صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حسین جان! ای عشق سربلند؛ که بر نیزه می روی / داستانی شگفت انگیزتر از «کهف» و «رقیم»

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161

    حسین جان! ای عشق سربلند؛ که بر نیزه می روی / داستانی شگفت انگیزتر از «کهف» و «رقیم»




    داستانی شگفت انگیزتر از «کهف» و «رقیم»

    ای عشق سربلند؛ که بر نیزه می روی،
    از حلقه کمند تو، لا یمکن الفرار!

    عبیدالله بن زیاد پس از گذشت یک روز از حضور کاروان اسرا در کوفه فرمان داد سر حسین علیه السلام را در کوچه های کوفه و در میان قبایل مختلف شهر بگردانند.

    زید بن ارقم روایت می‌کند که:
    من در بالاخانه خود نشسته بودم که دیدم آن سر مقدس را بر نیزه‌ای زده‌اند و از کوچه عبور می‌دهند.

    وقتی سر در برابر من رسید، شنیدم که آیه 9 سوره کهف را می‌خواند:

    اَم حسبت انّ اصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا
    آیا پنداشتی که اصحاب کهف و رقیم از آیه‌های شگفت ما بودند؟

    به خدا سوگند از ترس موهای تنم راست شد.
    فریاد زدم: « به خدا ای پسر رسول خدا، داستان سر تو شگفت تر و حیرت‌انگیزتر است.»

    یعنی اصحاب کهف و رقیم اگر چه داستان شگفت انگیزی داشتند، لکن پس از مرگ سخن نگفتند، و داستان سر تو شگفت انگیزتر است که پس از بریده شدن از بدن، قرآن تلاوت می‌کند!
    منبع:منتهی الامال- حاج شیخ عباس قمی
    -------------------
    حسین جان!
    نه!!!
    تنها قرآن خواندن سر بریده تو شگفت انگیز نیست؛
    بلکه:
    داستان کربلای تو
    قصه شهادت مظلومانه تو؛

    سخنان دلنشین و فریادهای طوفانی تو
    آزادگی و دلدادگی تو
    اصلا راز ماندگاری تو

    عشق تو به معبود
    و عشق ما به تو
    همه شگفت انگیزتر و حیرت آورتر از داستان «کهف» و «رقیم»اند!!!

    حسین!
    چه رازی در «نام» تو
    و چه رمزی در «مکان» شهادت تو؛
    «کربلا»...... وجود دارد که همه دیوانه توأیم؟!

    دوستان عزیز!
    سعی بر این است که در این تایپک ابعاد وجودی امام عزیز و پیشوای شهیدمان، حسین بن علی علیه السلام بازگو شود و از سخنان ارجمند آن محبوب دلها بهره گیریم؛ تا
    ارادت و معرفتمان را نسبت به مولایمان هرچه افزونتر و برجسته تر نمائیم. انشاءالله، بحول الله و قوته

    حسین جان! ای عشق سربلند؛ که بر نیزه می روی / داستانی شگفت انگیزتر از  «کهف» و «رقیم»



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    976
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    12 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    9



    حسین جان! ای عشق سربلند؛ که بر نیزه می روی / داستانی شگفت انگیزتر از  «کهف» و «رقیم»

    دردها از بودن است و حرفها از نبودن. ميان بودن و نبودن مرزي است باريك. شايد بتوان در آن مرز قدم زد، آبي نوشيد، شعري نوشت، بي هيچ دردي و حرفي.


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    918
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    38 روز 14 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    101



    حسین جان! ای عشق سربلند؛ که بر نیزه می روی / داستانی شگفت انگیزتر از  «کهف» و «رقیم»
    قوانین علم را برهم زده ای ...
    نبودنت وزن دارد
    تهی......
    اما سنگین..


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161



    همه آزادگان جهان، باید درس شجاعت را از حسین(ع) بیاموزند:

    آفرين‌! بر‌ كشته‌ شدن‌ در راه‌ خدا
    !

    أَ فَبِالْمَوْتِ تُخَوِّفُنِي‌؟! هَيْهَاتَ؛ طَاشَ سَهْمُكَ، وَخَابَ ظَنُّكَ!
    آيا مرا از مرگ‌ مي‌ترساني‌؟
    هيهات‌؛ تيرت‌ به‌ خطا رفت‌! و گمانت‌ واهي‌ و تباه‌ شد!

    لَسْتُ أَخَافُ الْمَوْتَ
    .
    من‌‌ كسي‌ نيستم‌ كه‌ از مرگ‌ بترسم‌!

    إنَّ نَفْسِي‌ لاَكْبَرُ مِنْ ذَلِكَ، وَهِمَّتِي‌ لاَعْلَي‌ مِنْ أَنْ أَحْمِلَ الضَّيْمَ خَوْفـًا مِنَ الْمَوتِ؛
    نفس‌ من‌ بزرگتر از اینها است‌،
    و همّت‌ من‌ عالي‌تر است‌ از آنكه‌ از ترسِ مرگ‌، بار ستم‌ و ظلم‌ را بدوش‌ بكشم‌؛

    وَهَلْ تَقْدِرُونَ عَلَي‌ أَكْثَرَ مِنْ قَتْلِي‌؟!

    و‌اي بر شما! بيشتر از كشتن‌ من‌ چه می توانید بکنید؟!

    مَرْحَبـًا بِالْقَتْلِ فِي‌ سَبِيلِ اللَهِ!
    آفرين‌! بر‌ كشته‌ شدن‌ در راه‌ خدا!

    وَلَكِنَّكُمْ لاَتَقْدِرُونَ عَلَي‌ هَدْمِ مَجْدِي‌ وَمَحْوِ عِزَّتِي‌ وَشَرَفِي‌؛
    وليكن‌ شما توانائي‌ بر نابودي‌ عظمت من‌،
    و محو و نيستي‌ عزّت‌ و شرف‌ من‌ را نداريد!

    فَإذًا لاَ أُبَالِي‌ مِنَ الْقَتْل!
    پس‌ در اين‌ صورت‌، من‌ باكي‌ از كشته‌ شدن‌ ندارم‌!

    منبع: لمعات الحسین علیه السلام

    حسین جان! ای عشق سربلند؛ که بر نیزه می روی / داستانی شگفت انگیزتر از  «کهف» و «رقیم»



  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    محرم که می‌آید؛
    دلت را با خودش می‌برد.
    می‌برد و آن را منزه می‌کند، از زنگارهای روزگار.
    می‌شوید، عطرآگین می‌کند، صیقل می‌دهد، پاک می‌کند.
    محرم که می‌آید؛
    دل‌ها خدایی می‌شود،
    چشم‌ها هم...
    و آن را دلیلی نیست، به جز معجزه‌ی خون خدا.
    خونی که شراره‌های آن، تا قیام قیامت در دل ظلم‌ستیزان می‌جوشد...


    حسین جان! ای عشق سربلند؛ که بر نیزه می روی / داستانی شگفت انگیزتر از  «کهف» و «رقیم»



    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    حسین جان! ای عشق سربلند؛ که بر نیزه می روی / داستانی شگفت انگیزتر از  «کهف» و «رقیم»


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    976
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    12 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    9



    حسین جان! ای عشق سربلند؛ که بر نیزه می روی / داستانی شگفت انگیزتر از  «کهف» و «رقیم»

    دردها از بودن است و حرفها از نبودن. ميان بودن و نبودن مرزي است باريك. شايد بتوان در آن مرز قدم زد، آبي نوشيد، شعري نوشت، بي هيچ دردي و حرفي.


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار رهبری نمایش پست
    داستانی شگفت انگیزتر از «کهف» و «رقیم»

    ای عشق سربلند؛ که بر نیزه می روی،
    از حلقه کمند تو، لا یمکن الفرار!

    عبیدالله بن زیاد پس از گذشت یک روز از حضور کاروان اسرا در کوفه فرمان داد سر حسین علیه السلام را در کوچه های کوفه و در میان قبایل مختلف شهر بگردانند.

    زید بن ارقم روایت می‌کند که:
    من در بالاخانه خود نشسته بودم که دیدم آن سر مقدس را بر نیزه‌ای زده‌اند و از کوچه عبور می‌دهند.

    وقتی سر در برابر من رسید، شنیدم که آیه 9 سوره کهف را می‌خواند:

    اَم حسبت انّ اصحاب الکهف والرقیم کانوا من آیاتنا عجبا
    آیا پنداشتی که اصحاب کهف و رقیم از آیه‌های شگفت ما بودند؟

    به خدا سوگند از ترس موهای تنم راست شد.
    فریاد زدم: « به خدا ای پسر رسول خدا، داستان سر تو شگفت تر و حیرت‌انگیزتر است.»

    یعنی اصحاب کهف و رقیم اگر چه داستان شگفت انگیزی داشتند، لکن پس از مرگ سخن نگفتند، و داستان سر تو شگفت انگیزتر است که پس از بریده شدن از بدن، قرآن تلاوت می‌کند!
    منبع:منتهی الامال- حاج شیخ عباس قمی
    -------------------
    حسین جان!
    نه!!!
    تنها قرآن خواندن سر بریده تو شگفت انگیز نیست؛
    بلکه:
    داستان کربلای تو
    قصه شهادت مظلومانه تو؛

    سخنان دلنشین و فریادهای طوفانی تو
    آزادگی و دلدادگی تو
    اصلا راز ماندگاری تو

    عشق تو به معبود
    و عشق ما به تو
    همه شگفت انگیزتر و حیرت آورتر از داستان «کهف» و «رقیم»اند!!!

    حسین!
    چه رازی در «نام» تو
    و چه رمزی در «مکان» شهادت تو؛
    «کربلا»...... وجود دارد که همه دیوانه توأیم؟!

    دوستان عزیز!
    سعی بر این است که در این تایپک ابعاد وجودی امام عزیز و پیشوای شهیدمان، حسین بن علی علیه السلام بازگو شود و از سخنان ارجمند آن محبوب دلها بهره گیریم؛ تا
    ارادت و معرفتمان را نسبت به مولایمان هرچه افزونتر و برجسته تر نمائیم. انشاءالله، بحول الله و قوته

    حسین جان! ای عشق سربلند؛ که بر نیزه می روی / داستانی شگفت انگیزتر از  «کهف» و «رقیم»




    فكر ميكنم اينطور داستانها براي شخصيت عظيمي كه ، زندگيش يعني معجزه ، نوعي توهين و عوام زدگي است كه براي جلب نظر عوام ، قسمتهاي تراژيك براي آن ميتراشيم كه با جلب عواطف ، طرفدار جمع كنيم
    واقعا" بيانات و شيوه زندگي ايشون معجزه نيست ، كه به يك همچين موضوع ضعيفي كه يك نفر به تنهايي از خودش ( كه ميتوانسته اوهام هم باشه ) ذكر كرده متوسل بشيم

    التماس ميكنم اسلامي با زندگي امام حسين ( ع ) برخورد كنيم نه هندي

  9. تشکر


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    1,460
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    47 روز 5 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    161




    خطبه‌ ‌امام حسین(ع) در مکه مكرمه‌، بهنگام تصمیم برای رفتن به كربلا

    حمد و سپاس‌ سزاوار خداست‌. آنچه‌ را كه‌ خدا بخواهد خواهد شد. و قوّه‌ و قدرتي‌ نيست‌ مگر بخدا. و درود بر رسول‌ و فرستاده‌ او باد.

    مرگ‌ برای فرزندان‌ آدم‌، به‌ مثابه‌ گردنبند بر گردن‌ دختر جوان‌ است‌ .

    و چه‌ بسيار در آرزو و اشتياق‌ ملاقات‌ و ديدار رفتگان‌ از خاندان‌ خود هستم‌، همانند اشتياقي‌ كه‌ يعقوب‌ به‌ ديدار يوسف‌ داشت‌.

    و براي‌ من‌ جائي‌ معيّن‌ و انتخاب‌ شده‌ است‌ كه‌ بايد پيكر من‌ در آنجا بيفتد، و من‌ بايد به‌ آنجا برسم‌ .
    گويا مي‌بينم‌ كه‌ بند بند مرا گرگان‌ بيابان‌ بين‌ نَواويس‌ و كربلا از هم‌ جدا مي‌سازند، و شكمبه‌هاي‌ تهي‌ خود را از گوشت بدن من پر مي‌كنند و انبانهاي‌ گرسنه‌ خود را سرشار مي‌نمايند.

    فرارگاهي‌ نيست‌ از روزي كه‌ در قلم‌ تقدير گذشته‌ است‌.
    رضاي‌ خدا رضاي‌ ما اهل‌ بيت‌ است‌؛
    بر امتحانات‌ و بلاهاي‌ او شكيبائي‌ مي‌نمائيم‌، و او اجر و مزد شكيبايان‌ را بطور اتمّ و اكمل‌ به‌ ما عنايت‌ خواهد نمود .

    خاندان رسول‌ خدا، که قرابتشان، به‌ منزله‌ پودِ جامه‌ با اصل‌ و ريشه‌ آن‌ است، جدا نمي‌شوند. و در بهشت‌ برين‌ گرداگرد او جمع‌ مي‌شوند، و بدانها چشم‌ رسول‌ خدا تر و تازه‌ مي‌گردد، و براي‌ آنها وعده‌ رسول‌ خدا تحقّق‌ مي‌پذيرد. (وعده‌اي‌كه‌ خداوند به‌ رسول‌ خدا داده‌ است‌ براي‌ اقربايش‌ منجّز و محقّق‌ مي‌گردد.)

    پس‌ كسي كه‌ در ميان‌ ماست‌، و حاضر است‌ جان‌ خود را ايثار كند،
    و خون‌ دل‌ خود را فدا كند،
    و براي‌ لقاي‌ خدا نفس‌ خود را آماده‌ نموده‌ است‌؛ با ما كوچ‌ كند!

    كه‌ من‌ در صبحگاهان‌ عازم‌ رحيل‌ هستم‌؛ إن‌شآءالله‌ تعالَي‌.»

    وَ رُوِيَ أَنَّهُ عليه‌السلام لَمَّا عَزَمَ عَلَي‌ الْخُرُوجِ إلَي‌ الْعِرَاقِ قَامَ خَطِيبـًا، فَقَال‌: الْحَمْدُ لِلَّهِ، مَاشَآءَ اللَهُ، وَلاَ قُوَّه إلاَّ بِاللَهِ، وَصَلَّي‌ اللَهُ عَلَي‌ رَسُولِهِ. خُطَّ الْمَوْتُ عَلَي‌ وُلْدِ ءَادَمَ مَخَطَّ الْقِلاَدَه عَلَي‌ جِيدِ الْفَتَه. وَمَا أَوْلَهَنِي‌ إلَي‌ أَسْلاَفِي‌ اشْتِيَاقَ يَعْقُوبَ إلَي‌ يُوسُفَ. وَخُيِّرَ لِي‌ مَصْرَعٌ أَنَا لاَقِيهِ؛ كَأَنِّي‌ بَأَوْصَالِي‌ تَتَقَطَّعُهَا عُسْلاَنُ الْفَلَوَاتِ بَيْنَ النَّوَاوِيسِ وَكَرْبَلا´ءَ؛ فَيَمْلاَنَ مِنِّي‌ أَكْرَاشـًا جُوفـًا، وَأَجْرِبَه سُغْبـًا. لاَ مَحِيصَ عَنْ يَوْمٍ خُطَّ بِالْقَلَمِ. رِضَا اللَهِ رِضَانَا أَهْلَ الْبَيْتِ؛ نَصْبِرُ عَلَي‌ بَلاَ´ئِهِ، وَيُوَفِّينَا أُجُورَ الصَّابِرِينَ. لَنْ تَشُذَّ عَنْ رَسُولِ اللَهِ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَيْهِ وَءَالِهِ لُحْمَتُهُ، وَهِيَ مَجْمُوعَه لَهُ فِي‌ حَظِيرَه الْقُدْسِ، تَقِرُّ بِهِمْ عَيْنُهُ، وَيُنْجَزُ لَهُمْ وَعْدُهُ. مَنْ كَانَ فِينَا بَاذِلاً مُهْجَتَهُ، وَمُوَطِّنـًا عَلَي‌ لِقَآءِ اللَهِ نَفْسَهُ، فَلْيَرْحَلْ مَعَنَا؛ فَإِنَّنِي‌ رَاحِلٌ مُصْبِحـًا إنْ شَآءَاللَهُ تَعَالَي‌.
    لمعات الحسین




    حسین جان! ای عشق سربلند؛ که بر نیزه می روی / داستانی شگفت انگیزتر از  «کهف» و «رقیم»



  11. تشکرها 3


  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    6,289
    صلوات
    4614
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    66 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    11



    عرض ارادت به پرچم آستان حسینی(ع)

    حسین جان! ای عشق سربلند؛ که بر نیزه می روی / داستانی شگفت انگیزتر از  «کهف» و «رقیم»مرحوم آیت الله حاج شیخ محمد جواد انصاری همدانی

    یکی از اساتید می فرمودند :
    مدتی که محضر علامه محمد تقی جعفری تلمذ می کردم ، یکبار از ایشان پرسیدم :
    آیا شما محضر عارف بزرگوار مرحوم آیت الله شیخ محمد جواد انصاری همدانی را درک کرده اید ؟!
    ایشان فرمودند : از لحاظ سنی که بله . زمانی که ایشان در قید حیات بودند ما هم طلبه بودیم .اما فقط یکبار ایشان را در نجف در حرم امیر مومنان دیدم .وقتی به ایشان عرض ادب کردم به من فرمودند :
    نور شیخ مرتضی طالقانی را در شما می بینم
    به ایشان عرض کردم :
    ما کجا و ایشان کجا ! اما خداوند عنایت فرمودند و مدتی محضر ایشات تلمذ کردیم
    سپس گفتگویی بین من و ایشان درباره ی مرحوم استادم حضرت آیت الله شیخ مرتضی طالقانی رد و بدل شد و ایشان سوالاتی از من پرسیدند
    و این در حالی بود که در حرم امیر المومنین ، مسجد بالاسر نشسته بودیم
    وقتی صحبت تمام شد دیدم که مرحوم انصاری در حالتی که گویی در خودشان باشند و در حال تفکر فرو رفته اند ؛ هستند .
    من هم دیگر مزاحم ایشان نشده و مشغول خواندن نماز جعفر طیار شدم
    نمازم که تمام شد مرحوم انصاری که گویی از آن حالت فارغ شده بودند به من فرمودند :
    قیامت را دیدم
    یک بنده ای را دیدم که توحید داشت اما لا ابالی بود
    دیدم که ملائکه عذاب او را می برند
    تنها چیزی که در چهره اش میدرخشید این بود که علاقه ی خاصی به پرچم اباعبدالله داشت
    هرجا هیاتی می دید و پرچمی می دید ، با خلوص نیت دست بر آن پرچم می کشید و دستش را به صورت می کشید و سلامی بر حضرت اباعبدالله می کرد
    ناگاه در صحرای محشر حضرت اباعبدالله را دیدم
    آن مرد خطاب به اباعبدالله عرض کرد :
    حسین جان !
    من حقیقتا پرچم شما را دوست داشتم
    دیدم که اباعبدالله به سمت دو ملک عذاب رفته و نامه اعمال وی را از آن دو ملک گرفتند
    و پایین نامه ی عمل وی با دستخط خود چیزی را نوشتند .
    مرحوم انصاری به من می فرمودند :
    من آن نامه ی اعمال را دیدم
    دیدم که حضرت اباعبدالله الحسین با خطی از نور پایین نامه اعمال وی نوشته بودند:
    یا مبدل السیئات بالحسنات
    دیدم که ملائکه او را رها کردند
    به نظر ما حرکت امام خمینی دقیقا مقدمه سازی ظهور امام عصر(عج) است,لذا باید تقویت شود,ظهور امام عصر(عج)یک مسئله کاملا منطقی است و باید به شدت با خرافات و تیپ افسانه ای که برای ایشان درست شده مبارزه کرد و فهماند که ظهور هم به دست خود ماست,هرگاه مبنای برنامه ریزی ما این مسئله باشد به آن خواهیم رسید و لا غیر.با التماس و اشک و زاری تنها هیچ کاری صورت نمی گیرد.


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    3,951
    صلوات
    12700
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    294 پست
    حضور
    77 روز 5 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ---------------------------------------------الســـلام علیـــک یاابـاعبــدالله
    سلام
    و درود بر خورشيد جهان افروزى كه درخشش نور او، تمام هستى را از ناسوت تا ملكوت و از ملكوت تا لاهوت ، فراگرفته و ديده تمام ساكنان آسمان و زمين ، انبيا و اوليا را در مقابل عظمت خود، خيره ساخته است .
    سلام و درود بر ماه جهان تابى كه شعاع نور او قلوب تمام جنّ و انس ، ملكوتيان و جبروتيان را روشنى بخشيده و همه را در برابر همّت والا واراده فولادين خويش ، مبهوت و حيران نموده است .
    سلام و درود بر بزرگ آموزگار آزادى كه با شعار:
    لاارى الموت الاّ سعادة والحياة مع الظّالمين الاّ برما
    چگونه بودن و چگونه شوريدن بر عليه ستم و ستمگرى را، بر تمام آزادمردان و ژرف انديشان عالم آموخت .
    سلام و درود بر بزرگ انقلابى تاريخ بشريّت كه با قيام پرشكوهش ، ابر سياه جهل و نادانى و شرك و بى دينى را كه بر روى افكار پوسيده مردم سايه افكنده بود، برطرف كرد و پرده هاى ضخيم ظلمت را پاره نمود وخفتگان را بيدار و غافلان را آگاه كرد و مدّعيان دروغين خلافت وامامت را رسوا ساخت .
    سلام و درود بر پيشواى عاشق پيشه اى كه چگونه عشق ورزيدن به معشوق و جانبازى در راه عشق و فداكارى براى رسيدن به محبوب را، بر تمام شيفتگان عشق و دلباختگان محبّت آموخت .
    سلام و درود بر ناخداى كشتى نجات كه اسلام راستين محمّدى صلى الله عليه و آله و تشيّع پوياى علوى را كه به دست كفرپيشگان مسلمان نما ومشرك صفتان موحّد صورت ، نجات داد و مسلمانانى كه در طوفان سهمگين بيداد و ستم در حال غرق شدن بودند، به ساحل نور و هدايت رهنمون ساخت .
    سلام و درود به مشعلدار حرّيّت و آزادگى كه با فرياد:
    فكونوا احرارا فى دنياكم .
    تمام ابعاد آزادى و آزادگى و همه انواع استعمار و استبداد را براى تمام نسلها در تمام عصرها ترسيم نمود و چگونه زيستن و چگونه مردن را براى همگان ، در تمام مقاطع تاريخ معيّن فرمود.
    سلام و درود بر تجسّم راستين اسلام و حقيقت گوياى توحيد كه نحوه عبوديّت و بندگى در برابر حق را روشن كرد و تمام حيله هاى كفر و شركِ در زير پرچم اسلام و توحيد، در جهت نابودى اسلام راستين و توحيد واقعى را بيان نمود.
    سلام و درود بر بزرگ فاتح دين و مذهب كه با فرياد:
    ياسيوف ! خذينى !
    چگونه جانبازى كردن براى رهايى دين از چنگال بيدادگران را بر تمام رزمندگان و جهادگران و حاميان دين و مذهب ، نشان داد.
    سلام بر شايسته ترين وارث آدم و وارسته ترين فرزند خاتم صلى الله عليه و آله وگراميترين يادگار مرتضى عليه السلام و عزيزترين دلبند زهرا عليها السلام .
    سلام بر او كه بردبارتر از ايّوب ، مقاومتر از يعقوب ، قهرمانتر از يوسف ، باشكوه تر از سليمان ، شجاعتر از موسى و مهربانتر از عيسى بود.
    سلام بر او كه مِهر پيامبر صلى الله عليه و آله در دل و شجاعت على عليه السلام در كف و فرياد زهراعليها السلام بر سر و شكيبايى حسن عليه السلام در سينه داشت .
    سلام بر آنكه ملكوتيان از صبر او در حيرت ، جبروتيان در يارى او در حسرت ، انبيا در غم او گريان و اوليا در مصيبت او نالانند...
    ----------------------------------------------------------------------------------------------

    الخصائص الحسينيّة اثر فقيه گرانقدر و خطيب توانا (شيخ جعفر شوشترى)


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود