صفحه 3 از 3 نخست 123
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات خدا از طریق علمی

  1. #21

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    799
    مورد تشکر
    5,141 پست
    حضور
    46 روز 6 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    17



    با سلام خدمت کاربران محترم.

    لطفا در مورده مطالب مربوط به موضوع تاپیک مطلب بزنید واگر مطلب جدیدی میخواهید به بحث بگذارید در تاپیکی جدا ثبت کنید.
    لطفا ادب و نزاکت را هم رعایت بفرمایید و از هرگونه توهین و ناسزا و ادبیاتی نابجا پرهیز کنید.

    با تشکر از همکاری شما



  2. #22

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    629
    مورد تشکر
    1,121 پست
    حضور
    12 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت دو دوست گرامی baran , آتئوس
    از این که در این تاپیک خدمت شما هستم مسرورم
    به نظر پست های اخیر شما دو بزرگوار مربوط به موضوع نیست
    انشاء الله در پست های آینده بتوانیم از پست های شما در باره موضوع بهرمند شویم
    با تشکر

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  3. #23

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    148 پست
    حضور
    1 روز 19 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام و درود خدمت خادم قرآنی محدثه 67 و کارشناس گرامی شعیب.

    اگه بنده جایی به کسی تهمت زدم (که نزدم) یا بی ادبی کردم (که نکردم) معذرت میخواهم.
    دلیل اینکه بحث این تاپیک یا تاپیکهای دیگر کمی منحرف میشود بابت این است که در این سایت تاپیک سیاسی یا اجتماعی وجود ندارد.
    اگه امکان دارد برای پست های آخر بنده و باران تاپیکی ایجاد نماید که ممنون میشوم. اگر امکان ندارد بازهم ممنون میشوم.

    در پایان از تذکر بجا و منطقی شما دو بزرگوار کمال تشکر را دارم.





    بارالها!

    امشب تمام عاشقان را دست به سرکن.

    یک امشبی با من بمان با من سحر کن.



  4. #24

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    148 پست
    حضور
    1 روز 19 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1





    سلام و درود خدمت کارشناس گرامی.

    حال که فرمودید خدا وجود دارد. از کجا بداینم که خدا یکی است!؟
    امکان دارد دو خدا وجود داشته باشد.و در انجام امور باهم مشورت کنند و کاری را انجام دهند.
    بگونه ای که به نظم و نظام آفرینش لطمه ای وارد نشود.



    و فرق بین خالق و رب (ربوبیت) چیست!؟

    ویرایش توسط @█ عشق من خدا █@ : ۱۳۹۲/۰۷/۱۶ در ساعت ۱۹:۳۲




    بارالها!

    امشب تمام عاشقان را دست به سرکن.

    یک امشبی با من بمان با من سحر کن.


  5. #25

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    629
    مورد تشکر
    1,121 پست
    حضور
    12 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط @█ تئوس █@ نمایش پست
    سلام و درود خدمت کارشناس گرامی.

    حال که فرمودید خدا وجود دارد. از کجا بداینم که خدا یکی است!؟
    امکان دارد دو خدا وجود داشته باشد.و در انجام امور باهم مشورت کنند و کاری را انجام دهند.
    بگونه ای که به نظم و نظام آفرینش لطمه ای وارد نشود.
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    برای توحید دلایل زیادی آورده‏ اند که به چند دلیل اشاره میشود:
    1-
    دلیل فطری: فطرت و نهاد هر انسانی گواهی میدهد قدرتی مافوق همه قدرت‏ها وجود دارد. توجه به این قدرت در لحظات حسّاس و سخت روی میدهد. انسان در حال غرق شدن کسی را میخواند که تنها تکیه گاه، و قدرت نجات دهنده اوست که همان خدای یگانه است. اگر در هواپیما اختلالی پیدا شود همگی دست به دعا و تضرّع بر میدارند و به عبارت دیگر در مشکلات و گرفتاریها و ناملایمات در زمانی که کارد به استخوان ما میرسد، در شرایطی که تمام درهای عالم اسباب به روی ما بسته میشود آهنگ توحید را در ژرفای وجود خود میشنویم که ما را به سوی (مبدأ یگانه‏ای) فرا میخواند که قدرت او مافوق همه مشکلات و فراتر از تمامی عالم اسباب است.(1)
    2-
    دیگر از دلایل توحید، وحدت و هماهنگی هستی است.
    هر کس جهان هستی را مطالعه کند و میبیند مجموعه‏ای هماهنگ و واحدی به هم پیوسته است. این وحدت و هماهنگی از وحدت و یگانگی خالق خبر میدهد. به عبارت دیگر، اگر دو اراده بر عالم هستی حاکم بود، اگر دو تدبیر در جهان خلقت جریان داشت حتماً ناموزونی و فساد در آن نمیبینیم دلیل بر وحدت خالق و مدیر و مدبّر عالم خلقت است.
    قرآن میفرماید:در آفرینش خدای رحمان تضادّی و عیبی نمیبینی بار دیگر نگاه کن آیا هیچ شکاف و خللی مشاده میکنی.(2)
    یعنی هر چه بشر مطالعه و بررسی کند که فتور و کاستی در بخشی از نظام هستی، بلکه در موجودی از موجودات جهان پیدا کند نمیتواند و با این دید هر چه بنگرد جز خستگی و یأس ثمری ندارد.
    در جای دیگر میفرماید:آیا در زمین خدایانی برگزیده‏اند که مردگان را از گور بر میانگیزد؟ اگر در زمین و آسمان خدایانی جز اللّه میبود، هر دو تباه میشدند. پس اللّه، پروردگار عرش، از هر چه به وصفش میگویند منزّه است.
    در سوره‏ای نیز به اشاره میفرماید:
    خدا هیچ فرزندی ندارد و هیچ خدایی با او نیست. اگر چنین میبود، هر خدایی با آفریدگان خود به یک سو میکشید و بر یکدیگر برتری میجستند. خدا از آن گونه که او را وصف میکنند، منزّه است.
    وحدت جهان آفرینش از دیدگاه علوم‏
    هنگامی که به این جهان پهناور نگاه میکنیم در ابتدا عالم را به صورت موجوداتی پراکنده میبینیم، خورشید، ماه، زمین، آسمان، ستارگان ثوابت و سیّار، انسان و حیوانات، انواع گیاهان و عناصر گوناگون، ولی بعد از کمی دقت و مطالعه میبینیم که ذرّات و اجزای این عالم چنان به هم پیوسته و مربوط است که همگی واحدی را تشکیل میدهند و هر قدر مطالعات خود را دقیق‏تر و عمیق‏تر کنیم به این وحدت و یگانگی ایمان بیش‏تری پیدا خواهیم کرد زیرا:
    الف) تمام کرات منظومه شمسی آن چنان با یکدیگر مربوطند که همه یک خانواده محسوب میشوند و طبق نظرات دانشمندان در آغاز یک واحد به هم پیوسته بودند و تدریجاً از هم جدا شدند و در عین جدایی به هم مربوطند و باز مطالعات دانشمندان فلکی در این زمینه میگوید: منظومه شمسی ما نیز مستقل نیست و جزیی از یک کهکشان بزرگ است که به ضمیمه کهکشان‏های دیگر مجموعه واحدی را تشکیل میدهند که قانون جاذبه هم چون زنجیری آن‏ها را به هم پیوسته و باز اعتقاد دانشمندان بر این است که تمام این کهکشان ها در آغاز یک واحد متّصل بوده و تدریجاً از هم جدا شده است.
    ب) اجسام مختلف و کاملاً متفاوت در تحلیل نهایی ترکیبی است از تعدادی از عناصر معیّن؛ یعنی همان موجودات بسیطی که بیش از یکصد عنصر از آن‏ها تاکنون شناخته شده است.
    این عناصر گوناگون علی رغم اختلاف فاحش ظاهری آن‏ها هنگامی که شکافته شوند و به کوچکترین اجزای آن‏ها، یعنی اتم برسیم میبینیم همه شبیه یکدیگرند و تنها تفاوتشان در تعداد الکترون‏ها و پروتون‏ها است.
    ج) عجیب این که نظامی که حاکم بر این ذرّه ناچیز؛ یعنی اتم است، همان نظامی است که بر جهان بزرگ، یعنی منظومه‏های و کهکشان‏ها حکومت میکند، همان قانون جاذبه و دافعه است که سبب میشود سیگارات یک منظومه و الکترون‏های یک اتم، در مدارات خاص خود بر گرد مرکز اصلی به حرکت در آیند، بی آن که از هم جدا شوند یا جذب یکدیگر شوند.
    د) گر چه موجودات روی زمین را رنگارنگ میبینیم و رنگ هایی که با چشم ما قابل درک است بسیار مختلف میباشد، اما در تحلیل نهایی به این جا میرسیم که تمام انواع رنگ‏ها به امواجی باز میگردند که تفاوتشان در شدّت نوسان و کوتاهی و بلندی این امواج است.
    ه) ما صداهای کاملاً مختلفی میشنویم، ولی دانش فیزیک امروز به ما میگوید: تمام این صداهای زشت و زیبا، آهسته و گوش خراش به مبدأ واحدی باز میگردد که همه عبارت از امواج خاصی هستند که تفاوت ارتعاش و نوسان آن‏ها سبب این تنوع شده است.
    و) جانوران انواع بسیار زیادی دارند، تنها انواع حشرات به صدها هزار نوع بالغ میشود، گیاهان نیز از این فراتر رفته تنوّع بیش‏تری دارند، ولی دانشمندان گیاه شناس و حیوان شناس میگویند همه آن‏ها از یک مصالح ساخته شده، مرکّب از سلول‏ها و یاخته هایی است که نظام واحدی بر آن‏ها حکومت میکند و به همین دلیل غالباً برای شناخت تأثیر یک دارو، مثلاً بر روی انسان، آن را روی حیوانات دیگر آزمایش میکنند...
    3-
    دلیل هدایت: اگر خدایان متعددی وجود داشت باید هر کدام رسولانی داشته باشند و خود را به مخلوقات معرّفی کند و آن‏ها را مشمول فیض تکوینی و تشریعی قرار دهد. پس اگر دیدیم همه رسولان الهی از خدای یگانه خبر میدهند روشن میشود که غیر از او معبودی وجود ندارد.
    در قرآن به این مطلب اشاره‏ای دارد که میفرماید3)
    ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم جز آن که به او وحی کردیم که جز من خدایی نیست. پس مرا بپرستید.
    و در سوره‏ای دیگر میفرماید4)
    از پیامبران ما که پیش از تو فرستاده‏ایم بپرس: آیا جز خدای رحمان، دیگری را برای پرستش آنها قرار داده بودیم؟
    آری تمام انبیا منادی توحید بودند و مردم را به خدای یگانه دعوت میکردند و تاریخ آن‏ها گواه بر این معنا است، چگونه ممکن است شرک واقعیت داشته باشد و همه انبیا منادی توحید باشند؟!
    آیا خداوند دیگری وجود داشت و خودش را به مردم معرفی نکرد و قطع فیض نمود؟ یا این که رسولان الهی در ابلاغ دستور او قصور ورزیدند؟ عقل سلیم هیچ یک از این‏ها را نمیپذیرد.
    علی(ع) به فرزندش امام حسن(ع) میفرماید:
    بدان ای پسرم! اگر پروردگارت شریک و همتایی داشت، رسولان او به سوی تو میآمدند و آثار ملک و قدرتش را میدیدی و افعال و صفاتش را میشناختی، اما او خداوندی است یکتا، همان گونه که خویش را چنین توصیف کرده است.(5)
    پس این همه پیامبران دعوت به سوی خداوند یکتا کرده‏اند دلیل است بر این که خدا بیش‏تر نیست.(6)
    پی نوشت‏ها:
    1. آیت الله مکارم شیرازی و جمعی از دانشمندان، پیام قرآن، ج 3، ص 156.
    2. سوره ملک، آیه 3 و 4.
    3. سوره انبیاء، آیه 25.
    4. سوره زخرف، آیه 45.
    5. نهج البلاغه، نامه 31.
    6. با اقتباس از پیام قرآن، ج 3، ص 155- 200.

    منبع :سایت پاسخگو

    http://www.pasokhgoo.ir/fa/node/1159
    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در ساعت ۲۰:۵۲
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  6. #26

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    629
    مورد تشکر
    1,121 پست
    حضور
    12 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط @█ تئوس █@ نمایش پست
    مکان دارد دو خدا وجود داشته باشد.و در انجام امور باهم مشورت کنند و کاری را انجام دهند.
    بگونه ای که به نظم و نظام آفرینش لطمه ای وارد نشود.
    قرآن کریم می فرماید " لو کان فیهما آلهه الا الله لفسدتا" اگر در آسمان و زمین غیر از الله خدایی باشد هر آینه در زمین و آسمان فساد پیش می آید.
    اما این که دو خدا مستقلا بخواند آسمان و زمین را هدایت کنند مسلما جایی که دو مدیر با دو ایده بخواهند مدیریت کنند بدون شک مشکلاتی در مجموعه پیش می آید.
    اگر یکی از دو خدا زیر دست خدای دیگر بخواهد کار کند دیگر خدا نیست که از خود استقلال ندارد.
    فرض سوم این که دو خدای مستقل با هم به مشورت بپردازند و مشورتی کار را حل کنند این هم شاید در نگاه ابتدایی قابل طرح باشد اما اگر بیشتر و دقیق به مساله نگاه کنیم در می یابیم که اولا ربوبیت فرع خلق است ربوبیت در راستا و همسنخ خلق است بدین معنا که خدا از آنجهت که خالق است رب نیز هست پس ربوبیت مشورت بردار نیست و مشترک نمی تواند باشد چرا که خلق مشترک نیست ثانیا: فرض ما این بود که دو خدا مستقل اند پس دو شی کاملا متمایز در چه امری می خواهند مشارکت کنند ؟؟ مشارکت نقطه مشترک می خواهد که در فرض ما وجود ندارد ثالثاً خلق ربوبیت یک رابطه ی علی و معلولی است هر خدایی به مقتضای دارایی خویش می آفریند و هدایت می کندپس فرض ربوبیت اشتراکی برای خدایان بنابر رابطه ی علی و معلولی (رابطه ی فقری بین مخلوق با خالق)فرضی نادرست است

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  7. تشکر


  8. #27

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    629
    مورد تشکر
    1,121 پست
    حضور
    12 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط @█ تئوس █@ نمایش پست
    رق بین خالق و رب (ربوبیت) چیست!؟
    از جمله روابطی که بین خدا و خلق، لحاظ می شود اینست که مخلوقات نه تنها در اصل وجود و پیدایششان نیازمند به خدا هستند بلکه همه شئون وجودی آنها وابسته به خدای متعال است و هیچگونه استقلالی ندارند و او به هر نحوی که بخواهد در آنها تصرف می کند وامورشان را تدبیر می نماید.
    هنگامی که این رابطه را به صورت کلی در نظر بگیریم مفهوم ربوبیت، انتزاع می شود که لازمه آن تدابیر امور است و مصادیق فراوانی، مانند حفظ و نگهداری کردن، حیات بخشیدن و میراندن، روزی دادن، به رشد و کمال رساندن، راهنمایی کردن و مورد امر و نهی قرار دادن و...دارد .
    شئون مختلف ربوبیت را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: ربوبیت تکوینی که شامل اداره امور همه موجودات و تأمین نیازمندیهای آنها و در یک کلمه «کارگردانی جهان» می شود، و ربوبیت تشریعی که اختصاص به موجودات ذی شعور و مختار دارد و شامل مسائلی از قبیل فرستادن انبیاء و نازل کردن کتب آسمانی و تعیین وظایف و تکالیف و جعل احکام و قوانین می گردد .
    حاصل آنکه: ربوبیت مطلقه الهی بدین معنی است که مخلوقات در همه شئون وجودی، وابسته به خدای متعال هستند و وابستگیهایی که به یکدیگر دارند سرانجام، به وابستگی همه آنها به آفریننده، منتهی می شود و اوست که بعضی از آفریدگان را بوسیله بعضی دیگر اداره می کند و روزی خواران را بوسیله روزیهایی که می آفریند روزی می دهد، و موجودات ذی شعور را با وسایل درونی (مانند عقل و سایر قوای ادراکی) و با وسایل بیرونی (مانند پیامبران و کتب آسمانی) هدایت می کند و برای مکلفین، احکام و قوانینی وضع، و وظایف و تکالیفی تعیین می کند.
    ربوبیت نیز مانند خالقیت، مفهومی است اضافی با این تفاوت که در موارد مختلف آن، اضافات خاصی بین خود مخلوقات هم در نظر گرفته می شود چنانکه در مورد رازقیت گفته شد.
    با دقت در مفهوم خالقیت و ربوبیت و اضافی بودن آنها روشن می شود که این دو با یکدیگر تلازم دارند و محال است رب جهان غیر از خالق آن باشد بلکه همان کسی که مخلوقات را با ویژگیهای خاص و وابستگی به یکدیگر می آفریند آنها را نگهداری و اداره هم می کند.و در حقیقت، مفهوم ربوبیت و تدبیر، از کیفیت آفرینش مخلوقات و همبستگی آنها انتزاع می شود .


    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  9. تشکرها 2


  10. #28

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    629
    مورد تشکر
    1,121 پست
    حضور
    12 روز 1 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جمع بندی




    سوال:
    خدا را کاملا علمی و به دور از بحث های مذهبی؛ درون دینی و تعصبی، ثابت کنید.
    جواب:
    دلایل فراوانی بر اثبات وجود خدا اقامه شده است که در ذیل به برخی از آن ها اشاره می کنیم.
    1-برهان امکان، یا برهان «امکان و وجوب».
    این برهان از چهار مقدمه‌ یقینی تشکیل می یابد:
    الف) هیچ ممکن الوجودی ذاتاً ضرورت وجود ندارد، یعنی هنگامی که عقل، ماهیتش را در نظر می گیرد، آن را نسبت به وجود و عدم، یکسان می بیند و صرف نظر از وجود علت، ضرورتی برای وجود آن نمی بیند.
    این مقدمه، بدیهی و بی نیاز از اثبات است. زیرا محمول آن از تحلیل مفهوم موضوع به دست می آید و فرض ممکن الوجود بودن عیناً فرض نداشتن ضرورت وجود است.
    ب) هیچ موجودی بدون وصف ضرورت، تحقق نمی یابد، یعنی تا هنگامی که همه راه های عدم به روی آن مسدود نشود، به وجود نمی آید، و به قول فلاسفه «الشیء ما لم یجب لم یوجد». به دیگر سخن: موجود یا ذاتاً واجب الوجود است و خود به خود ضرورت وجود دارد و یا ممکن الوجود است، و چنین موجودی تنها در صورتی تحقق می یابد که علتی آن را ایجاب کند و وجود آن را به سر حدّ ضرورت برساند، یعنی به گونه ای شود که امکان عدم نداشته باشد. این مقدمه هم یقینی و غیر قابل تشکیک است.
    ج) هنگامی که وصف ضرورت، مقتضای ذات موجودی نبود، ناچار از ناحیه موجود دیگری به آن می رسد، یعنی علت تامه، وجود معلول را ضرورت بالغیر می سازد.
    این مقدمه نیز بدیهی و غیر قابل تردید است، زیرا هر وصفی از دو حال، خارج نیست: یا بالذات است و یا بالغیر. هنگامی که بالذات نبود، ناچار بالغیر خواهد بود. پس وصف ضرورت هم که لازمه هر وجودی است، اگر بالذات نباشد، ناچار در پرتو موجود دیگری حاصل می‌شود که آن را علت می نامند.
    د) دور و تسلسل در علل محال است. این مقدمه هم یقینی است، زیرا دور و تسلسل برگشت به اجتماع نقیضین می نماید و محال بودن اجتماع نقیضین بدیهی است.
    با توجه به این مقدّمات یقینی، برهان امکان به این صورت تقریر می‌شود: موجودات جهان، همگی با وصف ضرورت بالغیر،‌ موجود می شوند، زیرا از یک سو ممکن الوجود هستند و ذاتاً وصف ضرورت را ندارند (مقدمة اوّل) و از سوی دیگر، هیچ موجودی بدون وصف ضرورت تحقق نمی یابد (مقدمه دوم) پس ناچار، دارای وصف ضرورت بالغیر می‌باشند و وجود هر یک از آن‌ها به وسیلة علتی ایجاب می‌شود (مقدمه سوم).
    اکنون اگر فرض کنیم که وجود آن‌ها به وسیله یک دیگر ضرورت می یابد، لازمه اش دَوْر در علل است و اگر فرض کنیم که سلسلة علل،‌تا بی نهایت پیش می رود، لازمه اش تسلسل است و هر دوی آن‌ها باطل و محال می‌باشد(مقدمه چهارم) پس ناچار باید بپذیریم که در رأس سلسله علت ها موجودی است که خود به خود ضرورت وجود دارد، یعنی واجب الوجود است.
    این برهان را به صورت دیگری نیز می توان تقریر کرد که نیازی به مقدمه چهارم (ابطال دور و تسلسل) نداشته باشد، و آن این که: مجموعه ممکنات به هر صورت که فرض شود، بدون وجود واجب الوجود بالذات، ضرورتی در آن‌ها تحقق نمی یابد، در نتیجه، هیچ یک از آن‌ها موجود نمی شود، زیرا هیچ کدام از آن‌ها خود به خود دارای ضرورتی نیستند تا دیگری در پرتو آن ضرورت یابد.
    به دیگر سخن: ضرورت وجود در هر ممکن الوجودی ضرورتی عاریتی است و تا ضرورتی بالذات نباشد، جایی برای ضرورت های عاریتی نخواهد بود.
    2ـ برهان تقدّم:
    علت، تقدّم وجودی دارد بر معلول (نه تقدّم زمانی). معلول با این که هم زمان با علت است و از این نظر تقدّم و تأخری در کار نیست، در مرحله و مرتبه بعد از علت قرار گرفته و مشروط به وجود علت است، بر خلاف علت که مشروط به وجود معلول نیست، یعنی درباره معلول صادق است: «تا علت وجود پیدا نکند، او وجود پیدا نمی‌کند» اما درباره علت صادق نیست که: «تا معلول وجود پیدا نکند، او وجود پیدا نمی کند». کلمه «تا» مفید مفهوم شرطیّت و مشروطیّت و تقدّم ذاتی است.
    مثال: فرض می‌کنیم گروهی می خواهند در امری، مثلاً حمله به دشمن، اقدام کنند اما هیچ یک از آن‌ها حاضر نیست پیش قدم شود و حتی حاضر نیست هم قدم باشد. به سراغ هر کدام که می رویم، می‌گوید «تا» فلان شخص حمله نکند، من حمله نخواهم کرد. شخص دوم همین را نسبت به شخص سوم می‌گوید و شخص سوم نسبت به شخص چهارم و همین طور... یک نفر پیدا نمی شود که بلا شرط حمله کند. آیا ممکن است در چنین وضعی حمله صورت گیرد؟ البته نه، زیرا حمله ها مشروط است به حمله دیگر، حمله غیر مشروط وجود ندارد و حمله های مشروط که سلسله را تشکیل می دهند، بدون شرط، وجود پیدا نمی کنند، نتیجه این است که هیچ اقدامی صورت نمی گیرد.
    اگر سلسله ای غیر متناهی از علل و معلولات فرض کنیم، چون همه ممکن الوجود می باشند، وجود هر کدام مشروط بر وجود دیگری است که آن دیگری نیز به نوبه خود مشروط به دیگری است، تمام آن‌ها به زبان حال می‌گویند «تا» آن یکی دیگر وجود پیدا نکند،‌ ما وجود پیدا نخواهیم کرد، و چون این زبان حال، زبان همه است، بلا استثنا، پس همه یک جا مشروط هایی هستند که شرط شان وجود ندارد، پس هیچ یک وجود پیدا نخواهد کرد.
    از طرف دیگر چون می بینیم موجوداتی در عالَم هستی وجود دارد، پس ناچار واجب بالذات و علت غیر معلول و شرط غیر مشروطی در نظام هستی هست که این‌ها وجود پیدا کرده اند.

    3- برهان تجربی (دلیل علمی )
    مهم ترین دلایل علمی برای اثبات وجود خدا ، آن دلایلی است که از راه نظم موجود در طبیعت و موجودات طبیعی می توان به وجود خداوند حکیم و مدبر رسید . تمام رشته های علوم ثابت می کند که در دنیا نظام معجزه آسایی وجود دارد که اساس آن ،قوانین وسنن ثابت و غیر قابل انکار جهان هستی است. تلاش و کوشش دانشمندان و احاطه به این قوانین ،امکان می دهد که بشر از راز هستی پرده برداری کند که در این مختصر فقط به یک استدلال ساده از پرفسور ادموند کارل کورنفلد استاد و محقق شیمی لاستیک و داروهای ترکیبی آلی و تکامل شیمی آلی میآوریم؛ «پرفسور ادوین کانلین زیست‏شناس دانشگاه پرینستون غالبا میگفت: «احتمال پیدایش زندگی از تصادفات به همان اندازه است که در نتیجه حدوث انفجاری در یک چاپخانه، یک کتاب قطور لغت بوجود آید» من این بیان را بدون قید و شرط تأیید میکنم. من عقیده راسخ دارم که خدایی وجود دارد که جهان را خلق کرده و از آن نگهداری میکند... من خدا را خدایی (میدانم) که تمام کتب آسمانی از سوی وی نازل شده ودر آن کتاب خود را به عنوان خالق و صانع جهان به بشر شناسانده و راه مستقیم حقیقت را به او نشان داده است... من اجازه میخواهم تا از چگونگی تأثیر شیمی آلی که در تقویت ایمان من بسیار مؤثر افتاده شمه‏ای بیان کنم. ما وجود یک حکمت عالیه را برای خلقت طبیعت قبول میکنیم، والا باید بگوئیم که این جهان و طبیعت که ما آن را ادراک میکنیم، فقط و فقط در نتیجه تصادف بوجود آمده است. برای کسی که شگفتیها و رموز و نظم و ترتیب شیمی آلی را مخصوصا در اجسام زنده دیده است، تصور به وجود آمدن جهان در نتیجه تصادف بسیار دشوار و محال است. هر قدر ما ساختمان ذره را بیشتر مطالعه میکنیم و واکنش‏های این ذرات را بیشتر زیر نظر قرار میدهیم به همان اندازه روشن‏تر درمییابیم که یک عقل کل نقشه عالم طبیعت را طرح و با اراده و مشیت خود آن را خلق کرده است. این فکر نتیجه تجربه شخصی من است و غالب اوقات که در آزمایشگاه، میان اجسام بینهایت کوچک و فعل و انفعالات پیچیده و عجیب آنها کار میکنم، فکر عظمت و حکمت عالیه آفریدگار مرا مبهوت و متحیر میسازد.
    فعل و انفعالات سلول حیوانی به قدری عجیب و پیچیده است که اگر کوچکترین انحرافی در آنها روی دهد باعث بیماری حیوان میشود. واقعا عجیب است که سازمانی به پیچیدگی یک سلول حیوانی بتواند خودبخود به حیات و فعالیت خویش ادامه دهد. برای این کار حتما وجود پروردگار فوق‏العاده حکیمی ضرورت دارد. من هر قدر بیشتر در آزمایشگاهها به کار تجربی میپردازم، ایمانم راسختر و محکمتر میشود و نسبت به فکر و حال بعضی از همکاران بیدین خودم، در هر نقطه جهان که باشند، بیشتر میاندیشم. وضع آنها در نظر من معمایی شده است که چگونه با مشاهده این همه دلیل بارز، باز نمیخواهند به وجود صانع اقرار کنند. در حالیکه یک ماشین ساده ساخت بشری طراح و سازنده‏ای لازم دارد، چگونه ممکن است موجوداتی که هزاران مرتبه پیچیده‏تر و عجیب‏تر از آنند، صانعی نداشته باشند.» (1)
    سخنان این دانشمند ، مربوط به برهان نظم است که به طورخلاصه نمی تواند یک مجموعه منظم حتی یک موجود بسیار کوچک به صورت تصادف و اتفاق به وجود آید ، بلکه به سازنده و خالق حکیم و دانا تعلق دارد و پذیرش تصادف در خلقت آن قدر بی دلیل است که مانند پذیرش به وجود آمدن یک کتاب فلسفی و عملی دقیق با انفجار یک کارخانه چاپ کتاب.

    پی نوشت:
    1) اثبات وجود خدا، ص 230 ـ

    برای توضیح بیشنر ، به کتاب اثبات وجود خدا به قلم چهل تن از دانشمندان تالیف جان کلوور ترجمه احمد آرام مراجعه فرمایید.("اثبات وجود خدا، به قلم گروهي از اهل علم معاصر"، گردآوري و تدوين: جان کلو و رمو نسما، مترجمان: احمد آرام، سيد مهدي امين، علي‌اکبر صبا، عبدالعلي کارنگ و علي‌اکبر مجتهدي، چ انتشارات علمي و فرهنگي، تهران 1374ش.)

    سوال:
    برای اثبات وجود خدا به صورت علمی کتاب معرفی کنید.
    جواب:
    درباره اثبات وجود خدا کتاب های متعددی برای سنین مختلف و سطح تحصیلات متفاوت به رشته تحریر در آمده است در زیر به بیان برخی از آنها می پردازیم:
    آفريدگار جهان، آيت الله مکارم شيرازي
    خدا را چگونه بشناسيم، آيت‏ الله مكارم شيراز
    راه خداشناسي، استاد جعفر سبحاني
    اصول عقايد، استاد محسن قرائتي.
    راه شناخت خدا، محمدي ري شهري
    توحيد، شهيد دستغيب شيرازي
    خدا از ديدگاه قرآن، بهشتي، محمد، بعثت تهران
    معارف قرآن (3 - 1، خداشناسي، کيهان شناسي، انسان شناسي)، مصباح يزدي، محمدتقي، مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني
    خدا و صفات جمال و جلال ، سبحاني، جعفر، دفتر تبليغات اسلامي قم
    توحيد ، استاد شهيد مرتضي مطهري(ره(
    دوره پنج جلدي مقدمه اي بر جهان بيني توحيدي، استاد شهيد مرتضي مطهري(ره)
    تبيين براهين اثبات خدا، آيت الله جوادي آملي(دام ظله)


    سوال:
    امکان دارد دو خدا وجود داشته باشد.و در انجام امور باهم مشورت کنند و کاری را انجام دهند.
    بگونه ای که به نظم و نظام آفرینش لطمه ای وارد نشود.
    جواب:
    برای توحید دلایل زیادی آورده‏ اند که به چند دلیل اشاره میشود:
    1-
    دلیل فطری: فطرت و نهاد هر انسانی گواهی میدهد قدرتی مافوق همه قدرت‏ها وجود دارد. توجه به این قدرت در لحظات حسّاس و سخت روی میدهد. انسان در حال غرق شدن کسی را میخواند که تنها تکیه گاه، و قدرت نجات دهنده اوست که همان خدای یگانه است. اگر در هواپیما اختلالی پیدا شود همگی دست به دعا و تضرّع بر میدارند و به عبارت دیگر در مشکلات و گرفتاریها و ناملایمات در زمانی که کارد به استخوان ما میرسد، در شرایطی که تمام درهای عالم اسباب به روی ما بسته میشود آهنگ توحید را در ژرفای وجود خود میشنویم که ما را به سوی (مبدأ یگانه‏ای) فرا میخواند که قدرت او مافوق همه مشکلات و فراتر از تمامی عالم اسباب است.(1)
    2-
    دیگر از دلایل توحید، وحدت و هماهنگی هستی است.
    هر کس جهان هستی را مطالعه کند و میبیند مجموعه‏ای هماهنگ و واحدی به هم پیوسته است. این وحدت و هماهنگی از وحدت و یگانگی خالق خبر میدهد. به عبارت دیگر، اگر دو اراده بر عالم هستی حاکم بود، اگر دو تدبیر در جهان خلقت جریان داشت حتماً ناموزونی و فساد در آن نمیبینیم دلیل بر وحدت خالق و مدیر و مدبّر عالم خلقت است.
    قرآن میفرماید:در آفرینش خدای رحمان تضادّی و عیبی نمیبینی بار دیگر نگاه کن آیا هیچ شکاف و خللی مشاده میکنی.(2)
    یعنی هر چه بشر مطالعه و بررسی کند که فتور و کاستی در بخشی از نظام هستی، بلکه در موجودی از موجودات جهان پیدا کند نمیتواند و با این دید هر چه بنگرد جز خستگی و یأس ثمری ندارد.
    در جای دیگر میفرماید:آیا در زمین خدایانی برگزیده‏اند که مردگان را از گور بر میانگیزد؟ اگر در زمین و آسمان خدایانی جز اللّه میبود، هر دو تباه میشدند. پس اللّه، پروردگار عرش، از هر چه به وصفش میگویند منزّه است.
    در سوره‏ای نیز به اشاره میفرماید:
    خدا هیچ فرزندی ندارد و هیچ خدایی با او نیست. اگر چنین میبود، هر خدایی با آفریدگان خود به یک سو میکشید و بر یکدیگر برتری میجستند. خدا از آن گونه که او را وصف میکنند، منزّه است.
    وحدت جهان آفرینش از دیدگاه علوم‏
    هنگامی که به این جهان پهناور نگاه میکنیم در ابتدا عالم را به صورت موجوداتی پراکنده میبینیم، خورشید، ماه، زمین، آسمان، ستارگان ثوابت و سیّار، انسان و حیوانات، انواع گیاهان و عناصر گوناگون، ولی بعد از کمی دقت و مطالعه میبینیم که ذرّات و اجزای این عالم چنان به هم پیوسته و مربوط است که همگی واحدی را تشکیل میدهند و هر قدر مطالعات خود را دقیق‏تر و عمیق‏تر کنیم به این وحدت و یگانگی ایمان بیش‏تری پیدا خواهیم کرد زیرا:
    الف) تمام کرات منظومه شمسی آن چنان با یکدیگر مربوطند که همه یک خانواده محسوب میشوند و طبق نظرات دانشمندان در آغاز یک واحد به هم پیوسته بودند و تدریجاً از هم جدا شدند و در عین جدایی به هم مربوطند و باز مطالعات دانشمندان فلکی در این زمینه میگوید: منظومه شمسی ما نیز مستقل نیست و جزیی از یک کهکشان بزرگ است که به ضمیمه کهکشان‏های دیگر مجموعه واحدی را تشکیل میدهند که قانون جاذبه هم چون زنجیری آن‏ها را به هم پیوسته و باز اعتقاد دانشمندان بر این است که تمام این کهکشان ها در آغاز یک واحد متّصل بوده و تدریجاً از هم جدا شده است.
    ب) اجسام مختلف و کاملاً متفاوت در تحلیل نهایی ترکیبی است از تعدادی از عناصر معیّن؛ یعنی همان موجودات بسیطی که بیش از یکصد عنصر از آن‏ها تاکنون شناخته شده است.
    این عناصر گوناگون علی رغم اختلاف فاحش ظاهری آن‏ها هنگامی که شکافته شوند و به کوچکترین اجزای آن‏ها، یعنی اتم برسیم میبینیم همه شبیه یکدیگرند و تنها تفاوتشان در تعداد الکترون‏ها و پروتون‏ها است.
    ج) عجیب این که نظامی که حاکم بر این ذرّه ناچیز؛ یعنی اتم است، همان نظامی است که بر جهان بزرگ، یعنی منظومه‏های و کهکشان‏ها حکومت میکند، همان قانون جاذبه و دافعه است که سبب میشود سیگارات یک منظومه و الکترون‏های یک اتم، در مدارات خاص خود بر گرد مرکز اصلی به حرکت در آیند، بی آن که از هم جدا شوند یا جذب یکدیگر شوند.
    د) گر چه موجودات روی زمین را رنگارنگ میبینیم و رنگ هایی که با چشم ما قابل درک است بسیار مختلف میباشد، اما در تحلیل نهایی به این جا میرسیم که تمام انواع رنگ‏ها به امواجی باز میگردند که تفاوتشان در شدّت نوسان و کوتاهی و بلندی این امواج است.
    ه) ما صداهای کاملاً مختلفی میشنویم، ولی دانش فیزیک امروز به ما میگوید: تمام این صداهای زشت و زیبا، آهسته و گوش خراش به مبدأ واحدی باز میگردد که همه عبارت از امواج خاصی هستند که تفاوت ارتعاش و نوسان آن‏ها سبب این تنوع شده است.
    و) جانوران انواع بسیار زیادی دارند، تنها انواع حشرات به صدها هزار نوع بالغ میشود، گیاهان نیز از این فراتر رفته تنوّع بیش‏تری دارند، ولی دانشمندان گیاه شناس و حیوان شناس میگویند همه آن‏ها از یک مصالح ساخته شده، مرکّب از سلول‏ها و یاخته هایی است که نظام واحدی بر آن‏ها حکومت میکند و به همین دلیل غالباً برای شناخت تأثیر یک دارو، مثلاً بر روی انسان، آن را روی حیوانات دیگر آزمایش میکنند...
    3-
    دلیل هدایت: اگر خدایان متعددی وجود داشت باید هر کدام رسولانی داشته باشند و خود را به مخلوقات معرّفی کند و آن‏ها را مشمول فیض تکوینی و تشریعی قرار دهد. پس اگر دیدیم همه رسولان الهی از خدای یگانه خبر میدهند روشن میشود که غیر از او معبودی وجود ندارد.
    در قرآن به این مطلب اشاره‏ای دارد که میفرماید3)
    ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم جز آن که به او وحی کردیم که جز من خدایی نیست. پس مرا بپرستید.
    و در سوره‏ای دیگر میفرماید4)
    از پیامبران ما که پیش از تو فرستاده‏ایم بپرس: آیا جز خدای رحمان، دیگری را برای پرستش آنها قرار داده بودیم؟
    آری تمام انبیا منادی توحید بودند و مردم را به خدای یگانه دعوت میکردند و تاریخ آن‏ها گواه بر این معنا است، چگونه ممکن است شرک واقعیت داشته باشد و همه انبیا منادی توحید باشند؟!
    آیا خداوند دیگری وجود داشت و خودش را به مردم معرفی نکرد و قطع فیض نمود؟ یا این که رسولان الهی در ابلاغ دستور او قصور ورزیدند؟ عقل سلیم هیچ یک از این‏ها را نمیپذیرد.
    علی(ع) به فرزندش امام حسن(ع) میفرماید:
    بدان ای پسرم! اگر پروردگارت شریک و همتایی داشت، رسولان او به سوی تو میآمدند و آثار ملک و قدرتش را میدیدی و افعال و صفاتش را میشناختی، اما او خداوندی است یکتا، همان گونه که خویش را چنین توصیف کرده است.(5)
    پس این همه پیامبران دعوت به سوی خداوند یکتا کرده‏اند دلیل است بر این که خدا بیش‏تر نیست.(6)
    قرآن کریم می فرماید " لو کان فیهما آلهه الا الله لفسدتا"(7) اگر در آسمان و زمین غیر از الله خدایی باشد هر آینه در زمین و آسمان فساد پیش می آید.
    اما این که دو خدا مستقلا بخواند آسمان و زمین را هدایت کنند مسلما جایی که دو مدیر با دو ایده بخواهند مدیریت کنند بدون شک مشکلاتی در مجموعه پیش می آید.
    اگر یکی از دو خدا زیر دست خدای دیگر بخواهد کار کند دیگر خدا نیست که از خود استقلال ندارد.
    فرض سوم این که دو خدای مستقل با هم به مشورت بپردازند و مشورتی کار را حل کنند این هم شاید در نگاه ابتدایی قابل طرح باشد اما اگر بیشتر و دقیق به مساله نگاه کنیم در می یابیم که اولا ربوبیت فرع خلق است ربوبیت در راستا و هم‌ سنخ خلق است بدین معنا که خدا از آنجهت که خالق است رب نیز هست پس ربوبیت مشورت بردار نیست و مشترک نمی تواند باشد چرا که خلق مشترک نیست ثانیا: فرض ما این بود که دو خدا مستقل اند پس دو شی کاملا متمایز در چه امری می خواهند مشارکت کنند ؟؟ مشارکت نقطه مشترک می خواهد که در فرض ما وجود ندارد ثالثاً خلق ربوبیت یک رابطه ی علی و معلولی است هر خدایی به مقتضای دارایی خویش می آفریند و هدایت می کندپس فرض ربوبیت اشتراکی برای خدایان بنابر رابطه ی علی و معلولی (رابطه ی فقری بین مخلوق با خالق)فرضی نادرست است

    پی نوشت‏ها:
    1. آیت الله مکارم شیرازی و جمعی از دانشمندان، پیام قرآن، ج 3، ص 156.
    2. سوره ملک، آیه 3 و 4.
    3. سوره انبیاء، آیه 25.
    4. سوره زخرف، آیه 45.
    5. نهج البلاغه، نامه 31.
    6. با اقتباس از پیام قرآن، ج 3، ص 155- 200.
    7. انبیاء، 22.


    سوال:
    فرق بین خالق و رب چیست؟

    جواب:
    از جمله روابطی که بین خدا و خلق، لحاظ می شود این است که مخلوقات نه تنها در اصل وجود و پیدایششان نیازمند به خدا هستند بلکه همه شئون وجودی آنها وابسته به خدای متعال است و هیچگونه استقلالی ندارند و او به هر نحوی که بخواهد در آنها تصرف می کند وامورشان را تدبیر می نماید.
    هنگامی که این رابطه را به صورت کلی در نظر بگیریم مفهوم ربوبیت، انتزاع می شود که لازمه آن تدابیر امور است و مصادیق فراوانی، مانند حفظ و نگهداری کردن، حیات بخشیدن و میراندن، روزی دادن، به رشد و کمال رساندن، راهنمایی کردن و مورد امر و نهی قرار دادن و...دارد .
    شئون مختلف ربوبیت را می توان به دو دسته کلی تقسیم کرد: ربوبیت تکوینی که شامل اداره امور همه موجودات و تأمین نیازمندیهای آنها و در یک کلمه «کارگردانی جهان» می شود، و ربوبیت تشریعی که اختصاص به موجودات ذی شعور و مختار دارد و شامل مسائلی از قبیل فرستادن انبیاء و نازل کردن کتب آسمانی و تعیین وظایف و تکالیف و جعل احکام و قوانین می گردد .
    حاصل آنکه: ربوبیت مطلقه الهی بدین معنی است که مخلوقات در همه شئون وجودی، وابسته به خدای متعال هستند و وابستگیهایی که به یکدیگر دارند سرانجام، به وابستگی همه آنها به آفریننده، منتهی می شود و اوست که بعضی از آفریدگان را بوسیله بعضی دیگر اداره می کند و روزی خواران را بوسیله روزیهایی که می آفریند روزی می دهد، و موجودات ذی شعور را با وسایل درونی (مانند عقل و سایر قوای ادراکی) و با وسایل بیرونی (مانند پیامبران و کتب آسمانی) هدایت می کند و برای مکلفین، احکام و قوانینی وضع، و وظایف و تکالیفی تعیین می کند.
    ربوبیت نیز مانند خالقیت، مفهومی است اضافی با این تفاوت که در موارد مختلف آن، اضافات خاصی بین خود مخلوقات هم در نظر گرفته می شود چنانکه در مورد رازقیت گفته شد.
    با دقت در مفهوم خالقیت و ربوبیت و اضافی بودن آنها روشن می شود که این دو با یکدیگر تلازم دارند و محال است رب جهان غیر از خالق آن باشد بلکه همان کسی که مخلوقات را با ویژگیهای خاص و وابستگی به یکدیگر می آفریند آنها را نگهداری و اداره هم می کند.و در حقیقت، مفهوم ربوبیت و تدبیر، از کیفیت آفرینش مخلوقات و همبستگی آنها انتزاع می شود .



    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  11. تشکر


صفحه 3 از 3 نخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود