جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ◄*♥*►ویژه نامه روز مباهله،روز حقانیت اسلام◄*♥*►

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ◄*♥*►ویژه نامه روز مباهله،روز حقانیت اسلام◄*♥*►




    ◄*♥*►ویژه نامه روز مباهله،روز حقانیت اسلام◄*♥*►



    ویـــــــــــژه نــــــــــــــامه روز مبــــــــاهــــــــــله

    روز حقـــــــــــــانــیـــت اســــــــــــــلام




    ◄*♥*►ویژه نامه روز مباهله،روز حقانیت اسلام◄*♥*►


    ◄*♥*►ویژه نامه روز مباهله،روز حقانیت اسلام◄*♥*►

    ویرایش توسط شهید هدایت : ۱۳۹۲/۰۸/۰۷ در ساعت ۲۱:۰۰
    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ◄*♥*►ویژه نامه روز مباهله،روز حقانیت اسلام◄*♥*►



    گیرم که آفتاب جهان ذره پرور است
    این بس مرا که سایه ی مهر تو برسر است

    دولت به کام و محنت گردون حرام باد
    تا ساغرت بگردش و تامی به ساغر است
    ای دل چرا به غیر خدا تکیه می کنی؟
    امید ما و لطف خدا از که کمتر است؟
    بهر دو نان خجالت دونان چه می کشی؟
    ای دل صبور باش که روزی مقدّر است
    خاطر ز گفتگوی مکرّر شود ملول
    الاّ حدیث دوست که قند مکرّر است
    فرخنده نامه ای که موشّح به نام اوست
    زیبنده آن صحیفه که او زیب دفتر است
    نامی که با خدا و پیمبر ز فرط قدس
    زیب اذان و زینت محراب و منبر است
    پشت فلک خمیده که با ماه و آفتاب
    در حال سجده روی به درگاه حیدر است
    شمس ضحی، امام هدی، نور هل اتی
    چشم خدا و نفس نفیس پیمبر است
    در آیه ی مباهله این مهر و ماه را
    جانها یکی و جلوه ی جان از دو پیکر است
    وجهی چنان جمیل که از شدّت جمال
    وجه خدا و جلوه ی الله اکبر است
    نازم به دست او که یکی ناز شست او
    از جای کندن در سنگین خیبر است
    با اشک چشم، ابر کرم بر سر یتیم
    با برق تیغ، صاعقه ای بر ستمگر است
    جز راه او بسوی خداوند راه نیست
    یعنی که شهر علم نبی را علی، در است
    بر تارک زمان و مکان تاج افتخار
    در آسمان فضل: درخشنده اختر است
    قبرش درون دیده ی آدم که چشم او
    در خاک هم بنور جمالش منوّر است
    آوازش از ورای زمانها رسد بگوش
    تصویرش از فراز افق ها مصوّر است
    کمتر ز ذرهّ ایم و فزون تر ز آفتاب
    ما را که خاک پای علی بر سر افسر است
    وصف علی ز عقل و قیاس و خیال و وهم
    وز هرچه گفته اند و شنیدیم برتر است
    شد عرض ما تمام و حدیث تو ناتمام
    حاجت به مجلس دگر و وقت دیگر است
    طبع لطیف و شعر «ریاضی» به لطف و شهد
    شاخ نبات خواجه ی شیراز و شکّر است



    (محمدعلی ریاضی یزدی)


    ◄*♥*►ویژه نامه روز مباهله،روز حقانیت اسلام◄*♥*►

    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ◄*♥*►ویژه نامه روز مباهله،روز حقانیت اسلام◄*♥*►


    ﴿فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ﴾(سورهٔ آل‌عمران-آیهٔ ۶۱)

    پس هر که در این (باره) پس از دانشی که تو را (حاصل) آمده با تو محاجه کند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت‏خدا را بر دروغگویان قرار دهیم


    But whoever disputes with you in this matter after what has come to you of knowledge, then say: Come let us call our sons and your sons and our women and your women and our near people and your near people, then let us be earnest in prayer, and pray for the curse of Allah on the liars.


    ◄*♥*►ویژه نامه روز مباهله،روز حقانیت اسلام◄*♥*►


    ویرایش توسط شهید هدایت : ۱۳۹۲/۰۸/۰۷ در ساعت ۲۰:۵۹
    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0
    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ◄*♥*►ویژه نامه روز مباهله،روز حقانیت اسلام◄*♥*►

    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...





  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    7,382
    صلوات
    500
    تعداد دلنوشته
    8
    مورد تشکر
    13 پست
    حضور
    60 روز 10 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    43
    آپلود
    0
    گالری
    281



    ◄*♥*►ویژه نامه روز مباهله،روز حقانیت اسلام◄*♥*►



  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    5,046
    صلوات
    20000
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    416 پست
    حضور
    132 روز 12 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    24
    آپلود
    41
    گالری
    2534



    ◄*♥*►ویژه نامه روز مباهله،روز حقانیت اسلام◄*♥*►



  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۲
    نوشته
    54
    صلوات
    5
    تعداد دلنوشته
    1
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    19 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ◄*♥*►ویژه نامه روز مباهله،روز حقانیت اسلام◄*♥*►


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    3,311
    مورد تشکر
    757 پست
    حضور
    45 روز 21 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0




    مباهله چیست؟


    پیامبر(ص) به موازات مکاتبه با سرات دولت ها و مراکز مذهبی، نامه­ای به اسقف نجران (ابوحارثه) نوشت و ساکنان نجران را به آیین اسلام دعوت نمود.
    منطقة نجران حدود هفتاد دهکده و در نقطة مرزی حجاز و یمن قرار گرفته بود. ساکنان نجران به عللی دست از بت پرستی کشیده و به آیین مسیح گرویده بودند.
    وقتی نامة پیامبر به رؤسای نجران رسید، جلسه­ ای تشکیل دادند. یکی از افراد به نام شرحبیل که بسیار عاقل بود گفت: مکرّر از پیشوایان مذهبی خود شنیده­ایم که روزی منصب نبوّت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعیل انتقال خواهد یافت. هیچ بعید نیست که محمد از اولاد اسماعیل، پیامبر موعود باشد.
    شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیأت نمایندگی نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با حضرت محمد تماس گرفته و دلائل نبوت او را بررسی کنند. شصت تن از ارزنده­ترین و داناترین مردم نجران انتخاب شدند که در رأس آنان سه تن پیشوای مذهبی قرار داشت: ابوحارثه بن علقمه (اسقف اعظم) و عبد المسیح (رئیس هیئت نمایندگی) و "أیْهم" که فردی کهنسال و محترم بود. این هیأت طرف عصر در حالی که لباس­های فاخر بر تن داشتند به محضر پیامبر(ص) رسیدند و سلام کردند. پیامبر با احترام خاص پاسخ آنان را داد. سپس پیامبر فرمود: "من شما را به آیین توحید و پرستش خدای یگانه و تسلیم در برابر اوامر او دعوت می کنم‌". سپس آیاتی را برای آنان خواند.
    گفتند: ما به خدای یگانه اعتقاد داریم. پیامبر(ص) فرمود: "چگونه می­گویید که خدای یگانه را پرستش می­کنید، در صورتی که صلیب را می پرستید و از خوردن گوشت خوک پرهیز نمی­کنید و برای خدا فرزند معتقدید؟
    نمایندگان نجران گفتند: ما عیسی را خدا می­دانیم، چون او مردگان را زنده کرد و بیماران را شفا بخشید و از گِل پرنده ساخت و آن را به پرواز در آورد و این­ها علامت خدایی است.
    پیامبر(ص) فرمود: "او بندة خدا و مخلوق او است که وی را در رحم مریم قرار داد و این قدرت و توانایی را خدا به او داده است".
    یک نفر از نمایندگان گفت: او فرزند خدا است زیرا مادر او بدون این که با کسی ازدواج کند او را به دنیا آورد، پس پدر او خدای جهان بود.
    در این حال آیه نازل شد: "عیسی مانند آدم آفریده شد که او را بدون پدر و مادر به دنیا آورد".
    نمایندگان نجران گفتند: گفته­های شما ما را قانع نمی­کند. راه این است که در وقت معیّنی با یکدیگر مباهله کنیم و بر دروغگو نفرین کنیم و از خدا بخواهیم که دروغگو را هلاک کند. دراین موقع جبرئیل نازل شد و آیة مباهله را نازل کرد: ": "فمن حاجّک فیه من بعد ما جاءک من العلم ...؛ هر گاه بعد از دانشی که (دربارة مسیح) به تو رسیده (باز) کسانی با تو به محاجّه و ستیر برخیزند، به آنان بگو: بیایید فرزندان خود را دعوت کنیم و شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را، شما هم زنان خویش را، ما نفوس خود و شما هم از نفوس خود دعوت کنید، آن گاه مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم".(1)
    طرفین به فیصله دادن مسئله از طریق مباهله آماده شدند و قرار شد که فردا همگی برای مباهله حاضر شوند. پیامبر فقط چهار نفر از بستگان خود را انتخاب کرد: علی بن ابی طالب(ع) و فاطمه و حسن و حسین، زیرا میان مسلمانان افرادی پاک­تر و با ایمان­تر از آنان وجود نداشت. او فاصلة منزل تا نقطه­ای را که قرار بود در آن جا مراسم مباهله انجام بگیرد، با وضع خاصی طی نمود. در حالی که حسین را در آغوش و دست حسن را گرفته بود و فاطمه به دنبال پیامبر و علی(ع) پشت سر پیامبر حرکت می­کردند، به راه افتادند. سران نجران پیش از آن که با پیامبر رو به رو شوند، به یکدیگر گفتند: اگر دیدید که محمد افسران و سربازان خود را به میدان مباهله آورد و شکوه مادی و قدرت ظاهری خود را نشان داد، در این صورت او فردی غیر صادق است و اعتمادی به نبوت او نخواهد بود، ولی اگر با فرزندان و جگر گوشه­های خود به میدان آمد، بدانید که او راستگو است. در این حال دیدند که پیامبر با حالت خضوع و خشوع هویدا شد.
    اسقف نجران گفت: من چهره­هایی را می­بینم که اگر دست به نفرین و دعا بردارند، بزرگترین کوه­ها را از جا می­کند. هرگز صحیح نیست ما با این قیافه­ های نورانی و با این افراد با فضلیت مباهله نماییم، زیرا بعید نیست که همة ما نابود شویم. ممکن است دامنة عذاب گسترش پیدا کند و همة مسیحیان جهان را بگیرد و در روی زمین یک مسیحی باقی نماند.
    آنان تقاضای ترک مباهله نمودند و با پیامبر قرار داد صلح امضاء نمودند.(2)

    پی­نوشت­ها:
    1- آل عمران (3) آیة 61.
    2- جعفر سبحانی، فروغ ابدیت، ج 2، ص 812،‌با تلخیص؛ قاموس قرآن، ج 1، مادة بهل.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود