صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: جنس خدا

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خونسرد جنس خدا




    درود بر همگی
    گفتگو از جنس خدا ظاهرا ممنوع بوده، و کسی قبلا اونو ندیده. ب همین دلیل آیکون مشکوکی رو براش انتخاب کردم. بله ما کور بودیم. اما با پیشرفت علم بشر و توجه ب ذرات بنیادی اکنون این سؤال مطرحه ک بالاخره این خدائی ک میتونه ماده رو بحرکت دربیاره باید ی جنسی داشته باشه. این یک.

    دوما؛ ................... خیر فعلا همون اولی رو حل کنیم تا بعد برسیم ب دومی
    .................................................. .................................................. .................................................. ....

    جون هرکی دوست دارید اگه نمیتونین جواب بدید مستقیما بگین. یعنی میشه؟؟ ی سؤال تو اون یکی تاپیک کردیم قفل شد. اینم لابد قفل میشه. بعدم اسمشو میزارین «مرکز پاسخگوئی ب سؤالات دینی».

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    698
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    2



    با نام و یاد دوست





    جنس خدا






    کارشناس بحث: استاد رئوف




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    جنس خدا




    نقل قول نوشته اصلی توسط baran نمایش پست
    درود بر همگی
    گفتگو از جنس خدا ظاهرا ممنوع بوده، و کسی قبلا اونو ندیده. ب همین دلیل آیکون مشکوکی رو براش انتخاب کردم. بله ما کور بودیم. اما با پیشرفت علم بشر و توجه ب ذرات بنیادی اکنون این سؤال مطرحه ک بالاخره این خدائی ک میتونه ماده رو بحرکت دربیاره باید ی جنسی داشته باشه. این یک.

    دوما؛ ................... خیر فعلا همون اولی رو حل کنیم تا بعد برسیم ب دومی
    .................................................. .................................................. .................................................. ....

    جون هرکی دوست دارید اگه نمیتونین جواب بدید مستقیما بگین. یعنی میشه؟؟ ی سؤال تو اون یکی تاپیک کردیم قفل شد. اینم لابد قفل میشه. بعدم اسمشو میزارین «مرکز پاسخگوئی ب سؤالات دینی».

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    خداوند جنس ندارد، زیرا خداوند اساسا مادی نیست. جنس داشتن، فرع بر مادی بودن است و با توجه به اینکه خداوند مادی نیست، پس جنس هم ندارد.

    در مورد مطلبی که در مورد پیشرفت علم بشر مطرح کردید هم باید به این نکته توجه بشود که علم تجربی، اساسا با مشاهدات و بررسی های تجربی و مادی سر و کار دارد، برای فهم و بررسی فراتر از ماده، باید به سراغ علوم دیگر رفت و علم تجربی که تنها با عینک تجربه نگاه میکند، نمی تواند اطلاعی از عالم ماورای ماده به ما بدهد.

    موفق باشید



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درود بر شما عزیز . سؤال من اینه ک وقتی ب براهین اثبات خدا توجه میکنیم تماما مربوط ب ماده هستند. چطور میشه ک نمیشه براساس قوانین مادی خدا رو تعقیب کرد؟ در ثانی اگر ب خدا "جنس" ندیم مسئله ی "وجود"ش رو چطور باید ببینیم؟ منظورم از دیدن فهمیدن و تجسمه. یعنی چی؟ ماده نیست ک نیست. چی هست؟ سؤال اینه. اونچه ک هست رو آیا میشه بنام جنس خدا گفت؟ این وجود باید ب شکلی پیوندی با ماده برقرار کنه وگرنه نمیتونه روش تأثیر بذاره. ماده رو ک میتونیم ببینیم؟ کدوم وجه ماده طوری هست ک جنس خدا بتونه روش تأثیر بذاره. مثلا خدا یک کور رو شفا داد. یعنی چی؟ عصب ناقص ترمیم شد. یک سلول عصبی حرکت کرد یا بوجود اومد؟ حرکت با کدام نیرو؟ بوجود اومد از چی؟ ماده ای ک اون ازش بوجود اومد با چه نیرو و ابزاری تبدیل شد؟ ببینید ............... تمام راههای تأثیر و جلوه ی خدا مادی هست. اگر یک وجه غیرمادی در ماده یا معجزات الهی پیدا کنید اونوقت میشه پذیرفت ک این ممکنه. حرف زیاد شد برای این ک گم نکنیم فقط اینو بگید ک برای فهم انسان باید ی نوع وجود و بودنی رو بیارید ک بشه بهش جنس داد. و اگر بشر در نقطه ای از این داستان "نتونه" ... دقت کنید... "نتونه" چیزی رو بفهمه اونوقت بر اساس حرفهای همین خدا تکلیف از انسان ساقط میشه. ممنونم و پایدار باشید.

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    97
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 15 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    البته در مورد کلیت سوال باید منتظر پاسخ کارشناس بمانیم، ولی بخش آخر صحبت شما به نظر من قابل قبول نیست:
    و اگر بشر در نقطه ای از این داستان "نتونه" ... دقت کنید... "نتونه" چیزی رو بفهمه اونوقت بر اساس حرفهای همین خدا تکلیف از انسان ساقط میشه.
    عقل اگر بتونه وجود خدا رو ثابت کنه (که می تونه) تکلیف داره. حالا اگر در فهم برخی خصوصیات و یا نحوه عملکرد این موجود، ناتوان باشه، نمی تونه بر این اساس وجود این موجود رو کلا نفی کنه. مثلا یک کودک، با عقلی که هنوز رشد نکرده، نمی تونه بفهمه هواپیما چه طور کار می کنه. ولی چون داره می بینه که هواپیما وجود داره و پرواز می کنه، نمی تونه وجود یا کارکردش رو انکار کنه. ما هم الان با این عقلمون نمی تونیم تصور کنیم که مثلا چه طور ممکنه یه چیزی بی نهایت باشه یا جنس مادی نداشته باشه یا همه دنیا رو از یک ذره آفریده باشه یا... (البته در دنیای آخرت خواهیم فهمید) ولی با استدلال عقلی می دونیم که به هر حال این موجود وجود داره. پس تکلیف از ما ساقط نمی شه.
    ویرایش توسط aminxp : ۱۳۹۲/۰۷/۱۴ در ساعت ۰۷:۰۲

  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    نوشته
    805
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    16 روز 20 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    36
    آپلود
    0
    گالری
    0

    خداوند و ماده




    نقل قول نوشته اصلی توسط baran نمایش پست
    درود بر شما عزیز . سؤال من اینه ک وقتی ب براهین اثبات خدا توجه میکنیم تماما مربوط ب ماده هستند. چطور میشه ک نمیشه براساس قوانین مادی خدا رو تعقیب کرد؟ در ثانی اگر ب خدا "جنس" ندیم مسئله ی "وجود"ش رو چطور باید ببینیم؟ منظورم از دیدن فهمیدن و تجسمه. یعنی چی؟ ماده نیست ک نیست. چی هست؟ سؤال اینه. اونچه ک هست رو آیا میشه بنام جنس خدا گفت؟ این وجود باید ب شکلی پیوندی با ماده برقرار کنه وگرنه نمیتونه روش تأثیر بذاره. ماده رو ک میتونیم ببینیم؟ کدوم وجه ماده طوری هست ک جنس خدا بتونه روش تأثیر بذاره. مثلا خدا یک کور رو شفا داد. یعنی چی؟ عصب ناقص ترمیم شد. یک سلول عصبی حرکت کرد یا بوجود اومد؟ حرکت با کدام نیرو؟ بوجود اومد از چی؟ ماده ای ک اون ازش بوجود اومد با چه نیرو و ابزاری تبدیل شد؟ ببینید ............... تمام راههای تأثیر و جلوه ی خدا مادی هست. اگر یک وجه غیرمادی در ماده یا معجزات الهی پیدا کنید اونوقت میشه پذیرفت ک این ممکنه. حرف زیاد شد برای این ک گم نکنیم فقط اینو بگید ک برای فهم انسان باید ی نوع وجود و بودنی رو بیارید ک بشه بهش جنس داد. و اگر بشر در نقطه ای از این داستان "نتونه" ... دقت کنید... "نتونه" چیزی رو بفهمه اونوقت بر اساس حرفهای همین خدا تکلیف از انسان ساقط میشه. ممنونم و پایدار باشید.

    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    سوالات زیادی مطرح کردید که بررسی هر کدام از آنها مجال مفصلی می خواهد. اما اگر بخواهیم همانطور که خودتان گفتید، به سوال آخرتان بپردازیم، باید به این مطالب توجه کنیم:

    - نگاه ما به جهان متاثر از شرایطی است که در آن قرار داریم. به طور مثال اینکه به دنبال جنسی برای خدا می گردیم نشانگر دید مادی ماست البته این مسئله را به عنوان نقص عرض نمی کنم، بلکه طبیعتا نگاه هر فردی ممکن است چنین باشد، چون اموری که در زندگی عادی با آنها سر و کار داریم اساسا مادی هستند و تصور موجودی غیر مادی، تصوری آسان نیست. اما باید تلاش کنیم تا از این سطح فراتر برویم و موجودی را فرض کنیم که مادی نیست.

    - در مورد خداوند باید عرض کنم که خداوند وجود محض است و از همین رو بی نهایت است. او دارای هیچ حد و ماهیتی نیست و هنگامی که دارای ماهیت نباشد، هیچ جنسی نیز نخواهد داشت. بنابراین به طور خلاصه باید عرض شود که خداوند وجود است. (شاید این جملات کمی سنگین باشند ولی مطالب عرض شده، نتایج مباحث مفصلی است که در فلسفه اسلامی صورت می گیرد. با توجه به علاقه شما به این موضوع، اکیدا پیشنهاد می کنم که در مورد فلسفه اسلامی و بحث وجود و نیز خداوند و صفات او، مطالعه بیشتری داشته باشید)

    - در مورد ارتباط خداوند غیر مادی با جهان مادی، باید عرض کنم که سوال خوبی مطرح کردید و مباحث مفصلی در این زمینه وجود دارد. به طور خلاصه باید عرض کنم که موجودی که فرا مادی است از حیث وجودی در درجه بالاتر قرار دارد و از کمال بیشتری برخوردار است، موجودی که مراتب بالای وجود را داراست، در واقع کمالات مراحل پایین تر را داراست و از معایب مراحل پایین تر مبراست. با توجه به این مطلب، موجودی که وجود محض است می تواند در مراحل پایین تر سلسله عالم (مرحله مادی)، دخل و تصرف داشته باشد همان طور که به صورت شعر نیز بیان شده است که "چون که صد آمد، نود هم پیش ماست" (این مسئله در موضوع تشکیک وجود، در فلسفه اسلامی مورد بحث قرار می گیرد)

    - مطالب پایانی در مورد آخرین جمله شماست، اینکه بشر در چه مرحله "نتونه" خداوند رو درک کنه بسیار مهمه، گاهی ممکن است اصل وجود خداوند برای فردی ثابت نشود و تمام دلایل و براهین و شواهد، از نظر او کافی نباشد، علی رغم بعید بودن این فرض، این حالت حکمی دارد و حالت دیگر که فرد اصل وجود خداوند را پذیرفته است ولی در برخی از بخش ها سوالاتی دارد و مسائلی برایش حل نشده است، در چنین مراحلی نمی تواند حکم به اسقاط تکلیف نمود. همچنان که مشخص است، خداوند بسیار رفیع تر از آن است که ما با اندیشه محدود خودمان قادر به درک کامل آن باشیم، ما تنها می توانیم به شناختی محدود از خداوند برسیم و همچنان سوالاتی برای ما در این زمینه وجود خواهد داشت.

    موفق باشید



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط aminxp نمایش پست
    البته در مورد کلیت سوال باید منتظر پاسخ کارشناس بمانیم، ولی بخش آخر صحبت شما به نظر من قابل قبول نیست:

    عقل اگر بتونه وجود خدا رو ثابت کنه (که می تونه) .
    تموم شد. تا همینجاش مهم بود. پس عقل میتونه ثابت کنه و اگر ب این نتیجه رسید ک وجود نداره نمیشه از حرفت برگردی و بگی ک عقل نمیتونه ثابت کنه و صلاحیت نداره و..... پس سخن شما این شد ک عقل میتونه و صلاحیت داره در این خصوص تحقیق کنه و تصمیم بگیره و حکمش معتبره. قبلن ک هرجا ک کم میآوردند میگفتند عقل اصلا نمیتونه این چیزا رو ثابت کنه و بعد ک دیدند قبل از این حرف خودشون گفتن ک وقتی نمیدونی یا نمیتونی بدونی تکلیف از تو ساقط میشه ، ب بن بست رسیدند. حالا یه جا میگن میتونه وقتی ب مشکل برخوردند میگن نمیتونه. این حکایت گفتگو با علما است.
    تکلیف داره. حالا اگر در فهم برخی خصوصیات و یا نحوه عملکرد این موجود ناتوان باشه، نمی تونه بر این اساس وجود این موجود رو کلا نفی کنه. مثلا یک کودک، با عقلی که هنوز رشد نکرده، نمی تونه بفهمه هواپیما چه طور کار می کنه. ولی چون داره می بینه که هواپیما وجود داره و پرواز می کنه، نمی تونه وجود یا کارکردش رو انکار کنه. ما هم الان با این عقلمون نمی تونیم تصور کنیم که مثلا چه طور ممکنه یه چیزی بی نهایت باشه یا جنس مادی نداشته باشه یا همه دنیا رو از یک ذره آفریده باشه یا... (البته در دنیای آخرت خواهیم فهمید) ولی با استدلال عقلی می دونیم که به هر حال این موجود وجود داره. پس تکلیف از ما ساقط نمی شه
    مثال شما نقایص زیادی داره. در نکته ی اولی ک بارز کردم منظور از این موجود روشن نیست. در نکته ی دومی وضعیتی درنظر گرفته شده ک همخانی با موضوع بحث نداره. ما نمیبینیم خدائی پرواز کنه. فقط ماده میبینیم.

  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط رئوف نمایش پست




    - نگاه ما به جهان متاثر از شرایطی است که در آن قرار داریم. به طور مثال اینکه به دنبال جنسی برای خدا می گردیم نشانگر دید مادی ماست البته این مسئله را به عنوان نقص عرض نمی کنم، بلکه طبیعتا نگاه هر فردی ممکن است چنین باشد، چون اموری که در زندگی عادی با آنها سر و کار داریم اساسا مادی هستند و تصور موجودی غیر مادی،
    تصوری آسان نیست. اما باید تلاش کنیم تا از این سطح فراتر برویم و موجودی را فرض کنیم که مادی نیست.

    آسان سخت یا غیرممکن ... هرچی بگیم بازم این ما هستیم ک حکم کردیم. هر حکمی ک بدیم در خودش یک مجوزی داره برای حکم کردن (به صد ک رسیدی نود پیش ماست). یعنی من هم باندازه ی شما مجوز دارم حکم کنم و مشکل اینه ک کدوممون درست میگیم. و "محدودیت " این میشه ک از دایره ی خودمون فراتر حکم نکنیم. اگر بگیم ک فلان چیزو نمیفهمیم اما بعدش درباره همون فلان چیز حکم بدیم یعنی از دایره ی خودمون ک قبلا قاضی و حاکم قرارش دادیم فرار کردیم. و این مجوز نداره و درست نیست.
    در مورد خداوند باید عرض کنم که خداوند وجود محض است و از همین رو بی نهایت است.
    "وجود محض" و "بی نهایت" واژگان بی معنی ئی هستند. اگر ب مقوله ی "معنی" توجه کنیم میفهمیم ک اینا معنی ندارن. چرا ک برای معنی دادن یا همون موجودیت بخشیدن ب هرچیزی از یک چیز دیگه استفاده میکنیم. یعنی مسائل از طریق مخالفهای خودشون و از طریق "دیگر"ها برای ما موجود میشن. گرما بدون سرما بی معنیه. تاریکی بدون روشنی بی معنی است... و همینطور الی آخر. در بنیادی ترین نگاه ممکن ب قضیه متوجه میشیم ک هیچ چیزی بدون وجود یک چیز دیگه ممکن نیست. یعنی اصلا عدد یک وجود نداره. بنابراین "وجود محض" معنائی جز این نداره ک "عدم" پیش ماست. اگر از "وجود" نام بردیم یعنی از عدم نام بردیم. وجود=عدم. ب فلسفه ی هگل رجوع کنید روایت دیگری برای این مطلب وجود داره و هنوز کسی ب اون پاسخ نداده. از هگل بحث شد هگل پاسخی هم برای "بی نهایت" داره. یعنی برای حکم کردن در مورد اندازه ی یک چیز باید از نقطه ی پایان اون چیز عبور کرده باشیم. پس چیزی ک از پایانش عبور نکردیم مجاز ب صدور حکم در باره ی اندازه ش نیستیم. پس اگه در اول کار حق حکمیت رو ب عقل دادیم باید محدودیت اونو رعایت کنیم.
    و او دارای هیچ حد و ماهیتی نیست و هنگامی که دارای ماهیت نباشد، هیچ جنسی نیز نخواهد داشت.
    و درست همین واژگان هستند ک برای عقل "معنی" ندارند. و اگر حکمیت با عقل هست باید پذیرفت ک اینها بی ارزش هستند و نمیتونن ملاک هیچ تصمیمی قرار بگیرند. بر اساس این واژگان بی معنی نمیشه هیچ حکمی صادر کرد. این واژگان میتونن باشن یا نباشن.. مسئله اینه ک هیچ کاری نمیکنن. تنها چیزی ک میتونه کار بکنه "ماده" است. ما ماده رو میفهمیم و اگر قرار باشه بر خدا جنسی حمل نکنیم یعنی اونو در کاتاگوری بی معنی قرار دادیم. اما اضافه کنم ک این پایان کار نیست. البته الآن بهش توجه نکنید و بذارید تکلیف بخش اول بحث روشن بشه بعد ب این نکته بپردازیم. نکته اینه ک بی معنی بودن یک چیز بمعنی پایان کار اون نیست. زیرا عقل اگر نتونه حکمی صادر کنه یعنی نمیتونه و نمیشه ک حکم کنه چون بی معنیه پس وجود نداره. چرا ک قبلا خودش گفته نمیتونه از اون چیزی بفهمه. یکجور قضیه ی غنوسی. (آگنوستیکی)
    نابراین به طور خلاصه باید عرض شود که خداوند وجود است. (شاید این جملات کمی سنگین باشند ولی مطالب عرض شده، نتایج مباحث مفصلی است که در فلسفه اسلامی صورت می گیرد. با توجه به علاقه شما به این موضوع، اکیدا پیشنهاد می کنم که در مورد فلسفه اسلامی و بحث وجود و نیز خداوند و صفات او، مطالعه بیشتری داشته باشید)
    خیر سنگین نیستند و مطالعه داشتم و میدونم ک اسلام اصولا با فلسفه مخالفه. زیرا فلسفه یعنی شناخت. شناخت یعنی حکمیت عقل. و میبینید ک عقل هیچ چیزی برای شناختن در تعاریف خدا پیدا نمیکنه. بنابراین اسلام اگر ب فلسفه پاسخ مثبت بده یعنی دچار تناقض شده.
    در مورد ارتباط خداوند غیر مادی با جهان مادی، باید عرض کنم که سوال خوبی مطرح کردید و مباحث مفصلی در این زمینه وجود دارد. به طور خلاصه باید عرض کنم که موجودی که فرا مادی است از حیث وجودی در درجه بالاتر قرار دارد و از کمال بیشتری برخوردار است،
    قبلن ثابت کردیم ک نمیتونیم چنین حکمی بدیم. اگر حکم دادیم یعنی اون موجود فرامادی نیست و ی جور ماده س و جنس داره.
    موجودی که مراتب بالای وجود را داراست، در واقع کمالات مراحل پایین تر را داراست و از معایب مراحل پایین تر مبراست.
    ب
    ابدا نمیشه از معایب و کمالات سخن گفت، زیرا قطبینی مشخص نشده ک با دور و نزدیک شدن ب اونا نقص و کمال پیدا کرد.
    با توجه به این مطلب، موجودی که وجود محض است می تواند در مراحل پایین تر سلسله عالم (مرحله مادی)، دخل و تصرف داشته باشد همان طور که به صورت شعر نیز بیان شده است که "چون که صد آمد، نود هم پیش ماست" (این مسئله در موضوع تشکیک وجود، در فلسفه اسلامی مورد بحث قرار می گیرد)
    این طبقه بندی افلاک و هیولی و... همه بعد از مطلق فرض کردن یک چیز در ابتدای سلسله قرار دارن. اما وقتی هنوز هیچ چیزی برای مطلق دانستن وجود نداره ب این معنیه ک نمیشه پله های بعدی رو بنا کرد. بنای این سخنان مثل یک ساختمانی است ک روی هیچ قرار گرفته و فقط ذهنیتی هست ک ب عالم واقع راه پیدا نمیکنه. یکجور شعر و تخیل و فانتزی.
    مطالب پایانی در مورد آخرین جمله شماست، اینکه بشر در چه مرحله "نتونه" خداوند رو درک کنه بسیار مهمه، گاهی ممکن است اصل وجود خداوند برای فردی ثابت نشود و تمام دلایل و براهین و شواهد، از نظر او کافی نباشد، علی رغم بعید بودن این فرض، این حالت حکمی دارد و حالت دیگر که فرد اصل وجود خداوند را پذیرفته است ولی در برخی از بخش ها سوالاتی دارد و مسائلی برایش حل نشده است، در چنین مراحلی نمی تواند حکم به اسقاط تکلیف نمود. همچنان که مشخص است، خداوند بسیار رفیع تر از آن است که ما با اندیشه محدود خودمان قادر به درک کامل آن باشیم، ما تنها می توانیم به شناختی محدود از خداوند برسیم و همچنان سوالاتی برای ما در این زمینه وجود خواهد داشت.
    همه چیز قبل از همون اصل قرار داره. داریم تلاش میکنیم اون اصل اولی رو ب جائی بند کنیم تا بشه روش چیدمان مستحکمی بنا کرد. بدینسان تمام این بنای عریض و طویلی ک بنام تدین و الوهیت بنا شده هیچ استحکامی نداره و بزودی همین هیولای ظاهری هم دود میشه و .... هیچ. البته تا اینجا هم فقط قدرت بوده ک اسم و انگ الهی ب خودش چسبونده وگرنه همین هم هیچوقت شکل نمیگرفت. آینده ی دنیا در گرو این انتخاب بشر قرار داره ک عقل و انسانیت رو انتخاب کنه یا غریزه و توحشی رو ک ب تولد دین انجامید. این جمله ظاهرش توهین آمیزه ولی واقعیت داره و قدرت زاییده ی آن توحشی هست ک درون انسان باقی مونده و ب شکل جنگ و کشتار و تاج و تخت و مسند و حکومت خودشو نشون میده. حال آن ک اگر ب مبانی ایده ها برگردیم راه مستقیم و روشن بصورت واضحی جلوی پای ماست.


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۲
    نوشته
    97
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 روز 15 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    وا! خوب معلومه که ما با کمک عقل خودمون به وجود یا عدم وجود خدا پی می بریم. راه دیگری هم مگر هست؟ چرا من باید از این حرف برگردم؟ من اگر عقلا به این نتیجه برسم و برام ثابت بشه که خدایی وجود نداره، خدای خیالی رو نخواهم پرستید. فکر نمی کنم هیچ کس روی این بحث مشکلی داشته باشه.

    عقل می تونه وجود خدا رو ثابت کنه. ولی ممکنه عقل نتونه همه خصوصیات خدا رو درک کنه. این دو با هم منافاتی ندارند. مثلا عقل من می گه:
    "به فلان دلیل، خدا 100% وجود داره، ولی من نمی دونم خدا چه رنگیه."
    این ندونستن دلیل نمی شه که نتیجه بگیریم خدا اصلا وجود نداره.
    ویرایش توسط aminxp : ۱۳۹۲/۰۷/۱۶ در ساعت ۲۱:۱۶

  11. تشکر


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    19
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط aminxp نمایش پست
    وا! خوب معلومه که ما با کمک عقل خودمون به وجود یا عدم وجود خدا پی می بریم. راه دیگری هم مگر هست؟ چرا من باید از این حرف برگردم؟ من اگر عقلا به این نتیجه برسم و برام ثابت بشه که خدایی وجود نداره، خدای خیالی رو نخواهم پرستید. فکر نمی کنم هیچ کس روی این بحث مشکلی داشته باشه.

    عقل می تونه وجود خدا رو ثابت کنه. ولی ممکنه عقل نتونه همه خصوصیات خدا رو درک کنه. این دو با هم منافاتی ندارند. مثلا عقل من می گه:
    "به فلان دلیل، خدا 100% وجود داره، ولی من نمی دونم خدا چه رنگیه."
    این ندونستن دلیل نمی شه که نتیجه بگیریم خدا اصلا وجود نداره.
    دقیقا درسته. مهم اینه ک ب عقل صلاحیت حکمیت رو دادیم یا نه. اما مسئله اینه ک دین اصولا غیر از این میگه. چرا ک اصلا نمیتونه جز این بگه. اگه بگه خدا رو ب دلیل عقلی بشناسین اونوقت ب ما مجوز داده ک بتونیم انکارش کنیم.یا قبولش کنیم. و وقتی چنین مجوزی داشته باشیم یعنی اصلا خدائی وجود نداره. خدا فقط و فقط میتونه قطعا و بدون حق انتخاب عقلی وجود داشته باشه. این یک پارادوکس بزرگه ک نمیدونم علما چه جوری میخان حلش کنن.

صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود