صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: الگوها و شخصیت های تأثیرگذار تاریخی

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161

    الگوها و شخصیت های تأثیرگذار تاریخی





    الگوها و شخصیت های تأثیرگذار تاریخی

    نشان دادن الگوها و شخصيتهاى بزرگ مذهبى، انسان ساز است .
    رفتار و گفتار فرزانگانی که برای مقابله با شيطان درونى خویش به تزکیه نفس پرداختند و انقلاب را از خود شروع كردند و پيروز گشتند و فاتح تمام و كمال گرديدند؛ برای عبرت گیری ما بسیار با ارزش و ذیقیمت است.

    امت مسلمان، براى تربيت اسلامى نيازمند به نشان دادن الگوى تربيتى و ارائه قهرمان و نمونه است .

    بر ما است كه خاطره و شرح حال مردان بزرگ و عالمان دين را كه راهيان كوى طريقت هستند پاس بداريم و از تجربیات ارزشمند آنان بهره گیریم.


    افرادى در يك موقعيت ويژه زمانى، قدم در راهى مى گذارند و خود را در صف مشخصى جاى مى دهند و به نفع مكتبى قدم بر مى دارند.
    .... تبليغ مى كنند و ثابت قدم و استوار تا پاى شهادت می ایستند و حاضر مى شوند كه همه هستى خود را در راه هدف والای خویش فدا كنند.

    آنها مصداق فرمايش امام على عليه السلام در دعاى كميل هستند که به درگاه خداوند عرضه مى دارد:
    خدايا تو را به قداست و پاكيت و به بزرگترين نام ها و صفت هايت مى خوانم و مسئلت دارم كه لحظه هاى مرا در شب و روز به ياد خويش آباد سازى و به خدمت خودت پيوسته گردانى و عملهايم را پذيرا باش تا آن كه تمامى علمها و ذكرهايم يك ذكر شود و حال من همواره در خدمت تو باشد.


    اکنون برآنیم تا به یاری خداوند در این تایپک با بهره گیری از کتاب ارزشمند «طعم خوب بندگی» و سایر منابع، در این وادی قدم نهیم.

    در این مسیر شما دوستان عزیز را به یاری می طلبیم.
    انتظار این است که بر همین سبک و سیاق مطالب تاپیرگذار و مناسبی را که در مطالعات خود یافته اند، به نگارش درآورند....

    از آنجا که هدف ما، تعالی روح وروان است؛ خداوند عزیز و کریم را به یاری می طلبیم تا تاثیری هرچه افزونتر را نصیب ما فرماید. انشاءالله






  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    سلمان فارسى؛ نمونه ای از پاکی و وارستگی

    سلمان فارسی ایرانی با ذکاوت و هشیاری است که یار با وفای پیامبر شد و تا آنجا عزیز و نزدیک گشت که آن حضرت فرمود: السلمان منا اهل البيت .

    بدون شک روش و منش این انسان برجسته و آزاده، می تواند الگوئی گرانبها برای ما باشد. انسان ارزشمندی که راه سعادت را خوب شناخت و با شیفتگی فراوان به پیروی محض از پیامبر عزیز اسلام اقدام کرد.

    پس از پیامبر نیز برخلاف شیوه همگان، امام حق را درست تشخیص داد و در پیروی از علی(ع) تردیدی به خود راه نداد.

    هدایت؛ والاترین اصل و نسب:
    امام باقر عليه السلام مى فرمايد:
    عده اى با هم نشسته بودند و اجداد خود را یاد کرده و به آنان افتخار مى كردند
    سلمان نيز در ميان آنان نشسته بود.
    عمر به سلمان گفت:
    سلمان! تو هم اصل و نسبت را بگو!

    فقال سلمان انا سلمان بن عبدالله كنت ضالا فهد انى الله بمحمد صلى الله عليه و آله و كنت عائلا فاغنانى الله بمحمد صلى الله عليه و آله و كنت مملوكا فاعتقنى الله تعالى بمحمد صلى الله عليه و آله فهذا حسبى و نسبى يا عمر. (منتهى الآمال : 146)

    سلمان گفت: من سلمان پسر عبدالله، گمراه بودم كه خداوند بوسيله حضرت محمد صلى الله عليه و آله مرا هدايت كرد
    و بنده بودم كه خداوند بوسيله حضرت محمد صلى الله عليه و آله مرا آزاد فرمود،
    اى عمر! اين اصل و نسب من است !


    موعظه ای از سلمان:
    سلمان خطاب به جرير مى گوید:
    اى جرير! نسبت به خدا فروتن باش، زيرا هر كس كه براى خدا تواضع كند، روز قيامت مقام بلندى دارد.
    اى جرير! مي دانى علت تاريكى و ظلمات قيامت چيست ؟
    جرير گفت: نه
    سلمان گفت: ظلم كردن به ديگران در دنيا سبب ظلمات روز قيامت است. (صفة الصفوة: 1/221)

    سلمان و خلافت علی(ع):
    پس از وفات پيغمبر صلى الله عليه و آله گروهى از اصحاب آن حضرت مسئله خلافت پيامبر صلى الله عليه و آله را از سلمان سؤ ال كردند: که چه كسى لياقت جانشينى پيامبر اسلام را دارد؟

    سلمان گفت : گمان نمى كنم اين مقام به غير از على عليه السلام زيبنده ديگرى باشد!
    مگر ابوالحسن عليه السلام اول كسى نيست كه به قبله مسلمانا
    ن نماز خواند
    مگر او نسبت به احكام الهی و سنت پيامبر از ديگران داناتر نیست؟!

    در ميان بنى هاشم هر چه خوب و نيك شمرده شود، على عليه السلام كانون همه آنها است و آنچه را على عليه السلام دارد، ديگران ندارند!




    الگوها و شخصیت های تأثیرگذار تاریخی




  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    کوه صبر.....زینب(س)


    حضرت زینب(س) در محیط خانه نمونه والای یك دختر و زن خانه‏دار و همسر است. در اداره خانواده و تربیت فرزندان از مسائل تربیتی غافل نیست. عشق، خلوص و پارسایی از در و دیوار خانه بی‏آرایش و آلایش او می‏بارد. او در جامعه مظهر یك فرد مسئول در مقابل سرنوشت مردم است. طنین فریاد او همواره بر ضد منحرفان بلند است و اوج این پژواك را در كاخ یزید شاهد هستیم.
    بررسی ابعاد گوناگون زندگی سرتاسر افتخار و حماسی زینب كبرا(س) مُهر باطلی است بر ناآگاهانی كه زن مسلمان را بسته در چادر و اسیر در كنج خانه می‏دانند. حضور آن بزرگ‏بانوی اسلام در بزرگ‏ترین حادثه خونین تاریخ، جایی برای تردید و طرح شبهه نگذاشته است.
    در آفاقی تیره و تار و در دوره‏ای ظلمانی و در محیط خون و هراس (كه هر نوع عاطفه و دغدغه‏های انسانی در سپاهیان ظلم مرده بود و جز قساوت و شقاوت از وجودشان نمی‏بارید)، تازیانه حق از آستین شجاع زنی بیرون آمد و بر پیكره سفاك‏ترین رژیم اصابت كرد. او پرچم ادامه نهضت اسلامی را به دوش كشید و بدون هیچ ترس و تزلزل و هراسی بر دشمن تاخت و «پیروزی» پنداری را بر كام آنان به زهری كشنده مبدل ساخت. ظاهرا اگر چه اسیری ناتوان در بند بود اما فریادش بر سر ستمگران فرود آمد و بذر اندیشه اسلامی و انقلاب برادرش حسین بن‏علی(ع) از دامن او در هر كجا كه گام نهاد پراكنده شد. زینب كبرا(س) آن چنان در تاریخ قد برافراشت كه حتی كسانی كه عقیده‏ای به دین اسلام ندارند، در برابر آزادگی و ایستادگی بی‏مانند او سر فرود می‏آورند. این همه شگفتی‏ها و تحیرها از آثار زنی آگاه و مسئول است كه در دامن اسلام ناب محمدی(ص) و با اندیشه و فرهنگ اسلامی پرورش یافته است.



    مادر مصیبت!

    زندگی زینب كبرا(ص) در كوفه ادامه داشت تا آنكه شمشیر زهرآلود ابن‏ملجم فرق مولای متقیان علی بن‏ابی‏طالب(ع) را شكافت. شهادت پدر و جدایی از او برای دخترش بسیار سخت و گران بود، چرا كه پس از وفات جدش و شهادت مادرش، دل به پدر بسته بود و سایه مهر پدر آرامش‏بخش روح و جان داغدار او بود اما حال باید داغ دوری از پدر را بر دیگر دردهای خود بیفزاید و شاهد بی‏وفایی‏های مردم و توطئه‏های حساب شده دشمنانی چون معاویه علیه برادرش حسن بن‏علی(ع) باشد. پس از آنكه شاهد قرارداد مظلومانه صلح امام حسن مجتبی(ع) با معاویه شد، به همراه برادران و خانواده‏اش به مدینه بازگشت. بانوی خردمند بنی‏هاشم به خوبی آگاه بود مردم چگونه امام معصومی چون امام مجتبی(ع) را فدای آمال و آرزوهای شیطانی خود كردند. او در رنج‏های برادر سهیم بود و شاهد خون جگر خوردن برادر و شهادت مظلومانه او، حتی اهانت به جنازه آن عزیز و از این همه درد چه داغ عظیمی بر سینه سوخته‏اش نهاده شد.



    پیام‏رسان كربلا

    روشن‏ترین و باشكوه‏ترین دوران زندگانی حضرت زینب(س) را می‏توان دورانی دانست كه در كنار سرور شهیدان، عشق و شهادت را همراهی می‏كرد. اگر چه تاریخ زندگی ایشان را از تولد تا آغاز حركت امام حسین(ع) به سوی كربلا می‏توان به صورت پراكنده در تاریخ یافت، اما نقاط مبهم و ناگفته‏ای باقی است، گرچه سال‏های آخر زندگی آن بزرگ‏بانو، یعنی از زمانی كه حركت خود را با امام حسین(ع) آغاز كرد، روشن و با عظمت در تاریخ ماندگار شده است. گویی مانایی نام حضرت زینب(س) در تاریخ، به قیام امام حسین(ع) و نامیرایی قیام امام به پیام حضرت زینب است، زیرا یكی از روشن‏ترین ابعاد و زوایای قابل تحلیل و بررسی قیام حسینی را می‏توان از پیام زینبی برگرفت.
    زینب(س) سمبل زنی شجاع، مدبر و لایق رهبری گروهی مصیبت‏ زده
    در اوضاع و شرایطی بسیار سخت و بحرانی بود. مدیریت بحران را باید در رفتار او بجوییم.
    حضرت زینب(س) تاریخگوی نهضت سیدالشهدا است.




    الگوی شكیبایی

    تاریخ، زنی صبورتر از حضرت زینب ندیده است. در واقعه كربلا پسرانش در برابر دیدگان او سر بریده شدند اما شیون نكرد. پس از آن ناظر بود در چند ساعت پیشوایش امام حسین(ع) و برادران و پسران برادرانش به شهادت رسیدند و باز بردباری پیشه كرد. زینب(س) سمبل زنی شجاع، مدبر و لایق رهبری گروهی مصیبت‏زده در اوضاع و شرایطی بسیار سخت و بحرانی بود. مدیریت بحران را باید در رفتار او بجوییم. گرچه او نیز به ظاهر اسیر و بسته به زنجیر بود و مصیبت‏ها و ناملایمات، بدن او را فرسوده كرده بود اما در همان حالت چنان اسرا را رهبری می‏كرد و چنان صبری سترگ و عظیم داشت كه برای هیچ كدام از افراد بشر رسیدن به این حد صبر ممكن نیست مگر به فضل خداوند بلندمرتبه.
    وقتی بانگ رحیل و كوچ در یازدهم محرم سال 61 از وادی كربلا سر داده شد و برای آزردن دل اسرا آنان را بر اجساد كسان‏شان گذر دادند، امام زین‏العابدین(ع)
    نگاهی حزین بر پیكر قطعه قطعه پدر بزرگوارشان انداخت. این نگاه از دید ریزبین حضرت زینب پنهان نماند و خطاب به امام زمان خود فرمود:
    «آنچه می‏بینی تو را غمین نكند. به خدا سوگند كه این حادثه از زمان رسول خدا تا جد و پدر و عمویت نیز اتفاق افتاده بود. حال آنكه خداوند عهدی از گروهی از امت ستانده كه فراعنه خاك آنها را نمی‏شناسند، ولی نزد اهل آسمان آشنایند؛ كه این اعضای پاره پاره و تكه تكه و این اجساد به خون تپیده را جمع و دفن كنند. در این بیابان پرچمی برای مزار پدرت (سرور شهیدان) نصب می‏كنند كه هیچ گاه نشان قبرش ناپدید نشده و در اثر گذشت زمان مَنِش او گم نشود. سران كفر و گمراهان بر نابودی مزار او بكوشند اما هیچ اثر نكند جز اینكه اثر او ظاهرتر و كار او نمایان‏تر شود.»



    حضرت زینب(س) به تنهایی یك دانشگاه است.




    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    الگوها و شخصیت های تأثیرگذار تاریخی


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    تقابل دو شیوه متضاد در رفتار حاکمان!

    در زمان خليفه اول حذيقة بن يمان فرماندار مدائن بود، بعد از او سلمان فارسی به سمت رهبرى آن شهر انتخاب شد و در زمان خليفه دوم، سلمان همچنان حاکم مدائن بود.

    رفتار سلمان در حکومت بر اساس عدل و انصاف و همر
    اه با ساده زیستی بود، لذا مورد انتقاد و سرزنش خليفه دوم قرار گرفت که چرا همچون حذيقه رفتار نمى كنی؟
    و سرانجام، نامه ملامت آميزی به سلمان نوشت!

    سلمان در پاسخ نامه انتقاد آمیزخليفه نوشت:
    بسم الله الرحمن الرحيم
    نامه سلمان، غلام پيامبرِ اسلام صلى الله عليه و آله به عمر بن خطاب:
    موضوع سخن اينكه در جواب نامه خشن و ملامت آميزى كه به من نوشته و عتاب كرده اى كه چون امير مدائن هستم چرا به شيوه حذيقه رفتار نمى كنم؟

    آگاه باش:
    خداى متعال مرا از كار زشت باز داشته است، و در قرآن كريم فرموده است:
    هان مؤمنين! از گمان بد بردن، سخت دورى جوئيد، بدرستى كه قسمتى از گمانها گناه و معصيت است! و پيرامون ديگران تجسس نكنيد، و در غياب و نبود ديگران از آنها سخن نرانيد! آيا دوست داريد گوشت مرده برادر مسلمان خود را بخوريد؟! اين عمل پيش شما تنفر آميز است از خدا بترسيد. (حجرات : 49)

    من پيروى ترا نمى كنم و به دنبال اعمال زشت حذيقه و نافرمانى خدا نخواهم رفت!
    نوشته اى كه چرا حصير مى بافم و نان جو مى خورم! اين كار براى مؤمن عار نيست تا سبب ملامت شود!

    خدا بر من مبارك كند كه حصير ببافم و نان جو بخورم و از ديگران بى نياز باشم؛ نه اينكه غذاى خوب بخورم و مؤمنى را غضبناك كرده و به ناحق حكم كنم!

    اين كار به پارسائى نزديك تر و در پيشگاه پروردگار محبوب تر است،
    خود بارها ديدم رسول خدا صلى الله عليه و آله هر گاه نان جو مى يافت مى خورد و سپاسگزارى مى كرد و از اين نحوه خوراك هيچگاه خشمناك نمى شد!

    مرا ملامت كرده اى كه چرا به مردم بخشش مى كنم؟
    اين عيبى نيست! عطا را براى خدا و روز فقر و تهيدستى خويش انجام مى دهم .
    براى من فرقى ندارد غذائى كه جويده شد و در گلويم رسيد شيره گندم و مغز قلم؛ يا سبوس جو باشد!


    در نامه نوشته اى: من چون تشكيلات و دم دستگاه ندارم! سلطنت خدا را ضعيف كرده و سبك شمرده ام .

    و مردم مدائن هم براى مقام خلافت احترام قائل نمى شوند تا جائى كه در كارهاى شخصى از من كمك مى گيرند و اين رفتار باعث ذلت و سستى حكومت الهى است!

    وه، چه لغزشى؟ اين طور كه تو فكر كرده اى نيست. مطمئن باش اين شيوه كه به نظر تو «ذلت» است؛ در صورتى كه مطيع خدا باشم، براى من از عزت و بزرگى كه در طغيان و معصيت باشد محبوب تر است؟

    تو خود كردار رسول اكرم صلى الله عليه و آله سفير الهى را ديده اى كه همچون پدرى مهربان با مردم گرم و دمساز بود، لباس ‍ خشن مى پوشيد و غذاى نامطبوع مى خورد و قرشى و عربى، سياه و سفيد و بالاخره همه افراد در نظرش يكسان بودند.

    احتجاج طبرسى : 65


    الگوها و شخصیت های تأثیرگذار تاریخی




  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161




    ابوذر غفاری؛ آزاد مردى دلیر

    عثمان توسط يكى از غلامانش پولى براى ابوذر فرستاد و به عبد خود گفت: اگر ابوذر اين پول را قبول كند، ترا آزاد خواهم كرد،

    برده عثمان كيسه را نزد ابوذر آورد، هر چه اصرار كرد ابوذر قبول نكرد، عرض كرد: اى ابوذر اين كيسه را قبول كن ، زيرا اگر به پذيرى عثمان مرا آزاد خواهد كرد،

    ابوذر گفت : ان كان فيها عتقك فان فيها رقى
    درست است كه در پذيرفتن من تو آزاد مى شوى ولى من بنده مى شوم!
    و بالاخره هم قبول نكرد.
    (کشکول شيخ بهائى: 1/263.)

    ابوذر در كوچه و بازار و مسجد؛ در هر جا كه اجتماعى مى ديد، با گفتار آتشين خود بديها و خيانتهاى معاويه را مى گفت و مردم را بر ضد او مى شوراند،

    معاويه از راه نقشه وارد شد كه ابوذر را ساكت كند و آن نقشه اين بود. سيصد دينار براى ابوذر فرستاد،

    ابوذر گفت : اگر اين حقوق من است كه مرا از آن محروم كرده اند، مى پذيرم ولى اگر به عنوان صله و انعام است ، آن را قبول نمى كنم و رد كرد.

    روزى معاويه گفت : ابوذر را نزد من بياوريد، ابوذر را به حضورش آوردند معاويه به ابوذر گفت:
    اى دشمن خدا واى دشمن رسول خدا، آيا هر روز نزد ما مى آئى و بر ضد ما سخن مى گوئى، اگر بنا داشتم بى اجازه اميرمؤ منان عثمان ، كسى را بكشتم، حتما ترا بقتل مى رساندم.....

    ابوذر گفت : من دشمن خدا و دشمن رسول خدا صلى الله عليه و آله نيستم ، بلكه تو و پدر تو دشمن رسول خدا هستيد؛ در ظاهر دم از اسلام مى زنيد ولى باطن شما را كفر گرفته است رسول خدا ترا لعنت كرده و مكرر نفرين نموده كه خدا ترا سير نكند.
    مى نويسند گاهى معاويه آنقدر مى خورد که خسته مى شد و مى گفت : خسته شدم ولى سير نشدم!

    به سندهاى زياد در كتابهاى سنى و شيعه روايت است كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: آسمان سايه نكرده بر سر كسى و زمين نداشته كسى را كه راستگوتر از ابوذر باشد.

    از امام باقر عليه السلام منقول است: ابوذر از خوف خداوند آنقدر گريه كرد تا اينكه به درد چشم آزرده شد، به او گفتند كه دعا كن تا خدا چشم ترا شفا بخشد، گفت: مرا از آن غمى نيست. غم من دو چيز بزرگ و عظيم است كه در پيش دارم و آن بهشت و دوزخ است .


    از امام موسى بن جعفر عليه السلام منقول است : هنگام فوت ابوذر، از وى پرسيدند، ثروت تو چيست ؟
    گفت : ثروت من؛ عمل من است،
    گفتند ما از طلا و نقره سؤ ال مى كنيم .

    ابوذر گفت : هرگز صبح و شام نكرده ام كه مرا خزانه اى بوده باشد كه مال خود را در آن جمع كرده باشم؛

    از حبيبم رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمود: خزانه و صندوق انسان قبر او است
    (حيوة القلوب: 2/418)

    الگوها و شخصیت های تأثیرگذار تاریخی



  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    الگوها و شخصیت های تأثیرگذار تاریخی

    بلال
    بعد از رحلت حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله 9 يا 10 سال بيشتر در قيد حيات نبود. او مؤذن رسول اكرم صلى الله عليه و آله و از سابقين در اسلام است .

    وقتى ابوبكر با مردم نماز مى گذارد، انتظار داشت كه بلال كما فى السابق اذان بگويد، ولى اين آرزوى او هرگز برآورده نشد.

    وقتى ابوبكر، بلال را ملاقات كرد گفت: اى بلال ، تو علاوه بر آنكه ترك ما كرده اى اذان گفتن را نيز ترك گفته ای
    هنگام نماز در مسجد، ما را از بانك اذان خود بى بهره ساخته اى.


    اى مؤذن رسول خدا صلى الله عليه و آله آيا اين كناره گيرى تو دليلى داشته و علت و سببى را در بردارد؟

    بلال گفت: اى ابوبكر هيچ كارى بدون دليل و هيچ عملى بى برهان نيست . تو خود جواب سؤ الت را بهتر مى دانى .

    سپس بلال با يك قيافه جدى ادامه داد:
    آيا من براى امامت نماز تو اى ابوبكر چگونه مى توانم اذان بگويم؟
    در حاليكه اين كار تو نيست و لباس اين امر برازنده اندام تو نمى باشد.

    ابوبكر گفت: اى بلال از اين مقوله سخن مگو و در اين مورد وارد بحث نشو ولى مى خواستم از تو خواهش كنم كه به مؤذنى خود ادامه دهى.

    بلال در پاسخ اظهار داشت : اى ابوبكر من خيلى صريح و روشن مطلب را گفتم.
    كه چشمان بلال نمى تواند كس ديگرى را جز آنكه خود تعيين فرمود، بر منبر پيامبر اسلام و در محراب رسول خدا ملاحظه نمايد.

    ابوبكر كه تصميم داشت به هر طريقى است بلال را راضى نموده و به نفع خود باز بلال را مخاطب ساخته گفته:
    اى بلال من فكر مى كنم كه اگر در همين شهر باقى بمانى و مانند گذشته به فعاليت خود ادامه دهى براى تو بهتر و نيكوتر است و زندگانيت صورت مطلوب ترى به خود خواهد گرفت.

    بلال اظهار داشت كه : اى ابوبكر تو از مطلوبيت زندگانى بحث مى كنى و آن را به رخ من مى كشى.
    آخر بعد از محمد صلى الله عليه و آله زندگانى به چه درد من مى خورد و پس از رحلت آن وجود آن عزيز، زندگى چه ثمرى در بر دارد كه مطلوب باشد.
    



    الگوها و شخصیت های تأثیرگذار تاریخی




  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161




    الگوها و شخصیت های تأثیرگذار تاریخی

    اويس قرنی، دلباخته رسول الله(ص)

    اويس، از دلباختگان رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله و از ياران و محبّين با وفاي حضرت علی عليه السلام بود.

    در يمن متولد شده و از راه شترباني روزگار را با مادر پير و نابينا و ناتوان خود سپري مي‏كند و از اين طريق امرار معاش كرده و به امورات مادر مهربان و سالخورده‏ي خود رسيدگي مي‏كند.

    یک بار از مادر اجازه طلبيد كه به مدينه به قصد زيارت حضرت رسول صلي الله عليه وآله مشرف شود، مادرش گفت كه رخصت مي‏دهم به شرط آن كه زياده از نيم روز توقف نكني!

    اويس به مدينه سفر كرد و چون به خانه‏ي حضرت پيغمبر صلي الله عليه وآله آمد، از قضا آن حضرت در خانه نبود. به ناچار به خاطر قولي كه مادر از او گرفته بود مدينه را به قصد يمن ترك كرد.

    چون پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله مراجعت كرد، فرمود: اين نور كيست كه در اين خانه مي‏نگرم؟!

    گفتند: شترباني كه اويس نام داشت به اين سرا آمد و برگشت
    فرمود: اين نور را در خانه ما هديه گذاشت و رفت!

    اويس هيچ گاه پيامبر صلي الله عليه وآله را نديد. اما آن حضرت در مورد او فرمود:
    "تفوح روائح الجنة من قبل القرن و اشوقاه اليك يا اويس القرن،..."[1]

    بوهاي بهشت از جانب «قرن» مي‏وزد،
    اي اويس قرن! چه قدر به تو علاقه دارم!

    سپس فرمود: هر كه او را ملاقات كرد، از جانب من به او سلام برساند.

    مولوي، به اين كلام دل نشين خاتم النبيّين صلي الله عليه وآله كه
    "اني لاجد نفس الرّحمن من قبل اليمن" اشاراتي دارد:

    بوي رامين مي‏رسد از جان ويس
    بوي يزدان مي‏رسد هم از اويس
    چون اويس از خويش فاني گشته بود
    آن زميني؛ آسماني گشته بود!

    عرفا، اويس را سيد التابعين و خير التابعين ناميده‏اند.

    اويس علاوه بر اين افتخارات، توفيق درك حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام را در جنگ صفين پيدا نمود
    و با آن حضرت بيعت كرد
    و در ركاب مولایش با دشمنان دين و امامت جنگيد
    تا اين كه در همان جنگ به فيض شهادت نائل آمد
    و توسط حضرت دفن گرديد.[2]
    ________________________
    ______________
    [1] . علامه‏ي مجلسي‏رحمه الله، بحارالانوار، چاپ ايران، ج 42، ص 155، روايت 22، باب 124؛ شيخ عباس قمي، منتهي الامال، انتشارات جاويدان علمي، ص 239،
    [2] . شيخ عباس قمي، منتهي الآمال، انتشارات جاويدان علمي، ص 239.


    الگوها و شخصیت های تأثیرگذار تاریخی


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    با اندیشه «اويس قرنى» به مرگ فکر کنیم

    از گفتار اويس است كه:
    به خدا سوگند درباره مرگ انديشيدن و ترس و بيم از روز رستاخيز، براى مرد با ايمان، در دنيا جائى برای شادى باقی نمى گذارد!
    سفينة البحار، 1/53.

    اويس می گفت: من محضر رسول خدا را درك نكرده ام ولى مطالبى بواسطه افرادى شنيده ام كه آن حضرت می فرمود :
    بر عمر اعتمادى نيست، براى سراى آخرت بايد تدارك ديد و زاد و توشه تهيه كرد.

    اويس پس از تلاوت این آيات از سوره دخان، چنان آهی کشید، كه خوف آن بود كه از دنيا برود:

    وَ مَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ مَا بَيْنهَمَا لَاعِبِينَ(38)
    ما آسمان و زمين و آن چه بين آنهاست، بيهوده نيافريديم .

    مَا خَلَقْنَاهُمَا إِلَّا بِالْحَقّ‏ِ وَ لَكِنَّ أَكْثرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ(39)
    خلق نكرديم آنها را مگر به حق و از روى حكمت؛ ولى بسياری از مردم آگاه نيستند.

    إِنَّ يَوْمَ الْفَصْلِ مِيقَاتُهُمْ أَجْمَعِينَ(40)
    روز قيامت روز جدائى كافر و مؤ من و وعده گاه تمام خلايق است .

    يَوْمَ لَا يُغْنىِ مَوْلىً عَن مَّوْلىً شَيْا وَ لَا هُمْ يُنصَرُونَ(41)
    روزى است كه هيچ دوست و يار و ياورى دوستش را از عذاب نرهاند و بى نياز نگرداند، واحدى را يارى نكنند

    پس از آنكه آيات فوق را تلاوت كرد، گفت :
    اى هرم بن حيان، آيا اين موعظه ترا كافى نيست كه مى بينى انسانها يكى پس از ديگرى از اين جهان رخت مى بندند؟

    پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه اشرف مخلوقات است، از اين دنياى ناپايدار رفت، پدرت از دنيا رفت، نزديك است تو هم بميرى، آدم و حوا مردند، ابراهيم خليل از دنيا رفت و من و تو هم فردا از مردگانيم؛
    فريفته دنيا مشو، خود را درياب، آماده مرگ باش....
    ناسخ التواريخ : 2/14 و اعيان الشيعه : 13/120

    الگوها و شخصیت های تأثیرگذار تاریخی



  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    حجربن عدى؛ آيه كمال و سند فضيلت

    زندگى انسان هاى نمونه و بر جسته، مثل يك تابلو زيبا و گويا، راه زندگى و جهت صحيح حركت را به ما نشان مى دهد.

    كيست كه در پى الگو براى چگونه زيستن و بهكمال رسيدن نباشد؟
    مهم آن است كه الگوها را اشتباهى انتخاب نكنيم و سر مشق هاى نادرست،مسير ما را بهبيراهه نكشاند.

    خداى متعال، در قرآن كريم با شرح اوصاف واعمال انسان هاى خوب و امتهاى صالح و گروه هاى كمال يافته ، به الگوه دهى مى پردازد.

    تاريخ پر بار و درخشان اسلام سرشار از چنين اسوه هاى زيبنده وجاودانه
    است كه هر يك مى تواند چراغ راه و روشنى بخش زندگى ما باشد.

    آيا حيف نيست كه اين همه الگوهاى خودى را نشناسيم و چشممان در پىالگوهاى غير خودى باشد؟


    حجربن عدی يكى از اين چهره هاى تابناك است .
    او يك آيه كمال و يك سند فضيلت است .

    آنچه او را برجسته تر مى سازد،
    معرفتاو به خدا ورسول و اهل بيت، ومحبتاو به خاندان رسالت واطاعتاو از پيشوايانحق و اولياء الهى است.

    آرى معرفت، محبت و اطاعت، سه عنصرى كه با هم ارتباط تنگاتنگ دارند و سرمايه هاى هر انسان براى عمل صالح در بازار هستى و ميدان زندگى اند.

    حجربن عدى
    و ياران همراه او، از شهداى افتخار آفرين تاريخ تشيعند كه درعصر سکوت و خفقان ، فرياد ظلم ستيزى سر دادند و با طاغوت زمان خويش به مبارزهپرداختند و سرانجام در اين آتش عشق، پروانه وار سوختند و حيات ابدى يافتند.

    حجر و ياران او، براى جوانان فضيلت خواه جامعه ما و همه امت اسلامى در سراسر جهان ،سرمشق ايمان ، جهاد، هجرت ، فداكارى ، مبارزه با فساد، امر به معروف و نهى از منكر،دفاع از حق و افشاى چهره نفاقند.

    پيش از اسلام به دنيا آمده بود؛ اما در سال هاى آخر عمر
    رسول خدا صلى الله عليه و آله توفيق يافت كه مسلمان شود. از اينرو،بهره گيرى وىاز حضور پيامبر، چندسالى بيش نبود.

    وى عابدى پارسا، مجاهدى ظلم ستيز، آمر به معروف و ناهى از منكر بود واز پيامبر خدا و
    اميرمؤمنان حديث روايت مى كرد.

    او شيفته نمازو نيايش، مستجاب الدعوه و از اصحاب برجسته پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بود.چنان دلباخته زهد و عبادت و نماز و روزه بود كه او را راهب اصحاب محمد مى گفتند.

    در زيبايى چهره، از خوشسيماترين مردان كوفه بود. در زيبايى روح وكمال اخلاقى نیز، از نوادر روزگار به شمار مىرفت.

    منبع: آشنائی با اسوه ها – جواد محدثی

    الگوها و شخصیت های تأثیرگذار تاریخی



  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    حجربن عدی؛ ظلم ستيزی صبور

    حجر، از نيكان صحابه بود، فرماندهى شجاع، بلند همت، عابد و زاهد، مستجاب الدعوه، عارف به خدا، مطيع محض فرمان پروردگار، حق گوى صريح، ظلم ستيز صبور، بى هراس از شهادت، ايثارگر در راه خدا واز هواداران خالص اميرالمؤمنين عليه السلام بود.

    اين كه از سوى حضرت على عليه السلام به فرماندهى سپاه در جنگ جمل و صفين برگزيده شد، نشانه شجاعت اوست.
    حاضر بود كه بميرد، ولى خوارى و ذلت نپذيرد.
    آغوش به روى شهادت گشود؛ اما حاضر نشد از على عليه السلام بيزارى بجويد و خود را از مرگ برهاند.
    حاضر شد كه پسرش پيش از خودش شهيد شود، تا مبادا با ديدن تيغ جلاد بالاى سر پدرش، سست شود و دست از ولاى على بردارد!

    اينها گوشه اى از فضيلت هاى اخلاقى و روحى حجربن عدى است كه او را شايسته الگو بودن براى هر مسلمان حق جو و شهادت طب و وفادار به آرمان هاى والا ساخته است .

    حجر بن عدى پس از افتخار شرف يابى به محضر رسول خدا صلى الله عليه و آله و ايمان آوردن به آيين او، پيوسته در راه گسترش اين مكتب و دفاع از آن مى كوشيد،
    سخنان پيامبر را مى شنيد و به ديگران مى رساند.

    وقتى يار پارسا و انقلابى پيامبر، ابوذر غفارى را به ربذه تبعيد كردند و آن بزرگ مرد در تبعيد گاهش غريبانه به شهادت رسيد، حجر بن عدى و مالك اشتر از جمله كسانى بودند كه شاهد جان باختن او بودند و بر پيكر آن صحابى نستوه ،نماز خواندند.

    در دوران خلافت عثمان، حجر بن عدى در كوفه مى زيست.
    خلاف كارى هاى عثمان گسترش يافته و آوازه آن به همه جا رسيده بود.

    دوازده نفر از چهره هاى برجسته و پارسا و مقتدر كوفه، به خليفه نامه نوشتند و ضمن انتقاد از عملكرد نادرست او در امور مسلمانان، او را نهى از منكر كردند و راه صلاح و اصلاح را به وى يادآور شدند.
    حجر بن عدى نيز يكى از نويسندگان اين نامه اعتراض آميز بود.

    موضع سياسى حجر، جانبدارى از حق مجسم در وجود على بن ابى طالب عليه السلام بود و با حاكمان غاصب هرگز كنار نيامد و در اعلام مواضع خويش بى پروا بود و سازش كارى نداشت .....

    ادامه دارد......

    الگوها و شخصیت های تأثیرگذار تاریخی



صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود