صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: صدا زدنِ غیر خدا در قرآن

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    صدا زدنِ غیر خدا در قرآن




    سلام در این قسمت قصد دارم موضوع صدا زدن شخص یا اشخاصی به غیر از خدا رو از دیدگاه قرآن بررسی کنیم .

    آنچه که از دوستان تقاضا می کنم این است که در مقابل آیات قرآن فقط آیات قرآن رو قرار بدن و از نسخ آیات قرآن توسط احادیث بپرهیزند .
    احادیث صرفا جهت تفهیم آیات بیان شوند و سخن هیچ مخلوقی نباید در مقابل سخن خالق قرار بگیرد بلکه باید در زیر سخن خالق باشد و آنرا تایید کند .


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    604
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    10 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0






    با نام الله




    صدا زدنِ غیر خدا در قرآن



    کارشناس:استاد شعیب

    ویرایش توسط حکمت : ۱۳۹۲/۰۸/۲۷ در ساعت ۰۸:۵۳

  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    صدا زدنِ غیر خدا در قرآن




    سلام در این قسمت قصد دارم موضوع صدا زدن شخص یا اشخاصی به غیر از خدا رو از دیدگاه قرآن بررسی کنیم .

    آنچه که از دوستان تقاضا می کنم این است که در مقابل آیات قرآن فقط آیات قرآن رو قرار بدن و از نسخ آیات قرآن توسط احادیث بپرهیزند .
    احادیث صرفا جهت تفهیم آیات بیان شوند و سخن هیچ مخلوقی نباید در مقابل سخن خالق قرار بگیرد بلکه باید در زیر سخن خالق باشد و آنرا تایید کند .

    آیات بسیاری در قرآن وجود دارد که ما را از صدا زدن غیر خدا نهی کرده است .
    اعراف 194 - انعام 40و41 - جن 18 - حج 73 - زمر 38 و ...

    و در مقابل آیاتی هستند که ما را به خواندن خدا امر کرده است .
    غافر 60 « مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم ... » بقره 186 و ...
    و یاری خواستن ( استعانت ) را در آیات متفاوت از خدا و صبر و نماز امر کرده است .

    و برای وسیله جستن ، می فرماید اشخاصی را که می خوانید خودشان به دنبال وسیله می گردند ( اسراء 57 ) . یعنی چطور می توانند وسیله باشند !!

    با این همه آیات و نبودن حتی یک آیه برای خواندن ( توجه بفرمائید صدا زدن ) هر کسی به غیر از خدا ( من دون الله ) چرا ما اشخاصی همانند خودمان ( « امثالکم » کهف 110 ) را صدا می زنیم .
    اعتقاد من بر این است که الگو قرار دادن انسانهای خوب با صدا زدن آنها متفاوت است .

    من هیچ آیه ای مبنی بر اینکه احتیاجی به واسط قرار دادن بین خودمان و رگ گردنمان باشد پیدا نکردم و آنرا دور از مقام باری تعالی دیدم . چرا که واسط در دنیای مادی ما و برای روئسای جاهل و بی خبر از مشکلاتمان بکار می رود ( پارتی بازی ) و از صفات خدا به دور است و برای واسط قرار دادن افراد آبرومند هم چیزی در قرآن پیدا نکردم .

    البته منکر آن نیستم که آیاتی هست که دعای پیغمبر و مومنین را موثر می داند ولی در هیچ کدام نفرموده ما تقاضای دعا را مطرح کنیم ! مثلا می فرماید نزد پیغمبر از خدا تقاضا کنید ( نساء 64 ) . یعنی حتی اگر پیغمبر کنار شما نشسته باز از خدا تقاضا کنید .

    اینها واقعا برای من سوال شده و خواهش می کنم این آیات را با احادیث رد نکنید و اگر آیه ای وجود دارد تا این آیات را تکمیل کند و به ما اجازه بدهد کسی به غیر از خدا را صدا بزنیم و شیطان بر من مسلط شده و نگذاشته من آن آیات را ببینم و بفهمم لطفا آن آیات را بگذارید تا حق ولایت خود بر من را ( توبه 71 ) به انجام رسانیده باشید .

    ممنون


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdi.rezaei نمایش پست
    احادیث صرفا جهت تفهیم آیات بیان شوند و سخن هیچ مخلوقی نباید در مقابل سخن خالق قرار بگیرد بلکه باید در زیر سخن خالق باشد و آنرا تایید کند .

    با سلام و عرض ادب
    انشا الله که در مسیر این تاپیک و همه شئون زندگی تان موفق باشید
    در باره مطلب مذکور باید بگویم که احادیث فقط جنبه تایید آیات را ندارند بلکه در بیشتر مسایل دینی جنبه توضیحی و تفسیری برای آیات را دارند که در بعضی از موارد در نگاه ابتدایی آن را معارض می یابند اما در حقیقت آن حدیث مفسر یا مخصص آن آیه است (مثلا روایات حلیت ربای بین پدر و پسر که مخصص آیات روایات تحریم رباست)
    البته بررسی آیات در کنار روایات نیز نیاز به تخصص دارد که در صورت عدم رعایت قواعد آن به بیراهه خواهیم رفت.
    انشا الله که در این مسیر موفق باشید

    ویرایش توسط مدیر اجرایی : ۱۳۹۲/۰۸/۳۰ در ساعت ۱۶:۳۳
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    11
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    شما می فرمائید که احادیث صرفاً جنبه ی تایید آیات را ندارد . من جمله ی شما را اصلاح می کنم و می گویم احادیث هم جنبه ی تایید آیات را دارند و هم توضیح و تفسیر و تفهیم آیات را .
    در ضمن من هنوز سوالی مطرح نکردم فقط تیتر را گذاشته بودم .
    سوال من این است :
    آیات بسیاری در قرآن وجود دارد که ما را از صدا زدن غیر خدا نهی کرده است . اعراف 194 - انعام 40و41 - جن 18 - حج 73 - زمر 38 و ... و در مقابل آیاتی هستند که ما را به خواندن خدا امر کرده است . غافر 60 « مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم ... » بقره 186 و ... و یاری خواستن ( استعانت ) را در آیات متفاوت از خدا و صبر و نماز امر کرده است . و برای وسیله جستن ، می فرماید اشخاصی را که به غیر از خدا می خوانید خودشان به دنبال وسیله می گردند ( اسراء 57 ) . یعنی چطور می توانند وسیله باشند !! با این همه آیات و نبودن حتی یک آیه برای خواندن ( توجه بفرمائید صدا زدن ) هر کسی به غیر از خدا ( من دون الله ) چرا ما اشخاصی همانند خودمان ( « امثالکم » کهف 110 ) را صدا می زنیم . اعتقاد من بر این است که الگو قرار دادن انسانهای خوب با صدا زدن آنها متفاوت است . من هیچ آیه ای مبنی بر اینکه احتیاجی به واسط قرار دادن بین خودمان و رگ گردنمان باشد پیدا نکردم و آنرا دور از مقام باری تعالی دیدم . چرا که واسط در دنیای مادی ما و برای روئسای جاهل و بی خبر از مشکلاتمان بکار می رود ( پارتی بازی ) و از صفات خدا به دور است و برای واسط قرار دادنِ افراد آبرومند هم چیزی در قرآن پیدا نکردم . البته منکر آن نیستم که آیاتی هست که دعای پیغمبر و مومنین را موثر می داند ولی در هیچ کدام نفرموده ما تقاضای دعا را مطرح کنیم ! مثلا می فرماید نزد پیغمبر از خدا تقاضا کنید ( نساء 64 ) . یعنی حتی اگر پیغمبر کنار شما نشسته باز از خدا تقاضا کنید . اینها واقعا برای من سوال شده و خواهش می کنم این آیات را با احادیث رد نکنید و احادیث را صرفا برای تفهیم آیات بیان کنید نه رد آنها . و اگر آیه ای وجود دارد تا این آیات را تکمیل کند و به ما اجازه بدهد کسی به غیر از خدا را صدا بزنیم و شیطان بر من مسلط شده و نگذاشته من آن آیات را ببینم و بفهمم لطفاً آن آیات را بیان کنید تا حق ولایت خود بر من را ( توبه 71 ) به انجام رسانیده باشید .
    لطفاً اگر پاسخ من را به صورت صریح و روشن ندارید بهتر است از پاسخ دادن صرف نظر کنید تا اینکه بفرمائید « این سوالات نیاز به تخصص دارد و عدم رعایت قواعد انسان را به بیراهه می کشاند »

  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    133
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 15 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    1. آيه شعراء : 128 که می فرمايد : أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ [آيا بر هر بلندي نشانه اي بنا مي كنيد، كه كار عبث و بيهوده اي انجام دهيد؟ ]
    2. آيه جن : 18 می فرمايد : وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا [و اينكه، مساجد (فقط) براي (خواندن) الله است. پس، به همراه الله (در آن) احدي را نخوانيد!]
    3. آيه زمر : 45 می فرمايد :وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ [و زماني كه الله به يگانگيش ياد شد؛ قلب هاي كساني كه به آخرت ايمان نمي آورند؛ مشمئز شد و زماني كه به غير الله كساني (ملحق به او مانند اللَّاتَ وَالْعُزَّى وَمَنَاةَ الثَّالِثَةَ الْأُخْرَى) ياد شد؛ بلافاصله ايشان شاد شدند.]
    4. آيه اسراء : 56 و 57 می فرمايد : قُلِ ادْعُواْ الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرِّ عَنكُمْ وَلاَ تَحْوِيلاً أُولَـئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلَى رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ وَيَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَيَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّكَ كَانَ مَحْذُورًا [بگو! كساني را كه به غير الله گمان كرده ايد، بخوانيد! پس، در برداشتن ضرر از شما و نه در تغير شكلي و برگرداندني توانائي و اختياري ندارند. آنان، (همان) كساني كه (با الحاق به الله) مي خوانند، به سوي پروردگارشان وسيله (آيات الله) را جستجو مي كردند، كه (با اجرای فرمان الله) كدامشان نزديكتر شوند و‌ اميدوار به رحمت الله شوند و از عذاب الله بترسند. يقينًا عذاب پروردگارت امر مخوفي است.]
    5. آيه سبأ : 27 مي فرمايد : قُلْ أَرُونِي الَّذِينَ أَلْحَقْتُم بِهِ شُرَكَاءَ كَلَّا بَلْ هُوَ اللَّهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ [بگو! به من بنمايانيد! كساني را كه به الله شريكانی ملحق كرده ايد. هرگز! (مطلقًا چنين مجوزي داده نشده) بلكه، او الله (احد و وحده به طور مطلق) غالب قدرتمندِ حكيم است]
    6. آيه اعراف : 180 می فرمايد : وَلِلّهِ الأَسْمَاءُ الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا وَذَرُواْ الَّذِينَ يُلْحِدُونَ فِي أَسْمَآئِهِ سَيُجْزَوْنَ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ [و اسماء الحسناي (مخصوص) الله (فقط) براي الله است. پس، به آن (فقط) الله را بخوانيد! و(به الله) واگذاريد! کساني را، كه در اسماء او انحرافاتي (شركي) به وجود مي آورند. به آنچه (در عكس العمل به آيات الله) عمل مي كنند مجازات خواهند شد]
    7. در آيه فاطر : 13 و 14 مي فرمايد :: وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ [و كسانی كه به غیر الله می خوانید، (به اندازه) پوسته نازك هسته خرمائی توانا نیستند. اگر ایشان را بخوانید، خواندن شما را نمی شنوند و اگر می شنیدند، به شما جواب نمی دادند و در روز قیامت به شرك شما بیزاری می جویند.] و همچنين آيات « اعراف : 191-198 »، فرقان : 55، یونس : 18، انعام : 71، سبأ : 22، زمر : 3، انبياء : 66، رعد : 14 و 33، حج : 73، مائده : 76، روم :40 »
    8. بيت هميقداش که بوسيله سليمان از طلا و عالی ترين مصالح ساخته شده بود و برای آوردن طلا و مصالح آن، الله باد را در اختيار سليمان قرار داد، تا طبق آيه سبأ : 12 مسير يک ماهه را در يک روز طی نمايد طبق آيات اسراء : 4-8 در دو سرکشی بني اسرائيل در زمان ارمیا و عيسی به سبب اسم بردن غير الله در آن نابود شد بار اول بوسيله بخت النصر و تمام طلا و آنچه در آن بود به غارت رفت و پس از توبه افرادی چون عزير و دانيال و اشعياء و...و بازگشت به کتاب الله (تورات) فرمان باز سازی بوسيله بنده ای ديگر از الله بدون اينکه خود بداند داده شد و نهايتًا مسجد مورد امامت جماعت زکريا قرار گرفت « مريم : 2-15، آل عمران : 37-41 » ولی به سبب خواندن غير الله بعد از عيسی، بار ديگر به فرمان و خواست الله، بنده ای از او (طيطوس) بدون اينکه خود بداند آن را با خاک يکسان و به مزبله تبديل نمود و هرگز تا قيامت نه بازسازی شود و نه محل آن کشف گردد و فرمان بر مسجد الحرام ساخته شده بوسيله ابراهيم بر پيشگوئی نزول برکت قرآن پايدار و ابدی (در آيه بقره : 129) مقرر گرديد که در آن فقط اسم الله بدون الحاق به احدی خوانده شود. « توبه : 108 »
    9. آيه مائده : 116 می فرمايد : وَإِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَـهَيْنِ مِن دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ [و زماني، الله مي فرمايد اي عيسي پسر مريم! آيا تو به مردم (زمان پيغمبريت) گفتي مرا و مادرم را دو الاه به غير الله بگيريد؟ گويد تو (به طور مطلق) پاك و منـزهي. برای من سزاوار نبود، به اينكه چيزي گفته باشم كه براي من دليلي بر راستي نبود. اگر آن را گفته بودم پس، يقينًا آن را مي دانستي. (به طور مطلق) مي داني كه در درون من چيست و من نمي دانم كه در (برنامه هاي) تو چيست. يقينًا تو (به طور مطلق) دانا به پنهان هائي. ]
    10. عين همين سخن برای پيغمبر اسلام : آيه نحل : 89 می فرمايد :وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَـؤُلاءِ وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ [و در روزي، همراه هر امتي شاهدي را بر ايشان از خودشان وادار مي كنيم و تو (و قرآن) را هم بر آنان (مردم مورد انذار در زمان پيغمبر و انذار شدگان در بعد از پيامبر به سبب « ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ » و پايداری قرآن تا ابد، برای همگان طبق آيه، سبأ : 28 : وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ) شاهدي مي آوريم و بر تو كتاب (قرآن) را براي روشن كردن هر چيزي (در متن قرآن) نازل كرده ايم و هدايت و رحمت و مژده اي (فقط) براي تسليم شدگان (به آيات الله) است.]

    **************
    نتيجه : شايد در مسابقه با « لَّقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ ثَالِثُ ثَلاَثَةٍ وَمَا مِنْ إِلَـهٍ إِلاَّ إِلَـهٌ وَاحِدٌ وَإِن لَّمْ يَنتَهُواْ عَمَّا يَقُولُونَ لَيَمَسَّنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ » هستيم

    [يقينًا كساني كافر شدند كه گفتند، الله سومين سه (الاه)‌ است و(مطلقًا هيچ)الاهی جز الاه واحدي (الله)نيست و اگر از آنچه(شرکی که)مي گويند دست برندارند،يقينًا كساني را از (بين) ايشان كه كافر شدند؛ عذاب دردناكي مي چشاند.]


    لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّـهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ ۖ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّـهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ ۖ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللَّـهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّـهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ ۖ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ ﴿72﴾


    [يقينًا كساني كافر شدند كه گفتند، الله مسيح ابن مريم است و (حال آنكه) مسيح گفته بود، اي بني اسرائيل! (فقط) الله پروردگار من و پروردگارتان را بندگي كنيد! يقينًا هركس به الله شرك قرار دهد. پس، الله براو بهشت را حرام كرده است و جايگاهش آتش (جهنم) است و براي ظالمان هيچ ياري دهنده اي نيست.]

    ویرایش توسط عبد : ۱۳۹۲/۰۹/۰۱ در ساعت ۱۴:۵۵

  9. تشکر


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۰
    نوشته
    453
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 5 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام
    بلی نکته مهمی را دوست عزیز مطرح کردند ونظر بنده حقیر بر این است که برادران سنی مذهبی ما هم این مطالب را مطرح میکننداما لازم به تذکر است که خداوند این کتاب حق را فقط بر عزیزترین انسانهایش یعنی حضرت محمد ص فرستادندوایشان هم فرمودند من برای شما دو چیز بجا میگذارم قران و اهل بیت را.
    حال اگر مطالعاتی در زندگی اهل بیت نماییم به این نکته میرسیم که برای درک این کتاب مقدس به معلم نیاز است و انها در باب شناساندن بهتر این کتاب برای نسلهای استمراری احادیث را بجا گذاشتند و حال اگر ما متوصل به یکی از انها میشویم فقط منظور این است که از راه انها و احترام انها مسیر را کوتاه کرده و از تجربیات و علم انها خود را به خدا برسانیم زیرا که انها بحق درک قران را بهتر از هر کسی در زمانی داشته اند و دارند لذا از خداوند متعال درخاست داریم که اقایمان امام زمان عجل تعالی را نیز هر چه زودتر به ما ملت نادان برسانند تا ما هم ار علم قرانی ایشان بهرها ببریم .
    از حضور شما و تمام بزرگان پوزش میخواهم که مداخله کردم در این باب .
    در پناه حق

  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    502
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    10 روز 22 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    فرزندان یعقوب ع ایشان را وسیله برای استغفار قرار دادند

    در جای دیگر هم خداوند می فرماید اگر کسانی که به خود ظلم کردند نزد تو می امدند تا برایشان استغفار کنی خداوند انها را مورد مغفرت قرار می داد.

    این یعنی توسل. وابتغوا الیه الوسیله.
    یا جناب عمر هم به پیامبر ص و هم به عموی ایشان متوسل شده و طلب باران می کردند.
    یعنی جناب عمر اندازه شما هم اطلاع نداشت یا خود پیامبر ص نمی دانست این شرک است؟

    پیامبر ص امروز از دنیا رفته ، اما خود شما روزی ۵ بار حداقل به او سلام می کنی در نماز یومیه، بعد به ما می گویید پیانبر ص صدای شما را نمی شنود!
    اگر حرف خودت را قبول داری در نمازت به پیامبر ص سلام نکن، زیرا صدایت را نمی شنود!
    ویرایش توسط ناصر یوسف نژاد : ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ در ساعت ۱۰:۴۵

  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با سلام ما بحث را قسمت بندی می کنیم و برای توجه بیشتر دوستان آرام آرام پاسخ می دهیم:
    الف صدا زدم غیر خدا
    قرآن در موارد متعددى، مطلق دعوت غير خدا را عبادت و پرستش او تلقى كرده است; توگويى دعوت و نداى ديگرى با عبادت و پرستش وى برابرند.اينك آيات:
    ( وَان الْمَسَجِدَ للّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللّهِ أَحَداً ).( [1])
    «مساجد و يا سجده گاه ها از آن خداست، پس همراه خدا كسى را نخوانيد».
    ( لَهُ دَعْوَةُ الحَقّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَجيبُونَ لَهُمْ بِشَىْء... ).( [2])
    «دعوت حق خاص خدا است، كسانى كه غير اورا مى خوانند هرگز براى آنان پاسخ نمى گويند».
    ( وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ وَلا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ ).( [3])
    «آنان را كه جز خدا مى خوانيد، نمى توانند شما و نه خود را كمك كنند».
    ( ...وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ما يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِير ).( [4])
    «آنان كه جز خدا را مى خوانيد، پوسته هسته خرمايى رامالك نمى شوند».
    ( إِنَّ الَّذينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ... ).( [5])
    «آنان را كه جز خدا مى خوانيد مانند شما بندگانى هستند».
    ( قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونهِ فَلا يَمْلِكُونَ كَشْفَ الضُّرّ عَنْكُمْ وَلا تَحْويلاً ).( [6])
    «بگو: آنان كه جز خدا هستند بخوانيد، هرگز قادر بر دفع ضرر وبرگردانيدن آنان، از شما نيستند».
    ( أُولئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلى رَبّهِمُ الوَسِيلَة ).( [7])
    «آنان را كه مى خوانيد، خود خواهان وسيله به سوى پروردگار خود هستند».
    ( وَلا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللّهِ ما لا يَنْفَعُكَ وَلا يَضُرُّكَ... ).( [8])
    «جز خدا كسى را مخوان كه نه نفعى به تو مى رساند و نه ضررى».
    ( إِنْ تَدْعُوهُمْ لا يَسْمَعُوا دُعَ آءَكُمْْ... ).( [9])
    «اگر آنان را بخوانيد، صداى شما را نمى شنوند».
    ( وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُوا مِنْ دُونِ اللّه مَنْ لا يَسْتَجيب لَهُ إِلى يَوم الْقِيَمةَ... ).( [10])
    «چه كسى گمراه تر از آن فردى است كه جز خدا را مى خواند كه هرگز به او تا روز قيامت جواب نمى دهد».
    وهابى ها از اين آيات نتيجه مى گيرند كه دعوت اوليا و صالحان پس از درگذشتشان، عبادت و پرستش آنان به شمار مى رود. اگر كسى در كنار قبر پيامبر و يا در نقطه اى دور بگويد: «يا محمد» خود اين ندا و دعوت، عبادت و پرستش اوست.
    صنعانى مى گويد:
    «وقد سمى اللّه الدعاء عبادة بقوله: ( أُدْعُونى أَسْتَجِب لَكُمْ إِنَّ الّذينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادتى )ومن هتف باسم نبي أو صالح بشيء أو قال اشفع لي إلى اللّه في حاجتي أو استشفع بك إلى اللّه في حاجتي أو نحو ذلك أو قال: اقض ديني أو اشف مريضي أو نحو ذلك فقد دعاء ذلك النبي و الصالح والدعا عبادة بل مخها فيكون قد عبد غير اللّه و صار مشركاً إذ لا يتم التوحيد إلاّبتوحيده تعالى في الإلهية باعتقاد أن لا خالق ولا رازق غيره، وفي العبادة بعدم عبادة غيره ولو ببعض العبادات، وعباد الأصنام إنّما أشركوا لعدم توحيد اللّه في العبادة;( [11])
    قرآن، مطلق دعوت و نداى غير خدا را عبادت خوانده است، به گواه اين كه در آغاز آيه مى گويد: ( أُدْعُونى أَسْتَجِب لَكُمْ ) و در ذيل آيه مى گويد يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادتى ) بنابر اين هر كسى پيامبر و يا شخص صالحى را بخواند يا بگويـد: درباره ى حاجت من شفاعت كن. يا بگويد: از تو درباره ى حاجت خود طلب شفاعت مى كنم. يا بگويد: قرض مرا ادا بنما، يا بيمارم را شفا بده و مانند اين ها، در اين صورت اين شخص با اين گفتار او را عبادت كرده است. و حقيقت پرستش جز خواندن چيزى نيست، در نتيجه چنين دعوت گرى، غير خدا را پرستيده و مشرك شده است، زيرا بايد توحيد ربوبى كه (جز خدا را رازق و خالقى نيست) با توحيد عبادت كه غير او را نپرستيدن است همراه باشند، شرك بت برستان تنها همين بود كه غير او را مى پرستيدند».
    پاسخ
    شكى نيست كه لفظ دعا در لغت عرب به معناى ندا و خواندن، وواژه ى عبادت به معناى پرستش است. و هرگز نمى توان اين دو لفظ را با هم مترادف و هم معنا شمرد; يعنى نمى توان گفت هر ندا و درخواستى عبادت و پرستش است، زيرا:
    اوّلاً: در قرآن مجيد لفظ دعوت درمواردى به كار رفته است كه هرگز نمى توان گفت مقصود از آن عبادت است; مانند:
    ( قالَ رَبِّ إِنِّى دَعَوتُ قَومى لَيْلاً وَنَهاراً ).(
    [12])
    «گفت: پروردگارا! من شب و روز قوم خودم را (به سوى تو) دعوت كردم».
    آيا مى توان گفت مقصود نوح اين است كه من قوم خود را شب و روز عبادت كردم؟
    ( ...وَما كانَ لِى عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطان إِلاّ أَنْ دَعَوتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لى... ).(
    [13])
    («شيطان مى گويد من بر شما تسلطى نداشتم جز اين كه شما را (به كارهاى زشت) دعوت كردم، شما نيز اجابت كرديد».
    آيا كسى احتمال مى دهد كه مقصود از دعوت شيطان اين است كه شيطان پيروان خود را پرستيد؟ در صورتى كه اگر پرستش باشد از طرف پيروان شيطان است نه از طرف خود شيطان.
    در اين آيات و ده ها آيه ى ديگر، كه از نقل آن ها خوددارى مى شود، لفظ دعوت در معناى غير عبادت و پرستش به كار رفته است، از اين جهت نمى توان گفت: دعوت و عبادت مترادف يكديگرند. و اگر كسى از پيامبر يا مرد صالحى استمداد كرد و آنان را خواند، در اين صورت آنان را عبادت نكرده است، زيرا دعوت و ندا اعم از پرستش است.(
    [14])
    ثانياً: مقصود از دعا در مجموع اين آيات، مطلق خواندن نيست، بلكه دعوت خاصى است كه مى تواند با لفظ پرستش مرادف باشد، زيرا مجموع اين آيات درباره ى بت پرستانى وارد شده است كه بت هاى خود را خدايان كوچكى مى پنداشتند كه برخى از شئون الهى به آنها سپرده شده و در كار خود يك نوع استقلال دارند. ناگفته پيداست كه خضوع و تذلل يا هر نوع گفتار و رفتار در برابر موجودى به عنوان خداى بزرگ و يا خداى كوچك از اين نظر كه او «اللّه» و «رب» و مالك امور شفاعت و مغفرت است، عبادت و پرستش خواهد بود.
    شكى نيست كه خضوع بت پرستان و دعا و استغاثه ى آنان،در برابر بت هايى بود كه آن ها را به عناوين مالكان حق شفاعت و ... توصيف مى كردند و آن ها را متصرف مستقل در امور مربوط به دنيا و آخرت مى شناختند. و ناگفته پيداست كه در اين شرايط هر نوع دعوت و درخواستى از اين موجودات، عبادت و پرستش خواهد بود.روشن ترين گواه بر اين كه دعوت و خواندن آنان با اعتقاد به الوهيت آنان همراه بود، آيه ى زير است:
    ( ...فَما أَغْنَتْ عَنْهُمءَالِهَتُهُمُ الَّتى يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ مِنْ شَىْء... ).(
    [15])
    «خدايانى كه جز خدا مى پرستيدند، آنان را بى نياز نساخت».
    بنابر اين،آيات مورد بحث ارتباطى به محل بحث ما ندارد. موضوع بحث ما درخواست بنده اى از بنده ى ديگر است كه نه او را اله و رب مى داند و نه مالك و متصرف تام الاختيار در امور مربوط به دنيا و آخرت، بلكه او را بنده ى عزيز و گرامى خدا مى شناسد كه او را به مقام رسالت و امامت برگزيده ووعده داده است كه دعاى او را درباره ى بندگان خود بپذيرد. آن جا كه فرموده است:
    ( ...وَلَو أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَآؤكَ فَاسْتَغْفَروا اللّه وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّه تَوّاباً رََّحيماً ).(
    [16])
    «اگر آنان وقتى بر خويشتن ستم مى كردند، به نزد تو مى آمدند و از خدا درخواست آمرزش مى كردند و پيامبر نيز براى آنان طلب آمرزش مى كرد، يقيناً خدا را توبه پذيرو رحيم مى يافتند».
    ثالثاً: درخود آيات ياد شده گواه روشن است كه مقصود از دعوت، مطلق درخواست كار و حاجت نيست، بلكه دعوت عبادتى و پرستشى است. از اين جهت در يك آيه پس از لفظ «دعوت» بلافاصله از همان معنا به لفظ عبادت تعبير آورده است; مانند:
    ( وَقالَ رَبّكُم ادْعُونى أَسْتَجِب لَكُمْ إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِرونَ عَنْ عِبادَتى سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ ).(
    [17])
    «پروردگار شما به شما گفت مرا بخوانيد تا درخواست شما را اجابت كنم، آنان كه از پرستش من سرباز مى زنند وارد دوزخ مى شوند».
    با دقت نظر در آغاز آيه، لفظ ( ادْعُونى )و در ذيل همان آيه، لفظ ( عبادَتى ) به كار برده شده است. و اين گواه روشن است كه مقصود از اين دعوت، درخواست ويا ناله و استغاثه خاص در برابر موجوداتى بود كه آن ها را به صفات الهى شناخته بودند.
    سيد ساجدين، امام زين العابدين (عليه السلام)، در دعاى خود مى فرمايد:
    «فسميت دعاك عبادة و تركه استكباراً و توعدت على تركه دخول جهنم داخرين». (
    [18])
    «خواندن خود را پرستش ناميدى و ترك آن را كبر ورزى و به تاركان آن وعده ورود در آتش در حالت ذلت دادى».
    و گاهى در دو آيه كه به يك مضمون مى باشند در يك جا لفظ عبادت و در ديگرى لفظ دعوت وارد شده است; مانند:
    ( قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرّاً وَلا نَفْعاً... ).(
    [19])
    «بگو: آيا جز خدا چيزى را مى پرستيد كه براى شما زيان و سودى را مالك نيست».
    و در آيه ى ديگرى مى فرمايد:
    ( قُلْ أَنَدْعُوا مِنْ دُونِ اللّهِ ما لا يَنْفَعُنا وَلا يَضُرُّنا... ).(
    [20])
    «بگو: آيا جز خدا، موجودى را بخوانيم كه براى ما سود و زيانى ندارد».
    در آيه ى ديگرى مى فرمايد:
    ( ...وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ ما يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِير ).(
    [21])
    «آنانى كه غير او را مى خوانند،مالك پوسته هسته خرما نيستند».
    در اين آيه لفظ ( تَدْعُونَ ) به كار رفته، در حالى كه در آيه ى ديگرى كه به همين مضمون است لفظ ( تَعْبُدُونَ ) به كار برده شده است.
    ( ...إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ لا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقاً... ).(
    [22])
    «آنان را كه جز خدا مى پرستند، مالك رزق شما نيستند».
    گاهى در يك آيه، هر دو لفظ وارد شده و در يك معنا به كار رفته است:
    ( قُلْ إِنِّى نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ... ).(
    [23])
    «بگو: ممنوع شده ام آن ها را بپرستم كه شما آنها را مى خوانيد (مى پرستيد)».(
    [24])
    از خواننده ى گرامى درخواست مى كنيم كه به «المعجم المفهرس» ماده هاى «عبد» و «دعا» مراجعه كند تا مشاهده نمايد كه چگونه يك مضمون در آيه اى به لفظ عبادت و در آيه ى ديگر همان مضمون به لفظ «دعوت» وارد شده است و اين خود گواه بر اين است كه مقصود از دعوت در اين آيات، عبادت و پرستش است نه مطلق ندا و صدا كردن.
    شما اگر مجموع آيات قرآن را كه در آن ها لفظ دعوت در معناى عبـادت به كار رفته است، به دقت بررسى كنيـد، خواهيد ديـد كه اين آيات يـا دربـاره ى خداى بزرگ جهان است كه همه ى موحدان به الوهيت و ربوبيت و مالكيت و... او اعتراف دارند يا در مورد بت ها است كه پرستش گران، آن ها را خدايان كوچك و مالكان مقام شفاعت مى دانستند. در اين صورت استدلال با اين آيات براى مورد بحث كه دعوت يكى از اوليا و استغاثه ى فردى از يكى از آنان، با هيچ يك از اين صفات قرين و همراه نيست، به راستى شگفت آور است!
    آگاهى از عقايد بت پرستان عصر رسالت به روشنى از روى اين حقيقت پرده بر مى دارد. (
    [25])

    [1] . جن/ 18.
    [2] . رعد/14.
    [3] . اعراف/ 197.
    [4] . فاطر / 13.
    [5] . اعراف/194.
    [6] . اسراء /56.
    [7] . اسراء/ 57.
    [8] . يونس/106.
    [9] . فاطر/14.
    [10] . احقاف/ 5.
    [11] . صنعانى، تنزيه الاعتقاد، به نقل از كشف الارتياب، ص 274.
    [12] . نوح/ 5.
    [13] . ابراهيم/22.
    [14] . از نظر نسبت گيرى ميان خواندن و پرستش عموم و خصوص من وجه است در مورد استمداد از غير به عنوان عامل متكى به خدا دعوت صدق مى كند، نه عبادت امّا در ستايش هاى فعلى و عملى مانند ركوع وسجود، كه همراه با اعتقاد به الوهيت طرف است عبادت صدق مى كند، نه دعا و نيز در مواردى مانند نماز، هر دو صدق مى كند.
    [15] . هود /101.
    [16] . نساء/64.
    [17] . غافر/60.
    [18] . صحيفه سجاديه، دعاى 45 و مقصود آيه 60 سوره غافر است.
    [19] . مائده/76.
    [20] . انعام/ 71.
    [21] . فاطر/ 13.
    [22] . عنكبوت/17.
    [23] . انعام/ 56.
    [24] . به همين مضمون است آيه 66 سوره غافر.
    [25] . منشور جاويد، ج 2، ص 472 ـ 480 .

    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۲/۰۹/۰۲ در ساعت ۱۰:۲۱
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)


  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    نوشته
    405
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    8 روز 7 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط mahdi.rezaei نمایش پست
    آیات بسیاری در قرآن وجود دارد که ما را از صدا زدن غیر خدا نهی کرده است
    شکی نیست که خواندن "من دون الله" جایز نیست و قرآن کسانی که "من دون الله" را می خوانند مذمت می کند.

    «قُلْ أَ رَأَیْتُمْ شُرَكاءَكُمُ الَّذینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَرُونی‏ ما ذا خَلَقُوا مِنَ الْأَرْضِ[فاطر/40] بگو این شركایى كه به جاى خدا مى ‏خوانید به من بگویید ببینم چه چیزى از زمین را آفریده‏ اند؟»

    اما "من دون الله" چه معنایی دارد؟ آیا هر اسمی جز اسم "الله" و سایر نام های او "من دون الله" شمرده می شود؟

    قرآن می گوید "من دون الله" سرپرستی وجود ندارد:

    «لا یَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِیًّا وَ لا نَصیراً[نساء/173] براى خود، غیر از خدا، سرپرست و یاورى نخواهند یافت.»

    و هر کسی که " من دون الله" را سرپرست خود بگیرد، مانند عنکبوتی است که سست ترین خانه ها را دارد:

    «مَثَلُ الَّذینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ[عنکبوت/41] مثَل كسانى كه غیر از خدا را اولیاى خود برگزیدند، مثَل عنكبوت است كه خانه ‏اى براى خود انتخاب كرده.»

    و از سویی قرآن غیر الله را سرپرست بر حق و لازم معرفی می کند:

    «إِنَّما وَلِیُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ[مائده/55] سرپرست و ولىّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها كه ایمان آورده ‏اند همانها كه نماز را برپا مى ‏دارند، و در حال ركوع، زكات مى‏ دهند.»

    کسی که به دنبال حقیقت است، با دقت در همین آیات می یابد که منظور از " من دون الله" هر اسمی غیر از اسم خدا نیست، بلکه هر امری است که در عرض خدا قرار گرفته و خواندن او با خواندن خدای متعال منافات دارد.

    «وَ یَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ ما لَیْسَ لَهُمْ بِهِ عِلْمٌ[حج/71] آنها غیر از خداوند، چیزهایى را مى‏ پرستند كه او هیچ گونه دلیلى بر آن نازل نكرده است، و چیزهایى را كه علم و آگاهى به آن ندارند!»

    اما کسانی که تمسک به آنها، در طول تمسک به خدای متعال قرار گرفته، یعنی تمسک به آنها، در مسیر تمسک به خدای متعال است، و دلیل منطقی برای تمسک به آنها وجود دارد، "من دون الله" شمرده نمی شوند. مانند رسول (ص) که مومنان باید برای کسب مغفرت او را بخوانند و واسطه اش قرار دهند:

    «لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً[نساء/64] اگر این مخالفان، هنگامى كه به خود ستم مى‏ كردند (و فرمانهاى خدا را زیر پا مى‏ گذاردند)، به نزد تو مى‏ آمدند و از خدا طلب آمرزش مى‏ كردند و پیامبر هم براى آنها استغفار مى ‏كرد خدا را توبه پذیر و مهربان مى‏ یافتند.»

    برای همین قرآن برای شرک باطل، قید عدم داشتن دلیل را ذکر می کند:

    «تُشْرِكُوا بِاللَّهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً[اعراف/33] چیزى را كه خداوند دلیلى براى آن نازل نكرده، شریك او قرار دهید.»

    و در جایی که دلیل الهی وجود دارد، نامی غیر خدا می تواند در کنار نام خدا قرار گیرد و هیچ باطلی نیز رخ ندهد. که در قرآن مکرر نام رسول (ص) در کنار نام خدا قرار گرفته است:

    «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ منکم[نساء/59] اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید! اطاعت كنید خدا را! و اطاعت كنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیاى پیامبر] را!»

    این کار هیچ اشکالی ندارد، چرا که رسول (ص) جدای از خدا و "من دون الله" شمرده نمی شود:

    «مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ[نساء/80] کسى كه از پیامبر اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده»

    بنابراین خواندن غیر خدا با خواندن "من دون الله" فرق می کند و "من دون الله" جایی است که مسیری غیر الهی پیموده می شود. اما آنجا که مسیر، مسیر الهی است، غیر الله، شرک نیست. همانگونه که در طواف به دور کعبه، دچار شرک نیستیم. و همانگونه که در بوسیدن حجر الاسود، به دنبال غیر خدا نبوده ایم و همه اینها در دین ما، جزئی از پرستش الله است.
    الهي كفي بي عزا ان اكون لك عبدا و كفي بي فخرا ان تكون لي ربا انت كما احب فاجعلني كما تحب
    معبودا بس است مرا اين عزت كه بنده توام و بس است مرا اين افتخار كه تو پروردگار مني.
    تو چناني كه دوست ميدارم مرا چنان كن كه دوست ميداري.
    امام علی (علیه السلام)

  14. تشکر


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود