جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شمّه ای از اخلاق امام حسن؛ امام حسين و امام زين العابدين علیهم السلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    شمّه ای از اخلاق امام حسن؛ امام حسين و امام زين العابدين علیهم السلام




    شمّه ای از اخلاق امام حسن؛ امام حسين و امام زين العابدين  علیهم السلامبنام تو اي قرار هستي شمّه ای از اخلاق امام حسن؛ امام حسين و امام زين العابدين  علیهم السلام
    شمّه ای از اخلاق امام حسن؛ امام حسين و امام زين العابدين  علیهم السلام


    شمّه ای از اخلاق امام علی بن الحسین علیه السلام
    محبت به جذامیان
    امام صادق علیه السلام می فرماید: حضرت امام سجّاد درود خدا بر ایشان بر جذامیان گذشت در حالی که سوار بر مرکبش بود و جذامیان مشغول غذا خوردن بودند، آن حضرت را به صرف غذا دعوت کردند، حضرت فرمود: بدانید اگر روزه نبودم برای غذا کنارتان قرار می گرفتم. چون به خانه رسید دستور داد غذا پخت کنند و در پخت آن سلیقه به خرج دهند، سپس آنان را دعوت به غذا کرد و خود هم برای غذا خوردن با آنان نشست. [1]
    فضای امن و امان
    حضرت امام علی بن الحسین علیه السلام یکی از غلامانش را دو بار صدا کرد و او جواب نداد، بار سوم به او فرمود: فرزندم! آیا صدای مرا نشنیدی؟ گفت: چرا شنیدم، فرمود: تو را چه شد که پاسخم را ندادی؟ گفت: از تو احساس امنیت می کردم، حضرت فرمود: خدا سپاسگزارم که خدمتگزارانم از من احساس امنیت می کنند. [2]
    نماز
    ابوحمزه ثمالی می گوید: امام سجاد علیه السلام را در نماز دیدم که ردایش از شانه اش می افتد ولی برای حفظ آن بر شانه اش توجه نمی کند تا از نمازش فارغ شد. سبب بی توجهی او را به ردایش در حال نماز پرسیدم؟ پاسخ داد: وای بر تو! می دانی در برابر که بودم!؟ نماز عبد جز آنچه را از آن به قلبش به جا آورده قبول نمی شود.
    عفو گذشت قرآنی
    کنیزی از کنیزان حضرت امام سجاد درود خدا بر ایشان برای وضو جهت نماز به روی دستان مبارکش آب می ریخت ناگاه آفتابه از دست کنیز روی صورت حضرت افتاد و آن را شکافت! حضرت سر مبارکش را به سوی او بر داشت، کنیز گفت: خدای بزرگ می گوید: "آنان که خشم خود را فرو می برند"[3]، حضرت فرمود: خشمم را فرو بردم؛ کنیز گفت: "و از مردم گذشت می کنند"[4]؛ حضرت فرمود: از تو درگذشتم؛ کنیز گفت: "و خدا نیکوکاران را دوست دارد"[5]؛ حضرت فرمود: برو که در راه خدا آزادی.[6]
    بخشیدن افطاری
    روزی که حضرت علی بن الحسین علیهماالسلام روزه می گرفت، فرمان می داد گوسپندی را ذبح کنند و اعضایش را قطعه قطعه نمایند و بپزند، هنگام غروب در حالی که روزه بود سر به دیگهای غذا می برد تا جایی که بوی آبگوشت خوشمزه را استشمام می کرد سپس می فرمود: ظرفها را بیاورید و برای فلان خانواده و فلان خانواده پر کنید و ببرید تا همه دیگها خالی می شد، آنگاه برای خود حضرت نان و خرما می‏آوردند و همان افطارش بود.
    اوج عظمت در سن خردسالی
    عبدالله بن مبارک می گوید: سالی به مکه رفتم، در میان حاجیان در حرکت بودم که ناگاه خردسالی هفت یا هشت ساله دیدم که در کناری از کاروان حاجیان حرکت می کرد و زاد و توشه ای همراهش نبود، پیش رفتم و به او سلام دادم و گفتم: همراه که بیابان را طی می کنی؟ گفت: همراه خدای نیکوکار.
    در نظرم انسانی بزرگ آمد؛ گفتم : فرزندم! زاد و توشه ات کجاست؟ گفت: زادم تقوای من است و توشه ام دو پای من و هدفم مولایم.
    نزدم بزرگ آمد؛ گفتم: از چه خانواده ای هستی؟ گفت: مطلّبی هستم؛ گفتم: از کدام تیره؟ گفت: هاشمی. گفتم: از کدام شاخه؟ گفت علوی فاطمی، گفتم: سرور من! آیا شعری هم گفته ای؟ گفت: آری، گفتم: چیزی از شعرت را برایم بخوان، شعری به این مضمون خواند:
    ما فرستادگان بر حوض کوثریم که گروهی را از آن می رانیم و وارد شدگانش را آی می دهیم؛ کسی جز به وسیله ما به رستگاری نرسید و آنکه ما را دوست داشت، کوشش و زادش خسارت ندید، هر که ما را خوشحال کرد، از ما شادی و خوشی به او رسید و هر که ما را رنجاند میلادش میلاد بدی بود و آنکه حق ما را غصب کرد وعده گاهش برای دیدن مکافاتش قیامت خواهد بود!
    سپس از نظرم غایبب شد تا به مکه آمدم و حجّم را به پایان بردم و برگشتم. به ابطح که آمدم حلقه ای دایره وار از مردم دیدم، سرکشیدم تا ببینم که دور چه کسی حلقه زده اند، همان خردسال را که با او هم صحبت شدم دیدم، پرسیدم: کیست؟ گفتند: این زین العابدین علیه السلام است! [7]
    ضمانت برای پرداخت وام
    عیسی ین عبد الله می گوید: عبدالله را هنگام مرگ فرا رسید، طلبکارانش جمع شدند و اموالشان را از او مطالبه کردند، به آنان گفت: مالی ندارم تا به شما بپردازم. به هر یک از بنی اعمامم یا پسر عموهایم علی بن الحسین (ع) و عبدالله بن جعفر که می خواهید رضایت دهید که بدهی مرا به شما بپردازند.
    طلبکاران گفتند: عبدالله جعفر مردی است که وعده طولانی می دهد و شخصی مسامحه کار و سهل انگار است و علی بن الحسین علیه السلام مردی است که مال ندارد ولی بسیار راستگوست و او نزد ما برای رفع این مشکل محبوب تر است.
    خبر به حضرت رسید، فرمود: من تا وقت رسیدن غله پرداخت این بدهی را ضمانت می کنم و حال آنکه غله ای برای حضرت نبود، هنگامی که غله آمد خدا مالی را برای حضرت مقدر کرد و آن بزرگوار همه طلب طلبکاران را پرداخت.[8]
    بردباری بی نظیر
    شخصی از میان مردم به حضرت امام سجاد علیه السلام ناسزا گفت: غلامانش قصد او را کردند، حضرت فرمود: رهایش کنید، آنچه از ما پنها ن است بیشتر از چیزی است که در حق من می گویند؛ سپس به آن مرد فرمود: آیا نیازی داری؟ آن مرد شرمنده شد. حضرت لباسش را به او عطا کرد و فرمان داد هزار درهم به او بپردازند. آن مرد با فریاد می گفت: شهادت می دهم که تو فرزند رسول خدایی [9] !
    منبع:
    انصاریان، ح. (1384)، اهل بیت علیهم السلام عرشیان فرش نشین، قم:دار العرفان.

    [1] الکافی: 2/123، باب التواضع، حدیث 8؛ وسائل الشیعة: 15/277، باب 31، حدیث 20507؛ بحار الأنوار: 46/55، باب 5، حدیث 2

    [2]أعلام الوری: 261، الفصل الرابع؛ کشف الغمة: 2/87؛ مشکاة الأنوار: 178، فصل الثانی و العشرون؛ بحار الأنوار: 46/56، باب 5، حدیث 6

    [3]آل عمران (3): آیه 134: و الکاظمین الغیض

    [4]و العافین عن الناس

    [5]و الله یحبّ المحسنین

    [6]الأمالی، صدوق: 201، المجلس السادس و الثلاثون، حدیث 12؛ روضة الواعظین: 2/379؛ بحار الأنوار: 46/67، باب 5، حدیث 36.

    [7]مناقب: 4/155؛ بحار الأنوار: 46/91، باب 5، حدیث 78.

    [8]الکافی: 5/97، باب قضاء الدین، حدیث 17؛ مناقب: 4/164؛ بحار الأنوار: 46/94، باب 5، حدیث 84.

    [9] مناقب: 4/157؛ بحار الأنوار: 46/95، باب 5، حدیث 84.
    شمّه ای از اخلاق امام حسن؛ امام حسين و امام زين العابدين  علیهم السلام


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    26,365
    مورد تشکر
    24 پست
    حضور
    22 روز 14 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    8953

    شمه اي از اخلاق امام حسن كه درود خدا بر ایشان باد




    شمّه ای از اخلاق امام حسن؛ امام حسين و امام زين العابدين  علیهم السلامبنام تو اي قرار هستي شمّه ای از اخلاق امام حسن؛ امام حسين و امام زين العابدين  علیهم السلام
    شمّه ای از اخلاق امام حسن؛ امام حسين و امام زين العابدين  علیهم السلام

    شمه اي از اخلاق امام حسن كه درود خدا بر ایشان باد.
    بخشش و ایثار اهل بیت علیهم السلام گاهی تمامی دارایی آنان را فرا می گرفت. حضرت امام صادق علیه السلام می فرماید:
    إنّ الحسن بن علیّ قاسم ربّه ثلالث مرّات حتّی نعلا و نعلا و ثوبا و ثوبا و دینارا و دینارا.
    حسن بن علی (علیهما السلام) سه بار هر آنچه از کفش و جامه و دینار داشت با خدا تقسیم کرد.
    کمک و بخشش
    حضرت امام صادق علیه السلام می فرماید: مردی به عثمان بن عفان در حالی که در مسجد نشسته بود گذشت، از او درخواست کمک کرد. به دستور عثمان، پنج در هم به او پرداختند، مرد به عثمان گفت مرا به جایی که دردم را دوا کنند راهنمایی کن. عثمان گفت: نزد آن جوانمردان که آنان را می بینی برو و با دستش اشاره به ناحیه ای از مسجد کرد که حضرت امام حسن و امام حسین علیهما السلام و عبدالله بن جعفر در آن قرار داشتند. آن مرد به سوی آنان رفت ، سلام کرد و از آنان درخواست کمک نمود. امام حسن علیه السلام به او فرمود: سؤال از دیگران جز در سه مورد جایز نیست: یا برای دیه ای که دل سوختگی دارد، یا وامی که دل شکستگی آرد، یا فقری که غیر قابل تجمل است؛ تو دچار کدام یک از این سه موردی؟
    گفت: دچار یکی از آنها هستم. امام مجتبی علیه السلام فرمان داد پنجاه دینار به او بپردازند و حضرت امام حسین علیه السلام دستور به چهل و نه دینار داد و عبدالله بن جعفر فرمان به چهل و هشت دینار.
    آن مرد پس از دریافت دینارها برگشت و بر عثمان گذر کرد. عثمان گفت: چه کردی؟ مرد گفت: بر تو گدشتم، جهت کمک به من به پنج دینار فرمان دادی و چیزی هم از من نپرسیدی. ولی آن بزرگواری که گیسوی پرپشت دارد چیزهایی را از من پرسید و پنحاه دینار به من عطا کرد و دومی آنان چهل و نه دینار و سومی چهل و هشت دینار؛ عثمان گفت: چه کسی برای دوای درد تو مانند این جوانمردان است؟ اینان دانش و آگاهی را به خود اختصاص داده اند و خیر و حکمت را در خود جمع کرده اند (الخصال: 1/135، حدیث 149؛ بحار الأنوار:43/332، باب 16، حدیث 4).
    فروتنی
    فروتنی حضرت امام حسن علیه السلام و تواضع آن انسان الهی چنان بود که: روزی بر گروهی تهیدست می گذشت و آنان پاره های نان را بر زمین نهاده، روی زمین نشسته بودند و می خوردند، چون حضرت امام حسن علیه السلام را دیدند گفتند: ای پسر رسول خدا! بیا و با ما هم غذا شو! به شتاب از مرکب به زیر آمد و گفت: خدا متکبّران را دوست ندارد و با آنان به غذا خوردن مشغول شد. سپس همه آنان را به میهمانی خود دعوت فرمود، هم به آنان غذا داد و هم لباس. (مناقب: 4/23؛ بحار الأنوار: 43/351، باب 16، حدیث 28).
    بخشیدن همه ذخیره
    عربی به محضر امام حسن علیه السلام آمد. فرمود: هرچه ذخیره دارم به او بدهید، بیست هزار درهم بود همه را به عرب دادند، گفت: مولای من! اجازه ندادی که حاجتم را بگویم و مدیحه ای در شأنت بخوانم، حضرت در پاسخ اشعاری انشا کرد به این مضمون: بیم فروختن آبروی آن کس که از ما چیزی می خواهد موجب می شود که پیش از درخواست او بدو ببخشیم (مناقب: 4/16؛ بحار الأنوار: 43/341، باب 16، حدیث 14؛ صلح حسن: 42-43)..
    خدمت به حیوان گرسنه
    روزی غلام سیاهی را دید که گرده نانی در پیش نهاده یک لقمه می خورد و یک لقمه به سگی می دهد، از او پرسید: چه چیزی تو را به این کار وا می دارد؟ گفت: شرم می کنم که خود بخورم و به او ندهم. حضرت امام حسن علیه السلام فرمود: از اینجا حرکت نکن تا من برگردم. خود نزد صاحب آن غلام رفت، او را خرید، باغی را هم که در آن زندگی می کرد، خرید. غلام را آزاد کرد و باغ را بدو بخشید. (بحار الانوار: 43/352، باب 16، حدیث 29؛ مستدرک الوسائل: 8/295، باب 37، حدیث 9485 (با کمی اختلاف)).
    منبع: کتاب اهل بیت عرشیان فرش نشین، آقای حسین انصاریان









    شمّه ای از اخلاق امام حسن؛ امام حسين و امام زين العابدين  علیهم السلام


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    222
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    16 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سجاياي اخلاقي امام حسن مجتبي عليه السلام




    پس از پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله، امامان معصوم عليهم السلام بهترين الگوهاي عيني براي ما در صحنه زندگي فردي و اجتماعي هستند، زيرا هر اجتماعي به الگويي نياز دارد تا براي رسيدن به زندگي متعالي و ايده‌آل، آن را هدايت و رهبري كند. وجود الگو، در تكامل و تربيت وجودي هر فرد نقش حساس و ضرورت حياتي دارد. گئون، يكي از بزرگترين متفكران جهان امروز فرانسه، مي‌‌گويد:"درد امروز جهان، نداشتن قهرمان است كه سمبل و الگوي اجتماع قرار گيرد."(1)
    علم روان شناسي، وجود قهرمانان و انسان‌هاي وارسته از جهات اخلاقي را به عنوان نمونه و الگو براي بشريت لازم مي‌‌داند. امروزه و در بحران كنوني، شايد به جرأت بتوان گفت بهترين خدمت به توده مردم، شناساندن قهرمانان و الگوهاي وارسته علمي و فكري و معرفي مردان وارسته الهي است.لذا در اين مقاله برآنيم تا به معرفي سجاياي اخلاقي و فضايل و كرامات امام موسي بن جعفر عليهماالسلام بپردازيم.
    الف) عبادت و زهد امام
    يكي از برجسته‌ترين نشانه‌هاي رهبران مكتبي، زهد و پارسايي و عبادت در درگاه خداست. در چنين روزگاري، ابراهيم بن عبدالحميد مي‌‌گويد: "به خانه امام رفتم. او به نماز ايستاده بود. در خانه‌اش چيزي نبود، مگر منسوجي از برگ‌هاي درخت خرما (يا جامه‌اي بسيار خشن) و شمشيري آويخته و يك قرآن."(2)
    شيخ مفيد درباره عبادت و زهد امام مي‌‌نويسد: "عابدترين مردم زمان خويش بود. شب‌ها به عبادت خدا مشغول بود و هرگاه در برابر خداوند به سجده مي‌‌افتاد، سجده را طولاني مي‌‌كرد و چنان گريه مي‌‌كرد كه موهاي صورتش از اشك تر مي‌‌شد."(3)
    "شبلنجي" يكي از علماي اهل تسنن، مي‌‌گويد: "امام موسي كاظم عليه السلام عابدترين و عارف‌ترين مردم زمان خويش بود. از همه داناتر و بخشنده‌تر بود، به مستمندان مي‌‌رسيد و بيشتر اوقات مشغول راز و نياز با خدا بود و چنين مي‌‌گفت: خدايا مرگ را بر من آسان گردان و در هنگام حساب مرا ببخش."(4)
    ب) بخشش و كرم امام
    امامان ما نمونه‌هاي والا در بخشش و كرم هستند. امام موسي بن جعفر عليهماالسلام با وجود سختي شرايط و اوضاعي كه در آن مي‌‌زيسته، در وجود كرم شهره آفاق بود. ابوالفرج اصفهاني در اين باره مي‌‌گويد:"او در تاريكي در شب، به در خانه فقرا مي‌‌رفت و براي آنها آرد، خرما، طلا و نقره هديه مي‌‌برد و هيچ كس نمي‌‌دانست آورنده چه كسي است."(5)
    ذهبي نيز در اين باره مي‌‌گويد: موسي بن جعفر عليه السلام از بخشنده‌ترين حكيمان و از پرهيزكارترين عبادت كنندگان بود.(6)
    ج) علم و دانش امام
    امام صادق عليه السلام در تصديق دانش و آگاهي‌هاي علمي امام مي‌‌فرمايد:
    "فرزندم موسي به حدي آمادگي علمي دارد كه اگر از تمام محتويات قرآن از او پرسش كني، با دانش و علم كافي كه دارد، به تو پاسخ قانع كننده‌اي مي‌‌دهد. او كانون حكمت، فهم، معرفت و انديشه است.(7) عصر زندگاني امام موسي كاظم عليه السلام يكي از درخشان‌ترين اعصار اسلامي از نظر گسترش علم و دانش بوده است. در اين دوران، ديوان‌ها و كتاب‌هاي دانشمندان ايراني، يوناني و هندي ترجمه شد و علوم بيگانه وارد عرصه علوم اسلامي گرديد. در چنين شرايطي، امام كاظم عليه السلام به مناظره با علما و دانشمندان مي‌‌پرداختند.
    شيخ مفيد در اين باره مي‌‌گويد: او يكي از پيشگامان علم و حديث و فقه و تاريخ در قرن چهارم بود.(8)
    در واقع، امام موسي كاظم عليه السلام دنباله‌رو برنامه علمي پدر بزرگوارشان بودند و حوزه‌اي به وسعت دانشگاه جعفري تشكيل دادند و به تربيت شاگردان بزرگ و رجال علم و فضيلت پرداختند.
    ابن حجر هيثمي از دانشمندان اهل تسنن، مي‌‌گويد: موسي كاظم عليه السلام وارث علوم و دانش‌هاي پدر و داراي فضل و كمال او بود. وي در پرتو عفو و گذشت و بردباري فوق العاده‌اي كه از خود نشان داد، كاظم لقب يافت و در زمان او هيچ كس در معارف الهي و دانش و بخشش، به پاي او نمي‌‌رسيد.(9)
    پي‌نوشت‌ها:
    1- امام موسي كاظم عليه السلام، اسطوره مبارزه و قهرمان مقاومت و پايداري، عقيقي بخشايشي، دفتر نشر نويد اسلام، ص5.
    2- بحارالانوار، ج2، ص100.
    3- زندگاني چهارده معصوم، سيد مهدي آيةالهي، ص158.
    4- همان، ص159.
    5- مقاتل الطالبين، ص104.
    6- ميزان الاعتدال، ج4، ص201.
    7- امام موسي كاظم عليه السلام، اسطوره مبارزه و قهرمان مقاومت و پايداري، ص29.
    8- ارشاد مفيد، ص372.
    9- سيماي پيشوايان در آينه تاريخ، مهدي پيشوايي، ص115.

    ((مطلب گزينش شده است))
    ویرایش توسط moridenur : ۱۳۸۷/۰۶/۲۴ در ساعت ۰۰:۴۳ دلیل: اصلاح پاراگراف


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسمه تعالی
    با سلام:

    شمّه ای از اخلاق امام حسن علیه السلام:


    مرحوم شیخ صدوق در کتاب امالی به سند خود از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آن حضرت فرمود:

    «حسن بن علی علیه السلام عابدترین مردم زمان خود و زاهدترین آنها و برترین آنها بود، و چنان بود که وقتی حج به جای می آورد، پیاده به حج می رفت و گاهی نیز پای برهنه راه می رفت.


    و چنان بود که وقتی یاد مرگ می کرد می گریست، و چون یاد قبر می کرد می گریست، و چون از قیامت و بعث و نشور یاد می کرد می گریست، و چون متذکر عبور و گذشت از صراط در قیامت می شد می گریست.


    و هر گاه به یاد توقف در پیشگاه خدای تعالی در محشر می افتاد، فریادی می زد و روی زمین می افتاد...


    و چون به نماز می ایستاد بندهای بدنش می لرزید، و چون نام بهشت و جهنم نزد او برده می شد مضطرب و نگران می شد و از خدای تعالی رسیدن به بهشت و دوری از جهنم را درخواست می کرد...و هر گاه در وقت خواندن قرآن به جمله «یا ایها الذین آمنوا»می رسید می گفت: «لبیک اللهم لبیک »...


    و پیوسته در هر حالی که کسی آن حضرت را می دید به ذکر خدا مشغول بود، و از همه مردم راستگوتر، و در نطق و بیان از همه کس فصیح تر بود...[1]

    هرگاه امام مجتبی علیه السلام وضو می‌گرفت، تمام بدنش از ترس خدا می‌لرزید و رنگ چهره‌اش زرد می‌شد. وقتی از او در این باره می‌پرسیدند، می‌فرمود: «بنده خدا باید وقتی برای بندگی به درگاه او، آماده می‌شود، از ترس او رنگش تغییر کند و اعضایش بلرزد.»[2]


    مهربانی با بندگان خدا یکی از ویژگیهای اخلاقی امام حسن علیه السلام بود. اَنس می‌گوید که روزی در محضر امام علیه السلام بودم. یکی از کنیزان ایشان با شاخه گلی در دست وارد شد و آن را به امام تقدیم کرد. حضرت گل را از او گرفت و با مهربانى فرمود:«برو تو آزادى!» من که از این رفتار حضرت شگفت‌زده بودم، گفتم: «ای فرزندرسول خدا( ص) ! این کنیز، تنها یک شاخه گل به شما هدیه کرد، آن‌گاه شما او را

    آزاد می‌کنید؟!»‌امام در پاسخم فرمودند: «خداوند بزرگ و مهربان به ما فرموده است: «وَ إِذا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّهٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْه»؛[3]؛ «هر کس به شما مهربانى کرد، دو برابر او را پاسخ گویید.» سپس امام فرمود:

    «پاداش در برابر مهربانى او نیز آزادی‌اش بود.»[4]


    پی نوشت:
    [1].بحار الانوار، ج 43، ص 331
    [2]. بحار الانوار، ج۴۳، ص۳۳۹٫
    [3]. نساء،86
    [4].مناقب، ابن شهر آشوب، ج۴، ص۱۸٫


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود