صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سخنرانی شیطان در پنج سکانس

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2

    سخنرانی شیطان در پنج سکانس




    سخنرانی شیطان در پنج سکانس



    خداوند متعال در آیات الهی شخصیت‌های مثبت و منفی زیادی را معرفی کرده است و برای اینکه شناخت کامل و جامعی نسبت به این شخصیت‌ها پیدا کنیم خداوند متعال در جای جای قرآن سخنرانی‌هایی را از آن‌ها بیان کرده است که ما با توجه به حرف‌ها و سخنانشان بتوانیم شخصیت آن‌ها را بهتر بشناسیم چرا که فرمود : (تا مرد سخن نکفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد )


    سخنرانی شیطان در پنج سکانس
    حال با توجه به این جنبه شناختی ، یکی از شخصیت‌هایی که در قرآن کریم بسیار از او نام ‌برده است شیطان است که در جای جای قرآن از او سخن به میان آمده و درباره او صحبت شده است اما خود شیطان نیز در همین قرآن بارها لب به سخن باز کرده و سخنرانی‌های مختلفی را در سکانس‌های مختلف و در مواقع و مکان‌های متفاوت بیان کرده است که با توجه به مقدمه فوق صحبت‌ها و سخنرانی‌های شیطان می‌تواند راه خوبی برای آگاه شدن ما از شخصیت او و پی بردن به اهداف شوم او باشد .
    در این نوشتار به سکانس‌های مختلفی از سخنرانی‌های شیطان که در مواقع مختلف ایراد کرده است پرداخته می‌شود:
    ویرایش توسط شهید علی اصغر پازوکی : ۱۳۹۲/۰۷/۲۱ در ساعت ۰۶:۴۳


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سکانس اول: بیان فضائل خود در پیشگاه خداوند

    اولین سکانس از سخنرانی شیطان بعد از خلقت آدم علیه‌السلام و دستور خداوند به ملائکه الهی بر سجده به او بود که شیطان در اینجا طاقت نیاورد و لب به سخن گشود و در یک سخنرانی کوتاه مخالفت خود را با خداوند اعلام کرد و در این سکانس فضائلی را که برای خود قائل بود برشمرد و گفت:
    (قالَ ما مَنَعَکَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی‌ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ )
    فرمود: «چون تو را به سجده امر کردم چه چیز تو را باز داشت از اینکه سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم. مرا از آتشی آفریدی و او را از گِل آفریدی.» (1)
    اولین سکانس از سخنرانی شیطان بعد از خلقت آدم علیه‌السلام و دستور خداوند به ملائکه الهی بر سجده به او بود که شیطان در اینجا طاقت نیاورد و لب به سخن گشود و در یک سخنرانی کوتاه مخالفت خود را با خداوند اعلام کرد و در این سکانس فضائلی را که برای خود قائل بود برشمرد


    و در جای دیگر به بیان دیگر این طور گفت که : (وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلآئِکَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إَلاَّ إِبْلِیسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِینًا :و (به یاد آر) هنگامی که به فرشتگان گفتیم به آدم سجده کنید، پس همه سجده کردند، جز ابلیس که گفت: آیا سجده کنم بر کسی که او را از گل آفریدی؟)(2)

    سخنرانی شیطان در پنج سکانس
    ویرایش توسط شهید علی اصغر پازوکی : ۱۳۹۲/۰۷/۲۱ در ساعت ۲۱:۵۵


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2




    سکانس دوم: سخنرانی شیطان در پیشگاه خداوند


    بعد از سخنرانی اول و بعد از اینکه فضیلت‌هایی برای خود بیان کرد که در حقیقت فضیلت و ملاک برتری واقعی نبودند و به خاطر غرور و تکبری که در این سخنرانی از خود نشان داد این بار از مقام و منزلتی که داشت نزول کرد و بعد از اینکه با فرمان الهی مبنی بر :
    (قالَ فَاهْبِطْ مِنْهَا فَمَا یَکُونُ لَکَ أَن تَتَکَبَّرَ فِیهَا فَاخْرُجْ إِنَّکَ مِنَ الصَّاغِرِینَ فرمود: «از آن [مقام] فرو شو، تو را نرسد که در آن [جایگاه] تکبّر نمایی. پس بیرون شو که تو از خوارشدگانی)(3)
    وقتی از مقام خود با نزول مواجه شد، در اینجا لب به سخن باز کرد و در یک سخنرانی دیگر خواسته‌های خود را از خداوند متعال درخواست کرد و گفت:
    (قَالَ فَأَنظِرْنِی إِلَی یَوْمِ یُبْعَثُونَ گفت: «مرا تا روزی که [مردم] برانگیخته خواهند شد مهلت ده»(4)
    و در فرازی دیگر از سخنرانی خود انسان‌ها را با نگاه حقارت نگاه می‌کند و با این گاه حقارت آمیز درخواست خود را از خداوند می‌کند و به خداوند عرضه می‌دارد : (قَالَ أَرَأَیْتَکَ هَـذَا الَّذِی کَرَّمْتَ عَلَیَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ لأَحْتَنِکَنَّ ذُرِّیَّتَهُ إَلاَّ قَلِیلاً (سپس) گفت: به من بگو این کسی که او را بر من بزرگی و شرافت بخشیدی (برای چه بود؟) سوگند باد که اگر مرا تا روز قیامت (که آخرین مدت حیات نسل اوست) مهلت دهی همه اولاد او را- جز اندکی- لجام خواهم زد . (و گمراهشان خواهم کرد)(5)
    و در اینجا از خداوند خواست که او را مهلتی بدهد که هدف از این درخواست را در سکانس‌های دیگر از سخنرانی خود بیان می‌کند و خداوند نیز با درخواست او موافقت کرد و فرمود:
    (فانک من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم: فرمود: «در حقیقت، تو از مهلت‌یافتگانی)(6)
    شیطان به خاطر یک صفت ناپسند همه ارزش‌های خود را از دست داد این بار در سخنرانی متفاوتی قصد دارد که آدم علیه‌السلام را فریب دهد و به همین خاطر در مکان‌های مختلفی به سراغ حضرت آدم و حوا می‌آید تا اینکه آن دو را با حرف‌های خود فریب دهد

    ویرایش توسط شهید علی اصغر پازوکی : ۱۳۹۲/۰۷/۲۲ در ساعت ۱۵:۰۰


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    سکانس سوم: سخنرانی‌های تهدید آمیز شیطان

    سخنرانی شیطان در پنج سکانس
    بعد از سخنرانی‌های متعددی که شیطان انجام داد این بار در سکانسی متفاوت بار دیگر سخنرانی تهدید آمیزی را انجام داد و همه بشریت را تهدید کرد و که با تمام توان تلاش می‌کند که نگذارد آن‌ها راه مستقیم و درست را در زندگی خود ادامه دهند و با تمام قوا با آن‌ها به مبارزه برخیزد:
    (قَالَ فَبِمَا أَغْوَیْتَنِی لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَکَ الْمُسْتَقِیمَ گفت: پس بدان سبب که مرا به بیراهه افکندی حتما در کمین آن‌ها بر سر راه مستقیم تو خواهم نشست)(7)
    (ثُمَّ لآتِیَنَّهُم مِّن بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ وَلاَ تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ)
    «آن گاه از پیش رو و از پشت سرشان و از طرف راست و از طرف چپشان بر آن‌ها می‌تازم، و بیشترشان را شکرگزار نخواهی یافت) (8)
    قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ [شیطان] گفت: «پس به عزّت تو سوگند که همگی را جدّا از راه به در می‌برم.»(9)
    قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَیْتَنِی لأُزَیِّنَنَّ لَهُمْ فِی الأَرْضِ وَلأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ گفت: «پروردگارا، به سبب آنکه مرا گمراه ساختی، من [هم گناهانشان را] در زمین برایشان می‌آرایم و همه را گمراه خواهم ساخت،(10)
    اما در همین سخنرانی اعتراف می‌کند که تنها یک گروه هستند که نمی‌تواند با آن‌ها مبارزه کند و آن‌ها همان بندگان ویژه خداوند هستند:
    إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ مگر بندگان ویژه و برگزیده‌ات از آنان - که مرا بر ایشان راهی نیست.(11)

    سکانس چهارم: سخنرانی برای حضرت آدم علیه‌السلام

    بعد از اینکه شیطان به خاطر یک صفت ناپسند همه ارزش‌های خود را از دست داد این بار در سخنرانی متفاوتی قصد دارد که آدم علیه‌السلام را فریب دهد و به همین خاطر در مکان‌های مختلفی به سراغ حضرت آدم و حوا می‌آید تا اینکه آن دو را با حرف‌های خود فریب دهد:
    فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطَانُ لِیُبْدِیَ لَهُمَا مَا وُورِیَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاکُمَا رَبُّکُمَا عَنْ هَـذِهِ الشَّجَرَةِ إِلاَّ أَن تَکُونَا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونَا مِنَ الْخَالِدِینَ
    پس شیطان، آن دو را وسوسه کرد تا آنچه را از عورت‌هایشان برایشان پوشیده مانده بود، برای آنان نمایان گرداند و گفت: «پروردگارتان شما را از این درخت منع نکرد، جز [برای] آنکه [مبادا] دو فرشته گردید یا از [زمره] جاودانان شوید.»(12)
    سخنرانی که همه مخاطبانش از پیروان واقعی او بودند اما حال همه پشیمان هستند که چرا از او پیروی می‌کنند اما باز برای آن‌ها جالب است که آخرین سخنرانی شیطان را هم بشنوند و از نیت‌های پلید او آگاه شوند همه منتظرند و شیطان در جایگاه قرار می‌گیرد و سخنرانی خود را آغاز می‌کند


    فَوَسْوَسَ إِلَیْهِ الشَّیْطَانُ قَالَ یَا آدَمُ هَلْ أَدُلُّکَ عَلَی شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَمُلْکٍ لَّا یَبْلَی؛ پس شیطان او را وسوسه کرد، گفت: ای آدم، آیا تو را به درخت جاودانی و پادشاهی‌ای که کهنه و نابود نشود راه بنمایم؟(13) و چون او سخنران ماهری بود و روش‌های تأثیر گذاری را کاملاً می دانست به سراغ حضرت آدم رفت و آن‌ها را با وعده جاویدان شدن فریفت و این یکی از سخنرانی‌های مؤثر شیطان بود که خود او هم این سخنرانی را ظاهراً بسیار دوست می‌دارد چون با این سخنرانی باعث شد که حضرت آدم و حوا از بهشتی که در آن قرار گرفته بودند اخراج شوند و راهی زمین شوند.

    سکانس پنجم: آخرین سخنرانی شیطان (در جمع پیروان و طرفدارانش)

    سکانس‌های سخنرانی شیطان به اینجا می‌رسد که او قرار است آخرین سخنرانی خود را انجام دهد؛ سخنرانی که همه مخاطبانش از پیروان واقعی او بودند اما حال همه پشیمان هستند که چرا از او پیروی می‌کنند اما باز برای آن‌ها جالب است که آخرین سخنرانی شیطان را هم بشنوند و از نیت‌های پلید او آگاه شوند همه منتظرند و شیطان در جایگاه قرار می‌گیرد و این طور سخنرانی خود را آغاز می‌کند:
    (وَ قَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الأَمْرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُم مِّن سُلْطَانٍ إِلاَّ أَن دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی فَلاَ تَلُومُونِی وَلُومُواْ أَنفُسَکُم مَّا أَنَاْ بِمُصْرِخِکُمْ وَمَا أَنتُمْ بِمُصْرِخِیَّ إِنِّی کَفَرْتُ بِمَآ أَشْرَکْتُمُونِ مِن قَبْلُ إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ)
    و چون کار (روز قیامت) تمام شود (و دوزخیان در جای خود قرار گیرند) شیطان (بزرگ و ابلیس اوّل در خطابی به همه دوزخیان) گوید: همانا خداوند شما را وعده حق داد (وعده‌ای که همه تحقق یافت) و من شما را وعده دادم و تخلف کردم (همه خلاف درآمد) و مرا بر شما (در دنیا) هیچ تسلطی نبود جز آنکه شما را دعوت کردم و شما مرا اجابت کردید، پس مرا سرزنش نکنید و خود را سرزنش کنید و اینک من فریادرس شما نیستم و شما هم فریادرس من نیستید، من به اینکه پیش از این مرا شریک طاعت خدا کردید کافرم همانا ستمکاران را عذابی دردناک است.(14)
       


    پی نوشت ها :
    1) اعراف 12
    2) اسراء61
    3) اعراف 13
    4) حجر 36
    5) حجر 37
    6) اسرا 62
    7) اعراف 16
    8) اعراف 17
    9) ص82
    10) حجر 39
    11) حجر 40
    12) اعراف 20
    13) طه 120
    14) ابراهیم 22
    امین ادریسی
    بخش قرآن تبیان



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    606
    تشکر:
    1
    حضور
    20 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0



    امروز ظهر شیطان را دیدم !

    نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت…
    گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند…
    شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد!
    گفتم:…
    به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟
    گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟
    شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که : همانا از نسل تو استاد منند .



    ویرایش توسط king81 : ۱۳۹۲/۰۷/۲۲ در ساعت ۱۷:۵۹
    ۩۩۩... پس بگذارید سرسپردگی به خداوند لباس درونتان باشد نه نمایش بیرون...در پنهان ترین لایه های روحتان باشد، نه آواز آشکار لبهایتان.... بگذارید سرسپردگی به خداوند در میان استخوان دنده هایتان باشد...۩۩۩


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۰
    نوشته
    3
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    2 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    واقعا.منکه متاثر شدم.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    نصیحت شیطان به یحیی(علیه السلام)






    ابلیس نیشخندی به روی یحیی زد و گفت: هنگامی که از خوردن غذا سیر می‌شوی، سنگین شده و نسبت به نماز، ذکر و مناجات خدای خود بی رغبت می‌گردی. یحیی با شنیدن سخن شیطان، سر به زیر انداخت و گفت: به خدا سوگند که بعد از این هرگز شکم خود را از غذا پر نخواهم کرد.


    سخنرانی شیطان در پنج سکانس
    آموختنی‌هایی از شیطان



    چه موضوعاتی در امت پیامبر(صلی الله علیه وآله) شیطان را ناراحت می‌کند ؟ اول اینکه ؛ هر وقت به یکدیگر می‌رسند ، سلام می‌کنند و سلام یکی از نام‌های خداست پس هر کس سلام کند خداوند او را از هر بلا و رنجی دور میکندو هر کس که جواب سلام را بدهد خداوند متعال رحمت خود را شامل حالش می‌کند.
    دوم اینکه : وقتی همدیگر را ملاقات می‌کنند به هم دست می‌دهند و این عمل را آن قدر ثواب است که هنوز دست از یکدیگر بر نداشته خداوند هر دو را مورد رحمت خود قرار می‌دهد.
    سوم اینکه : وقت خوردن غذا و شروع کارها است که ((بسم الله الرحمن الرحیم)) می‌گویند و مرا از خوردن آن غذا و شرکت در آن محروم می‌کنند.
    چهارم اینکه : هر وقت سخن می‌گویند ((انشاء الله)) بر زبان می‌آورند و به قضای خداوند راضی می‌شوند و من نمی‌توانم کارشان را از هم بپاشم و آنان رنج و زحمتم را ضایع می‌کنند.
    پنجم اینکه : از صبح تا شام تلاش می‌کنم تا آنان را به گناه بکشانم و در صورت گناه نیز وقتی که شام می‌شود توبه می‌کنند و زحماتم را از بین می‌برند و خداوند به واسطه توبه گناهانشان را می‌بخشد.
    ششم اینکه : از همه مهم‌تر اینکه وقتی‌که نام رسول خدا را می‌شنوند با صدای بلند صلوات می‌فرستند و من چون ثواب آن را می‌دانم از ناراحتی فرار می‌کنم زیرا طاقت دیدن ثواب این عمل را ندارم.
    هر وقت سخن می‌گویند ((انشاء الله)) بر زبان می‌آورند و به قضای خداوند راضی می‌شوند و من نمی‌توانم کارشان را از هم بپاشم و آنان رنج و زحمتم را ضایع می‌کنند

    چرا شیطان از صدقه دادن ناراحت می‌شود ؟

    روزی حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) از شیطان پرسیدند: ای ملعون چرا مانع از صدقه دادن می‌شوی؟ شیطان گفت: ای رسول خدا اگر اره‌ای بر سرم گذارند و مانند درخت اره‌ام کنند برایم راحت‌تر است از تحمل صدقه دادن اشخاص. حضرت فرمودند: چرا از صدقه دادن مردم ناراحتی؟شیطان جواب داد: در صدقه پنج خصلت است: 1- مال را زیاد می‌کند. 2- مریضان را شفا می‌دهد.3- بلاها را دفع می‌کند. 4- صدقه دهندگان به سرعت از پل صراط عبور می‌کنند. 5- بدون حساب وارد حساب می‌شوند و عذابی برایشان نیست. رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) پس از شنیدن این سخنان از شیطان به او فرمودند: خدا عذابت را زیاد کند.

    دوستان شیطان در امت اسلام

    روزی حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله)با شیطان ملاقات کردند و فرمودند: ای لعین دوستان تو از امت من چند نفرند؟ شیطان گفت: دوازده نفر 1- امیرست مگر. 2- ثروتمند خود خواه. 3- کسی که باک ندارد که از کجا بدست می‌آورد و در کجا به مصرف می‌رساند. 4- عالمی که پادشاه ستمکاری را بر ظلم و جورش تایید کند. 5- تاجر خائن که در تجارت خود به مردم خیانت کند. 6- محتکر که ارزاق مردم را ارزان بخرد و برای گران شدن ذخیره و انبار کند. 7- زنا کاران اعم از زن و مرد. 8- ربا خواران که مال فقیران را به این وسیله از کفشان بیرون می‌آورند. 9- افراد بخیل که از انفاق مال خود بخل می‌ورزند و دیگران را از آن محروم می‌کنند. 10- کسانی که در نماز سستی می‌کنند و توجهی به آن ندارند. 11- کسانی که در میان مردم سخن جینی می‌کنند و آنان را به جان هم می‌اندازند 12- کسانی که مست و بیهوش هستند.
    از همه مهم‌تر اینکه وقتی‌که نام رسول خدا را می‌شنوند با صدای بلند صلوات می‌فرستند و من چون ثواب آن را می‌دانم از ناراحتی فرار می‌کنم زیرا طاقت دیدن ثواب این عمل را ندارم


    نصیحت شیطان به یحیی(علیه السلام)

    دیدش که با زنجیرها و رشته‌هایی در دست به سوی او می آید. پرسید: ای ابلیس! این رشته‌ها چیست که در دست توست؟
    گفت: این‌ها انواع علایق، امیال و شهوت‌هایی است که در فرزند آدم یافته‌ام.
    یحیی(علیه السلام) لحظه‌ای چشم به رشته‌ها دوخت و گفت: آیا برای من نیز از این رشته‌ها سهمی هست؟
    ابلیس نیشخندی به روی یحیی زد و گفت: آری، هنگامی که از خوردن غذا سیر می‌شوی، سنگین شده و نسبت به نماز، ذکر و مناجات خدای خود بی رغبت می‌گردی.
    یحیی با شنیدن سخن شیطان، سر به زیر انداخت و گفت: به خدا سوگند که بعد از این هرگز شکم خود را از غذا پر نخواهم کرد.
    شیطان از خشم سرخ شده و در حالی که از یحیی دور می‌شد گفت: به خدا قسم که من نیز بعد از این هرگز مؤمنی را نصیحت نخواهم کرد.( قصه‌های شیطان یا ابلیس نامه، ج1، ص35)
       

    فرآوری : زهرا اجلال
    گروه دین تبیان

    ویرایش توسط شهید علی اصغر پازوکی : ۱۳۹۲/۰۷/۲۲ در ساعت ۲۱:۰۸


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    ابزارهای شیطان در جنگ نرم


    ابزار شیطان به قدری گسترده است که از سوژه‌های مذهبی هم نمی‌گذرد و از مذهب علیه مذهب خرج می‌کند همانطور که خود شیطان برای گمراه کردن آدم و حوا قسم یاد می‌کند که من از ناصحین هستم .

    سخنرانی شیطان در پنج سکانس
    بالا بردن اندیشه دینی، تقویت ایمان و باورهای دینی و زدودن حب دنیا مهم‌ترین راه‌های مقابله با جنگ نرم شیطان و پیروانش است.

    مفهوم جنگ نرم

    هر چند که اصطلاح "جنگ نرم" جدید است اما سابقه محتوایی آن به خلقت اولیه آدم برمی گردد و تا آدمی بر دنیا است این مسأله ادامه دارد.

    شیطان در جنگ نرم در پی برکندن لباس تقوا از آدمی است

    از حضرت آدم ابوالبشر تلاش بیگانه و دشمنی به نام «ابلیس» وجود دارد که قرآن از آن پرده برداری کرده و در آیات مختلف نسبت به حیله‌های او هشدار می‌دهد و به بنی آدم در بیان داستان حیله شیطان نسبت به آدم خطاب می‌کند: یا بَنی آدَمَ لایفتِننّکُمُ الشیطان کَماخرَجَ اَبَوَیکُم مِنَ الجَنةِ... ای فرزندان آدم، زنهار تا شیطان شما را مفتون نکند، آنگونه که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند. در ادامه همین آیه قرآن می‌فرماید... ینزعُ عَنهُمَا لِباسَهُمَا... یعنی شیطان می‌خواهد لباس انسان را در آورد و آدمی را از تقوا عریان کند اینجا لباس نمادی از ایمان و تقواست.
    تمام آیات قرآن به شیطان و قبیله‌اش اشاره کرده است و حتی از یک حقیقت دیگری پرده بر می‌دارد و در آیه 112 سوره انعام می‌فرماید: «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نَبِی عَدُوًّا شَیاطِینَ الإِنسِ وَالْجِنِّ...» ما برای هر پیغمبری دشمنی را از شیاطین انس و جن قرار دادیم. اینجا شخص پیغمبر مطرح نیست بلکه هر دین و تبلیغی که هر پیامبری می‌آورد مورد این هجمه شیطانی است و هر حلقومی که ندای حق طلبی سر می‌دهد قرآن می‌فرماید کنار آن دشمنش هم هست و می‌خواهد آن لباس معنوی که بر بدن انسان شایسته قامت وجود انسانی است را برکند.
    یکی دیگر از ابزار جنگ نرم شیطان، تزیین و تبلیغ است؛ وقتی خدا می‌فرماید با صوت و حرف‌هایت جذب بکن یعنی صوت نماد تبلیغ است و با حرف‌هایت آن‌ها را بخوان


    ابزار شیطان در جنگ نرم

    قرآن به ابزار، سربازان، جهت‌های شیطان هم اشاره دارد و در آیه 17 سوره اعراف از قول شیطان آمده است: «ثُمَّ لآتِینَّهُم مِّن بَینِ أَیدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیمَانِهِمْ وَعَن شَمَآئِلِهِمْ ... » ؛ انسان از هیچ جهتی مصونیت ندارد و یک دعوای همه جانبه و بدون مرز است و انسان در معرض این میدان گسترده درگیری است.
    شیطان در اعتراض به خداوند می‌گوید که همه فرزندان آدم مگر تعداد اندکی را (مخلصین) گمراه می‌کنم و خدا هم می‌گوید تو هم برو هر مقدار که می‌توانی با هر ابزاری این کار را بکن اما بدان من، تو را و پیروانت را فردای قیامت به جهنم می‌اندازم؛ و سخن خدا این است که من تو و ابزار و راه‌هایت را به بشر معرفی می‌کنم.
    ابزار شیطان به قدری گسترده است که از سوژه‌های مذهبی هم نمی‌گذرد و از مذهب علیه مذهب خرج می‌کند همانطور که خود شیطان برای گمراه کردن آدم و حوا قسم یاد می‌کند که من از ناصحین هستم و«َقَاسَمَهُمَا إِنِّی لَکُمَا لَمِنَ النَّاصِحِینَ» (اعراف 21).
    یکی دیگر از ابزار جنگ نرم شیطان، تزیین و تبلیغ است؛ وقتی خدا می‌فرماید با صوت و حرف‌هایت جذب بکن یعنی صوت نماد تبلیغ است و با حرف‌هایت آن‌ها را بخوان.
    سخنرانی شیطان در پنج سکانس
    یک نمونه از تزیینات شیطانی، مسجد "ضرار" است این مسجد را کمینگاهی علیه خدا و پیامبر قرار دادند که قرآن در آیه 107 سوره توبه بدان اشاره کرده است و آن مسجد را مایه زیان و کفر و پراکندگی میان مؤمنان می‌خواند و می‌فرماید: این مسجد کمینگاهی است برای کسی که قبلا با خدا و پیامبر او به جنگ برخاسته بود و سخت سوگند یاد می‌کنند که جز نیکی قصدی نداشتیم و[لی] خدا گواهی می‌دهد که آنان قطعا دروغگو هستند.

    ماجرای مسجد ضرار

    مفسرین نقل کرده اند که بنى عمرو بن عوف مسجد قبا را ساخته، به نزد رسول خدا (ص) فرستادند تا تشریف آورده، در آن نماز بگزارد، رسول خدا (ص) آن مسجد را افتتاح فرمود، جماعتى از منافقین از بنى غنم بن عوف برایشان حسد برده، با خود گفتند: ما نیز مسجدى مى سازیم و در آن نماز مى گزاریم، و دیگر به جماعت محمد (ص) حاضر نمى شویم.
    پس از آنکه از کار آن فارغ شدند نزد رسول خدا (ص) آمده، در حالى که آن جناب آماده سفر به تبوک مى شد، به عرضش رساندند: یا رسول اللَّه! ما براى افراد مریض و کسانى که کارشان زیاد است و نمى توانند راه دورى طى نموده تا مسجد شما بیایند، و نیز براى شبهاى بارانى و شبهاى زمستان مسجدى ساخته ایم و میل داریم بدانجا تشریف آورده، در آن نماز بگزارى، و براى ما به برکت دعا فرمایى. حضرت فرمود: من الان سر راه سفرم، اگر ان شاء اللَّه برگشتم به محله شما مى آیم و در مسجد شما نماز مى گزارم، ولى وقتى از سفر تبوک برگشت این آیات نازل شد، و وضع آن مسجد را روشن نمود.
    رسول خدا (ص) عاصم بن عوف عجلانى و مالک بن دخشم را که از قبیله بنى عمرو بن عوف بود فرستاد و به ایشان فرمود: به این مسجدى که مردمى ظالم آنجا را ساخته اند بروید، و خرابش نموده آن را آتش بزنید. و در روایت دیگرى آمده که عمار یاسر و وحشى را فرستاد و آن دو آن مسجد را آتش زدند، و دستور داد تا جاى آن را خاکروبه دان نموده، کثافات محل را در آنجا بریزند. علامه ی طباطبایی (ره): و در روایت قمى آمده که: آن جناب مالک بن دخشم خزاعى، و عامر بن عدى از قبیله بنى عمرو بن عوف را فرستاد، و مالک بدانجا شده به عامر گفت: صبر کن تا من از منزل آتشى بیاورم، پس به درون خانه خویش شده آتشى بیاورد و به سقف مسجد که از شاخ و برگ خرما پوشیده بود افکند، همچنین سوختنى هاى داخل مسجد را آتش بزد و مردم آن مسجد متفرق شدند، و زید بن حارثه هم چنان نشست تا مسجد به کلى بسوخت، آن گاه دستور داد تا چهار دیوارش را خراب کردند.

    راهکارهای مقابله با جنگ نرم

    یکی از مهم‌ترین مسائل برای مصونیت انسان در برابر این هجمه ها، بالا بردن سطح معلومات دینی است و بارها قرآن می‌فرماید" الذین لایعلمون " و آن‌هایی که نمی‌دانند فریب می‌خورند. جهل و ناآگاهی مایه‌ای برای فریب انسان‌ها است .
    بالا بردن دانش دینی و تقویت ایمان در مقابل این جنگ نرم بسیار مؤثر است چراکه قرآن می‌فرماید: «إِنَّهُ لَیسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَی الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَلَی رَبِّهِمْ یتَوَکَّلُونَ »(نحل 99) ؛ شیطان را بر کسانی که ایمان آورده و بر خدا توکل می‌کنند تسلطی نیست. و در ادامه می‌فرماید: «انَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَی الَّذِینَ یتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِینَ هُم بِهِ مُشْرِکُونَ» ؛ تسلط شیطان (اعم از شیاطین جن و انس) تنها بر کسانی است که ولایت او را پذیرفتند... پس انسان است که اگر سطح آگاهی دینی خود را بالاببرد و باور و ایمان خود را تقویت کند در برابر تزویر، تزیین، تلبیس، اغواگری و ...که از ابزارهای جنگ نرم شیطان است مصون می‌مانند.
    نکته بسیار مهمی که قرآن از آن به عنوان مرکز خطر در حوزه جنگ نرم شیطان یاد می‌کند "حب دنیا" است. کسانی که حتی اطلاعات دینی و باور ایمانی بالا داشته باشند اما اگر مشکلی به عنوان حب دنیا و نفس داشته باشند آن باور قلبی دیگر نمی‌تواند به تنهایی او را مصون بدارد.
    خبر آن مرد را به رایشان بخوان که آیات خویش را به او عطا کرده بودیم و او از آن علم عاری گشت و شیطان در پی‌اش افتاد و در زمره گمراهان در آمد. و اگر می‌خواستیم قدر او را به وسیله آن [آیات] بالا می‌بردیم اما او به زمین [=دنیا] گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد...
    نکته بسیار مهمی که قرآن از آن به عنوان مرکز خطر در حوزه جنگ نرم شیطان یاد می‌کند "حب دنیا" است. کسانی که حتی اطلاعات دینی و باور ایمانی بالا داشته باشند اما اگر مشکلی به عنوان حب دنیا و نفس داشته باشند آن باور قلبی دیگر نمی‌تواند به تنهایی او را مصون بدارد

    انسان دنیاطلب نه تنها در جنگ نرم شکست می‌خورد بلکه خود متولی جنگ نرم می‌شود امروز اگر بخواهیم در جنگ نرم خود و نسلمان را بیمه کنیم، باید اطلاعات دینی خود را از خرافات پیراسته و اندیشه دینی خود را عمیق کنیم؛ تا ایمان قلبی نباشد انسان از جنگ نرم مصون نیست چون جنگ نرم اغواگر و وسوسه گر است و تزیین در آن است و مطابق میل منفی نفس انسانی است چون انسان دارای غرایز گوناگون است که از این طریق وارد می‌شود. نکته سوم اینکه ما باید ریشه دنیاطلبی را از درون برکنیم چون اگر این مسئله در کام انسان شیرین بیفتد دیگر این انسان نه تنها در جنگ نرم شکست می‌خورد بلکه خود متولی جنگ نرم می‌شود چنانکه آیه 113 سوره انعام خود بهترین نمونه‌ای است که در این باب می‌توان بدان اشاره کرد.
    خداوند در این آیه می‌فرماید: «وَلِتَصْغَی إِلَیهِ أَفْئِدَةُ الَّذِینَ لاَ یؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ...» ؛ وقتی انسان سر خود را می‌گرداند که چیزی را گوش دهد می‌گویند "اصغاء" که بالاتر از "استماع "و گوش دادن است. به این وسوسه‌های جنگ نرم چه کسانی گوش می‌دهند؟ دل کسانی به این سمت منحرف می‌شود که ایمان به آخرت ندارند. شاید برخی از حیث اندیشه‌ای به آخرت معترف باشند اما باور عملی به آخرت ندارند و این آدم دیگر بیمه نیست و اگر از لحاظ اطلاعات دینی و قرآنی هم بالا باشد اما چون مشکلی از این دست داشته باشد حتما او در این جنگ نرم شکست می‌خورد.
       
    فرآوری : محمدی
    بخش قرآن تبیان



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    راه شکست آسان شیطان


    سخنرانی شیطان در پنج سکانس
    امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى‏فرماید:
    «صافوا الشیطان بالمجاهدة و اغلبوه بالمخالفة، تزكو انفسكم و تعلو عند الله درجاتكم‏» " 1
    راه تشخیص شكست و پیروزى در جهاد اصغر روشن و آسان است، اما نشانه تشخیص پیروزى و شكست در نبرد با دشمن درون موافقت و مخالفت است.
    اگر شیطان دستور داد و انسان را به گناهى تحریك كرد و او انجام داد و به جایى كه نباید نگاه بكند، نگاه كرد، مالى را كه نباید بگیرد، گرفت‏ یا سخنى را كه نباید بگوید، گفت و با این كه مى‏داند این كار، گناه است‏با او موافقت كرد و خواسته‏هاى او را برآورد، زمینه پیشروى او و شكست ‏خود را فراهم كرده‏است. اگر كسى دستى به گناه دراز كرد، پایى به جاى حرام گشود، و زبانى به دروغ و تهمت و افترا و مانند آن باز كرد، همان لحظه شروع گناه لحظه پیشروى شیطان است، چنانكه لحظه‏اى كه دارد مقاومت مى‏كند، لحظه عقب نشینى شیطان و اسیر كردن وى است، اما وقتى كاملا گناه را ترك مى‏كند لحظه پیروزى او و شكست‏شیطان است.
    شیطان مانند دزدان هراسناك به هنگام حمله آماده فرار است و آن قدر قوى نیست كه در هنگام تهاجم، مقاوم باشد:
    «ان كید الشیطان كان ضعیفا» " 2
    كید شیطان همیشه ضعیف بوده و هست و این اختصاص به زمان معینى ندارد; زیرا تعبیر «كان‏» در این آیه، دلالت‏بر استمرار مى‏كند. از اول هم شیطان در برابر عقل و وحى الهى ضعیف بود. بنابراین، اگر كسى در جنگ با شیطان شكست‏بخورد، در حقیقت در جنگ با دشمنى ضعیف شكست‏خورده و باید خیلى ضعیف النفس باشد تا دشمنى ضعیف او را شكست دهد.
    حال اگر دشمن، ضعیف است چرا به این نبرد، جهاد اكبر گفته‏اند؟
    پاسخ این است كه چون میدان جهاد با شیطان و ابزار اغواى او، یعنى هواى نفس بسیار وسیع است و غنیمت ‏یا غرامتى كه در این جنگ نصیب یا دامنگیر انسان مى‏شود بسیار مهم است. هر جنگى در جهان طبیعت رخ دهد هم غنیمتهایش محدود است و هم غرامتهایش، ولى غنیمتهاى جهاد با شیطان و نفس اماره نامحدود و غرامتهایش نیز جبران‏ناپذیر است; زیرا انسان در نبرد با شیطان، یا شرف و شرع را حفظ مى‏كند یا آنها را از دست مى‏دهد، از این جهت جنگ، جنگ اكبر است و براى انسانى كه ورزیده نیست، جنگ با دشمن درون، گرچه ضعیف باشد، دشوار است. و گرنه به لحاظ دشمن اگر سنجیده شود، جنگ، بزرگى نیست. انسانى كه عقل دارد و به وحى تكیه كرده و به ركن وثیق عنایت الهى وابسته شده شكست نمى‏خورد.
    مبلغان الهى، تنها از خدا هراسناكند. پس اگر شیطان خواست كسى را تهدید، و با وعید مرعوب كند، او مى‏گوید: من فقط از خدا مى‏ترسم، نه از غیر او
    سخنرانی شیطان در پنج سکانس

    از این رو امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) فرمود: شما در برابر شیطان صف‏آرایى كنید. مسائل علمى و برهانى را در جبهه مغالطات و ترس از خدا را در جبهه تهدید او و ترس از دنیا و امید به وعده و بهشت الهى را در جبهه زرق و برق فریباى شیطانى قرار بدهید; یعنى او از سه راه، حمله مى‏كند پس شما هم در سه جبهه دفاع كنید.
    او براى این كه كسى را فریب داده بگوید، قیامت و پیغمبرى نیست; بلكه محدوده هستى همین طبیعت است، مغالطه‏هاى وهمى را ردیف مى‏كند! و شما در جبهه فكرى در برابر مغالطه‏هاى وهمى او خود را به براهین عقلى مسلح كنید، تا با آن از مغالطه‏هاى وهمى شیطان برهید و این، كارى فكرى است.
    در جبهه دوم، شما را از بسیارى از امور مى‏ترساند. شما هم در مقابل بگویید من اگر براى ترس وهمى، تن به تباهى بدهم، جهنم را چه كنم؟ من كه باید بترسم، فقط از جهنم و عذاب خدا مى‏ترسم نه از غیر او، چنانكه ذات اقدس اله مى‏فرماید:
    «الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احدا الا الله‏» " 3
    مبلغان الهى، تنها از خدا هراسناكند. پس اگر شیطان خواست كسى را تهدید، و با وعید مرعوب كند، او مى‏گوید: من فقط از خدا مى‏ترسم، نه از غیر او.
    در جبهه سوم، شیطان اگر بخواهد كسى را با زرق و برق فریب دهد، این شخص مى‏گوید من فقط به رزق الهى امیدوارم; نه این كه بر زرق و برق شیطانى تكیه كنم. بنابراین، جاهل و نیز عالم غیر مهذب، زود فریب مى‏خورد. تنها گروهى موفقند كه دو ركن اساسى عقل عارف و نفس عزوف را تحصیل كرده باشند:
    «لا یزكو عند الله سبحانه الا عقل عارف و نفس عزوف‏» " 4
    شایان ذكر است كه گر چه كید زنان در قرآن كریم به وصف بزرگى موصوف شد:
    «...ان كیدكن عظیم‏» " 5
    لیكن هر عظیمى در قیاس با عنایت پروردگار بزرگ، حقیر و زبون است از این رو هم كید شیطان جنى و هم كید شیطان انسى با اعتماد بر لطف خداوند، ضعیف و اندك است.
    امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) فرمود: شما در برابر شیطان صف‏آرایى كنید. مسائل علمى و برهانى را در جبهه مغالطات و ترس از خدا را در جبهه تهدید او و ترس از دنیا و امید به وعده و بهشت الهى را در جبهه زرق و برق فریباى شیطانى قرار بدهید; یعنى او از سه راه، حمله مى‏كند پس شما هم در سه جبهه دفاع كنید

    سرباز شیطان


    شیطان، نخست، ماموریت دارد در حد وسوسه عده‏اى را به گناه دعوت كند; اما اگر انسان دعوت او را پذیرفت و به گناه آلوده شد، به تدریج مسموم مى‏شود و تحت ولایت او قرار مى‏گیرد و شیطان در جهاد اكبر بر او پیروز مى‏شود و در نتیجه او را جزو ستاد و سپاه خود قرار مى‏دهد; چنانكه در قرآن آمده است:
    «و اجلب علیهم بخیلك و رجلك‏» " 6
    بر اساس همین بیان قرآنى، امام صادق (علیه السلام) درباره گناهكاران مى‏فرماید:
    «اذا اخذ القوم فی معصیة الله فان كانوا ركبانا، كانوا خیل ابلیس و ان كانوا رجالة كانوا من رجالته‏» " 7
    آنان اگر سوارند، از واحدهاى سواره نظام شیطان و اگر پیاده‏اند، از واحدهاى پیاده نظام او هستند. از همه بدتر، عالم بى‏عمل است; قرآن كریم مى‏فرماید:
    «یا ایها الذین آمنوا لم تقولون ما لا تفعلون كبر مقتا عند الله ان تقولوا ما لا تفعلون‏» " 8
    مقت و عذاب خدا نسبت‏به عالم بى‏عمل و واعظ غیرمتعظ، زیاد است. چنانكه در حدیث نورانى امام باقر (علیه السلام) آمده است: كسى كه مردم را به عدالت و فضیلت و تقوا دعوت كند و خود، عادل نباشد، حسرتش در قیامت، زیاد و مشمول آیه:
    «یا حسرتى على ما فرطت فى جنب الله‏» " 9
    است و اظهار تاسف مى‏كند كه چرا من در مورد فرمان خدا تقصیر و كوتاهى كردم:
    «ان اشد الناس حسرة یوم القیامة الذین وصفوا العدل ثم خالفوه و هو قول الله...» " 10

       
    منبع: تفسیر موضوعی قران، جلد 15، آیت الله جوادی آملی

    فرآوری: شکوری: بخش نهج البلاغه تبیان


    پی نوشت ها:
    1-1شرح غررالحكم، ج 4، ص 217
    2- سوره نساء، آیه 76
    3- سوره احزاب، آیه 39
    4- شرح غررالحكم، ج 6، ص 427
    5- سوره یوسف، آیه 28
    6- سوره اسراء، آیه 64
    7- محاسن برقى، ج 1، ص 206
    8- سوره صف، آیات 2 3
    9- سوره زمر، آیه 56
    10- محاسن برقى، ج 1، ص 212




  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۷
    نوشته
    3,708
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    15 روز 12 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    2



    فرصت سنگباران شیطان

    سخنرانی شیطان در پنج سکانس


    یكی از واجبات منی، ریگ انداختن به جمره در محلی مخصوص است. سنگ ها باید از حرم باشند و آنها را باید با نیت خالص به سمت جمرات بیندازد، در اینجا هم عدد هفت خودنمایی می كند؛ یعنی هفت سنگریزه باید زد. تكبیر گفتن، طاهر بودن و دعا كردن از آداب مستحبی رمی جمرات است. بیاییم ببینیم که در پس رمی جمرات چه می گذرد.

    جمرات سمبل شیطان

    از امام صادق(علیه السلام) روایت شده است: هرکس رمی جمره کند، خداوند به پاداش هر سنگی، گناهی از وی پاک میکند. چون مۆمن سنگ اندازد، فرشته ای آن را میگیرد و اگر غیر مۆمن اندازد، شیطان به او ناسزا میگوید و میگوید: تو سنگ نزدی.1 از این رو جمرات سمبل شیطان شمرده میشود و سنگ زدن به آنها نوعی اظهار نفرت و انزجار از شیطان محسوب میگردد; چنانکه در دعای رمی جمرات نیز به این معنا اشاره شده است: الله اکبر اللّهمّ ادحرْ عنّی الشیطان ;2 خدایا شیطان را از من دور گردان.

    اسرار رمی جمرات

    از سخن پیشین در می یابیم که برای رمی جمرات اسراری است :
    1 ) راندن شیطان
    رمی جمرات اعلان جنگ با ابلیس است. سنگ زدن به جمرات نابود كردن هواهای نفسانی و خواهشهای حیوانی و میراندن شهوات و اخلاق رذیله است.
    حضرت امیر (علیه السلام) در كلامی نورانی به حكمت این عمل اشاره فرمود : «جمره ها بدین سبب با سنگ زده می شوند چون جبرئیل محل های عبادت را به حضرت ابراهیم (علیه السلام) نشان داد، ابلیس بر او نمایان شد. جبرئیل آن حضرت را فرمان داد كه او را براند. او هم شیطان را با هفت سنگ راند. كنار جمره اولی زیر زمین پنهان شد و كنار جمره دوم سر برآورد. با هفت سنگ دیگر او را راند، در جای دوم به زیر زمین رفت و از محل جمره سوم آشكار شد. با هفت سنگ او را زد، او در همانجا به زیر زمین رفت.»3
    مواظب باش وقتی شیـطان را لعنـت میکنـی یا در حـج رمـی جمرات میکنـی شیـطان به تو نگویـد: «ای بـی معـرفت، این هـم رسـم رفاقت اسـت؟!! انسان که رفیقـش را لعنـت نمیکنـد، انسان بـه رفیقـش سنـگ نمی زند» اول رفاقتـت را با شیـطان قطع کن، بعد او را لعنـت کـن و سنـگ بـزن!

    رمی، راندن اخلاق ذمیمه و اوصاف پست است. در این مقام باید خطر كرد و به یكباره علیه خویشتن خویش شورید، هوای نفسانی را از ریشه كند و بیرون افكند. معنای رمی، مبارزه با نفس اماره است.
    براساس اصطلاح قرآنی، انسان سه نفس دارد : نفس اماره ( یوسف : 53 ) ، نفس لوامه ( قیامت : 2 ) و نفس مطمئنه ( فجر : 27 ) . در جمره اولی انسان با شیطان درون و نفس اماره ستیز می كند. اولین دشمن در راه وصول به قرب الهی، نفس اماره است؛ از این رو باید از آنجا شروع كرد و در رمی اول اسب چموش درون را رام كرد. آنگاه كه انسان عملی خلاف انجام دهد از درون سرزنشی دریافت می كند و این یكی از عجایب آفرینش آدم است. سرزنشها از سوی نفس لوامه است. در رمی جمره وسطی انسان دوباره به شیطان سنگ می زند تا به خود تلقین كند كه نزدیك عمل خلاف و معصیت نشود و مبتلا به سرزنشها نگردد. هر گاه سالك با نفس اماره مبارزه كرد و نفس لوامه اش او را از ارتكاب معاصی بازداشت و از انجام گناهان از او مراقبت نمود، او به نفس مطمئنه واصل شده است. حاجی با رمی جمره عقبی شیطان را به طور كلی از خویش دور می سازد تا نفس مطمئنه خویش را در امان داشته، آماده وصال به حریم گردد. در این حالت او سزاوار این مقام می شود كه خدا به او بگوید : از تو راضی هستم. (یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِی إِلی رَبِّكِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً )4 «ای روح آرامش یافته خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت باز گرد
    سخنرانی شیطان در پنج سکانس

    2 ) ذخیره نور
    هر گاه حج گزار به جمرات سنگ زند، برای خود نوری در قیامت ذخیره نموده است. پس با هر سنگی توشه ای برداشته و با هر رمی روشنایی بیشتری برای قیامت خود از پیش فرستاده است.
    چنانچه پیامبر اكرم ( صلّی الله علیه وآله ) فرموده اند : «هر گاه رمی جمرات كردی برای تو نوری در قیامت خواهد بود.»5
    و از این طریق از تمامی گناهان خارج شده پاك گردیده است، حتی اگر گناهانش كبیره باشد. همچنین آن حضرت می فرماید : «حج گزار وقتی بر جمره ها سنگ بزند از گناهانش بیرون می آید.»6

    پس اول رفاقتـت را با شیـطان قطع کن

    مواظب باش وقتی شیـطان را لعنـت میکنـی یا در حـج رمـی جمرات میکنـی شیـطان به تو نگویـد: «ای بـی معـرفت، این هـم رسـم رفاقت اسـت؟!! انسان که رفیقـش را لعنـت نمیکنـد، انسان بـه رفیقـش سنـگ نمی زند» اول رفاقتـت را با شیـطان قطع کن، بعد او را لعنـت کـن و سنـگ بـزن!7
    رمی، راندن اخلاق ذمیمه و اوصاف پست است. در این مقام باید خطر كرد و به یكباره علیه خویشتن خویش شورید، هوای نفسانی را از ریشه كند و بیرون افكند. معنای رمی، مبارزه با نفس اماره است

    راه قطع رفاقت با شیطان

    راه قطع رفاقت با شیطان را باید در دل شب و تاریكی ها به دست آورد. آن زمان كه همه خوابند و دوست بیدار است و چشم انتظار عاشقانش. تا بتواند با اشک و ناله پشیمانی از خطاهای گذشته را ابراز نماید.به قول خواجه عبدالله انصاری (ره):
    شب خیز كه عاشقان به شب راز كنند گرد در خانه دوست پرواز كنند

    لذا وقوف مشعر الحرام كه میدان آماده شدن برای جنگ روز عید است، شب انتخاب شده تا حاجی از نور شب، آب حیات كسب نماید و اسلحه اشك و آه به دست آورد تا فردا در جنگ با شیطان در رمی جمرات دست خالی نباشد.

    در جمرات در واقع سنگ را بر چهره شیطان می‌زنی

    اینک اگر از دلت بگذرد که ابراهیم به شیطان سنگ انداخت و او را از پیش خود دور ساخت برای این بود که شیطان بر او وارد شده بود و ابراهیم او را دید. اما شیطان نزد من نیامده و من او را ندیده‌ام، دیگر سنگ انداختن چه معنی دارد؟ باید بدانی این خیال از شیطان است و او آن را در دل تو انداخته تا اراده‌ات را در رمی جمرات سست گرداند و به دلت اندازد که این کار بیهوده و شبیه بازی کودکان است که نباید به آن مشغول گردی. اما تو باید با جدّیت و کوشش، در رمی، او را پیش خود برانی و دماغش را به خاک بمالی و بدانی که تو در ظاهر به سوی عقبه سنگ می‌اندازی، اما در واقع سنگ را بر چهره شیطان می‌زنی و پشت او را با این کار می‌شکنی، زیرا خواری و مقهوریت شیطان جز با تعظیم و امتثال امر الهی و به مجرد فرمان او ـ بی آن‌که عقل و نفس در آن دخالتی کند ـ حاصل نمی‌شود.8
       


    پی نوشت ها:
    1- شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه ، ج 10، ص 69، باب 1.
    2- شیخ حر عاملی، همان کتاب، ج 10، ص 71، باب 3.
    3- قرب الاسناد ، ص147 ، روایت532، بحارالانوار، ج 12، ص 10؛ حج و عمره در قرآن ‌و حدیث، ص 353.
    4- سوره مبارکه فجر،‌آیات 27 و 28.
    5- فروع الکافی، ج 4، ص 477.
    6- المحجة البیضاء، ج 2، ص 178؛ تحریرالوسیله، روح الله الموسوی الخمینی، ج 1، ص 443؛ حج از میقات تا میعاد، ص 186.
    7- آقای مجتهدی تهرانی.
    8- المحجة البیضاء، ج 2، ص 204؛ راه روشن، ج 2، ص 282.
    فاطمه سرفرازی
    بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود