صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سالك دينش را با استفاده از دنيا حفظ مي كند؛ نه دنيايش را با استفاده ابزاری از دين!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161

    سالك دينش را با استفاده از دنيا حفظ مي كند؛ نه دنيايش را با استفاده ابزاری از دين!




    آيه ا... شيخ مجتبي تهراني:

    (بدان اي عزيز سالك) هر كس نسبت به خودش وظيفه دارد كه دينش را حفظ كند.
    روايتي از علي(ع) است كه فرمود: «مال را فداي جان و جان را فداي دين كن»
    يك روايت هم از پيامبراكرم(ص) است كه فرمود: «مال و جانت را فداي دينت كن»...
    يك روايت ديگر از اميرالمومنين(ع) است كه ايشان فرمودند: «صن دينك بدنياك تربحهما ولاتصن دنياك بدينك فتخسرهما»
    يعني دينت را به وسيله دنيايت حفظ كن تا در هر دوي آنها سود كني، اما دنيايت را با دينت حفظ نكن كه در هر دوي آنها زيان خواهي ديد. (غررالحكم و دررالكلم، ص130)

    حضرت در اينجا بحث مجموعه دنيا را مطرح كرده و مي فرمايد دينت را به سبب دنيا حفظ كن، تا سود دنيا و آخرت را ببري، ولي دنبال اين نرو كه دينت را به دنيايت بفروشي.
    كساني كه دينشان را به دنيايشان فروختند، كساني بودند كه از دين استفاده ابزاري كردند و زيرپوشش دين، براي رسيدن به دنيا تلاش كردند...

    علي(ع) در روايت ديگري فرمود: «صن الدين بالدنيا ينجيك ولاتصن الدنيا بالدين فترديك»
    دين را به سبب دنيا حفظ كن تا تو را نجات دهد، اما دنيا را به سبب دين حفظ نكن كه تو را به هلاكت مي كشاند.
    سلوك عاشورايي، منزل چهارم، ص 102




  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161







    سالك دينش را با استفاده از دنيا حفظ مي كند؛ نه دنيايش را با استفاده ابزاری از دين!




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    صفات ايماني سالك
    از حضرت روح الله(ره):

    (اي سالك راه خدا) خداي تبارك و تعالي، براي مؤمنين در قرآن شريف خود، خواصي ذكر فرموده است.

    و همچنين در احاديث شريفه از اهل بيت عصمت و طهارت براي مؤمن اوصافي ذكر شده است كه هيچ يك از آنها در ما نيست.....

    خداي تعالي در آيه دوم سوره انفال مي فرمايد:

    «مؤمنان فقط كساني هستند كه چون نام خدا برده شود، خوفي بر دلهاي ايشان چيره گردد،

    و چون آيات خدا، بر آنان خوانده شود، ايمان ايشان افزون گردد، و بر پروردگارشان توكل مي كنند»


    تا آن كه مي فرمايد: «اولئك هم المؤمنون حقا»

    و ايشان به درستي همان ايمان آورندگان هستند.


    به طور حصر مي فرمايد: مؤمنان آنانند كه اين چند صفت را دارند و غير از اينها مؤمن نيستند،

    و در آخر نيز فرمايد: «اينها فقط مؤمن درست راست مي باشند...»


    اكنون شما كه مدعي ايمان هستيد، و همه اركان ايمان را عقلا يافتيد

    و براي هريك برهاني داريد يا بافتيد،

    مراجعه به حال خود كنيد، ببينيد كدام يك از اين خواص در قلبتان موجود است؟


    اين همه ذكر خدا مي كنيد و مي شنويد، آيا كو آن ترسي كه علامت مؤمن است؟.....

    همه ممكنات از قيام به حق معرفت و عبادت آن ذات مقدس قاصرند.

    چطور چنين نباشد! با آن كه اشرف ممكنات و اعرف خلق الله و اقرب الي الله،

    رسول ختمي مرتبت(ص) اعلان «ما عبدناك حق عبادتك، و ما عرفناك حق معرفتك»

    تو را آن گونه كه بايد عبادت نكرديم. و آن گونه كه شايد نشناختيم.
    (بحارالانوار، ج68، ص23)

    شرح حديث جنود عقل و جهل، امام خميني(ره)، ص92




    سالك دينش را با استفاده از دنيا حفظ مي كند؛ نه دنيايش را با استفاده ابزاری از دين!







  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عمار رهبری


    شرح حديث جنود عقل و جهل

    البته حدیث را کامل ذکر نکرده اید و جواب هم باید نوشته شود نمی شود بهتر بود حدیث مقداریش که مربوط بود نوشته میشد :




    به طور حصر مي فرمايد: مؤمنان آنانند كه اين چند صفت را دارند و غير از اينها مؤمن نيستند،

    و در آخر نيز فرمايد: «اينها فقط مؤمن درست راست مي باشند...»


    اكنون شما كه مدعي ايمان هستيد، و همه اركان ايمان را عقلا يافتيد

    و براي هريك برهاني داريد يا بافتيد،

    مراجعه به حال خود كنيد، ببينيد كدام يك از اين خواص در قلبتان موجود است؟

    .........................

    ویرایش توسط yanoor : ۱۳۹۲/۰۵/۲۰ در ساعت ۲۳:۵۲
    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    نفي مسامحه و سهل انگاري درسلوك عارفان

    آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در المراقبات:


    به خود بگو:
    اي بي خرد تبهكار!
    و اي ديوانه مسامحه كار!
    اي بدبخت زشت كردار!
    اين سهل انگاري تا كي؟! و اين تبهكاري تا چند؟! و اين تنبلي و روز گذراني براي چه و چرا؟!

    اين نافرماني و سركشي را چه سبب؟! اين انكار و پرده پوشي را چه جهت؟! آيا به ناتواني بدنت و نازكي پوستت و سستي استخوانت رحم نمي آوري؟!

    آيا مشاهده اين هنگامه هاي بزرگ و بيمناك و اين بدبختي هاي سترگ و اسفناك را چگونه طاقت مي آوري؟!

    آيا حال بدني كه آن را به لباس نرم و بافته نگه داشته اي و به پوشش پنبه و كتان و اطلس تافته عادت داده اي، چگونه خواهد بود در موقعي كه «لباس قطران» «سرابيلهم من قطران» در آن روز پيراهنشان از قير است. (ابراهيم-5) بر آن بپوشند و از پاره هاي آتش بر آن بيفشانند و با شيطان به يك زنجيرش بكشند و در قعر يك آتش او را بيفكنند و از آهن هاي گداخته زينتش كنند و از آب جوشان دوزخ و از عرق بدن دوزخيان به او بنوشانند؟!

    آب گرم «حميم» از بالاي سرش بريزند و با آن آب، آنچه در شكم و امعاء اوست بگذارند و پتك آهني بر سرش بكوبند؟!

    اي واي! چه سختي و بينوايي كه از آن شرم آورتر تصور نشود! و چه مصيبت و شكنجه اي كه از آن دردناك تر به خيال نگنجد! و چه رسوايي و نكبتي كه از آن مفتضح تر به نظر نيايد؟!

    اي نفس! آيا تو همان نيستي كه در دنيا با همگان در «به گزيني» رقابت مي كني؟!
    و بر اعيان و اشراف حسد مي بري؟!
    و بر توانگران و برتران مفاخره مي نمايي؟!
    و از بيم گرفتاري به ناداري و خواري، به اندوهي پس از اندوهي ملول و افسرده مي شوي؟!

    آيا چون به زنجيرت ببندند و به غل بپيوندي و با روي سياه و چشم كبود به محشرت آورند، حالتت چگونه خواهد بود؟!

    گاهي به طرف راست و زماني به سمت چپ نظر اندازي، مردمان را بنگري كه هر يك به خود مشغول و به تو توجهي ندارند،

    «در آن روز گروهي با روي هاي روشن و گشاده به پروردگار خود نظر دارند. «قيامت-22»
    و چهره هايي در آن روز تابان و خندان و شادان، «عبس-38»
    به خلعت هاي امان، ملبس و به تاج پادشاهي مكلل (آراسته) و فرشتگان رحمان به گرد آنان در گردش و نسيم روح و ريحان بر جان هاي آنها در وزش، و حورو غلمان به خدمت گذاري آنها در جنبش هستند،


    آيا در چنين حال نخواهي گفت: اي معبود من! واي آقاي من! واي مولاي من! گيرم كه بر حرارت آتشت شكيبا باشم، آيا برنگه كردن به بزرگواريت، چگونه شكيبا باشم؟! و با آنكه اميد عفو به تو دارم، در آتش دوزخت چگونه منزل گزينم؟!

    المراقبات، ج1، ص11


    سالك دينش را با استفاده از دنيا حفظ مي كند؛ نه دنيايش را با استفاده ابزاری از دين!




  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    ضرورت كسب توشه بيشتر براي سالك

    آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی:

    (اي سالك طريق عبوديت!) تا مهلت داري در مصيبت خويش تفكرنما و تا تو را فرصت از دست نرفته، براي روز حسرت و پشيماني و طول اقامت در روز قيامت و وحشت هاي روز رستاخيز، خود را آماده و بسيج كن!


    و بر نفس خويش كه در اين دنيا آن را به ناز و نعمت و خوشي و راحت عادت داده اي و از عذاب و نقمت و سختي روز قيامت غافلش ساخته اي، گريان شو و بگو:


    اي معبود من! و آقاي من! و مولاي من! به كدام يك از كارها به نزدت شكايت آورم؟!
    و براي كدام يك از آنها ناله كنم و گريان شوم؟!
    آيا به درد و شكنجه و سختي آن بگريم؟!
    يا براي درازي و طول مدت بلاء بنالم؟!
    و يا از بيم «مار و عقرب» ضجه كنم؟!
    يا از زحمت زنجير و پتك هاي آهنين فرياد آورم؟

    شايد از اين انديشه، كمي به هوش آيي و پندگيري و به وسيله بازگشت و توبه راست و درست، براي سفري كه در پيش داري،
    توشه اي برگيري و خود را آماده و مهيا سازي و با كار نيك، كار زشت را نابود نمايي،

    همانا پروردگار، آمرزنده و دوستدار بنده خويش است و پادشاه مهربان و خوش پذيراي رعيت خود مي باشد.
    از بندگانش توبه را مي پذيرد و نيكي اندك را به ثواب بسيار، جزا مي بخشد،

    گناهان را مي زدايد و كردارهاي زشت را به چندين برابر از كارهاي نيك تبديل مي فرمايد.
    المراقبات، ج1، ص 11


    سالك دينش را با استفاده از دنيا حفظ مي كند؛ نه دنيايش را با استفاده ابزاری از دين!



  8. تشکرها 2


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    63
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 5 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حالا چر ا اینقدر عصبانی هستید؟؟

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    لذت عبادت...

    سالك دينش را با استفاده از دنيا حفظ مي كند؛ نه دنيايش را با استفاده ابزاری از دين!







  11. تشکرها 2


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    3,951
    صلوات
    12700
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    294 پست
    حضور
    77 روز 5 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    از حضرت باقر عليه السّلام. فرمود :اى جابر سلام مرا به شيعيان من برسان و بآنان اعلام كن كه بين ما و خدا قرابت خويشاوندى نيست و راه تقرب بخدا فقط اطاعت و فرمانبرى از اوست. اى جابر هر كس كه اطاعت خدا نموده و ما را دوست بدارد او ولى و دوست ما است و كسى كه معصيت خدا را كند محبت ما سودى بحالش ندارد. بله ای دل ناآگاه من !عرفان ناب یعنی محبت وعشقی که یکی ازآثارش تبعیت وپیروی از مولاست
    ---------------------------------------
    بحار الانوار-ترجمه جلد 67 و 68


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    هجرت صغري و كبري در سلوك عارفان

    آيه الله حاج آقا مجتبي تهراني:
    (بدان اي غريز سالك) اگر دلبستگي به خدا آمد، هجرت را هم به همراه دارد...
    ما دو هجرت داريم:

    يكي هجرت بيروني است كه به آن «هجرت صغري» گفته مي شود
    و ديگري هجرت دروني است كه از آن تعبير به «هجرت كبري» مي كنند.

    همچنان كه دو مجاهده و جهاد في سبيل الله داريم:
    يكي جهاد اصغر است و ديگري جهاد اكبر...

    بنابراين حقيقتِ ايمان، دلبستگي به خدا است. هجرت و مجاهدت هم از لوازم وجودي آن است و از حقيقتِ ايمان جدا نشدني است.

    هر كدام از هجرت و مجاهدت، هم جنبه بيروني دارند و هم جنبه دروني.
    البته چون ايمان داراي مراتب است و شدت و ضعف دارد، قهراً آثار وجودي آن هم به همان تناسب شدت و ضعف دارد، ولي نمي شود كسي بگويد «من مومنم» و به طور كلي هجرت نداشته باشد.

    نمي شود كسي بگويد «من مومنم» و به طور كلي مجاهدت نداشته باشد. اين غيرممكن است...
    تمام انبياي الهي، به خصوص آنها كه مرسل بودند، همگي اين دو ويژگي را داشتند. تمام انبياء هم هجرت داشتند و هم مجاهدت...

    البته اين را هم بدانيد كه پاي اين هجرت ها و مجاهدت ها بايد ايستاد. چون از نظر ظاهر، ممكن است دشواري هاي زيادي درپي داشته باشد...

    هجرت، در اصل به معناي كوچ كردن است؛ يك حالت گريز و انتقال و سفر است.
    هجرت صغري همين كوچ كردن ظاهري از منطقه اي به منطقه ديگر است... هجرت صغري، هجرت ظاهري و كوچ كردن ظاهري براي حفظ آن دلبستگي و ايمان است... حقيقت هجرت خيلي وسيع است...

    اما هجرت كبري، هجرت دروني است. آن هم كوچ و گريز است، ولي گريزي دروني براي حفظ آن تعلقِ قلبي انسان به خداست.
    اين هجرت در ارتباط با جميع ابعاد دروني انسان مطرح است.

    سلوك عاشورايي، منزل سوم



    سالك دينش را با استفاده از دنيا حفظ مي كند؛ نه دنيايش را با استفاده ابزاری از دين!



  14. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود