جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا مصالح ساختمانی دین و عرفان متفاوت است؟

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 7 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    آیا مصالح ساختمانی دین و عرفان متفاوت است؟




    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار رهبری نمایش پست
    سالك دينش را با استفاده از دنيا حفظ مي كند؛ نه دنيايش را با استفاده ابزاری از دين!

    باید چنین باشد نه اینکه چنین است !

    البته سالک جوری زندگی می کند که دیگران متوجه نمی شوند ،سالک است !

    وگرنه یک مدعی بیش نیست !


    --------------



    و نیز شما وقتی می گوئید سالک! یعنی دارید از عرفان صحبت می کنید

    اما عرفان و دین کمی راهشان متفاوت است

    چون مصالح ساختمانی دین و عرفان متفاوت است :

    مصالح دین : ایمان ، جهاد ، قتال ، امید به درک لذت در دنیا و آخرت

    مصالح عرفان : ایمان ، جهاد با نفس ، قتل نفس اماره خود ، ترک لذت دنیوی وامید به قرب حق


    دین می گوید :

    "الجنه تحت ظلال السیوف "

    نقل قول نوشته اصلی توسط عمار رهبری نمایش پست
    روايتي از علي(ع) است كه فرمود: «مال را فداي جان و جان را فداي دين كن»
    يك روايت هم از پيامبراكرم(ص) است كه فرمود: «مال و جانت را فداي دينت كن»...

    اما کدام عارف را دیده یا شنیده اید که غازی اسلام است ؟

    مگر می شود کسی ادعای تزکیه نفس کند آنگاه ،بهر دلیلی قتل نفس کند ؟

    عرفان برای زنده ساختن نفس ساخته شده، نه گرفتن آن ...

    اگر قرار است نفسی کشته شود ؛ قتل نفس اماره خود شخص است نه گرفتن جان دیگری..
    --------------

    تا بحال شنیده اید که آیت الله بهجت (ره) در جبهه ها ثبت نام کرده باشند ؟

    یا وارد سیاست شده باشند ؟ یا در زندان شاه محبوس بوده باشند ؟

    --------------

    عرفان می گوید :

    خودت را پاک کن و زیاد در پوستین خلق نیفت ... او معتقد به سختی راه است و دفع مدعی .....

    اما دین هدفش کثرت مومنین است و گسترش نفوذ بهر وسیله ای ...

    یک وقت می بینی خالد بن ولید می شود سیف الله و معاویه بن ابی سفیان می شود کاتب وحی !!

    عمر خطاب می شود زاهد عصر و عثمان می شود داماد وحی

    دایره دین زیادی وسیع است ...


    اما عرفان دایره ای بسیار کوچک دارد که هر کس را یارای ورود نیست ....

    پس بکاربردن اصطلاحات عرفان در دین ، زیاد کارشناسانه نیست


    عرفان ریشه در قبل از اسلام دارد ...

    ویرایش توسط ماه فیروزان : ۱۳۹۲/۰۷/۱۵ در ساعت ۰۶:۱۹

  2. تشکرها 3


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    698
    مورد تشکر
    8 پست
    حضور
    16 روز 10 ساعت نامشخص
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    2



    با نام و یاد دوست




    آیا مصالح ساختمانی دین و عرفان متفاوت است؟





    کارشناس بحث: استاد سینا



  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    در ابتدا لازم است تعریفی از عرفان ارائه دهیم تا فهم مطلب برایمان راحت تر باشد.عرفان در لغت به معنى شناخت و آگاهى و در اصطلاح نام يكى از علوم الهى است كه موضوع آن شناخت حق و اسماء و صفات اوست.

    با اين تعريف موضوع و محور اصلى عرفان، انسان و خود سازى و خويشتن ‏شناسى اوست، زيرا تا انسان خود را نشناسد، به هدف نهايى كه شناخت حق است هرگز نخواهد رسيد و به همين منظور علما و عرفا بر اساس «من عرف نفسه فقد عرف ربه» خويشتن ‏شناسى را مقدمه خداشناسى دانسته و بر رابطه دوگانه بين «انسان» و «خدا» تأكيد ورزيده ‏اند.

    همچنين عرفان عامل درون‏سازى و پاك‏سازى باطن انسان است و بالاخره «هدف اساسى عرفان، نوسازى انسان و معيار بخشى به وى، در تنظيم رابطه‏ هاى خود با خويشتن و با ديگران است.»
    بنابراين با يك تعبير ساده مى ‏توان عرفان را عامل مهم مبارزه با نفس و خواهش‏هاى نفسانى فرد دانست و با خويشتن دارى و زهد آن را معنا داد.

    «فرهنگ لغات،دکتر سید جعفر سجادی»



    نکته ی قابل توجه این است که اسلام ما را به عرفان دعوت می نماید اما نه هر نوع عرفانی بلکه عرفان ناب که در واقع بر مبنای عقلانیت وشریعت استوار شده باشد.

    مساله ی بعدی که توجه به آن لازم است ارتباط بین دین وعرفان است .بعضی ها عرفان را مستقل از دین می دانند وقائل به این امر هستند که عرفان می تواند بدون دین هم ،هویت مستقلی داشته باشد.در حالی که در آموزه های اسلام عرفان مستقل از دین نمی باشد.
    ‏در تعریف دین می گوییم که دين مجموعه‏اى از آموزه‏ها و دستورهاست كه پيامبران از سوى خداى متعال براى سعادت انسانها عرضه كرده ‏اند. ودر واقع این دستورها متناسب با نیازهای فطری وحقیقی انسان تنظیم شده است .در واقع دین با ارائه ی برنامه ،نیازهای درونی را مدیریت می کند.
    ولی لازم است توجه کنیم که گرايشات فطرى با وجود این که در تمامى انسانها وجود دارند، ولى براى متجلی شدن نیاز به زمینه دارند.

    بنابراين، دين و آموزه‏ هاى دينى سبب بروز گرايشهاى عرفانى در انسان‏ها مى‏ گردد.

    عرفان براى رساندن آدمى به كمالات انسانى هم در مرحله بروز و هم در مرحله رشد و هدايت نيازمند دين است واین نوع عرفان جز تعالیم دین اسلام است.


    علّامه طباطبايى درباره جايگاه دين در تحقق تمايلات فطرى مى‏ گويد:
    فطرت كمال انسانى را تشخيص مى‏ دهد، ولى اين تشخيص به تنهايى كافى نيست كه كمالات انسانى را فعليت بخشد و نياز به ياورى دارد كه او را يارى دهد و اين ياورى كه فطرت را در فعليت بخشيدن به كمالات يارى می دهد حقيقت نبوّت است.

    تفسیر المیزان .ج 2 ص 151


    نکته ی دیگر در رابطه با ارتباط بین جنگ وجهاد ومساله ی عرفان می باشد چرا که در نگاه ظاهری این دو با هم جور در نمی آید وهر کدام روحيه خاص خود را مى‏ طلبند، عارف نيازمند روحى لطيف است اما کسی که می جنگد لازم است روحیه ای حماسی داشته باشد. ولی لازم است توجه کنیم که این هر دو یعنی جهاد درراه حق وعرفان ،لازم وملزوم یکدیگرند واز هم جدا نمی شوند.
    چرا که جهاد از مصادیق تبری می باشد وتولی وتبری نیزجز جدانشدنی عرفان است.

    عارف حقيقى براى رسيدن به قرب و لقاى خداوند راهى جز فرمانبردارى از خداى متعال ندارد بنابراین هر جا فرمان خدا دستور جنگ وجهاد باشد براى فرمانبردارى پيشتاز است .

    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۲/۰۸/۱۶ در ساعت ۲۰:۰۴
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست


  6. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 7 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سینا نمایش پست
    در حالی که در آموزه های اسلام عرفان مستقل از دین نمی باشد.

    خاک و کود لازم است تا گُل بروید اما گُل نه خاک است و نه کود ...

    --------------------

    دین مانند باند فرودگاهی است که از آن انسان صعود می کند

    اما زمانیکه صعود کردی دیگر روی باند فرودگاه نیستی ...



    ویرایش توسط ماه فیروزان : ۱۳۹۲/۰۸/۱۹ در ساعت ۱۲:۱۷

  7. تشکرها 2


  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 7 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سینا نمایش پست
    عارف حقيقى براى رسيدن به قرب و لقاى خداوند راهى جز فرمانبردارى از خداى متعال ندارد بنابراین هر جا فرمان خدا دستور جنگ وجهاد باشد براى فرمانبردارى پيشتاز است

    پس هیچکدام از عرفای مطرح اسلامی مشمول تعریف شما نمی شوند چون هیچکدام غازی اسلام نبودند ..

    اما کسانی مانند خالدبن ولید و قتیبه بن مسلم باهلی و سعد وقاص به دستور دین به امر مقدس جهاد مشغول

    و متولی دین و متبری از کفر و متنعم از از موهوباتش بودند ...


    ------------

    غازی به ره شهادت اندر تک و پوست
    غافل که شهید عشق فاضلتر از اوست
    در روز قیامت این به آن کی ماند ؟
    کان کشته دشمن است و این کشته دوست


    -------------------------


    یادمان نرود دین با قانون گزاری عملی و برونگرایی در ارتباط است و عرفان با شناخت درونی و تزکیه

    این کجا و آن کجا ؟


    دین کثرت گراست و عرفان وحدت گرا ...

    دین بدنبال رسیدن به مومنین است و عرفان بدنبال رسیدن به ایمان

    دین بدنبال کمیت مومنین است و عرفان بدنبال کیفیت مومنین

    دین پوسته است و عرفان مغز


    ویرایش توسط ماه فیروزان : ۱۳۹۲/۰۸/۱۹ در ساعت ۲۰:۵۱

  9. تشکر


  10. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عرفان، شناخت حق و اسما و صفات الهی از طریق تهذیب نفس و تزكیه و طهارت درونی است.بنابراین عارف، عالم را جلوه حق و مظهراسمای حُسنای الهی می بیند و «توحید»، آخرین مقصد سیر و سلوك عارف است؛
    منتها عرفان ممکن است مثبت یا منفی باشد.عرفان حقیقى آغاز حركتش بیدارى انسان از خواب است . این عرفان كه مسیرش و مقصدش قرار گرفتن در جاذبه كمال مطلق است به لقاءالله منتهى مى گردد. این عرفان مثبت است.اگر چنین تعریفی از عرفان داشته باشیم تفاوتى میان دین و عرفان باقى نمى نماند و شریعت و طریقت اشكال یك حقیقت می شوند.اما در عرفان منفی، شخص نهایتا به لذائذی از حال درونی می رسدوبه همان قناعت مى کند واز حركت باز مى ایستد.

    دین مجموعه ای از معارف است وعرفان نیز جزئی از معارف دینی، بنابراین ارتباط‌ بين‌ آموزه‌هاي‌ ديني‌ و عرفاني‌ را مي‌توان‌ عموم‌ و خصوص‌ مطلق‌ دانست؛ چرا كه‌ دين، غير از معارف‌ باطني‌ و حقايق‌ عرفاني، ابعاد ديگري‌ از جمله‌ فقه‌ و احكام‌ ظاهري، اجتماعيات، اخلاقيات‌ و اصول‌ اعتقادي‌ را نيز در بر مي‌گيرد.
    همانطور که اشاره شد
    هدف سالک در مسیر عرفان رسیدن به معرفه الله وتوحید است ومباحث عرفانی، چه نظری و چه عملی، بر روی شناخت دل و راه قلب و فطرت قلبی و باید و نبایدهای سلوكی تكرار و تأكید می كند؛ وهمه چیز در پرتو معرفةاللَّه و از وجهه توحیدی باید شناخته شود
    از طرفی وقتی به آموزه های دینی نگاه می کنیم می بینیم که توحید، اصل اصیل و محور مهم دعوت عموم انبیا و اولیا است كه پایه و اساس همه عقاید و اعمال و احكام دینی ماشمرده می شود.

    لازم است توجه کنیم که عرفان حقیقی در بطن و متن آموزه های قرآنی و حدیثی و سنّت و سیره علمی وعملی معصومان علیهم السلام ریشه دارد.


    اساس عرفان اسلامی بر دو محور «خودشناسی» و «خودسازی» یا «خودآگاهی و خداآگاهی» قرار دارد،.پس معرفت به خود، محاسبه خود و مراقبت از خویشتن،
    سرمایه های اصلی عرفان اسلامی هستندو فرهنگ اسلامی مملّو از مباحث معرفتی و چنین آموزه هایی در ساحت خودشناسی و تهذیب نفس وخودسازی است و بر محور خودآگاهی، به ویژه «خودآگاهی عرفانی» تكیه مؤكّد دارد.


    در واقع می توان گفت بین اسلام، معارف اسلامی و فرهنگ اسلامی و عرفان چه علمی و چه عملی
    نسبت استكمالی وجود داردعرفان، هم در بخش عملی و هم در بخش نظری، با دین مقدّس اسلام تماس و اصطكاك پیدا می كند؛ زیرا اسلام ، روابط انسان را با خدا و جهان و خودش وجامعه بیان كرده و به تفسیر و توضیح هستی پرداخته است، عُرفا هم چه در بخش عملی و چه در بخش نظری، همواره به كتاب و سنّت و سیره نبوی و ائمّة علیهم السلام استناد می كنند وتکلیف انسان را دراین روابط چهارگانه مشخص می کنند.



    ویرایش توسط سینا : ۱۳۹۲/۰۸/۲۴ در ساعت ۰۹:۴۸
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست


  11. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    87
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 7 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سینا نمایش پست
    هم در بخش عملی و هم در بخش نظری، با دین مقدّس اسلام تماس و اصطكاك پیدا می كند؛
    در ابتدا می تواند از دل دین عرفان پیدا شود و بعداً اصطکاک هم پیدا بکند اما می تواند بر هم منطبق نیز نباشد ...

    البته در دین یهود و مسیحیت و زردشت و دیگر ادیان نیز عرفان از دل دینشان بیرون زده است ..

    بعبارت دیگر واضعان این ادیان در ابتدا از طریق عرفان اولیه و ریاضات به شناختی متافیزیکی رسیده اند

    و بعداً از دل آن ؛ دستورالعمل رسیدن به آن شناخت را به پیروان توصیه کرده اند و نامش را " دین " نهادند .

    بعداً پیروان شروع کردند به یافتن شناخت از طریق دستورالعملهای ارائه شده و اینچنین شد که عرفان عرفا زاده شد .


    اما ادیانی که پیرایه های حکومتی بر مبانی شان اضافه گردیده است معمولاً عرفان کم رنگتری دارند

    یا تعداد عُرفایشان در اقلیت عددی اند .

    چرا که حکومت و دنیا داری و دغدغه گسترش دین ، انسان را از معنویات عمیق که لازمه عرفان است دور می کند

    و آن انسان می شود دینکار نه عارف ...

    و ازین جاست که عرفان و دین راهشان جدا می شود .


  12. تشکر


  13. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط ماه فیروزان نمایش پست


    چرا که حکومت و دنیا داری و دغدغه گسترش دین ، انسان را از معنویات عمیق که لازمه عرفان است دور می کند

    و آن انسان می شود دینکار نه عارف ...

    و ازین جاست که عرفان و دین راهشان جدا می شود .
    یکی از نکاتی که توجه به ان لازم است این است که عرفان با سیاست وحکومتداری نیز تعامل مثبتی می تواند داشته باشد. در ابتدا خودسازی به عنوان دستور اولیه برای عارف ارائه می شود ودر نهایت این خودسازی در بُعد بیرونی نیز تجلی می یابد وبه هدایت جامعه و مبارزه با دشمن می پردازد. با دقت در زندگی بزرگترین عارف یعنی حضرت علی علیه السلام نیز به خوبی در می یابیم که مسیر عرفان را جدا از مسیر جهاد وحکومت دینی ندانسته اند. عرفان نظری و عملی حضرت امام خمینی (ره) نيز بر اين مبنا شکل گرفته و استوار مي باشد .متاسفانه عده ای فکر می کنند عرفان همان عزلت نشینی ودوری گزیدن از اجتماع ومردم است در حالی که سیره ائمه ی معصومین علیه السلام قولا وعملا چنین نظری را تایید نمی کند.

    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست


  14. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۰
    نوشته
    334
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    3 روز 11 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    پست جمعبندی:


    سوال:


    آیا راه عرفان ودین جداست؟ چه ارتباطی بین جنگ وجهاد وعرفان وجود دارد؟ و آیا بین عرفان وحکومتداری ارتباطی وجود دارد؟


    پاسخ:


    در ابتدا لازم است تعریفی از عرفان ارائه دهیم تا فهم مطلب برایمان راحت تر باشد.عرفان در لغت به معنى شناخت و آگاهى و در اصطلاح نام يكى از علوم الهى است كه موضوع آن شناخت حق و اسماء و صفات اوست.با اين تعريف موضوع و محور اصلى عرفان، انسان و خود سازى و خويشتن ‏شناسى اوست، زيرا تا انسان خود را نشناسد، به هدف نهايى كه شناخت حق است هرگز نخواهد رسيد و به همين منظور علما و عرفا بر اساس «من عرف نفسه فقد عرف ربه» خويشتن ‏شناسى را مقدمه خداشناسى دانسته و بر رابطه دوگانه بين «انسان» و «خدا» تأكيد ورزيده ‏اند.
    همچنين عرفان عامل درون‏سازى و پاك‏سازى باطن انسان است و بالاخره «هدف اساسى عرفان، نوسازى انسان و معيار بخشى به وى، در تنظيم رابطه‏ هاى خود با خويشتن و با ديگران است.»
    بنابراين با يك تعبير ساده مى ‏توان عرفان را عامل مهم مبارزه با نفس و خواهش‏هاى نفسانى فرد دانست و با خويشتن دارى و زهد آن را معنا داد. (1).
    نکته ی قابل توجه این است که اسلام ما را به عرفان دعوت می نماید اما نه هر نوع عرفانی بلکه عرفان ناب که در واقع بر مبنای عقلانیت وشریعت استوار شده باشد.مساله ی بعدی که توجه به آن لازم است ارتباط بین دین وعرفان است .بعضی ها عرفان را مستقل از دین می دانند وقائل به این امر هستند که عرفان می تواند بدون دین هم ،هویت مستقلی داشته باشد.در حالی که در آموزه های اسلام عرفان مستقل از دین نمی باشد.
    در تعریف دین می گوییم که دين مجموعه‏اى از آموزه‏ها و دستورهاست كه پيامبران از سوى خداى متعال براى سعادت انسانها عرضه كرده ‏اند. ودر واقع این دستورها متناسب با نیازهای فطری وحقیقی انسان تنظیم شده است .در واقع دین با ارائه ی برنامه ،نیازهای درونی را مدیریت می کند.
    ولی لازم است توجه کنیم که گرايشات فطرى با وجود این که در تمامى انسانها وجود دارند، ولى براى متجلی شدن نیاز به زمینه دارند.
    بنابراين، دين و آموزه‏ هاى دينى سبب بروز گرايشهاى عرفانى در انسان‏ها مى‏ گردد.
    عرفان براى رساندن آدمى به كمالات انسانى هم در مرحله بروز و هم در مرحله رشد و هدايت نيازمند دين است واین نوع عرفان جز تعالیم دین اسلام است.

    علّامه طباطبايى درباره جايگاه دين در تحقق تمايلات فطرى مى‏ گويد:

    فطرت كمال انسانى را تشخيص مى‏ دهد، ولى اين تشخيص به تنهايى كافى نيست كه كمالات انسانى را فعليت بخشد و نياز به ياورى دارد كه او را يارى دهد و اين ياورى كه فطرت را در فعليت بخشيدن به كمالات يارى می دهد حقيقت نبوّت است (2).
    عرفان، شناخت حق و اسما و صفات الهی از طریق تهذیب نفس و تزكیه و طهارت درونی است.بنابراین عارف، عالم را جلوه حق و مظهراسمای حُسنای الهی می بیند و «توحید»، آخرین مقصد سیر و سلوك عارف است؛
    منتها عرفان ممکن است مثبت یا منفی باشد.عرفان حقیقى آغاز حركتش بیدارى انسان از خواب است . این عرفان كه مسیرش و مقصدش قرار گرفتن در جاذبه كمال مطلق است به لقاءالله منتهى مى گردد. این عرفان مثبت است.اگر چنین تعریفی از عرفان داشته باشیم تفاوتى میان دین و عرفان باقى نمى نماند و شریعت و طریقت اشكال یك حقیقت می شوند.اما در عرفان منفی، شخص نهایتا به لذائذی از حال درونی می رسدوبه همان قناعت مى کند واز حركت باز مى ایستد.

    دین مجموعه ای از معارف است وعرفان نیز جزئی از معارف دینی، بنابراین ارتباط‌ بين‌ آموزه‌هاي‌ ديني‌ و عرفاني‌ را مي‌توان‌ عموم‌ و خصوص‌ مطلق‌ دانست؛ چرا كه‌ دين، غير از معارف‌ باطني‌ و حقايق‌ عرفاني، ابعاد ديگري‌ از جمله‌ فقه‌ و احكام‌ ظاهري، اجتماعيات، اخلاقيات‌ و اصول‌ اعتقادي‌ را نيز در بر مي‌گيرد.همانطور که اشاره شد هدف سالک در مسیر عرفان رسیدن به معرفه الله وتوحید است ومباحث عرفانی، چه نظری و چه عملی، بر روی شناخت دل و راه قلب و فطرت قلبی و باید و نبایدهای سلوكی تكرار و تأكید می كند؛ وهمه چیز در پرتو معرفةاللَّه و از وجهه توحیدی باید شناخته شوداز طرفی وقتی به آموزه های دینی نگاه می کنیم می بینیم که توحید، اصل اصیل و محور مهم دعوت عموم انبیا و اولیا است كه پایه و اساس همه عقاید و اعمال و احكام دینی ماشمرده می شود.لازم است توجه کنیم که عرفان حقیقی در بطن و متن آموزه های قرآنی و حدیثی و سنّت و سیره علمی وعملی معصومان علیهم السلام ریشه دارد.اساس عرفان اسلامی بر دو محور «خودشناسی» و «خودسازی» یا «خودآگاهی و خداآگاهی» قرار دارد،.پس معرفت به خود، محاسبه خود و مراقبت از خویشتن،
    سرمایه های اصلی عرفان اسلامی هستندو فرهنگ اسلامی مملّو از مباحث معرفتی و چنین آموزه هایی در ساحت خودشناسی و تهذیب نفس وخودسازی است و بر محور خودآگاهی، به ویژه «خودآگاهی عرفانی» تكیه مؤكّد دارد.


    در واقع می توان گفت بین اسلام، معارف اسلامی و فرهنگ اسلامی و عرفان چه علمی و چه عملی نسبت استكمالی وجود داردعرفان، هم در بخش عملی و هم در بخش نظری، با دین مقدّس اسلام تماس و اصطكاك پیدا می كند؛ زیرا اسلام ، روابط انسان را با خدا و جهان و خودش وجامعه بیان كرده و به تفسیر و توضیح هستی پرداخته است، عُرفا هم چه در بخش عملی و چه در بخش نظری، همواره به كتاب و سنّت و سیره نبوی و ائمّة علیهم السلام استناد می كنند وتکلیف انسان را دراین روابط چهارگانه مشخص می کنند.




    نکته ی دیگر در رابطه با ارتباط بین جنگ وجهاد ومساله ی عرفان می باشد چرا که در نگاه ظاهری این دو با هم جور در نمی آید وهر کدام روحيه خاص خود را مى‏ طلبند، عارف نيازمند روحى لطيف است اما کسی که می جنگد لازم است روحیه ای حماسی داشته باشد. ولی لازم است توجه کنیم که این هر دو یعنی جهاد درراه حق وعرفان ،لازم وملزوم یکدیگرند واز هم جدا نمی شوند.چرا که جهاد از مصادیق تبری می باشد وتولی وتبری نیزجز جدانشدنی عرفان است.عارف حقيقى براى رسيدن به قرب و لقاى خداوند راهى جز فرمانبردارى از خداى متعال ندارد بنابراین هر جا فرمان خدا دستور جنگ وجهاد باشد براى فرمانبردارى پيشتاز است .



    یکی از نکاتی که توجه به ان لازم است این است که عرفان با سیاست وحکومتداری نیز تعامل مثبتی می تواند داشته باشد. در ابتدا خودسازی به عنوان دستور اولیه برای عارف ارائه می شود ودر نهایت این خودسازی در بُعد بیرونی نیز تجلی می یابد وبه هدایت جامعه و مبارزه با دشمن می پردازد. با دقت در زندگی بزرگترین عارف یعنی حضرت علی علیه السلام نیز به خوبی در می یابیم که مسیر عرفان را جدا از مسیر جهاد وحکومت دینی ندانسته اند. عرفان نظری و عملی حضرت امام خمینی (ره) نيز بر اين مبنا شکل گرفته و استوار مي باشد .متاسفانه عده ای فکر می کنند عرفان همان عزلت نشینی ودوری گزیدن از اجتماع ومردم است در حالی که سیره ائمه ی معصومین علیه السلام قولا وعملا چنین نظری را تایید نمی کند.



    1 «فرهنگ لغات،دکتر سید جعفر سجادی»
    2 تفسیر المیزان .ج 2 ص 151

    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۴/۰۵/۱۱ در ساعت ۱۱:۳۶ دلیل: ارجاع مستندات به انتهای متن
    سقوط
    سرنوشت دل دادن
    به هر
    جاذبه ای
    غیر از
    خداست


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود