صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خسته شدم...

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    269
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 روز 15 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خسته شدم...




    دوستان حرفی که می‌خوام بزنم حرف دل خیلی از هم سالامه
    وقتی تو خیابون راه می‌ری یه عده جوون رو می‌بینی که تیپ‌های خیلی بدی دارن و راه می‌رن و خودنمایی می‌کنن و تو هم تو دلت بهشون لعنت می‌فرستی که آخه به تو هم جوون؟؟؟
    ولی وقتی نگاه می‌کنی می‌گی شاید حق داشته باشن...
    همه که مثل من نیستن که گوشه‌ی خونه بشینن و نیان بیرون و ...
    همه مثل من نیستن که برن مسجد و برگردن خونه...
    همه که مثل من نیستن که بگن خدایا شکرت حداقل سلامتی و خانواده‌ی خوب (و یه خط اینترنت ) بهم دادی....

    ولی وقتی نگاه می‌کنم به خودم می‌گم شاید من غیر طبیعی‌م...
    شاید درست اونی باشه که اونا دارن می‌کنن و من دارم اشتباه می‌کنم...
    شاید....

    آخه بابا منم ۲۶ سال از عمرم می‌گذره کلی درس خوندم...
    دانشگاه دولتی خیر سرم قبول شدم...
    الان چند ساله که فارغ‌التحصیل شدم...
    الان چند ساله که جزء آدم حسابم نمی‌کنن...
    الان چند ساله که بیمه ندارم ...
    الان چند ساله که کار ندارم...
    الان چند ساله که گوشه‌ی خونه کز کردم...
    الان چند ساله که دارم آزمون استخدامی شرکت می‌کنم و تو هر کدومش تا یه مرحله‌ای پیش می‌رم و بعدشم ردم می‌کنن...
    الان چند ساله که هر جا می‌رم و به صورت قراردادی کار می‌کنم یا پولمو می‌خورن یا نصفه نیمه میدن و آخرشم کسی نیست و جایی نیست از حقم دفاع کنه...
    الان...
    الان چند ساله که نه هدفی دارم برای ادامه زندگی و نه برنامه‌ای...
    نه کاری...
    نه ازدواجی...
    نه....
    دیگه دارم دیوونه می‌شم...
    دارم یواش یواش کم میارم...
    زندگی برام یه دست شده....
    زندگی برام تکراری شده دیگه...

    چی بگم؟؟؟
    چی‌کار کنم؟؟؟

    دیگه حتی حس زندگی کردنم ندارم...
    دیگه حتی وقت غروب‌های دلتنگ و طولانی آخر تابستون می‌شه از دلتنگی و بی هدفی دارم دق می‌کنم...
    چی کار کنم؟کیه که به دادم برسه؟
    کیه که حرف دلش اینایی باشه که من زدم؟



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    698
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    2



    با نام و یاد دوست




    خسته شدم...





    کارشناس بحث: استاد امیدوار



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    918
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    38 روز 14 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    101



    من با حرف شما موافقم زندگی خیلی سخت و دلگیر شده قدیما دختر و جنس مونث فقط تو خونه بود و هر چی بود همون خونه بود و بس, از غریبه ای تحمل نمیکرد حالا چی ؟ زندگی به هیچ کس رحم نمیکنه نه دخترش نه پسرش, دردا زیاد شده پدر و مادرای ما چه خون دل هایی که نخوردند تا بتونند ما رو دانشگاه بفرستند حتی همون دانشگاه دولتی , اون زمونا کنکور اژدهایی بزرگ برای جوونها محسوب میشد از 5 - 6 ماه قبل کنکور تو یه اتاق خودمونو حبس میکردیم و فقط و فقط درس میخوندیم تا زحمتهای پدر و مادرا هدر نره و افتخار کنن بهمون که قددرانشون هستیم , تو این چند سال وضع کنکور خیلی بهتر شده نه جوونا مثل ماها غصه کنکور رو میخورند نه والینشون چرا؟
    چون سختی کنکور دیگه وجود نداره ظرفیت ها بالا رفته و اکثرشون وارد دانشگاه میشند نه تار مویی از خودشون سفید میشه نه پدرومادرشون (البته در مقایسه با دهه خودمون میگم) اونوقت با اون بدبختی رفتیم درس خوندیم دور از خانواده تو شهر غریب, اون زمونای ما موبایل هنوز باب نشده بود و خاواده ها مثل امروزه از حال هرلحظه فرزندشون مطلع نبودند بعد لیسانس گرفتیم اومدیم به امید کار ولی کار نبود هرجا رفتیم یا گفتند کار نیست یا گفتند تو دختری ما مرد لازم داریم(البته ناگفته نماند که این حرف بهانه ست و اگه مرد هم بود (نظیر کاربر محترمsoa )بازهم یه بهانه دیگه می آوردند) (گرچه خودم مشغول به کار بودم به صورت قراردادی ولی اون کار نبود چون زود از دستش دادم) ناامید از همه جا وقتی میبینی کار نیست جوون به خودش میگه خودتو دوباره آماده کن واسه غربت, خودتو دوباره آماده کن تا بری درس بخونی که شاید تو جامعه بهت بها بدند و جزء آدمها حسابت کنند دوباره غم وجودتو میگیره از این که تنها بری تو یه شهر غریب , نه پدری نه مادری نه کسی و دوباره خودتو بسازی تا قوی بار بیای , دوباره مدرک بالاتر میگیری میای میگن تو که تا اینجا خوندی برو واسه دکترام بخون بیا فقط انگار دکترا خوندن خونه خاله ست و همین پشت دیواره راحت و بی دغدغه , انگار فقط خودشون باید از وجود عزیزانشون بهره ببرند ما به صرف جوان امروز بودم محکومیم محکوم به دوری محکوم به غصه خوردن محکوم به نابودی در تنهایی, نمیدونم اگه مسئولین کشوری خودشون به جای ما بودند باز هم اینجوری نسخه میپیچیدند؟؟!! این درد من نیست درد هزاران جوون تحصیلکرده و بیکار هست که در اوج جوونی دلشون پیره , در اوج جوونی تعداد موهای سفید سرشون شمردنی شده ولی دریغ.................دریغ از درک کردن , دریغ از اینکه یکی بفهمه تو هنوز 30 سالت نشده که مثل یه ادم 50 ساله بی حوصله شدی و قدرت انجام کاری رو نداری این وسط اگه شانس بیاریم و به هر شکلی و به صورت هر نوع قرار دادی رفتیم یه جا مشغول شدیم که خوب ولی وای اگر باز هم کار نباشد اینجاست که جوون دلش میمیره نه ازدواج میخواد نه زندگی شاید حتی مرگ رو واسه خودش آرزو کنه که چرا بد شانسه
    ببخشید طولانی شد به امید روزی که تحولی اساسی در زندگی همه جوونها صورت بگیره
    به امید روزی که مسئولین ما جوونها رو ببینند

    ویرایش توسط asieh : ۱۳۹۲/۰۶/۰۶ در ساعت ۱۵:۴۷


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    269
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 روز 15 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    متولد دهه ۶۰ی ها محکومن به مرگ...
    نسل سوخته...
    نسل بدبخت بیچاره که سرمایه دارا به چشم برده بهشون نگاه می‌کنن و مسئولین به چشم یه مشت جوون خام بی عرضه‌ی بی تجربه...
    اون وقت میان و به یه نفر ۶ تا مسئولیت اونم «با حفظ سمت‌هـــــــــــــــــــ ـــــــــای قبلی»بهش می‌ده...
    کسایی رو میارن سر کار که میانگین سنی‌شون بالای ۶۲ ساله...

    من یکی خودم هیچ کدومشون،اونایی رو که در حق ما جوونا ظلم می‌کنن و از ماها پله‌ی ترقی می‌سازن و می‌رن بالا حلال نمی‌کنم.
    خدا از سر اونایی نگذره که فقط به فکر خودشون و کسب مال و جاه و مقام و قدرت دنیاییشونن...

    ما کشوری داریم که ۱ درصد منابع دنیا توشه،کشوری که حکومت شیعه با خون این همه جوون اومده سرکار و باید افتخار و امید امام زمان باشه...
    ولی واقعا این‌جوریه؟یا این کشور شده یه لکه‌ی ننگ برای امام زمان؟یا شده یه تشت خون برای امام زمان که فقط وقتی به یادش می‌افته ناراحت می‌شه و خون گریه می‌کنه؟
    واقعا کشوری با مقام اول منابع گاز جهان،این همه منابع نفتی این همه معدن مس و آلومینیوم و ... دیگه چی کم داریم که این همه فساد و فقر و بدبختی و سیاه بختی و جوونای پیر و ناامید تو کشورمون موج می‌زنه؟


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    2,072
    صلوات
    25000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    61 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خسته شدم...
    خدایا دلم شهادت میخواهد...
    مردن رو که همه بلدن...

    کمکم کن طوری زندگی کنم که لایق باشم...


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    2,072
    صلوات
    25000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    61 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط soa نمایش پست
    کیه که حرف دلش اینایی باشه که من زدم؟
    آدم ک زیاده.............اما خب یه حس دلگرمی که همه دارند اینه که همه اینجورین.............

    گرتوپارتی داشتی کارداشتی(اینجوری جوونای تحصیل کرده میتونن برن سره کار)-طرف فوق لیسانسه شیمی کاربردی از دانشگاه ملی(هم کارشناسی وهم ارشدبارتبه800-تویکی ازشهرای قطب شیمی)حالا میدونین چیکار میکنه.....هیچی دست به دعا وهروز میره میره اینورواونور-اماکو کار........حالا میخوادبسلامتی بره دکترا بگیره بذاره کناره مدرکای دیگش...........چ شود....................پسره دوست بابام دیپلمه داره تر پتروشیمی میباشد-این بنده خدا هم اینجور-پسره دوست مامان کارشناسی برق داره -ازشدت بیکاری رفت بوتیک زد-به یک ماه نکشید بستش.....خب دیگهفک کنم بسه.........الا قشر باسوادما شدن دست فروش و.... اما بقیه...........

    یامهدی ادرکنی..........

    یاعلی
    ویرایش توسط راهیان عشق : ۱۳۹۲/۰۶/۰۸ در ساعت ۱۶:۱۱
    خدایا دلم شهادت میخواهد...
    مردن رو که همه بلدن...

    کمکم کن طوری زندگی کنم که لایق باشم...


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    269
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 روز 15 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عکسای واقعا با معنایی میذارین
    خیلی قشنگه و واقعا همه چی رو تو یه نگاه می‌گه



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    269
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    18 روز 15 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حالا بماند که فلان فامیلمون مهندس الکترونیکه و با همت باباش رفت یه لوازم‌التحریر گرفت زد...
    اون یکی بنده خدا از شدت بیکاری زده بود به سرش که بره میوه فروشی باز کنه(اونم با مدرک مهندسی برق!!!)
    ....
    این قبلی
    چیزا خیلی زیاده....


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,279
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 روز 4 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    4
    گالری
    98



    سلام علیکم.
    بعضی از حرف های دوستان درست است و بعضی هاش واقعا سیاه نمایی ( به دلیل ناراحتی و فشار های وارده) است. به نظرم عامل های مهمی دست به دست هم داده اند اما ما فقط شغل و مدرک و.. را میبینیم. در مورد این صحبت ها در سایت زیاد بحث کرده ام. صدامونم از جای گرم بلند نمیشه. ما هم مثل شما این مشکلات رو داریم. ولی اینجور نا امیدانه صحبت کردن و حتی یه تاپیک در موردش حرف زدن رو زیاد مثبت نمیدونم. به هر حال گفتم خالی از لطف نباشه این سخنرانی رو بخونید.خداوند انشالله مشکلات دوستان و همه گرفتاران را حل کند.


    ================================================== ==================


    توجه به رنج باعث دوری از راحت‌طلبی است
    / مشکل اصلی جوان در مبارزه با نفس، راحت‌طلبی است/ تن‌پروری، باعث مرگ آرام و بی‌صدای روح انسان می‌شود/ تقوی بر روی راحت‌طلبی استوار نمی‌شود/ تفاوت کوهنوردی و فوتبال در کاهش راحت‌طلبی/ علاقه به سختی کشیدن، علامت عاشق



    فواید توجه به رنج در حیات بشر چیست؟



    • در 8 جلسه اول به مبانی و اصولی توجه کردیم که در نتیجه تبعیت از آن‌ها به مسیر مبارزه با نفس به عنوان «تنها مسیر» رسیدیم. در 3 جلسه اخیر نیز بیشتر به این موضوع توجه کردیم که چرا باید از رنج صحبت کرد. در جلسه قبل در مورد برخی از فواید و ضرورت‌های توجه گفتگو کردیم. در این جلسه از جهت دیگری، اهمیت رنج و فایده آن را بررسی می‌کنیم.


    1. توجه به رنج مانع خیال‌پردازی می‌شود



    • توجه به رنج، مانع خیال‌پردازی می‌شود. چون انسان طبیعتاً آرزو تولید می‌کند و تنها راه خارج کردن انسان از این خیال‌پردازی‌ها و تولید آرزوها، این است که انسان واقعیت و حقیقت رنج را درک نماید.


    2. توجه به رنج باعث افزایش «شکرگزاری» و «صبر» انسان می‌شود



    • توجه به رنج، باعث افزایش شکر می‌شود که این شکر، نتیجۀ درک صحیح از جایگاه رنج در حیات است. کسی که اصل را با راحتی و نعمت ببیند، وظیفه‌ای برای تشکر احساس نمی‌کند. اما اگر بدانی که این نعمت‌ها در دنیایی به تو رسیده که واقعیت دنیا همراه با سختی است و اساساً این دنیا جای سختی بوده است، عمیقاً از نعمت‌هایی که داری شاکر خواهی بود.
    • فایده دیگر توجه به رنج این است که صبر و تحمل انسان را بالا می‌رود.


    3. توجه به رنج باعث درک جایگاه دین می‌شود/ اگر دنیا را محل لذت ببینی، دین را محل رنج خواهی یافت



    • توجه به رنج، جایگاه دین را بهتر ترسیم می‌کند. وقتی کسی درک کرد که در این دنیا، اصل با رنج بردن است، دین را به عنوان راه کاهش رنج‌ها، به راحتی خواهد پذیرفت. هر قدر دنیا را بیشتر با رنج‌ها همراه ببینی، دین را لذت بخش‌تر می‌بینی؛ اگر دنیا را محل لذت ببینی، دین را محل رنج خواهی یافت. اگر به رنج دنیا نگاه نکنی، رابطه‌ات با دین خراب می‌شود.


    نقش مادرها در برقراری ارتباط درست فرزندان با مسألۀ «رنج» و فرار نکردن از آن



    • رنج‌های انتخابی و غیرانتخابی هر دو دارای آثار تربیتی بالایی هستند که تا حدی اشاره کردیم. مثلاً برای درک محبت خدا و لطف‌هایی که در حق تو داشته، باید بفهمی که تو چه نسبتی با رنج‌ها داشته‌ای و قرار بوده که چقدر رنج بکشی، اما خدا این همه محبت و راحتی داده است.
    • رنج از جهات مختلف دارای آثار تربیتی بسیار زیادی است؛ البته به هنگام تربیت و انتقال مفاهیم مربوط به رنج باید با مهربانی و لطافت برخورد کرد. مانند پرستاری که هم به کار مداوا و رسیدگی به بیمار مشغول است و هم به او روحیه می‌دهد. مادران در آشناکردن فرزندان با مفهوم رنج و ضرورت رنج کشیدن در زندگی و حیات دنیا، نقش فوق‌العاده‌ای دارند. در واقع از اولین سنین خردسالی است که فرزند درد و رنج را احساس می‌کند ولی جهت دادن آن به عهده والدین و به خصوص مادر است. از برخورد مادر است که فرزند ارتباط درستی با رنج پیدا می‌کند و از آن گریزان نمی‌شود. یکی از وجوه برخورد خوب این است که مادر رنج را تلخ‌تر نکند، بلکه ضمن اینکه با مهربانی بگوید که رنج طبیعی و همیشگی استر، آن را به یک رنج شیرین تبدیل کند.


    4. توجه به رنج باعث دوری از راحت‌طلبی است/ مشکل اصلی جوان در مسیر مبارزه بانفس، راحت‌طلبی است



    • انسان راحت‌طلب است و راحت‌طلبی «اولین» وجه حب‌الدنیا است که یقۀ انسان را می‌گیرد. جوان، مقام‌طلب، ثروت‌طلب، ریاکار و متظاهر نیست؛ بلکه در مقابل، صفات خوبی مانند عدالت‌گرایی و آرمان‌گرایی دارد ولی مشکل اصلی جوان این است که راحت‌طلب است، و از همین راحت‌طلبی است که شهوت‌طلبی مطرح می‌شود. راحت‌طلبی اولین بیماری است. اول راحت‌طلبی است، بعد لذت‌طلبی و شهوت‌طلبی.
    • مشکل اول این است که جوان حال ندارد تکان بخورد، یا حال ندارد خودش را جمع و جور کند. وضعیت فعلی برخی از جوانان، حکایت از یک راحت‌طلبی فزاینده دارد. در مبارزه با نفس باید با چیزهایی مبارزه کرد که انسان را از مسیر خارج می‌کند و راحت‌طلبی نقش بالایی در خارج شدن از مسیر دارد.


    راحت‌طلبی باعث می‌شود رنج را فراموش کنیم/ راحت‌طلبی به ما اجازه حرکت نمی‌دهد



    • راحت‌طلبی باعث می‌شود که خیال‌پردازی هم ایجاد شود و جوان خیال کند دنیای ما، دنیایی بی‌رنج است و در آن می‌توان راحت بود. راحت‌طلبی باعث می‌شود رنج را فراموش کنیم. راحت‌طلبی اجازه نمی‌دهد راهبرد رنج، کار خودش را انجام دهد. راحت‌طلبی به ما اجازه حرکت نمی‌دهد، راحت‌طلبی اجازه نمی‌دهد که با دین ارتباط برقرار کنیم.
    • حضرت علی(ع) می‌فرمایند: «ثواب عمل به اندازه مشقتی است که برای انجام عمل کشیده‌ای؛ ثَوَابُ ‏الْعَمَلِ ‏عَلَى ‏قَدْرِ الْمَشَقَّةِ فِیهِ»(غرر الحکم/ص333/حدیث5).
    • گاهی جوان‌ها می‌گویند الحمدلله ما حب‌الدنیا نداریم. در حالی‌که توجه ندارد که راحت‌طلبی یکی از شعبات حب‌الدنیا است. درواقع راحت‌طلبی اولین جلوۀ حب‌الدنیا است.


    در دنیا باید مثل یک چریک بود/ حب راحت، از مصادیق حب‌الدنیا است



    • حب راحت، یکی از مصادیق حب‌الدنیا است. راحت‌طلبی نوعی دنیاطلبی است در حالی که در دنیا باید مثل یک چریک بود. در دوران دفاع مقدس که رزمنده‌ها گاهی به مرخصی می‌آمدند، نمی‌توانستند روی تشک بخوابند؛ نه اینکه بخواهند با این کار یاد سنگرهای نورانی جبهه را زنده کرده باشند، بلکه حرفشان بیشتر این بود که: وقتی راحت‌تر هستم، دلم می‌گیرد. رزمندگان می‌فهمیدند و لمس می‌کردند که بیکاری و راحت بودن، بد است و از آن احساس کراهت می‌کردند و علی‌رغم فشارهای سنگین جسمانی که در صبح‌گاه‌ها، رزم شبانه و آموزش‌ها وجود داشت، رزمندگان وقت بیکاری خود را به بهترین نحو استفاده می‌کردند و اهل راحت‌طلبی نبودند.


    تن‌پروری، باعث مرگ آرام و بی‌صدای روح انسان می‌شود/ شهوترانی در راحت‌طلبی کاشته می‌شود



    • تن‌پروری یک بیماری است و نوعی مرگ خاموش به روح انسان می‌دهد. مانند هنگامی که شیر گاز باز مانده باشد یا دودکش بخاری خراب شده باشد، بعد گاز در اتاق منتشر می‌شود؛ در این حال کسی که خواب است متوجه نمی‌شود در حال مرگ است و آرام آرام می‌میرد. تن‌پروری هم آرام و بی‌صدا باعث مرگ روح انسان می‌شود.
    • قبل از اینکه شهوترانی مطرح باشد، این حب راحت است که یقه انسان را می‌گیرد. شهوترانی مانند حرکت با سرعت بالا در یک پیچ بسیار خطرناک است که وقتی ماشین به پیچ رسید، تذکر دادن به راننده برای کم‌کردن سرعت، فایده‌ای ندارد. تذکر دادن باید قبل از رسیدن به این پیچ انجام می‌شد و حب راحت و راحت‌طلبی، مکان این تذکر است. جایی که جوان گرایش به راحت‌طلبی پیدا کرده بود، باید به او تذکر می‌دادی و از قبل، مانع فساد او می‌شدی. در راحت‌طلبی است که شهوترانی کاشته شده است.


    کوهنوردی گروهی تأثیر خوبی بر کاهش راحت‌طلبی جوانان دارد/تفاوت کوهنوردی و فوتبال در کاهش راحت‌طلبی



    • اگر نمونه‌ها و مصادیق راحت‌طلبی در وجود کسی زیاد شود، او دیگر خیلی از آدم بودن فاصله می‌گیرد. یکی از کارهایی که تأثیر خوبی بر کاهش راحت‌طلبی جوانان دارد، کوهنوردی گروهی است. کوهنوردی مانند فوتبال نیست که هیجان گل زدن تو را به حرکت وادار کند. در کوهنوردی گروهی است که وقتی خسته می‌شوی نمی‌توانی هر جایی خسته شدی و دلت خواست، به استراحت بپردازی چون از گروه جا می‌مانی. در کوهنوردی گروهی ارزش وقت را درک می‌کنی، چون اگر به اندازه یک باز و بسته کردن بند کفش از گروه عقب بیفتی، تقریباً قابل جبران نخواهد بود. ولی در زندگی شهری ارزش وقت‌های بسیاری که در اثر راحت‌طلبی از بین می‌رود را نمی‌توان فهمید. کوهنوردی باعث می‌شود لذت بیشتری از نعمت‌ها ببری و سالم‌تر باشی. کسی که عادت کرده روی مبل بنشیند، زودتر مریض می‌شود ولی کسی که اهل کوهنوردی و اهل سختی‌ها باشد، از نشستن روی تخته سنگ، لذت بیشتری می‌برد و سالم هم زندگی می‌کند.


    تقوی بر روی راحت‌طلبی استوار نمی‌شود / پایۀ تقوی دوری از راحت‌طلبی است



    • راحت‌طلبی، بیماری بدی است که دوری از این بیماری، پایه اصلی تقوی حساب می‌شود. تقوی بر روی راحت‌طلبی استوار نمی‌شود. کسی که راحت‌طلب است، معنای دوری از نگاه حرام را درک نمی‌کند و می‌پرسد چرا من نباید نگاه حرام داشته باشم؟ اگر مواظب راحت‌طلبی نباشیم، نگاه غالب ما نسبت به دنیا و حیات، بر اساس راحت‌طلبی خواهد بود.


    5. طلب «رنج» شاخص عشق به خداست/ عشق به خدا انسان را به رنج می‌خواند/ دل غافل از خدا، راحت‌طلب است



    • در روایتی از حضرت علی(ع) نقل شده است: «دل انسان خدادوست، رنج و سختى در راه خدا را بسیار دوست دارد و دل غافل از خدا، راحت‌طلب است. پس، اى فرزند آدم! گمان نکن که بى‌رنج و سختى، به مقام بلند نیکوکارى خواهی رسید؛ زیرا که حق، سنگین و تلخ است و باطل سبک و شیرین است؛ القَلبُ المُحِبُّ للّه ِ یُحِبُّ کثیرا النَّصَبَ للّه، و القلبُ اللاّهی عنِ اللّه ِ یُحِبُّ الرّاحةَ ، فلا تَظُنُّ ـ یا بنَ آدمَ ـ أنّکَ تُدرِکُ رِفْعَةَ البِرِّ بغَیرِ مَشَقّةٍ ، فإنَّ الحقَّ ثَقیلٌ مُرٌّ وَ الْبَاطِلَ خَفِیفٌ حُلْوٌ وَنِی‏» (مجموعۀ ورام/2/87)
    • چرا کسی که عاشق خدا است، دوست دارد بیشتر سختی بکشد؟ چرا امام سجاد(ع) به دفعات پای پیاده به زیارت خانه خدا می‌رفتند؟ چرا یکی از با فضیلت‌ترین کارها، پیاده روی برای زیارت است؟ چرا به کسی که پیاده به زیارت امام حسین(ع) رفته وعده داده می‌شود که از ابتداء عمل را شروع کن چون تمام گناهان گذشته‏ات آمرزیده شد؟ امام صادق(ع) فرمودند: کسى که از منزلش بیرون آید و قصدش زیارت قبر حضرت امام حسین(ع) باشد اگر با پای پیاده برود خداوند به هر قدمى که برمى‏دارد یک حسنه برایش می‌نویسد و یک گناه از او محو مى‏کند ... تا وقتى که مراسم و اعمال زیارت را به پایان برساند که در این هنگام او را از فائزین قرار می‌دهد و وقتی خواست برگردد فرشته‏اى نزد او می‌آید و مى‏گوید: رسول خدا(ص) به تو سلام رسانده و مى‏فرماید: از ابتداء عمل را شروع کن، تمام گناهان گذشته‏ات آمرزیده شد. (‏مَنْ خَرَجَ مِنْ مَنْزِلِهِ یُرِیدُ زِیَارَةَ قَبْرِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ص إِنْ کَانَ مَاشِیاً کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَیِّئَةً ... أَتَاهُ مَلَکٌ فَقَالَ إِنَّ رَسُولَ‏ اللَّهِ ص یُقْرِؤُکَ السَّلَامَ وَ یَقُولُ لَکَ اسْتَأْنِفِ‏ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَکَ مَا مَضَى؛ کامل الزیارات/ص132)


    ارتباط رنج‌های زندگی با عشق به خدا چیست؟/ در ذات محبت عبد به مولا، رنج و سختی وجود دارد



    • ارتباط رنج‌ها و سختی‌های زندگی با عشق به خدا چیست؟ واقعش این است که محبت عبد به مولا غیر از محبت‌های دیگر مثل محبت بین زن و شوهر یا محبت بین دو رفیق یا دو برادر است. در ذات محبت عبد به مولا، سختی وجود دارد.
    • محبت مادر به فرزند به راحتی بروز داده می‌شود و تمام می‌شود. مانند علاقه به غذا که با خوردن غذا تمام می‌شود. ولی عشق به خدا اینطور نیست. هر کس علاقه بیشتری به خدا دارد، باید سختی بیشتری کشیده باشد. چون «هر که در این بزم مقرب‌تر است، جام بلا بیشترش می‌دهند». در اینجا رابطه عاشق و معشوق طوری است که اگر عاشق سختی نداشته باشد، ناراحت می‌شود.


    عاشق خدا دوست دارد در راه خدا رنج و سختی بکشد/ علاقه به سختی کشیدن، علامت عاشق است



    • اگر شما در خیمه امام زمان(عج) باشید و حضرت کارهای مختلفی را به یارانشان بسپارند ولی به شما دستوری ندهند و کاری از شما نخواهند، دلگیر می‌شوید. دوست دارید حضرت به شما هم دستوری بدهند که فلانی! برو این کار را انجام بده. اگر به انتخاب خودتان باشد، کار دشوارتر را انتخاب می‌کنید، چون دوست دارید رنج و سختی بیشتری برای حضرت متحمل شوید. رابطه با خدا هم همینطور است، عاشق خدا دوست دارد، در راه خدا رنج و سختی بکشد. علاقه به سختی کشیدن، علامت عاشق است. این رنج‌ها را در نوع دستورات معشوق هم می‌توان دید. مثلاً نماز شب را در آخر شب قرار داده است. وقتی که همه خواب‌اند، باید بیدار شد و نماز شب خواند. این دستور علی‌رغم رنجی که دارد، لطف خدا به عاشقان است. عاشقان خدا دوست دارند رنجی را که خدا دستورش داده است، پذیرا باشند. این رنج، برای آنها لذت هم دارد، خدا بلافاصله اجرشان را می‌دهد و در همان نیمه‌شب لذتی می‌برند که افرادی که خواب هستند، چنین لذتی نمی‌برند. در کربلا هم از روی تعداد زخم‌ها و میزان قطعه‌قطعه شدن بدن‌ها می‌شد فهمید چه کسانی بیشتر عاشق خدا بوده‌اند...



    برای گوش کردن فایل صوتی : کلیک

    برای دیدن مطالب کامل: +


    ویرایش توسط .:MOBAREZ:. : ۱۳۹۲/۰۶/۱۰ در ساعت ۱۵:۳۱
    امام خمینی (ره) :

    ما میگوییم تا شرک و کفر هست،مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم...


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    493
    صلوات
    14
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    13 روز 22 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    30



    نقل قول نوشته اصلی توسط asieh نمایش پست
    دردا زیاد شده پدر و مادرای ما چه خون دل هایی که نخوردند تا بتونند ما رو دانشگاه بفرستند حتی همون دانشگاه دولتی , اون زمونا کنکور اژدهایی بزرگ برای جوونها محسوب میشد از 5 - 6 ماه قبل کنکور تو یه اتاق خودمونو حبس میکردیم و فقط و فقط درس میخوندیم تا زحمتهای پدر و مادرا هدر نره و افتخار کنن بهمون که قددرانشون هستیم , تو این چند سال وضع کنکور خیلی بهتر شده نه جوونا مثل ماها غصه کنکور رو میخورند نه والینشون چرا؟
    چون سختی کنکور دیگه وجود نداره ظرفیت ها بالا رفته و اکثرشون وارد دانشگاه میشند نه تار مویی از خودشون سفید میشه نه پدرومادرشون (البته در مقایسه با دهه خودمون میگم) اونوقت با اون بدبختی رفتیم درس خوندیم دور از خانواده تو شهر غریب,
    نههههههههه آسیه خانومی.کی گفته؟؟؟
    کنکور خیلی هم سخت تر و مفهومی تر شده.تازه رقابت هم خیلی خیلی بیشتر شده.ظرفیت دانشگاه سراسری کمتر شده به جاش روی ظرفیت دانشگاه های بین الملل اضافه شده.
    دوره ی شما اگه پنج شیش ماه واسه کنکور میخوندید،الان از دبستان به بچه ها شیوه ی تست زنی یاد میدن.برای ورود به هر مقطعی باید آزمون مدرسه خاص بدی که خودش یه کنکوره!!! تابستونا که دیگه هیچی.مسافرت تعطیل.
    والدین هم در کنار بچه ها خیلی نگرانی دارن.
    توی چهار سال دبیرستان مثل یه کنکوری هستی.اینقد رقابت زیاده که هر دو هفته یه بار که کنکور آزمایشی میدی یه عالمه استرس داری.نمیشه گفت که شرکت توی اینجور آزمونا داوطلبانه هست،چون اگه واقعا بخوای توی کنکور رتبه ی خوبی بیاری حداقل یه آزمون،حتی شده آزمونای سنجش،هم باید شرکت کنی.حتی رستگار رحمانی،نفر یک تجربی چند سال پیش با اینکه به قول خودش هیچ کلاس فوق برنامه ی غیر مدرسه نمیرفت ولی توی یکی از آزمونای آزمایشی به صورت مداوم شرکت میکرد.

    آیا دهه ی شصتی ها هم از این مشکلات داشتن؟؟؟

    هر دهه ای مشکلات خاص خودشو داره ولی به نظر من از همه بیشتر،دهه شصتیا مشکلاتشونو بروز میدن!!!




    سر پـا بـاش و
    جهـان را بـه جهـان وابگذار

    رو بـه خـود بـاش و
    زمـین را تـک و تنـها بگـذار


    میـلاد بـابـایی- باز آ




صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود