جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0

    علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)




    علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)
    علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)
    نهم محرم مطابق با تاسوعای حسينی را به عموم
    آزادگان جهان به ويژه دوستداران و عاشقان
    حضرت
    اباعبدالله الحسين وماه بني هاشم آقا اباالفضل العباس
    عليهم السلام وعاشقان و منتظران صاحب
    الزمان تسليت عرض مي کنيم

    علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)

    علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)


    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...





  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)


    حـَسـَب و نـَسـَبـى والاتـر و درخـشانتر از نسب حضرت ، در دنياى حسب و نسب وجود ندارد. عباس از بطن خاندان علوى برخاسته است ، يكى از والاترين و شريفترين خاندانهايى كه بـشـريـت در طـول تـاريـخ خـود شـناخته است ، خاندانى تناور و ريشه دار در بزرگى و شرافت كه با قربانى دادن در راه نيكى و سودرسانى به مردم ، دنياى عربى و اسلامى را يـارى كـرد و الگوهايى از فضيلت و شرف براى همگان بجا گذاشت و زندگى عامه را بـا روح تقوا و ايمان منوّر ساخت . در اين جا اشاره اى كوتاه به ريشه هاى گرانقدرى كه ((قمر بنى هاشم )) و ((افتخار عدنان )) از آنها بوجود آمد، مى كنيم .
    پـدر بـزرگـوار حـضـرت عـبـاس ( عـليـه السـّلام ) امـيـرالمـؤ مـنـيـن ، وصـىّ رسـول خـدا( صـلّى اللّه عـليـه و آله ) در مـديـنـه عـلم نـبـوت ، اوليـن ايـمـان آورنـده بـه پـروردگـار و مـصدق رسولش ، همسر دخت پيامبرش ، همپايه ((هارون )) براى ((موسى )) نـزد حـضـرت خـتـمـى مـرتـبـت ، قـهرمان اسلام و نخستين مدافع كلمه توحيد است كه براى گسترش رسالت اسلامى و تحقق اهداف بزرگ آن با نزديكان و بيگانگان جنگيد.
    تـمـام فـضـيـلتـهـاى دنـيـا در بـرابـر عـظـمـت او نـاچـيـزنـد و در فـضـيـلت و عمل ، كسى را ياراى رقابت با او نيست . مسلمانان به اجماع او را پس از پيامبراكرم ( صلّى اللّه عـليـه و آله ) داناترين ، فقيه ترين و فرزانه ترين كس مى دانند. آوازه بزرگيش در همه جهان پيچيده است و ديگر نيازى به تعريف و توصيف ندارد.
    عـبـاس را هـمـيـن سرافرازى و سربلندى بس كه برخاسته از درخت امامت و برادر دو سبط پيامبر اكرم ( صلّى اللّه عليه و آله ) است .
    مادر گرامى و بزرگوار ابوالفضل العباس ( عليه السّلام ) بانوى پاك ، ((فاطمه دخت حـزام بـن خالد)) است . ((حزام )) از استوانه هاى شرافت در ميان عرب به شمار مى رفت و در بـخـشـش ، مـهمان نوازى ، دلاورى و رادمردى مشهور بود. خاندان اين بانو از خاندانهاى ريـشـه دار و جـليـل القدر بود كه به دليرى و دستگيرى معروف بودند.

    علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)

    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...





  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)
    هفتمين روز محرم فرا رسيد و ميزباني نامهربانانه يزيديان شروع شد. فريادي از لابه لاي شمشيرها آخته و نيزه هاي بر افراشته به گوش همه رسيد:
    قطره اي آب به سپاه حسين و خاندان او نرسد! بگذاريد عطش، و كار حسين و خاندان و سربازان او را بسازد! اين، در حالي است كه تيغ عطش بر عمق جان كودكان و بانوان حرم فرو رفته بود و صداي العطش نوباوگان به گوش مي رسيد.
    ناگاه ناوك نگاه امام به عباس افتاد و با نيم نگاهي پر معنا و تأملي بصيرت آميز مأموريت تهيه آب براي خيمه ها به ابوالفضل(ع) واگذار شد. سي سوار و بيست پياده همراه سقاي كاروان حسين(ع) حركت كردند تا به شريعه فرات دست يابند و به نهر علقمه برسند.
    نافع بن هلال، پيشاني حركت كرد و عباس چون شيري ژيان، دلاور و قوي پنجه،‌ خيره سران سپاه اموي را كنار مي زد. عمروبن حجاج با ترفندي شيطاني قصد سيراب سازي سقاي تشنه لب حسين را داشت؛ اما شور حماسه ابوالفضل(ع) و عهد و پيمان والاي او تمامي حيله هاي دشمن راخنثي نمود و ديري نپاييد كه همراهان غيرتمند و پر شور عباس، همانند فرمانده خود، وارد شريعه شدند مشك هاي آب را با قامتي افراشته به سوي امام حركت دادند. تمام تشنگان از دست سقاي لب تشنه سيراب شدند و اين نهضت گران سنگ و جاودان براي هميشه بر بلنداي قله كرامات عباس چون بيرقي درخشان به اهتزاز در آمد.[۲۶]
    علامه مجلسي قدس سره ماجراي شهادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) را چنين نقل مي كند:
    وقتي كه عباس(ع) تنهايي برادرش حسين(ع) را ديد، به محضرش رسيد و عرض كرد:يا اَخي هَل مِن رُخصَهً؟
    حسين(ع) با شنيدن اين سخن، گريه سختي كرد و چنين فرمود:
    يا اَخي اَنت صاحِبُ لِوائي، ‌وَ اِذا مَضَيتَ تَفَرَّقُ عَسكَري!
    عباس(ع) عرض كرد: سينه ام تنگ گشته و از زندگي خسته شده و به ستوه آمده ام، مي خواهم انتقام خون شهيدان را از اين منافقان بگيرم!
    امام حسين(ع) فرمود: پس برو و براي اين كودكان تشنه، اندكي آب بياور!
    عباس(ع) به طرف شريعه فرات روانه شد و در برابر جمعيت دشمن ايستاد، آنها را موعظه كرد و به آنه هشدار داد؛ ولي انذار و هشدار آن حضرت در دل سياه آن كوردلان اثر نكرد. عباس(ع) نزد برادرش بازگشت و موضوع را گزارش داد. دراين هنگام فرياد العطش كودكان را شنيد. حضرت سوار بر اسب شد، نيزه خود و مشكي را برداشت و به طرف فرات حركت كرد. چهار هزار نفر نگهبان شريعه فرات، سر راه آن حضرت را بستند و آن حضرت را تيرباران كردند، حضرت عباس(ع) با شجاعتي بي بديل بر آنها حمله كرد؛ به طوري كه هشتاد نفر از آنها راكشت. بقيه هم پراكنده شده و عباس(ع) خود را به شريعه فرات رسانيد. حضرت، مشك را پر از آب كرد و بر شانه راستش نهاد و به سوي خيمه ها روانه شد، به اميد آنكه آب را به لب تشنگان برساند. در راه بازگشت، شروع به رجزخواني در ميدان نبرد نمود كه هر فرازي از آنها بيانگر عالي ترين درس هاي شجاعت، ايثار، همت بلند، وفاداري و اخلاص است.
    نگهبانان شريعه به حضرت عباس(ع) حمله كردند. او نيز به آنها حمله كرد و همچنان رجزخواني نمود و به جنگ خود ادامه داد و دشمن را پراكنده نمود. در اين هنگاه، زيد بن وقار – كه در پشت نخله خرما كمين كرده بود – با همياري حكيم بن طفيل، شمشير خود را بر دست راست عباس(ع) فرود آورد و دست راست آن حضرت را قطع نمود.حضرت عباس(ع) شمشير به دست چپ گرفت و در اين حال رجزهايي خواند و همچنان به جنگ ادامه داد. دراين ميان حكيم بن طفيل هم كه درپشت نخله خرما كمين كرده بود، شمشيرش را بر دست چپ آن حضرت فرود آورد كه دست چپش نيز قطع گرديد. عجب اينكه، حضرت عباس(ع) همانند عمويش جعفر طيار، پرچم را به سينه اش چسبانيد و با بازوان قطع شده آن را نگه داشت و دوباره به رجز خواني پرداخت. در آن هنگام ظالمي شقي عمود آهنين بر سرش زد كه آن حضرت از پشت اسب بر زمين افتاد.

    علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)

    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...





  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)
    ماجرای امان نامه

    شمر، كه فرمانده پیادگان قشون عمر بن سعد و از عناصر كلیدى و پلید واقعه كربلا بود، در عصر روز تاسوعا، امان نامه اى از عمر بن سعد براى چهار فرزند رشید و دلاور ام البنین علیهاالسلام یعنى عباس ، عبدالله ، جعفر و عثمان از برادران پدرى امام حسین علیه السلام آورد تا آنان را از سپاه خداجوى و حقیقت طلب امام حسین علیه السلام جدا سازد.


    ام البنین ، همسر حضرت على علیه السلام داراى چهار فرزند دلاور و فداكار بود كه همگى در ركاب برادر و امامشان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام در كربلا حاضر بودند.

    حضرت عباس علیه السلام كه بزرگترین آنان است، از شهرت به سزایى برخوردار بود. وى به خاطر جمال زیبا، قامت موزون ، دلاورى ، غیرت و شجاعت بى مانندش ، به «قمر بنى هاشم» معروف شده بود.
    ام البنین از قبیله بنى كلاب بود كه شمر بن ذى الجوشن نیز به همین قبیله انتساب پیدا مى كرد. بدین جهت در عصر تاسوعا به نزدیكى خیمه گاه امام حسین علیه السلام آمد و با صداى بلند فریاد زد: : «أین بنو اختنا»؛ پسران خواهر ما کجایند؟ ولی آن بزرگواران جواب ندادند.
    امام حسین علیه السلام كه منظور شمر را دانسته بود، به برادران خود فرمود: پاسخ شمر را بدهید. اگر چه او فاسق است و لیكن با شما قرابت و خویشى دارد.
    حضرت عباس علیه السلام كه كانون وفادارى و معدن غیرت بود، بر او بانگ زد: بریده باد دست هاى تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه ات . اى دشمن خدا، ما را دستور مى دهى كه از یاری برادر و مولایمان حسین علیه السلام دست برداریم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاك آنان درآوریم . آیا ما را امان مى دهى ولى براى فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله امانى نیست ؟

    حضرت عباس علیه السلام به همراه سه برادر خود، در جواب فرمودند:چه می گویی؟ شمر گفت : شما خواهرزادگان من هستید. بدانید تا ساعتى دیگر شعله هاى جنگ برافروخته مى گردد و از یاران حسین بن على کسی زنده نمى ماند. من براى شما امان نامه اى از عمر بن سعد آوردم . شما از این ساعت در امان هستید، مشروط بر این كه دست از یارى برادرتان حسین بردارید و تو سپاهیانش را ترك كنید.
    حضرت عباس علیه السلام كه كانون وفادارى و معدن غیرت بود، بر او بانگ زد: بریده باد دست هاى تو و لعنت خدا بر تو و امان نامه ات . اى دشمن خدا، ما را دستور مى دهى كه از یاری برادر و مولایمان حسین علیه السلام دست برداریم و سر در طاعت ملعونان و فرزندان ناپاك آنان درآوریم . آیا ما را امان مى دهى ولى براى فرزند رسول خدا صلى الله علیه و آله امانى نیست ؟
    شمر از پاسخ دندان شكن فرزندان ام البنین، خشمناك شد و به خیمه گاه خویش برگشت.(1)
    هم چنین روایت شده است : در میان سپاه عمر بن سعد، فردى بود به نام «عبدالله بن ابى محل بن حزام » كه برادرزاده ام البنین علیهاالسلام بود. وى هنگامى كه با خبر شد عمه زادگانش (عباس ، عبدالله ، جعفر، عثمان ) در میان سپاهیان امام حسین علیه السلام حضور دارند، امان نامه اى از عمر بن سعد براى آنان گرفت و به واسطه غلامش «كزمان» براى آنان ارسال كرد. كزمان ، فرزندان ام البنین علیهاالسلام را صدا زد و آنان را از امان نامه پسر دایى شان باخبر گردانید. حضرت عباس علیه السلام و برادرانشان به وى گفتند: به پسر دایى ما سلام برسان و بگو كه ما را نیازى به امان نامه شما نیست . امان خدا، بهتر است از امان پسر سمیه.(2)

    پی نوشت:
    1) بحارالانوار، ج 44، ص 391 ؛ منتهى الامال ، ج 1، ص 337.
    2) معالم المدرستین، ج 3، ص 105.


    علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)

    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...





  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)
    شجاعت عباس علیه السلام


    «شجاعت» در اخلاق ارسطو، حد اعتدال و توازن بین صفت جبن و تهوّر است. شخص شجاع، از هرگونه افراط و تفریطی بر كنار و كاملا متین و استوار است و در برابر حوادث ترسناك مقاومت می كند و هیچ جا از خود ضعف و زبونی نشان نمی دهد.

    این كه امام حسین علیه السلام، حضرت عباس علیه السلام را پرچمدار كربلا كرد، به تنهایی، شجاعت، رشادت و كفایت وی را اثبات می كند. آری مسلما عباس علیه السلام اولویتهایی را داشت كه حضرت او را بر دیگران مقدم كرد. پدر و مادر او هر دو شجاع و از تبار پهلوانان بوده اند گرچه نمی شود مولی علی علیه السلام را جز با انبیا و اولیا مقایسه كرد؛ ولی طایفه و قبیله پدری و مادری عباس در میان عرب، از نظر رشادت ممتاز و درخشان است.
    او راه و رسم دلاوری و نبرد را در مكتب پدر آموخت و در صفین و جمل و نهروان پرورش یافت. كربلا نمایشگاه دلیری و دلاوری اوست و عباس علیه السلام در آن جا، انگشت نما و اسطوره مقاومت شد. با حضور او، رشادت شجاعان لشكر كفر در هم فرو ریخت و پا در گل شد وحشت و ترس بر دل آنان خیمه زد و باد لرزه اندامشان را به هر سو كشاند. و عفریت مرگ بر سرشان سایه افكند.
    در جنگ صفین حضرت عباس علیه السلام حضوری شجاعانه داشته او همچون بازویی برای برادرانش بود وهنگامی كه آب فرات به اشغال معاویه درآمد و سپاه علی علیه السلام از آن محروم و ممنوع شد، یكبار سواران برای آزادی آب عملیاتی انجام دادند، ولی موفق نشدند، برای بار دوم امام حسین علیه السلام حمله كرد و توانست آب را آزاد كند

    در یكی از روزهای صفین این حادثه عجیب روی داد: جوانی كه بر صورت خود نقاب زده بود، در برابر معاویه قرار گرفت و مبارز طلبید، چنان آثار شجاعت و هیبت از وجود او آشكار بود كه احدی از شامیان جرات این كه با او نبرد كند را در خود نمی یافت. معاویه كه در تنگنای مخوفی گرفتار شده بود، به مردی به نام «ابن شعثا» دستور داد شتاب گیرد و با جوان ناشناس به نبرد پردازد، او در پاسخ معاویه گفت: مردم مرا با ده هزار سوار برابر می شمارند، چگونه مرا به این جوان مامور می كنی؟
    معاویه گفت: چه كار خواهی كرد؟ گفت: مرا هفت پسر است، یكی از آنها را به جنگ وی می فرستم، تا كارش را تمام كند.
    سپس یكی از فرزندانش را به جنگ فرستاد، طولی نكشید كه فرزند ابن شعثا از پای درآمد. ابن شعثا فرزند دیگرش را فرستاد. او نیز كشته شد؛ سایر فرزندانش نیز یكی پس از دیگری به میدان آمدند و كشته شدند. ابن شعثا ناچار شد كه خود به جنگ جوان ناشناس بیاید، هنگامی كه با وی روبرو شد، گفت: فرزندانم را كشتی؟! به خدا سوگند، پدر و مادرت را به عزایت می نشانم، در جنگ تن به تن، لحظاتی زدوخوردها و كشمكش ها به طول انجامید، ولی سرانجام، جوان ناشناس، او را دو نیم كرد. همه از شجاعت و دلاوری جوان ناشناس در شگفت بودند. در این وقت، امیرالمؤمنین علیه السلام به جوان ناشناس دستور داد كه بازگردد، او بازگشت و نقاب از چهره اش برداشت، علی علیه السلام پیشانیش را بوسید و همه فهمیدند كه او ماه بنی هاشم عباس علیه السلام است.

    از كتب تاریخی بدست می آید كه در جنگ صفین حضرت عباس علیه السلام حضوری شجاعانه داشته او همچون بازویی برای برادرانش بود وهنگامی كه آب فرات به اشغال معاویه درآمد و سپاه علی علیه السلام از آن محروم و ممنوع شد، یكبار سواران برای آزادی آب عملیاتی انجام دادند، ولی موفق نشدند، برای بار دوم امام حسین علیه السلام حمله كرد و توانست آب را آزاد كند. برخی مورخان عقیده دارند، عباس علیه السلام هم در این پیروزی سهم مهمی داشت.(1)
    علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)


    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...





  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    نوشته
    1,464
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    28 روز 7 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    0



    علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)
    ایثار عباس علیه السلام


    اگر نعمت ولایت، باعث اكمال دین است، عباس علیه السلام گام بر قله كمال دین و تمام نعمت نهاد، آن هم در زمانی كه اكثر مردم گرد گوساله های سامری سرگردان اند. او در كنار امامش، گویی در سایه آفتاب بود و امام را مظهر صفات و اراده الهی می دانست و خویش را فانی در راه امامت می دید.
    در شب عاشورا او اولین كسی بود كه به ندای یاری طلبی امام (ع) لبیك گفت . روز عاشورا نیز مسلم بود كه همه یاران اباعبدالله علیه السلام به شهادت می رسند، ولی ایثار ابوالفضل علیه السلام اجازه نداد كه برادران تنی و كوچكترش (عبدالله، جعفر و عثمان) شهید شدنش را ببینند و جگر سوخته و داغدار گردند از این رو ترجیح داد آن گلها مقابل چشمانش پرپر شوند و اجر صبر بر شهادت و مقام معنوی خانواده شهیدان را كسب كند

    حضرت عباس علیه السلام اراده خویش را در اختیار تام امامت می بیند و همه هستی اش را تقدیم امام می كند و همین است معنی ایثار و نثار؛ ایثار یعنی دیگری را بر خود مقدم داشتن. و جز امام حسین علیه السلام كه مظهر اراده الهی است چه كسی سزاوارتر؟ و ابوالفضل علیه السلام همه خواسته های خویش را محو اراده امام كرد؛ او غیرت، شجاعت و توان دشمن كشی بی برنامه، و هجوم گاه و بیگاه را داشت؛ ولی بی اجازه امام، شمشیر نمی زد پست فطرتی های بنی امیه دلش را به درد آورد ولی چون امام سفارش می كرد: «تو بمان، انت صاحب لوایی» (تو علمدار منی) ، صبر پیشه می كرد و خواست خویش را فراموش می نمود تا این كه رخدادهای بی ادبانه دشمن، دل غیرتمند او را به درد آورده و دیگر نتوانست جنایات اموی ها در حق امامش را تحمل نماید و در نهایت نزد حسین علیه السلام آمد و عرض كرد: «قد ضاق صدری و سئمت من الحیاة» (سینه ام تنگی می کند...) (2)؛ ولی با این همه، تسلیم فرمان امامش بود و بالاتر، آن كه او نتوانست سیراب شود و امامش عطشان بماند؛ لذا هنگامی كه خود را به شریعه فرات رسانید و كفی از آب برگرفت تا بنوشد، با یاد جگر تشنه حسین، آب را ریخت و گفت: «ما هذا فعال دینی» این شیوه من نیست!
    در شب عاشورا هم او اولین كسی بود كه به ندای یاری طلبی امام علیه السلام لبیك گفت . روز عاشورا نیز مسلم بود كه همه یاران اباعبدالله علیه السلام به شهادت می رسند، ولی ایثار ابوالفضل علیه السلام اجازه نداد كه برادران تنی و كوچكترش (عبدالله، جعفر و عثمان) شهید شدنش را ببینند و جگر سوخته و داغدار گردند از این رو ترجیح داد آن گلها مقابل چشمانش پرپر شوند و اجر صبر بر شهادت و مقام معنوی خانواده شهیدان را كسب كند و آنان را پیش از خویش، در خون غلطان ببیند.(3)
    همچنین در سه روزی كه در كربلا آب كمیاب بود، قدری آب را سهمیه بندی كردند؛ ولی سه تن: امام، زینب و عباس علیهم السلام حتی از سهمیه خویش استفاده نكردند.(4)
    هرگز تاریخ، چنین صمیمیت و صفایی ندیده است و هرگز در قاموس انسانیت وفایی زیباتر از وفای عباس علیه السلام ثبت نشده است. آری اوست اسوه ایثار و وفا و صفا و نثار و ایثار.
    از این رو امام صادق علیه السلام در زیارتش خطاب به او می فرماید: «اشهد لقد نصحت لله و لرسوله ولاخیك فنعم الاخ المواسی». (شهادت می دهم كه خیرخواهی كردی هم برای دین خدا هم برای فرستاده او و هم برای برادرت، پس تو چه نیكو برادری هستی كه مواسات كردی) (5)
    و این است رمز مقامی كه سایرین به آن غبطه می خورند.


    پی نوشت:

    1) قهرمان كربلا، صص 221 - 228، نقل از كبریت احمر، ج 4، ص 24.
    2) بحارالانوار، ج 45، ص 41.
    3) ارشاد مفید، اعلام الوری .
    4) پیشوای شهیدان، سید رضا صدر، ص 322.
    5) زیارت حضرت عباس علیه السلام.


    علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)

    ولی حیف که ارباب «قتیل العبرات » است؛
    ولی حیف که ارباب« اسیرالکربات» است؛
    ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین بن علی تشنه یار است
    و زنی محو تماشاست ز بالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او درکف گودال
    و سپس آه که «الشمرُ» ...

    خدایا چه بگویم که «شکستند سبو را و بریدند»...
    دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی،
    تو خودت کرب و بلایی؛ قَسَمت می دهم

    آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی... توکجایی...





  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    3,951
    صلوات
    12700
    تعداد دلنوشته
    19
    مورد تشکر
    292 پست
    حضور
    77 روز 5 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    --------علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)

    ---------بـی رکــوع درســـجده
    آمـدپیکـــــــر عباس من
    -------- مشگ وی گریان شدازاین سجده برعباس من


    -------دست ها ازتن جـداشـد در فـراز مرکبـش
    --------تـافـروآمـدبخـاک امـابـه ســرعباس من

    --------ای بـرادرسـوی مـن بشـتاب دریـابی مرا
    --------تـاحسین راداده ازحـالـش خبرعباس من
    ------------ علمدار کربلا(ویژه نامه روز نهم محرم مطابق با تاسوعای حسینی)

    ویرایش توسط علی ولی زاده : ۱۳۹۲/۰۸/۲۳ در ساعت ۰۱:۱۳


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود