جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ارتباط با خدا یا جوانی کردن؟!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    239
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    27

    فرصت جواني




    همه‌ي ما مي‌دانيم كه هيچ كس،در اين دنيا جاودانه نخواهد بود و دنيا،براي همه،محل گذر است،اما آن چنان غفلت سر تا سر وجود ما را فر گرفته است كه خود را در گير و سرگرم ظواهر زندگي دنيا كرده‌ايم.در صورتي كه،اگر كمي قوه‌ي تفكر خود را به كار بيندازيم متوجه مي‌شويم كه از بسياري واقعيت‌هاي زندگي غافليم.آيا تا كنون،به خود گفته‌ايم كه در اين زميني كه ما زندگي مي‌كنيم، چه بسيار انسان‌ها كه قبل از ما زندگي كرده‌اند و حتي از ما قدرتمندتر و با شخصيت‌تر بوده‌اند و اكنون،اثري از آنان نيست و همه اسير خاكند:« ما‌اكثر العبر و اقلّ الاعتبار؛چه قدر عبرت‌ها بسيارند و عبرت گيرندگان كم»!
    در نهج البلاغه،مي‌خوانيم كه روزي،امام علي(ع)،پس از بازگشت از جنگ صفين،از كنار قبرستاني عبور مي‌كردند، رو به سمت قبرستان كرده و فرمودند:«اي ساكنان خانه‌هاي وحشتناك و مكان‌هاي خالي و قبرهاي تاريك، اي خاك نشينان، اي غريبان، اي تنهايان، اي وحشت‌زدگان، شما،بر ما پيش قدم شديد و ما نيز،به شما ملحق خواهيم شد.اگر،از اخبار دنيا، از ما بپرسيد،مي‌گويم:خانه‌هايت ن را ديگران ساكن شدند،و همسرانتان،به ازدواج افراد ديگر در آمدند و اموالتان، تقسيم شد…».(نهج البلاغه/حكمت 130)
    پس،با قدري تأمل در اين روايت گهربار،بايد براي زندگي و عمر كوتاه خود،كمي بيشتر به فكر باشيم و براي آخرت خود توشه برداريم.
    حكايت شده است كه يكي از متوليان مشهد به نام «عباس قلي خان»، شبي،با فرزندش،مسيري را طي مي‌كردند كه پسرش، فانوس به دست گرفته بود و جلوي پدر ،حركت مي‌كرد.
    عباس قلي خان،در بين راه،به كارروانسرايش اشاره كرد و گفت:پسرم،پس از مردنم،اين كاروانسرا را تخريب كن و يك مدرسه‌ي علميه،براي شاگردان امام صادق بنا كن.
    پسر، زيركي جالبي به كار برد و فانوس را،به پشت سر پدر برد.پدر،با تعجب،برگشت و به پسرش گفت:فرزندم،نور بايد در جلوه راه باشد؛تا بتوان ،به جلو،حركت كرد و نور پشت سر،براي جلو فايده ندارد.
    پسر جواب داد:پدر، اگر نوري كه از پشت سر مي‌آيد،براي جلو فايده ندارد،پس،چرا سفارش مي‌كني كه پس از تو، من اين كاروانسرا را مدرسه كنم؟پدر،نور را،قبل از خودت،به قبرت بفرست.
    پدر از اين كار فرزند پند گرفت و او را تحسين كرد و گفت:خوب مرا موعظه كردي!فرداي همان روز،چند كارگر آورد و كاروانسرا را تخريب كرد و مدرسه‌ي علميه را بنا نمود.
    پس،مراقب باشيم و كمي،به خود بيائيم؛تا آخرت،محل حسرت‌ها و آرزوها نشود.در آيه‌ي شريفه‌ي قرآن چنين آمده است:«و هم يصطرخون فيها ربّنا اخرجنا نعمل صالحاً غير الذي‌كنّا نعمل أو لم نعمّركم ما يتذكّر فيه من تذكّر و جاءكم النّذير؛و آنان در آنجا فرياد برمي‌آورند:پروردگارا، ما را بيرون بياور؛ تا غير از آنچه مي‌كرديم، كار شايسته انجام دهيم.مگر شما را عمر دراز نداديم كه هر كس،بايد،در آن عبرت گيرد،عبرت بگيرد؟ و آيا براي شما،هشدار دهنده‌اي نيامد؟».(سوره‌ي فاطر، آيه 37)
    پيامبر گرامي اسلام(ص):«دنيا ساعتي است.آن را براي اطاعت خداوند قرار ده!».(بحارالانوار، ج 7، ص 68، ص ح 14)
    و در جاي ديگر مي‌فرمايد:
    «آدمي،در روز قيامت، از نزد خداوند،قدم برنمي‌دارد، جز آنكه،درباره‌ي پنج چيز،از او سؤال شود.از عمرش،كه در چه راهي سپري كردي؟از جوانيش،كه درچه راهي هدر دادي؟و از ثروتش،كه چگونه به دست آوردي و چگونه خرج كردي؟ و از دانسته‌هايش كه چگونه عمل كرده‌است».(سنن ترمزي، ج 4، ص 612)
    2.نكته‌ي بسيار مهم ديگري كه،از اين آيه‌ي شريفه برمي‌آيد، غنيمت دانستن فرصت‌ها و جواني است.همانطور كه مي‌دانيم،خداوند، انسان را اشرف مخلوقات قرار داده و او را در ميان نعمت‌هاي بي‌پايانش غوطه‌ور ساخته است.اگر قرار باشد كه انسان نسبت به خدا و نعمت‌هاي بي‌منتهايش،بي‌تفاوت باشد،طبق آيه‌هاي قرآن،ارزش او،حتي از حيوانات هم،پايين‌تر مي‌رود.
    «اولئك‌كالانعام بل هم‌ازل»
    يكي از اين نعمت‌ها،فرصت‌هايي است كه خداوند به ما داده است و بايد به خوبي،قدر آن را بدانيم.
    به فرمايش حضرت علي(ع):«ارزش چهار چيز را،جز چهار گروه نمي‌شناسند:
    ارزش جواني را،جز پيران، ارزش آرامش را،جز گرفتاران، ارزش سلامت را جز،بيماران و ارزش زندگي را،جز مردگان نمي‌شناسند».
    در «روض الجنان»،در حالات جهانگيرخان قشقايي آمده :وي ابتدا، فردي مطرب و تار زن بوده است، روزي در اطراف اصفهان بسر مي‌برده كه سيم تارش پاره مي‌شود.براي تعمير سيم تارش،به بازار اصفهان،رو بروي مدرسه‌ي علميه صدر،مي‌رود. از پنبه دوزي،سراغ دكان مطربي را مي‌گيرد، پنبه دوز از او مي‌پرسد: براي چه مي‌خواهي؟ جهانگيرخان جواب مي‌دهد.مي‌خواهم سيم تارم را درست كنم، پنبه دوز،با يك جمله،زندگي او را دگرگون مي كند و مي‌گويد:«اي جوان،برو سيم تار دلت را وصله كن!» وي مي‌گويد:به كجا بروم؟ پنبه‌دوزبه مدرسه علميه اشاره مي‌كند و مي‌گويد:اين،مدرسه‌ي طلاب است.جهانگير خان،همين كه وارد مدرسه مي‌شود، حال و هواي آنجا بر او اثر گذاشته و در همان حال، تارش را بر زمين مي‌كوبد. او سيم تار دل خود را درست كرد و كسي شد كه افراد بلند مرتبه و صاحب نامي چون:آية اللّه بروجردي و آية اللّه سيد جمال الدين گلپايگاني،در نزد ايشان سال‌ها، شاگردي كردند.
    متأسفانه،برخي از ما فرصتي را كه مي‌توان،با استفاده‌ي بهينه از آن،يك دانشمند شد،تنها صرف آرايش موي سر،لباس و خودنمايي كرده و خود را انگشت نماي كوچه و بازار مي‌كنيم و متوجه نيستيم كه عمر گرانمايه‌ي خويش را،به مناقصه گذارده‌ايم و به قول شاعر:
    حاصل عمرم همه دراين صرف شد تا چه خورم سيف و چه پوشم شتا
    رسول گرامي اسلام(ص) فرمود:«محبوب‌ترين مردم،نزد خداوند بزرگ،نوجوان زيبايي است كه جواني و زيبايي خود را، در راه حق تعالي و اطاعت از او سپري مي‌كند؛و خداوند،نزد فرشتگان،به چنين جواني افتخار مي‌كند و مي‌فرمايد:بنده‌ي واقعي من،اين جوان است».(ميزان الحكمه، ج 5، ص 9)
    در پايان،به فرازهايي از سخنان ارزشمند حضرت علي(ع) مراجعه مي‌كنيم:
    «خدا شما را رحمت كند!آماده‌ي حركت شويد كه نداي «الرّحيل» و كوچ كردن،در ميان شما بلند شده است!» حضرت علي(ع)،در مورد نكوهش دنيا خواهي توصيه به بهره‌گيري از فرصت‌هاي زندگي مي‌فرمايد:علاقه‌ي به ماندن در دنيا را كم كنيد، و با تهيه‌ي زاد و توشه‌ي كردار نيك،به سوي آخرت بازگرديد!؛كه گردنه‌هاي سخت و دشوار و سر منزل‌هاي ترسناكي در پيش داريد و بايد،در آنها فرود آئيد و در آن جا توقف كنيد.آگاه باشيد كه فاصله‌ي نگاه‌هاي مرگ به شما،كوتاه و نزديك است!و گويا مرگ،چنگال‌هايش را در جان شما فرو برده است و كردارهاي بد، مشكلات زندگي و كژي‌ها و ناروائي‌ها، مرگ را از [ديد و توجه]شما پنهان داشته‌اند،بنابراين، دلبستگي‌ها و وابستگي‌هاي دنيا را،از خويش،كم كنيد و كمر خود را،با توشه‌‌ي تقوي محكم ببنديد!
    بزرگترین خوشبختی بدبختی های کوچک است
    نمی توان جلوی وزیدن باد را گرفت اما می توان آسیاب بادی ساخت
    قبل از اینکه شروع به بالا رفتم از نردبان موفقیت بکنی مطمئن شو که آن را به جای درستی تکیه داده ای
    --------------------------------------------------------
    بارها گفت محمد که علی جان من است هم به جان علی و جان محمد صلوات



    :Sokhan:

  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۸
    نوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط sahel58 نمایش پست
    همه‌ي ما مي‌دانيم كه هيچ كس،در اين دنيا جاودانه نخواهد بود و دنيا،براي همه،محل گذر است،اما آن چنان غفلت سر تا سر وجود ما را فر گرفته است كه خود را در گير و سرگرم ظواهر زندگي دنيا كرده‌ايم.در صورتي كه،اگر كمي قوه‌ي تفكر خود را به كار بيندازيم متوجه مي‌شويم كه از بسياري واقعيت‌هاي زندگي غافليم.آيا تا كنون،به خود گفته‌ايم كه در اين زميني كه ما زندگي مي‌كنيم، چه بسيار انسان‌ها كه قبل از ما زندگي كرده‌اند و حتي از ما قدرتمندتر و با شخصيت‌تر بوده‌اند و اكنون،اثري از آنان نيست و همه اسير خاكند:« ما‌اكثر العبر و اقلّ الاعتبار؛چه قدر عبرت‌ها بسيارند و عبرت گيرندگان كم»!
    در نهج البلاغه،مي‌خوانيم ...
    ... تقوي محكم ببنديد!
    سلام

    هنگام سپيده دم خروس سحري داني ز چه رو همي كند نوحه گري
    يعني كه دميده اند در آيينه صبح از عمر شبي گذشت و تو بي خبري...

    يه نقشه راه مي خوام ، بدجوري متحيرم
    يه راه آسفالته و دقيق تا سرمنزل مقصود؟؟؟؟؟؟
    ویرایش توسط ابو محمد : ۱۳۸۸/۰۸/۱۹ در ساعت ۲۳:۰۶

  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,969
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    1 روز 8 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    173

    شاد ☻♠☺♥☻♥☺♥ در جوانی...♥☺♥☻♥☻♠☺





    ارتباط با خدا یا جوانی کردن؟!

    در جوانی دل به حضرت دوست سپردن خوش است

    ارتباط با خدا یا جوانی کردن؟!

    در ساحل زندگی قدم میزدم همه جا دو رد پا دیدم،
    جای پای من و خدا.
    به سختترین لحظه ها که رسیدم فقط یک جای پا دیدم.
    گفتم: خدایا مرا در سخت ترین لحظه ها رها کردی؟
    ندا آمد: تو را در سخت ترین لحظه ها به دوش کشیدم!



  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۹
    نوشته
    335
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0



    رسول اکرم که درود عالمیان بر او و خاندانش باد می فرماید:
    خداوند به وجود جوان اهل عبادت بر فرشتگان مباهات می کند و می فرماید:بنده مرا ببینید! به خاطر من چگونه از شهوت و لذت جسمانی خویش گذشته است.

    ولي واقعا عاقبت بخيري هم خيلي مهمه انشاءالله همه ما عاقبت به خير بشيم و مومن از دنيا بريم .

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    30
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مطلب پاك بودن در جواني شيوه ي پيغمبريست . . .






    استاد شيخ علي اكبر تهراني به جوانان اينگونه توصيه مي فرمايند :

    انسان بايد خودش را در جواني بسازد ؛ گرگِ پير نمي درد چون عرضه اش را ندارد . اگر دوباره به او جان و توان بدهند همان گرگ است . انسان ها هم وقتي پير مي شوند همه مؤمن مي شوند چون ديگر توان گناه ندارند .

    ویرایش توسط s_biologist : ۱۳۸۹/۰۷/۰۵ در ساعت ۱۹:۰۶
    اگه خدا با ماست،پس کی با اوناست

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    2,072
    صلوات
    25000
    تعداد دلنوشته
    4
    مورد تشکر
    18 پست
    حضور
    61 روز 7 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ارتباط با خدا یا جوانی کردن؟!




    ارتباط با خدا یا جوانی کردن؟!

    ارتباط با خدا یا جوانی کردن؟!
    نوجوان وجوان به عنوان عضوی از اعضای خانواده به شمار می آید . در صورت سلامت روح و جسمش ، خانواده در آرامش بسر می برد ، ولی اگر نوجوان در ورطه فساد و بزهكاری گرفتار شود ، خواه ناخواه خانواده آسیب می بیند . همانطور که حفظ سلامت اعضای بدن برای هر انسانی ضروری است ، هدایت و ارشاد نوجوان نیز برای پدر و مادر امری اجتناب ناپذیر است . نوجوان دارای نیازهای جسمی ، روحی ، فکری و مذهبی است . لذا او به طور مستقیم و یا غیر مستقیم از پدر و مادر خود می خواهد که ابعاد گوناگون نیازهایش را پاسخگو باشند . درهمین رابطه ، تربیت دینی نوجوانان یکی از امور ضروری در هر خانواده است . در اینجا لازم است که نكات خاصی را كه مربوط به تربیت دینی نوجوانان است ، بازگو کنیم .همانطور که می دانید رشد افکار مذهبی و علاقه به فضیلتهای اخلاقی می تواند در سنین نوجوانی به اوج خود برسد . بعضی از نوجوانان در این دوران ، تمایل دارند که نه تنها رفتار خودشان كه اعمال دیگران نیز براساس خیر و مصلحت و درستی باشد . این افکار باعث می شود که از بی قیدی برحذر باشند و خود را از فساد دور کنند . گرچه در سن نوجوانی زمینه صفا و پاکی و خلوص درونی بیشتر است ، اما شک های مذهبی نیز در همین سنین آغاز می شود .آنها باید احساس کنند كه امور مذهبی در زندگی كاربرد مثبت دارد و می توانند نیازهای روانی خود را نیز با استعانت از آموزه های دینی برطرف نمایند .
    نوجوانان وجوانان گاهی در اعتقادات خود و والدین شک می کنند . نوجوان می خواهد مطمئن شود که آیا آنچه را که تا به حال به دست آورده ، درست بوده یا خیر؟ او می خواهد با دلایل عقلی و منطقی همه اعتقاداتش را رد و یا قبول كند و تفسیری نو از جهان هستی داشته باشد . البته گاهی از اینکه شک هایش را با دیگران مطرح کند ، نگران است . مشکل از همین جا بوجود می آید که نوجوان و جوان در شک های خود باقی بماند و این تردیدها در نهاد او تثبیت شود . خطر دیگر این است كه او برای برطرف کردن شک های خود در امور دینی ، به افراد ناصالح و بی اطلاع رجوع كند .حال وظیفه مربیان و والدین در این خصوص چیست ؟ والدین و مربیان نقش بسیار مهمی در جهت دهی نوجوانان و جوانان در پیروی از اصول مذهبی و اخلاقیات پسندیده دارند . روابط آموزشی و مذهبی والدین و مربیان با نوجوانان ، می بایست براساس دوستی و محبت و استدلال شكل گیرد .ارتباط با خدا یا جوانی کردن؟!
    آن هاباید با شیوه درست اندیشیدن آشنا شوند و اعتقاد به مبانی دینی و جهان بینی توحیدی را باید براساس برهان عقلی به آنها ارائه كرد . دراین رابطه می توان کتب مناسبی را که جوابگوی سؤالات و شبهات نوجوانان و جوانان است ، به آنها معرفی کرد . البته شیوه طرح مسایل مذهبی با نوجوانان ، بسیار اهمیت دارد . موضوعات دینی باید به گونه ای بیان شود که آنها بتوانند آموزه های دینی را با زندگی روزمره خود تطبیق دهند . آنها باید احساس کنند كه امور مذهبی در زندگی كاربرد مثبت دارد و می توانند نیازهای روانی خود را نیز با استعانت از آموزه های دینی برطرف نمایند . اگر تفهیم مسایل دینی ، با تجربه و عمل توأم شود ، در ضمیر نوجوان ، نقش می بندد . با ارشاد والدین و مربیان می توان نوجوانان را به این حقیقت رساند که دین با عقل و علم هماهنگ و سازگار است . در این صورت نوجوان پی می برد در دنیای امروز که علم و تکنولوژی با شتاب فزاینده به پیش می رود ، دین و مذهب ، مانعی برای تکامل و ترقی بشر نیست و حتی آموزه های دینی ، انسان را به پیشرفتهای علمی ترغیب می كنند .نوجوانان و جوانان باید با شیوه درست اندیشیدن آشنا شوند و اعتقاد به مبانی دینی و جهان بینی توحیدی را باید براساس برهان عقلی به آنها ارائه كرد .
    والدین و مربیان موظفند در مواقع دعا ، دلیل علمی و روانی این نوع درخواست را ذكر کنند و اثرات نیایش را در زندگی و اعمال انسان توضیح دهند . برای نوجوان باید تفهیم شود که دعا عامل سکون و بی تحرکی نیست ، بلکه عامل حرکت است و به او امید و انگیزه می بخشد . هر انسانی نیازمند به یک تکیه گاه زوال ناپذیر و نیرومند است ، تکیه گاهی که در همه لحظات بتواند به آن پناه ببرد و از او کمک بخواهد . اعتماد نوجوان به مبداء هستی ، در وجودش تحولی ریشه ای و پایدار ایجاد می کند . و از تزلزل و تردید باز می دارد . به این شكل ، زندگی برای او ، معنای عمیق و با ارزشی می یابد و موجب اعتماد به نفس در او می شود .

    خدایا دلم شهادت میخواهد...
    مردن رو که همه بلدن...

    کمکم کن طوری زندگی کنم که لایق باشم...

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود