صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: وهابیت (حتما بخوانید)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۵
    نوشته
    742
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 6 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    21
    آپلود
    0
    گالری
    119

    بررسي عقايد وهابيت




    بسم الله الرحمن الرحيم
    در اين تاپيك به بررسي عقايد وهابيت خواهيم پرداخت
    از كاربران گرامي دعوت مي شود مطالبي را كه در اين راستا دارند اينجا بنويسند

    ویرایش توسط tabatabay : ۱۳۸۷/۰۵/۱۶ در ساعت ۱۵:۴۶
    http://sshams.andishvaran.ir/fa/scholarmainpage.html
    صفحه شخصی


  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۷
    نوشته
    158
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    اعترافات دكتر عصام العماد از فرقه وهابيت




    بسم الله الرحمن الرحيم
    براي شروع به اين خبر داغ توجه كنيد
    آقاي دكتر عصام العماد كه خود از سران وهابي ها است اعتراف مي كند

    دكتر عصام العماد وهابي تازه شيعه شده
    وهابيت آيين اموي هاست
    مدخل: آقاي دكتر «عصام العماد» يكي از وهابي هاي تندرو بوده كه با مطالعه هاي پيگيري كه داشته اند حق را دريافته و مذهب حق اثناعشري را مي پذيرد. وي در سال 1968 در جنوب يمن كه مركز اصلي وهابيت در يمن است به دنيا آمد. پس از 12 سال تحصيل در مدارس و حوزه هاي وهابيها، به درجه امام جماعت و امام جمعه رسيده و در مساجد صنعاء به تدريس و تبليغ درباره وهابيت مشغول بوده است. عصام در عربستان هم نزد علماء بزرگ وهابيت تحصيل كرده و به صورت حضوري يك سال شاگرد شيخ بن باز مفتي اعظم عربستان بود. دكتر عماد پس از تشرف به آيين تشيع چندين كتاب در نقد وهابيت تاليف نموده و مناظرات بسياري با بزرگان وهابيت داشته است. از جمله، مناظره اي با شيخ عثمان الخميس كه يكي از رهبران بزرگ وهابيت در قرن معاصر و از اساتيد و مفتيان بزرگ در عربستان است و كتاب هاي متعدد نوشته كه بخشي از اين مناظره از زبان دكتر عماد در ذيل آورده شده است.
    من به ايشان گفتم كه بنده هيچ دشمني با وهابيت ندارم و بيائيم مسئله اهل بيت را براساس مباني شيخ الاسلام، ابن تيميه مطرح كنيم و ايشان را حكم قراربدهيم. ابن تيميه مشكل تناقض دارد؛ از يك جهت فضائل اهل بيت را دركتاب هاي متعدد خود نقل مي كند، حديث ثقلين، حديث كساء به نقل از عايشه و يا احاديث ائمه دوازده گانه را قبول و آنها را تصحيح مي كند- احاديثي را مطرح كردم كه هم ابن تيميه، هم محمدبن عبدالوهاب، هم عثمان الخميس و هم همه وهابيت آنها را قبول دارند- و گفتم پيرامون احاديثي سخن بگوئيم كه هر دوي ما آنها را قبول داريم اصلا فرض كنيم كه مذهب شيعه دوازده امامي وجود خارجي ندارد؛ پيامبر فرمود:« بعد از خود دوچيز در بين شما مي گذارم» اين يعني واقعا امام علي و اهل بيت عدل قرآن هستند و بعد از من اينها جانشينان من هستند. سپس بعد از اين حرف از سخنان علماي وهابيت در قديم و در قرن معاصر استفاده كردم از جمله بيانيه اي كه چند سال قبل از علما و مفتيان بزرگ وهابيت در عربستان صادر شد و همه آنها آن را هم امضا كردند كه امام مهدي امام دوازدهم است.به عثمان الخميس گفتم: آقاي عثمان الخميس من الان واقعا مشكل دارم و اگر شما براي من ثابت كنيد كه اعتقادات مذهب شيعه اثناعشري باطل است، به خدا من حاضرم و از خدا مي خواهم كه دوباره وهابي شوم چون مشكلات زيادي به خاطر شيعه شدن من برايم به وجود آمد و به همين دليل از خدا مي خواهم كه دوباره برگردم به خانواده و به كشورم، شما چه جوابي به حديث ائمه دوازده گانه مي دهيد؟
    ايشان اين طور جواب دادند كه: ائمه دوازده گانه ابوبكر، عمر ،عثمان، علي ، معاويه، يزيد، مروان بن حكم، عبدالملك بن مروان و دوازدهمين امام مهدي است.
    من گفتم كه اين تناقض است؛ امام علي و امام مهدي كه از اهل بيت هستند درست ولي چطور ممكن است كه معاويه، يزيد، ديگران كه قاتلين اهل بيت پيامبر هستند از ائمه دوازده گانه باشند؟ متاسفانه ايشان در اين مدت 8 ماهي كه مناظره ما طول كشيد مدام اصرار داشتند كه معاويه و ديگران از ائمه دوازده گانه هستند و مي گفت كه اكثر ائمه اموي هستند و قائل بود كه عباسيان گمراه بودند.
    من از برادران ايشان پرسيدم: ديدگاه شما نسبت به محمد شوكاني چيست؟ اين شخص نزد وهابي ها خيلي مقدس است؛ يمني است و شايد بتوان گفت بعد از محمدبن عبدالوهاب دومين رهبر وهابيت و معاصر اوست، شوكاني كتابي دارد به نام نيل الاوطار كه در عربستان جزو مهمترين كتاب هاي درسي است وي اعتقاد داشته كه محمدبن عبد الوهاب مجدد اسلام است. او مي گويد كه اگر كسي به دو نفر كه بين آنها رابطه پدري و پسري وجود ندارد پدر و پسر بگويد اين شخص به اجماع مسلمانان مرتكب گناه بزرگي شده است سپس گفته است: چرا محدثين ما در طول سه قرن زياد بن ابيه را به ابي سفيان نسبت داده در حالي كه بين آنها رابطه پدر و پسري وجود نداشته است؟ شوكاني گفته است كه معاويه دستور داد كه زياد را به ابوسفيان نسبت دهند و محدثين از ترس دولت اموي تا او را زياد بن ابي سفيان مي خواندند و مجبور شدند كه مرتكب اين گناه بزرگ شوند و با احاديث نبي اسلام مخالفت كنند، اما با سركارآمدن عباسيان باز هم محدثين و علماي ما زياد بن ابي سفيان مي گفتند. سپس امام شوكاني خود به اين پرسش پاسخ داده و گفته است كه؛« علماي ما به خاطر آنكه اعتقادات ما كه در زمان دولت اموي بوده دچار تغيير نشود سعي كرده اند كه اين اعتقادات را حفظ كنند لذا آن را تغيير ندادند.» من گفتم كه اين اعتراف صريح شوكاني است بر اينكه ما اعتقاداتي را كه در زمان بني اميه از روي ترس قائل به آن مي شديم بعد از بني اميه به مرور زمان تبديل شده به عقيده اصيل، ابتدا از روي ترس و تقيه ولي به مرور زمان وارد كتاب هاي عقيدتي شده است و : اين تعبير شوكاني است- علما ديدند كه نبايد چيزي را كه علما در زمان اموي ها قبول داشتند در زمان عباسي ها قبول نكنيم.
    به عثمان الخميس گفتم: امام صنعاني- كه از دوستان محمدبن عبدالوهاب و شوكاني است- گفته است:« در كتابهاي ما آمده است كه هنگام صلوات بر پيامبر بعد از گفتن «اللهم صل علي محمد» بايد بلافاصله گفته شود «و علي آل محمد» - كه خود محمد بن عبدالوهاب اين روايت را قبول دارد- وقتي اين گونه است اين سوال مطرح مي شود كه پس چرا علماي ما در زمان عثماني و عباسي صلوات بر محمد مي فرستند ولي برآل محمد نمي فرستند؟» صنعاني در ادامه گفته است:« علما در زمان بني اميه از ترس امويها كلمه «آل محمد» را حذف كرده اند چون اينها وقتي ديده بودند كه بني اميه برآل محمد لعنت مي فرستند چطور ممكن است كه صلوات برآل محمد را قبول كنند و بعد اين قضيه رواج پيدا كرد و علما ديدند كه چيزي كه در زمان اموي مقرر شده نبايد با آن مخالفت كنند.» من از شيخ عثمان پرسيدم: پس اين نشان مي دهد كه مذهب و آئين ما مذهب پيامبر نيست بلكه مذهب و آئين اموي است چرا كه علما گفته اند هر چيزي كه در زمان بني اميه بوده نبايد تغيير پيدا كند!
    من به آقاي عثمان الخميس گفتم: اين واقعا براي من شبهه شده است و آن را رافضي ها مطرح كرده اند، اگر شما به اين شبهه پاسخ بدهيد من با كمال ميل به وهابيت باز مي گردم و اين به نفع من است كه با توجه به مشكلاتي كه برايم رخ داده به وهابيت باز گردم . من به عنوان شخصي كه سالها در مدارس و حوزه هاي علميه وهابيت بوده ام و سخنراني هاي متعدد در تبليغ و ترويج وهابيت داشتم، فكر مي كنم كه از مهمترين مسئله انحرافي وهابيت تقديس خاندان اموي است. خيلي جالب است، خوارج با اينكه اشتراكات زيادي با وهابيت دارد ولي با اين حال برعكس وهابيت قائلند كه بني اميه به اسلام خيانت كردند.

    منبع روزنامه صبح صادق


  5. تشکرها 3


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۵
    نوشته
    977
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    55
    آپلود
    5
    گالری
    56



    موضوعی که جا داره بصورت عمیق و تخصصی در موردش بحث بشه و جزو مهمترین شبهات وهابیت هم هست، مساله توحید عبادي هست.

    در این مورد تاپیکی "اینجا" وجود داره که میتونه مفید باشه!

    حتی اگر مدیر محترم صلاح بدونن یه زیر بخشی جداگانه تحت عنوان همین تاپیک یعنی"بررسی عقاید و شبهات وهابیت" ایجاد بشه تا تمام موضوعات مشابه به اون منتقل بشه و یک مرجع کاملی در این موضوع بوجود باید.

    به نظر میاد ارزش داشته باشه که در بخش عقاید، یک زیربخش جداگانه برا این موضوع داشته باشیم. چون تقریبا میشه گفت جزو مهمترین بحث های چالشی روز عقیدتی هست.

    دلا غافل ز سبحانی چه حاصل
    مطیع نفس و شیطانی چه حاصل
    بود قدر تو افزون از ملائک
    تو قدر خود نمیدانی چه حاصل


    و ناگهان چه زود دیر می شود، ولی هیچگاه برای شروع دیر نیست...!!!


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    3,425
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نام خدا
    سلام
    اول به شما کمک میتونیم بکنیم ولی ما ؟؟؟؟؟؟؟

    بعد بذارید کار همه رو راحت کنم در این سایت که کاملترین سایت درباره وهابیت تاریخچه شبهات و فتواهای علما و همه چیزشان است میتونید اطلاعات لازم رو بدست اورید کاملتریت سایت در ایران است http://www.vahhabi.com/
    http://www.vahhabi.com/

  8. تشکر


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب وهابیت (حتما بخوانید)




    بسم الله الحمن الرحیم
    انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا

    دوستان عزیز هدف از ایجاد این تاپیک بیان موضوعاتی پیرامون وهابیت (تاریخچه - عقاید- شبهات و .... ) است. لذا از همه دوستان خواهش میکنم که فقط خواننده نباشند و اگه مطلبی در این زمینه دارن در اینجا قرلر بدن و اینکه نظرات خودشون رو هم بیان کنند تا بحث پویا و مفیدی داشته باشیم.
    یا علی

    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  10. تشکر


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تفاوت اهل سنت با وهابیون
    بی انصافی است اگر فرقه افراطی و تکفیری وهابیت را به اهل سنت نسبت دهیم. وهابیت یک مرام عقیدتی است و هیچ ارتباطی به مذاهب شافعی، مالکی، حنبلی و حنفی ندارد. اینها مذاهبی فقهی هستند در حالی که وهابیت، یک مرام تکفیری عقیدتی است.

    اغلب اهل سنت ایران در استان های کردستان و هرمزگان و سیستان و بلوچستان شافعی و اشعری بوده و شدیدا" از فعالیت وهابی ها نگرانند. حتی اهالی برخی از مناطق اهل سنت از نظام جمهوری اسلامی ایران انتظار دارند که با وهابی ها برخورد کند. برهمین مبنا، عده ای ازعلمای اهل سنت نیز نگرانی خود را از تحرکات این گروه اعلام کرده اند و گفته اند که عقاید خود را از جانب آموزه های افراطی آنها در خطر می بینند.



    http://yarebihamta.mihanblog.com/Post-5.aspx
    ویرایش توسط سفیر : ۱۳۸۷/۰۵/۱۷ در ساعت ۱۲:۱۳
    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  12. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    تشابهات جالب وهابیون امروز با خوارج دیروز

    اگر امروز به سخنان وهابیون دقت کنیم، نشانه‌های نیرنگ را همچون پیروان عمر و عاص در آنان می‌یابیم، چرا که ادعای بی‌نیازی قرآن از وجود مفسر توسط ایشان، دروغی بیش نیست و هر یک از اینها دایم به تفسیر قرآن اشتغال دارند؛ گویی درباره قرآن، تنها تفسیر اهل بیت نارواست و باید کنار گذاشته شود. وهابیون پس از نفی تفسیر آل محمد، میدان قرآن را برای هر ناکسی باز می‌گذارند تا افرادی چون ابن تیمیه و محمدابن عبدالوهاب آن‌گونه که می‌خواهند آن را به خورد مسلمانان بدهند
    .
    همان گونه که می‌دانیم، در جنگ صفین، پس از پراکنده شدن لشکر علی ـ علیه‌السلام ـ به وسیله شعار حاکم کردن قرآن، این عمرو عاص و معاویه بودند که حاکم شدند، نه قرآن
    .
    گذشته از مشابهت مبانی فکری وهابیون و خوارج، در عملکرد این دو گروه هم نکات گفتنی وجود دارد
    .
    می‌دانیم که پس از جنگ صفین، خوارج در محلی بیرون از کوفه تجمع می‌کنند و پیوسته به قتل و غارت مسلمانانی که بی‌خبر از همه جا به راه خود می‌رفته‌‌اند، مشغول می‌شوند، تا جایی که به زنان باردار و کودکان نیز رحم نمی‌کنند. ایشان ریختن خون کسی را که درباره‌اش تنها احتمال پیروی علی ـ علیه‌السلام ـ داده شود، مجاز و بلکه ثواب می‌شمارند و اثبات این مدعا را هم لازم نمی‌دانند
    !
    اعمال خشونت و کشتار بی‌دلیل مسلمانان به صرف انتساب به تشیع و پیروی اهل بیت، یکی از الگوهای رفتاری خوارج است که امروزه آن را بی ‌کم و کاست در وهابیون می‌بینیم
    .
    می‌دانیم که مفتیان وهابی برای کشتن شیعیان، اجر و ثواب قایلند و بر همین پایه، هر ساله شاهد قتل‌عام شیعیان بی‌دفاع در حال انجام مناسک مذهبی و عزاداری در پاکستان و افغانستان و به تازگی در عراق هستیم. بدون شک، بمب‌گذاری، آن هم برای قتل مسلمانان، که حتی تشیع همه آنان هم قطعی نیست، چیزی جز تمسک وهابیون به شیوه‌های عملی خوارج نیست
    .
    یکی دیگر از ویژگی‌های عملی خوارج، که در تاریخ آمده، گرایش به عبادت کورکورانه و تعبد افراطی و در عین حال، عاری از تفقه و درک در بین این جماعت بوده است
    .
    در این مورد هم همسویی وهابیون با خوارج را در نماز جماعت اجباری و تحمیلی در مکه و مدینه می‌‌بینیم
    .
    همه کسانی که حج را به جای آورده‌‌اند، با این مسأله روبه‌رو شده‌‌اند. بله؛ در مکه و مدینه، معامله و کسب و کار در ابتدای وقت نماز ممنوع است و هر کس در این باره کوتاهی کند، محل کارش توسط حکام سعودی تعطیل می‌شود
    .
    به ظاهر، نماز نخواندن مردم در این دو شهر برای آل سعود زیان‌آور و برای عوامفریبی وهابیون مشکل ساز است
    .
    در این باره هم ناراستی و نیرنگ‌بازی این قوم به سادگی جلوه‌گر می‌شود، چرا که در دین اسلام، هیچ گونه دستوری برای اجبار مردم به انجام عبادت وجود ندارد و عبادت، امری است که هر فرد باید با رضایت و میل درونی به آن بپردازد
    .
    جالبتر آن که در شهر ریاض، که زایران اجازه ورود به آن را ندارند، نه تنها وضع این گونه نیست، بلکه بزرگترین کازینوها و مراکز فساد جهان دایر هستند
    !
    ظاهرا عبادت خداوند در این شهر ساقط می‌شود! البته‌ این دو گروه، تفاوت‌هایی نیز با هم دارند که عبارتند از
    :
    1
    ـ خوارج با تهمت این که حکم از آن خداست، مسلمانان را می‌کشتند و وهابی‌ها با تهمت شرک
    .
    2
    ـ خوارج تنها شیعیان را کافر می‌دانستند، حال آن که وهابی‌ها غیر از خود، همه را کافر می‌دانند
    .
    3
    ـ خوارج پول نداشتند، ولی اینها نفت عربستان را دارند
    .
    4
    ـ آنان دشمن اصلی خویش (معاویه) را فراموش کردند و اینها آمریکا را و برای همین به شیعیان چسبیده‌‌اند.

    http://yarebihamta.mihanblog.com/Post-7.aspx


    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ابن تيميّه بنيانگذار فكرى وهّابيّت
    أحمد بن تيميّه در سال 661 ق پنج سال پس از سقوط خلافت بغداد در حرّان از توابع شام به دنيا آمد، و تحصيلات اوليّه را در آن سر زمين به پايان برد. پس از حمله مغول به اطراف شام و همراه خانواده اش به دمشق رفت و در آنجا اقامت گزيد.
    در سال 698 هـ ق، به تدريج آثار انحراف در وى ظاهر شد، خصوصاً به هنگام تفسير آيه شريفه(الرَّحْمَـنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى ) ( طه: 5 )
    در شهر حماةبراى خداوند تبارك وتعالى جايگاهى در فراز آسمانها كه بر تخت سلطنت تكيه زده است، تعيين كرد.
    او در كتاب العقيدة الحمويّة: 429 مى گويد:
    إنّ اللّه تعالى فوق كلّ شيء وعلى كلّ شيء وأنّه فوق العرش وأنّه فوق السماء...
    اين تفسير مخالف آيات قرآن چون:
    (لَيْسَ
    كَمِثْلِهِ شَىْءٌ ) (( شورى/ 11. ))
    و(وَ لَمْ يَكُن لَّهُو كُفُوًا أَحَدُ ) (( إخلاص: 4. ))
    مى باشد كه خداوند را از هر گونه تشبيه به صفات مخلوقات باز داشته است.
    انتشار افكار باطل «ابن تيميّه» در دمشق و اطراف آن غوغايى به پا كرد، گروهى از فقهاء عليه او قيام كرده و از جلال الدين حنفى قاضى وقت محاكمه وى را خواستار شدند، ولى وى از حضور در دادگاه امتناع ورزيد.
    «ابن تيميّه» همواره با آراء خلاف خود افكار عمومى را متشنّج، و معتقدات عمومى را جريحه دار مى كرد، تا اينكه هشتم رجب سال 705 هـ ق، قضات شهر همراه با وى در قصر نائب السلطنه حاضر شدند، و كتاب «الواسطيّة» وى قرائت شد، پس از دو جلسه مناظره با «كمال الدين زملكانى» و اثبات انحراف فكرى و عقيدتى «ابن تيميّه» او را به مصر تبعيد كردند.
    در آنجا نيز بخاطر نشر انديشه هاى انحرافي توسّط «ابن محلوف مالكى» قاضى وقت به زندان محكوم گشت، و سپس در 23 ربيع الأوّل سال 707 هـ ق، از زندان آزاد شد، ولى بخاطر پافشارى بر نشر عقايد باطلش، قاضى «بدر الدين» وى را محاكمه كرد و احساس نمود كه وى در قضيّه توسل به پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) ادب را نسبت به حضرت رعايت نمى كند، بنابر اين او را روانه زندان كرد
    عاقبت در سال 708 هـ ق، از زندان آزاد شد، ولى فعّاليّت مجدّد وى باعث شد كه آخر ماه صفر سال 709 هـ ق، به اسكندريّه مصر تبعيد شود، و پس از هشت ماه به قاهره بازگردد.
    ابن كثير مى نويسد: 22 رجب سال 720 هـ ق، ابن تيميه به دار السعاده احضار شد، و قضات و مفتيان مذاهب اسلامى (حنفى، مالكى، شافعى و حنبلى) او را به خاطر فتاواى خلاف مذاهب اسلامى مذمّت و به زندان محكوم كردند، تا اينكه در دوّم محرّم سال 721 هـ ق، از زندان آزاد گرديد.
    او در سال 728 در زندان قلعه دمشق جان سپرد، كه بامرگش افكار وى نيز به فراموشى سپرده شد.
    ترويج مجدّد افكار باطل ابن تيميّه توسّط محمّد بن عبد الوهّاب در سرزمين نجد و هماهنگى با محمّد بن سعود حاكم «دِرعيّة»، در سال 1157 آغاز گرديد، كه با نبردهاى خونين بر سواحل خليج فارس و تمامى منطقه حجاز سلطه يافتند.

    http://www.vahhabi.com/pages.php?ban...y_vahhabi&id=5
    ویرایش توسط سفیر : ۱۳۸۷/۰۵/۱۷ در ساعت ۱۲:۳۹
    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    1,268
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ابن تيميه و افكار پليدش
    ابن تيميه در سال 1263 ميلادى در حران از شهرهاى تركيه كنونى به دنيا آمد و در سال 1328 ميلادى وفات يافت.
    روزنامه عرب زبان »احداث المغربيه« در مورد باورهاى اين مكتب چنين مى نويسد:
    »افكار ابن تيميه (مرگ 728هجرى ) روشن و صريح است، او با انديشه و عقل به كلى مخالف است و خواستار الغاى عملكرد عقل از تمام شئون زندگى روزانه است و با فكر كردن و انديشيدن دشمن است، مگر اينكه آن فكر و انديشه در راستاى تأييد نقل باشند. در واقع او همه نمادها و مظاهر زندگى اين عصر را نفى مى كند. به نظر او مهم‏ترين مصلحت در اين است كه با كفار دشمن باشيم. براى او مهم نيست كه در اين راه غير مسلمان اذيت و آزار شوند و مسلمان نيز ضرر اقتصادى ببينند. او با اين كار، افكار تندروانه و نژادپرستانه و كراهيت را مورد تأييد قرار مى دهد و مى گويد:
    اينكه برخى از پيامبر نقل كرده‏اند كه هركس كافرى را آزار دهد، من را آزار داده، اين يك دروغ بزرگ است.
    شاگرد او ابن القيم الجوزى روايت كرده است: وزير اتار در اينكه يهوديان مى توانند بر دين خود باقى بمانند، به اين آيه استناد كرد:
    »قل يا أيها الكافرون لا أعبد ما تعبدون و لا أنتم عابدون ما أعبد و...« و اين آيه از محكمات است و منسوخ نيست، ولى او با آنها در مورد تفسير اين آيه به جدل برخواست و گفت: آنها كافر هستند و جايگاه ابدى آنها جهنم است.

    ابن تيميه مى گويد: كسانى كه به دين اسلام پايبند نيستند، دودسته‏اند؛
    يا كافرند يا منافق و مردم پس از هجرت پيامبر (ص) تاكنون سه طبقه هستند: »مؤمن، منافق وكافر. سپس او خون غيرمومن (منافق و كافر) را حلال شمرده و حتى در اين راه دسته ديگرى از مسلمانان مانند شيعيان دوازده امامى را كه از شيوه و روش فهم او از اسلام پيروى نمى كنند، نيز در زمره منافقان و كافران قرار مى دهد.
    ابن تيميه از نظر شرعى ، قتل و سلب و اغتصاب و مصادره اموال و آزار زنان و كودكان و... را حلال اعلام مى كند. اما در مورد مسلمانان مانند شيعه بر حسب ابن تيميه، كفر آنها بزرگ‏تر و گناه آنها عظيم‏تر از كفار اصلى است و بنابراين مجازات آنها هم شديدتر از مجازات كفار اصلى است.
    به هر حال اين برداشت فكرى ، نه براى فكر و نه براى فرهنگ و تمدن احترامى قايل نيست.


    http://www.vahhabi.com/pages.php?ban...n_vahhabi&id=2
    شهید محمد رضا موحد دانش
    ای خواهران حجاب و عصمت و پاکدامنی را سرلوحه زندگی خودتان قرار دهید ،
    و همیشه فاطمه وار و زینب گونه زندگی و مبارزه کنید .





  15. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    445
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1

    تفاوتهای وهابیها و اهل سنت




    باسمه تعالي
    1- وهابيت انشعابي است از تسنن که بنيانگذار آن ابن تيميه و ناشر آن محمد بن عبد الوهاب بود
    عقيده آنان نسبت به خلفاء همان عقيده اهل سنت است ولي توسل به پيامبر اکرم (ص) و صالحان را شرک مي دانند و هرگونه مراسم بزرگداشت پيامبر گرامي واهل بيت عصمت وطهارت را بدعت مي دانند
    و ده ها عقيده باطل ديگر که علماي شيعه و سني کتابهاي متعددي در رد و بطلان عقايد وهابيت نوشته اند و شما مي توانيد مقاله (وهابيت از نظر عقل و شرع) را که درسايت مي باشد ملاحظه نماييد
    2 - اهل سنت به مهدويت نوعي ، معتقدند و مي گويند آمدن حضرت مهدي که جهان را پر از عدل و داد مي کند، قطعي است ولي او هنوز به دنيا نيامده است و هر وقت خداوند اراده کند از پدر حسني و مادر حسيني در مدينه متولد خواهد شد و در مکه ظهور خواهد کرد
    3 - بلي هرکس را که خداوند توفيق عنايت کند مي تواند به خدمت حضرت ولي عصر ارواحنا فداه مشرف شود که در تاريخ هزاران نفر ، اين توفيق را کسب کرده اند مرحوم شيخ طوسي در کتاب غيبت و علامه مجلسي در بحار نام تعدادي از افرادي را که اين سعادت نصيبشان گرديده نام برده اند.
    4 - در برخي از دعاها به فرزندان و اهل بيت حضرت اشاره شده است ولي دليل قطعي بر اين امر نيست شما مي توانيد به مقاله اي که در سايت دراين زمينه وجود دارد مراجعه فرماييد

    موفق باشيد

    منبع:http://www.valiasr-aj.com/fa

صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود