جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: از مرگ می ترسم چه کار کنم!؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    1,284
    صلوات
    17904000
    تعداد دلنوشته
    263
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    9 روز 2 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0

    راهنما از مرگ می ترسم چه کار کنم!؟




    باسلام و صلوات
    پیامبر بزرگ اسلام فرمودند : وقتی مردید از این دنیا وارد دنیای دیگر میشوید.
    امام صادق(ع) در روایتی در این باره چنین فرمودند: " از مرده در گورش پیرامون پنج چیز سؤال می‏‌شود: از نمازش، زکاتش، حجّش، روزه‏‌اش و ولایتش نسبت به ما خاندان. پس، ولایت از گوشه قبر به آن چهار چیز گوید: هر یک از شما کم و کاستی داشتید، کامل کردن آن به عهده من.
    حساب کتابم را کردم
    تمام نمازهایم را خواندم حالا همش به وقت نباشد اما حتما قضایش را خواندم چه یومیه چه در حال وقوع زلزله یا طوفان و ...
    زکات هم جزء علم نداشتم که تا توان داشتم و ترس از جانم نداشتم گفتم . همین مساله انگشتر دست چپ کردن هم بوده که شامل محبت به اهل بیت هم بوده است.
    حج هم پول نداشتم برم اما انگشتر در نجفی میپوشم تا ثواب حج نرفته ببرم.
    روزه های قضایم را هم گرفتم و بدهکار از قبل ندارم.
    با مردم هم حساب کتاب مالی یا اخلاقی ندارم تازه راستش را بخوای طلب هم دارم!
    شما هم اگه از من ناراحتید یا حلال کنید یا بگید چه کردم تا توضیح بدم و اگر قانع نشدیم بزاریم برای آخرت.
    کمی قلبم آروم شد
    اما باز از مرگ میترسم که کار نکرده باشم و حسرت بخورم
    چکار وکنم؟


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    604
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    10 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نام الله





    از مرگ می ترسم چه کار کنم!؟





    کارشناس: استاد سمیع

    ویرایش توسط طاهر : ۱۳۹۲/۰۷/۱۰ در ساعت ۱۹:۲۸ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط M.javad نمایش پست
    باسلام و صلوات
    پیامبر بزرگ اسلام فرمودند : وقتی مردید از این دنیا وارد دنیای دیگر میشوید.
    امام صادق(ع) در روایتی در این باره چنین فرمودند: " از مرده در گورش پیرامون پنج چیز سؤال می‏‌شود: از نمازش، زکاتش، حجّش، روزه‏‌اش و ولایتش نسبت به ما خاندان. پس، ولایت از گوشه قبر به آن چهار چیز گوید: هر یک از شما کم و کاستی داشتید، کامل کردن آن به عهده من.
    حساب کتابم را کردم
    تمام نمازهایم را خواندم حالا همش به وقت نباشد اما حتما قضایش را خواندم چه یومیه چه در حال وقوع زلزله یا طوفان و ...
    زکات هم جزء علم نداشتم که تا توان داشتم و ترس از جانم نداشتم گفتم . همین مساله انگشتر دست چپ کردن هم بوده که شامل محبت به اهل بیت هم بوده است.
    حج هم پول نداشتم برم اما انگشتر در نجفی میپوشم تا ثواب حج نرفته ببرم.
    روزه های قضایم را هم گرفتم و بدهکار از قبل ندارم.
    با مردم هم حساب کتاب مالی یا اخلاقی ندارم تازه راستش را بخوای طلب هم دارم!
    شما هم اگه از من ناراحتید یا حلال کنید یا بگید چه کردم تا توضیح بدم و اگر قانع نشدیم بزاریم برای آخرت.
    کمی قلبم آروم شد
    اما باز از مرگ میترسم که کار نکرده باشم و حسرت بخورم
    چکار وکنم؟
    باسمه تعالی
    با سلام:
    مرگ که يكي از اتفاقات حتمی در سرنوشت انسان است یاد آن براي اغلب افراد باعث ترس و اضطراب است. حق تعالی در قرآن کریم می‌فرماید:
    «كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ» [1]؛ «هر نفسى چشنده مرگ است آنگاه به سوى ما بازگردانيده خواهيد شد.»

    و نیز می‌فرماید:
    «أَيْنَمَا تَكُونُواْ يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ ...»[2]؛ «هر كجا باشيد شما را مرگ درمى‏يابد هر چند در برج‌هاى استوار (بلند و مستحکم) باشيد... »

    اگرترس شما از مرگ باعث شود كه هميشه مراقب اعمال خود باشید و تلاش نمایید تا آخرتتان رابسازید، پس خوشا به حالتان، زيرا كه ويژگي يك مومن را پيدا كرده ايد. اما در کنار این ترس باید به رحمت خدا نیز امیدوار بود.

    خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «كساني كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را بر پا داشتند و زكات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است، و نه ترسي بر آنهاست، و نه غمگين مي‏ شوند.»[3]

    و نیز می‌فرماید: «كساني كه گفتند پروردگار ما الله است، سپس استقامت به خرج دادند نه ترسي براي آنهاست و نه غمي دارند.»[4]

    در واقع آنچه که باعث می شود ما از مرگ هراسان باشیم جهل ما نسبت به مرگ است. باید بدانیم که مرگ ، نیستی ونابودی نیست ، بلکه انتقال از یک نشئه به سرای دیگراست.
    مانند جنینی که در رحم مادر است و با تولد به دنیای دیگر که رحم طبیعت باشد پا می گذارد.پس ما هم وقتی که چند صباحی در این دنیا زندگی کردیم به رحم دیگری به نام عالم برزخ و بعد از آن به عالم قیامت پا می گذاریم. چون انسان اگر چه ازلی نیست ولکن ابدی است.


    مولوی می‌فرماید:
    «ازجمادی مردم و نامی شدم /مردم از نامی به حیوان سر زدم
    مردم از حیوانی و انسان شدم / پس چه ترسم کی زمردن کم شد.»

    ادامه دارد....

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۷/۱۲ در ساعت ۰۰:۰۵


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لذا می بینیم اولیای الهی وقتی در این دنیا روی حساب و کتاب عمل کردند و تخلفی نداشتند و به وعده های الهی امیدوار بودند و ایمان داشتند که بعد از مرگ چه زندگی شیرینی را در پیش خواهند داشت نه تنها ترسی از مرگ نداشتند بلکه آرزوی آن را نیز می نمودند.

    مانند امام علی علیه‌السلام که فرمودند:
    «واللَّه‏ لإبن‏ أبى طالب آنس‏ بالموت من الطّفل بثدى أمّه‏.»[5]؛ «به خدا قسم انس و علاقه فرزند ابو طالب به مرگ از انس و علاقه طفل شیرخوار به پستان مادر بیشتر است.»

    و یا ببینید مانند بلال حبشی که شاگرد این مکتب بود چگونه آرزوی مرگ می کند. و مرگ را برای خود اول راحتی می بیند.

    « چون بلال از ضعف شد همچون هلال / رنگ مرگ افتاد بر روی بلال
    جفت او دیدش، بگفتا: وا حرب / پس بلالش گفت: نی نی، واطرب
    تا كنون اندر حرب بودم ز زیست / تو چه دانی مرگ چه عیش است و چیست؟
    گفت جفتش: الفراق ای خوش خصال/ گفت: نی نی، الوصال است، الوصال
    گفت جفت: امشب غریبی میروی / از تبار و خویش غائب میشوی
    گفت: نی نی، بلكه امشب جان من / میرسد خود از غریبی در وطن
    گفت: ای جان و دلم، واحسرتاه / گفت: نی نی، جان من یا دولتاه
    گفت: آن رویت كجا بینیم ما ؟ / گفت: اندر حلقه ی خاص خدا
    حلقه ی خاصش به تو پیوسته است / گر نظر بالا كنی، نی سوی پست
    اندر آن حلقه ز ربّ العالمین / نور میتابد، چو در حلقه نگین
    گفت: ویران گشت این خانه، دریغ / گفت: اندر مه نگر، منگر به میغ»[6]







  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پس اگر ما نگاهمان را به مرگ تغییر دهیم و اين حقيقت را دريابیم كه مرگ فنا و نابودي نيست بلكه انتقال از حالي به حال ديگر است اين نگراني ها و وحشت ها برطرف مي شود.

    همچنین اگر در این دنیا مراقبه داشته باشیم و در دینداری دقت کامل را به خرج بدهیم و بدانیم که زیبایى‏ها و دلبستگى‏هاى این دنیا، قابل مقایسه با زیباىی زندگى بعد از مرگ نیست و زندگى دنیا در برابر حیات اخروى، بسیار محدود و زود گذر است نه تنها ترس از مرگ معنا ندارد بلکه انسان هر چه بیشتر مشتاق است تا به سرای ابدی سفر کند و از فیوضات حق تعالی بهره مند شود مانند همان جنینی که از دنیای کوچک رحم مادر جدا شد و به عالم طبیعت پا گذاشت.

    قرآن در اين باره مى‏ فرمايد:« وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ»[7]؛ «زندگى دنيا چيزى جز بازى و سرگرمى نيست و زندگى واقعى در سراى ديگر است.»

    بر اساس روايات، وقتي مرگ مومن فرا مي رسد، پيامبرصلی‌الله علیه و آله، امام عليعلیه‌السلام و ديگر امامان معصوم علیه‌السلام بر بالين او حاضر مي شوند. فرد محتضر باآنان صحبت مي کند، ولي اطرافيان، ايشان را نمي بينند وصحبت ها نيز نمي شنوند؛ سپس جايگاه محتضر در بهشت به وي نشان مي دهند و به نحوي با وي ابراز محبت مي کنند. در اين حال او را از هر ترس ايمن ساخته و بشارت هايي مي دهند.[8]


    آنانی که از مرگ می ترسند در واقع از اعمال زشت خودشان واهمه دارند چون مرگ ابتدای بدبختی و گرفتاری آنهاست.

    اما آنهایی که مانند شما مراقبه دارند و در حد خود دینداری خویش را حفظ می نمایندو به رحمت الهی امیدوارند مرگ ابتدای راحتی و آسایش آنهاست چون باعث می شود نتیجه اعمال نیک خود را ببینند
    .

    «الهی همه از مردن می‌ترسند و حسن از زیستن، که این کاشتن است و آن درویدن»[9]



    پی‌نوشت:
    [1].عنکبوت، 57
    [2].
    نساء، 78
    [3].
    بقره، 277
    [4].
    احقاف، 13
    [5].
    نهج البلاغه، خطبه 5
    [6].
    مولوی
    [7].
    عنکبوت، 64
    [8].
    بحارالانوار، ج6، ص173
    [9].الهی نامه علامه حسن زاده آملی
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۲/۰۷/۱۲ در ساعت ۰۰:۲۰


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۸۸
    نوشته
    1,564
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    15 روز 14 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    266



    نقل قول نوشته اصلی توسط M.javad نمایش پست
    باسلام و صلوات
    پیامبر بزرگ اسلام فرمودند : وقتی مردید از این دنیا وارد دنیای دیگر میشوید.
    امام صادق(ع) در روایتی در این باره چنین فرمودند: " از مرده در گورش پیرامون پنج چیز سؤال می‏‌شود: از نمازش، زکاتش، حجّش، روزه‏‌اش و ولایتش نسبت به ما خاندان. پس، ولایت از گوشه قبر به آن چهار چیز گوید: هر یک از شما کم و کاستی داشتید، کامل کردن آن به عهده من.
    حساب کتابم را کردم
    تمام نمازهایم را خواندم حالا همش به وقت نباشد اما حتما قضایش را خواندم چه یومیه چه در حال وقوع زلزله یا طوفان و ...
    زکات هم جزء علم نداشتم که تا توان داشتم و ترس از جانم نداشتم گفتم . همین مساله انگشتر دست چپ کردن هم بوده که شامل محبت به اهل بیت هم بوده است.
    حج هم پول نداشتم برم اما انگشتر در نجفی میپوشم تا ثواب حج نرفته ببرم.
    روزه های قضایم را هم گرفتم و بدهکار از قبل ندارم.
    با مردم هم حساب کتاب مالی یا اخلاقی ندارم تازه راستش را بخوای طلب هم دارم!
    شما هم اگه از من ناراحتید یا حلال کنید یا بگید چه کردم تا توضیح بدم و اگر قانع نشدیم بزاریم برای آخرت.
    کمی قلبم آروم شد
    اما باز از مرگ میترسم که کار نکرده باشم و حسرت بخورم
    چکار وکنم؟
    سلام خدمت شما دوست عزیز
    واقعا اینکار ها رو کردی؟......دست مریزاد....برادر شما که خیلی جلو هستی.........................اینکه خوبه نمازهات رو خوندی........بدهی نداری........و.......................الب ه نا گفته نماند : می خواستم بگم خب دیگه چرا از مرگ می ترسی........دیدم خب این ترس طبیعی است........هرچقدر هم که حسابمان رو صاف کرده باشیم..باز یک ترسی تو دل آدم است که نه فقط شامل حال شما بلکه شامل حال من نوعی هم است........................به هر حال اسمش مرگه......درسته تعابیر زیادی از مرگ شده........اینکه نباید به دید فنا بهش نگاه کنیم و............ولی خب به هر حال این ترس طبیعی است و باید سعی کنی این ترس رو کنترل کنی...............
    ترس از خدا و امید به خدا باید در حد تعادل باشه..........هر کدام بیش از حد بشه انسان از یک طرف پشت بام می افته.......انقدر بترسی که دیگه کلا نا امید بشی از رحمتش که خب همه می دونیم نا امیدی بزرگترین گناهه............از طرفی انقدر امیدوار به بخشش که از انجام گناه ابائی نداشته باشیم
    به قول پاسخگو عزیز که مهمترین نکته رو گفتن.....اگر این ترس باعث شده باشه که خیلی مراقب رفتارت باشی.........به فکر اخرتت باشی....پس بهت تبریک میگم......برای ما هم دعا کن یک روز اینجوری بشیم..............ولی نگذار این موضوع به یک وسواس شدید تبدیل بشه که شیطان وقتی ببینه از هیچ دری نمی تونه وارد بشه .......میاد از راه خود دین وارد میشه و طرف رو می زنه زمین.............................
    نمی خوام شعار بدم...........ولی سعی کن در همین حد که هستی نگهش داری............ترست رو معتدل کنی و سعی کنی دیدت رو نسبت به مرگ عوض کنی....................
    بعضی وقتها فکر به اینکه خدایا میشه به من یک مرگ با عزت بدی...........مثلا شهادت بدی.........مثلا مرگم رو در زیارت امام حسین (ع) قرار بدی.................و از این قبیل مرگها....باور کن دل ادم اروم میگیره........
    امیدوارم خدا به همتون عمر با عزت و طولانی بده .....یک روزی هم که مرگ اومد سراغمون ان شالله به حق 5 تن مرگمون با عزت با شهادت در راه ائمه باشه....الهی امین
    ویرایش توسط محمد طه : ۱۳۹۲/۰۷/۱۲ در ساعت ۰۰:۱۶


    السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)
    السلام علیک یا عباس بن علی (ع)

    اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    سلام!!!
    من از مرگ نمی ترسم بلکه خوشمم می آید.
    مرگ شیرین است ودلربا!!!!
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    3,679
    صلوات
    13000
    تعداد دلنوشته
    2
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    23 روز 19 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    باسمه تعالی

    جمع بندی

    پرسش


    پیامبر بزرگ اسلام فرمودند : وقتی مردید از این دنیا وارد دنیای دیگر میشوید.
    امام صادق(ع) در روایتی در این باره چنین فرمودند: " از مرده در گورش پیرامون پنج چیز سؤال می‏‌شود: از نمازش، زکاتش، حجّش، روزه‏‌اش و ولایتش نسبت به ما خاندان. پس، ولایت از گوشه قبر به آن چهار چیز گوید: هر یک از شما کم و کاستی داشتید، کامل کردن آن به عهده من.
    حساب کتابم را کردم
    تمام نمازهایم را خواندم حالا همش به وقت نباشد اما حتما قضایش را خواندم چه یومیه چه در حال وقوع زلزله یا طوفان و ...
    زکات هم جزء علم نداشتم که تا توان داشتم و ترس از جانم نداشتم گفتم . همین مساله انگشتر دست چپ کردن هم بوده که شامل محبت به اهل بیت هم بوده است.
    حج هم پول نداشتم برم اما انگشتر در نجفی میپوشم تا ثواب حج نرفته ببرم.
    روزه های قضایم را هم گرفتم و بدهکار از قبل ندارم.
    با مردم هم حساب کتاب مالی یا اخلاقی ندارم تازه راستش را بخوای طلب هم دارم!
    شما هم اگه از من ناراحتید یا حلال کنید یا بگید چه کردم تا توضیح بدهم و اگر قانع نشدیم بزاریم برای آخرت.
    کمی قلبم آروم شد
    اما باز از مرگ میترسم که کار نکرده باشم و حسرت بخورم
    چه کار کنم؟


    پاسخ

    مرگ که يكي از اتفاقات حتمی در سرنوشت انسان است یاد آن براي اغلب افراد باعث ترس و اضطراب است. حق تعالی در قرآن کریم می‌فرماید:«كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ» [1]؛ «هر نفسى چشنده مرگ است آنگاه به سوى ما بازگردانيده خواهيد شد.»

    و نیز می‌فرماید:
    «أَيْنَمَا تَكُونُواْ يُدْرِككُّمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوجٍ مُّشَيَّدَةٍ ...»[2]؛ «هر كجا باشيد شما را مرگ درمى‏يابد هر چند در برج‌هاى استوار (بلند و مستحکم) باشيد... »

    اگرترس شما از مرگ باعث شود كه هميشه مراقب اعمال خود باشید و تلاش نمایید تا آخرتتان رابسازید، پس خوشا به حالتان، زيرا كه ويژگي يك مومن را پيدا كرده ايد. اما در کنار این ترس باید به رحمت خدا نیز امیدوار بود.

    خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «كساني كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند و نماز را بر پا داشتند و زكات را پرداختند، اجرشان نزد پروردگارشان است، و نه ترسي بر آنهاست، و نه غمگين مي‏ شوند.»[3]

    و نیز می‌فرماید: «كساني كه گفتند پروردگار ما الله است، سپس استقامت به خرج دادند نه ترسي براي آنهاست و نه غمي دارند.»[4]


    در واقع آنچه که باعث می شود ما از مرگ هراسان باشیم جهل ما نسبت به مرگ است. باید بدانیم که مرگ ، نیستی ونابودی نیست ، بلکه انتقال از یک نشئه به سرای دیگراست.
    مانند جنینی که در رحم مادر است و با تولد به دنیای دیگر که رحم طبیعت باشد پا می گذارد.پس ما هم وقتی که چند صباحی در این دنیا زندگی کردیم به رحم دیگری به نام عالم برزخ و بعد از آن به عالم قیامت پا می گذاریم. چون انسان اگر چه ازلی نیست ولکن ابدی است.


    مولوی می‌فرماید:
    «ازجمادی مردم و نامی شدم /مردم از نامی به حیوان سر زدم
    مردم از حیوانی و انسان شدم / پس چه ترسم کی زمردن کم شد.»

    لذا می بینیم اولیای الهی وقتی در این دنیا روی حساب و کتاب عمل کردند و تخلفی نداشتند و به وعده های الهی امیدوار بودند و ایمان داشتند که بعد از مرگ چه زندگی شیرینی را در پیش خواهند داشت نه تنها ترسی از مرگ نداشتند بلکه آرزوی آن را نیز می نمودند.

    مانند امام علی علیه‌السلام که فرمودند:
    «واللَّه‏ لإبن‏ أبى طالب آنس‏ بالموت من الطّفل بثدى أمّه‏.»[5]؛ «به خدا قسم انس و علاقه فرزند ابو طالب به مرگ از انس و علاقه طفل شیرخوار به پستان مادر بیشتر است.»


    پس اگر ما نگاهمان را به مرگ تغییر دهیم و اين حقيقت را دريابیم كه مرگ فنا و نابودي نيست بلكه انتقال از حالي به حال ديگر است اين نگراني ها و وحشت ها برطرف مي شود.

    همچنین اگر در این دنیا مراقبه داشته باشیم و در دینداری دقت کامل را به خرج بدهیم و بدانیم که زیبایى‏ها و دلبستگى‏هاى این دنیا، قابل مقایسه با زیباىی زندگى بعد از مرگ نیست و زندگى دنیا در برابر حیات اخروى، بسیار محدود و زود گذر است نه تنها ترس از مرگ معنا ندارد بلکه انسان هر چه بیشتر مشتاق است تا به سرای ابدی سفر کند و از فیوضات حق تعالی بهره مند شود مانند همان جنینی که از دنیای کوچک رحم مادر جدا شد و به عالم طبیعت پا گذاشت.


    بر اساس روايات، وقتي مرگ مومن فرا مي رسد، پيامبرصلی‌الله علیه و آله، امام عليعلیه‌السلام و ديگر امامان معصوم علیه‌السلام بر بالين او حاضر مي شوند. فرد محتضر باآنان صحبت مي کند، ولي اطرافيان، ايشان را نمي بينند وصحبت ها نيز نمي شنوند؛ سپس جايگاه محتضر در بهشت به وي نشان مي دهند و به نحوي با وي ابراز محبت مي کنند. در اين حال او را از هر ترس ايمن ساخته و بشارت هايي مي دهند.[6]

    آنانی که از مرگ می ترسند در واقع از اعمال زشت خودشان واهمه دارند چون مرگ ابتدای بدبختی و گرفتاری آنهاست.

    اما آنهایی که مانند شما مراقبه دارند و در حد خود دینداری خویش را حفظ می نمایندو به رحمت الهی امیدوارند مرگ ابتدای راحتی و آسایش آنهاست چون باعث می شود نتیجه اعمال نیک خود را ببینند
    .

    «الهی همه از مردن می‌ترسند و حسن از زیستن، که این کاشتن است و آن درویدن»[7]


    پی‌نوشت:
    [1].عنکبوت، 57
    [2].
    نساء، 78
    [3].
    بقره، 277
    [4].
    احقاف، 13
    [5].
    نهج البلاغه، خطبه 5
    [6].
    بحارالانوار، ج6، ص173
    [7].
    الهی نامه علامه حسن زاده آملی



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود