صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تحليل‌ عملكرد كوفيان‌ در قيام‌ امام‌ حسين‌ (علیه السلام)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13

    تحليل‌ عملكرد كوفيان‌ در قيام‌ امام‌ حسين‌ (علیه السلام)




    نويسنده: دكتر محمد علي‌ چلونگر
    مقدمه‌
    شهر كوفه‌ از زمان‌ امام‌ علي‌ (ع) از سال‌ 36 هجري‌ كه‌ به‌ آن‌ نقل‌ مكان‌ كرد و حتي‌زودتر از آن‌، مركز اصلي‌ نهضت‌ها، الهامات‌، اميدها و بعضي‌ اوقات‌ كوشش‌هاي‌ هماهنگ‌شيعيان‌ شد. در داخل‌ و اطراف‌ كوفه‌، بسياري‌ از حوادث‌ آشفته‌ كه‌ تاريخ‌ صدر تشيع‌ رامي‌سازد، واقع‌ گرديد. حوادثي‌ نظير تجهيز قواي‌ امام‌ علي‌ (ع) براي‌ جنگ‌هاي‌ جمل‌ وصفين‌، قيام‌ حجربن‌ عدي‌ و قيام‌ امام‌ حسين‌، از جمله‌ آنان‌ است‌.
    در كنار آن‌ ها، كوفه‌ جايگاه‌ موانع‌، نا اميدي‌ها، محروميت‌ها و حتي‌ خيانت‌ وشكست‌ آرزوهاي‌ شيعيان‌ از طرف‌ كساني‌ بود كه‌ نمي‌توانستند خاندان‌ علوي‌ (ع) را درفرمان‌ روايي‌ جامعه‌ اسلامي‌ ببينند. بررسي‌ اوضاع‌ اجتماعي‌ و خاص‌ حاكم‌ بر آن‌، علل‌عدم‌ موفقيت‌ ظاهري‌ امام‌ حسين‌ (ع) را روشن‌ مي‌كند.
    مهم‌ ترين‌ حادثه‌اي‌ كه‌ در تاريخ‌ تشيع‌ ارتباط‌ مستقيمي‌ با كوفه‌ دارد، قيام‌ كربلااست‌. كوفيان‌ جزو دعوت‌ كنندگان‌ امام‌ حسين‌ (ع) بودند و از طرف‌ ديگر لشكري‌ كه‌امويان‌ در روز عاشورا براي‌ كشتن‌ امام‌ (ع) بسيج‌ كردند، همه‌ از آنان‌ بود.
    اين‌ مقاله‌ در پي‌ پاسخ‌ به‌ اين‌ عمل‌كرد متضاد كوفيان‌ در برخورد با قيام‌ كربلااست‌. در اين‌ مقاله‌ براي‌ مردم‌ شناسي‌ كوفه‌ در زمان‌ قيام‌ كربلا، پيشينه‌ كوفه‌، بافت‌جمعيتي‌ از نظر نژادي‌ و عقيدتي‌، روحية‌ كوفيان‌ و نقش‌ اشراف‌ و رؤساي‌ قبايل‌، بررسي‌ وتحليل‌ شده‌ است‌.
    آن‌ چه‌ در زمان‌ قيام‌ امام‌ حسين‌ (ع) در كوفه‌ اتفاق‌ افتاد، جداي‌ از پيشينه‌ شهر وعمل‌كرد قبلي‌ كوفيان‌ نيست‌ و بدون‌ بررسي‌ پيشينة‌ كوفه‌، محقق‌ نمي‌تواند، تحليل‌جامعي‌ از مردم‌شناسي‌ كوفيان‌ در قيام‌ امام‌ حسين‌ (ع) به‌ دست‌ آورد.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  2. تشکر


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    كوفه‌ از تأسيس‌ تا قيام‌ كربلا
    كوفه‌ را سعد بن‌ ابي‌ وقاص‌ در سال‌ هفدهم‌ براي‌ جاي‌ دادن‌ لشكريان‌ ساخت‌. درآغاز كار غرض‌ از ساختن‌ آن‌، فراهم‌ كردن‌ جايي‌ براي‌ سكونت‌ سربازان‌ بود، اما ديري‌نگذشت‌ كه‌ گروهي‌ از اصحاب‌ پيامبر (ص) و ديگر مردم‌ بدان‌ شهر روي‌ آوردند. هرچه‌دامنة‌ فتح‌ در شرق‌ گسترش‌ مي‌يافت‌، دسته‌هاي‌ بيشتري‌ از مردم‌ سرزمين‌هاي‌ فتح‌شده‌، به‌ كوفه‌ مي‌آمدند.
    امام‌ علي‌ (ع) پس‌ از غلبه‌ بر پيمان‌ شكنان‌ جمل‌، از بصره‌ به‌ كوفه‌ رفت‌ و آن‌ شهررا مركز خلافت‌ خويش‌ كرد و تا پايان‌ عمر به‌ مدينه‌ بازنگشت‌. برخي‌ از عواملي‌ كه‌ موجب‌شد، اميرمؤمنان‌ علي‌ (ع) كوفه‌ را مركز خلافت‌ برگزيند، عبارتند از:
    1ـ حضور بسياري‌ از اصحاب‌ رسول‌ الله‌ (ص) در اين‌ شهر كه‌ در هيچ‌ يك‌ ازشهرهاي‌ ديگر به‌ اين‌ تعداد نبودند. در جنگ‌ صفين‌ دو هزار و شش‌ صدتن‌ از صحابة‌مقيم‌ كوفه‌، همراه‌ امام‌(ع) بودند.
    2ـ موقعيت‌ خاص‌ نظامي‌ اين‌ شهر، در برابر شام‌ و سركشي‌ معاويه‌.
    3ـ حضور نام‌آورترين‌ قبايل‌ و شخصيت‌هاي‌ مسلمان‌ از شهرهاي‌ حجاز، يمن‌ وديگر شهرها در كوفه‌.
    4ـ بي‌ توجهي‌ و عدم‌ علاقة‌ مردم‌ ديگر شهرها به‌ اهل‌بيت‌ (ع) .
    5ـ از نظر جغرافيايي‌، در قلب‌ جهام‌ اسلام‌ آن‌ روزگار جاي‌ داشت‌ و بر ايران‌، حجاز،مصر و جزيره‌ مسلط‌ بود.
    از زمان‌ ورود امام‌ علي‌ (ع) به‌ كوفه‌، اين‌ شهر اهميتي‌ خاص‌ يافت‌. كوفه‌ تا زمان‌شهادت‌ اميرمؤمنان‌ (ع) به‌ سال‌ چهلم‌ هجري‌، مركز تحولات‌ نظامي‌، سياسي‌ واجتماعي‌ جهان‌ اسلام‌ بود. سركشي‌ كوفيان‌ از رويارويي‌ با لشكريان‌ معاويه‌، غارت‌هاي‌ضحاك‌ بن‌ قيس‌، نعمان‌ بن‌ بشير، سفيان‌ بن‌ عوف‌ غامدي‌ از جمله‌ وقايعي‌ است‌ كه‌ به‌كوفه‌ و كوفيان‌ مربوط‌ مي‌شود.
    بعد از شهادت‌ امام‌ علي‌ (ع) ، كوفيان‌ با امام‌ حسن‌ (ع) بيعت‌ كردند. سستي‌ مردم‌كوفه‌ در برابر ترفندهاي‌ بني‌ اميه‌ از عواملي‌ بود كه‌ امام‌ حسن‌ (ع) مجبور به‌ صلح‌ بامعاويه‌ شد پس‌ از آن‌ كه‌ امام‌ حسن‌ (ع) ، صلح‌ كرد و كوفه‌ را ترك‌ كرد، خاطر معاويه‌ ازدرگيري‌ با سپاهي‌ منظم‌ در عراق‌ آسوده‌ شد. در اين‌ دوران‌ معاويه‌، تا آن‌ جا كه‌ توانست‌ ازآزار كوفيان‌ دريغ‌ نكرد. بسياري‌ از مردم‌ دين‌ دار را با مكر و حيله‌ و دادن‌ امان‌ به‌ دام‌انداخت‌ و سپس‌ بر خلاف‌ مسلماني‌، دستور كشتن‌ آنان‌ را داد و چه‌ بسيار تحقيرها كه‌ درحضور شاميان‌ بر بزرگان‌ كوفه‌ روا نداشت‌. اندك‌ اندك‌ كوفيان‌ از تحمل‌ اين‌ همه‌ ستم‌ وتحقيرها به‌ جان‌ آمدند و همين‌ كه‌ معاويه‌ مرد، كوفيان‌ احساس‌ كردند، فرصتي‌ مناسب‌براي‌ اقدامي‌ تازه‌ به‌ دست‌ آمده‌ است‌. در اين‌ موقعيت‌ تنها ايالتي‌ كه‌ سرنگوني‌ رژيم‌ اموي‌را مي‌خواست‌ و براي‌ اجراي‌ اين‌ منظور عملاً دست‌ به‌ كار شد، كوفه‌ بود. نامه‌هاي‌ زيادي‌براي‌ امام‌ حسين‌ (ع) نوشته‌ شد و از او دعوت‌ شد كه‌ به‌ طرف‌ كوفه‌ حركت‌ كند. امام‌ براساس‌ خواست‌ مردم‌ كوفه‌ به‌ طرف‌ آن‌ شهر حركت‌ كرد ولي‌ اكثر كوفيان‌ برخلاف‌ نامه‌هاخويشان‌، به‌ امام‌ خيانت‌ كردند و وي‌ را در مقابل‌ امويان‌ تنها گذاشتند.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  5. تشکر


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    تركيب‌ جمعيت‌ كوفه‌ از نظر نژادي‌ و عقيدتي‌
    الف‌ ـ نژادي‌

    تركيب‌ جمعيتي‌ كوفه‌ در بعد نژادي‌ از دو گروه‌ بود: عنصر اوّل‌، عرب‌ها كه‌ نزاري‌ ويمني‌ بودند. تركيب‌ عنصر عرب‌ در كوفه‌، بيشتر از هر شهر عربي‌ ديگر، پيچيده‌ بود. بادقت‌ در فهرست‌ گروه‌هاي‌ قبائلي‌ عرب‌ و امواج‌ متوالي‌ تازه‌ واردان‌، متوجه‌ مي‌شويم‌ كه‌عنصر عرب‌ در اين‌ شهر فوق‌ العاده‌ در اصل‌ و زمينه‌، نامتجانس‌ بوده‌ است‌. در ميان‌ خودگروه‌هاي‌ نزاري‌ و يمني‌، دسته‌بندي‌هاي‌ گوناگون‌ وجود داشته‌ است‌؛
    عنصر اساسي‌ ديگر جمعيت‌ كوفه‌، موالي‌ بود كه‌ عمدتاً ايراني‌ها بودند. عوامل‌فراواني‌ براي‌ به‌ حساب‌ آوردن‌ اين‌ جريان‌ عظيم‌ كه‌ در كوفه‌ بيشتر از ديگر شهرها وجودداشتند، بود. اين‌ گروه‌ از دوران‌ فتوحات‌ به‌ بعد در اين‌ شهر ساكن‌ شدند. حدودچهارهزارنفر از ايرانيان‌ كه‌ معروف‌ به‌ ديالمه‌ بودند در بين‌ عرب‌ها وجود داشتند كه‌ از آغازتأسيس‌ كوفه‌ در اين‌ شهر اقامت‌ گزيدند و بعد از آن‌، تعداد آنان‌ رو به‌ گسترش‌ نهاد.
    اعراب‌ رفتاري‌ متفاوت‌ با گروه‌هاي‌ موالي‌ داشتند. موالي‌ ايراني‌ از موقعيت‌ مساوي‌با شهروندان‌ عرب‌ در نظام‌ اجتماعي‌ شهري‌ برخوردار نبودند. آنان‌ را موالي‌ يا گماشتگان‌مي‌خواندند؛ اصطلاحي‌ كه‌ دلالت‌ بر مرتبة‌ پايين‌ پايگاه‌ اجتماعي‌ داشت‌. با وجودي‌ كه‌اينان‌ در صحنه‌هاي‌ نظامي‌ نقش‌ فعالي‌ داشتند ـ به‌ جز زمان‌ امام‌ علي‌ (ع) ـ حقوق‌ آنان‌مورد توجه‌ نبود. برخورد دون‌ پاية‌ اشراف‌ عرب‌ با آنان‌ موجب‌ شده‌ بود كه‌ نفرتي‌ بين‌ آنان‌ واشراف‌ عرب‌ به‌ وجود آيد. توجه‌ امام‌ علي‌ (ع) به‌ حقوق‌ آنان‌ موجب‌ گرايش‌ آنان‌ به‌خاندان‌ علوي‌ شد. الغارات‌ مي‌نويسد: «در روز جمعه‌اي‌، امام‌ علي‌ (ع) بر روي‌ منبري‌آجري‌ خطبه‌ مي‌خواند، اشعث‌ بن‌ قيس‌ كندي‌ از اشراف‌ يمني‌ به‌ نزد امام‌ آمد و گفت‌: اين‌سرخ‌ رويان‌ (ايرانيان‌) جلو روي‌ تو بر ما غلبه‌ كرده‌اند و تو جلو اينان‌ را نمي‌گيري‌، سپس‌ درحالي‌ كه‌ خشم‌ گين‌ شده‌ گرفته‌ بود، گفت‌: من‌ امروز نشان‌ خواهم‌ داد كه‌ عرب‌ چه‌كاره‌است‌. اميرمؤمنان‌ (ع) فرمود: اين‌ شكم‌ گنده‌ها خودشان‌ روزها در بستر نرم‌ استراحت‌مي‌كنند، و آنان‌ (موالي‌ ايراني‌) روزهاي‌ گرم‌ براي‌ خدا فعاليت‌ مي‌كنند و آن‌ گاه‌ از من‌مي‌خواهند كه‌ آنان‌ را طرد كنم‌ تا از ستم‌ كاران‌ باشم‌.» اين‌ گونه‌ برخوردها رابطة‌ نزديكي‌بين‌ موالي‌ كوفه‌ و اهل‌ بيت‌: ايجاد كرد. اين‌ موالي‌ نقش‌ برجسته‌اي‌ در تاريخ‌ سياسي‌،مذهبي‌ كوفه‌ به‌ خصوص‌ در نهضت‌هاي‌ شيعه‌ ايفا كردند.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  7. تشکر


  8. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    ب‌ ـ عقيدتي‌
    تركيب‌ جمعيتي‌ كوفه‌ در بعد عقيدتي‌ شامل‌ گروه‌هاي‌ خوارج‌، هواداران‌ بني‌ اميه‌،بني‌ تفاوت‌ها و شيعيان‌ بود.
    خوارج‌ از زمان‌ رويارويي‌ صفين‌ به‌ اين‌ نام‌، خوانده‌ شدند و مخالفتشان‌ را هم‌ اززمان‌ اميرمؤمنان‌ (ع) و پس‌ از آن‌ بي‌ درنگ‌ آشكار كردند. هواداران‌ بني‌ اميه‌، معمولاً ازاشراف‌ قبايل‌ بودند. اينان‌ در ساختار قدرت‌ رسمي‌ عراق‌ واسطة‌ حاكميت‌ بني‌ اميه‌ وجمعيت‌ قبيله‌اي‌ بودند. آنان‌ علاقه‌مند به‌ نگه‌داري‌ و برقراري‌ موقعيت‌هاي‌ سياسي‌ وامتيازات‌ و انحصارات‌ اقتصادي‌ بودند و هر موقع‌ كه‌ احساس‌ مي‌كردند، حمايت‌ ازاهل‌بيت‌: اين‌ موقعيت‌ آنان‌ را مورد تهديد قرار مي‌دهد، به‌ طرف‌ بني‌اميه‌ متمايل‌مي‌شدند. آنان‌ در بني‌ اميه‌، تأمين‌ موقعيت‌هاي‌ ممتاز و منافع‌ بي‌ شمار خود را مي‌ديدند.مراحل‌ شكل‌گيري‌ تشيع‌ و خوارج‌ در پيوند مخالفتشان‌ با نظم‌ قبيله‌اي‌ موجود بود.
    شيعيان‌ موجود در كوفه‌ شامل‌ دو دسته‌ مي‌شدند:
    الف‌) برخي‌ از «نخستين‌ مهاجران‌» به‌ كوفه‌ كه‌ از هواداران‌ اميرمؤمنان‌ (ع) بودند.اينان‌ نقشي‌ در حكومت‌ يا سازمان‌ قبيله‌اي‌ نداشتند؛ از اين‌ جمله‌، حجر بن‌ عدي‌ كندي‌است‌ كه‌ كاملاً تحت‌ الشعاع‌ اقتدار محمد بن‌ اشعث‌ كندي‌ است‌.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  9. تشکر


  10. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    ب‌) «مهاجران‌ جديد» كه‌ تا زمان‌ امام‌ علي‌ (ع) به‌ كوفه‌ نيامده‌ بودند.
    اينان‌ به‌ اميد بهبودي‌ وضعشان‌ در برابر قدرت‌ قبيله‌اي‌، مسلط‌ ايستادگي‌مي‌كردند. بعضي‌ از دسته‌هايي‌ كه‌ در آغاز از پر شورترين‌ حاميان‌ اميرمؤمنان‌ ظاهر شدندو بعداً حمايت‌ خود را از امام‌ حسين‌ (ع) نشان‌ دادند، از اين‌ گروه‌ بودند. شيعيان‌ درصدقابل‌ توجهي‌ از كوفيان‌ را تشكيل‌ مي‌دادند. ابوالفرج‌ اصفهاني‌ مي‌نويسد: «وقتي‌ زياد دربصره‌ بود، حجر و يارانش‌ در مسجد، يك‌ سوم‌ و يا نصف‌ آن‌ را اشغال‌ كرده‌ و به‌ مذمت‌ وبدگويي‌ معاويه‌ مي‌پرداختند.» اين‌ مسئله‌ نشان‌ از گروه‌ قدرت‌مندي‌ از شيعيان‌ در بين‌كوفيان‌ داشت‌.
    اين‌ شيعيان‌ به‌ دو دسته‌ تقسيم‌ مي‌شدند:
    1ـ شيعيان‌ سياسي‌ كه‌ اكثر شيعيان‌ كوفه‌ از اين‌ دسته‌ بودند. آنان‌ از امام‌علي‌(ع) وبعد از آن‌ از فرزندش‌ امام‌ حسين‌ (ع) به‌ جهت‌ ملاحظات‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ حمايت‌كردند. حمايت‌ آنان‌ از علويان‌ به‌ براي‌ دشمني‌ با استيلاي‌ شاميان‌ بود. در واقع‌ آنان‌ فقط‌در مسائل‌ سياسي‌، همراهي‌ معيني‌ با اولاد علي‌ (ع) داشتند. اين‌ گروه‌ از توده‌هاي‌ وسيع‌كوفي‌ و اكثر از قبايل‌ يمني‌ و موالي‌ غير عرب‌ به‌ شمار مي‌آمدند كه‌ ظاهراً متمايل‌ به‌آرمان‌هاي‌ رهبري‌ شيعيان‌ بودند، ولي‌ از مواجهه‌ با هر خطري‌ كه‌ امكان‌ وقوع‌ آن‌ وجودداشت‌، پرهيز مي‌كردند. هرگاه‌، اميد موفقيتي‌ در يكي‌ از افراد اهل‌ بيت‌: مي‌ديدند، باشور و هيجان‌ در اطراف‌ او جمع‌ مي‌شدند و زماني‌ كه‌ اميدهاي‌ موفقيت‌ رو به‌ زوال‌مي‌گذاشت‌، او را رها مي‌كردند. آنان‌ فاقد شجاعت‌ و شهامت‌ لازم‌ يا ثبات‌ قدم‌ در مرحلة‌امتحان‌ بودند. اين‌ دسته‌ در حوادث‌ زمان‌ امام‌ علي‌ (ع) ، صلح‌ امام‌ حسن‌ (ع) ، قضية‌مسلم‌ بن‌ عقيل‌ و امام‌ حسين‌ (ع) چون‌ قدرت‌ سياسي‌، نظامي‌ بني‌ اميه‌ را برتر احساس‌كردند، از اطراف‌ اهل‌بيت‌: پراكنده‌ و بعضاً دسته‌ دسته‌ به‌ سوي‌ بني‌ اميه‌ فرار كردند.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  11. تشکر


  12. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13




    2ـ شيعيان‌ اعتقادي‌؛ يعني‌ آنان‌ كه‌ به‌ امامت‌ امام‌ علي‌ (ع) و فرزندانش‌ از طريق‌نص‌ قائل‌ بودند و امامت‌ و رهبري‌ مسلمانان‌ را بعد از پيامبر(ص) از طريق‌ وحي‌ الهي‌ وخاندان‌ پيامبر(ص) مي‌دانستند. اينان‌ خود را تسليم‌ وجود مقدس‌ امام‌ علي‌ (ع) وفرزندان‌ معصوم‌ او كرده‌ بودند. اين‌ گروه‌ نسبت‌ به‌ دستة‌ اول‌ كمتر بودند. به‌ فرمودة‌ امام‌باقر (ع) در ميان‌ ياران‌ امام‌علي‌(ع) و بيعت‌ كنندگان‌ كمتر از پنجاه‌ نفر معرفت‌ حقيقي‌نسبت‌ به‌ او و مقام‌ امامت‌ او داشتند.
    اين‌ گروه‌ كم‌ شمار با ارادتي‌ خالصانه‌، براي‌ گسترش‌ تشيع‌ در كوفه‌ بسيار كوشيدند.كوفيان‌ گرچه‌ با خيانت‌ به‌ امام‌ حسين‌ (ع) ، ننگي‌ ابدي‌ براي‌ خويش‌ خريدند، اما توجه‌امام‌ حسين‌ (ع) به‌ كوفه‌ در بين‌ ايالات‌ مختلف‌ اسلامي‌ نشان‌ دهنده‌ آن‌ است‌ كه‌ ارادت‌مندان‌ راستين‌ اهل‌بيت‌: تنها در كوفه‌ بوده‌اند، چنان‌ كه‌ شهيدان‌ ركاب‌ آن‌ حضرت‌ دركربلا، شماري‌ چشم‌گير كوفي‌ بودند.
    كوفياني‌ كه‌ از امام‌ حسين‌ (ع) بعد از مرگ‌ معاويه‌ بن‌ ابي‌ سفيان‌ براي‌ رفتن‌ به‌شهرشان‌ دعوت‌ كردند، تنها از شيعيان‌ اعتقادي‌ و راستين‌ نبودند، بلكه‌ از همة‌ گروه‌هايي‌كه‌ نام‌ برديم‌، بودند. اكثر دعوت‌ كنندگان‌ با توجه‌ به‌ بافت‌ جمعيتي‌ اعتقادي‌ شهر ازگروه‌هاي‌ غير شيعي‌ اعتقادي‌ بودند. تصويري‌ كه‌ از مردم‌ و اوضاع‌ كوفه‌ در آستانة‌ خلافت‌يزيد مي‌توان‌ به‌ دست‌ آورد، آن‌ است‌ كه‌ چون‌ براي‌ مردم‌ كوفه‌ از جهت‌ ملاحظات‌سياسي‌، اقتصادي‌ و مذهبي‌، حكومت‌ بني‌ اميه‌ و شخص‌ يزيد تحمل‌ نكردني‌ بود، با مرگ‌معاويه‌ بن‌ ابي‌ سفيان‌ و روي‌ كار آمدن‌ يزيد شروع‌ به‌ مخالفت‌ كردند. آغاز اين‌ مخالفت‌ ازجانب‌ شيعيان‌ كوفه‌ بود. به‌ دنبال‌ مخالفت‌ شيعيان‌، دسته‌جات‌ ديگر كوفيان‌ هم‌ كه‌جانشين‌ مناسبي‌ براي‌ يزيد نداشتند، بر اثر جو عمومي‌ِ به‌ وجود آمده‌، امام‌ حسين‌ (ع) رابرگزيدند و همراه‌ هواداران‌ شيعي‌ِ حسين‌ بن‌ علي‌ (ع) شدند. در كنار اظهار علاقه‌ شيعيان‌به‌ آمدن‌ امام‌(ع) به‌ كوفه‌، كساني‌ كه‌ موقعيت‌ خود را در خطر مي‌ديدند، تحت‌ تأثير روش‌ديگر مردم‌، اظهار حمايت‌ از حسين‌ بن‌ علي‌ (ع) كردند. جوي‌ به‌ جهت‌ خلا سياسي‌، پس‌از مرگ‌ معاويه‌، در كوفه‌ ايجاد شده‌ بود كه‌ بني‌ اميه‌ نيز نتوانستند جاي‌ آن‌ را پركنند.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  13. تشکر


  14. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    در واقع‌، همة‌ كساني‌ كه‌ امام‌ (ع) را به‌ كوفه‌ دعوت‌ كردند و آن‌ دوازده‌ يا هيجده‌هزار نفري‌ كه‌ با فرستاده‌اش‌، مسلم‌ بن‌ عقيل‌، بيعت‌ كردند، احساس‌ مذهبي‌ نداشتند،بلكه‌ به‌ دلايل‌ سياسي‌، هوادار خاندان‌ رسول‌ الله‌ (ص) شده‌ بودند، اين‌ نكته‌ در درك‌ روحية‌مردم‌ كوفه‌ در برخورد با قيام‌ كربلا، حتماً بايد مورد نظر قرار گيرد. كوفيان‌ صدها نامه‌ به‌امضاهاي‌ گروهي‌ به‌ سوي‌ حسين‌ بن‌ علي‌ (ع) فرستادند و وقتي‌ كه‌ مسلم‌ بن‌ عقيل‌ به‌كوفه‌ رسيد، در اطراف‌ او گرد آمدند، ولي‌ اين‌ اقدام‌ براي‌ اكثر آنان‌ بيان‌ آرزوهايشان‌ يعني‌سقوط‌ استيلاي‌ شاميان‌ بر كوفيان‌ معنا مي‌داد. اهدافي‌ كه‌ به‌ نظر آنان‌ در آن‌ موقعيت‌زماني‌، دسترسي‌ به‌ ا´ن‌ فقط‌ از طريق‌ امام‌ حسين‌ (ع) ممكن‌ بود.
    اين‌ وضعيت‌ با وجود حاكم‌ سهل‌گيري‌، مثل‌ نعمان‌ بن‌ بشير گسترش‌ يافت‌.مردم‌ بر اثر عدم‌ شدت‌ عمل‌ حاكم‌ كوفه‌ و جو ايجاد شده‌، به‌ راحتي‌ اظهار هواداري‌ از امام‌كردند. عوض‌ شدن‌ حاكم‌ و جاي‌گزين‌ شدن‌ عبيدالله‌ بن‌ زياد كه‌ مردم‌ كوفه‌ و روحيات‌آنان‌ را خوب‌ مي‌شناخت‌ و به‌ سياست‌ ماهرانه‌ و مكارانه‌اش‌ معروف‌ بود، اوضاع‌ را به‌ كلي‌تغيير داد. اتخاذ اقدامات‌ شديد و افراطي‌، ابن‌ زياد، به‌ منظور سركوبي‌ نهضت‌ كوفيان‌،بسياري‌ از آنان‌ را به‌ هراس‌ افكند و كساني‌ كه‌ زود و عجولانه‌ تصميم‌گيري‌ مي‌كردند، خودرا از ناحيه‌ ابن‌ زياد، در معرض‌ خطر ديدند. بر اثر تهديد وي‌ مبني‌ بر آمدن‌ قريب‌ الوقوع‌ ازشام‌ افرادي‌ كه‌ روي‌ ملاحظات‌ سياسي‌، اقتصادي‌ و نه‌ اعتقادي‌، از امام‌ دعوت‌ كرده‌بودند، خود را به‌ كلي‌ باختند و عقب‌ نشيني‌ كردند، ويژگي‌ عدم‌ قاطعيت‌ كوفيان‌ بر افكارسياسي‌شان‌ چيره‌ شد. از اين‌ رو، آنان‌ خود را به‌ واقعيت‌ موجود تسليم‌ كردند و حاضرنشدند، خود را به‌ مخاطره‌ بيندازند.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  15. تشکر


  16. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    اشراف‌ قبيله‌اي‌ كه‌ اكنون‌ اطمينان‌ به‌ حكومت اموي‌ كوفه‌ داشتند و تثبيت‌ امويان‌را آشكار مي‌ديدند، به‌ حمايت‌ از امويان‌ پرداختند. ابن‌ زياد براي‌ سركوبي‌ قيام‌ از آنان‌ سودجست‌ و آنان‌ را نزد قبايل‌ خود فرستاد تا مردم‌ را از اطراف‌ مسلم‌ پراكنده‌ كنند. اين‌بزرگان‌ به‌ ميان‌ مردم‌ رفتند و آنان‌ را پراكنده‌ كردند، بسياري‌ از مردم‌ كه‌ مخالفت‌ با رؤساي‌قبايل‌ را چندان‌ به‌ مصلحت‌ نمي‌ديدند، از اطراف‌ مسلم‌ پراكنده‌ شدند. وقتي‌ كه‌ مسلم‌ به‌قصر ابن‌ زياد حمله‌ كرد، همين‌ اشراف‌ با تهديد و تطميع‌، ياران‌ او را به‌ حداقل‌ رساندند وقدرت‌ خود را بر مهار مردم‌ خويش‌ نشان‌ دادند.
    در مقابل‌ آناني‌ كه‌ به‌ حسين‌ بن‌ علي‌ (ع) پشت‌ كردند، گروه‌ كوچكي‌ از كوفيان‌بودند كه‌ از نهضت‌ نوادة‌ پيامبر(ص) خالصانه‌ و با احساسات‌ عميق‌ مذهبي‌ حمايت‌مي‌كردند. اين‌ گروه‌، به‌ مجردي‌ كه‌ خبر ورود امام‌ (ع) را به‌ كربلا شنيدند، بر رغم‌ وجودهمه‌ موانع‌، به‌ هر طريقي‌ ترتيب‌ رساندن‌ خود را به‌ كربلا دادند. آنان‌ جان‌ خود را درمقابل‌ امام‌ حسين‌ (ع) و يا هركس‌ از اعضاي‌ خاندان‌ آسيب‌ ديدة‌ او نهادند. عده‌اي‌ از اين‌دسته‌ به‌ جهت‌ دستگير شدن‌ و يا راه‌ بندان‌ و مراقبت‌ شديد جاده‌ها، نتوانستند در كربلاحضور يابند.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  17. تشکر


  18. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    ويژگي‌هاي‌ روحي‌ و خلقيات‌ كوفيان‌
    آن‌ چه‌ كه‌ مردم‌ اين‌ شهر در برخورد با قيام‌ امام‌ حسين‌ (ع) از خود نشان‌ دادند،برگرفته‌ از خلقيات‌ و ويژگي‌هاي‌ رواني‌ آنان‌ بوده‌ است‌. بدون‌ بررسي‌ و شناخت‌ روحيات‌كوفيان‌، نمي‌توان‌ علل‌ اين‌ گونه‌ عكس‌ العمل‌ آنان‌ را متوجه‌ شد.
    آنان‌ مردمي‌ پر احساس‌ و گرم‌ بودند تا موقعي‌ كه‌ خطر پيش‌ نمي‌آمد، جسور به‌ نظرمي‌آمدند، زبان‌ و عمل‌ ظاهرشان‌ دو تا بود و اعتماد به‌ نفس‌ آنان‌ كار مشكلي‌ بود.ظاهرشان‌ خوب‌ و دل‌ فريب‌ اما دل‌هاي‌ آنان‌ آلوده‌ و پر از نيرنگ‌ بود. تاريخ‌ به‌ خوبي‌ شاهداين‌ مطلب‌ است‌.
    مردم‌ اين‌ شهر در مقاطع‌ مختلف‌، مواضع‌ متفاوتي‌ داشتند. تركيب‌ قبايلي‌ شهر براين‌ تغيير مواضع‌ سريع‌، مؤثر بود. حساسيت‌هاي‌ قبيله‌اي‌ آنان‌ را گرفتار روحي‌ تندخويانه‌كرده‌ بود، به‌ طوري‌ كه‌ با ديدن‌ حادثه‌اي‌، مقطعي‌ تصميم‌ مي‌گرفتند. اين‌ تصميمات‌عمدتاً در جهت‌ منافع‌ قبيله‌اي‌ آنان‌ بود و سبب‌ عدم‌ يك‌پارچگي‌ كوفيان‌ مي‌شد، چيزي‌كه‌ بني‌ اميه‌ بارها از آن‌ بهره‌ گرفتند.
    روحية‌ ترس‌ و وحشت‌ از دشمن‌ و خود باختن‌ در مقابل‌ نيروي‌ مخالف‌ ازويژگي‌هاي‌ ديگر آنان‌ بود. اين‌ مسئله‌، هميشه‌ در شكست‌ها و مغلوب‌ شدن‌ها اثر مهمي‌داشته‌ است‌.

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  19. تشکر


  20. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    11,626
    مورد تشکر
    29 پست
    حضور
    65 روز 10 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    13



    دست‌ خوش‌ احساسات‌ تند شدن‌، پذيرش‌ تحريك‌ آني‌، عاقبت‌ نينديشي‌، اخذتصميم‌ سريع‌ و پشيماني‌ از تصميم‌ گرفته‌ شده‌، تذبذب‌، نظام‌ ناپذيري‌، دنيا طلبي‌،تناقض‌ در رفتار، فريب‌ كاري‌، تمرد بر واليان‌ از مختصات‌ كوفيان‌ است‌. بسياري‌ ازنامه‌هايي‌ كه‌ به‌ امام‌ حسين‌ (ع) نوشته‌ شد، برخاسته‌ از همين‌ ويژگي‌هاي‌ رواني‌ بود.
    آنچه‌ به‌ گوش‌ اين‌ مردم‌ كمتر فرو مي‌رفت‌، سخني‌ بود كه‌ از واقع‌بيني‌ و خيرخواهي‌برمي‌خاست‌ و آنچه‌ را كه‌ به‌ گوش‌ جان‌ مي‌خريدند، گفتاري‌ بود كه‌ عاطفه‌ و احساس‌ راتحريك‌ كند.
    از پايان‌ خلافت‌ عثمان‌ تا موقعي‌ كه‌ مركز خلافت‌ به‌ بغداد منتقل‌ شد و حتي‌ بعد ازآن‌، كوفه‌ آرام‌ ننشست‌. هرگاه‌ حاكمي‌ ستم‌كار و با اقتدار بر سر آنان‌ بود، در خانه‌هامي‌خزيدند و هرگاه‌ ضعف‌ حكومت‌ بر آنان‌ آشكار مي‌گشت‌ به‌ دسته‌بندي‌ و توطئه‌ وسرانجام‌ قيام‌ و شورش‌ برمي‌خاستند. كوفه‌ فقط‌ زماني‌ آرام‌ مي‌گرفت‌ كه‌ افرادي‌؛ چون‌،زياد يا پسرش‌ عبيدالله‌ يا حجاج‌ بن‌ يوسف‌ ثقفي‌ بر آن‌ حكومت‌ مي‌كردند، كه‌ با سياست‌خشن‌ و وحشتناك‌ خود نفسهايشان‌ را در سينه‌ خفه‌ مي‌كردند. بدين‌ گونه‌ فقط‌ استبدادموجب‌ فروكش‌ كردن‌ تنش‌هاي‌ سياسي‌ اين‌ شهر بود و اين‌ ويژگي‌ را در قيام‌ كربلا به‌روشني‌ و وضوح‌ مي‌بينيم‌، تا وقتي‌ نعمان‌ بن‌ بشير حاكم‌ سهل‌گير بر كوفه‌ حكومت‌مي‌كرد، كوفيان‌ در سر، هواي‌ شورش‌ بر بني‌ اميه‌ داشتند. ولي‌ وقتي‌ عبيدالله‌ بن‌ زياد برآنان‌ وارد شد، اكثر كوفيان‌ از نهضت‌ كنار كشيدند. تعبيرات‌ اميرمؤمنان‌(ع) نسبت‌ به‌روحيات‌ كوفيان‌، بسيار گوياي‌ واقعيت‌ آنان‌ است‌. امام‌ علي‌ (ع) در قالب‌ خطبه‌اي‌،دوگانگي‌ شخصيت‌ كوفيان‌ و تذبذب‌ آنان‌ را، ميان‌ حقيقت‌ و ايمان‌ و نفاق‌ و دورنگي‌،ترسيم‌ مي‌كند. محتواي‌ اين‌ خطبه‌ چهرة‌ جامعه‌ كوفه‌ را مي‌نماياند. در نگاه‌ امام‌ (ع)كوفيان‌ به‌ خواري‌ تن‌ در داده‌ بودند و خواري‌ ايشان‌ را دوايي‌ نبود:

    رفيق بي كلك مادر

    قويترين درختان در كوير ميرويند من يك كويريم



  21. تشکر


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود