جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: وصيتنامه اخلاقى از علامه ميرزا محمد باقر موسوى خوانسارى

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    506
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0

    وصيتنامه اخلاقى از علامه ميرزا محمد باقر موسوى خوانسارى






    روح علم و دانش, به تعهد است و وظيفه بانى. تعهد و انجام وظيفه, جز با شناخت زمان و تكليف عصرى نشايد. شاخصه روشن عالمان شيعه كه در تاريخ كم شمار هم نبودند, همين مسؤوليت شناسى و تكليف بانى بود. انجام وظيفه, در هر شرايط و به هر قيمت, پاى ورى, نستوهى , سوز وگداز و عمل به وظيفه در زندگى آنان موج مى زد و خستگى ناپذيرى آن فرزانگان, بينندگان را به شگفت مى آورد.
    علامه بزرگوار, ميرزا محمد باقر موسوى خوانسارى1, نه تنها خود از اين دست دانشوران بود كه پاس اين عالمان بزرگ نيز, بداشت و با نوشتن دائرةالمعارف گرانبهاى: (روضات الجنات) بوستانهايى را براى تفرّج علمى, درس آموزى, فرا روى دانشيان و اسوه جويان, گشود.
    او, در اين كتاب, با پژوهشى گسترده دامن و ژرف, زندگى بيش از هفتصد تن از دانشوران و سادات مسلمان را آورده است, آن هم با روشى تحليلى و انتقادى.
    شرح زندگى و بركتهاى وجودى او, در ديباچه وصيت نامه ديگرش, در آينده به يارى خدا خواهد آمد. در اين جا از سفارشهاى معنوى و اخلاقى او به پسر ارشدش, محمد مهدى, بهره و توشه راه مى گيريم و دستورالعمل هاى اخلاقى كسى را كه انديشه او, گنجينه رازها و رمزهاى توفيق عالمان بزرگ تشيع بوده است, چراغ راه قرار مى دهيم.
    وصيت نامه او را سه بخش است:
    مقدمه, كه پس از حمد پروردگار, چنين آغاز مى شود:
    (امّا بعد, پس اين صورت وصيّت نامه كوچك ترين بنده پادشاه و صاحب اختيار جاودان و ناتوان ترين آفريده هاى اوست و ناچيزترين آنان, ناچيز محض, به همه فرزندان, جگرگوشگان, بازماندگان و نوادگانم. خدا آنان را از شر شيطان نگهدارد…)
    پس, به اصول دين و تشيّع شهادت مى دهد به مقام و منزلت ائمه اثنى عشر(ع) و معارفِ دينى, اقرار مى كند. پس از آن, با عنوان (وصيته) دستورات اخلاقى والايى را سفارش مى كند كه خود دستورالعملى مستقل براى رهنمودن سالكان به مقام والاى بندگى حق و مقامات معنوى است و در پايان به فارسى توصيه هايى را نگاشته كه در آينده, ان شاء اللّه, جداگانه, همراه با پاورقيهاى سودمند, خواهد آمد.
    اكنون, ترجمه بخش عربى وصيت نامه را راهنماى سير و سلوك خويش قرار مى دهيم.

    بسم اللّه الرّحمن الرحيم

    الحمد لله وسلام على عباده الذين اصطفى محمد واهل بيته الطاهرين المعصومين ولعنة اللّه على اعدائهم اجمعين الى يوم الدّين.
    … هان پسرم, نور ديده ام! خدا تو را در هر دو سرا رحمت كناد. بر تو باد پاس پيرويها و بندگيهاى الهى و دورى از گناهان و بديها.2
    از افراد بد, دورى گُزين و با خوبان يار و همراه باش. از اندك عمر باقى مانده, در به دست آوردن آنچه تو را در روز قيامت سود دهد, بهره گير3, روزى كه بر ستمكاران بسيار دشوار است و بر غافلان و ناخودانديشان ناخوشايند و سخت.
    فرزندم, دلبندم! خدا تو را بر انجام خوبى و پرهيزكارى, موفّق بدارد. به پدر و مادرت, چه در دار دنيا باشند يا در سراى آخرت, نيكى كن4; زيرا آن كه عاق پدر و مادر شود, نه دنيا دارد و نه آخرت و پس از مردنش فرزندانش او را از ياد ببرند5. براى پدر و مادرت, در همه عمر دعا كن; چه خدا در قرآن تو را به دعا براى آن دو فرا مى خواند:
    (وقل ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرا.)6
    نماز و روزه هاى قضاى پدر و مادرت را, به اندازه توان به جاى آور. اگر مى توانى به نيابت از آنان, حج بگزار و انفاق كن7 و به گاه پذيرش دعا به يادشان باش و براى آنان دعا كن, تا خدا عمرت را دراز كند و كارهايت را سامان بخشد.
    با خلق خدا, مهربان باش و به آنان مهر بورز.8 نياز مردم را برآور و نيازهاى آنان را, بر نيازها و خواسته هاى خود, پيش بدار; زيرا كسى كه به مردم مهر ورزد در دنيا و آخرت عزيز و گرامى باشد.
    زيارت مشاهد مشرّفه و بقعه هاى مباركه را ترك مكن.9
    فراگيرى دانش دين, تهذيب و تكميل نفس, نشر و گسترش دين را سرلوحه كار خويش كن و برنامه ريزى براى به سازى معيشت خويش و اداره زندگى را نيز فراموش مكن.10
    اگر خدا حاجت و نياز برادر مؤمنت را به تو واگذارد, مباد در برآوردن آن درنگ ورزى كه خدا در دنيا و آخرت, پست و رسوايت خواهد كرد.11
    به كهن سالان احترام بگزار, حقوق آنان را در اين سرا و آن سرا پاس بدار, بويژه عموهايت, كه بسان پدر, بر تو مهر مى ورزند.12
    به اندازه توان صله رحم كن و به دوست و همسايه, آزار مرسان.
    شب هنگام, كه چشمها آرميده اند, تو بيدار شو و به درگاه خدا نياز بر, تا با خوشى وارد بهشت شوى.13
    بهره ات را از دنيا فراموش مكن. به همه نيكى كن همان گونه كه خدا به تو اين همه نيكى مى كند. زمين را با گناه ميالود, چه بى گمان خدا سركشان را دوست ندارد:

    (ولاتنس نصيبك من الدّنيا فأحسن كما احسن الله اليك ولاتبغ الفساد فى الارض انّه لايحبّ المفسدين.) قصص77/

    سفارش مى كنم, سفارش مى كنم, باز هم سفارش مى كنم, تو را پس از تقوا, به نگهداشت حقوق خواهر و برادران خود كه از يك پدر و مادريد, تا مادر و پدرت از تو و آنان خوشنود شوند. ان شاء الله.
    از آنان و غير برادران و خواهران خود بخواه كه براى پدر و مادرت دعا و طلب آمرزش كنند.
    والسلام عليك وعليهم بعد اهل بيت العصمة ورحمة الله وبركاته.
    اين وصيتى است برخاسته از حق, برابر بر واقع, هيچ شبهه اى در آن نيست درود بر هر آن كس كه بدان عمل كند.

    پى نوشتها:

    1. براى آگاهى از زندگى و خاندان او, بنگريد به زندگى خود نوشت او: (روضات الجنات فى احوال العلماء والسادات), ج105/2, قم,مكتبة اسماعليان.
    2 . پاس پيرويها و بندگيهاى خداوند و دورى از گناهان, حدّ نصاب ايمان است. آن كه گناهى از او سر مى زند و يا واجبى ترك مى كند, كاستى در ايمانش پديد مى آيد و گاه ضربه بر ايمان چنان است, كه تا چهل روز از دايره ايمان خارج مى شود, مانند شراب خوار و… كه عبادات او تا چهل روز پذيرفته نشود, گرچه موظّف به انجام آنهاست, و يا ترك يك روز روزه, از روى عمد, شصت ويك روز, روزه لازم است تا جبران آن كند….
    3 . به گاه نوشتن اين وصيت, مخاطب آن, محمد مهدى شانزده ساله بود, ولى چون درهر سنّى, مرگ و حيات به دست خود انسان نيست, بايد او, همان اوقاتى را كه دست پيدا مى كند, پاس بدارد و بهترين و سودمندترين بهايى كه در برابر آنات زندگى مى شود قرار داد, سربلندى در روز قيامت و كشت و كار براى آخرت است.
    4. نه تنها بر هر نفسى دو شكر بايد, كه بر هر نعمتى دو شكر بايد, شكر نعمت و شكر نعمت بخش. ولى هر نعمت را شكرى ويژه و مناسب خود است, شكر تن, با بهداشت تن و شكر روان با بهداشت روان. فرزند, در برابر پدر و مادر, دو شكر بايد بورزد, شكر به نعمت وجود پدر و مادر و شكر بر احسانها و نيكيهاى آنان و شايد سرّ (ان اشكر لى ولوالديّ) همين باشد.
    و نيز روايت (رضا اللّه فى رضا الوالد و سخط اللّه فى سخط الوالد).
    ميزان الحكمه, ج709/10.
    5 . (عاق) اندوهگين كردن پدر و مادر است, به كارى كه آنان را خوش نيايد: (من احزن والديه فقد عقّهما).

    ميزان الحكمه, ج717/10

    تعرضِ به پدر و مادر گناهى است كبيره و در رديف شرك به خدا: (عقوق الوالدين من الكبائر لأنّ اللّه عزّوجلّ جعل العاق عصيّا, شقيّا.)

    بحارالانوار, ج74/4

    6 . سوره (اسراء), آيه 24.
    7. روايات بسيارى از معصومان(ع) در دعا و نيكى به پدر و مادر پس از مرگ وارد شده و در برخى از آنها, چگونگى و مصاديق نيكى, برشمرده شده است.
    (ما يمنع الرّجل منكم ان يبرّ والديه حيَّين او ميّيتن, يصلّى عنهما ويتصدّق عنهما ويحجّ عنهما ويصوم عنهما.)

    اصول كافى ج159/2

    در روايت ديگر آمده است:
    مردى از بنى سلمه خدمت پيامبر اكرم(ص) رسيد, عرض كرد: آيا كارنيكى باقى مانده است كه پس از مرگ پدرم انجام دهم؟
    پيامبر فرمود:
    (نعم, الصّلوة عليهما والإستغفار لهما وانفاذ عهدهما من بعدهما وصلة الرّحم الّتى لاتوصل الاّ بهما واكرام صديقهما.)

    ميزان الحكمه, ج711/10

    8 . نوع دوستى حالتى است طبيعى و برخاسته از حبّ ذات. آنچه در اين وصيت آمده, مهرورزى است و آن در جايى است كه همسو با حبّ ذات نباشد. از درد مردم, دردمند شود, گمراهى انسانها او را رنج دهد و رنج آنان, رنجورش كند. خلق خدا, عيال خدايند, هر چه انسان خدايى تر شود, به آفريده هاى پروردگار بيش تر مهربان مى گردد و خودبينى او در خدا بينى مستهلك مى شود و به جايى مى رسد كه براى نجات مردم, همه دارايى خود را نثار مى كند:

    (… و يؤثرون على انفسهم ولو كان بهم خصاصة.)

    سوره (حشر) آيه 9 .

    9 .
    (اِنّ لكل امام عهدا فى عنق اوليائه وشيعته واِنَّ من تمام وفاء بالعهد وحسن الاداء زيارة قبورهم فمن زارهم رغبة في زيارتهم وتصديقاً بما رغبوا فيه كان ائمّتهم شفعائهم يوم القيامة.)

    بحارالانوار, علامه مجلسى, ج116/7

    10 . تدبير منزل . اداره درست زندگى, رسيدگى به امور خانواده تلاش براى دست يابى به درآمد حلال, مكانتى ويژه در فرهنگ شيعه دارد; چه در بينش قرآنى و شيعى, بهشت را بايد در همين دنيا ساخت.
    11 . خدمت به مردم, عبادتى است بزرگ, آن كه خدمت به مردم مى كند, در روز بزرگ قيامت, سربلند است:

    (إنّ لله عباداً يسعون فى حوائج النّاس هم الآمنون يوم القيامة.)

    امامان شيعه سفارش كرده اند: اگر دشمن, نياز به شما پيدا كرد, در بر آوردن نياز وى, شتاب ورزيد:
    (إنّى لاسارع الى حاجة عدوّى خوفا ان اردّه فيستغنى عنّى.)

    ميزان الحكمة, ج543/2

    و در روايات بسيارى, سستى در بر آوردن حاجت مؤمنان, موجب بدفرجامى, رسوايى در قيامت و خشم خدا شمرده شده است:

    (ايما مسلم اتى مسلماً زائراً او طالب حاجة وهو في منزله, فاستأذن فلم يأذن له ولم يخرج اليه لم يزل فى لعنة اللّه عزوجل, حتى يلتقيا.)

    بحارالانوار ج192/72

    12 . در حوزه آداب شيعه, احترام به كهن سالان, از جايگاه ويژه برخورداراست. احترام به كهن سالان, پاس انسان است. پاس تجربه ها و آموزه هاست. نگهداشت حال گروهى است كه نيرو و توان خويش را در جامعه ما و ساختن آن به كار برده اند. پيامبر اسلام(ص) برزگ شمردن از كارافتادگان و كهن سالان را شعبه اى از حرمت نهادن به جلالت حق مى داند:

    (يجلّوا المشايخ فإنّ تبجيل المشايخ من اجلال الله عزّوجلّ و من لم يبجلهم فليس منّا.)

    مشكوة الانوار 168/

    13 . شب خيزى و راز و نياز با محبوب مطلق, شيرين ترين كار براى خلق و خالق است. نماز شب سكوى عروج سالك است. نماز شب, منبع انرژى مجاهدان است. نماز شب, عامل پاى ورزى شكيبايان است. نماز شب, نعمتى است كه خدا نصيب هركس نمى كند, جان پاك خواهد:

    (ما من عمل حسن يعمله العبد الاّ وله ثواب فى القرآن الاّ صلاة اللّيل فانّ الله لم يبين ثوابها لعظيم خطرها عنده فقال… فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين جزاء بما كانوا يكسبون.)

    بحارالأنوار, ج126/8
    السلام علیک یااباصالح المهدی(عج)


    http://www.askquran.ir/picture.php?a...pictureid=2362

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    61
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0




    ز احمد (ص) تا احد یک میم فرق که یک عالم در این یک میم غرق

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود