جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خطبه امام حسین (ع)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    185
    صلوات
    10
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 روز 1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خطبه امام حسین (ع)




    خطبه امام حسین (ع) (خطبه منی) در سال آخر زندگی معاویه، یک سال قبل از واقعه کربلا در جمع علماء و بزرگان مدینه
    هان ای مردم!
    عبرت بگیرید و پند بیاموزید از آنچه خدا اولیاء خود را با مذمت و سرزنش علماء «یهود» پند داده است. آنجا که می­فرماید: «چرا خداشناسان و احبار آنها را از ناسزا گفتن و حرام خوردنشان منع­ نمی­کنند» ( مائده 63) باز می فرماید: «آنان که به کفر گرائیدند از اولاد اسرائیل لعنت شده­اند و چه بد بود اعمالی که انجام می­دادند.»وچرا این چنین خدا آنان را سرزنش می کند؟
    برای این که آنان ستمگران را می دیدند که چگونه ستم روا می­دارند و فساد برمی­انگیزند، ولی آنان را از این اعمال نهی نمی­کردند تا توسط ستمگران، به نوائی برسند و از گزند آنان در امان باشند؛ در حالی که خداوند می­فرماید:«از مردم نهراسید و فقط از من بیمناک باشید»(مائده 44) باز هم می فرماید: «مردان و زنان مومن، دوستداران یکدیگرند. به معروف امر می­کنند و از منکر باز می دارند.»( توبه71)خداوند در این آیه،امر به معروف و نهی از منکر را اولین فریضه قرار داد؛ زیرا اگر به انجام این فریضه اقدام گردد، تمام فرائض، چه آسان و چه دشوار، عملی می­شودعلاوه بر این امر به معروف و نهی از منکر دعوت کردن به اسلام است؛ همگام با طرد ستمگری­ها و مخالفت با ستمگران، و دعوت کردن به تقسیم بیت­المال و غنائم و گرفتن مالیات­ها از عوامل آن و پرداختن آن به موارد حقیقی­شان است. شما ای بزرگان که در علم و دانش پرآوازه­اید! و در خیر و نیکی زبانزد دیگران! و درنصیحت و پند دادن شهره­ی این وآنید!؛ بخاطرخدا، دردل مردم عظمت و شکوه دارید. افراد قوی و نیرومند شما را به حساب می­آورند؛ و ضعیف و ناتوانان، شما را گرامی و محترم می­شمارند، کسان خود را برشما ایثار می­کنند که هیچ برتری بر آنها ندارید؛ وقتی خواسته­ها­یشان برآورده نمی­شود از شما شفاعت می­جویند و شما باشکوه پادشاهان و عظمت بزرگان در میان آنان راه می­روید.
    آیا این همه برای این نیست که مردم امیدوارند که شما به احیاء حقوق خداوند قیام کنید؛ لیکن شما در بیشترین موارد، از اداء حق الهی کوتاهی کردید و حقوق ائمه را سبک شمردید، حق ضعیفان را پایمال نمودید.شما آنچه حق خود تصور می کردید، به ناروا گرفتید ولی در راه خدا نه مالی بخشش کردید، نه جانتان را به مخاطره انداختید و نه از اقوام و خویشانتان برای رضای خدا بریدید.
    وه چه پرروئی با این اعمال زشت، بهشت خدا و همجواری پیامبران او را آرزو دارید؛ و می­خواهید از عذاب الهی در امان باشید. ای کسانیکه چنین آرزو از خدا دارید؛ می­ترسم بر شما عذابی از عذاب­های خدا نازل گردد. زیرا شما در پرتو عنایت خدا، به مقامی رسیدید که بر دیگران برتری پیدا کردید. چه بسیارند کسانیکه مورد احترام مردم نیستند ولی شما به خاطر خدا، در میان بندگانش احترام دارید. شما می بینید پیمان­های الهی درهم شکسته می­شود، ولی هیچ دم نمی­زنید؛ و به هراس نمی­افتید. برای درهم شکستن بعضی از پیمان­های پدران­تان ناله سر می­دهید لیکن شکستن تعهدات و پیمان­های رسول خدا را نادیده می­گیرید.کورها، لال­ها و فلج­ها در شهرها بی­سرپرست مانده­اند و شما نه رحمی بر آنان می­کنید و نه عملی را که در خور شأن خودتان باشد، در مورد آنان انجام می­دهید؛ و یا قصد انجام آن را دارید. فقط با چاپلوسی و تملق، پیش ستمگران، رفاه و آسایش خویش را می­جوئید.
    خدا دستور فرموده است از این اعمال پلید جلوگیری شود؛ ولی شما از آن غافلید، و شما مصیبت بارترین مردم هستید. زیرا از مسئولیت عالمانه و آگاهانه خود دست کشیدید. زمام امور واجراء احکام باید به دست علماء الهی باشد که در رعایت حلال و حرام خدا امین هستند ولی این مقام و منزلت از شما سلب شده است؛ چرا که از محور حق پراکنده شدید؛ و با وجود دلائل روشن، در سنت پیامبر اختلاف کردید. اگر با رنج­ها و آزارها، شکیبائی داشتید و سختی­های راه خدا را تحمل می­کردید، اجرا امور دین خدا به دست شما می­افتاد؛ لیکن شما ستمگران را در مقام و منزلت خود، جایگزین ساختید و امور دین خدا را بدست آنان سپردید؛ و آنان به اشتباه عمل می­کنند و در شهوات خود گام بر می­دارند. می­دانید چرا ستمگران بر امور مسلط شدند؟ چون شما از مرگ فرار کردید، عاشقانه به زندگی گذرا دل نهادید.(در پی این وابستگی) شما ضعیفان و بی نوایان را، بدست ستمگران سپردید تا برخی را، برده و مقهور خود ساختند و برخی را برای لقمه نانی، بیچاره و ناتوان کردند.
    ستمگران، در ملک خدا، طبق میل و خواسته خود گام بر می­دارند؛ و با تمایلات خود، راه پستی و مذمت را هموارتر می­سازند. از اشرار و دون فطرتان پیروی می­کنند و جسورانه در مقابل خدای متعال می­ایستند. در هر شهری بر فراز منبر گوینده­ای دارند که فریاد می­زند و با صدای بلند سخن می­گوید. زمین در تسلط کامل آنان است و دستشان از هر جهت باز و گشوده. مردم بردگان آنانند بدان گونه که هر دستی برسر آنان کوبیده شود، قادر به دفاع نیستند. گروهی ازاین جباران کینه توز، سخت بر بی­نوایان چیره گشته­اند و گروهی فرمانروایانی هستند که نه خدا را می­شناسند و نه به روز معاد عقیده دارند. عجبا..!
    و چرا تعجب نکنم؟! که زمین را، مردی حیله گر و مکار و فردی تیره روز تصرف کرده و بار مسئولیت مؤمنین را کسی بدوش کشیده که هرگز به آنان رحم نمی­کند.خدا در این نزاعی که بین ما و او در گرفته، بهترین حاکم است و در نبرد ما با او قضاوت خواهد کرد. خداوندا تو خود می­دانی عملکرد ما، نه برای آن است که به ریاست و سلطنت دست یابیم و یا از روی دشمنی و کینه توزی، سخن بگوئیم؛ لیکن پیکار ما برای این است که پرچم آیین ترا برافرشته گردانیم و بلاد بندگان ترا، آباد سازیم و به ستمدیدگان از بنـدگان تو، امنیـت بخشیـم؛ و احکام و سنـن و فرایـض ترا (درجامعه) پیاده کنیم. و شما اگر ما را یاری و پشتیبانی نکنید، ستمگران بر شما چیره می­شوند و در خاموش کردن نور پیامبرتان می­کوشند ولی بدانید خداوند ما را کفایت خواهد کرد و اتکای ما بر اوست و در مسیر او گام برخواهیم داشت؛ و به سوی او باز خواهیم گشت[1]




    [1] -تحف العقول.
    السلام علیک یا صاحب الزمان

  2. تشکر


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود