صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه کوروش میتواند ذوالقرنین باشد؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14

    راهنما چگونه کوروش میتواند ذوالقرنین باشد؟




    کوروش نماد شیطانی که توسط صهیونیست ها بزرگ شد/کوروش ذوالقرنین نیست

    پرده نخست؛ قتل پدربزرگ!

    کورش را بنیانگذارسلسله هخامنشیان در ایران خوانده اند. یعنی همان سلسله ای که پس از سقوط مادهاتاسیس شد. آخرین پادشاه مادها آستیاگ بود که پس از لشگرکشی نوه اش به اکباتانسرنگون شد و به دست همان نوه که احترام پدر بزرگ را بسیار گران می داشت به قتلرسید! آن نوه کورش نام داشت!

    پرده دوم؛ از زیاده خواهی تا کشورگشایی
    دراسنادی که از کورش به جای مانده وی خود را «پادشاه چهارپاره گیتی» خوانده است. اوپس از فتح سرزمین مادها (ایران آن روز) به سراغ بابل (عراق) رفت و آنجا را پس ازماه ها محاصره و مرگ و میر زنان وکودکان بابلی در اثر گرسنگی فتح کرد. ادعای کورشدر کتیبه ای که از او باقی مانده آن است که بابل را بدون خون ریزی فتح کرده استاما پس از ۲۵۰۰ سال از آن واقعه خدا می داند که وی راست گفته یا نه. کما اینکهآمریکا نیز عراق را بدون خونریزی فتح کرد اما پشت پرده این فتح بدون خونریزیموضوعی دیگر است. (در ادامه به گوشه هایی از حقایق فتح بابل اشاره خواهیم کرد.)کورش پس از بابل به آسیای صغیر لشگرکشی نمود و لیدی را فتح کرد. البته با خون ریزیفراوان! در ادامه یونانیان ایونی که از خوف لشگرکشی های کورش جرات جنگیدن با وینداشتند را مجبور کرد که خراج گذار دربار شاهانه او شوند. در نهایت نیز امپراطوریخود را پس از خونریزی های بی حساب، از شرق تا ماوراء آمودریا امتداد داد تا به قولخودش پادشاه چهار پاره گیتی شود.اینهاحقایقی است که بدون ذره ای مطلب اختلافی، مورد اجماع تمام مورخان عصر هخامنشی (از هرودوتو گیرشمن گرفته تا پیرنیا و افشار و …) می باشد.

    پرده سوم؛ پادشاه لامذهب!

    ازافتخارات کورش آن است که یهودیان در بند پادشاه بابل را آزاد کرد و به اورشلیمفرستاد و معبد اورشلیم را باز سازی کرد.(معبداورشلیم مکانی برای عیش و نوش م بت خانه )بر فرض که این ادعای کورش را باور کنیم.آیا می توان به صرف چنین اقدامی او را پیرو آئین موسی (ع)‌ دانست؟ بیائید تاریخ رامرور کنیم تا ریشه چنین اقدامی هویدا شود.
    کورش بابل را فتح کرده و نبونید (پادشاه بابل) را ساقط می نماید. اوبه محض ورود به بابل دو اقدام اساسی می کند. نخست در مقابل بت مردوک (خدای کابلا(کابلا یکی از بزرگترین گروه های شیطان پرستی و فراماسونر است)) سجده کرده و خودرا بنده مردوک معرفی می کند. دوم آنکه یهودیان بابل را به اورشلیم اعزام می کند.تاکنون هیچ مورخی در این دو اقدام کورش تردید نکرده است. حال جای این پرسش مطرحاست که چرا کسانی که سعی دارند کورش را همان جناب ذوالقرنین بنامند ادعای صریح ویمبنی بر بندگی در برابر بت مردوک را پاک کرده اند؟! در منشور استوانه ای شکل کورشهخامنشی، که در مراسمی پر سر و صدا به کشور ایران بازگشته است از زبان کورش چنینمی خوانیم:
    «فرماندادم تمام بت خانه هایی که بسته شده بود را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌هارا به جاهای خود بازگرداندم… پیکره خدایان سومر و اَکَّـد را که نَـبونید به بابلآورده بود؛ به خشنودی مَردوک به شادی و خرمی، به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم،بشود که دل‌ها شاد گردد. بشود، خدایانی که آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین‌شان بازگرداندم،هر روز در پیشگاه مردوک برایم خواستار زندگانی بلند باشندکورشمظهر همان سیاستی است که در دوران مدرن به ماکیاولیسم شهرت یافته. به وقت خونریزیهمچون گرگی درنده است و به گاه حیله گری همچون روباهی مکار. هم هوای یهودیان راداشته و هم بت پرستان را! هدف او صرفا تحکیم پایه های امپراطوری هخامنشی است. حالراهش هرچه که باشد فرقی نمی کند؛ فریب ملتها یا جنایت و جنگ. در دوران خودماننمونه بارز چنین دستگاه جبار و حیله گری آمریکاست. اتفاقا آمریکا نیز عراق (بابل ۲۵۰۰ سال پیش) را فتح کرد. آنهم بدون خونریزی و البته پس ازسالها محاصره اقتصادی این کشور. (دقیقا به همان شیوه ای که کورش بابل رافتح کرد)وقتی آمریکائیها وارد بغداد شدند (همانگونه که جناب آقای احمدی نژاد عزیز در موردفتح بابل توسط کورش مدعی هستند) خون از دماغ کسی جاری نشد! جرج بوش نیز بارها ازاسلام حمایت کرد و حتی هر ساله داخل کاخ سفید افطاری رمضان می داد! اما خدا میداند چه خونهایی که همین آمریکا در اقصی نقاط عالم به زمین ریخته است. امروز تاریخنگار صهیونیست، آمریکا را پس از قتل عام میلیونها انسان بی گناه با بمب فسفری واورانیومی و پنج تنی و ده تنی و خوشه ای و …. ناجی ملت عراق معرفی می کند و دیروزهمین تاریخ نگار صهیونیست کورش را پس از سالها جنگ و خون ریزی و کشورگشایی به صرفخدمت به یهودیان، خواهان احترام به ملت‌ها، تحمیل نکردن سلطنت خود بر دیگر ملت‌هااز طریق جنگ، جلوگیری از ظلم، مجازات ظالم، منع بیگاری، آزاد بودن همه ابناء بشر،حق انتخاب محل سکونت برای مردم، حق انتخاب در اشتغال و منع برده‌داری معرفی می کند.


    ویرایش توسط منتظر منتقم فاطمه(س) : ۱۳۹۲/۰۵/۲۳ در ساعت ۱۴:۵۶

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14



    پردهآخر؛ مکافات عمل!


    پس ازفتوحات شرق ایران، کورش را غروری شاهانه فراگرفته بود. برای او هیچ جنگی بدونپیروزی خاتمه نمی یافت. به او خبر دادند که حاکم سرزمین ماساژت ها (در شمال شرقیایران) مرده است و اکنون حکومت به دست همسر بیوه او اداره می شود. این شد کهامپراطور مستکبر به طمع کشورگشایی افزون تر به این بیوه که تومیریس نام داشت دستورازدواج سیاسی با خودش را داد. تومیریس که از اهداف زیاده خواهانه کورش با خبر بوداز این کار سر باز زد. پادشاه متکبر که تاب سرپیچی سفلگان و دون پایگان نداشت بهمنظور فتح سرزمین ماساژتها به آن دیار لشگر کشید

    . تومیریسبه کورش پیغام داد که «دست از این زیاده خواهی بردار و بر سرزمین خود حکومت کن. تابه کی قصد خون ریزی داری؟ آیا از این همه خون ریزی سیراب نشده ای؟» اما طمع چشمانکورش را پر کرده بود. لذا جنگی سخت میان لشگر جرار کورش و قومی بدوی و ضعیفدرگرفت. در اثنای جنگ کورش فرزند تومیریس را به قتل رساند اما … اما فرجامدیکتاتور شکست بود. در میان بهت هخامنشیان سپاه کورش تار و مار گشت و خود کورش نیزبه دست این قوم ضعیف کشته شد. تومیریس، مشکی را پر از خون کشته شدگان هخامنشی کردو سر دیکتاتور را در آن فرو برد. آنگاه خطاب به کورش گفت: «هرچه کُشتی سیراب نشدی.اکنون با این خون برای همیشه سیراب شو


    چگونه کسی میتواند با این همه مشکل نبی صاحب عصمت الهی باشد!؟


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14



    سخنانآقای رئیس جمهور سابق در مراسم رونمایی از منشور کورش.

    این جلسه به مناسبت رونمایی از منشور عشق، منشور کوروش، شاه جهان برگزار می شود. منشورکوروش معیاری ارزشمند برای ارزیابی تاریخی و عملکرد سیاستمداران و حاکمان تاریخ است. در این منشور آمده است: هر ملتی آزاد است که مرا به پادشاهی خود قبول کند یانکند و هر بار که نخواهند مرا پادشاه خود بدانند من برای سلطنت بر آنها مبادرت به جنگ نخواهم کرد. منشور کوروش حقیقت یگانه پرستی است.در حقیقت حرکت کوروش برای فتح بابل برای دفاع از پیروان حضرت موسی بود. او حرکت کرد براینجات یگانه پرستانی که در چنگال ظالمان گرفتار بودند و همانطور که می بینید بعد ازفتح بابل فرمان آزادی عقیده برای مردمان آن سرزمین صادر می شود. این همان چیزی است که پیامبران فریاد زدند یعنی انتخاب یگانه پرستی و انتخاب عقیده جز با میل و اراده شخصی نخواهد بود. منشور کوروش معیاری ارزشمند برای سنجش عملکرد حاکمان در طول تاریخ است. این منشور تاکیدی بر ارزشهایی است که بشر امروز به شدت به آن محتاج است. متاسفانه سازوکارهای قالب بر جهان و مدیریت مسلط بر دنیا تاکنون قادر به تامین این نیازها نبوده است. این جلسه یک هشدار و بیدار باش به همه مدیران، حاکمان و مدعیان است که اگر می خواهید در عالم جاوید بمانید راهتان این است. امیدوارم به امانت گذاشتن منشور کوروش از سوی دولت انگلیس در ایران آغاز یک همکاری گسترده و همه جانبه در زمینه های گوناگون و به طور مستمر باشد

    ویرایش توسط منتظر منتقم فاطمه(س) : ۱۳۹۲/۰۵/۲۳ در ساعت ۱۵:۱۰

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14



    جناب رئیس جمهور، برده‌ی بُت مردوک را که در همین کتیبه کذایی صراحتا سخن از حقانیت بت پرستی می راند، «یگانه پرست» می خواند! گویا آقای احمدی نژاد حتی یک بار ترجمه متن روی کتیبه را هم نخوانده اند! آقای احمدی نژاد! کورش بیش از ده بار در این کتیبه نام بت مردوک را با لقب «خدای‌بزرگ» ذکر کرده است. در بی خبری آقای احمدی نژادهمین بس که در حالی که هیچ جای این منشور نوشته نشده که «هر ملتی آزاد است که مرابه پادشاهی خود قبول کند یا نکند و هر بار که نخواهند مرا پادشاه خود بدانند منبرای سلطنت بر آنها مبادرت به جنگ نخواهم کرد.» در میان بهت اهالی تاریخ چنین جملاتی را به کورش، آنهم در این منشور نسبت داده اند! آقای احمدی نژاد! مشاوران شما چه کسانی هستند؟ چه کسانی چنین تحریفهای تاریخی آشکاری را در کام شما نهادهاند؟ آقای رئیس جمهور عزیز! اولا در منشور کورش نه تنها این ادعاهای گزاف در باب حق مردم برای تعیین پادشاهشان نیامده بلکه صراحتا نوشته شده: «منم کورش، شاه جهان،شاه بزرگ، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهارگوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ،نوه کورش، شاه بزرگ، نبیره چیش‌پیش، شاه بزرگ. از دودمانی که همیشه شاه بوده‌اند.»کورش پادشاهی را ارثیه پدری خود می داند، نه تکلیفی که به خواست مردم پذیرفته شده باشد. ثانیا اگر کورش تا این حد گل و بلبل بود که می گفت: «هر بار که ملتها نخواهند مرا پادشاه خود بدانند من برای سلطنت بر آنهامبادرت به جنگ نخواهم کرد.» ، پس لطفا بفرمائید این شازده در سرزمین ماساژتها چه می کرده؟! و اصلا چه شد که در حال تجاوزگری کشته شد؟امپراطورمستکبر برای نکونامی خود در تاریخ ادعاهایی را برکتیبه ای منقوش ساخت و ما ساده لوحانه آنها را باور کردیم! به راستی عجیب نیست که مجموعه «تاریخ ایران» کمبریج، کورش را به خاطر همین ادعاهای گزاف پدر حقوق بشر خوانده اماحمورابی بابلی را که ۱۶۰۰ سال قبل از کورش شبیه همین ادعاها را در «ستل بزرگ» یاقانون نامه حمورابی منقوش ساخته به چنین عناوینی مفتخر نمی سازد؟! آیا نباید دلیلاین لطف انگلیسیها را تقدیر یهودیان از کورش، در تورات تحریف شده دانست؟!جناب آقای رئیس جمهور! فراموش نکنید، آنهایی که تاریخ ایران باستان را نوشته اند همانهایی هستند که تاریخ هولوکاست را نگاشته اند! به هر حال این سنت شاهان ستمگربوده که همواره سعی در تطهیر چهره تاریخی خود داشته اند و مگر نه این بود که محمدرضای ملعون نیز در امتداد اسلافش کتاب «پاسخ به تاریخ» را برای تحریف تاریخ وتطهیر چهره سفاک خود نگاشت؟! با این وصف چه توجیهی برای باور کردن ادعاهای کورش باقی می‌ماند؟ اما از این سوگ مندانه تر آنکه جناب رئیس جمهور می گویند: «منشورکوروش معیاری ارزشمند برای سنجش عملکرد حاکمان در طول تاریخ است.» و بعد خطاب بههمه حاکمان جهان می گویند: اگر می خواهید در عالم جاوید بمانید راهتان باید راه کورش باشد!جناب آقای احمدی نژاد عزیز! مطابق اسناد غیرقابل خدشه تاریخی سقوط حکومت نبونید (شاه بابل) در اثر همدستی کاهنان بت پرست معابد بابل با کورش صورت گرفته است. کاهنانی که از تخریب بُتکده‌های خویش به دست نبونید به خشم آمده بودند. و کورش پس از فتح بابل، بت پرستی را از نو در این سرزمین رونق بخشید. نزدیک به یقین است که «نبونید» از مخالفان بت پرستی بوده و در اثر همدستی کاهنان بت پرست بابل با کورش برافتاده است. خود کورشدر این کتیبه ای که جناب رئیس جمهور به آن مباهات می کنند، در مذمت نبونید می‌گوید:« نبونید آیین‌های کهن را از میان برد و چیزهای ساختگی جای آن گذاشت
    ویرایش توسط منتظر منتقم فاطمه(س) : ۱۳۹۲/۰۵/۲۳ در ساعت ۱۵:۱۷

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    2,350
    مورد تشکر
    19 پست
    حضور
    28 روز 16 ساعت نامشخص
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    14



    با سلام

    جهت ریشه یابی طرح این مورد بهتر ست به لینک زیر مراجعه شود:

    http://www.seratnews.ir/fa/pages/?cid=12185

    و میان نظرات بینندگان موردی که قابل توجه ست نظر استاد علامه طباطبایی :

    ترجمه تفسير الميزان جلد 13 صفحه : 538

    علاوه بر اينكه نقوش ونوشته هاى با خط ميخى كه از عهد داريوش كبير به دست آمده كه هشت سال بعد از اونوشته شده - گوياى اين حقيقت است كه اومردى موحد بوده ونه مشرك ،

    ومعقول نيست در اين مدت كوتاه وضع كورش دگرگونه ضبط شود.

    واما فضائل نفسانى او:

    گذشته از ايمانش به خدا، كافى است باز هم به آنچه از اخبار وسيره اووبه اخبار وسيره طاغيان جبار كه با اوبه جنگ برخاسته اند مراجعه كنيم

    وببينيم وقتى بر ملوك ((ماد(( و ((ليديا(( و((بابل (( و((مصر(( وياغيان بدوى در اطراف بكتريا كه همان بلخ باشد وغير ايشان ظفر مى يافته با آنان چه معامله مى كرده ،

    در اين صورت خواهيم ديد كه بر هر قومى ظفر پيدا مى كرده از مجرمين ايشان گذشت وعفومى نموده وبزرگان وكريمان هر قومى را اكرام وضعفاى ايشان را ترحم مى نموده

    ومفسدين وخائنين آنان را سياست مى نموده .

    كتب عهد قديم ويهود هم كه اورا به نهايت درجه تعظيم نموده بدين جهت بوده كه ايشان را از اسارت حكومت بابل نجات داده وبه بلادشان برگردانيده وبراى تجديد بناى هيكل هزينه

    كافى در اختيارشان گذاشته ، ونفائس گرانبهايى كه از هيكل به غارت برده بودند ودر خزينه هاى ملوك بابل نگهدارى مى شد به ايشان برگردانيده ، وهمين خود مؤ يد ديگرى است

    براى اين احتمال كه كورش همان ذوالقرنين باشد، براى اينكه به طورى كه اخبار شهادت مى دهد پرسش كنندگان از رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله وسلم ) از داستان ذوالقرنين

    يهود بوده اند.

    علاوه بر اين مورخين قديم يونان مانند ((هردوت (( وديگران نيز جز به مروت وفتوت وسخاوت وكرم وگذشت وقلت حرص وداشتن رحمت ورأ فت ، اورا نستوده اند، واورا به بهترين وجهى ثنا وستايش ‍ كرده اند.

    واما اينكه چرا كورش را ذوالقرنين گفته اند: هر چند تواريخ از دليلى كه جوابگوى اين سؤ ال باشد خالى است ليكن مجسمه سنگى كه اخيرا در مشهد مرغاب در جنوب ايران از اوكشف شده جاى هيچ ترديدى

    نمى گذارد كه هموذوالقرنين بوده ، ووجه تسميه اش اين است كه در اين مجسمه ها دوشاخ ديده مى شود كه هر دودر وسط سر اودر آمده يكى از آندوبه طرف جلوويكى ديگر به طرف عقب خم شده ،

    واين با گفتار قدماى مورخين كه در وجه تسميه اوبه اين اسم گفته اند تاج ويا كلاه خودى داشته كه داراى دوشاخ بوده درست تطبيق مى كند.



  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14



    آن قومی هم که کورش را ناجی خود خوانده‌اند، نه پیروان حضرت موسی (ع)، بلکه قومی پیامبرکُش بوده اند که در یک روز هزار پیامبر خویش را به شهادت می‌رساندند. قومی که کتاب آسمانی خویش را تحریف کرده بودند. قومی که هنوز پیامبرشان در میانشان بود و درجلوی چشم موسی (ع) به رغم مشاهده آن همه معجزات، گوساله می پرستیدند! قومی که به خیال خام خویش عیسی ابن مریم (ع)‌ را به صلیب کشیدند. قومی که به رباخواری وستمگری شهره تاریخند. قومی که پیامبر آخرالزمان که به فرموده قرآن «همچون فرزندانشان او را می شناختند» را تکذیب کردند و علیه او توطئه نمودند. کجا بنی اسرائیل، پیرو موسی (ع) بوده‌اند؟بنابراین دو فرقه از فتح بابل خشنود گشتند و در آن با کورش همدست شدند. نخست کفار بت پرستکه خود را در برابر دشمن بت پرستی ناتوان می دیدند و دیگری، قومی جنایت پیشه وخائن و بی ایمان! قومی که فقط به دنبال سرنگونی بودند و نه مهاجرت به بیت المقدس. چه اینکه مطابق اسناد تاریخی تا هفتاد سال پس از سقوط نبونید، بنی اسرائیل بابل را ترک نکردند و به رباخواری در ایران و بابل حاصلخیز پرداختند! حال آقای رئیس جمهور بفرمایند که آیا باز هم به ایرانی بودن کورش مفتخرند؟!جنابآقای احمدی نژاد عزیز! مراقب اطرافتان باشید. باور کنید که به رغم توانایی های انکارناپذیرتان، در بسیاری از حوزه ها تخصص ندارید. شما در مدیریت ترافیک و امورمربوط به ریاضیات و مهندسی متبحرید. اما در علوم انسانی هرگز چنین نیستید. اینکه مثلا در تاریخ و فقه و فلسفه و … تخصص نداشته باشید ننگ و عارنیست. اصل بر رجوع غیرمتخصص به متخصص است. همانگونه که یک غیرمهندس در امور مهندسیعلی القاعده باید به شما و همکارانتان رجوع نماید. عیب آن است که در تمام این حوزهها صاحب ادعا باشیم.جناب آقای احمدی نژاد عزیز! تمام آنچه که جنابعالی در مورد کورش گفته اید قضاوتهای مورخان صهیونیست و دنباله های ماسون داخلی آنهاست. قضاوتهایی که از سوی مشاوران جاهل و یا خدای ناخواسته منحرف، به شما القاء شده است. قضاوتهایی که مهماناناسرائیلی محمدرضا شاه در اثنای جشنهای دوهزار و پانصد ساله، با افتخار از آنها یادمی کردند. اندکی احوالات امام خمینی (ره) را مطالعه کنید تا ببینید که آن مرادصاحب دل چرا به این دیکتاتور تاریخ بی محلی کردند.متاسفانه عده ای با سوء استفاده از فقدان اشراف تاریخی جنابعالی درصدد به انحراف کشیدن شماهستند. مقایسه جمهوری اسلامی با نظام دیکتاتوری کورش هخامنشی یک اشتباه استراتژیکاست. کورش نماد سلطنت ایرانی است اما اسلام عزیزی که انقلاب از پس آن روئیده ،آمده بود تا بساط همین کورش‌گرایی‌ها را برچیند. جناب آقای رئیس جمهور! ملت زجر کشیده ایران و امت به خون آغشته اسلام، هرگز فراموش نخواهندکرد که جنابعالی روزی روزگاری در جوار نماد سلطنت طلبان، خطاب به نماینده پیراستعمار گفتید: «امیدوارم به امانت گذاشتن منشور کوروش از سوی دولت انگلیس درایران آغاز یک همکاری گسترده و همه جانبه در زمینه های گوناگون و به طور مستمرباشد.» باور کنید انگلیسیها بی خودی به شما این تکه سنگ بی ارزش را به عاریت ندادهاند. که سلام گرگ بی طمع نیست!آقای احمدی نژاد! کورش ذوالقرنین نیست. قدمت این گمانه (تاکید می کنم بر گمانه بودنتساوی کورش و ذوالقرنین) به پنجاه سال هم نمی رسد! یادتان باشد اولا مطابق آیاتصریح قرآن کریم ذوالقرنین برای خدا می جنگیده و در برابر هیچ بتی سر تعظیم فرودنیاورده است. ثانیا شاه و شاه پرستی و سلطنت طلبی مولود شومی است که کورش برایایرانیان به میراث گذاشت.
    اما قرآن کریم به صراحت می فرماید:
    «إِنَّ الْمُلُوکَ إِذَا دَخَلُواقَرْیَةً أَفْسَدُوهَا وَجَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِهَا أَذِلَّةً وَکَذَلِکَیَفْعَلُونَ پادشاهان به محض ورود به یک آبادی آنجا را به فساد کشیده و عزیزان راذلیل می کنند. کار آنها همواره چنین است!» کورش به دین ابراهیم (ع) نبود که اگربود، چنان پادشاه ستمگر و جاه طلبی نبود! کورش هم یکی بود مثل آغامحمدخان و رضاخانقلدر. منتها دستگاه تبلیغاتی صهیونیسم در طول پنجاه سال اخیر دائما سعی در تطهیروی نموده است. که این خود مجالی دیگر می طلبد تا به طور مستند نشان داده شود که صهیونیستها و خصوصا بریتانیا چه دروغهایی را به نام تاریخ ایران باستان به خورد ماداده اند.
    جناب آقای رئیس جمهور! شما همانگونه که خود بدان تاکید فرموده اید، ناسیونالیست و سلطنت طلب نیستید. اما «ناخواسته» در دام کسانی افتاده اید که قصد آن دارند «مقدمات» انفکاک از الگوی متعالی اسلام برای حکومت داری را به نام دولت عدالتخواهان رقم زنند. امتی که محمد (ص) دارد چه حاجت به کورش دارد؟! امتی که قرآن و نهج البلاغه دارد چه حاجتی به آن کتیبه پوسیده دارد. بگذارید فخر این تکه سنگ ازآن پهلوی و منافقین جدید باشد.جناب رئیس جمهور خدوم و مردمی و ولایی، اینها مواضع پنج سال پیش شما نیست. اکنون قلوب هواداران حقیقی شما مجروح اتفاقاتی است که پیرامونتان گذشته است. اختلاف وسرخوردگی، میان هواداران جنابعالی موج می زند. کاش یک بار دیگر جملات زیر را بادقت می خواندید تا ریشه انحرافاتی که به هیچوجه برازنده انتساب به شخصیت عدالتخواه و ظلم ستیزی همچون جنابعالی نیست را هرچه سریعتر شناخته و ریشه کن کنید؛سمهتعالی
    جناب آقای دکتر احمدی نژاد، ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
    با سلام و تحیت . انتصاب آقای اسفندیار رحیم مشایی به معاونت رئیس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی میان علاقمندان بهشما است. لازم است انتصاب مزبور ملغی و کان لم یکن اعلام گردد. سیدعلی خامنه ای ۲۷/۴/ ۸۸ »

    ویرایش توسط منتظر منتقم فاطمه(س) : ۱۳۹۲/۰۵/۲۳ در ساعت ۱۵:۳۰

  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14



    کوروش کبیر یا الهه پوچ زرتشت

    یکی از دیگر مسائلی که شدیدا پیروان تفکرناسیونالیست در ایران و به قولی کسانی خود را زرتشتی قلمداد می کنند، به آن بها میدهند و خود را ملزم می دانند که رهبر فرهنگیشان را توسط او معرفی کنند. کوروش نامی است که هم اکنون در ایران زمین کبیر نام گرفته است. پیرامون این مسئله لازم استچند موضوع مورد بحث قرار گیرد.
    1- کوروش با زرتشت چه رابطه ای داشته است؟

    2-اعتقاد کوروش بر یگانه پرستی بوده است و یاثنویتی که زرتشت معرفی می کند؟

    3 خدمات کوروش چه بوده و آیا مورد تایید است یاتنها از تعصب پیروی می شود؟

    4آیا ذوالقرنینی که قرآن نام می برد همان کوروشاست و یا خیر؟

    پاسخ به این سوالات واقعیات دیگری را که خود دلیلبر پیروی متعصبانه ایرانیان نژاد پرست از این مرد است به روی ما روشن خواهد کرد وماهیت اساسی کوروش را، که آیا واقعا کبیر بوده است و یا نه به روی ما باز خواهدگشود.والتر بونو در کتاب زرتشت سیاستمدار و یا جادوگر!اینچنین می نویسد: زرتشت هرتسفلد مردی بود که زندگیش را یکسره در روشنای تاریخ ،در زمان کوروش و داریوش به سر آورد . از نظر نسب و نسبت او خود یکی از دو خاندانسلطنتی، خاندان ماد و جانشین آن خاندان هخامنشی بود. دو خاندانی که بر تاریخ ایرانباستان حکم راندند. اژی دهاک آخرین پادشاه ماد که به دست کوروش بر افتاد، پدر بزرگزرتشت بود. پس از انکه کوروش به قدرت رسید، با مادر زرتشت ازدواج کرد. پس آتوسادختر کوروش خواهر ناتنی زرتشت بود.(والتر برونو هنینگ،1365: 1/36)

    با این توصیف رابطه کوروش و زرتشت از این منظر که با یکدیگر در چه حدی خویشاوندی داشته اند روشن می شود. حال باید ببینیم آیا کوروش و زرتشت با یکدیگر هم عقیده بوده اند و یا بر علیه یکدیگر کار انجام می دادند.والتر بونو در ادمه کتاب اینچنین می آورد:

    زرتشت که اساسا سیاستمدار بود، به زودی با مقامات دولتی در افتاد، البته فکر نکنید که ادعای سلطنت داشت، هرچند که طبیعی می نمود این نواده اژی دهاک نقشه بر کناری کوروش و کمبوجیه را بچیند و برای بازگشت سلطنت خاندان ماد که خود سرکرده اش بود، توطئه کند. ولی نه، چنین افکاری اصلا به سرش نمیزد. تنها قصد و نیت این سیاستمدار بهبود وضع کار کشاورزی در ماد بود و یا به عین عبارت می خواست:«به جای زارعان برده، دهقانان آزاد و بیعت کرده را بنشاند» و در راه این هدف با طبقات حکم، زمین داران کلان، اشراف، نجبا و روحانیان به کشمکش افتاد. به هر تقدیر در ری، در شهر زادگاهش، بر او انگ انقلابی زدند و به دادگاهش خواندند ورئیس دادگاه هم اتفاقا کسی جز گئوماته مغ نبود که بعدها سلطنت را غصب کرد و به دستداریوش به قتل رسید. گئوماته زرتشت را به تبعید محکوم کرد و کمبوجیه هم که در آنزمان نائب السلطنه ماد بود بر این حکم صحه نهاد و تمام این اتفاقات در زمان کوروش رخ داد. و زرتشت از این رفتار سخت ناراحت گردید....(همان)

    در اثبات ادعا در بین دو طرف معمولا اگر نظر شخص بی طرفی را به کار ببندیم به عدالت بین آن دو به قضاوت پرداخته ایم. زیرا شخص بی طرف داعیه هیچ یک از طرفین ادعا راندارد. در این متن نیز والتر برونو به روشنی اثبات می کند که رابطه ای که میان کوروش و زرتشت وجود داشته نه تنها رابطه ای دوستانه نبود بلکه کاملا از لحاظ عقائد و رفتار با یکدیگر در تضاد بودند و چنان چه مشاهده کردید در زمان حکومت کوروش زرتشت از مقر حکومتی به زادگاهش تبعید می شود و انگ انقلابی بر او زده می شود. درهمین راستا بناچار مجبوریم این ادعا را بر زبان برانیم که کوروش در مسلکی که زرتشت بنا نهاده بود قدم نگذاشت و در آیین دیگری بود و حتی می توان گفت که تاریخ زندگانی کوروش مقارن با به وجود آمدن دین زرتشتی نبوده است زیرا در زمان قبل از تبعید زرتشت حرفی از دینی که زرتشت نام گرفته باشد به میان نمی آمده. نکته دیگری که میتواند دلیلی باشد بر اثبات خارج بودن کوروش از دین زرتشت وجود مقبره ایشان است.چنان چه در مطالب قبلی اثبات شد زرتشتیان از کفن و دفن مرده در خاک به شدت جلوگیری می کردند و حتی عقاب افراد خاطی که به این کار روی آورده بودند اعدامی با شدت وخشونت حیوانی بوده است. با این حال چطور می شود کوروش نامی که در این زمان بزرگ فرهنگ زرتشتیان نام گرفته بر خلاف اعتقاد راسخشان در خاک دفن شود و برای او مقبره زده شود. اگر کوروش داخل بر دین زرتشت بوده است، نباید در این زمان مقبره ای داشته باشد چنانچه ملاحظه می کنید که از هیچ یک از پادشاهان تاریخ دین زرتشت مقبره ای که منتسب به آنان باشد دیده نمی شود.تمامی این دلایل به اثبات حرف ما صحه می گذارند که کوروش و زرتشت بایکدیگر رابطه ای نداشتند ودین کوروش جدای مسلک زرتشتیان بوده است.به هر ترتیب آنانی که دم ازفرهنگ آریایی می زنند یا باید خود را طرفدار زرتشت بدانند و یا طرفدار کوروش.




    ویرایش توسط منتظر منتقم فاطمه(س) : ۱۳۹۲/۰۵/۲۳ در ساعت ۱۵:۴۰

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14



    حال باید دید که اگر کوروش بر آیین زرتشت نبوده است پس معتقد به چه دینی بوده. آنچه که از قرائن پیداست و علامه طباطبایی در تفسیرالمیزانشان و همچنین آیت الله مکارم شیرازی در تفسیر نمونه آن را به اثبات میرسانند اتصاف واژه ذوالقرنین در آیات قرآن کریم به کوروش است.
    متن زیر از کتاب تفسیر نمونه آیت الله مکارم شیرازی در باره همین موضوع اقتباس شده است:
    در میان نظرهای مختلف نظری که به آیات قرآن وشواهد تاریخی مطابقت بیشتری دارد، این است که ذوالقرنین همان کوروش کبیر پادشاه هخامنشی است. طبق تاریخ کوروش سفرهایی به شرق، غرب و شمال انجام داد که با سفرهایسه گانه ای که در آیات قرآن ذکر شده منطبق است. (نمونه، 1390: 1/542-549)

    نظر مفسران بزرگ شیعی برانطباق آیاتی که داستان ذوالقرنین را بازگو می کنند با تاریخی که در مورد کوروش کبیر وارد شده است، این مطلب را به اثبات می رساند که کوروش از پیامبران الهی بودهاست و خو در راستای گسترش عدل و عدالت در سراسر کره خاکی قدم های بزرگی را برداشت هاست. روش و مسلک تمامی پیامبران ادیان الهی از روز بعثت به نبوت الهی بر همین منشو طریقت بوده و کوروش نیز طبق رسالتی که بر گردن داشته مانند سایر پیامبران در هرجایی از کره خاکی که ظلمی را مشاهده می کرده است به مقابله با آن می پرداخته. اما آیا واقعا این کوروش کبیر همان کوروشی است که در زبان عامه مردم ایران زمین که به دنبال ناسیونالیستی به پیروی از او پرداخته اند، است و یا نه کوروش پیامبر باکوروشی خیالی و متعصبی که اینان به مردم ایران معرفی کرده اند فرق می کند. یکی ازادعاهای که برای بزرگ نشاندن کوروشی که در اذهان این مردم است از لسان اینان خارج می شود پرداختن به رفتار کوروش در فتح بابل است. می گویند وقتی کوروش به بابل واردشد یکی ازخدمتهایی که به مردم آنجا کرد این بوده که:تمام آنان آزاد شدند تا در هردینی که دوست دارند باقی بمانند و این داستان را به عنوان فرهنگ و آزاد اندیشی معرفی می کنند. آیا واقعا اینطور است رهایی یک قومی در جهالت و بت پرستی و کنارگذاشتن بیان حقیقت الهی از طرف شخصی دلیل بر آزاد اندیشی او می شود؟ یا اینکه دلیل بر خیانت آن شخص به آن قوم و ملت ؟چنانچه شهید مطهری در این باره می فرمایند: شمامقایسه‏اى كنید میان كار ابراهیم و همچنین كار رسول اكرم [از یك طرف و كار ملكه یاپادشاه انگلستان از طرف دیگر.] پیغمبر اكرم پس از فتح مكه، به عنوان آزادى عقیده بتها را باقى نگذاشت زیرا این بتها سمبل اسارت فكرى مردم‏اند.
    صدها سال بود كه فكر این مردم اسیر این بتهاى چوبى و فلزى بود كه به خانه كعبه آویخته بودند. تمام اینها را در هم ریخت و واقعا مردم را آزاد كرد. حال شما بیایید این را مقایسه كنید[با این كه‏] ملكه یا پادشاه انگلستان در چند سال پیش در سفرى كه به هندوستان رفته بود وقتى كه مى‏خواست به تماشاى یك بتخانه برود، مردم وقتى مى‏خواستند داخل صحن آن بتخانه شوند كفشهایشان را مى‏كَندند، او هنوز به صحن نرسیده كفشهایش را به احترامكَند و بعد، از همه آن بت‏پرستها مؤدب‏تر در مقابل بتها ایستاد. یك عده هم گفتند ببی نید! ملت روشنفكر چقدر به عقاید مردم احترام مى‏گزارد! نمى‏دانند كه این نیرنگ استعمار است. استعمار مى‏بیند. كه همین بتخانه است كه هند را به زنجیر كشیده و اماستعمارگر كرده. آن، احترام به آزادى نیست، خدمت به استعمار است. ملت هند اگر اززیر بار این خرافات بیرون بیاید باج به انگلیس‏ها نمى‏دهد. یا در گذشته مى‏گفتند ببی نید كوروش چقدر مرد بزرگِ بزرگوارى بوده! كه وقتى به بابِل رفت و آنجا را فتحكرد تمام بتخانه‏ها را محترم شمرد. این كار از نظر یك فاتح كه سیاست استعمارگرىدارد و مى‏خواهد مردم را بفریبد توجیه مى‏شود ولى از نظر بشریت چطور؟ آیا خود جناب كوروش به آن بتها اعتقاد داشت؟ نه. كوروش چه فكر مى‏كرد؟ مى‏گفت این اعتقاد، این مردم را بدبخت كرده یا نه؟ بله. ولى در عین حال دست به تركیب آنها نزد، چرا؟ چونمى‏خواست كه آنها در زنجیر بمانند. این خیانت بود نه خدمت
    .(مطهری،1390: 24/ 123)

    کوروشی که کبیرنام گرفته است اگر واقعا مرتکب چنین عملی شده باشد مطمئنا تنها به دنبال قدرت وسلطه طلبی در سطح ممالک بوده، نه به دنبال آزادی اجتماعی و شخصی مردمان چنانچه رهاکردن یک قومی در اعتقادات پوچ و بی اساس و به زنجیر کشیدن افکارشان در راه گمراهی به عنوان اینکه ما افرادی هستیم آزادی طلب یعنی دربند کردن امتی در هیچی و پوچی.پسچه جای افتخار است که مردم ایران به همچون کوروشی بنازند و افتخاراتشان را از اوبدانند اگر بزرگ مرد فرهنگ قومی اینچنین خصوصیاتی داشته است وای به حال آن قوم وآموزه هایش که مطمئنا در سطح پایین تری از بزگ مردشان تفکر می کنند.
    آری اگر کوروش کبیر همانکوروشی است که اینان تعریف می کنند ذره ای هم در مقام کبیری نیست بلکه به جرات میتوان گفت با این اوصاف واژه صغیر صفت خوبی است برای ذات مرحومش و اگر کوروش همانکوروشی است که قرآن و تفاسیر شیعه او را تعریف می کنند دیگر هیچ جای سخنی نیست که کورش نیز از پیامبران الهی بوده و خود تسلیم در برابر امر حضرت اله و در تمام مقاطع زندگی اش در راستای توسعه فرهنگ یگانه پرستی، مانند دیگر پیامبران تلاش میکرده استو بدیهی است که خاتم النبیین محمد مصطفی، که خود سرور تمام عالمیان وآخرین فرستاده خداوند است و بافضیلت ترین پیغمبران است. از این رو بدیهی است که ٱقا و سرور کوروش نیز محسوب می شود.
    ویرایش توسط منتظر منتقم فاطمه(س) : ۱۳۹۲/۰۵/۲۳ در ساعت ۱۵:۵۳

  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14



    جشن تولد وزرات خارجه آمریکا براي كوروش

    به گزارش جهان به نقل ازندای انقلاب، وزارت امور خارجه آمریکا در بیانیه ای تامل برانگیز، خبر از بزرگداشت کوروش هخامنشی در سالروز فتح بابل، داد.

    به نوشته برخیرسانه های ضد انقلاب در بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا آورده شده «امپراتوری های باستانی ازمیان رفته اند، اما برای یک امپراتور- کوروش کبیر- ۲۶۰۰ سال بعد از مرگ او هنوز جشن تولد برگزار می شود. جشنتولد بین المللی برای کوروش- در ۲۹ اکتبر - که درواقع سالروز ورود او به بابِل است- برپا می گردد

    در بخش دیگری ازبیانیه منتسب به وزارت امور خارجه آمریکا آمده است: امروز هنوز او را به خاطرارزشهای اعلام شده بر روی این استوانۀ گلی که در ۱۸۷۹ یافت شده، بزرگ می دارند. این استوانه یاد بودی از تصرف بابل است و فرمان های کوروش برای مجاز داشتن آزادی مذهبی و ممنوع ساختن بردگی برآن ثبت شده است.

    پیش از پیروزی انقلاب نیز شوایرانیسم پهلوی ها، با محوریت کوروش هخامنشی،ابراز ارادت این خانواده به صهیونیسم جهانی تفسیر می شد. به طوریکه باستان گراییدر جشن های به اصطلاح ۲۵۰۰ سالگی شاهنشاهی درایران، به وضوح قابل مشاهده بود.

    برگزاری بزرگداشتی به نام کوروش را نه صرف گمانه زنی های تاریخی درباره وی؛ بلکه برای بزرگداشت رهایی یهودیان از بابل برگزار می کند.

    ویرایش توسط منتظر منتقم فاطمه(س) : ۱۳۹۲/۰۵/۲۳ در ساعت ۱۵:۵۷

  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    462
    تشکر:
    1
    حضور
    11 روز 21 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    14



    منشور حقوق بشر کوروش
    منشور خشتی حقوق بشرکوروش: به عنوان نخستین منشور حقوق بشر شناخته می‌شود و در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل آن را به شش زبان رسمی سازمان منتشر کرد. بدلی از این منشور در مقر سازمان ملل متحد در شهر نیویورک نگهداری می‌شود.با این حال این منشورمورد اعتراض قرار گرفته است و نامگذاری این استوانه را به این نام به حکومت پهلوینسبت می دهند. و کلاوس گالاس (Klaus Gallas) متخصص تاریخ هنر به ناهمخوانی‌هاییدر این منشور اشاره دارد. و معتقد است: "سازمان ملل یک خطای بزرگ مرتکب شدهاست." پرفسور امیلی کورت از محققان تاریخ خاورمیانه به وجود دروغ‌های بزرگیدر این منشور که کوروش برای توجیه فتح بابل بکار برده، اشاره می‌کند. بروس لینکلن به چهار قیام مردم بابل بر علیه حکومت پارس‌ها اشاره کرده و ماهیت اینمنشور را زیر سؤال می برد.تشکیک و تردید در ترجمهمتن منشور نیز بر این بدگمانی ها سایه افکنده است به طوری که نسخه‌های جعلی بسیاریاز ترجمه این منشور موجود است.دستور کوروش، شرح وقایع ودستورات وی روی یک لوح استوانه‌ای سفالین نگاشته شد و در معبد مردوک قرار گرفت. اما جای سوال اینجاست کهچرا امپراطور بزرگ و فهیمی همچون کوروش متن تاریخی خود را بر مشتی خشت می نگارد تابرای آیندگان به یادگار ماند؟! آیا او بهیاد ندارد که چنین کتیبه خشتی هرگز از گزند آب و باد در امان نخواهد ماند؟!آیا با توجه به تردید هاو تشکیک های فوق این بدگمانی حاصل نمی شود که شاید دست هایی در ساخت این لوحاستوانه ای گلی به عنوان متن اولیه حقوق بشر و انتساب آن به کوروش در کار است. چیزیکه تازگی ندارد و حداقل برای برخی از برماند های تاریخی ما اتفاق افتاده است؟!! ازجعل متن حکاکی شده بر کعبه زردشت تا سرقت هزاران الواح گلی و آثار باستانی دیگر.آیا نقش کابالیسم و یهودرا در تیتر ساختن این متن می توان نادیده گرفت؟ چرا که کوروش "قوم یهود را نیز از اسارت و بیگاری در بابل آزاد کرد. در تمجید و بزرگداشتکوروش و در باره فرمان کوروش مبنی بر آزادی یهودیان، در باب‌های گوناگون عزرا و اشعیا در کتاب تورات (عهد عتیق) آمده است: "خداوندروح کوروش پادشاه فارس را برانگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی صادر کند وبنویسد کوروش پادشاه فارس چنین می‌فرماید که یهوه خدای آسمان مرا چنین امرفرموده است که خانه‌ای برای او که در اورشلیم که در یهودا است، بنا نمایم. پس همگیبرخاسته و روان شدند تا خانه خداوند را بنا نمایند. و کوروش پادشاه، ظروف خانهخداوند را که نبوکدنصر (بخت‌النصر) آنها را از اورشلیمآورده و در خانه خود گذاشته بود، بیرون آورد و به رئیس یهودیان سپرد".متن منشور حقوق بشر کوروشبه عبارت غربی یکی از بزرگترین نشانه‌های روحیهٔ بردباری در فرهنگ جهانی است. و یابه عبارت دقیقتر نماد کاملی است از فرهنگ منحط لیبرالیسم که تحت عنوان حقوق بشر ازآن بهره برداری می شود.اکنون بدونتمامی این بدگمانی ها، مفاد و متن منشور خشتی منتسب به کوروش دقیقا"حقوق بشر" مورد نظر غربی را تایید میکند: در این متن آمده است که" کوروش پس از تسخیر بابل، در بابل بر تخت پادشاهینشست کرد و ادیان بومی را آزاد اعلام کرد. برای جلب محبت مردم میانرودان (بین‌النهرینمردوک که بزرگترین خدای بابل بود را به رسمیت شناخته،او را نیایش کرد و سپاس گفت." این دقیقا همان روشو سیاست کابالیسم و شیطان در برابر انبیا الهی است. هر نوع پرستش و هر آئینی رامجاز اعلام می دارد و حتی خود در پیشگاه بت بابلیان مردوک (بعل،ابلیسک) این بزرگ بت تاریخ بت پرستی و کابالیسم به خاک می افتد و او رانیایش می کند!منشور خشتی کوروش در مقرسازمان ملل متحد و کتبیه نقش بربسته بر سر در سازمان ملل "بنی آدم اعضاییکدیگرند" از سعدی و هر دو از ایران زمین هستند.با این حال یکی از طنزهای بزرگ تاریخ آنهم با حروف بزرگ خود نمایی می کند سو استفاده از مفاد ایرانی برعلیه ایران است. و این چیزی است که مخترع مکتب ایرانی!! با تمام آگاهی بر آن، آنرا در راستای تفکرات کابالیسم و ایجاد خط فکری جدید در ایران به نمایش گذاشت. با این حال هر ایرانی مفتخر است که مخالف حقوقبشر از نوع غربی است. آنچه هر ایرانی بر آن پایبند است "حقوق انسانیاست" نه "حقوق بشر". حقوق بشری که بنیان خانواده اش متلاشی وفرزندانش فاقد شناسنامه خانوادگی است. قماربازان در کازینوها و ومردانش در بارهامست و لاقید و روسپی ها و همجنس بازان در معابر شهر های سنگی و عظیم آن آزادند.

صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود