جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: صفات و ویژگی های پیامبر

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,188
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    صفات و ویژگی های پیامبر




    صفات و ويژگی‌های پيامبر ص
    گلچین
    الحمدلله رب العالمين والصلاه والسلام على نبينامحمد وعلى آله وصحبه أجمعين وبعد:
    من از خداوند مي‌خواهم اين اثر سبب تصحيح اتهامات، اباطيل و افتراهايي شود كه به اين شخصيت بزرگوار نسبت داده مي‌شود. همچنين آغازي براي طلب شناخت بيشتر درباره‌ي اين شخصيت بزرگ باشد كه مردم را به سوي همه نيكي‌ها هدايت مي‌كرد و از هر گونه بدي و زشتي دور مي‌نمود. كسي كه سخنان و اعمال او سازمان‌دهنده و شريعت‌گذاري است كه ما را به رضايت و بهشت پروردگار مي‌رساند. پس بياييد دوران تقليد و پيروي از پدران و اجدادمان را كه براساس علم نبوده است، رها كنيم و براساس خرد، علم، تفكر و دقت در چيزي باشد كه مي‌خواهيم بدان اعتقاد داشته باشيم و عمل كنيم.
    پيامبر ص چهارشانه بود. موهايش به لاله‌ي گوشش مي‌رسيد. او زيباترين و خوش‌اخلاق‌ترين فرد مردم بود[1]. قيافه‌اش متوسط بود. بسيار بلند يا خيلي كوتاه نبود. پوستش بسيار سفيد يا بسيار گندمگون نبود. موهايش نه بسيار مجعد و موجدار بود و نه كاملاً صاف، بلكه نيمه مجعد بود[2]. او زيباترين انسان بود. چهره‌اش سفيدگونه، مليح و دوست داشتني بود[3]. گويي از نقره ساخته شده بود. او چهره‌اي درخشان داشت و دانه‌هاي عرقش همانند مرواريد بود[4]. ريشش انبوه و پرپشت بود. از جابر بن سمره س سؤال شد: آيا چهره‌ي پيامبر ص مثل شمشير درخشان بود؟ گفت: بلكه همانند خورشيد و ماه بود. همچنين صورتش گرد بود[5]. دهانش بزرگ و گوشه‌ي چشمانش كشيده و گوشت پاشنه‌هايش كم بود[6]. او سفيدپوست، مليح و داراي اندامي متوسط بود. نه چاق بود نه لاغر. همچنين كوتاه يا بلند نبود. دست و پاهايش بزرگ و محكم و كف دستهايش پهن بود.[7] انس س مي‌گويد: هرگز ابريشم و حريري را كه از كف دستهاي پيامبر ص نرمتر و لطيف‌تر باشد، لمس نكرده‌ام و مشك و عنبري را از رايحه‌ي پيامبر ص خوشبوتر باشد، نبوييده‌ام


  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,188
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    هند بن ابی هاله التمیمی در توصیف پیامبر ص می‌گوید: پیامبر ص دارای چهره‌ای با عظمت بود که همانند ماه شب چهارده می‌درخشید. قامت ایشان متوسط و هیکل ایشان درشتى داشت. موهایشان نیمه مجعد بود، طره‌هایشان پریشان بود. موهایشان از لاله گوششان فراتر نمی‌رفت. او گلگون، دارای پیشانی بلند و ابروانی کمانی و بلند و دارای فاصله بود. هنگامی که به خشم می‌آمد از فاصله میان ابروانش عرق می‌ریخت. دارای بینی کشیده و باریکی بود. بینی ایشان نورانی بود که هر کسی که در آن دقت می‌کرد، متوجه این امر می‌شد. ریش آن حضرت انبوه، پر پشت بود. گونه‌های صافی داشت. دهان مبارکشان زیبا و بی‌نقص بود. دندانهایشان باریک و تیز و دارای فاصله بود. خط سینه تا ناف آن حضرت باریک بود. گردن ایشان مانند نقره زیبا و صاف بود. قیافة ایشان متناسب و متوسط بود. هیکل ورزیده و محکمی داشتند. شکم ایشان صاف، سینه‌شان پهن و فاصله میان دو شانه‌شان زیاد بود. استخوان‌هایشان درشت بود. پوست ایشان زیبا و نورانی بود. خط باریکی از موها از میان دو پستان و شکم او می‌گذشت و از سینه تا ناف امتداد داشت. به جز آن بازوها، کتف‌ها و بالای سینه‌اش مو داشت. استخوان‌های بازوش درشت بود. کف دست‌ها و پاهایش پهن و درشت بود. کف پاهایش گودی داشت که از آن آب بیرون می‌تراوید. هنگامی که بر می‌خاست. کمی مایل و آرام راه می‌رفت. گام‌هایش بلند بود و همواره به جلوی خود نگاه می‌کرد. هر گاه بر می‌گشت تمام بدنش را بر می‌گرداند. بیشتر از آنکه به آسمان نگاه کند. به زمین چشم می‌دوخت. بیشتر توجهش به یارانش بود. همواره در سلام کردن پیشی می‌گرفت. گفتم: سخن گفتن و صحبت کردن پیامبر ص را برایم توصیف کن. گفت: پیامبر همواره محزون بود به فکر فرو می‌رفت. هیچ گاه آرامش نداشت. جز در مواقع ضرورت سخن نمی‌گفت و بسیار سکوت می‌کرد. با فک پایین سخنش را آغاز می‌کرد و آن را به پایان می‌رساند. سخنان پر محتوا و قاطعی می‌گفت که کم یا بیش از اندازه نبود. خوش اخلاق بود. اخلاق او نه خشن بود و نه پیش پا افتاده. هر نعمتی را حتی اگر کوچک بود، بزرگ می‌داشت و آن را نکوهش نمی‌کرد. هیچ چیز را مذمت یا ستایش نمی‌کرد. دنیا او را به خشم نمی‌آورد. هنگامی که همگان از شناخت حقیقت عاجز می‌ماندند او حق را به صاحب آن باز می‌گرداند. هیچ چیز در مقابل خشم او توان ایستادگی نداشت مگر آنکه در آن راه پیروز شود. هیچ گاه برای خود خشمگین نشد و برای خود پیروز نشد. هر گاه به چیزی اشاره می‌کرد با همه کف دست این کار را انجام می‌داد. هر گاه تعجب می‌کرد دستهایش را بر می‌گرداند. زمانی که سخن می‌گفت با کف دست راست داخل انگشت ابهام چپش را می‌زد. هر گاه خشمگین می‌شد، رو بر می‌گرداند و هر گاه خوشحال می‌شد، نگاهش را به پایین می‌دوخت. بیشتر خنده‌اش به صورت لبخند بود و دندان‌هایش ظاهر نمی‌شد. این امر را مدتی از حسین پنهان داشتم. سپس در این باره با او سخن گفتم. دریافتم که او در این امر بر من پیشی گرفته است و آنچه را که از او پرسیدم از پدرش سوال کرده بود که دربارة درآمد، مخارج و چگونگی زندگی پیامبر ص پرسیده بود.


  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,188
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حسین گفت: از پدرم دربارة رفت وآمد پیامبر ص سوال کردم. فرمود رفت وآمد پیامبرu کاملاً در اختیار ایشان قرار داشت. هر گاه به خانه می‌آمد، رفت وآمدش را به سه قسمت تقسیم می‌کرد: قسمتی برای خداوند، بخش دیگری برای خانواده‌اش و سهم سوم برای خودش آنگاه سهم خود را میان خود و مسلمانان تقسیم می‌کرد و این بخش را به مردم اختصاص می‌داد و چیزی را برای خود ذخیره نمی‌کرد. از جمله ویژگی‌های ایشان این بود که در (غنایم و) سایر امور، افراد دارای فضیلت و سابقه را براساس فضل و برتری در دین بر دیگران ترجیح می‌داد. بعضی دارای یک، دو یا چندین نیاز بودند، پیامبر، براساس نیاز و مصلحتشان به آنها و سایر افراد امت توجه می‌کرد و آنچه را که شایسته آنها بود به اطلاع آنها می‌رساند و می‌فرمود: کسانی که حضور دارند به آنان که غایب هستند اطلاع دهند. نیاز کسی را که قادر به اطلاع دادن آن به من نیست به من بگویید. زیرا کسی که به حاکمی نیاز و حاجت کسی را اطلاع دهد که آن فرد خود قادر به این کار نیست خداوند در روز قیامت او را ثابت قدم خواهد نمود و جز این عمل از او یاد نمی‌شود. از ایشان دربارة سخن گفتن آن حضرت سوال کردم، گفت: پیامبر ص جز در مورد آنچه به یارانش ارتباط داشت و باعث اتحاد و الفت میان آنها می‌شد و از تفرقه‌شان جلوگیری می‌کرد، سکوت می‌کرد یا اینکه آنها را تشویق می‌کرد. پس افراد شریف هر قومی را گرامی می‌داشت و آنها را به رهبری آنها تعیین می‌کرد. بدون اینکه مردم را از خود برنجاند، از آنان حذر می‌کرد. از یارانش دلجویی می‌کرد و از مردم درباره آنچه در میان آنها اتفاق می‌افتد سئوال می‌کرد. نیکی را خوب می‌دانست و آن را تقویت می‌کرد. امور زشت را ناپسند می‌پنداشت و آن را تقبیح می‌کرد. او میانه‌رو و ثابت قدم بود. هرگز از انجام هیچ وظیفه‌ای غفلت نمی‌کرد مبادا که یارانش دچار غفلت و انحراف شوند. برای هر لحظه و هر زمانی، برای خود ذخیره‌ای داشت. در گفتن و بیان حق کوتاهی نمی‌کرد و آن را برای کسانی که آن را از مردم دریغ می‌کنند، روا نمی‌دانست. بهترین مردم در نظر او کسانی بودند که همه مردم را نصیحت می‌کردند و برترین آنها کسی بود که بیش از همه از دیگران پشتیبانی و با آنان همدردی کند. از او درباره چگونگی نشستن پیامبر ص سوال کردم. گفت: هر گاه پیامبر ص می‌نشست یا برمی‌خاست نام خدا را بر زبان جاری می‌ساخت. خود را به ماندن در هیچ مکانی عادت نمی‌داد و از این کار نهی می‌کرد. هر گاه به میان گروهی می‌رفت در پایین مجلس می‌نشست و مردم را نیز به این کار فرمان می‌داد. به همه همنشینانش به یک شیوه نگاه می‌کرد. همنشین او گمان نمی‌کرد کسی نسبت به او بیش از آن حضرت لطف و کرم ندارد. هر گاه کسی برای رفع نیازی به پیش او می‌آمد با او می‌نشست تا زمانی که فرد خود برخیزد. هر گاه کسی چیزی را از او طلب می‌کرد، بی‌درنگ و در صورت امکان نیاز او را بر آورده می‌کرد یا سخنی راه‌گشا به او می‌گفت. اخلاق نیک و گشاده‌رویی او برای همگان بود. به همین دلیل برای آنان همچون پدری مهربان و دلسوز بود. آنان در برابر حقیقت در نظر او مساوی و برابر بودند. در همنشینی با او بردباری، حیا، شکیبایی و امانتداری حاکم بود و در آن صداها بیش از اندازه نیاز بلند نمی‌شد و حرمت‌ها شکسته نمی‌شد. و از زنان سخنی به میان نمی‌آمد. اشتباهات و لغزش‌ها انتشار نمی‌یافت. افراد آن مجلس متعادل و میانه‌رو بودند و در پرهیزگاری از هم پیشی می‌گرفتند. آنان فروتن بودند، به بزرگترها احترام می‌گذاشتند و به افراد فرودست خود نیز رحم و مهربانی می‌کردند. افراد نیازمند را بر خود مقدم می‌داشتند. غریبان را پناه می‌دادند. راوی می‌گوید: پرسیدم اخلاق او با همنشینانش چگونه بود؟ گفت: پیامبر ص همواره گشاده‌رو، خوش اخلاق و خوش برخورد بود. ایشان هرگز ترش‌رو، خشن، بد اخلاق، فحاش، غیبت‌کننده و ستایش‌کننده نبودند. از آنچه دوست نداشت چشم می‌پوشید، هیچ گاه هیچ کس نسبت به او ناامید نمی‌شد. خود را از سه کار دور می‌کرد: ریا کردن، پرگویی و زیاده‌روی در کلام و سخن گفتن درباره آنچه به او مربوط نمی‌شد. همچنین از انجام سه عمل اجتناب می‌کرد: هرگز هیچ کس را نکوهش نکرد، بر او عیب نگرفت و راز او را بر ملا نکرد. جز برای کسب ثواب سخن نمی‌گفت. هر گاه صحبت می‌کرد، همنشینانش سرهایشان را پایین می‌انداختند و سکوت می‌کردند. گویی پرنده‌ای روی سر آنها نشسته است. هر گاه سکوت می‌کرد آنان سخن می‌گفتند. هرگز در حضور او نزاع و جدال نمی‌کردند. وقتی یکی از آنان صحبت می‌کرد، دیگران سکوت می‌کردند تا اینکه از سخن گفتن فارغ می‌شد. در حضور او بسیار با ادب سخن می‌گفتند. با شنیدن آنچه آنان را می‌خنداند او هم می‌خندید. آنچه موجب تعجب یارانش می‌شد او را هم به تعجب وامی‌داشت در مقابل نامأنوس بودن گفتار و سوال افراد غریب و ناشناس شکیبایی پیشه می‌کرد، حتی اگر یارانش آنها را فراخوانده باشند و همواره می‌فرمود: اگر نیازمندی را دیدید او را راهنمایی کنید. جز از کسی که هم‌طراز خود بود، مدح و ستایش را قبول نمی‌کرد. هرگز سخن هیچ کس را قطع نکرد تا اینکه مبادا گمان کنند این کار را جایز می‌داند بلکه با اشاره یا برخاستن به کلام دیگران پایان می‌داد. گفتم: سکوت پیامبر ص چگونه بود؟ گفت: سکوت ایشان بر اساس چهار چیز بود: شکیبایی، پرهیز و خودداری از امری، احترام و بزرگداشت و اندیشیدن. احترام گذاشتن او به وسیله ایجاد برابری در نگاه کردن به مردم و گوش دادن به سخن آنها بود. او به آنچه بر جای می‌ماند و آنچه نابود می‌شود، می‌اندیشید. شکیبایی او به صبر و بردباری ختم می‌شد. هیچ چیزی او را به خشم نمی‌آورد و تحریک نمی‌کرد. پرهیز او به چهار امر تعبیر می‌شد: در پیش‌ گرفتن اعمال نیک تا از آن پیروی شود. پرهیز از زشتی‌ها و گناهان تا دیگران نیز از انجام آن خودداری کنند. نظر دادن درباره آنچه به صلاح امتش است و موجب اصلاح آنها می‌شود و اقدام به انجام آنچه نفع و ثواب دنیا و آخرت را برایشان به همراه دارد[9].


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۶
    نوشته
    1,188
    تشکر:
    1
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در شرح آنچه در بالا ذکر شد، باید گفت: پیامبر در مجالسشان برای خود مکان خاصی تعیین نکرده بود. بلکه در هر جایی که خالی بود می‌نشست. پیامبر ص در حدیثی از اینکه فرد در مسجد برای خود مکان خاصی را تعیین کند – همانند شتر نهی فرموده‌اند. همچنین در حدیثی دیگر از سرودن شعری که در وصف زنان باشد نهی فرموده‌اند. ابو عبیده می‌گوید: ابو اسماعیل مؤدب به روایت از مجالد به نقل از شعبی روایت می‌کند: افرادی در مسجد نشسته بودند و شعر می‌خواندند. عبدالله بن الزبیر آمد و گفت آیا در حرم خداوند و در کنار خانه خدا شعر می‌خوانید؟ یکی از یاران رسول الله ص گفت: ای پسر زبیر این کار اشکالی ندارد. بلکه پیامبر ص فقط از سرودن شعری که دربارة زنان باشد یا موجب تحمل زیان مادی شود، نهی فرموده‌اند.
    اين امري است كه از شموليت و فراگير بودن اسلام براي همه زمينه‌هاي سياسي، اقتصادي، اجتماعي و اخلاقي زندگي، مشاهده و دريافت مي‌شود. پس اسلام به تمام معناي كلمه‌ي دين و دولت است.
    همچنين پيامبر ص مي‌فرمايد: «والذي نفس محمد بيده لا يسمع بي أحدٌ من هذه الأمة يهودي أو نصراني ثمّ لم يؤمن بالذي أرسلت إلاَّ كان من أصحاب النار».
    «قسم به آنكه جان محمد در دست اوست. هر فرد يهودي يا نصرانى كه كلام [و دعوت] مرا بشنود، اما به رسالت من ايمان نياورد، در آتش خواهد بود»[10].
    اي رسول خدا پدر و مادرم فدايت باد. من اعتراف مي‌كنم كه حق شما را ادا نكرده‌ام و در اين كتابچه آنجه را كه شايسته‌ي توست ننوشته‌ام. آنچه نگاشته‌ام فقط اشارات و كلام مختصري است درباره‌ي اين پيامبر بزرگ كه با نبوتش مشركان را به سوي نور هدايت كرد و در همه دورانها، بندگان هوي و هوس و شهوتهاي حيواني و دنياپرستان و كساني را كه براي به بندگي درآوردن بندگان خدا تلاش مي‌كنند به سوي حق راهنمايي مي‌كند.
    من از خداوند مي‌خواهم اين اثر سبب تصحيح اتهامات، اباطيل و افتراهايي شود كه به اين شخصيت بزرگوار نسبت داده مي‌شود. همچنين آغازي براي طلب شناخت بيشتر درباره‌ي اين شخصيت بزرگ باشد كه مردم را به سوي همه نيكي‌ها هدايت مي‌كرد و از هر گونه بدي و زشتي دور مي‌نمود. كسي كه سخنان و اعمال او سازمان‌دهنده و شريعت‌گذاري است كه ما را به رضايت و بهشت پروردگار مي‌رساند. پس بياييد دوران تقليد و پيروي از پدران و اجدادمان را كه براساس علم نبوده است، رها كنيم و براساس خرد، علم، تفكر و دقت در چيزي باشد كه مي‌خواهيم بدان اعتقاد داشته باشيم و عمل كنيم.انشالله باری دیگر هم در باری شخصیت ان ان مطلبی داشتیم.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود