جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حلقه مفقوده كعبه ، حضرت ابراهيم و حضرت اسماعيل

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حلقه مفقوده كعبه ، حضرت ابراهيم و حضرت اسماعيل




    همگي در مورد تاريخ كعبه و مقام حضرت ابراهيم و حجر اسماعيل زياد خونديم و شنيديم

    با توجه به قدمت اين پيامبران و وقايع اطراف آنها

    چرا در منابع يهود و نصارا از اين سه موضع صحبتي نيست ، كه اگر بود ، يهود ، خاك عربستان رو به توبره ميكشيد

  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    698
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    2




    با نام و یاد دوست




    حلقه مفقوده كعبه ، حضرت ابراهيم و حضرت اسماعيل





    کارشناس بحث: استاد مقداد


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط moaqfe نمایش پست
    همگي در مورد تاريخ كعبه و مقام حضرت ابراهيم و حجر اسماعيل زياد خونديم و شنيديم

    با توجه به قدمت اين پيامبران و وقايع اطراف آنها

    چرا در منابع يهود و نصارا از اين سه موضع صحبتي نيست ، كه اگر بود ، يهود ، خاك عربستان رو به توبره ميكشيد
    با عرض سلام و ادب

    اتفاقاً یکی از دلایل اصلی شعار«نیل تا فرات» اسرائیلی ها، وجود کعبه است که به دست ابراهیم ساخته شده.

    یهودیان همیشه افتخار می کردند که نیای بزرگ شان ابراهیم، کعبه را ساخته است.

    2- یهودیان برای کعبه احترام قائل بودند و در آن حاضر شده و به نام دین ابراهیم خدا را عبادت می کردند.[1]

    3- دو تمثال از ابراهیم و اسماعیل در درون کعبه و در کنار بت های عرب وجود داشت.[2]

    تصویری از حضرت مریم و عیسی(ع) در داخل کعبه در کنار بت های عرب قرار داشت. اگر مسیحیان به کعبه اعتقاد نداشتند، هرگز قریش اجازۀ چنین کاری را نمی داد. زیرا قریش هیچ اعتقادی به مسیحیت نداشت. یعنی حضور آن دو تمثال نه به خاطر علاقه قریش به مسیحیت، بل به خاطر علاقۀ مسیحیان به کعبه بود.

    در روایات سخن از حج حضرت موسی (ع) آمده است. چنان چه می‌فرماید:

    «حضرت موسى عليه السّلام حجى بجا آورد در حالى كه سوار بر شتر سرخى بود و لبيك مى گفت»[3]


    پی نوشتها:


    [1] دائره المعارف فرید وجدی ذیل واژه کعبه.

    [2] همان.

    [3]. بحار الانوار، ج 99، ص 64، روايت 41، كه دقيقا بيانگر حج حضرت موسى ، حضرت نوح و حضرت سليمان عليهم السلام مى باشد، و نيز در رابطه با حج حضرت موسى عليه السّلام ر، ك : بحار الانوار، ج 13، ص 11، روايت 16، و ص 359، روايت 69.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.

  5. تشکرها 2


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط مقداد نمایش پست


    با عرض سلام و ادب

    اتفاقاً یکی از دلایل اصلی شعار«نیل تا فرات» اسرائیلی ها، وجود کعبه است که به دست ابراهیم ساخته شده.

    یهودیان همیشه افتخار می کردند که نیای بزرگ شان ابراهیم، کعبه را ساخته است.

    2- یهودیان برای کعبه احترام قائل بودند و در آن حاضر شده و به نام دین ابراهیم خدا را عبادت می کردند.[1]

    3- دو تمثال از ابراهیم و اسماعیل در درون کعبه و در کنار بت های عرب وجود داشت.[2]

    تصویری از حضرت مریم و عیسی(ع) در داخل کعبه در کنار بت های عرب قرار داشت. اگر مسیحیان به کعبه اعتقاد نداشتند، هرگز قریش اجازۀ چنین کاری را نمی داد. زیرا قریش هیچ اعتقادی به مسیحیت نداشت. یعنی حضور آن دو تمثال نه به خاطر علاقه قریش به مسیحیت، بل به خاطر علاقۀ مسیحیان به کعبه بود.

    در روایات سخن از حج حضرت موسی (ع) آمده است. چنان چه می‌فرماید:

    «حضرت موسى عليه السّلام حجى بجا آورد در حالى كه سوار بر شتر سرخى بود و لبيك مى گفت»[3]


    پی نوشتها:


    [1] دائره المعارف فرید وجدی ذیل واژه کعبه.

    [2] همان.

    [3]. بحار الانوار، ج 99، ص 64، روايت 41، كه دقيقا بيانگر حج حضرت موسى ، حضرت نوح و حضرت سليمان عليهم السلام مى باشد، و نيز در رابطه با حج حضرت موسى عليه السّلام ر، ك : بحار الانوار، ج 13، ص 11، روايت 16، و ص 359، روايت 69.



    ارادت قلبي بنده رو پذيرا باشيد

    از پاسختون ممنونم

    ولي

    1- اطلاعات ارائه شدتون از منابع اسلامي هست كه ما منكر آنها نيستيم ولي اصل سوال پاسخي خارج از منابع اسلامي را ميطلبيد ، يعني شما بايد متوني از كتب يهوديان و مسيحيان را ارائه ميكرديد
    2- شعار نيل تا فرات فقط دال بر سرزمينهايي است كه يهود در آن حضور داشته و زندگي كرده اند و هيچ ربطي به خاص براي تملك كعبه نيست ، بلكه ميتواند فقط به معني اين باشد كه اين سرزمينها با هرچه در آن است متعلق به يهود است ، كما اينكه مسيحيان اصلا" چنين ادعايي ندارند
    3- در بعضي از متون مذهبي ميخوندم كه كعبه بعنوان محل نگهداري بتها و اشياء با ارزش تقديمي به بتها و مالكين بتها بوده است پس اگر بنده بعنوان هديه عكس مرحوم امام و يا شخصيت مذهبي ديگري را به آقاي اوباما هديه بدهم و ايشون هم در گالري كاخ سفيد آنرا نگهدارند ، به معني اين نيست كه من كاخ سفيد و آدمها آنرا بعنوان هم كيش پذيرفته باشم يا آنها بنده را ، چنين پذيرفته باشند ، اعلان وجود تصاوير ائمه در كعبه دليل پذيرفتن كعبه از طرف پيروان آن آئين نيست
    4- همگي ديده و شنيده و باور داريم كه خيلي از ارامنه و مسيحيان ساكن ايران در مراسم عزاداري اباعبدالله ( ع ) شركت ميكنند و حاجت ميخواهند ، آيا اين به معني پذيرفتن دين اسلام است ؟ با خودشان كه صحبت ميكردم ، عنوان مينمودند ، بعد از سالها كه در ايران بوده ايم و فرزندانمان در ايران متولد شده اند ، ديگر بطور ناخودآگاه تحت تاثير فرهنگ ايراني و شيعي هستيم و اينگونه مراسم را باور داريم ، مانند شيعيان چاد در آفريقا كه طبق سنتي كه خودشان هم نميدانند از كجاست 10 روز اول محرم را جشن ميگيرند



    لذا عاجزانه استدعا دارم اين عطش جويايي را از منابع قوي سيراب فرمائيد
    التماس دعا


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    چرا جواب اين سوال رو نميديد؟
    امتی بزرگ با فرهنگی عظیم ولی بدون خودباوری و اتحاد

    گاهی اوقات به خودم میگم آیا ما هم مثل ابراهیم بن مالک اشتر شدیم که باز تاریخ رو فراموش کردیم؟ آیا باز هم تاریخ داره مثل زمان دکتر مصدق تکرار میشه؟ و آیا فرزندان ما در آینده میگن چه گوهری داشتن و گول خوردن و از دست دادنش؟ و فقط بعد از خوندن اوراق تاریخ ایکاش و حسرت ثمره اون خواهد بود؟ و باز لبخند و شادی از آن ستمگران خواهد شد؟

  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط moaqfe نمایش پست
    ارادت قلبي بنده رو پذيرا باشيد

    از پاسختون ممنونم

    ولي

    1- اطلاعات ارائه شدتون از منابع اسلامي هست كه ما منكر آنها نيستيم ولي اصل سوال پاسخي خارج از منابع اسلامي را ميطلبيد ، يعني شما بايد متوني از كتب يهوديان و مسيحيان را ارائه ميكرديد
    2- شعار نيل تا فرات فقط دال بر سرزمينهايي است كه يهود در آن حضور داشته و زندگي كرده اند و هيچ ربطي به خاص براي تملك كعبه نيست ، بلكه ميتواند فقط به معني اين باشد كه اين سرزمينها با هرچه در آن است متعلق به يهود است ، كما اينكه مسيحيان اصلا" چنين ادعايي ندارند
    3- در بعضي از متون مذهبي ميخوندم كه كعبه بعنوان محل نگهداري بتها و اشياء با ارزش تقديمي به بتها و مالكين بتها بوده است پس اگر بنده بعنوان هديه عكس مرحوم امام و يا شخصيت مذهبي ديگري را به آقاي اوباما هديه بدهم و ايشون هم در گالري كاخ سفيد آنرا نگهدارند ، به معني اين نيست كه من كاخ سفيد و آدمها آنرا بعنوان هم كيش پذيرفته باشم يا آنها بنده را ، چنين پذيرفته باشند ، اعلان وجود تصاوير ائمه در كعبه دليل پذيرفتن كعبه از طرف پيروان آن آئين نيست
    4- همگي ديده و شنيده و باور داريم كه خيلي از ارامنه و مسيحيان ساكن ايران در مراسم عزاداري اباعبدالله ( ع ) شركت ميكنند و حاجت ميخواهند ، آيا اين به معني پذيرفتن دين اسلام است ؟ با خودشان كه صحبت ميكردم ، عنوان مينمودند ، بعد از سالها كه در ايران بوده ايم و فرزندانمان در ايران متولد شده اند ، ديگر بطور ناخودآگاه تحت تاثير فرهنگ ايراني و شيعي هستيم و اينگونه مراسم را باور داريم ، مانند شيعيان چاد در آفريقا كه طبق سنتي كه خودشان هم نميدانند از كجاست 10 روز اول محرم را جشن ميگيرند



    لذا عاجزانه استدعا دارم اين عطش جويايي را از منابع قوي سيراب فرمائيد
    التماس دعا
    با عرض سلام و ادب و نیز عرض پوزش بخاطر تأخیر بوجود آمده.

    در این رابطه به دو نكته توجه فرمائيد :
    1-در روايتي آمده است : « أن الله تعالى أمر آدم أن‏ يصلي إلى المغرب و نوحا يصلي إلى المشرق و إبراهيم أن يجمعهما و هي الكعبة فلما بعث موسى أمره أن يحيي دين آدم و لما بعث عيسى أمره بأن يحيي دين نوح و لما بعث محمدا أمره أن يحيي دين إبراهيم‏.» ، " خداي متعال امر كرد به آدم كه به سمت مغرب نماز بگذارد و به نوح امر كرد كه به سمت مشرق نماز بگذارد و به ابراهيم امر كرد كه بين اين دو جمع كند كه همان نماز گذاردن به سمت كعبه است ، سپس وقتي موسي عليه السلام را براي نبوت مبعوث كرد امر كرد كه روش آدم را احيا كند و زماني كه عيسي را مبعوث فرمود امر كرد كه روش نوح را احيا كند و وقتي محمد صلي الله عليه و آله و سلم را مبعوث فرمود امر كرد كه روش ابراهيم را احيا كند."(1)

    در شريعت هاي مختلفي كه براي انبياء نازل شده است لزومي بر ذكر و اشاره به همه مواردي كه در شريعت هاي ديگر مورد توجه و اهميت است ، وجود ندارد. به اين معنا كه از آن جهت كه قبله در شريعت حضرت موسي و عيسي عليهما السلام مكاني بوده است غير از كعبه ، و در انجام فرائض ديني خود به سمتي غير از سمت كعبه مي ايستادند و قبله چند سال بعد از بعثت پيامبر خاتم ،‌ و در مدينه به سمت كعبه تغيير مسير يافت ، لزوم چنداني وجود نداشته است كه در باره آن توضيحي هم در اين شريعتها و كتاب هاي آسماني آنها آورده شود.

    هر كدام از انبياء عظام ماموريتي در زمان نبوت خود داشته اند و قوم آن ها نيازهائي داشته اند كه براساس آن ماموريت و نيازها ، مساله اي را پررنگ تر از مسائل ديگر و مساله اي ديگر را كم رنگتر بيان مي كردند و اين به معني كم رنگ بودن و بي اهميت بودن آن مساله در ديگر شريعتها نمي باشد.


    2- همانگونه كه گفتيم لزومي بر ذكر كعبه در دو شريعت حضرت موسي و عيسي عليهما السلام وجود ندارد ، دليلي هم بر عدم ذكر آن از طرف اين دو بزرگوار در دست نيست بلكه احتمال ذكر با توجه به اهميت كعبه ،‌مي رود. حال به بررسي اين احتمال و دليل عدم ذكر آن از طرف ايشان ، مي پردازيم.

    نخست:
    پس از مطالعه داستان ابراهيم در قرآن و مراجعه به تورات و انجيل پيرامون داستان حضرت و مقايسه قرآن کريم و عهدين روشن مي‌شود که برخي از قسمت‌هاي اصلي و مهم داستان در تورات و انجيل ذکر نشده یا ناقص است، در حالي که قرآن کريم به عنوان بخش‌هاي مهم زندگي خليل خدا از آن ياد مي‌کند؛ از جمله: مناظره با قوم بت پرست و «لااحبّ الافلين»(2) گفتنِ ابراهيم، به آتش افکندن او، بناي کعبه :
    وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ (3) نيز چگونگي زنده شدن مردگان .

    در قسمت‌هايي که در قرآن کريم و عهد قديم بازتاب يافته است، گاه تفاوت‌هاي چشمگيري در نوع روايت و جزئيات داستان به چشم مي‌خورد. در روايت تورات، ابراهيم تنها منزلت يک شخصيت تاريخي را دارد که گاه متوسل به دروغ مي‌شود (در ماجراي ساره و حاکم حرّان)، گاه در رفتارش نسبت به همسر و فرزندش نوعي ظلم و بي عدالتي روا مي‌دارد (در ماجراي هجرت هاجر که پس از خواسته ساره مبني بر اخراج هاجر و پسرش از خانه. خداوند ابراهيم را تنها به دليل اين که «نسل تو به اسحاق خوانده خواهد شد» (4) به شنيدن سخن ساره فرا مي‌خواند.
    از سوي ديگر، در تورات از بناي کعبه هيچ ذکري به ميان نيامده است .هجرت هاجر بدون در نظر گرفتنِ بناي کعبه کاري بيهوده است، در صورتي که خداوند هرگز بنده‌اش را به کار عبث فرمان نمي‌دهد.

    اما شخصيت ابراهيم در قرآن کريم از هر گونه عيب و نقصي مبرّاست . در همه بخش‌هاي داستان حکمت الهي به چشم مي‌خورد. نگاه قرآن بسيار لطيف‌تر و دقيق‌تر از عهدين است . در هيچ کجاي داستان خليل الله متهم به هيچ گناهي نيست؛ بلکه سراسر زندگي او پوشيده از آزمايش‌هاي الهي است که اين پيامبر از همه آن ها سربلند بيرون آمده و هر بار خود را به پروردگارش نزديک تر يافته ‌است.

    دوم :
    کعبه که مسجدي براي عبادت همه‌ انسان‌ها بود، وقتي قبله شد که دين اسلام محمدي (ص) که آخرين دين و براي جهانيان است، ظهور يافت. دليلي نداشت که کعبه براي حضرات موسي و عيسي (ع) که هر دو فقط براي قوم «بني‌اسرائيل» و گستره‌ آن ارسال شده بودند ، قبله باشد و حج آن واجب شده باشد. هر چند که «حج» در اديان گذشته نيز بوده است، اما مكان حج ممكن است متفاوت باشد.
    پس مي توان گفت شايد ضرورتي بر ذكر داستان آن نبوده است.

    سوم :
    با وجود لجاجت و بغض و تحريفات صورت گرفته در اديان يهودي و مسيحي، که حتي کتاب آسماني را تغيير دادند، اسناد تاريخي صحيح و بسياري از آنان به جا نمانده است.
    يهودي‌ها و نصراني چنان تعصب و رقابتي در دين خود داشتند که حتي يهودي ها مي‌گفتند: ابراهيم يهودي بود و مسيحي‌ها مي‌گفتند، نصراني بود! هيچ توجه نداشتند که حضرت ابراهيم (ع) قبل از اين دو بوده است.
    با چنين وضعيتي ،نيز عناد و دشمني با اسلام و مسلمانان، چگونه بايد انتظار داشت، در صورت نقل عهدين از ماجراي ساخت كعبه- كه قبله مسلمانان است- توسط ابراهيم ، از تحريف بماند؟

    به هر روي با نظري به آيات و روايات اين باب در مي يابيم كه نه تنها ابراهيم كه بازسازنده كعبه است و بر گرد آن طواف نموده، انبياي ديگري مانند حضرت موسى ، حضرت نوح و حضرت سليمان عليهم السلام طواف كعبه نموده اند. (5)

    جهت آگاهي بيش تر به منابع زير مراجعه فرماييد:
    - عباس اشرافي عبادات در اديان ابراهيمي (يهوديت، مسيحيت، اسلام).
    - محمد تقي رهبر، حج در رهگذر تمدن ها.
    - مجله ميقات حج، سال شانزدهم، شماره شصت و يکم، پاييز 1386.
    - حج در تمدن ها و اديان ديگر،ماهنامه زائر ،شماره 98 .


    پي نوشتها :
    1. سيد بن طاوس ، فلاح السائل و نجاح المسائل ، قم ،‌ بوستان كتاب ، بيتا ، صص 128-129.
    2. انعام(6)آيه 76 .
    3. بقره(2)آيه127 .
    4.سفر پيدايش،21:12و13.
    5. بحار الأنوار، علامة المجلسي ، 1403 - 1983 م ، دار إحياء التراث العربي - بيروت ج 99، ص 64، روايت ،41؛
    ج 13، ص 11، روايت 16، و ص 359، روايت 69.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    126
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    1 روز 3 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    ذكر دو نكته خيلي مهم است كه فكر كنم بايد بر اساس اين دو نكته پاسختان را اصلاح كنيد

    1- از كجاي مطالب من برداشت كرديد كه قبله بودن كعبه براي من سوال بوده نه مهم بودنش ؟
    2- ذكر چند روايت و آيه قران ، پاسخ سوال من نميشود ، چون اگر قرار به تبعيت بود كه اصلا" ديگر سوال را مطرح نميكردم و بخاطر همان چند روايت و چند آيه ، خودم را قانع ميكردم كه خوب خدا و معصومين گفته اند ديگر ، دليل ميخواهي چكار ؟


    پس مجددا" استدعا ميكنم پاسخ منطقي قابل قبول و كارشناسانه محبت بفرمائيد نه نقل قولهاي مصرف داخلي ، بنده در زندگيم با اشخاص زيادي از اديان مختلف بحث ميكنم ، به نظر شما من براي يك شمنيست ميتوان قال الباقر و قال الصادق و آيه قران دليل بياورم؟
    ویرایش توسط moaqfe : ۱۳۹۲/۱۲/۲۰ در ساعت ۱۱:۰۸
    امتی بزرگ با فرهنگی عظیم ولی بدون خودباوری و اتحاد

    گاهی اوقات به خودم میگم آیا ما هم مثل ابراهیم بن مالک اشتر شدیم که باز تاریخ رو فراموش کردیم؟ آیا باز هم تاریخ داره مثل زمان دکتر مصدق تکرار میشه؟ و آیا فرزندان ما در آینده میگن چه گوهری داشتن و گول خوردن و از دست دادنش؟ و فقط بعد از خوندن اوراق تاریخ ایکاش و حسرت ثمره اون خواهد بود؟ و باز لبخند و شادی از آن ستمگران خواهد شد؟

  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    2,081
    مورد تشکر
    82 پست
    حضور
    14 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    حلقه مفقوده کعبه و حضرت ابراهیم(ع)

    جمع بندی:

    پرسش:
    با توجه به قدمت کعبه و مقام حضرت ابراهيم و حجر اسماعيل و وقايع اطراف آنها چرا در منابع يهود و نصارا از اين سه موضع صحبتي نيست؟

    پاسخ:
    با عرض سلام و ادب

    اتفاقاً یکی از دلایل اصلی شعار«نیل تا فرات» اسرائیلی ها، وجود کعبه است که به دست ابراهیم ساخته شده.

    یهودیان همیشه افتخار می کردند که نیای بزرگ شان ابراهیم، کعبه را ساخته است.

    2- یهودیان برای کعبه احترام قائل بودند و در آن حاضر شده و به نام دین ابراهیم خدا را عبادت می کردند.[1]

    3- دو تمثال از ابراهیم و اسماعیل در درون کعبه و در کنار بت های عرب وجود داشت.[2]
    تصویری از حضرت مریم و عیسی(ع) در داخل کعبه در کنار بت های عرب قرار داشت. اگر مسیحیان به کعبه اعتقاد نداشتند، هرگز قریش اجازۀ چنین کاری را نمی داد. زیرا قریش هیچ اعتقادی به مسیحیت نداشت. یعنی حضور آن دو تمثال نه به خاطر علاقه قریش به مسیحیت، بل به خاطر علاقۀ مسیحیان به کعبه بود.

    در روایات سخن از حج حضرت موسی (ع) آمده است. چنان چه می‌فرماید:

    «حضرت موسى عليه السّلام حجى بجا آورد در حالى كه سوار بر شتر سرخى بود و لبيك مى گفت»[3]

    اما در رابطه با عدم ذکر این نامها در منابع یهودی و مسیحی به دو نكته باید توجه کرد:
    1-در روايتي آمده است : « أن الله تعالى أمر آدم أن‏ يصلي إلى المغرب و نوحا يصلي إلى المشرق و إبراهيم أن يجمعهما و هي الكعبة فلما بعث موسى أمره أن يحيي دين آدم و لما بعث عيسى أمره بأن يحيي دين نوح و لما بعث محمدا أمره أن يحيي دين إبراهيم‏.» ، " خداي متعال امر كرد به آدم كه به سمت مغرب نماز بگذارد و به نوح امر كرد كه به سمت مشرق نماز بگذارد و به ابراهيم امر كرد كه بين اين دو جمع كند كه همان نماز گذاردن به سمت كعبه است ، سپس وقتي موسي عليه السلام را براي نبوت مبعوث كرد امر كرد كه روش آدم را احيا كند و زماني كه عيسي را مبعوث فرمود امر كرد كه روش نوح را احيا كند و وقتي محمد صلي الله عليه و آله و سلم را مبعوث فرمود امر كرد كه روش ابراهيم را احيا كند."[4]

    در شريعت هاي مختلفي كه براي انبياء نازل شده است لزومي بر ذكر و اشاره به همه مواردي كه در شريعت هاي ديگر مورد توجه و اهميت است ، وجود ندارد. به اين معنا كه از آن جهت كه قبله در شريعت حضرت موسي و عيسي عليهما السلام مكاني بوده است غير از كعبه ، و در انجام فرائض ديني خود به سمتي غير از سمت كعبه مي ايستادند و قبله چند سال بعد از بعثت پيامبر خاتم و در مدينه به سمت كعبه تغيير مسير يافت ، لزوم چنداني وجود نداشته است كه در باره آن توضيحي هم در اين شريعتها و كتاب هاي آسماني آنها آورده شود.
    هر كدام از انبياء عظام ماموريتي در زمان نبوت خود داشته اند و قوم آن ها نيازهائي داشته اند كه براساس آن ماموريت و نيازها ، مساله اي را پررنگ تر از مسائل ديگر و مساله اي ديگر را كم رنگتر بيان مي كردند و اين به معني كم رنگ بودن و بي اهميت بودن آن مساله در ديگر شريعتها نمي باشد.

    2- همانگونه كه گفتيم لزومي بر ذكر كعبه در دو شريعت حضرت موسي و عيسي عليهما السلام وجود ندارد ، دليلي هم بر عدم ذكر آن از طرف اين دو پیامبر الهی در دست نيست بلكه احتمال ذكر با توجه به اهميت كعبه ،‌مي رود. حال به بررسي اين احتمال و دليل عدم ذكر آن از طرف ايشان ، مي پردازيم.
    نخست:
    پس از مطالعه داستان ابراهيم در قرآن و مراجعه به تورات و انجيل پيرامون داستان حضرت و مقايسه قرآن کريم و عهدين روشن مي‌شود که برخي از قسمت‌هاي اصلي و مهم داستان در تورات و انجيل ذکر نشده یا ناقص است، در حالي که قرآن کريم به عنوان بخش‌هاي مهم زندگي خليل خدا از آن ياد مي‌کند؛ از جمله: مناظره با قوم بت پرست و «لااحبّ الافلين»[5] گفتنِ ابراهيم، به آتش افکندن او، بناي کعبه :
    وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ [6]نيز چگونگي زنده شدن مردگان .

    در قسمت‌هايي که در قرآن کريم و عهد قديم بازتاب يافته است، گاه تفاوت‌هاي چشمگيري در نوع روايت و جزئيات داستان به چشم مي‌خورد. در روايت تورات، ابراهيم تنها منزلت يک شخصيت تاريخي را دارد که گاه متوسل به دروغ مي‌شود (در ماجراي ساره و حاکم حرّان)، گاه در رفتارش نسبت به همسر و فرزندش نوعي ظلم و بي عدالتي روا مي‌دارد (در ماجراي هجرت هاجر که پس از خواسته ساره مبني بر اخراج هاجر و پسرش از خانه. خداوند ابراهيم را تنها به دليل اين که «نسل تو به اسحاق خوانده خواهد شد»[7] به شنيدن سخن ساره فرا مي‌خواند.
    از سوي ديگر، در تورات از بناي کعبه هيچ ذکري به ميان نيامده است .هجرت هاجر بدون در نظر گرفتنِ بناي کعبه کاري بيهوده است، در صورتي که خداوند هرگز بنده‌اش را به کار عبث فرمان نمي‌دهد.

    اما شخصيت ابراهيم در قرآن کريم از هر گونه عيب و نقصي مبرّاست . در همه بخش‌هاي داستان حکمت الهي به چشم مي‌خورد. نگاه قرآن بسيار لطيف‌تر و دقيق‌تر از عهدين است . در هيچ کجاي داستان خليل الله متهم به هيچ گناهي نيست؛ بلکه سراسر زندگي او پوشيده از آزمايش‌هاي الهي است که اين پيامبر از همه آن ها سربلند بيرون آمده و هر بار خود را به پروردگارش نزديک تر يافته ‌است.

    دوم :
    کعبه که مسجدي براي عبادت همه‌ انسان‌ها بود، وقتي قبله شد که دين اسلام محمدي (ص) که آخرين دين و براي جهانيان است، ظهور يافت. دليلي نداشت که کعبه براي حضرات موسي و عيسي (ع) که هر دو فقط براي قوم «بني‌اسرائيل» و گستره‌ آن ارسال شده بودند ، قبله باشد و حج آن واجب شده باشد. هر چند که «حج» در اديان گذشته نيز بوده است، اما مكان حج ممكن است متفاوت باشد.
    پس مي توان گفت شايد ضرورتي بر ذكر داستان آن نبوده است.

    سوم :
    با وجود لجاجت و بغض و تحريفات صورت گرفته در اديان يهودي و مسيحي، که حتي کتاب آسماني را تغيير دادند، اسناد تاريخي صحيح و بسياري از آنان به جا نمانده است.
    يهودي‌ها و نصراني چنان تعصب و رقابتي در دين خود داشتند که حتي يهودي ها مي‌گفتند: ابراهيم يهودي بود و مسيحي‌ها مي‌گفتند، نصراني بود! هيچ توجه نداشتند که حضرت ابراهيم (ع) قبل از اين دو بوده است.
    با چنين وضعيتي ،نيز عناد و دشمني با اسلام و مسلمانان، چگونه بايد انتظار داشت، در صورت نقل عهدين از ماجراي ساخت كعبه- كه قبله مسلمانان است- توسط ابراهيم ، از تحريف بماند؟

    به هر روي با نظري به آيات و روايات اين باب در مي يابيم كه نه تنها ابراهيم كه بازسازنده كعبه است و بر گرد آن طواف نموده، انبياي ديگري مانند حضرت موسى ، حضرت نوح و حضرت سليمان عليهم السلام طواف كعبه نموده اند.[8]

    جهت آگاهي بيش تر به منابع زير مراجعه فرماييد:
    - عباس اشرافي عبادات در اديان ابراهيمي (يهوديت، مسيحيت، اسلام).
    - محمد تقي رهبر، حج در رهگذر تمدن ها.
    - مجله ميقات حج، سال شانزدهم، شماره شصت و يکم، پاييز 1386.
    - حج در تمدن ها و اديان ديگر،ماهنامه زائر ،شماره 98 .

    پی نوشتها:
    [1] دائره المعارف فرید وجدی ذیل واژه کعبه.
    [2] همان.
    [3]. بحار الانوار، ج 99، ص 64، روايت 41، كه دقيقا بيانگر حج حضرت موسى ، حضرت نوح و حضرت سليمان عليهم السلام مى باشد، و نيز در رابطه با حج حضرت موسى عليه السّلام ر، ك : بحار الانوار، ج 13، ص 11، روايت 16، و ص 359، روايت 69.
    [4]. سيد بن طاوس ، فلاح السائل و نجاح المسائل ، قم ،‌ بوستان كتاب ، بيتا ، صص 128-129.
    [5]. انعام(6)آيه 76 .
    [6]. بقره(2)آيه127 .
    [7].سفر پيدايش،21:12و13.
    [8]. بحار الأنوار، علامة المجلسي ، 1403 - 1983 م ، دار إحياء التراث العربي - بيروت ج 99، ص 64، روايت ،41؛ج 13، ص 11، روايت 16، و ص 359، روايت 69.

    امام صادق- علیه السلام- فرمودند :


    محبوب ترین دوست من کسی است که عیب های مرا به من هدیه کند.


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود