جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: در مورد رویت و جسم بودن خداوند ؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    982
    تشکر:
    1
    حضور
    8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    در مورد رویت و جسم بودن خداوند ؟




    بنام خداوند یکتا و مهربان
    خدای سبحان در قرآن کریم می فرماید : دیدگان او را نمی بینند.(انعام 103) . هیچ چیز مانند او نیست ( شوری 11) و هنگامی که حضرت موسی در خواست دیدن و رویت خداوند می کند به او می فرماید : هرگز مرا نخواهی دید ( اعراف 143).
    پس چگونه می پذیرید احادیثی را که صحیح بخاری و صحیح مسلم نقل کرده اند به اینکه خدای سبحان در برابر بندگانش نمایان می شود و او را می بینند چنانکه ماه را در شب چهاردهم می بینند ( صحیح بخاری ج 7 ص 205 و صحیح مسلم ج 1 ص 112).
    و خداوند هر شب به آسمان دنیا فرود می آید ( صحیح بخاری ج 2 ص 47).
    و پایش را در جهنم می گذارد پس جهنم پر میشود ( صحیح بخاری ج 8 ص178و 187).
    و پایش را نمایش می دهد تا مومنین او را بشناسند (صحیح بخاری ج 8 ص 182و صحیح مسلم ج 1 ص 115).
    و خداوند می خندد و تعجب می کند و مانند آن از روایتهائی که خدا را به شکل جسمی متحرک و قابل تحول در می آورد که مثلا دو دست و دو پا دارد و پنج انگشت دارد که آسمانها را بر انگشت اول می گذارد و زمین ها را بر انگشت دوم و درختان را بر سوم و خاک را بر چهارم و سایر آفریدگان را بر انگشت پنجم می گذارد ؟!(صحیح بخاری ج 6 ص 33 و ج 9 ص 181).
    و دارای منزلی است که در آن سکونت دارد و محمد (ص) برای دخول بر او در منزلش- سه بار اجازه می گیرد ( صحیح بخاری ج 8 ص 183)
    خداوند برتر است از این تشبیهات . ای پروردگار عزت و جلال تو منزه و مقدسی و به تو پناه می بریم از اینگونه توصیف ها.
    پاسخ این سوال نزد امامان هدایت و چراغان پرفروغ الهی در تاریکیها این است که خداوند تبارک و تعالی از هر نوع مجانسه-مشاکله -تصویر - تجسیم - تشبیه و محدودیت کاملا منزه است .
    حضرت امام علی (ع) در این زمینه می فرماید:
    " حمد وسپاس خدائی را سزاست که سخنرانان از مدحش ناتوانند و شمارندگان از حساب نعمتهایش در مانده اند و تلاش کنندگان از ادای حقش عاجزند. خداونی که بلند همتان درکش نتوانند کرد و زیرکان و دارندگان هوشهای سرشار به او دست نیابند . خدائی که برای صفتش حد و مرزی نیست و او را صفتی ثابت و موجود نیست و اورا زمانی نیست که مشخص شده باشد و مدت درازی نیست که به آن منتهی شود...پس هرکه خدا ی سبحان را وصف کند او را همتا و همانند دیگری قرار داده و هر که برای او همسری قرار دهد او را دومین (یکی از دو ) دانسته و کسی که او را دو تا داند تقسیمش کرده و کسی که تقسیمش کند به و جاهل و نادان است و کسی که به او جهالت دارد به سویش اشاره کرده است و کسی که به او اشاره کند محدودش کرده است و کسی که محدودش کند او را به شمارش در آورده و کسی که بگوید : در چیست ؟ او را در ضمن چیزی قرار داده و کسی که بگوید : بر چیست ؟ بعضی از جاها را از او نفی کرده.
    خداوند همیشه بوده است نه اینکه حادث و نوبوده باشد . خداوند موجود است ولی مسبوق به نیستی نیست . خداوند با هر چیزی است نه بگونه ای که همتای آن باشد. خداوند فاعل است نه به معنای حرکت و آلت و انتقال از حالی به حالی دیگر. خداوند بصیر و بینا بوده و هست هنگامی که هیچ چیزی از آفریدگانش وجود نداشته است ...." ( نهج البلاغه امام علی (ع ) با شرح محمد عبده ج 1 خطبه 1).
    نظریه :
    اختلاف روشنی میان دو عقیده است : عقیده اهل سنت و جماعت که قائل به تجسیم است و از خدای سبحان جسم و شکلی می سازد که دیده می شود و او را مانند انسانی می پندارند که راه می رود و پائین می آید و دارای خانه و منزلی است و نسبتهای ناروا و بیهوده دیگری که خداوند از آن منزه و بدور است - و عقیده شیعیان که خداوند را از هر نوع مشاکله و مجانسه و تجسیم منزه می دانند و رویتش را در دنیا و آخرت محال می دانند . و بنده شخصا معتقدم روایتهائی که اهل سنت به آنها استدلال می کنند توسط یهودیان در زمان اصحاب وضع و گنجانده شده زیرا کعب الاحبار یهودی که در دوران عمربن خطاب اسلام آورد همان کسی است که مانند این عقاید را که ویژه یهودیان است جعل و انتشار داده است . آن هم از راه برخی از ساده لوحان صحابه مانند ابو هریره و وهب بن منبه - چرا که بیشتر این روایتها از ابو هریره نقل شده و بخاری و مسلم آن را در صحاح خود آورده اند.
    همین ابوهریره فرقی بین احادیث پامبر و کعب الاحبار نمی گذارد تا آنجا که عمر بن خطاب او را می زند و از روایت کردن در قضیه آفرینش آسمانها و زمین در هفت روز منعش می نماید.
    بنا بر این تا وقتی که اهل سنت اطمینان کامل نسبت به بخاری و مسلم دارند و آن دو کتاب را صحیح ترین و معتبرترین کتاب ها می دانند و تا وقتی که اینان اعتماد بر ابو هریره می کنند و او را سزاوار حدیث گویان می دانند تا آنجا که بزرگترین راوی اسلام نزد اهل سنت شناخته می شود - در این وضعیت - اهل سنت نمی توانند عقیده خود را تغییر دهند مگر اینکه از تقلید کورکورانه رهائی یابند و به ائمه هدی و عترت حضرت مصطفی (ص) و باب شهر علم روی آورند. و این دعوت مخصوص بزرگان و سالخوردگان نیست که بر جوانان روشنفکر از اهل سنت نیز لازم است از تقلید کورکورانه دست بر دارند و دنبال استدلال و برهان روشن ( برای رسیدن به حق) باشند .
    ----------------------------
    بر گرفته از کتاب از آگاهان بپرسید-دکتر محمد تیجانی - ترجمه سید جواد مهری ج 1-ص 55 - ناشر بنیاد معارف اسلامی


    007


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۷
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    1 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    لینک دانلود کتاب عقاید اهل سنت و جماعت در رد وهابیت





    با سلام و تشکر از سايت شما ، کتاب عقايد اهل سنت و جماعت در رد وهابيت از شيخ خليل احمد سهارنپوري از علماء ديوبند ترجمه از مولانا عبد الرحمن چابهاري که کتاب پر محتوايي است اين هم لينک دانلودش با حجم خيلي کم :
    http://rapidshare.com/files/17848197...hle_sonnat.zip
    با تشکر و التماس دعا .


  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    44
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خب ادامه بدید دیگه
    چرا یه پست زدید تموم کردید


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    92
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دلائل عقلى گواهى مى دهد كه خداوند هرگز با چشم ديده نخواهد شد، زيرا چشم تنها اجسام يا صحيح تر بعضى از كيفيات آنها را مى بيند و چيزى كه جسم نيست و كيفيت جسم هم نمى باشد، هرگز با چشم مشاهده نخواهد شد و به تعبير ديگر، اگر چيزى با چشم ديده شود، حتماً بايد داراى مكان و جهت و ماده باشد، در حالى كه او برتر از همه اينها است، او وجودى است نامحدود و به همين دليل بالاتر از جهان ماده است، زيرا در جهان ماده همه چيز محدود است.
    در بسيارى از آيات قرآن از جمله آياتى كه در مورد بنى اسرائيل و تقاضاى رؤيت خداوند سخن مى گويد با صراحت كامل، نفى امكان رؤيت از خداوند شده است
    تنها چيزى كه سبب شده آنها( اهل سنت) غالباً از اين عقيده، دفاع كنند اين است كه در پاره اى از احاديث كه در كتب معروف آنها نقل شده امكان رؤيت خداوند در قيامت آمده است، ولى آيا بهتر اين نيست كه باطل بودن اين موضوع را به حكم عقل، دليل بر مجعول بودن آن روايات و بى اعتبار بودن كتابهائى كه اين گونه روايات در آنها آمده است بدانيم، مگر اينكه اين روايات را به معنى مشاهده با چشم دل تفسير كنيم يا صحيح است با حكم خرد و عقل به خاطر چنين احاديثى وداع كنيم و اگر در بعضى از آيات قرآن تعبيراتى وجود دارد كه در ابتداى نظر مسأله رؤيت خداوند را مى رساند مانند (وجوه يومئذ ناضرة الى ربها ناظرة)( سوره قيامت آيه 23 و 24): «صورت هائى در آن روز پرطراوات است و به سوى پروردگارش مى نگرد» اين تعبيرات مانند يدالله فوق ايديهم: «دست خدا بالاى دست آنها است»(سوره فتح آيه 10.) مى باشد كه جنبه كنايه دارد زيرا مى دانيم هيچگاه آيه اى از قرآن برخلاف حكم وفرمان خرد نخواهد بود.
    جالب اينكه در روايات اهل بيت (عليهم السلام) شديداً اين عقيده خرافى نفى شده و با تعبيرات كوبنده اى از معتقدين آن انتقاد گرديده است از جمله اينكه يكى از ياران معروف امام صادق (عليه السلام) به نام «هشام» مى گويد: نزد امام صادق (عليه السلام) بودم كه معاوية بن وهب (يكى ديگر از دوستان آن حضرت) وارد شد و گفت: اى فرزند پيامبر چه مى گوئى در مورد خبرى كه درباره رسول خدا (صلى الله عليه وآله) وارد شده كه او خداوند را ديد؟ به چه صورت ديد؟ و همچنين در خبر ديگرى كه از آن حضرت نقل شده كه مؤمنان در بهشت پروردگار خود را مى بينند، به چه شكل خواهند ديد؟!
    امام صادق (عليه السلام) تبسم (تلخى) كرد و فرمود: اى معاوية بن وهب! چقدر زشت است كه انسان هفتاد، هشتاد سال عمر كند، در ملك خدا زندگى نمايد و نعمت او را بخورد، اما او را درست نشناسد، اى معاويه! پيامبر (صلى الله عليه وآله) هرگز خداوند را با اين چشم مشاهده نكرد، مشاهده بر دو گونه است مشاهده با چشم دل و مشاهده با چشم ظاهر، هر كس مشاهده با چشم دل را بگويد درست گفته و هركس مشاهده با چشم ظاهر را بگويد دروغ گفته و به خدا و آيات او كافر شده است، زيرا پيامبر (صلى الله عليه وآله)فرمود: هر كس خدا را شبيه خلق بداند كافر است(معانى الاخبار بنا).
    و در روايت ديگرى كه در كتاب توحيد صدوق از اسماعيل بن فضل نقل شده مى گويد: از امام صادق (عليه السلام) پرسيدم آيا خدا در قيامت ديده مى شود؟ فرمود: منزه است خداوند از چنين چيزى و بسيار منزه است... ان الابصار لاتدرك الا ما له لون و الكيفية والله خالق الالوان و الكيفيات: ««چشمها نمى بيند جز چيزهائى را كه رنگ و كيفيتى دارند در حالى كه خداوند آفريننده رنگها و كيفيت ها است»(نورالثقلين)

    جالب اينكه در اين حديث مخصوصاً روى كلمه «لون» (رنگ) تكيه شده و امروز اين مطلب برما روشن است كه خود جسم هرگز ديده نمى شود، بلكه همواره رنگ آن ديده مى شود، و اگر جسمى هيچ گونه رنگ نداشته باشد هرگز ديده نخواهد شد.( تفسير نمونه 5/381)

    عجيب اين است كه بسيارى از اهل تسنن معتقدند كه خداوند اگر در اين جهان ديده نشود در عالم قيامت ديده مى شود! و به گفته نويسنده تفسير المنار هذا مذهب اهل السنة والعلم بالحديث: «اين عقيده اهل سنت و دانشمندان حديث است»( تفسير المنار جلد 7 صفحه 653.)و عجيب تر اينكه حتى محققان معاصر و به اصطلاح روشنفكران آنها نيز تمايل به اين موضوع نشان مى دهند و حتى گاهى سرسختانه روى آن ايستادگى مى كنند!
    در حالى كه بطلان اين عقيده به حدّى روشن است كه نياز به بحث ندارد، زيرا دنيا و آخرت (با توجه به معاد جسمانى) هيچ تفاوتى در اين مسأله نخواهد داشت، آيا خداوند كه وجودى ما فوق ماده است در قيامت تبديل به يك وجود مادى مى شود و از آن مقام نامحدودى به محدودى خواهد گرائيد، آيا او در آن روز تبديل به جسم و يا عوارض جسم مى شود؟ و آيا دلائل عقلى بر عدم امكان رؤيت خدا هيچگونه تفاوتى ميان دنيا و آخرت مى گذارد؟ با اينكه داورى عقل در اين زمينه تغيير ناپذير است.
    و اين عذر كه بعضى از آنها براى خود آورده اند كه ممكن است در جهان ديگر انسان درك و ديد ديگرى پيدا كند، عذرى است كاملاً غير موجه، زيرا اگر منظور از اين درك و ديد، درك و ديد فكرى و عقلانى است كه در اين جهان نيز وجود دارد، و ما با چشم دل و نيروى عقل جمال خدا را مشاهده مى كنيم و اگر منظور، چيزى است كه با آن جسم را مى توان ديد، چنين چيزى در مورد خداوند محال است خواه در اين دنيا باشد، خواه در جهانى ديگر، بنابراين گفتار مزبور كه انسان در اين جهان خدا را نمى بيند ولى مؤمنان در قيامت خدا را مى بينند، يك سخن غير منطقى و غير قابل قبول است.




    بهترین داستانهای تکان دهنده

    چشمک های خداوند
    godeye.ir


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    373
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    7 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خوب اگه خدا رو می شد با این چشا دید که دیگه خدا نبود دیگه اینقدر بزرگ نبود . دیگه کسی نمی تونست بگه خدای من اونقدر بزرگه که تو عقل و درک کسی جا نمیشه . دیگه نمی شد بگی خدای من نامحدوده از حال همه بنده هاش اگاهه.
    خدا خداست چون از منه بنده توانا تره .چون اون می تونه منو ببینه و من عاجز از دیدنشم.
    خدای من بی نهایت .

  8. تشکرها 2


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    92
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پس معني هو الظاهر و الباطن چي ميشه؟
    يعني هم خدا ظاهر و قابل رويت است و هم غير قابل ديدن؟
    جمع دو متناقض!!!
    آيا خدا ديده مي شود يا نه؟
    توضيح دهيد ممنون مي شوم....
    بهترین داستانهای تکان دهنده

    چشمک های خداوند
    godeye.ir

  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    2,042
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    2 روز 23 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط penitent نمایش پست
    پس معني هو الظاهر و الباطن چي ميشه؟
    يعني هم خدا ظاهر و قابل رويت است و هم غير قابل ديدن؟
    جمع دو متناقض!!!
    آيا خدا ديده مي شود يا نه؟
    توضيح دهيد ممنون مي شوم....
    با سلام و عرض ادب
    در فلسفه اسلامي حكماي الهي مي گويند ؛ خداوند وجود صرف و وجود محض است ، اگر كسي به اين حقيقت بار يابد كه خداوند وجود صرف است اين موضوع برايش روشن خواهد شد كه چرا خداوند با چشم ديده نمي شود .
    بالاتر از اين مطلب حكما معتقدند خداوند مافوق وجود است به اين معني كه خداوند هيچ قيدي نمي پذيرد حتي قيد وجود نيز از او مبرا است ، اگر بگوييم خداوند ذاتي است كه وجود دارد خداوند را محدود كرده ايم زيرا در اين صورت دو فرض در نظر گرفته مي شود:
    الف: اينكه وجود عارض بر ذات شده كه اين محال است
    ب: اينكه وجود را خود ذات داده است و اين نيز محال است
    فلذا خداوند بدون هيچ قيدي بايستي ياد شود ، حتي تصور چنين ذاتي كه از هر قيدي بري باشد محال است چه برسد به اينكه با چشم عادي ديده شود !
    هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليم‏ (حديد 3) اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن، و او به هر چيزى داناست‏ .
    با توجه به مطالبي كه عرض شد هيچ تناقضي در ظاهر بدن و باطن بودن خداوند سبحان به وجود نمي آيد ، تناقض هشت شرط دارد كه در كتب منطقي مفصلا ذكر شده است . در اين جا هشت شرط جمع نيست تا تناقض داشته باشد زيرا جهات دو قضيه با همديگر فرق دارند ، خداوند ظاهر است از اين جهت كه او وجود صرف است و همه وجودات ظهورات ذات مقدس او هستند ، از طرفي باطن است زيرا هيچ موجودي قدرت تصور كنه ذات ربوبي را ندارد . ( اگر نيازمند توضيح بيشتر بود بنده در خدمت خواهم بود)

    با تشكر





اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود