جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تفسیر آیه { وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ }

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    84
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 دقیقه
    دریافت
    26
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تفسیر آیه { وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ }




    سلام میشه این دو آیه را با هم تفسیرکرد: درموردمقام خوف

    لمن خاف مقام ربه جنتان

    الا ان اولیا الله لاخوف علیهم ولاهم یحزنون
    "اگه اشتباه املایی داره ببخشید"


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    604
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    10 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نام الله




    تفسیر آیه {  وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ جَنَّتَانِ }




    کارشناس بحث: استاد هدی



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    با سلام خدمت شما
    نقل قول نوشته اصلی توسط sobhandara نمایش پست
    سلام میشه این دو آیه را با هم تفسیرکرد: درموردمقام خوف
    لمن خاف مقام ربه جنتان
    الا ان اولیا الله لاخوف علیهم ولاهم یحزنون
    "اگه اشتباه املایی داره ببخشید"
    بله به نوعي خوف در اين دو آيه در مقام بندگاني است كه اخلاص داشته و عبوديتشان در عالي ترين مقام و مرتبه است .
    در مورد آيه 42 سوره مباركه الرحمن "و لمن خاف مقام ربه جنتان " مرحوم علامه طباطبايي ، خوف از مقام رب را منحصر در عبوديت مخلصين و آنان كه خداوند را براي اينكه او "الله" است عبادت مي كنند نه به شوق بهشت يا ترس از جهنمش .
    ايشان در توضيح اين نوع خوف مي فرمايند:
    "و اما اينكه خوف از مقام پروردگار چيست ؟ بايد بگوييم : خوف هم مانند عبادت مراحلي دارد ، بعضي‏ها از عقاب خدا مي‏ترسند ، و از ترس عذاب او كفر نمي‏ورزند و گناه نمي‏كنند ، قهرا لازمه چنين خوفي اين است كه عبادت صاحبش عبادت كسي باشد كه از عذاب خدا مي‏ترسد ، عبادت مي‏كند تا گرفتار عذاب او نگردد ، در نتيجه عبادتش محضا براي خدا نباشد ، و اين قسم عبادت عبادت بردگان است كه موالي خود را از ترس سياست و شكنجه اطاعت مي‏كنند ، همچنان كه بعضي ديگر او را به طمع ثواب و پاداشش بندگي مي‏كنند ، عبادت مي‏كنند تا به رسيدن به آنچه دلخواهشان است رستگار گردند ، اينان هم عبادت خدا را محضا لله انجام نمي‏دهند ، عبادتشان يك قسم تجارت است ، همچنان كه در رواياتي هم آمده ، و بعضي از آنها در سابق نقل شد .
    و خوف در جمله و لمن خاف مقام ربه ظهور در هيچ يك از اين دو قسم خوف ، يعني خوف از عذاب و خوف از فوت لذتهاي نفساني در بهشت ندارد ، چون اين دو نوع خوف غير از خوف از قيام و آگاهي خدا نسبت به اعمال بندگان است ، و نيز غير از خوف از مقامي است كه خداي تعالي نسبت به بنده‏اش دارد ، چون خوف از آگهي خدا و نيز خوف مقام پروردگار تاثر خاصي است كه براي بنده بدان جهت كه بنده است ، در برابر ساحت عظمت و كبريائي مولايش حقير و ذليل است دست مي‏دهد ، و باعث مي‏شود آثاري از مذلت و خواري و اندكاك در قبال عزت و جبروت مطلقه خداي تعالي از او ظهور كند ."(1)

    (1)- ترجمه الميزان ، ج 19 ، ص183
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13




    و در ادامه مي فرمايند:
    "و عبادت خداي تعالي از ترس او - البته ترس به اين معنا - عبارت است از خضوع در برابر او بدين جهت كه او الله است ، ذو الجلال و الاكرام است ، نه بدين جهت كه جهنم دارد ، و نه بدين جهت كه بهشت دارد ، وقتي عبادت به اين انگيزه انجام شود خالصا لوجه الله صورت مي‏گيرد .

    و اين معناي از خوف ، همان خوفي است كه خداي تعالي ملائكه مكرمين خود را بدان ستوده ، و گرنه اگر خوف منحصر در خوف از عذابو ترك ثواب مي‏بود ، با در نظر داشتن اينكه ملائكه معصوم و ايمن از عذاب مخالفت و تبعات معصيتند نبايد آنان را به داشتن خوف بستايد ، ولي مي‏بينيم ستوده و فرموده : يخافون ربهم من فوقهم .
    پس از آنچه گذشت روشن گرديد آن كساني ازجن و انس كه جمله و لمن خاف اشاره به ايشان است ، عبارتند از اهل اخلاص ، آنهايي كه خاضع در برابر جلال خداي تعالي هستند ، و او را بدين جهت عبادت مي‏كنند كه او الله( عز اسمه ) است ، نه بدين جهت كه جهنم دارد ، و نه به طمع بهشت و ثوابي كه مي‏دهد."


    (2)- همان ، ص184

    ویرایش توسط هدی : ۱۳۹۲/۰۷/۱۴ در ساعت ۱۳:۴۹
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    و اما خوف در آيه 62 سوره مباركه يونس:
    أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ
    در اين آيه نيز اولياء خداوند ، بندگاني هستند كه عالي ترين مراتب ايمان را دارند و و متصل به خدا بوده و ملكيت همه چيز را از آن خدا مي دانند لذا هيچ خوف و اندوهي از بابت از دست دادن هيچ چيز به خود راه نمي دهند بجز آن چيزي كه خدا دستور داده و اراده فرموده تا از آن چيز خوف داشته باشند و اندوهناك شوند مانند اندوه از فوت كرامت الهي:
    "در آيه مورد بحث اهل اين مرتبه از ايمان را اينطور معرفي و توصيف كرده كه : لا خوف عليهم و لا هم يحزنون ، و اين جمله به خوبي دلالت مي‏كند بر اينكه منظور از اين ايمان ، درجه عالي از ايمان است ، آن ايماني كه با آن معناي عبوديت و مملوكيت صرف ، براي بنده به حد كمال مي‏رسد ، و بنده غير از خداي واحد بي شريك مالكي نمي‏بيند و معتقد مي ‏شود كه خودش چيزي ندارد تا از فوت آن بترسد و يا به خاطر از دست دادن آن اندوهناك گردد . چون خوف هميشه از اينجا سرچشمه مي‏ گيرد كه نفس ، احتمال ضرري را بدهد كه ضرر او است ، و از اين راه اندوه به دل وارد مي ‏شود كه آدمي چيزي را كه دوست داشته از دست بدهد ، و يا چيزي را كه كراهت داشته گرفتارش شود . (1)

    (1)- ترجمه الميزان ، ج 10، ص 132
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13



    "و خلاصه ، خوف و اندوه به خاطر از دست دادن نفع و يا برخورد با ضرر دست مي‏دهد ، و تحقق اين خوف و اندوه وقتي قابل تصور است كه آدمي براي خود ملك و يا حقي نسبت به آن چيزي كه از آن خوف و اندوه دارد قائل باشد ، مثلا خود را مالك فرزند و يا جاه ، و يا آنها و غير آنها را متعلق حق خود بداند ، و اما چيزي را كه مي‏داند به هيچ وجه بين او و آن چيز علقه و رابطه‏اي نيست ، هيچ وقت در باره آن نه ترسي پيدا مي‏كند و نه اندوهي .
    و بر اين حساب اگر كسي را فرض كنيم كه معتقد است به اينكه تمامي عالم و تك تك موجودات آن و حتي وجود خودش ملك مطلق خداي سبحاناست و احدي در اين ملكيت شريك او نيست قهرا خود را نيز مالك هيچ چيز نمي‏داند ، و هيچ چيزي را متعلق حق خود به حساب نمي‏آورد تا در باره آن دچار خوف و يا اندوه گردد ، و اين حالت همان وضعي است كه خداي تعالي اولياي خود را به داشتن آن توصيف نموده و فرموده : الا ان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون .
    پس اولياي خدا نه از چيزي مي‏ترسند ، و نه براي چيزي اندوه مي‏خورند - نه در دنيا و نه در آخرت - مگر آنكه خداي تعالي اراده كند كه آنان از چيزي بترسند و يا در باره آن اندوه خورند ، همانطور كه از آنان خواسته است تا از پروردگارشان بترسند ، و از فوت كرامتي الهي كه از آنان فوت شده اندوه بخورند ، و همه اينها مراحلي است از تسليم خدا شدن -"(2)
    بنابراين بنظر مي رسد خوف يا مقام خوف در هر دو آيه مربوط به عباد مخلص خداوند و عالي ترين مراتب ايمان مي شود .

    (2)- همان ، ص 133
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    3,123
    مورد تشکر
    119 پست
    حضور
    37 روز 5 دقیقه
    دریافت
    127
    آپلود
    0
    گالری
    13

    جمع بندي




    پرسش:
    آیا می شود این دو آیه را
    در مورد مقام خوف با هم تفسیر کرد: «لمن خاف مقام ربه جنتان» و «الا ان اولیا الله لاخوف علیهم ولاهم یحزنون»

    پاسخ:
    بله به نوعی خوف در اين دو آيه در مقام بندگانی است كه اخلاص داشته و عبوديت شان در عالی ترين مقام و مرتبه است .
    در مورد آيه 42 سوره مباركه الرحمن «و لمن خاف مقام ربه جنتان» مرحوم علامه طباطبايی، خوف از مقام رب را منحصر در عبوديت مخلصين و آنان كه خداوند را براي اين كه او "الله" است عبادت می كنند نه به شوق بهشت يا ترس از جهنمش .
    ايشان در توضيح اين نوع خوف می فرمايند:
    "خوف هم مانند عبادت مراحلی دارد، بعضي‏ ها از عقاب خدا مي ‏ترسند، و از ترس عذاب او كفر نمی‏ ورزند و گناه نمی ‏كنند، قهرا لازمه چنين خوفی اين است كه عبادت صاحبش عبادت كسی باشد كه از عذاب خدا می‏ ترسد، عبادت می كند تا گرفتار عذاب او نگردد، در نتيجه عبادتش محضا برای خدا نباشد، و اين قسم عبادت عبادت بردگان است كه موالی خود را از ترس سياست و شكنجه اطاعت می‏ كنند ، هم چنان كه بعضی ديگر او را به طمع ثواب و پاداشش بندگی می‏ كنند، عبادت می‏ كنند تا به رسيدن به آن چه دلخواهشان است رستگار گردند، اينان هم عبادت خدا را محضا لله انجام نمی ‏دهند، عبادتشان يك قسم تجارت است، هم چنان كه در رواياتی هم آمده، و بعضی از آن ها در سابق نقل شد.
    و خوف در جمله «و لمن خاف مقام ربه» ظهور در هيچ يك از اين دو قسم خوف، يعنی خوف از عذاب و خوف از فوت لذت های نفسانی در بهشت ندارد، چون اين دو نوع خوف غير از خوف از قيام و آگاهی خدا نسبت به اعمال بندگان است، و نيز غير از خوف از مقامی است كه خدای تعالی نسبت به بنده ‏اش دارد، چون خوف از آگهی خدا و نيز خوف مقام پروردگار تاثّر خاصی است كه برای بنده بدان جهت كه بنده است، در برابر ساحت عظمت و كبريائی مولايش حقير و ذليل است دست می ‏دهد ، و باعث می‏ شود آثاری از مذلت و خواری و اندكاك در قبال عزت و جبروت مطلقه خدای تعالی از او ظهور كند.(1)

    در ادامه مي فرمايند: و عبادت خداي تعالي از ترس او - البته ترس به اين معنا - عبارت است از خضوع در برابر او بدين جهت كه او الله است، ذو الجلال و الاكرام است، نه بدين جهت كه جهنم دارد، و نه بدين جهت كه بهشت دارد، وقتي عبادت به اين انگيزه انجام شود خالصا لوجه الله صورت می‏ گيرد .
    و اين معنای از خوف ، همان خوفی است كه خدای تعالی ملائكه مكرمين خود را بدان ستوده، و گرنه اگر خوف منحصر در خوف از عذاب و ترك ثواب می‏ بود، با در نظر داشتن اين كه ملائكه معصوم و ايمن از عذاب مخالفت و تبعات معصيتند نبايد آنان را به داشتن خوف بستايد، ولي مي‏ بينيم ستوده و فرموده: «يخافون ربهم من فوقهم» .
    پس از آن چه گذشت روشن گرديد آن كسانی ازجن و انس كه جمله «و لمن خاف» اشاره به ايشان است، عبارتند از اهل اخلاص، آن هايی كه خاضع در برابر جلال خدای تعالی هستند، و او را بدين جهت عبادت می‏ كنند كه او الله (عز اسمه) است، نه بدين جهت كه جهنم دارد، و نه به طمع بهشت و ثوابی كه می‏ دهد.

    ــ و اما خوف در آيه 62 سوره مباركه يونس: «أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ»؛ در اين آيه نيز اولياء خداوند، بندگانی هستند كه عالی ترين مراتب ايمان را دارند و و متصل به خدا بوده و ملكيت همه چيز را از آن خدا می دانند، لذا هيچ خوف و اندوهی از بابت از دست دادن هيچ چيز به خود راه نمی دهند به جز آن چيزی كه خدا دستور داده و اراده فرموده تا از آن چيز خوف داشته باشند و اندوهناك شوند مانند اندوه از فوت كرامت الهی:
    در آيه مورد بحث اهل اين مرتبه از ايمان را اين طور معرفی و توصيف كرده كه: «لا خوف عليهم و لا هم يحزنون»، و اين جمله به خوبی دلالت می‏ كند بر اين كه منظور از اين ايمان، درجه عالی از ايمان است، آن ايمانی كه با آن معنای عبوديت و مملوكيت صرف، برای بنده به حد كمال می ‏رسد، و بنده غير از خدای واحد بی شريك مالكی نمي‏ بيند و معتقد می ‏شود كه خودش چيزی ندارد تا از فوت آن بترسد و يا به خاطر از دست دادن آن اندوهناك گردد. چون خوف هميشه از اين جا سرچشمه می گيرد كه نفس، احتمال ضرری را بدهد كه ضرر او است، و از اين راه اندوه به دل وارد می ‏شود كه آدمی چيزی را كه دوست داشته از دست بدهد، و يا چيزی را كه كراهت داشته گرفتارش شود.(3)
    و خلاصه ، خوف و اندوه به خاطر از دست دادن نفع و يا برخورد با ضرر دست می‏ دهد ، و تحقق اين خوف و اندوه وقتی قابل تصوّر است كه آدمی برای خود ملك و يا حقی نسبت به آن چيزی كه از آن خوف و اندوه دارد قائل باشد، مثلا خود را مالك فرزند و يا جاه، و يا آن ها و غير آن ها را متعلق حق خود بداند، و اما چيزي را كه می‏ داند به هيچ وجه بين او و آن چيز علقه و رابطه‏ ای نيست، هيچ وقت در باره آن نه ترسی پيدا می كند و نه اندوهی.
    و بر اين حساب اگر كسی را فرض كنيم كه معتقد است به اين كه تمامی عالم و تك تك موجودات آن و حتی وجود خودش ملك مطلق خدای سبحان است و احدی در اين ملكيت شريك او نيست قهرا خود را نيز مالك هيچ چيز نمی ‏داند، و هيچ چيزی را متعلق حق خود به حساب نمی‏ آورد تا درباره آن دچار خوف و يا اندوه گردد، و اين حالت همان وضعی است كه خدای تعالی اوليای خود را به داشتن آن توصيف نموده و فرموده: «الا ان اولياء الله لا خوف عليهم و لا هم يحزنون».

    پس اوليای خدا نه از چيزی می‏ ترسند، و نه برای چيزی اندوه می‏ خورند- نه در دنيا و نه در آخرت- مگر آن كه خدای تعالی اراده كند كه آنان از چيزی بترسند و يا درباره آن اندوه خورند، همان طور كه از آنان خواسته است تا از پروردگارشان بترسند، و از فوت كرامتی الهی كه از آنان فوت شده اندوه بخورند، و همه اين ها مراحلی است از تسليم خدا شدن.(4)

    بنا بر اين به نظر می رسد خوف يا مقام خوف در هر دو آيه مربوط به عباد مخلص خداوند و عالی ترين مراتب ايمان می شود .

    ـــــــــــــــــــــ
    (1) ترجمه الميزان، ج 19، ص183
    (2) همان، ص184
    (3) ترجمه الميزان، ج 10، ص 132
    (4) همان، ص 133
    كليد واژه ها: خوف، خوف اولياء الهی، خوف عذاب ، خضوع در برابر الله

    ویرایش توسط عظيم : ۱۳۹۴/۱۲/۰۸ در ساعت ۲۲:۱۱ دلیل: همکار ویراستار تدوین
    اليس الله بكاف عبده

    الهی ای فلک هرگز نگردی اگر دور سرحیدر نگردی
    الهی ای نفس بی مهر زهرا درون سینه رفتی برنگردی

    ****
    بشكند دستي كه هتك حرمت اين خانه كرد
    شيعه را سوزاند و خون در قلب صاحبخانه كرد

    حضرت زهرا (س) :
    كسی كه عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود