علم امامان
اگر امامان شیعه این قدر صاحب علمند و دریایی از دانش، پس چگونه می شود که هیچ کتابی از خود بر جای نگذاشته اند؟ کتابی که دست کم یک تئوری بنیادی در آن مطرح شده باشد. از ارسطو که هزاران سال قبل از آنها می زیسته است کتابهایی چند بر جای مانده است. نمی توان باور کرد که امامان شیعه توجهی به کتاب و کتاب نگاری نداشته اند چه از خود آنها نقل شده است که " قیدوا العلم بالکتابه " یعنی علم را با نگاشتن به بند کشید. آن هم با علم به این که هواداران شیعه ی آنها با آن همه تعصب در حفظ هر آنچه از امامان خود دریافت می کردند نتوانند آن کتابها را در گذر زمان محفوظ نگاه دارند. از این گذشته در احادیثی که از آنها بر جای مانده هیچ نشانی از علم لدنی که معطوف به آینده باشد به چشم نمی خورد. به بیان دیگر هیچ اشاره ی مستقیمی به حال اکنون تمدن در آن احادیث نیست. هیچ از فناوری کنونی انسانها و پیشرفت تکنولوژی بشر امروز، بیان مستقیمی مشاهده نمی شود. این کار بدین جهت لازم است که دست کم به احاطه ی علمی آنها و دیدن آینده توسط آن حضرات ایمان بیاوریم. نمی توان به صرف بیانهایی کلی علم امام را دریا و اقیانوس پنداشت حال آن که حداقل در بیانات آنها نمی بینیم که – برای مثال - امامی گفته باشد در زمین مناطقی یافت می شود که سراسر یخبندان است و نیمی از سال شب است و نیمی دیگر روز. و یا از کوه هایی گفته باشند که از دل آنها آتش و گدازه بیرون می ریزد و یا از جنگل های انبوهی گفته شده باشد که از شدت تراکم درختان، آفتاب بر زمین آن نمی تابد ( یعنی چیزهایی که در محدوده زندگی آنها وجود نداشته است ). ممکن است گفته شود که این همه معارف عالیه در بیانات آنها هست چرا به آنها استناد نکنیم؟ پاسخ آن است که درستی و نادرستی آن معارف معنوی در روز واپسین سنجیده خواهد شدو صحت و ثقم آنها را عالم دیگر معلوم خواهد کرد نه این دنیا. آن چه آدمیان در این دنیا برای پذیرفتن صدق مدعای امامان مبنی بر علم کران ناپیدایشان نیاز دارند نه بیان معارف علوی و دیر یاب که نشانه هایی در زندگی اکنون و ملموسات سهل الفهم اطراف آنهاست. اگر در بیانات آن حضرات اشاراتی بر مناطقی بغیر از محدوده ی بسیار کوچک شبه جزیره عربستان و عراق و شامات یافت می شد شاید گفتن سخنان فوق محلی از اعراب نداشت، ولی حصر کردن دنیا در آن محدوده ی تنگ و کوچک و دیدن دنیا در فناوری ابتدایی آن زمان و تعمیم آن به همه ی دورانها چیزی است که هر کسی را در علم گسترده ی آنها به شک می اندازد. اگر به احادیثی که درباره ی زمان پیش از ظهور منجی وارد شده است نگاهی بیفکنید می بنید که کمترین نشانی از فناوریهای امروزین و تسلیحات مدرن در آن دیده نمی شود و همه همان بیان مالوف 1400 سال قبل است. فهم و پذیرفتن این تصویر از آینده توسط پیشینیانی که از نظر مظاهر زندگی چندان تفاوتی با زمان امامان نداشتند به راحتی میسر بود ولی فهم و پذیرفتن آنها با تمدن مدرنِ اکنون دشوار بلکه غیر ممکن است. چگونه است که بشر پس از این همه پیشرفت و تغییر در نحوه ی جنگیدن و اختراع این همه جنگ افزار مدرن در آخرالزمان باید از اسب و قاطر و شمشیر و گرز و کمان استفاده کند؟
|