جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ارزش‌هاى اخلاقى عاشورا چيست؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ارزش‌هاى اخلاقى عاشورا چيست؟




    ارزش‌هاى اخلاقى عاشورا چيست؟



    ارزش‌هاى اخلاقى عاشورا چيست؟

    عاشورا، حادثه‌اى نيست که در يک نيم روز در سال 61 هجرى اتفاق افتاده باشد و به ماقبل و مابعد خود متصل نباشد. اين واقعه هم ريشه در حوادث پيشين خود دارد و هم پيامدهايى در فکر و عمل مسلمانان داشته و آثار آن تا امروزه گسترده شده است.با توجه به تمام بهره‌بردارى‌هاى حماسى و مبارزاتى و تربيتى و معنوى که تاکنون از قيام کربلا و شهادت امام حسين (ع) شده است، اما به نظر مى‌رسد که غناى محتوايى اين نهضت خدايى بيش از آن چندى است که تاکنون مطرح شده است.با فرا رسيدن ايام محرم، بر آن شديم تا در مورد ارزش‌هاى اخلاقى که اين نهضت عظيم با خود به همراه داشته است. مطالبى را بنويسيم.


    1- صبر و استقامت
    براى مقابله با فشارهاى درونى و بيرونى و غلبه بر مشکلات و رسيدن به هدف، پايدارى و استقامت لازم است. بدون صبر در هيچ کارى نمى‌توان به نتيجه مطلوب رسيد، براى اينکه مصيبت‌هاى وارده و دشوارى‌هاى آن، انسان را از پاى در نياورد، بايد صبور بود. اين، دعوت دين در همه مراحل است و در عاشورا نيز با اين جلوه عظيم روحى روبرو هستيم و آنچه حماسه کربلا را به اوج ماندگارى و تاثيرگذارى و فتح معنوى رساند، روحيه مقاومت امام حسين (ع) و ياران و همراهان ايشان بود.امام حسين در روز عاشورا در خطبه‌اى به ياران خويش فرمود: (نفس‌‌الهموم) ص 135 «صبر و مقاومت کنيد، اى بزرگ زادگان، چرا که مرگ تنها راهى است که شما را از سختى عبور مى‌دهد و به سوى بهشت گسترده و نعمت‌هاى هميشگى مى‌رساند.»

    2- عفاف و حجاب
    کرامت انسانى زن، در سايه عفاف او تامين مى‌شود، حجاب نيز يکى از احکام دينى است که براى حفظ عفت و پاکدامنى زن و نيز حفظ جامعه از آلودگى‌هاى اخلاقى تسريع شده است. نهضت عاشورا براى احياى ارزش‌هاى دينى بود، در سايه آن حجاب و عفاف زن مسلمان نيز جايگاه خود را يافت و امام حسين (ع) و زينب کبرى و دودمان رسالت، چه با سخنانشان و چه با نحوه عمل خويش يادآور اين گوهر ناب شدند.
    براى زنان، زينب کبرى (س) و خاندان امام حسين (ع) الگوى حجاب و عفاف مى‌باشند. آنها علاوه بر شرکت در اين حماسه عظيم واداى رسالت حساس و خطير اجتماعي، متانت وعفاف را هم مراعات کردند و اسوه همگان شدند.حسين بن على (ع) به خواهران و دخترش فاطمه توصيه فرمود: که اگر من کشته شوم، گريبان چاک نزنيد، صورت مخراشيد و سخنان ناروا و نکوهيده، مگوييد.

    3- مواسات
    يکى از زيباترين خصلت‌هاى معاشرتى مواسات است؛ يعنى غمخوارى و همدردى و يارى کردن ديگران.انسان «مواسي» کسى که با ديگران همدردى و همراهى دارد و خود را در رنج و غم ديگران شريک مى‌داند و با مال و جان از آنها دفاع مى‌کند و ميان خود و ديگران فرقى نمى‌گذارد. در حماسه آفرينان عاشورا، اين خصلت به وضوح ديده مى‌شود و در مرحله بالاتر به «ايثار» مى‌رسد. ياران امام نسبت به امام و اصحاب نسبت به يکديگر اين حالت را داشتند و از بذل هيچ چيز مضايقه نداشتند و به اين مواسات افتخار مى‌کردند. يکى از اين افراد «مواسي» حر است که وقتى توبه کرد و نزد امام آمد، جان خود را فداى امام کرد


    ارزش‌هاى اخلاقى عاشورا چيست؟
    ویرایش توسط محب نور : ۱۳۸۸/۰۵/۲۰ در ساعت ۲۳:۵۷

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    183
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    0



    ارزش‌هاى اخلاقى عاشورا چيست؟



    ادب حر باعث نجات او شد ...


    نقطه عطف


    وقتی در نیمه های دلِ شب ، شنید که پیغمبر رحمهٌ للعالمین ، زیر لب ترنم می نماید :


    الهی لا تکلنی الا نفسی طرفهَ عینٍ اَبدا لا اقلّّ و لا اکثر


    خدایا مرا به اندازه یک چشم به هم زدن به خود وامگذار ، نه کمتر و نه بیشتر از آن


    سوال کرد : یا رسول الله ، معنای چشم بر هم زدن و بیشتر از آن را می فهمم ، کمتر از آن چیست ؟


    و پاسخ شنید که : برادرم یونس ، کمتر از یک چشم بر هم زدن غفلت کرد که گرفتار بطن حوت شد .


    بسیار اتفاق افتاد ، که لمحه ای ، اهل ناری را اهل نوری کرده و لحظه ای هم اهل نوری را به ناری کشانده است .


    و حر بن یزید ریاحی ، نقطه عطف این واقعیت در کربلای حسینی است . شهید سرافرازی که امام زمان (عج) یکی از زائران حریم اوست .




    بیعت حر


    حر فرزند یزید بن ناجیه بن سعد بن منجار ریاح از بزرگان قبیله بی تمیم و شاخه بنی ریاح بود . شخصیت ممتازی داشت و بزرگ قبیله خود بود و در کربلا ، بعد از عمر سعد ، مهمترین شخصیت سپاه دشمن بود .


    زمانی که معاویه بن ابوسفیان ، به آخر عمر منحوس خود نزدیک شد و در مشورت با نزدیکان تصمیم گرفت تا در رمان حیات ، برای فرزند خود – یزید – بیعت بگیرد و این تصمیم را عملی کرد .


    در این موقع ، حر نیز بنابر اصرار پدر – یزید بن ناجیه – به نزد عبیدالله بن زیاد – که در آن زمان حاکم بصره بود – رفت و توسط او با یزید بیعت کرد . نوشته اند که حر از این بیعت ناراضی بود ولی پدرش به او گفته بود که : اگر بیعت نکنی نه فقط هستی خود را بر باد خواهی داد که مرا هم نابود خواه کرد .




    اولین دیدار


    زمانی که نامه مسلم بن عقیل (ع) به امام حسین (ع) رسید ، با قافله همراه خویش راهی کوفه شد .در منزلگاه زباله بود که خبر شهادت مسلم (ع) را شنید . در منزل اَشراف ، به جوانان فرمود ، آب بسیار بردارند . وقتی از دور سپاه حر را مشاهده کرد ، در دامنه کوه ذو حَسَم – که در آن نزدیکی بود – پناه گرفت و در آن جا بود که برای اولین بار ، حر ، امام را دید .


    امام حسین (ع) ، نه تنها لشکریان تسنه که حتی مرکب هایشان را سیراب کرد و وقتی از حر سوال فرمود : أتصلّی معنا او تصلّی باصحابک ؟


    حر پاسخ داد : همگب با شما نماز می گزاریم .


    پس از نماز ، گفتگوی بین امام و حر – که شامل نشان دادن خورجین نامه های اهل کوفه نیز بود – کار را به آنجا رساند که امام حسین (ع) ، با عبارت ثَکَلَتکَ امُّک ، مادرت به عزایت بنشیند ، حر را محک زد . و حر از این آزمایش ، سرافراز بیرون آمد که پاسخ داد :


    والله لو غیرک یقولها ، ما ترکت ذذکر امّه و لکنّه ما لی الی ذکر امّک من سبیل الّا باَحسن ما اقدر علیه .


    یعنی : به خدا قسم هر کس غیر از شما این حرف را زده بود ، من هم مقابله به مثل می کرم . چه کنم که مادر تو فاطمه بنت رسول الله (ص) است و من جز به نیکویی قادر به ذکر نام او نیستم .


    بسیاری را باور بر این است که همین ادب ، باعث نجات حر شد .


    کربلا از این جا آغاز شد . قرار شد تا امام نه راه کوفه را در پیش گیرد و نه به سوی مدینه بازگردد . این طریق ، قافله را به کربلا رسانید .




    حر در عاشورا


    حر در روز عاشورا ، از عمر سعد پرسید : راستی با این مرد خواهی جنگید ؟


    عمر سعد گفت : آری به خدا جنگی که آسان ترین مراحا آن ، جدا کردن سر ها و دست ها باشد .


    با شنیدن این پاسخ ، به نزدیکی سربازانش بازگشت و رعشه بر اندامش افتاد . مهاجر بن اوس به او گفت : به خدا قسم من در کار تو درمانده ام . چرا که اگر از من می پرسیدند ، دلاور ترین افراد اهل کوفه کیست ؟ من جز تو را نام نمی بردم . این چه حالتی است که در تو می بینم ؟


    و پاسخ شنید که : و الله انّی اُخیّر نفسی بین الجنّه و النّار ، فوالله لا اختار علی الجنّه شیئاً و لو قطعت و أحرقت


    و این همان لحظه ای بود که حر را حسینی کرد . پس رکاب زد و به بهانه آب دادن اسبش ، به سوی خیمه های آل الله آمد در حالی که دست بر سر نهاده بود ، می گفت :


    اللهم الیک انیت ، فتب علیَّ فقد ارعبت قلوب اولیائک و اولاد بنت نبیّک


    بارالها به یوس تو بازگشتم ، توبه مرا بپذیر که من دل های دوستان تو و فرزندام دختر پیامبر تو را لرزاندم .


    و به امام عرض کرد : فدایت شوم ... آیا توبه مرا پذیرفته می بینی ؟


    و امام فرمود : آری ، خداوند توبه تو را می پذیرد . از اسب پیاده شو .


    ولی حر از پیاده شدن امتناع کرد و اذن میدان گرفت و رفت . و چه خوب توبه او پذیرفته شد که زمانی از اسب به زمین افتاد تا دیده باز کرد سرش را بر زانوی پسر دختر پیامبر خدا (ص) یافت که به او می فرمود :


    انت حرٌ کما سمتک امّک ، انت حرٌ فی الدنیا و الآخره


    با شهادت حضرت حسین (ع) و آتش زدن خیمه ها و اسارت آل رسول کربلا به وسعت زمین ها .......شد تا همه مکان ها کربلا و همه روز ها عاشورا باشد .


    پس از سه روز بدن پاک شهدای کربلا توسط بنی امیه دفن شد و بنی تمیم نیز ، بدن حر را به فاصله ای دور تر بردند و در آن جا به خاک سپردند . که اکنون بارگاهی ملکوتی دارد .



    ویرایش توسط محب نور : ۱۳۸۸/۰۶/۲۶ در ساعت ۲۱:۱۶
    [SIGPIC][/SIGPIC]

    دلم تا دست بر دامان در زد/دو دستي سنگ شيون را به سر زد
    اميدم مشت نوميدي به در کوفت/نگاهم قفل در، ميخ قدر کوفت
    چه درد است اين که در فصل اقاقي؟/به روي عاشقان در بسته ساقي
    بر اين در،‌ واي من قفلي لجوج است/بجوش اي اشک هنگام خروج است
    در ميخانه را گيرم که بستند/کليدش را چرا يا رب شکستند؟!
    دلم تا چند يا رب خسته باشد؟/در لطف تو تا کي بسته باشد؟
    ==========================
    حبيبم قاصدي از پي فرستاد/پيامي بابلوري مي فرستاد
    که مي دانم تو را شرم حضور است/مشو نوميد، اين جا قصر نور است
    الا! اي عاشق اندوه گينم/نمي خواهم تو را غمگين ببينم
    اگر آه تو از جنس نياز است
    در باغ شهادت باز، باز است

  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۷
    نوشته
    183
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    1
    گالری
    0



    ارزش‌هاى اخلاقى عاشورا چيست؟


    [SIGPIC][/SIGPIC]

    دلم تا دست بر دامان در زد/دو دستي سنگ شيون را به سر زد
    اميدم مشت نوميدي به در کوفت/نگاهم قفل در، ميخ قدر کوفت
    چه درد است اين که در فصل اقاقي؟/به روي عاشقان در بسته ساقي
    بر اين در،‌ واي من قفلي لجوج است/بجوش اي اشک هنگام خروج است
    در ميخانه را گيرم که بستند/کليدش را چرا يا رب شکستند؟!
    دلم تا چند يا رب خسته باشد؟/در لطف تو تا کي بسته باشد؟
    ==========================
    حبيبم قاصدي از پي فرستاد/پيامي بابلوري مي فرستاد
    که مي دانم تو را شرم حضور است/مشو نوميد، اين جا قصر نور است
    الا! اي عاشق اندوه گينم/نمي خواهم تو را غمگين ببينم
    اگر آه تو از جنس نياز است
    در باغ شهادت باز، باز است

  7. تشکر


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود