیف خود جامعه عمل بپوشاند و بنابراین ، مرد با تکیه به زن است که می تواند به فضایل بزرگی نایل شود. پس عدالت حکم می کند ، زن نیز در اجر و پاداش مانند او باشد ، هر چند در ظاهر کارهای مردان بزرگ تر به نظر برسند. کما اینکه فذاکاری زن ، هر چند ظاهری کوچک داشته باشد ، اما فداکاری و ایثار اصلا کوچک نیست.
    نکته دوم این حدیث این است که ، هنگامی زن در این ثواب ها بهره می برد که به همسرش در راه حق و حقیقت و خدا کمک کند و در زندگی ایثار کند و این شامل همه زنان نخواهد شد. اما با این حال با توجه به تاریخ می بینیم که در طول تاریخ زنان ایثار بسیاری کرده اند ، چه آنانکه شوهرانی نیکو داشته اند و چه ....
    باز هم تاکید می کنم ، در اسلام واقعا به زن ارزشی خاص داده شده است ، زحمات و ایثار او هرچند اینکه در کنج خانه انجام شده ، اما اجری همانند جهاد در میدان های جنگ است ، این بهایی است که هرگز از سوی مردان به زن داده نشده است و با توجه به آمیزه های اسلام این بزرگترین ظلم به زن است.
    در جوامع امروز ، ارزش زن به تحصیل و کار و شغل و درآمد و ... است - البته کسی مخالف همه اینها نیست - اما اسلام برای آن زن عشایر که نه سواد دارد و نه کلاس ! و فقط کار و بچه داری می کند ، اهمیت و اجری کمتر از آن زنی که در دانشگاه تدریس می کند و در کنفرانس های جهانی مدال و گواهینامه دریافت کرده ، قائل نیست ! چه بسا اینکه بیشتر هم باشد !!
    اما زنی که دارای فضایل و علم باشد و به وظایف الهی و همسری و مادری خویش به درستی عمل کند ، نیز اجری چندین برابر خواهد داشت. نگاه اسلام به زن ، نگاه زن در اجتماع نیست ! بلکه از زن انتظار دارد ، همسر و مادر مهربان و بنده ایی پاک دامن و با تقوی باشد.
    در اسلام کار زن در بیرون یا تحصیل او ، در صورتی که عفت و قداست او حفظ نشود نه تنها هیچ ارزشی ندارد بلکه گناه نیز است و یا اگر کار او با اجازه همسر او (در حدود الهی) نباشد این کار هیچ ارزشی ندارد.
    در اسلام آنچه بیش از همه برای زن مهم است ، حفظ پاکی و پرهیز از اختلاط با نامحرمان است و تحصیل و کار و ... باید حول این محور باشد ، نه آنکه می بینیم در جوامع امروز ، زن برای به دست آوردن مدرک و کار حاضر می شود همه چیز خود را حراج کند.
    امروزه با توجیهاتی روبرو هستیم مبنی بر اینکه اگر زن مدرک تحصیل و منزلت اجتماعی نداشته باشد ، در جامعه و یا حتی در نزد اقوام و اطرافیان و حتی همسر هیچ ارزشی ندارد !
    باید تایید کنیم که متاسفانه این نظر در حال همه گیری است ، و متاسفانه کسانی خواسته و ناخواسته این بدعت بزرگ را به نام دین و ... رواج می دهند در واقع به خود و نسل های خود ستم بزرگی می کنند و به قول علامه زود است که شاهد در چشم رفتن این دود در چشمان خود باشند.
    اما با همه این اوضاع و احوال ، زن مومن باید از این موارد دوری کند و در درجه اول به عفت خود ارج بنهد و سپس به فکر تحصیل و ... باشد. و لزومی ندارد که زن برای تحصیل حتما در اختلاط با مرد باشد. مگر مادران و خواهران معصومین ما ، زنانی بی سواد بودند ؟! (نعوذبالله) ایشان بانوانی بودند که در علم ستودنی و سرآمد بودند و این در حالی بود که با عفت ترین زنان در همه تاریخ بودند. کسب علم هیچ منافاتی با عفت ندارد ، اما من نمی دانم که در جامعه امروز چه ساز و کاری در حال اجراست که بسیاری در کنار کسب علم ، بسیاری از ارزش های خود را از دست می هند.
    (البته آن چیزی که امروز به نام علم مردم در پی آن هستند مدرک است ، زیرا علم نوری است که تاریکی های جهل را روشن می کند و موجب سعادت انسان است ، و تحصیلی که به موازات آن ارزش ها از بین بروند ، مدرک است و نه علم)
    متاسفانه گفتن و نوشتن اینها هیچ فایده ایی ندارد ، چون وقتی در جامعه ایی زشتی ها ارزش های بزرگ محسوب شوند ، در حقیقت آن جامعه ، جامعه عصر جاهلیت است ، جاهلیت مربوط به قرن 1 یا 21 نیست ، جاهلیت زمانی اتفاق می افتد که مردم از صراط مستقیم به راه های شیاطین بیفتند و گمان کنند ، با ارزش ترین اعمال را انجام می دهند.
    در جامعه غرب نابودی زن به اسم آزادی صورت می گیرد و در جامعه ما نابودی زن با رفتارهای سلیقه ایی در دین ، و اصلاح این نیاز به انقلاب صاحب زمانی دارد ، چون مردم نمی خواهند رویه را تغییر دهند ! توجه کنید : نمی خواهند نه نمی شود.
    وقتی حکومت ها ، برداشت های حزبی و سیاسی خود را از دین اجرا می کنند ، نتیجه همین است که امروز با آن مواجه ایم و فردایی که .... به امید روزی که بخواهیم خود را تغییر دهیم .....
    ویرایش توسط fatememeshkat : ۱۳۸۷/۰۴/۲۶ در ساعت ۲۳:۲۶ دلیل: حذف فاصله های طولانی بین سطور

  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    30
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    در ادامه صحبتهاي شما مطلبي از تفسير الميزان در مورد هويت زن در اسلام ارسال ميكنم ، اميدوارم براتون جالب باشه.
    در تاریخ همواره دیدگاه های مختلفی به زن وجود داشته که علامه طباطبایی در تفسیر عظیم الشأن خویش برخی از آن دیدگاهها را بیان فرموده و در نهایت به تبیین دیدگاه اسلام نسبت به زن پرداخته اند و هویت زن در اسلام را بیان نموده اند که مطلب زیر خلاصه ای از آن می باشد؛

    اسلام بيان مى كند كه زن نيز مانند مرد انسان است و هيچ يك از اين دو نفربر ديگرى برترى ندارد، مگر به تقوا، همچنانكه كتاب آسمانى خود مى فرمايدیاايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثى و جعلناكم شعوبا وقبائل لتعارفوا، ان اكرمكم عند الله اتقيکم)(حجرات /13)، بنابراین قرآن كريم هر انسانى را موجودى گرفته شده و تأليف يافته از دو نفرانسان نر و ماده مى داند، كه هر دو بطور متساوى ماده وجود و تكون او هستند، و انسان پديد آمده (چه مرد باشد و چه زن ) مجموع ماده اى است كه از آن دو فرد گرفته شده است .در نتيجه تمامى افراد بشرامثال يكديگرند، و بيانى تمام تر و رساتر از اين بيان نيست ، و بعد از بيان اين عدم تفاوت، تنها ملاك برترى را تقوا قرار داد.
    پس از نظر اسلام مردو زن از نظر خلقت برابرند در جاى ديگر فرمود: (انى لا اضيع عمل عامل منكم من ذكر اوانثى ، بعضكم من بعض)(آل عمران /195)، در اين آيه تصريح فرموده كه كوشش وعمل هيچكس نزد خدا ضايع نمى شود، و اين معنا را تعليل كرده به اينكه چون بعضى ازبعض ديگر هستيد،
    و صريحا نتيجه آيه قبلى كه مى فرمود: (اناخلقناكم من ذكر و انثى..( را بيان مى كند، و آن اين است كه مرد و زن هر دو از يك نوع هستند، و هيچ فرقى در اصل خلقت و بنياد وجود ندارند وعمل هيچ يك از اين دو صنف نزد خدا ضايع و باطل نمى شود، و عمل كسى به ديگرى عايد نمى گردد، مگر اينكه خود شخص عمل خود را باطل كند. و به بانگ بلند اعلام مى دارد: (كل نفسبما كسبت رهينه)(مدثر/38)، نه مثل مردم قبل از اسلام كه مى گفتند:گناه زنان به عهده خود آنان و عمل نيك شان و منافع وجودشان مال مردان است!
    ملاك برترى از نظر اسلام تقوى وپرهيزگارى است ،پس وقتى به حكم اين آيات ، عمل هر يك از دو جنس مرد و زن (چه خوبش و چه بدش ) به حساب خود او نوشته مى شود، و هيچ مزيتى جز با تقوا براى كسى نيست ، و با در نظر داشتن اينكه يكى ازمراحل تقوا، اخلاق فاضله (چون ايمان با درجات مختلفش و چون عمل نافع و عقل محكم وپخته و اخلاق خوب و صبر و حلم ) است ، پس يك زنى كه درجه اى از درجات بالاى ايمان را دارد، و يا سرشار از علم است ، و يا عقلى پخته و وزين دارد، و يا سهم بيشترى ازفضائل اخلاقى را دارا مى باشد، چنين زنى در اسلام ذاتا گرامى تر و از حيث درجه بلندتر از مردى است كه هم طراز او نيست ، حال آن مرد هر كه مى خواهد باشد، پس هيچ كرامت و مزيتى نيست ، مگر تنها به تقوا و فضيلت .
    علاوه بر اين آيات كه صريحا تساوى بين زن و مرد را اعلام مى كند،آيات ديگرى هست كه صريحا بى اعتنائى به امر زنان را نكوهش نموده ، از آن جمله ميفرمايد: (و اذا بشر احدهم بالانثى ظل وجهه مسودا و هو كظيم ،يتوارى من القوم من سوء ما بشر به ، ايمسكه على هون ام يدسه فى التراب ، الا ساء مايحكمون)(نحل/59)همين طرز تفكر، عرب جاهليت را واداشت تا دختران بى گناه خود را زنده زنده دفن كنند. و خداى تعالى در نكوهش از اين عمل نكوهيده فرمود ):واذا المووده سئلت ، باى ذنب قتلت)تکویر(9/از بقاياى اينگونه خرافات بعداز ظهور اسلام نيز در بين مسلمانان ماند، و نسل به نسل از يكديگر ارث بردند، وتاكنون نتوانسته اند لكه ننگ اين خرافات را از صفحه دل بشويند.
    برگرفته از ترجمه تفسير الميزان ،علامه طباطبایی جلد 2 صفحه406-409
    ویرایش توسط sabasadat : ۱۳۸۷/۰۴/۱۱ در ساعت ۰۹:۳۲

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود