صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)




    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)

    لیلی لیلای دنیا
    زینت آغوش سقا
    دنیا هم میخند وقتی
    میخندی بر روی بابا

    تو عشق دیرین دنیای اربابی
    رویای شیرین شبهای اربابی
    زهرای اربابی

    یارقیه



    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)

    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0




    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)
    زیارتنامه حضرت رقیه سلام الله علیها
    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
    اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنـا رُقَیَّةَ، عَلَیْکِ التَّحِیَّةُ وَاَلسَّلامُ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یـا بِنْتَ اَمیرِ الْمُؤْمِنینَ عَلِیِّ بْنِ اَبی طالِبِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ سَیِّدَةِ نِسـاءِ الْعالَمینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ خَدیجَةَ الْکُبْرى اُمِّ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا اُخْتَ وَلِىِّ اللهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا بِنْتَ الْحُسَیْنِ الشَّهیدِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الصِّدّیقَةُ الشَّهیدَةِ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الرَّضِیَّةُ الْمَرْضِیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا التَّقیّةُ النَّقیَّةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الزَّکِیَّةُ الْفاضِلَةُ، اَلسَّلامُ عَلَیْکِ اَیَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْبَهِیَّةُ، صَلَّى اللهُ عَلَیْکِ وَعَلى رُوحِکِ وَبَدَنِکِ، فَجَعَلَ اللهُ مَنْزِلَکِ وَمَاْواکِ فِى الْجَنَّةِ مَعَ آبائِکِ وَاَجْدادِکِ، الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ الْمَعْصُومینَ، اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدّارِ، وَعَلَى الْمَلائِکَةِ الْحـافّینَ حَوْلَ حَرَمِکِ الشَّریفِ، وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ، وَصَلَّى اللهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّد وَآلِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرینَ وَسَلَّمَ تَسْلیماً بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.


    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...




  4. تشکرها 2


  5. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0





    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)

    سال و محل تولد حضرت رقيه و همراهى ايشان با امام حسين(ع)

    حضرت رقيه در چه سالى و كجا متولد شده است؟ آيا حضور ايشان در كاروان امام حسين(عليه السلام) و سفر امام به سوى كوفه قطعى است؟

    آنچه از تاريخ برمى آيد اينست كه حضرت رقيه(عليها السلام) بين سال 57 و 58 هـ . ق در مدينه منوره متولد شد و وفاتش در دهم صفر 61 هجرى(1) در دمشق مى باشد، پس سه تا هفت سال داشته است.
    ارباب مقاتل در مورد حضور او در واقعه كربلا نقل كرده اند كه حسين(عليه السلام) در بيشتر از يكجا و يك حادثه، نام او را به زبان رانده به خصوص در ساعات آخر عمر شريف آن حضرت، زمانيكه مى خواست با اهل و عيالش وداع كند با صداى بلند ندا داد: اى خواهرم، اى ام كلثوم و تو اى زينب و تو اى رقيه و تو اى فاطمه و تو اى رباب بنگريد اگر كشته شدم گريبان چاك نكنيد و چنگ به صورت نزنيد و بيتابى نكنيد «اللهوف فى قتلى الطفوف» و همچنين در مقتل ابى مخنف كه قديمى ترين مقتل درباره اباعبدالله الحسين(عليه السلام) مى باشد آمده كه در روز عاشورا براى وداع با اهل بيت و عيالش ندا كردند: (اى ام كلثوم، و اى سكينه، و اى رقيه و اى عاتكه و اى زينب، اى اهل بيت من درود من بر شما باد.)


    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)



    ویرایش توسط شهید هدایت : ۱۳۹۲/۰۸/۱۶ در ساعت ۱۳:۲۰
    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...




  6. تشکرها 2


  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)


    اسناد موجود درباره حضرت رقيه در منابع اهل سنت


    آيا اعتقاد به وجود مقدس حضرت رقيه، جزء باورها و اعتقادات خاص شيعيان است و يا در منابع اهل سنت نيز مى توان مصادرى يافت كه گويا و معترف به وجود حضرت رقيه باشند؟ جهت استناد به اين منابع، شيعه و سنى، لطفا به آنها اشاره بفرماييد.

    از منابع تشيع كه درباره حضرت رقيه سخن گفته اند مى توان به ارباب مقاتل و از منابع اهل سنت نيز مى توان به منابع زير اشاره نمود:
    عبدالوهاب فرزند احمد شافعى مصرى (متوفى در سال 972 هـ) در كتابش «المنن: باب دهم» درباره مرقد رقيه(عليها السلام) چنين گفته است: اين خانه، بقعه اى است در دمشق كه بوسيله آل پيامبر(صلى الله عليه وآله) و رقيه شهيده، دختر حسين(عليها السلام) شرف پيدا كرده است.
    علامه شيخ حافظ سليمان القندورى الحنفى (متوفى در سال 1294 هـ) نام رقيه(عليها السلام) را از زبان اباعبدالله(عليه السلام) ذكر كرده: (پس ندا كرد اى ام كلثوم، و اى سكينه، و اى رقيه ،و اى عاتكه، و اى زينب، و اى اهل بيت من درود من بر شما باد.)
    علامه حائرى در كتاب معالى السبطين مى نويسد:
    دختران امام حسين(عليه السلام) عبارتند از: سكينه، فاطمه صغرى، فاطمه كبرى و رقيّه عليهنّ السّلام.(2)
    مادرش طبق نقل ها; امّ اسحاق و اُمّ جعفر قُضاعيّه يا شاه زنان بوده است.(3)


    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)


    ویرایش توسط شهید هدایت : ۱۳۹۲/۰۸/۱۶ در ساعت ۱۳:۱۸
    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...




  8. تشکرها 2


  9. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)
    سرگذشت حضرت رقيه در واقعه عاشورا

    حضرت رقيه در واقعه عاشورا چند سال داشته و نحوه وفات او به چه شكل بوده است؟ آيا روايت خطيبان و مداحان از ماجراى شام، درباره اينكه ايشان پس از اينكه در خواب امام را ديد و پس از آن با مشاهده سر بريده امام حسين(عليه السلام) از دنيا رفت، صحيح و قابل اسناد است؟

    پاسخ: باسمه جلت اسمائه؛ حضرت رقيه در واقعه كربلا، دختربچه اى است سه ساله كه به خاطر كمى سنش، كشته شدن پدرش را از او پنهان نمودند.
    كتب تاريخى درباره كيفيت شهادتش اينگونه گفته اند: حسين(عليه السلام)دختر كوچكى داشت كه بسيار او را دوست مى داشت و او نيز بسيار پدر را دوست مى داشت و سه ساله بود و در شام به همراه اسيران بود; در فراق پدر شب و روز گريه مى كرد به او مى گفتند او در سفر است. شبى پدر را در عالم رؤيا ديد زمانى كه از خواب بيدار شد بسيار بى تابى كرد و گفت: پدرم و نور چشمم را برايم بياوريد. هر چه اهل بيت(عليهم السلام) خواستند او را آرام كنند بيتابى و گريه او بيشتر مى شد: به خاطر گريه او حزن اهل بيت(عليهم السلام) برانگيخته شد و آنها نيز به گريه افتادند و بر سر و صورت زدند و بر سر خود خاك ريختند و موها را پريشان كرده و صداى شيون و فرياد آنها بالا رفت.
    يزيد فرياد و شيون آنها را شنيد و گفت: چه خبر است؟ به او گفتند: دختر كوچك حسين(عليه السلام) پدرش را در خواب ديده، از خواب بيدار شده، پدرش را مى خواهد و گريه مى كند. زمانى كه لعين اين را شنيد، دستور داد: «سر پدرش را برايش ببريد و در مقابلش قرار دهيد تا آرام شود.»
    سر را در طبقى قرار داده و با پارچه اى پوشاندند; و در مقابلش قرار دادند. دختر پارچه را برداشت و سر را در بغل گرفت در حاليكه اينگونه مى گفت: اى پدر چه كسى تو را با خونت خضاب كرد؟ اى پدر چه كسى رگ گردن تو را بريده؟ اى پدر چه كسى مرا در كودكى يتيم كرد؟ اى پدر يتيمه تا بزرگ شود چه كسى را دارد؟ اى پدر زنان بدون رو بند چه كسى را دارند؟ اى پدر بيوه زنان اسير چه كسى را دارند؟ اى پدر چشمان گريان چه كسى را دارند؟ اى پدر گمشده هاى غريب چه كسى را دارند؟ اى پدر بعد از تو كه را دارم؟ بعد از تو من چه نااميدم، چه غريبم، اى پدر اى كاش من قربانى تو مى شدم. اى پدر اى كاش قبل از اين كور بودم. اى پدر كاش جان مى دادم و محاسن به خون خضاب شده تو را نمى ديدم، پس لب هايش را بر لب شهيد مظلوم قرار داد و گريه كرد تا اينكه بيهوش شد.
    امام زين العابدين(عليه السلام) به عمه اش فرمود: اى عمه اى زينب، يتيمه را از روى سر پدرم بلند كن كه زندگى را ترك كرده است زمانى كه حضرت زينب او را تكان داد روح مطهرش، دنيا را ترك كرده بود. صداى شيون و زارى بلند شد. گفته شده: اهل بيت برايش زن غساله اى آوردند كه او را غسل دهد. او وقتى لباسهاى كودك را در آورد گفت من او را غسل نمى دهم، زينب فرمود: چرا او را غسل نمى دهى؟ گفت: مى ترسم بيمار باشد زيرا پهلوهاى او را كبود ديدم. زينب فرمود به خدا سوگند او بيمار نيست وليكن اين ضربه تازيانه هاى اهل كوفه است.

    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)


    ویرایش توسط شهید هدایت : ۱۳۹۲/۰۸/۱۶ در ساعت ۱۳:۱۰
    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...




  10. تشکرها 2


  11. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)
    محل قبر و ثواب زيارت ايشان
    محل دفن حضرت رقيه در كجا قرار دارد؟ آيا زيارت حضرت رقيه جزء زيارت مشاهد مشرفه به شمار آمده و از اجر و ثواب برخوردار است؟ آيا توسل و تضرع به حضرت رقيه جائز و در مظان استجابت قرار دارد؟ و يا زيارت ايشان، تنها با توجه به قاعده تسامح در ادله سنن جائز شمرده مى شود؟

    حرم حضرت رقيه(عليها السلام) در فاصله صد مترى مسجد اموى يا بيشتر از آن و در دمشق قرار دارد. مسلمانان شيعه و سنى در زيارت حرم شريفش جديت كرده اند به طورى كه هم اكنون در زمره مشاهد مشرفه اى قرار گرفته كه مردم از هر گوشه و كنار دنيا به سوى او مى شتابند. بسيارى از مردم با كوله بارى از حوائج به قبر او پناه مى برند و اين يتيمه را شفيع و وسيله خود در درگاه خداوند قرار مى دهند و خداوند حاجتهاى آنها را به بركت رقيه(س) اجابت كرده و چه بسا بيمارانى كه شفا يافتند و چه قرضدارانى كه قرضشان ادا گشته و چه بسا گرفتارانى كه هم و غمشان برطرف شده و چه بسا اندوه و سختى كه زائل گشته است.


    پی نوشت
    1. ستاره درخشان شام، ص 219.
    2. ستاره درخشان شام، ص 197.
    3. همان، ص 199
    پایگاه اطلاع رسانی ایت الله العظمی روحانی

    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)

    ویرایش توسط شهید هدایت : ۱۳۹۲/۰۸/۱۶ در ساعت ۱۳:۱۸
    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...




  12. تشکرها 2


  13. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)
    سه سالگی‏ اش بر مدار عاشورا می‏چرخد.
    اتفاقی که طنین خنده‏های کودکانه‏اش را به غارت می‏برد
    در عطش می‏ماند و می‏گدازد.
    فرات از چشمانش مهاجرت می‏کند.
    بی‏پناهی‏اش، در تمام بیابان‏ها تکثیر می‏شود
    این سه سالگی اوست که در ویرانه‏ای کنار کاخ سبز، به اهتزاز درآمده و مکر خاندان ابوسفیان را به زانو درآورده است.

    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)

    ویرایش توسط شهید هدایت : ۱۳۹۲/۰۸/۱۶ در ساعت ۱۳:۳۸
    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...




  14. تشکرها 2


  15. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0




    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)

    صلی الله علیک یا بنت الحسین(ع) یا رقیه
    آن هنگام که خورشید وجودت در گودی قتلگاه به خون نشست و لحظاتی بعد در افق کربلا طلوع کرد، آسمان تیره و تار شد.
    صدای برادرم علی بن الحسین(علیه السلام) را می‌شنیدم که به عمّه‌ام زینب کبری(سلام‌الله‌علیها) فرمود : این همان لحظه‌ای است که همه ارکان هستی، از زمان هبوط آدم(علیه السلام) تا قیامت کبری بر آن گریسته‌اند.
    زمین و زمان ناله می‌کرد و کودکان می‌دویدند. نبودی ببینی که دامنهایشان آتش گرفته بود و از گوشهایشان خون می‌چکید و من در آن میان مأمن و مأوایی جز دامن عمّه‌ام نداشتم. زمان به سختی می‌گذشت.قرار بر رفتن نداشتم. دوست داشتم که بیشتر نزدت می‌ماندم. اماّ مگر داغ تازیانه ها‌ بر جان کوچکم امان داده بود؟ کربلا جهنّم دشمنان تو شده بود و بهشت تو و یارانت. نمی‌توانستم چشم از چشمان به خون نشسته‌ات بردارم.
    مرا به زور می‌کشیدند. چقدر سخت بود جدا شدن از پاره‌پاره‌های وحی.
    کاش مانده بودم و غبار از چهره‌ات برمی‌گرفتم. کاش پروانه وار دور شمع وجودت می‌گشتم و در پرتو عشق تو می‌سوختم. قرار بر رفتن نبود. از پا‌های آبله دارم بپرس که در این مسیر چقدر دویدم و الآن که سر زیبای تو در دامنم به میهمانی آمده؛ در گوشه‌ی این خرابه، در شهری که مردمانش بویی از مردانگی نبرده‌اند، به برکت آمدنت آرام گرفته ام.
    من بهشت را در آغوش گرفتم، من به وصال محبوبم رسیدم.
    اماّ ای کاش زودتر می‌آمدی چون رقیّه‌ات دیگر توانی در جان خسته و رنجورش ندارد.
    دختر سه‌ساله‌ای که گرمی چشمانت او را متعالی می‌کرد.
    می‌گویند من رقیّه‌ام1،کسی که جهتش به سوی تعالی است. آری، از آن زمان که در تقدیر تو متولد شدم؛ من دختر تو شدم و تو بابای من، رفعت گرفتم و بال‌و پر برای پرواز در آوردم و برای عروج آماده شدم.
    من در کربلا دیدم که ملائکه به تو و اهل بیتت غبطه می‌خوردند. خودم صدای شیون آن‌ها را هنگامی که بر سرنیزه بودی شنیدم.
    خودم دیدم که دسته‌دسته جنیان و ملائکه از برای یاری تو آمدند و در برابرت زانو زدند.
    خودم دیدم که از مقتل تو آیه والشّمس‌وضحِها تفسیر شد، خودم دیدم که خداوند تأویل آیه‌ی «یا ایها النفس المطمئنّه اِرجِعی اِلی رَبِّكِ راضیه مَرضیّه فَادخُلی فی عِبادی وَادخُلی جَنَّتی»2 را در قیام تو و یارانت به ظهور رسانید.
    چه لذّتی دارد هم کلام شدن با تو. چه شیرین است لحظه‌ی وصال. جانم دیگر طاقت ماندن ندارد. دستان کوچکم را بگیر و با خودت ببر تا در محضر تو، باب‌الحوائجیم امضا شود.
    می‌خواهم مانند علی‎اصغر و علی‌اکبر(علیهمالسلام)، نزد جدّمان رسول خدا حاضر شوم و بگویم دشمنانت با تو و فرزندانت چه کرده‌اند.
    .یا رقیه (س) مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)


    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...




  16. تشکرها 2


  17. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)
    «صبراً على قضائِک یا ربّ لاإلهَ سواک، یا غیاثَ المستغیثین، مالی رَبّ سِواک ولا معبودَ غیرک، صبراً على حکمک یا غیاثَ مَن لا غیاثَ له، یا دائماً لا نفادَ له، یا محیى الموتى، یا قائماً على کل نفس بما کسبت احکم بینى وبینهم وأنت خیرُ الحاکمین»
    «در مقابل قضا و قدر تو شکیبا هستم؛ ای پروردگاری که به جز تو خدایی نیست؛ ای فریاد رس دادخواهان که مرا جز تو پروردگار و معبودی نیست. بر حکم و تقدیر تو صابر و شکیبا هستم. ای فریاد رس آن که فریاد رسی ندارد. ای همیشه زنده ای که پایان ندارد. ای زنده کننده مردگان. ای خدایی که هر کس را با اعمالش می سنجی، در میان من و این مردم حکم کن که تو بهترین حکم کنندگانی»

    التماس دعا دارم.یا رقیه (س) مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)



    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...




  18. تشکر


  19. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0




    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)


    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)


    گل نازدانه پدر


    رقیه ...رقیه نجیب! ای مهتاب شب های الفت حسین! ای مظلوم ترین فریاد خسته! گلِ نازدانه پدر و انیس رنج های عمه!
    رقیه... رقیه کوچک! ای یادگار تازیانه های نینوا و سیل سیلی کربلا! دست های کوچکت هنوز بوی نوازش های پدر را می داد، و نگاه های معصوم و چشمان خسته ات، نور امید را به قلب عمه می تاباند.
    رقیه... رقیه صبور! بمان، که بی تو گلشن خزان دیده اهل بیت، دیگر بوی بهار را استشمام نخواهد کرد، تو نوگل بهشتی و فرشته زمینی، پس بمان که کمر خمیده عمه، مصیبتی دیگر را تاب نخواهد آورد.
    غربتِ خرابه
    یا رب امشب چه شبی است. در و دیوار فرو ریخته این خرابه غزل کدامین خداحافظی را می سرایند؟ زینب، این بانوی نور و نافله های نیمه شب، دستی به آسمان دارد و دستی بر سر رقیه؛ بخواب عزیز برادرم!
    باز هم رقیه علیهاالسلام و گریه های شبانه، باز هم بهانه بابا و بی قراری هایش، و این بار شامیان چه خوب پاسخ بی قراریِ رقیه علیهاالسلام را می دهند و سر حسین علیه السلام را نزد او می آورند.
    آن شب، هیچ کس توان جدا کردن رقیه علیهاالسلام را از سرِ بابا نداشت. تو با سرِ بابا چه گفتی؟ چشم های پدر، کدامین سرود رفتن را برایت خواند که مانند فرشته ای کوچک، از گوشه خرابه تا عرش اعلا پر کشیدی و غربتِ خرابه را برای عمه به جای نهادی.

    مهمان خرابه(ویژه نامه روز سوم محرم)



    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...





صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود