صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ساده از زندگی گذر نکنیم...

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152

    ساده از زندگی گذر نکنیم...




    همیشه، ساده از کنار ساده ترین لحظاتمان گذشتیم،

    از چای خوردنهای کنار هم، از مرافعه های شیرین

    بر سر آخرین دانهء سیب زمینی توی بشقاب،

    از نیمکت همیشگی مان توی پارک،

    از بستنی فروشی شلوغ سر چهار راه،

    از آدمهایی که زیر و بم روحشان را بلد بودیم،

    از آدمهایی که زیر و بم روحمان را بلد بودند،

    از دوستت دارم هایی که نفهمیدیم و از هم دریغ کردیم،

    از راه رفتن های توی خیابانی که ردیف درختهایش را از بر بودیم،

    از قدمهایی که باید با هم برمی داشتیم و صد حیف برنداشتیم !

    دور شدیم از تمام دوست داشتنی هایمان . . .

    فاصله گرفتیم از هم، نفهمیدیم فاصله را که نامرد است،

    که بیرحم است، که وقتی بیاید و بنشیند بین لحظه های مان

    دیگر هیچ چیز به جای اولش برنمی گردد،

    دیگر هیچوقت نه آن خیابان، خیابان می شود،

    نه آن نیمکت ، نیمکت....



    ================================================== ==================

    زندگی یعنی زنده بودن

    زنده بودن در دوره ای بین دو نبودن

    یعنی فرصت بودن ! فرصتی که به هر نحو به ما اعطا شده ! باید قدرش را بدانیم!

    قدر لبخند یک دوست را!



    اینها معانی زندگیه!

    بهتر نگاه کنیم!

    قدر بدونیم!

    نداشته ها رو شاید همیشه نداشته باشی ! از اینکه همه اش به خودت یادآوری کنی که اونها رو نداری اتفاق مهمی نمی افته!

    اما وقتی قدر داشته هات رو بدونی ! زندگی هم نداشته هات رو به تو هدیه خواهد کرد !

    یکبار امتحان کنیم!


    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    ساده  از زندگی گذر نکنیم...


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن
    گردشـــی در کوچــه باغ راز کن
    هر که عشقش در تماشا نقش بست
    عینک بد‌بینی خود را شکسـت
    من مـیـــان جســـم‌ها جــان دیـــده‌ام
    درد را افکنـــده درمـان دیـــده‌ام
    دیــــده‌ام بــر شـــاخه‌ها احـســـاسـ‌ـها
    می‌تپــد دل در شمیــــم یاسها
    زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست
    زندگی باغ تماشـــای خداســت
    گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود
    می‌تواند زشــت هم
    زیبا شــود
    حال من، در شهر احسـاسم گم است
    حال من، عشق تمام مردم است!
    زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا
    صبـــح‌هـا، لبـخند‌هـا، آوازهـــا
    ای خــــطوط چهــــره‌ات قـــــــرآن من
    ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن
    با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی‌شـود
    مثنوی‌هایـم همــه نو می‌شـود
    حرفـهایـم مــــرده را جــــان می‌دهــد
    واژه‌هایـم بوی بـاران می‌دهـــد



    ساده  از زندگی گذر نکنیم...

    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    ساده  از زندگی گذر نکنیم...


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    دلم یک کوچه می خواهد...

    بی بن بست...
    وبارانی نم نم...

    ویک خدا...
    که کمی باهم راه برویم...
    همین!!!
    دلم کفش نمیخواهد...
    پاپوشی از چمن میخواهد...
    دلم باران میخواهد...
    دلم هیاهو نمی خواهد...
    می خواهد اندکی با سکوت و نسیم و باران قدم بزند...
    همین!


    باور کنیم زندگی زیباست...

    ساده  از زندگی گذر نکنیم...



    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    ساده  از زندگی گذر نکنیم...


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    آدم های ساده را دوست دارم

    همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند

    همان ها که برای همه لبخند دارند

    همان ها که همیشه هستند،

    برای همه هستند

    آدمهای ساده را

    باید مثل یک تابلوی نقاشی

    ساعتها تماشا کرد

    عمرشان کوتاهاست

    ساده که باشی

    همیشه در جیبت شکلات پیدا میشود
    همیشه لبخند بر لب داری
    بر روی جدولهای کنار خیابان راه میروی
    زیر باران ، دهانت را باز میکنی و قطره قطره مینوشی
    آدم برفی که درست میکنی
    شال گردنت را به او میبخشی


    آدمهای ساده را دوست دارم
    همان هایی که
    بوی ناب آدم میدهند




    ساده  از زندگی گذر نکنیم...

    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    ساده  از زندگی گذر نکنیم...


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152




    ساده  از زندگی گذر نکنیم...


    ـــ خدا را شکر که هر روز صبح باید با زنگ ساعت بیدار شوم.


    این یعنی من هنوز زنده ام.



    ـــ خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم.
    این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم.



    ـــ خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم.

    این یعنی من خانه ای دارم.



    ـــ خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند.
    این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم.



    ـــ خدا را شکر که در جائی دور جای پارک پیدا کردم.
    این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن.



    ـــ خدا را شکر که مالیات می پردازم.

    این یعنی شغل و در آمدی دارم و بیکار نیستم.



    ـــ خدا را شکر که سرو صدای همسایه ها را می شنوم.
    این یعنی من توانائی شنیدن دارم.



    ـــ خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار می شوم.
    این یعنی به یاد می آورم که اغلب اوقات سالم هستم.



    ـــ خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم.
    این یعنی توان سخت کار کردن را دارم.



    ـــ خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی می کند.

    این یعنی عزیزانی دارم که می توانم برایشان هدیه بخرم.




    خدا را شکر ... خدا را شکر ... خدا را شکر ...


    ساده  از زندگی گذر نکنیم...


    ساده  از زندگی گذر نکنیم...


    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    ساده  از زندگی گذر نکنیم...


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    دوروز مانده به پایان جهان تازه فهمید که هیچ زندگی نکرده است، تقویمش پرشده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقی بود. پریشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد،دادزد و بد و بیراه گفت، خدا سکوت کرد، جیغ زد و جار و جنجال راه انداخت،خداسکوت کرد، آسمان و زمین را به هم ریخت، خدا سکوت کرد.
    به پر و پای فرشته ‌و انسان پیچید، خدا سکوت کرد، کفر گفت و سجاده
    دور انداخت، خدا سکوت کرد، دلش گرفت و گریست و به سجده افتاد، خدا سکوتش را شکست و گفت: "عزیزم، اما یک روز دیگر هم رفت، تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها یک روز دیگر باقی است، بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن."
    لا به لای هق هقش گفت: "اما با یک روز... با یک روز چه کار می توان کرد؟ "


    خدا گفت: "آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گویی هزار سال زیسته است و آنکه امروزش را در نمی‌یابد هزار سال هم به کارش نمی‌آید"،


    آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: "حالا برو ویک روز زندگی کن."
    او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش می‌درخشید، اما
    می‌ترسید حرکت کند، می‌ترسید راه برود، می‌ترسید زندگی از لا به لای انگشتانش بریزد، قدری ایستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردایی ندارم، نگه داشتن این زندگی چه فایده‌ای دارد؟ بگذارد این مشت زندگی را مصرف کنم.."
    آن وقت شروع به دویدن کرد، زندگی را به سر و رویش پاشید،
    زندگی را نوشید و زندگی را بویید، چنان به وجد آمد که دید می‌تواند تا ته دنیا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشید بگذارد، می تواند ....


    او در آن یک روز آسمانخراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را
    به دست نیاورد، اما ...


    اما در همان یک روز دست بر پوست درختی کشید،
    روی چمن خوابید،
    کفش دوزدکی را تماشا کرد،
    سرش را بالا گرفت و ابرها را دید
    و به آنهایی که او را نمی‌شناختند، سلام کرد
    و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد،
    او در همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد،
    لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد.


    او در همان یک روز زندگی کرد.


    فردای آن روز فرشته‌ها در تقویم خدا نوشتند:
    "امروز او درگذشت، کسی که هزار سال زیست!"
    زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن
    می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است.
    امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد!؟


    ساده  از زندگی گذر نکنیم...


    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    ساده  از زندگی گذر نکنیم...


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    زندگی شوق رسیدن به همان فردایست
    که نخواهد آمد
    تو نه در دیروزی و نه در فردایی
    ظرف امروز پر از بودن توست
    زندگی را دریاب..

    ساده  از زندگی گذر نکنیم...





    فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید.
    جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها شیشه ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند.


    آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان.


    توپ لاستیکی همان کارتان است. کار را بر هیچ یک از عوامل فوق ترجیح ندهید، چون همیشه کاری برای کاسبی وجود دارد ولی دوستی که از دست رفت دیگر بر نمیگردد، خانواده ای که از هم پاشید دیگر جمع نمیشود،‌ سلامتی از دست رفته باز نمیگردد و روح آزرده دیگر آرامشی ندارد...

    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    ساده  از زندگی گذر نکنیم...


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    دلم تنگ می شود،گاهی...


    برای حرف های معمولی...


    برای حرف های ساده...

    برای چه هوای خوبی!

    برای دیشب شام چه خورده ای؟

    و چقدر خسته ام از "چرا؟"

    ...از" چگونه؟"

    خسته ام از سوال های سخت،

    پاسخ های پیچیده،

    از کلمات سنگین،

    ...

    فکر های عمیق،

    پیچ های تند،

    نشانه های با معنا،بی معنا...

    دلم تنگ می شود؛

    گاهی...

    برای یک "دوستت دارم"ساده!!

    ساده باشیم

    ساده زندگی کنیم

    برای هر چیز ساده ای لبخند بزنیم

    زندگی زیباست...


    ساده  از زندگی گذر نکنیم...


    ساده  از زندگی گذر نکنیم...






    ویرایش توسط منتظران ظهور : ۱۳۹۲/۰۸/۲۷ در ساعت ۱۷:۰۵
    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    ساده  از زندگی گذر نکنیم...


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    شاد باش.........


    تا زندگی ات شادمانه شود... خود را باور کن
    اما مغرور مشو
    راضی باش
    ولی پیشرفت را فراموش مکن.
    عشق را مهربانانه در آغوش بگیر
    و همواره آن را ببخشای
    به هنگام پیروزی متواضع
    و لحظه شکست دلیر باش
    مایه امیدواری و آسایش دیگران شو
    تا همان به تو ارزانی شود
    شاد باش ... تا شگفتی ات تجلی یابد...

    ساده  از زندگی گذر نکنیم...


    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    ساده  از زندگی گذر نکنیم...


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۷
    نوشته
    976
    مورد تشکر
    11 پست
    حضور
    12 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    15
    آپلود
    0
    گالری
    9



    ساده  از زندگی گذر نکنیم...

    دردها از بودن است و حرفها از نبودن. ميان بودن و نبودن مرزي است باريك. شايد بتوان در آن مرز قدم زد، آبي نوشيد، شعري نوشت، بي هيچ دردي و حرفي.


صفحه 1 از 14 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود