صفحه 1 از 8 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بیداری اسلامی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13

    بیداری اسلامی




    بیداری اسلامی 1. بیداری اسلامی در جهان عرب
    اعراب، چون ایرانیان، از زمانی كه با دولت های اروپایی آشنا شدند، به عمق عقب ماندگی خود و توسعه و پیشرفت اروپایی ها پی بردند. تاكنون راه حلهای متعددی برای جبران این عقب ماندگی ارائه شده است كه یكی از آن ها بازگشت به اسلام به مثابه دین و تمدن است.[1] بر اساس نوع پاسخ های داده شده به علل عقب ماندگی، آن ها را به چهار گرایش تقسیم می كنیم. تذكر این نكته ضروری است كه این تقسیم بندی پاسخ هایی است كه در گفتمان بیداری اسلامی از سوی اندیشمندان عرب مطرح شده و نتیجتاً نسیونالیسم، سوسیالیسم و ایدئولوژیهایی از این قبیل را پوشش نمی دهد.
    این گرایشها عبارت اند از: الف) تمدن گرا ـ عرب گرا؛ ب) تمدن گرا ـ اسلام گرا؛ ج) اسلام گرایی سنتی؛ د) اصول گرایی اسلامی.
    بر اساس تقسیم بندی فوق، طهطاوی و خیر الدین تونسی[2] از اندیشمندان عمده گرایش اول؛ سید جمال الدین اسد آبادی و تا حدودی محمد عبده از متفكران گرایش دوم؛ رشید رضا از سخن گویان اصلی گرایش سوم؛ حسن البنا و سید قطب و اخوان المسلمین از فعالان گرایش چهارم اند.
    به لحاظ تاریخی، هر چه به زمان حاضر نزدیك می شویم، گرایش های اسلامی اصول گرا بر دیگر جریان های فكری غالب شده، آن ها را به حاشیه می راند؛ جهت گیری ضد غربی آن تشدید می شود، ویژگی مبارزه جویانه آن آشكار تر می شود، و از دولت های حاكم در جوامع اسلامی فاصله می گیرد، اندیشه های سلفیه در آن ها قوت گرفته و از یك حركت فكری به یك جنبش توده ای و سیاسی تبدیل می شود. در جریان این تحولات مسئله مهم، شكست اندیشه های قبلی است كه موجب شكل گیری اندیشه های اصول گرا شده است.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    الف) گرایش تمدن گرا ـ عرب گرا. اولین موج بیداری اسلامی نوگرا از طهطاوی در مصر و خیر الدین پاشا تونسی در تونس آغاز می شود. طهطاوی اندیشه خود را بر این محور استوار می كند كه مسلمانان برای ترقی چاره ای جز دستیابی به علم اروپایی ندارند.[3]
    طهطاوی با ستایشی فراوان از اروپا یاد می كند و نهادهای سیاسی آن را تحسین می كند. وی اصولاً از غرب و عامل استعمار به عنوان عامل عقب ماندگی جوامع اسلامی غافل است. اما در پاسخ به این كه چرا گرایش وی را گرایش تمدن گرا ـ عرب گرا می نامیم، باید گفت كه طهطاوی در اندیشه ترقی اعراب و به طور محدودتر مصر است.
    خیرالدین تونسی از طهطاوی هم فراتر می رود؛ هر چند كه بنیاد های اصلی اندیشه وی نیز همانند طهطاوی است. او نظرش را بر دو استدلال متكی كرد: نخست آن كه فقه اسلامی اجرای اصلاحات برای تقویت و بهبود زندگی اقتصادی و فرهنگی را قدغن نمی كند و دوم آن كه از آن جا كه تمدن اروپا بیشتر بر پایه چیزهایی قرار دارد كه اسلام در گذشته به آن داده است، این وظیفه مسلمانان است كه آن را بازگردانند.[4]
    به طور كلی، می توان گفت كه گرایش تمدن گرا ـ عرب گرا دارای ویژگی های زیر بود:[5]
    1. اصالت و برتری تمدن غرب را پذیرفته بود و مسلمانان را دارای این توانایی می دانست كه در كسب فناوری و تمدن غربی موفق اند، زیرا علم غربی را همان علوم اسلامی می پنداشتند.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    2. هر دو نماینده برجسته این گرایش از مقامات دولتی بود و اخذ تمدن و نهاد ها و فناوری غربی و ترقی مسلمانان را وظیفه دولت به شمار می آورند. به همین سبب اصولاً حركت آنان یك جنبش توده ای سیاسی نیست و ملت نیز مخاطب اول آنان نیست.
    3. روش و منش آنان اصلاح گراست و به دنبال اصلاح نهادهای سیاسی ـ اجتماعی جوامع خود با استفاده از تجارب و نهاد های اروپایی اند.
    4. این گروه اصولاً به احتمال تضاد اسلام و تمدن اروپایی نمی اندیشند، زیرا آنان یقین دارند كه اساساً تمدن اروپایی بر گرفته از اسلام و علوم اروپایی ترجمه علوم اسلامی پیشین است. بنابر این، هدف آنان تعیین معیاری بود كه در اخذ تمدن از اروپا به كار آید» و «از نظر آنان تنها بهسازی «نهاد های غیر دینی» ضرورت داشت.
    5. آنان اندیشه وحدت امت اسلام را ندارند. نگرش آنان كاملاً محدود به وطن خود است و حتی زمانی كه از وطن عربی هم سخن می گویند، مرادشان همه ممالك عرب زبان نیست، بلكه دقیقاً منظور مشخصی دارند كه برای نمونه طهطاوی وطن عربی را مصر می داند.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    ب) گرایش تمدن گرا ـ اسلام گرا. بین این گرایش و گرایش اول اشتراكاتی وجود دارد. در واقع نسل دوم از منادیان بیداری اسلامی را می توان «تمدن گرا ـ اسلام گرا» نامید كه چهره بارز آن سید جمال الدین اسد آبادی و شیخ محمد عبده است. با این تفاوت كه سید جمال به نسل اول نزدیك تر است و عبده به نسل سنت گرای پس از خود نزدیك تر است. باید گفت كه اصلاحگری سید جمال ابعادی مختلف دارد، اما روح اصلی اصلاح گری سید جمال در جهان اسلام «تجدد» است. سید به دنبال این است كه جهان اسلام و مسلمانان را با دوران جدید، ویژگی ها و عوامل شكل گیری آن آشنا كند و شرایطی را فراهم كند كه مسلمانان نیز در این دنیای جدید و تمدن آن سهمی به دست آورند و با اتكا بر عناصر اصلی آن یعنی علم و عقل و دیگر عناصر آن از جمله نهاد های سیاسی دموكراتیك بر قدرت خود بیفزایند. شاید از این منظر بتوان گفت كه دغدغه اصلی سید دغدغه هویتی نیست، بلكه این است كه چگونه می توان به جهان اسلام قدرت بخشید. به اعتقاد سید، تمدن جدید و مدرن غرب، بر اساس اصول اسلامی پدید آمده است؛ در این جا سید جمال، بر خلاف عرب گرایان تمدن گرا، بر دو فرض اساسی تأكید می كرد: نخست نقش ناگزیر دین در زندگی ملت ها و دوم، نیاز به نهاد های جدید و مهارت های فنی برای برآوردن خواست های زندگی جدید.[6]
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    دو هدف اصلی سید جمال، یعنی تحقق وحدت اسلامی و مبارزه با سلطه غرب، از نقاط تمایز اندیشه وی از نحله تمدن گرایان عرب گرا بود. در نظر سید جمال، جهان اسلام كلیتی یكپارچه بود كه در صورت انسجام و وحدت آن، مسلمانان می توانستند در مقابل سلطه اروپا مقاومت كنند. درك سید از اروپا و رفتار آن، بسیار عمیق تر از نحله پیشین بود. اگر چه سید تمدن و ترقی اروپا در علم و صنعت را به رسمیت می شناخت، ولی به سلطه آن در جهان اسلام هم حساسیت بسیاری داشت و در نتیجه بخش عمده توان خود را صرف مبارزه با آن كرد كه در این مبارزه گاه مخاطبان وی دولتهای اسلامی بودند و گاه ملل اسلامی و همین امر موجب شد كه حركت سیاسی جنبه یك جنبش سیاسی و توده ای را نیز به خود گرفته و از اندیشه های صرفاً اصلاحی نحله پیشین فراتر رود و حتی در مورد ایران، جنبه انقلابی گرفت و علما و ملت را به انقلاب علیه استبداد ناصر الدین شاه فراخواند و در عثمانی نیز در نهایت موجب مخالفت سلطان عثمانی و احتمالاً مرگ وی به دست عوامل باب عالی شد. نكته اساسی دیگر اندیشه های نوگرایانه سید جمال این بود كه در عین این كه آشكارا مسلمانان را به مقاومت در برابر سلطه اروپا بر سرزمین های اسلامی تحریك می كرد، با تأكید بر اقتباس از دستاورد های علمی و صنعتی غرب، تقلید از غرب را رد می كرد. به همین علت هم از روند موجود در جوامع اسلامی انتقاد می كرد.[7]
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    در مجموع، می توان محور های اصلی نحله تمدن گرایی ـ اسلام گرایی را تأكید بر اصالت عقل و علم، توانایی اسلام در تمدن سازی و افزایش اقتدار مسلمانان، یگانگی و اتحاد اسلامی و مبارزه با سلطه اروپا دانست كه در گذر زمان شكل گرفته و دچار تحول شدند.
    ج) گرایش اسلام گرایی سنتی. اگر تمدن گرایان اسلام گرا، احیای اسلام را در احیای علمی، جذب تفكر نوین و استفاده از دستاوردهای فناوری اروپایی در جوامع اسلامی می دانستند، اسلام گرایان سنتی و متفكر برجسته آن، رشید رضا كه ادامه دهندگان سلفیه هستند، احیاگری اسلام را در بازگشت به روش و سیره «بزرگان اسلام» می دانستند. می توان گفت كه ناكامی دولت های اسلامی در تحقق اندیشه های نحله های پیشین، در جذب دستاورد های علمی و سیاسی تمدن نوین و بر عكس، افتادن در دام قهقرایی شدید تر «تمدن و ترقی»، سنت گرایان اسلامی را نسبت به تهدید غرب و از دست رفتن هویت اسلامی، دچار نگرانی های شدید تری كرد و اسلام گرایی سنتی پاسخی به این نگرانی ها بود.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    هرایر دكمجیان، سید جمال، عبده و رشید رضا را در درون گرایش سلفیه مورد مطالعه قرار می دهد،[8] در حالی كه این تلقی خطایی آشكار است. اندیشه اسلام گرایی سنتی از نوگرایان فاصله می گیرد و به محافظه كاری تمایل پیدا می كند. نوگرایان در پی اصلاح و تطبیق اسلام با مقتضیات جدید بودند، در حالی كه محافظه كاران سخت به سنت های اسلامی پای بند بوده نسبت به نفوذ فرهنگی و تهدید سیاسی غرب واكنش نشان می دهند. مجید خدوری به درستی رشید رضا را در چارچوب گرایش های سنت گرا بررسی می كند كه با رنگ و لعاب نوگرایی پوشش داده شده است. رشید رضا گرچه به ظاهر نوگراست، اما نمایانگر پیوندی درونی با سنت گرایی بود، سلفی گرایی رشید رضا موجب تمركز افراطی او بر احادیث شد كه افزون بر این كه نشان دهنده ماهیت سنتی اندیشه او است، مانع از دست یابی او به یك جهان بینی گسترده تر شد و همین امر هم او را از اندیشه های وحدت گرایانه سید جمال دورتر كرد و گرایش های ستیزه جویانه وی درباره شیعه را، كه یادآور ستیزه جویی سلفیه بود، موجب شد.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13




    [1]. نك: محمد عماره، «الاسلام و القومیه العربیه و العلمانیه»، قضایا عربیه، السنه 7، (ایار (مایو) 1980)، العدد 5، ص 69.
    [2]. به نقل از: فرهنگ رجایی، اندیشه سیاسی معاصر در جهان عرب، تهران، 1381، ص 168.
    [3]. حمید عنایت، سیری در اندیشه سیاسی در اسلام، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، تهران، خوارزمی، ص 34.
    [4]. هشام شرابی، پیشین، ص 55.
    [5]. حسن حنفی، الاصولیه الاسلامیه، قاهره، مكتبه مدبولی، ص 20.
    [6]. سید جمال این مسئله را در اغلب مقالات عروه الوثقی و برخی مقالات فارسی خود مورد تأكید قرار داده است. برای نمونه نك: سید جمال الدین اسد آبادی، مجموعه رسائل و مقالات، به كوشش سید هادی خسرو شاهی، انتشارات كلبه شروق، 1381، ص 134 ـ 132.
    [7]. همان ص 121.
    [8]. هرایر دكمجیان، جنبشهای اسلامی معاصر، ترجمه حمید احمدی، تهران، كیهان 1370، ص 33.
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    به هر حال، اندیشه سیاسی سنت گرای رشید رضا، به جای تأكید بر حكومت قانون، آزادی و مشروطه كه در اندیشه های نوگرایانه طهطاوی و سید جمال بر آن پافشاری می شد، به دنبال بازسازی نظام اسلامی بود كه به آن عناصری از آرمان گرایی صدر اسلام كه به پیش داوری های دنیوی، نژادی، فرقه ای آلوده نشده افزوده می شد.[1]
    رشید رضا معتقد است كه غرب برای طی كردن مراحل پیشرفت، اصولی را به كار گرفت كه اسلامی هستند، حال آن كه خود مسلمانان این اصول را رها كرده اند. اگر چه رشید رضا در رهیافت سنت گرای خود چندان به غرب نپرداخته است، ولی از خط فكری وی معلوم است كه رویكردی ستیزه جویانه نسبت به غرب دارد و از آن خوش بینیهای موجود در گرایش تمدن گرا ـ عرب گرا اثری به چشم نمی خورد.[2]
    حسن حنفی كارنامه رشید رضا را این گونه خلاصه می كند: رشید رضا پس از آن كه عمری را در اصلاحگری و نواندیشی و ترقی خواهی گذرانده بود، خود را از تأثیر طلایه دارانی چون طهطاوی و سید جمال و نیز عبده رها ساخت و به دامن محمد بن عبدالوهاب پناه برد كه او را به ابن قیم جوزیه و ابن تیمیه و سپس به احمد بن حنبل می رسانید. وی به جای میل به شیوه های مدنیت نو و همگامی با تحولات زمانه، فرو بستگی و هجوم به غرب را ترجیح داد.[3]
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    د) گرایش اسلام گرایی اصول گرا. ژاك برك در تحلیلی كه از اصول گرایی اسلامی دارد «ناتوانی كشور های اسلامی را در ارائه مدلهای متناسب با عصر تكنیك و تمدن در قرن بیستم، زمینه ساز افراطی شدن آن ها می داند. وی مهم ترین علت درونی را توقف اجتهاد و سركوب حركت های اصلاحی به نام مبارزه با بدعت می داند.»[4] در واقع، این شكست ها، در كنار ناتوانی در اجرای اصلاحات، به عنوان یك تراژدی غمبار، روح اعراب را آزرده ساخته است و آنان را در طیفی از انفعال تا تندروی سیاسی سرگردان ساخته است.
    حسن البناء، بنیان گذار اخوان المسلمین، درباره اصلاح گران اسلامی چنین نظر می دهد: اسد آبادی فقط یك فریاد هشدار برای مشكلات است و شیخ محمد عبده فقط یك معلم و فیلسوف و رشید رضا فقط یك تاریخ نویس و وقایع نگار است، در حالی كه اخوان المسلمین به معنی جهاد، تلاش و كار است و فقط یك پیام نیست.[5]
    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



صفحه 1 از 8 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود