صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوالی من باب شهادت حضرت علی (ع) داشتم؟؟؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    8
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    10 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    سوالی من باب شهادت حضرت علی (ع) داشتم؟؟؟




    با سلام وخسته نباشید خدمت بزرگان

    با اینکه حضرت میدانستند قرار است به شهادت برسند چرا باز با روی گشاده به استقبال این امر رفتند ومیخواستند چه چیزی را به مردم با این کار برسانند و علت علمی این کار چیست؟؟؟؟

    با تشکر از شما

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    604
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    10 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نام الله




    سوالی من باب شهادت حضرت علی (ع) داشتم؟؟؟





    کارشناس بحث: استاد شعیب


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام خدمت شما دوست عزیز
    از این که خدمت شما هستم خرسندم

    برای توجیه پیشگیری نکردن امامان از شهادت خود (با این‏که از آن مطّلع بودند)، پاسخ‏های متعددی ارائه شده است که می‏ توان گفت اصلی‏ ترین آنها بدین‏ شرح است:

    عدم علم در هنگام تحقّق تقدیر الهی

    پاسخ اول این است که امامان‏ علیهم السلام به تفصیل، جریان شهادت خود را می‏دانند؛ امّا در هنگامی که طبق تقدیر قطعی الهی باید شهید شوند، آن علم و اطّلاع از آنان سلب می‏ گردد.
    روایتی از امام رضاعلیه السلام نقل شده که بنا بر یک احتمال می‏تواند مؤیّد این پاسخ باشد:
    حسن بن جهم گوید: به حضرت رضاعلیه السلام گفتم: امیر مؤمنان، قاتل خود و شبی را که در آن به شهادت می‏ رسد و جایی را که در آن کشته می‏شود، می‏ دانست و سخن آن حضرت – وقتی صیحه اردک‏ها را در خانه شنید – که: «صیحه کنندگانی‏ اند که در پی آنها نوحه‏ گران‏اند» و سخن اُم کلثوم به آن حضرت که: «کاش نماز را امشب داخل خانه بخوانی و به دیگری دستور دهی که با مردم نماز بخواند» و امتناع آن حضرت، و ورود و خروج مکرّر او در آن شب بدون سلاح، در حالی که می‏دانست ابن ملجم ملعون او را با شمشیر می‏ کشد، همه اینها از دلایلی است که آن حضرت نمی‏ بایست خود را در معرض قرار می‏داد.
    ایشان فرمود: «اینها بود؛ ولی آن حضرت در آن شبْ مخیّر شده بود که تقدیر خدای متعال را محقّق سازد».[ الکافی: ۴/۲۵۹/۱، بحار الأنوار: ۴۷/۲۴۶/۴۲٫]
    در برخی از نسخه‏ های مصدر این حدیث، به جای کلمه «خُیر (مخیر شده بود)» «حُیّر (متحیّر شده بود)» آمده است. بنابراین، احتمال سخن امام‏ علیه السلام، به‏ روشنی دلالت دارد که برای امام‏ علیه السلام در آن لحظه حالتی پیش آمد که تکلیفی برای پیشگیری از قتل خود نداشت تا تقدیر الهی جریان یابد.
    بی ‏تردید، تقدیر شهادت برای امام‏ علیه السلام براساس حکمت بالغه الهی است و مصالح ملزمه‏ای دارد که باید تحقق پیدا کند. از این‏رو، امام ‏علیه السلام نه تنها نباید از آن پیشگیری نماید؛ بلکه با این‏که دقیقاً می‏داند چگونه شهید می‏شود، باید شهادت را انتخاب کند، و انتخاب شهادت با علم به وقت و چگونگی آن، فضیلتی است که جز پیشوایان بزرگ الهی و خواص اصحاب آنان، آن را برنمی ‏تابند.
    به‏ نظر می ‏رسد که این بهترین سخن در توجیه پیشگیری نکردن امامان اهل بیت‏ علیهم السلام از شهادت خود با علم به چگونگی آن است که با دلایل عقلی و نقلی نیز تأیید می‏شود.
    ادامه دارد.....

    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۲/۰۷/۱۶ در ساعت ۱۹:۴۹
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  5. تشکر


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در زیر متن پاسخ شیخ مفید، علامه حلی و علّامه طباطبایی – رضوان اللَّه تعالی علیهما – را نیز برای اطلاع بیشترمی ‏آوریم.
    پاسخ شیخ مفید

    امّا پاسخ این‏که «امام می ‏داند چه پیش خواهد آمد»، اجماع ما بر خلاف آن است و چنین سخنی مورد اجماع شیعه نیست. اجماع شیعه بر این است که امام، حکم هر چه را پیش آید، می ‏داند، نه آن‏که به خودِ پیشامدها دانا باشد و به نحو تفصیل و جزئی بر آنها آگاه باشد. این نکته، اصلی را که همه آن سؤال‏ها را بر آن استوار کرده، ساقط می‏ کند. منعی نمی‏ بینیم که امام، با آگاهی یافتن از طریق خدای تعالی بعضی از حوادث را بداند؛ ولی این سخن که او همه آنچه را خواهد شد، می‏داند، به این اطلاق، قبول نداریم و گوینده‏ اش را بر صواب نمی‏ دانیم، چرا که ادّعایی بدون دلیل است.
    سخن این‏که امیر مؤمنان، قاتل و زمان شهادتش را می ‏دانست، خبرهای متعددی آمده که او فی الجمله می دانست که کشته خواهد شد و نیز قاتلش را به طور مشخّص می ‏شناخت، امّا این‏که زمان شهادتش را بداند، دلیلی بر آن نیست و اگر هم باشد، لازمه‏ اش آن نخواهد بود که اعتراض‏ کنندگان می‏ پندارند. بعید نیست که خداوند متعالْ او را متعبّد ساخته بوده است که بر شهادتْ صبر کند و آماده مرگ باشد، تا بدین وسیله او را به درجات والایی برساند که جز با شهادت نمی‏رسد و نیز می‏دانست که با این کار، اطاعت خدا می‏کند؛ اطاعتی که اگر به جز آن هم مکلّف می‏شد، آن را رد نمی‏کرد و امیر مؤمنان با این کار، خود را به هلاکت نیفکنده و بر کشته شدن خود کمک نکرده است، کمک کردنی که نزد خردمندان ناپسند است.

    جواب علامه حلی(ره)

    علّامه مجلسی می‏ فرماید: سیّد مهنّا بن سنان نیز همین سؤال را از علّامه حلّی در مورد امیر مؤمنان پرسید. وی جواب داد که: احتمال دارد او را از وقوع شهادت در آن شب خبر داده بودند؛ ولی نمی‏ دانست در چه وقتی از آن شب یا در کجا کشته می‏شود و پاسخ دیگر این‏که تکلیف حضرتش با تکلیف ما متفاوت است. پس جایز است که خون شریف خود را در راه خدای متعال نثار کند، همان گونه که بر مجاهد، واجب است پایداری کند، هر چند مقاومتش به شهادت بینجامد.
    ادامه دارد...

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  7. تشکر


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پاسخ علّامه طباطبایی
    علّامه سیّد محمّد حسین طباطبایی – رضوان اللَّه تعالی علیه – در این باره می‏فرماید:
    امام ‏علیه السلام به حقایق جهان هستی، در هرگونه شرایطی وجود داشته باشند، به اذن خدا واقف است، اعم از آنها که تحت حس قرار دارند و آنها که بیرون از دایره حس‏اند، مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده. دلیل این مطلب، از راه نقل، روایات متواتری است که در جوامع حدیث شیعه مانند کتاب الکافی و بصائر الدرجات و کتب صدوق و کتاب بحار الأنوار و غیر آنها ضبط شده است.
    به موجب این روایات که به حدّ و حصر نمی‏ آیند، امام‏ علیه السلام از راه موهبت الهی و نه از راه اکتساب، به همه چیز واقف و از همه چیز آگاه است و هر چه را بخواهد به اذن خدا، به ادنی توجّهی می ‏داند…
    نکته ‏ای که باید به سوی آن عطف توجّه کرد، این است که این‏گونه علم موهبتی به موجب ادلّه عقلی و نقلی که آن را اثبات می‏کند، قابل هیچ‏گونه تخلّف نیست و تغیّر نمی ‏پذیرد و سر مویی به خطا نمی ‏رود و به اصطلاح، علم است به آنچه در لوح محفوظْ ثبت شده و آگاهی است از آنچه قضای حتمی خداوندی به آن تعلّق گرفته است.
    همچنین لازمه این مطلب این است که هیچ‏گونه تکلیفی به متعلَّق این‏گونه علم (از آن جهت که متعلَّق این‏گونه علم و حتمی ‏الوقوع است) تعلّق نمی‏گیرد و همچنین قصد و طلبی از انسان با او ارتباط پیدا نمی‏کند؛ زیرا تکلیف، همواره از راه امکان به فعل تعلّق می‏گیرد و از راه این‏که فعل و ترکش هر دو در اختیار مکلّف‏اند، فعل یا ترک خواسته می‏شود؛ و امّا از جهت ضروری الوقوع و متعلَّق قضای حتمی بودن آن، محال است مورد تکلیف قرار گیرد. مثلاً صحیح است خدا به بنده خود بفرماید: فلان کاری که فعل و ترک آن برای تو ممکن است و در اختیار توست، بکن؛ ولی محال است بفرماید: فلان کاری را که به موجب مشیّت تکوینی و قضای حتمی من البته تحقق خواهد یافت و برو برگرد ندارد، بکن یا مکن؛ زیرا چنین امر و نهی‏ای لغو و بی‏اثر است.
    همچنین انسان می ‏تواند امری را که امکان شدن و نشدن دارد، اراده کرده، برای خود مقصد و هدف قرار دهد و برای تحقّق دادن آن به تلاش و کوشش بپردازد؛ ولی هرگز نمی‏تواند امری را که به طور یقین (بی‏تغیّر وتخلّف) و به طور قضای حتمی شدنی است، اراده کند و آن را مقصد خود قرار داده، تعقیب کند؛ زیرا اراده و عدم اراده و قصد و عدم قصد انسان، کم‏ترین تأثیری در امری که به هر حال شدنی است و از آن جهت که شدنی است، ندارد.
    از این بیان روشن می‏شود که:
    این علم موهبتیِ امام‏علیه السلام اثری در اعمال او و ارتباطی با «تکالیف خاصّ» او ندارد و اصولاً هر امر مفروض، از آن جهت که متعلَّق قضای حتمی و حتمی‏ الوقوع است، متعلَّق امر یا نهی یا اراده و قصد انسانی نمی ‏شود.
    آری. متعلَّق قضای حتمی و مشیّت قاطع حق تعالی همان رضا به قضای الهی است، چنان‏که سیدالشهداعلیه السلام در آخرین ساعت زندگی درمیان خاک و خون می‏ گفت: «راضی به تقدیر تو و تسلیم فرمان توام، که معبودی جز تو نیست» و همچنین در خطبه‏ای که هنگام بیرون آمدن از مکّه خواند، فرمود: «رضای خدا، رضای ما خاندان است».
    والسلام


    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 19 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1





    سوالی برایم پیش آمده است.

    حضرت علی زمانی که فرق سرشان شکافت و دکتر آمد و گفت باید شیر بخوری.
    آیا اگر شیر میخوردند یک روز بیشتر زنده نمی ماندند!؟
    چرا خود را حتی یک روز از زندگی محروم ساخته اند!؟





    بارالها!

    امشب تمام عاشقان را دست به سرکن.

    یک امشبی با من بمان با من سحر کن.


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست
    با سلام خدمت شما دوست عزیز
    از این که خدمت شما هستم خرسندم

    برای توجیه پیشگیری نکردن امامان از شهادت خود (با این‏که از آن مطّلع بودند)، پاسخ‏های متعددی ارائه شده است که می‏ توان گفت اصلی‏ ترین آنها بدین‏ شرح است:

    عدم علم در هنگام تحقّق تقدیر الهی

    پاسخ اول این است که امامان‏ علیهم السلام به تفصیل، جریان شهادت خود را می‏دانند؛ امّا در هنگامی که طبق تقدیر قطعی الهی باید شهید شوند، آن علم و اطّلاع از آنان سلب می‏ گردد.
    روایتی از امام رضاعلیه السلام نقل شده که بنا بر یک احتمال می‏تواند مؤیّد این پاسخ باشد:
    حسن بن جهم گوید: به حضرت رضاعلیه السلام گفتم: امیر مؤمنان، قاتل خود و شبی را که در آن به شهادت می‏ رسد و جایی را که در آن کشته می‏شود، می‏ دانست و سخن آن حضرت – وقتی صیحه اردک‏ها را در خانه شنید – که: «صیحه کنندگانی‏ اند که در پی آنها نوحه‏ گران‏اند» و سخن اُم کلثوم به آن حضرت که: «کاش نماز را امشب داخل خانه بخوانی و به دیگری دستور دهی که با مردم نماز بخواند» و امتناع آن حضرت، و ورود و خروج مکرّر او در آن شب بدون سلاح، در حالی که می‏دانست ابن ملجم ملعون او را با شمشیر می‏ کشد، همه اینها از دلایلی است که آن حضرت نمی‏ بایست خود را در معرض قرار می‏داد.
    ایشان فرمود: «اینها بود؛ ولی آن حضرت در آن شبْ مخیّر شده بود که تقدیر خدای متعال را محقّق سازد».[ الکافی: ۴/۲۵۹/۱، بحار الأنوار: ۴۷/۲۴۶/۴۲٫]
    در برخی از نسخه‏ های مصدر این حدیث، به جای کلمه «خُیر (مخیر شده بود)» «حُیّر (متحیّر شده بود)» آمده است. بنابراین، احتمال سخن امام‏ علیه السلام، به‏ روشنی دلالت دارد که برای امام‏ علیه السلام در آن لحظه حالتی پیش آمد که تکلیفی برای پیشگیری از قتل خود نداشت تا تقدیر الهی جریان یابد.
    بی ‏تردید، تقدیر شهادت برای امام‏ علیه السلام براساس حکمت بالغه الهی است و مصالح ملزمه‏ای دارد که باید تحقق پیدا کند. از این‏رو، امام ‏علیه السلام نه تنها نباید از آن پیشگیری نماید؛ بلکه با این‏که دقیقاً می‏داند چگونه شهید می‏شود، باید شهادت را انتخاب کند، و انتخاب شهادت با علم به وقت و چگونگی آن، فضیلتی است که جز پیشوایان بزرگ الهی و خواص اصحاب آنان، آن را برنمی ‏تابند.
    به‏ نظر می ‏رسد که این بهترین سخن در توجیه پیشگیری نکردن امامان اهل بیت‏ علیهم السلام از شهادت خود با علم به چگونگی آن است که با دلایل عقلی و نقلی نیز تأیید می‏شود.
    ادامه دارد.....
    /////////////////////////////

    با عرض سلام خطوط اول که قرمز کرده ام با خطوط آخر که قرمز کرده ام با هم متناقض است

    البته خطوط آخر صحیح است و خطوط اول قابل قبول نیست زیرا با شهادت امام حسین ع و معصومین ع
    دیگر و اطلاع ایشان از شهادتشان قابل تطبیق نیست

    ویرایش توسط yanoor : ۱۳۹۲/۰۷/۱۷ در ساعت ۱۰:۰۲
    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط yanoor نمایش پست
    با عرض سلام خطوط اول که قرمز کرده ام با خطوط آخر که قرمز کرده ام با هم متناقض است

    البته خطوط آخر صحیح است و خطوط اول قابل قبول نیست زیرا با شهادت امام حسین ع و معصومین ع دیگر و اطلاع ایشان از شهادتشان قابل تطبیق نیست
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    فرمایش شما درست است این دو جمله دو پاسخ با دو رویکرد متفاوت است که بر گرفته از روایت مذکور است که بنا بر تفاوت نسخه ها دو مبنا را موجب شده است اگر " خیر " باشد جواب دوم یعنی خط آخر درست است و اگر "حیر" باشد جواب اول صحیح است.
    اما با مبانی اعتقادی شیعه جواب دوم سازگار تر است(که ذکر هم شد) البته نظریه اول هم طرفدارانی در بین علمای شیعه داشته و دارد

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط @█ تئوس █@ نمایش پست
    حضرت علی زمانی که فرق سرشان شکافت و دکتر آمد و گفت باید شیر بخوری.
    آیا اگر شیر میخوردند یک روز بیشتر زنده نمی ماندند!؟
    چرا خود را حتی یک روز از زندگی محروم ساخته اند!؟
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    آوردن طبیب به بالین حضرت به دستور خود حضرت بوده است و حضرت بنا بر نقل تاریخی به علت شدت ضربه و نفوذ زهر در فرق مبارک به شهادت رسیدند و حضرت حتما از داروی طبیب که همان شیر باشد استفاده کرده اند و در تاریخ بر ضد این را نداریم.

    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 19 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست
    با سلام خدمت شما دوست گرامی
    آوردن طبیب به بالین حضرت به دستور خود حضرت بوده است و حضرت بنا بر نقل تاریخی به علت شدت ضربه و نفوذ زهر در فرق مبارک به شهادت رسیدند و حضرت حتما از داروی طبیب که همان شیر باشد استفاده کرده اند و در تاریخ بر ضد این را نداریم.
    سلام و درود خدمت کارشناس گرامی.
    ممنون از پاسختان.
    اینکه میگوند حضرت علی شیرش را به ابن ملجم داد درست است!؟ اگر درست است چرا ایشون داروای که پزشک برایش تجویز کرد را به دیگری داد!؟





    بارالها!

    امشب تمام عاشقان را دست به سرکن.

    یک امشبی با من بمان با من سحر کن.


  15. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی ظلم به زنان از ابتدا تا كنون .چرا؟؟؟ ريشه يابي و درمان
    توسط اشک خدا در انجمن حقوق و جایگاه زن در قرآن
    پاسخ: 101
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۴/۱۸, ۰۰:۵۵
  2. تسریح به احسان یعنی چه؟؟؟
    توسط ذاکره2 در انجمن حقوق و جایگاه زن در قرآن
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۱/۲۰, ۱۸:۰۱
  3. آیا امام علی هنگام تولد قرآن خواندند؟؟؟
    توسط a3moni در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۱۱/۱۹, ۰۱:۰۷
  4. بهائیت و صهیونیسم چرا ؟؟؟
    توسط homamehr در انجمن قرآن و معرفی فرق و مذاهب
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۸۹/۰۳/۱۶, ۱۶:۵۱
  5. ؟؟؟ تفاوت http با https در آدرس مرورگر چيست ؟؟؟
    توسط goleleila در انجمن آموزش نرم افزاری
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۱۱/۱۸, ۱۰:۱۳

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود