جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تعریف سلوک

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سلوک قرآنی




    تعریف سلوک
    هر کس عزت می خواهد [بداند که] هر چه عزت است، نزد خداوند است؛ سخنان پاکیزه به سوی او بالا می رود، و کار نیک آن را بالا می برد، و کسانی که بدسگالی می کنند، عذابی شدید [ در پیش ] دارند، و مکر اینان بر باد است.
    سوره فاطر(35) - آیه 10

    عزیز است چونانكه آفريننده است؛ چونانکه دانا و تواناست؛ و چرا نباشد وقتي همو است اول و همو آخر؛ همو است ظاهر و همو باطن.
    آري! عزيز است و عزت دارد و تمام آن از اوست و از اوست كه عزت سرچشمه می گیرد و به اوست که ختم مي­یابد. هر آنچه در آسمان و زمین است، هر آنچه پيدا و پنهان است و هر آنچه كه موجود است، به او به ديده ستایش مي­نگرند و در برابر او سر تسليم فرود مي­آورند، اين يكتا عزيز، كلامش زیبا، فعلش سرشار از محبت و نگاهش مالامال از عفو و بخشش و پاکی است.
    عارف را هدف غایی ذوب شدن است در معروف (حضرت سبحان) و یکی شدن با آن، دستیابی است به وحدت، رسیدن است به دریا و پوشیده شدن است با لباس اسماء و صفات الهی که از جمله ی آن عزت است.
    اينك! چگونه آدمي دريابد اين گوهر نادر را؟! او (آدمی) که به خودی خود هيچ ندارد. پس چه كند؟! پاسخ همچون آفتاب واضح است. انساني كه خدا دارد، همه چيز خود را از او دارد! چنين خواهد بود كه صاحب عزت، با رحمت و نعمت خويش، او را نیز عزيز مي­دارد. اما گنج بي رنج ميسر نشود. حضرت سبحان فرماید "هر آنكه طالب عزت است، لاجرم بايد كلامش طيب و عملش صالح و فكرش فارغ از بد سگالي باشد."
    نيكي گفتار: اين زبان را مصون از بيماري بايد داشت. مصون از ناراستي ها، غيبت، تهمت و سخنان سخيف... كه سخت موجب رنجش و قصاوت دل است، نَفَس طیب دافع کَرب است و راحت جان که اگر حاوی ذکری غیر حق باشد، مروج پلیدی می شود و بلای جان.
    زبان خود را رام ساخته، ذکر محبوب را از خود دور نسازیم.
    نیکی کردار: نیت پاک را عملی نکو سزاست، هر آنکه در سلوک، گفتار را نیک تجلی داد به اقتضای وحدت باید تلاش را در نیکی کردار معطوف ساخته و در هر کرداری نکویی و تجلی حق را در نظر داشته باشد.
    عمل را خالص ساخته، در خدمت خلق کوشا باشیم.
    نيكي پندار: سدي است بر آغاز پلشتي، تسلیم و سر سپردن است در امر عزيز. منشاء خدمت است به خلق و تشويق­گر به نيايش پروردگار.
    گمان خود بپيراييم و نيت را خالص گردانيم.
    اين است رهنمودِ عزيز! نكويي پندار، گفتار و كردار! به بياني ديگر نكويي سلوك! و چه بهتر كه سلوك را از عزيز فراگيريم. از كتاب عزيزش. سلوك قرآني را به جان در آميزيم و در عمق آن رسوب دهيم.


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سلوک عرفانی (بسیار زیبا و کامل)




    چشم یک روز گفت « من در آن سوی این دره ها کوهی می بینم که از مه پوشیده شده است. این زیبا نیست؟ »
    گوش لحظه ای خوب ساکت ماند و دقت کرد، سپس گفت « پس کوه کجاست؟ من کوهی نمی شنوم.»
    آنگاه دست درآمد و گفت« من بیهوده می کوشم آن کوه را لمس کنم، من کوهی نمی یابم.»
    بینی گفت « کوهی در کار نیست. من او را نمی بویم.»
    آنگاه چشم به سوی دیگر چرخید، و همه درباره وهم شگفت چشم گرم گفت و گو شدند و گفتند « این چشم یک جای کارش خراب است.»
    جبران خلیل جبران

    آنچه مسلم است عدم احاطه عقل جزیی بر یک حقیقت کل است که همواره آدمی را در تمامی اعصار به نوعی به چالش خوانده و آرامش و قرار را از وی ربوده، بسیاری را آواره دشت و بیابان کرده و بسیاری را تارک دنیا.
    عصر حاضر نیز که به عصر انفجار اطلاعات مشهور است با بمباران اطلاعاتی، افراد بسیاری را سردرگم حقیقت کرده و این سوال حیاتی را مطرح کرده که به راستی حق چیست؟!! و چگونه می توان آنرا یافت؟
    پاسخگویی به این سوال تنها از کسی بر می آید که دلبستگی به غیر حق او را از ارایه حق بازندارد. این فرد مسلم، دلبسته به دنیا نیست و آنرا نمی جوید که اگر چنین باشد دچار تضادهای موجود بین خواست های دنیوی می شود که نمی تواند همزمان همه آنها حق باشد. از بین مشرب های موجود که ادعای تقرب به حق دارند کمترین نزاع متعلق به عرفاست که مبین نزدیکی این مشرب به مسیر حق است، چرا که کنه حق در واقع رفع تضاد می کند و آدمی را به سوی وحدت رهنمون است.
    از اینرو در طی یک سری جلسات هفتگی تحت نظر دکتر حسینعلی شیرین یک دوره اجمالی عرفان نظری بر اساس کتاب پایه گلشن راز که به جرات می توان گفت چکیده عرفان نظری است در حال اجراست که متن این جلسات بصورت هفتگی به علاقمندان تقدیم می گردد،
    باشد که مورد پسند واقع افتاده و چراغی در جهت هدایتمان باشد.
    متن کامل گلشن راز، اثر جاویدان شیخ محمود شبستری؛ دریافت نسخه کامل- pdf
    جلسه اول: عرفان اسلامی- ضرورت و اقسام آن و شرح اجمالی اثر برجسته گلشن راز
    ... عرفان يکي از مباحث مهم معرفت بشري است؛ عرفان در واقع شناخت و راه يافتن به کُنه حقايق عالم، خاصه در حقيقت نفس و رب مي باشد.(معرفت نفس و معرفت رب). در اديان الهي کسب معرفت از طريق عرفان ميسر مي گردد. در اين صورت اگر به عرفان توجه نگردد همان گونه که مي تواند خالق زيباييهايي باشد، ممکن است که انسان را از مسير حقيقت که همان راه انبياء و اولياء الهي است ....

    جلسه دوم : شرح ابیات اول تا ششم گلشن راز- داستان خلقت
    ....نفس ناطقه گرفتار کثرات و ظلمت هاي عالم مادي است. نفس در وجود آدمي است و هر چيز مادي مظهر ظلمت است. نفس در درون اين بدن مادي سير و سلوک خود را آغاز مي کند و به وسيله ي همين بدن بايد خودش را به مراتب بالا برساند نفس نور خود را از قلب مي گيرد قلب هم از مراتب بالاتر خود يعني عقل و روح(جان) مي گيرد....

    جلسه سوم : شرح ابیات هفتم تا شانزدهم گلشن راز
    .... معرفت اکتسابي در واقع بازتوليد عقل مي باشد، بشر به وسيله اين نوع معرفت زندگي روزمره خود را مي گذراند. يکي از بازتوليدهاي معرفت عقلي رسيدن به مرتبه معرفت کشفي و شهودي است؛ عقل تاييد و تصديق مي کند که معرفت شهودي نيز وجود دارد، معرفت شهودي بازتوليد سير و سلوک عارف در مسير کشف معرفت هستي و براي رسيدن به حقايق آن مي باشد....

    جلسه چهارم : شرح ابیات هفدهم تا سی و دوم گلشن راز- ضرورت آشنایی با عرفان نظری
    ...علت نياز ما به انبياء اين است که تجلياتي که به انسان و يا به جهان مي شود به صورت بالقوه است و خارج کردن آنها از حالت بالقوه و رساندن آنها به فعليت مستلزم مراقبت و هدايت و پروراندن اولياي الهي مي باشد. پيامبران واسطه فيض براي کل عالم هستي هستند اگر فيض از سمت پيامبر نبود ....

    جلسه پنجم : شرح ابیات سی و سه تا هفتاد گلشن راز – سبب نظم گلشن راز
    ... مير حسين هروي شنيده بود که در تبريز عرفا و پيران اهل طريقت وجود دارند لذا کل عرفان را در شانزده بيت به صورت سؤال بيان مي کنند تا از ايشان بپرسد. وقتي فرستاده مير حسين هروي مي آيد به خراسان جمله بزرگان در محفلي جمع بودند و او سؤالات خودش را يک به يک مي خواند. بزرگي و کاملي در آن مجلس مي بيند که تنها کسي که مي تواند به اين سؤالات جواب کاملي دهد شيخ محمود شبستري است لذا ...

    جلسه ششم : شرح ابیات هفتاد تا هشتاد و دو – تفکر و علم در حکمت و عرفان
    ... علمي که در فلسفه و در حکمت است براي زندگي روزمره مناسب است که این علم، علم کسبي است و با علمي که در عرفان مطرح است فرق مي کند. علمي که در عرفان مطرح مي شود علمي لـدُني است، علم عنايتي است که کسب آن احتياج به سير و سلوک و زهد دارد ...

    جلسه هفتم : شرح ابیات هشتاد و سه تا نود – در باب حکمت فلسفی
    ... کسي که مي خواهد به مقام توحيد ذاتي برسد چاره اي ندارد که در سير و سلوک خودش از تمام قيد و بند ها و تمام مسائلي که مزاحم او هستند، نجات پيدا کند و سايه ها را تجريد کند (از آنها فارغ شود)، در يک جمله از دنيا و آنچه در آن است آزاد شود. نه اينکه دنيا را نداشته باشد بلکه گرفتار تعلقات دنيوي نباشد. ...

    جلسه هشتم : شرح نود و یک تا صد و ده – عقل و حقیقت مطلق
    ... تنها علمي که مي توان به وسيله آن به حقيقت وجود پي برد، علم "مولود از عمل" است يعني علم سير و سلوک و کشف و مشاهده است؛ يعني علمي است که وقتي به حقيقت وجود رسيديم آن را شهود مي کنيم. اين شهود يک تجربه اي است که نه قابل تکرار است و نه همگاني، برخلاف تجارب ديگر که هم قابل تکرار است و هم همگاني ...

    جلسه نهم: شرح صد و یازده تا صد و بیست و هشت – تفکر در ذات
    ... ممکن است اين سؤال مطرح شود که سالک در مرحله توحيد ذاتي همه چيز را به عيان مشاهده مي کند لذا ديگر جايي براي فکر کردن باقي نمي گذارد، پس چگونه در مرحله بالاتر از آن که مرتبه توحيد اسماء و صفاتي مي باشد، امکان فکر کردن هست؟ اين مسئله به واسطه اين است که مرتبه توحيد ذاتي ....

    جلسه دهم: شرح صد و بیست و نه تا صد و سی و نه – ذات حق و اعیان ثابته
    ... اگر فقط هدف فهم عرفان نظري باشد و در وادي عمل وارد نشويم درست است که زبان و ذهن ما از آتش جهنم رهايي پيدا مي کند ولي بقيه اعضاي ما در آتش خواهد سوخت. در چنين صورتي عذاب جهنم بر ما سخت تر گردد چرا که سوختن را بيشتر درک مي کنيم ....

    جلسه یازدهم: شرح صد و سی و نه تا صد و چهل و دو – اعیان ثابته و انسان
    ... افلاطون براي فهم و درک حقيقت، مثال مي زند که انسان در درون غاري قرار گرفته است که تنها مي تواند به ته غار نگاه کنند، آنگاه از بيرون غار حقايقي در حال رفت و آمد هستند که عکس آنها در ته غار مي افتد، آن انسان گمان مي کند که حقيقت تنها همين سايه ها مي باشند، افلاطون مي گويد اگر انسان به خود حرکت و جنبشي بدهد و روي خود را ....

    جلسه دوازدهم: شرح صد و چهل و دو تا صد و چهل و چهار –تجلی حق
    ... در قرب فرائض برعکس است انسان است که چشم و گوش و دست خداوند مي شوند. قربي که به واسطه نوافل و مستحبات ايجاد مي شود، رسيدن به مقام توحيد و فناء في الله است. در قرب فرائض و واجبات انسان است که چشم و گوش و دست خداوند مي شود و اين مقام بقاء است که اين مقام بالاتري است مقام جمع الجمع....

    جلسه سیزدهم: شرح صد و چهل و چهار تا صد و شصت و چهار –مساوات در تجلی حق بر کثرات
    ... ريزترين جزء عالم هستي به اندازه توانايي خودش تجلي گر و منعکس کننده نور ذات الهي بوده است پس تمام عالم هستي که قابل هستند مقداري از اين نور را به اسم الظاهر آشکار مي کنند و مقداري را به اسم الباطن در درون خود دارند مثل اينکه تمام انسان ها بالقوه توانايي آلبرت انيشتين شدن را دارند ولي بستگي دارد چقدر اين توانايي را آشکار کنند....

    جلسه چهاردهم: شرح صد و شصت و پنج تا صد و هفتاد –معرفی عوالم
    ... قصد، قصد "يوم تبلي السرائر" است. اگر کسي در همين دنيا پرده‌هاي غفلت را کنار بزند بهشت و جهنم آن شخص آغاز مي شود و اگر نتوانست، با موت اجباري بهشت و جهنم را درک مي کند. به همين خاطر است که پيامبر اکرم (ص) فرمودند: "موتوا قبل أن تموتوا" "يعني قبل از اينکه مرگ اجباري گريبان شما را بگيرد ....

    جلسه پانزدهم: شرح صد و هفتاد و یک تا صد و هشتاد و پنج – عالم و آدم
    ... مرد راه کسي است که دنيا را تجربه کرده باشد ولي گرفتار آن نشود. انسان اگر صاحب دنيا نباشد و بگويد "الفقر فخري" اين فقر که فخر نيست. انسان اگر داشت و بگويد "الفقر فخري" اين ارزش دارد. خيلي ها به خاطر همين اشتباه، دنبال علم و دانش نمي‌روند و مي‌گويند "العلم هو الحجاب اکبر" در حالي که انبياء و اولياء الهي دانشمندترين افراد دوران خود بودند ....

    جلسه شانزدهم: شرح صد و هشتاد و شش تا صد و نود و نه – اندرز به سالک
    ... حقيقت مثل کهرباست، تو اگر خودت را از انانيت سبک کني حقيقت چنان اثري دارد که کاه وجود تو را که از انانيت خالي شده است به سمت خودش جذب مي‌کند.
    "اگر کوه تويي نبود چه راه است" گرفتاري ما از انانيت خودمان است که مثل کوه ما را سنگين کرده و اجازه نمي دهد جذب حقيقت بشويم....

    جلسه هفدهم: شرح دویست تا دویست و نه – تطابق عالم و کتاب حق تعالی
    ... عارف پس از رسيدن به مرتبه بقاء مجموع عالم را كه مظهر اسماء كليه و جزييه حق تعالي مي باشد، همچون كتابي مي بيند كه مراتب هستي به ترتيب در آن ثبت و ضبط گرديده است و هر يك از موجودات عالم همچون كلمه اي از كلمات حق تعالي در آن ثبت گرديده است....

    جلسه هجدهم: شرح دویست و ده تا دویست و شانزده – قلب مومن و عرش الهی
    ... عرش رحمن با قلب انسان چه نسبتي دارد، فلك اعظم و يا عرش آخرين فلك و محاط بر عالم امكان است، هرگونه فيضي كه از عالم قدس بر اين عالم مي رسد از كانال عرش است، در واقع قلب عالم آفاق كه رساننده فيض بر تمامي عالم است عرش مي باشد و همين حكم را در عالم انفس قلب بر عهده دارد، قلب است كه فيوضات عالم قدس را به انسان مي رساند....

    جلسه نوزدهم: شرح دویست و شانزده تا دویست و چهل – علم نجوم
    ... فلك قمر و خورشيد هر دو در منطقه البروج، 12 برج را به 28 قسمت تقسيم مي كنند، آنگاه ماه هر روزي را در يكي از اين منازل قرار دارد، ماه در هر دو شبانه روز اندكي كمتر از نصف يك برج را طي مي كند. هنگامي كه ماه با خورشيد در يك درجه واقع مي گردند ماه محو مي شود....
    pdfدریافت نسخه کامل-
    جلسه بیستم: شرح دویست و چهل و یک تا دویست و پنجاه و هشت – تمثیل
    ... عناصر اربعه نه تنها در طبيعت و مكان با هم تقابل دارند بلكه در ذات و صورت نيز با يكديگر در تقابل هستند، آتش خفيف مطلق است، خاك ثقيل مطلق، هوا خفيف مضاف است و اب ثقيل مضاف و از نظر صورت نوعيه نيز با هم در تقابل هستند ولي چون منقاد حكم رب خود هستند در مركبات (مواليه) با هم مسخر شده اند ...

    جلسه بیست و یکم: شرح دویست و پنجاه و نه تا دویست و شصت و نه – انسان، علت غایی (1)
    ... گفته اند مرتبه انساني ظلوم است به خاطر آن كه مرتبه انساني يك طرفش عدم و ظلماني است، لذا مي تواند همچون جيوه پشت آينه سبب شود تا عكس رخ يار را منعكس كند و از سويي جهول است به اين معني كه در مرتبه فنا في الحق غير حق را فراموش مي كند ...

    جلسه بیست و دوم: شرح دویست و هفتاد تا دویست و هشتاد و پنج – انسان، علت غایی (2)
    ... از سوي ديگر با توجه به آن كه انسان واحد به شخص مي باشد، داراي قوه و استعدادهاي نامحدودي است چرا كه انسان مظهر و مجلاي جميع تجليات جمال و جلال حق تعالي است.
    همين انسان كه از نظر طبيعي چنين تواناييهايي دارد و از نظر ارادي توانايي او بي اندازه مي باشد و همچون اراده حق تعالي نامحدود، به هر چه حكم كند آن شود چنانچه آفريدگارش نيز آنچنان است، به شرط آن كه صفات جمال و جلال را متجلي كند و به مرتبه انسان كامل برسد ...


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعریف سلوک




    قانون عقل :
    عقل من، چشم و چراغ دل من، كار تو عین هدایت من است و تویی آن كه مرا بر سر سجده می برد و تویی آن كه بر اقرار من از خالق هستی شادی و به آنجا بریم كه همه او بینم و او خواهم و دیگر همه هیچ !
    سلوک گام نهادن در راهی است که آغازگر آن، عقل و ادامه دهنده آن جان (روح) است.
    سلوک پیمودن راه موفقیت است برای رسیدن به سعادت جاودانه.
    سلوک پرورش دل، استواری عقل و نورافشانی جان است برای رسیدن به آرمان شهر عشق
    ویرایش توسط كبوتر دل : ۱۳۹۰/۰۸/۳۰ در ساعت ۲۱:۵۹

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود