جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آه... آه از فراق علی(ع)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161

    آه... آه از فراق علی(ع)




    آه... آه از فراق علی(ع)

    عدى بن حاتم طائى يكى از علاقه مندان و شيفتگان مولاى متقيان است.
    اين مرد در اواخر عمر رسول خدا صل الله عليه واله اسلام آورد و در زمان خلافت على(ع ) در خدمت آن حضرت بود و سه پسرش در ركاب مولا در صفين شهيد شدند.
    بعد از شهادت على(ع) یک بار بر معاويه وارد شد. معاويه براى يادآورى داغ فرزندانش به او گفت: پسرانت چه شدند؟
    عدى با كمال متانت و خونسردى گفت: در صفين پيشاپيش على شهيد شدند!
    مخصوصا كلمه پيشاپيش على را اضافه كرد كه رضايت و افتخار خود را برساند.

    معاويه گفت: على درباره تو انصاف را رعايت نكرد كه پسران تو را پيشاپيش جبهه فرستاد تا كشته شدند و پسران خود را در پشت جبهه نگهداشت كه زنده ماندند.
    عدى گفت: بلكه من درباره على انصاف را رعايت نكردم كه او كشته شد و من زنده ماندم.
    معاويه ديد از نقشه خود نتيجه نمى گيرد، لحن خود را عوض كرد. گفت: اوصاف على را براى من بگو. عدى گفت مرا معذور بدار. گفت: ممكن نيست! عدى گفت:

    بخدا قسم ژرف نظر و نيرومند بود. به عدالت سخن مى گفت و با قاطعيت فيصله مى داد.
    علم و حكمت از اطرافش مى جوشيد. از زرق و برق دنيا متنفر و با شب و تنهايى شب مانوس بود.
    زياد اشك مى ريخت و بسيار فكر مى كرد. در خلوتها از نفس خود حساب مى كشيد ....
    در ميان ما كه بود مانند يكى از ما بود. اگر چيزی از او مى خواستيم ، مى پذيرفت و اگر به حضورش مى رفتيم، ما را نزديك خود مى نشاند و از ما فاصله نمى گرفت.
    با اين همه ، آن قدر با هيبت بود كه در حضورش جرات تكلم نداشتيم و آن قدر عظمت داشت كه چشمها را به طرفش بلند نمى كرديم.

    وقتى كه لبخند مى زد، دندان هايش مانند يك ريسه مرواريد به نظر مى آمد. اهل ديانت و تقوا را احترام مى كرد و نسبت به بينوايان مهر مى ورزيد.
    نه نيرومند از او بيم داشت و نه ناتوان از عدالتش نوميد مى شد.
    به خدا قسم يك شب به چشم خود ديدم كه در محراب عبادت ايستاده بود، در حالى كه شب، تاريكى خود را همه جا كشيده بود. اشكهايش بر محاسنش مى غلطيد.
    مانند مار گزيده به خود مى پيچيد و مانند مصيبت ديدها مى گريست.

    الان مثل اين است كه آوازش را با گوشم مى شنوم كه مى گفت: اى دنيا آيا متعرض من شده اى و به من رو آوردى؟
    برو ديگرى را فريب ده!... من تو را سه طلاقه كرده ام و رجوعى در كار نيست . لذت تو ناچيز و اهميت تو اندك است.
    آه ! آه ! از توشه اندك و سفر طولانى و انيس كم.

    سخن عدى كه به اينجا رسيد،....معاویه گفت:
    اكنون بگو حالت تو در فراق او چگونه است؟ گفت : مانند زنى كه فرزندش را در دامنش سر بريده باشند!
    معاويه گفت: آيا هيچ فراموشش مى كنى؟ عدى گفت: مگر روزگار مى گذارد فراموشش كنم!!
    بيست گفتار شهيد مطهرى ، ص 57 - جلوه های رفتار علوی
    --------------------
    به علی عشق بورزیم؛ علی لایق عشق ورزیدن است!



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    حساسیتی که نسبت به بیت المال باید داشت...


    ابورافع گويد: من (در عصر خلافت على (عليه السلام) از طرف آن حضرت منشى و حسابدار بيت المال بودم ، در ماجراى بصره گردنبندى از مرواريد آورده بودند و جزء بيت المال بود،

    ايام عيد قربان بود، كه يكى از دختران على (عليه السلام ) پيام فرستاد كه آن گردنبند را به عنوان عاريه مضمونه (يعنى اگر از بين رفت عوض آن را ضامن است) سه روز به او بسپارم،

    من هم به اين عنوان گردنبند را به دختر على (عليه السلام ) دادم، او نيز به عنوان عاريه مضمونه پذيرفت كه بعد از سه روز برگرداند.


    على (عليه السلام) آن گردنبند را در گردن دخترش ديد و شناخت و از او سوال كرد كه اين گردنبند از كجا آمده ؟
    او در جواب گفت: از ابورافع حسابدار بيت المال عاريه گرفته ام تا در روز عيد قربان از آن استفاده كنم و سپس برگردانم.

    على(عليه السلام) شخصى را به سوى من فرستاد، به حضورش شتافتم ، فرمود: آيا به بيت المال مسلمانان خيانت كردى؟ عرض كردم: پناه مى برم به خدا كه به مسلمانان خيانت كنم.

    اميرالمؤ منين (عليه السلام) فرمود: پس چرا گردنبند را به دخترم عاريه دادى؟ بى آنكه از من اجازه بگيرى و رضايت مسلمين را بدست آورى.

    عرض كردم: اى اميرمؤ منان! او دختر تو است، از من خواست گردنبند را عاريه به او بدهم تا در عيد قربان استفاده كند و سپس برگرداند، با توجه به اينكه آن را عاريه اى دادم كه دوباره برگرداند و در صورت فقدان آن ، ضامن عوض آن باشد، وانگهى از مال خودم ضامن آن شده ام و بر من واجب است كه آن را به محل خود برگردانم.

    سپس فرمود: فورا گردنبند را به بيت المال برگردان و حتما از تکرار کارهائی مثل این، بپرهيز!...

    سپس فرمود: اگر دخترم آن را بدون عاريه يا ضمان ، مى برد (و عاريه اش با ضمانت نبود) نخستين زن هاشمى بود كه دستش قطع مى شد.

    خبر گفتار امام (عليه السلام ) به دخترش رسيد، به حضور پدر آمد و عرض ‍ كرد: اى اميرمؤ منان من دختر تو و پاره تن تو هستم ، چه كسى سزاوارتر از من است كه از آن استفاده كند.

    على(عليه السلام ) به او فرمود: اى دختر على بن ابيطالب، در وجود خود از حريم حق پا فراتر نگذار....

    مجموعه ورام ج 2 ص 4.



    آه... آه از فراق علی(ع)




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    امام علی علیه السلام:

    آه... آه از فراق علی(ع)








  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    تسلیم نادرستی شدن؛ هرگز!

    نگاهی عبرت آموز به یک تصمیم علی علیه السلام

    ابن عباس می‏گوید: «وقتی از مکه به مدینه بازگشتم، زمانی بود که مردم با علی علیه‏السلام بیعت کرده بودند. به منزل علی علیه‏السلام رفتم و دیدم مغیرة بن شعبه با حضرت خلوت کرده است. صبر کردم تا مغیره از منزل خارج شد. نزد حضرت رفتم و پرسیدم: مغیره چه می‏گفت؟

    حضرت فرمودند: مغیره دو بار نزد من آمد.
    یک بار از من خواست تا معاویه را از کار برکنار نکنم، ولی چون نتیجه‏ای نگرفت، بار دوم نزد من آمد و از من خواست که وی را برکنار کنم.

    ابن عباس گفت: مغیره بار اول از روی خیرخواهی از تو درخواست ابقای معاویه را کرد و بار دوم به تو خیانت ورزید.


    حضرت فرمود: حال، چه نصیحتی داری؟
    ابن عباس گفت: من نیز از تو می‏خواهم که معاویه را ابقا کنی؛ زیرا اگر چنین نکنی، درباره بیعت بازخواست خواهی شد و قتل عثمان را به گردن تو خواهند گذاشت و شام را بر ضد تو خواهند شوراند
    و از طرف دیگر، من از طلحه و زبیر نیز ایمن نیستم که بر تو نیاشوبند و عراق را بر ضد تو بسیج نکنند.

    حضرت فرمود: اینکه گفتی: «صلاح است معاویه را ابقا کنم»؛
    به خدا سوگند شک ندارم که خیرخواهی است،
    اما زود گذر است و دینم مرا ملزم می‏سازد که تمام کارگزاران عثمان را برکنار سازم.
    اگر پذیرفتند که به خیر و صلاح خودشان است و اگر نپذیرند سر و کارشان با شمشیر است.

    بار دیگر ابن عباس از حضرت خواست که چند روزی از خلافت کناره‏گیری کند و بعد که اوضاع آرام شد باز گردد. چون مردم کسی بهتر از او را ندارند، باز به سراغ او خواهند رفت و دوباره با او بیعت خواهند کرد و یا اینکه معاویه را ابقا کند. حضرت این بار نیز نپذیرفت و فرمود حتی یک ساعت هم معاویه را ابقا نخواهد کرد.
    (تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری، ج4، ص439)

    بنابراین، آن حضرت به وظیفه سنگین و الهی خودش عمل نمود. امام نه تنها عدالت را فدای امیال و حکومت خویش نکرد، بلکه خود و حکومتش را فدای حق و عدالت کرد.

    حضرت علی علیه‏السلام در مورد انتخاب فرد شایسته برای حکومت و ویژگی او چنین می‏فرمایند: «اَیُّهَا النّاسُ اِنَّ اَحقَّ النّاسِ بِهذَا الاَمرِ اَقْواهُم عَلَیْهِ، و اَعْلَمُهُمْ بِاَمْرِاللّه‏ِ فیهِ؛
    (نهج البلاغه، خطبه 173)

    ای مردم سزاوارترین کس به حکومت، قوی‏ترین مردم نسبت به آن و داناترین آنان به فرمان خداوند در مورد آن است.

    آه... آه از فراق علی(ع)




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    حب علی علیه السلام

    آه... آه از فراق علی(ع)








  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    عبادت و حالات معنوى امام علی علیه السلام

    ابودرداء(به نقل از عروة بن زبير) در مسجد مدينه خطاب به مردم گفت :

    آيا مى دانيد پارساترين مردم كيست؟

    گفتند: شما بگوئيد.


    پاسخ داد:


    اميرالمؤ منين على عليه السّلام!


    و آنگاه خاطره اى نقل كرد كه:

    مـا و تـعـدادى از كارگران با على عليه السّلام در يكى از باغات مدينه كار مى كرديم،

    بـه هـنـگام عبادت، على عليه السّلام را ديدم كه از ما فاصله گرفت و در لابلاى درختان ناپديد شد،


    با خود گفتم شايد به منزل رفته است،

    چـيـزى نـگـذشـت كه صداى حزن آور على عليه السّلام را شنيدم كه با خدا راز و نياز مى كند.

    آرام آرام خود را به على عليه السّلام رساندم ، ديدم در گوشه اى بى حركت افتاده است.

    بـا خـود گـفـتـم : شـايد از خستگى كار، و شب زنده دارى به خواب رفته است،



    كمى صبر كـردم. خـواسـتـم او را بـيـدار كـنـم، هـرچـه تـكـانـش دادم بيدار نشد،

    خواستم او را بنشانم نتوانستم، با گريه گفتم:


    اِنّا لِلّه وَ اِنّا اِلَيهِ راجِعُونَ



    فـورا بـه مـنـزل فـاطـمـه سـلام الله عـليها رفتم و گريان و شتابزده خبر را گفتم

    كه حضرت زهراء سلام الله عليها فرمود:


    ابـودرداء بـه خـدا عـلى عليه السّلام مانند هميشه در عبادت از خوف خدا مدهوش شده است!


    آب بـردم ، بـه سـر و صـورت امـام عـلى عـليه السّلام پاشيدم ، به هوش ‍ آمد، وقتى مرا گريان ديد، فرمود:


    پس در قيامت كه مرا براى حساب فرا مى خوانند چگونه خواهى دید؟!


    ابودرداء مى گويد:



    بـه خـدا سـوگـنـد كـه ايـن حـالت را در هـيـچ كـدام از يـاران رسول خدا صلى الله عليه و آله نديده ام!


    آه... آه از فراق علی(ع)






  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    تنهائی و اندوه علی علیه السلام

    علی علیه السلام در خطبه سوم نهج البلاغه تنهائی و درد خود را بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه وآله، در مواجهه با انحرافی که در دین پیامبر پیش آمده بود، چنین تشریح می کند:

    طَفِقْتُ أَرْتَئِي بَيْنَ أَنْ أَصُولَ بِيَدٍ جَذَّاءَ أَوْ أَصْبِرَ عَلَى طَخْيَةٍ عَمْيَاءَ
    يَهْرَمُ فِيهَا الْكَبِيرُ وَ يَشِيبُ فِيهَا الصَّغِيرُ وَ يَكْدَحُ فِيهَا مُؤْمِنٌ حَتَّى يَلْقَى رَبَّهُ
    فَرَأَيْتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلَى هَاتَا أَحْجَى
    فَصَبَرْتُ وَ فِي الْعَيْنِ قَذًى وَ فِي الْحَلْقِ شَجًا


    به چاره جويى نشستم كه: آيا با دست تنها و بدون یار و یاور، يورش برم،
    يا چنان ظلماتى را تاب آرم،
    كه در آن پير، فرسوده
    و كودك، پير شود،
    و مؤمن تا ديدار پروردگارش دست و پا زند.

    پس خردمندانه‏تر آن ديدم كه با خارى در چشم و استخوانى در گلو، صبر پيشه كنم، و كردم،.....

    علی علیه السلام خود را بین دو انتخاب سخت و جانفرسا می نگرد:
    1 – با دست خالی و بدون یاور به مخالفت برخیزد و با انحرافی که ایجاد شده درگیر شود و مبارزه کند؛

    2 – سیاهی و خفقانی را تاب آورد كه در آن:
    - پير فرسوده
    - كودك پير
    - و مؤمن تا هنگام مرگ، از درد آن دست و پا می زند.

    ومولا علی علیه السلام مصلحت اسلام را در انتخاب گزینه دوم می بیند و با خارى در چشم و استخوانى در گلو صبر می کند.

    کاش می توانستیم حس کنیم که مولا چه درد جانکاهی را تحمل می کرده است...........


    آه... آه از فراق علی(ع)




  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    70 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    میسر نگردد به کس این سعادت به مکه ولادت به مسجد شهادت



    آه... آه از فراق علی(ع)
    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    آه... آه از فراق علی(ع)


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    علی علیه السلام....

    آه... آه از فراق علی(ع)








  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    70 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    آه... آه از فراق علی(ع)
    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    آه... آه از فراق علی(ع)


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود