صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقد برهانهای اثبات وجود خدا

  1. #1
    بی خدا
    شروع کننده موضوع

    نقد برهانهای اثبات وجود خدا




    در این شماره بی خدایان آخرین قسمت از سلسله مقالات در رد برهانهای اثبات وجود خدا را تقدیم خوانندگان عزیز می کنم. آخرین قسمت مربوط به پاسخ به خداپرستان در مورد احساس و عواطف درونی انسان، و رابطه این احساسات با اثبات وجود خدا می باشد. تقریبا چهار برهان "پاسخ به امیال درونی انسان"، "احساس کردن خدا"، "فطرت خداجوی انسان"، و "نیاز به پرستش" که در این مورد وجود دارند و مورد بررسی قرار می گیرند.
    شاید از یک دیدگاه رد کردن این برهان بسیار راحت و از دیدگاه دیگر بسیار سخت باشد. راحت چون این برهان ها دارای پایه به اصطلاح علمی و فلسفی نیستند و سخت چون مفاهیم خدا و دین و ... دارای دم و دستگاه تبلیغ هستند و این مفاهیم برای توده مردم "درونی" شده اند و در افتادن با این برهانها سختتر از بقیه هستند. به ترتیب برای رد این برهان ها باید این استدلال ها را به کار برد :

    برهان پاسخ به امیال درونی: این برهان می گوید به ازای هر میل درونی انسان پاسخی بیرونی وجود دارد. مثلا برای تشنگی که میل آب خواستن درونی است، آب وجود دارد. در ما گرایش به خدا وجود دارد پس خدا وجود دارد. این برهان از دو جزء متفاوت ساخته شده است. یکی اینکه انسان به خدا گرایش دارد و دوم اینکه این گرایش ما به ازای خارجی دارد. اولا که جمله در هر انسانی گرایش به خدا وجود دارد دروغ کاملا بی اساسی است مثال نقض آن هم نویسنده همین سطور و دیگر نویسندگان بیخدایان است که هیچ گرایشی به خدا ندارند و می خواهند جلوی مضرات اعتقاد به خدا را هم بگیرند.
    اما آنچه باعث می شود عده ای این حرف را باور کنند بازنمایی رفتار اجتماعی از هر انسان است که دلیل آن خواسته های اجتماعی است. مطمئن باشید در جامعه ای مانند ایران که مذهب حکومت می کند و اسلام سیاسی حاکم است همواره برای خدا تبلیغ می شود و این تبلیغات ایده ای را در ذهن افراد شکل می دهد. در ضمن وجود این ایده نمی تواند چیزی را ثابت کند زیرا این ایده در محیطی اجتماعی شکل گرفته است و ربطی به امیال درونی ندارد.
    زیرکی دیگری که در بیان این برهان از آن استفاده شده است ربط دادن ایده خدا به امیال بیولوژیکی نظیر تشنگی، گرسنگی و میل جنسی است و قصد بیان کننده آن طبیعی جلوه دادن وجود این ایده در ذهن انسان است. بعضی دیگر از متکلمان اسلامی که پا را فراتر گذاشته و کاملا حوزه های وجودی انسان را با این "ایده با زور فرو رفته در ذهن" قاطی کرده اند و می خواسته اند با اختلاط این حوزه ها توشه ای برای اثبات ببندند. مثلا این حرف چقدر بی اساس است که "عشق و دوست داشتن انسان و گرایش عاطفی آن به جنس مخالف حس ناقصی از عشق الهی است." باور کنید که خداپرستان با بی شرمی تمام از این جمله در اثبات خدایشان سود می بردند !
    از طرف دیگر بر فرض محال که فسمت اول برهان درست باشد و گرایش به خدا در انسان وجود داشته باشد، چطور می توان ثابت کرد که ما به ازای خارجی آن وجود دارد ؟ مثال معروف میل به پرواز در انسان را در نظر بگیرید. انسان همیشه میل به پرواز داشته است اما ما به ازای خارجی آن چیست ؟ شاید کسی هواپیما را نشان دهد. در این صورت متوجه می شویم که انسان برای ارضای میل خود ما به ازای خارجی آن را "ساخته" است. پس اگر گرایش به خدا داشته باشد، آنرا هم ساخته است !
    در حالت کلی این میل در معنای عام وجود ندارد بلکه کسی که این حس را در خود پیدا می کند تسلیم تبلیغات نظام حاکم و مذهب سیاسی در موقعیتی اجتماعی دارد. این میل نشانه وجود چیزی خارج از ذهن نیست و تنها نشان می دهد که لجن پراکنی های هر روزه مذهب سیاسی چه تاثیر شگرفی در انقیاد ذهنی افراد یک جامعه دارد.

    برهان احساس کردن: "ما وجود خدا را به وضوح در زندگی مان احساس می کنیم. پس خدا وجود دارد". من فکر نمی کنم که کسی تاکید زیادی روی این برهان داشته باشد اما به تجربه به من ثابت شده است که خداپرستان وقتی تمام درها را برای اثبات خدای ساختگی شان بسته می بینند به این برهان متوسل می شوند. دقت کنید که در مقابل این برهان می توان گفت که ما هم عدم وجود خدا را احساس می کنیم پس خدا وجود ندارد. اما اینطور جواب دادن مشکل ذهنی به وجود آمده را حل نمی کند. در واقع احساس نمی تواند ملاک وجود یا عدم وجود چیزی باشد زیرا قسمت بزرگی از آن ساخته عادت و خواسته های محیط است.
    متاسفانه کودکان در جامعه امروزی مصون از تبلیغات اسلامی و مذهبی نیستند و همواره با این باورهای دینی بمباران می شوند. از روزی که به دنیا می آیند و در گوششان اذان می خوانند در واقع از همان لحظه شروع زندگی تبلیغات خدا هم زاییده می شود. وقتی که کودک اطراف اش را شناخت، در خانواده، تلویزیون، محیط مدرسه، و بعدها در دانشگاه و به نوعی تا آخر زندگی این تبلیغات با او خواهد بود تا لحظه ای احساس نکند که "خدا وجود ندارد." دوستی می گفت رسانه های دولت های حاکم چیزی را تبلیغ می کنند که هنوز هم بیم آن می رود که مردم آنرا فراموش کنند. این جمله دقیقا در مورد خدا و دین و مذهب صدق می کند.

    برهان فطرت: برهان فطرت می گوید باور به خدا در تمامی زمان ها و در تمام سرزمینها به نوعی بروز می کند پس نشان دهنده وجود خداست و نمی تواند دروغ باشد.
    اولا که مصداق هایی که در تاریخ بر خداپرستی دلالت می کند بیش از اشتراک دارای افتراق بوده اند. مثلا قبیله ای که گاو می پرستیده اند را با خدای مسلمانان مقایسه کنید. حتی مسلمانان بقیه را برای نوع خدایانشان مستحق مرگ می دانند. پس می بینید که آن قدر ها هم که تبلیغ و ترویج می شود در تاریخ جوامع گذشته چیزی به اسم باور خدا وجود نداشته است. اما اگر هم وجود داشته چه دلیلی بر ادامه دادن راه آنان در سیاهی و گمراهی است ؟!
    بیایید ببینیم اصولا فطرت چیست ؟ آنچه که ما باورهای فطری می دانیم در واقع هنجارهای اجتماعی هستند که وجود دارند و ما از آن پیروی می کنیم. فرض کنید در یک جامعه هنجار لباس پوشیدن به صورتی بود که باید کتف چپ حتما معلوم بود. بعد از گذشت چندین سال این به عنوان یک عادت و هنجار اجتماعی رعایت می شد و انسان هایی که هزار سال بعد در همان جامعه هم بودند از این رسم پیروی می کردند و آنرا به ذات و فطرت خود ربط می دانند و برای آن هزار دلیل می تراشیدند. این داستان دقیقا برای خدا و اثبات وجود او توسط خداپرستان گفته می شود و باید به جنگ این برهان با مصون نگه داشتن جامعه از ترویج و تبلیغ خدا، مخصوصا بر روی کودکان رفت .
    برهان پرستش: این برهان نیز بیان می کند که در انسانها میل به پرستش وجود دارد و باید مابه ازای خارجی آن وجود داشته باشد. این برهان حالت خاص همان برهان امیال درونی است که در بالاتر به آن پرداختم و دقیقا همان نقدی که به آن برهان وارد است برای این هم می توان مطرح کرد و آنرا رد کرد.
    ویرایش توسط fatememeshkat : ۱۳۸۷/۰۶/۱۱ در ساعت ۰۹:۵۰


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۷
    نوشته
    445
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    13 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سفسطۀ پهلوان پنبه(نسبت دادن ادعای نکرده به طرف مقابل). از بین این به اصطلاح برهانها فقط برهان فطرت را ما مطرح میکنیم و این برهان هم یک برهان منطقی و فکری نیست بلکه برهانی عرفانی است و بین عرفا باب است.

    پاسخ به شبهات شما در مورد برهان فطرت هم در اینجا امده است:

    http://antimajus.blogfa.com/post-30.aspx

    http://antimajus.blogfa.com/post-31.aspx



  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    259
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    109
    آپلود
    206
    گالری
    7



    بسم الله الرحمن الرحیم


    جناب آقای بی خدا:
    بسیارند کسانی که وقتی نمی توانند تصوری از خدا داشته باشند، وجود خدا را انکار می کنند.
    در چنین مواردی باید اطمینان داد و گفت هیچ کس نمی تواند خدا را تصور کند، و اصلا نباید به دنبال آن بود که خدا را تصور کنیم. در عوض باید بدانیم سختی پذیرش عدم امکان تصور خدا، هرگز سخت تر از آن نیست که عالمی منهای خدا را تصور کنیم.
    اثبات وجود خداوند خیلی ساده، و همچنین خیلی واضح و روشن است. با مطالعه در عالم هستی و دیدن این همه موجودات خلق شده، و مطالعه در طبیعت، مانند آسمان و زمین و دریا و كهكشانها، و به طور كلی دیدن موجودات و مخلوقات دیگر، به هر انسان عاقل و متفكری می فهماند كه این همه موجودات باید آفریننده و خالقی داشته باشند و نمی شود كه بدون علت، و از سر اتفاق خلق شده باشند.
    از طرفی با دقت كردن در این نظم بی نظیری است كه در سراسر عالم وجود دارد، كه یكی از موارد ساده آن كه ما هر روزه با آن برخورد می كنیم پشت سر هم آمدن شب و روز است، بدون اینكه خللی در نظم و ترتیب آنها به وجود آید. این نظم بی نظیر خود حاكی از ناظم و خالقی مدبر و حكیم دارد.
    از اثر پی به مؤثر بردن، و از معلول به علت رسیدن، یك شیوه استدلال است. بعنوان مثال شما با دیدن دود می گوئید جایی آتش رونش كرده اند، یعنی بدون اینكه آتش را ببینید. حكم به بودن آن می كنید چرا كه با دیدن اثر(دود) پی به وجود مؤثر(آتش) برده اید. اكنون با دیدن نظام عظیم آفرینش ـ این مجموعه ای كه انسان و حیوان و نبات و جماد و… را در بر می گیرد ـ با نظم دقیق و موزون خود و همه آیات و نشانه هایی كه وجود دارند، آیا می توان در وجود خداوند شك كرد؟!! با اندك دقتی می توان به وجود خداوند و آفریننده ای برای این عالم هستی پی برد.
    در ادامه به دو نكته توجه كنید:
    1ـ ما در اثبات وجود خدا لزوما نمی بایست به دنبال ادله عقلی ـ به معنای فلسفی آن ـ باشیم؛ كه گاه ممكن است به عنوان دلیل عقلی یك بیان قابل خدشه، ولی در عین حال دلیل وجدانی خوبی برای اقناع و ایمان ما باشد. مثلا همین دلیل اخیر كه به اعتقاد نگارنده بهترین دلیل برای اثبات وجود خدا است ـ یعنی دلیل نظم ـ به این بیان مورد خدشه واقع شده كه اگر همه عوامل موجود در عالم را تبدیل به طاس های بازی كنیم میلیاردها میلیارد طاس خواهیم داشت. دلیل نظم می گوید نظم عالم بدین معنا است كه این میلیارها میلیارد طاس كه ریخته شده همه شش آمده اند. و همین ثابت می كند كه خدایی هست كه همه را شش آورده، والا با ریختن طاس ها همه شش نمی آید. مستشكل در اینجا می گوید: آیا از نظر عقلی محال است كه ما میلیاردها میلیارد طاس را بریزیم، و همه شش بیایند؟ البته نه؛ پس دلیل نظم مخدوش است. جواب این بیان آن است كه احتمال آن كه میلیاردها میلیارد طاس همگی شش بیایند چقدر است؟ احتمال آن كسری است كه صورت آن یك و مخرج آن عددی است بزرگتر از میلیاردها میلیارد میلیارد میلیارد. یعنی احتمالی به كوچكی چیزی كه تصورش هم بسیار بسیار سخت است. در نقطه مقابل احتمال این كه خالقی آن را تنظیم كرده باشد كسری است حاصل تفریق آن كسر مزبور از عدد یك؛ یعنی احتمالی بسیار بسیار بزرگ. حال یك انسان در دو راهی ایمان و كفر، وجدان انسانیش به او چه می گوید؟ آیا جانب آن احتمال كم را بگیرد یا جانب این احتمال قریب به یك را؟
    دوست عزیز! بدون آن كه بخواهیم ادله برهانی بر وجود خدا را نفی كنیم، ما انسانها بر اساس وجدان انسانی خود تصمیم می گیریم، و تصمیم وجدان انسان در این مقامات واضح است. تخلف از این قضاوت حتما عامل خارجی ـ هوا و هوسی و یا القاء شبهه ای و یا انكار بدیهی ای ـ دارد؛ والا در حال عادی انسان با وجدان خود به مخالفت برنمی خیزد. انكار در این موارد، در حقیقت درگیری با خود است! به اعتقاد نگارنده اولین عاملی كه بذر ایمان را در دل انسان ها ـ همه انسانها ـ می كارد، این استدلال و مشابهات آن است، و نه استدلالهای عقلی كه پس از طی مقدمات پیچیده عقلی بدان می رسیم، یا نمی رسیم. به عبارت دیگر، این اولین اماره و آیت وجود خدا برای همه انسانها بوده است؛ و به همین خاطر در قرآن بر دلیل نظم تأكید شده و نه بر براهین مشكل فلسفی. امیدواریم توانسته باشیم منظور خود را در این مطلب بیان كنیم.
    2ـ در زمینه وجود داشتن خالق و آفریننده، كمتر كسی است كه به طور كلی وجود خداوند را انكار كند، بلكه آنها هم كه در مسأله الوهیت اختلاف دارند مانند منكرین دین و یا مادیگرایان، هر كدام قائل به موجودی به عنوان خدا هستند، منتهی خدایی مطابق با اعتقاد خود. به عبارت دیگر كمتر كسی منكر وجود خدا است، تنها در اوصاف آن خدا اختلافاتی هست. یكی آن را در قالب بتی خلاصه می كند، و دیگری نه.

    جناب بی خدا،شما بی خدا نیستید،همان خدای جهانیان خدای شما نیز هست،ولی شما این موضوع را انکار می کنید.
    امیدوارم روزی را ببینم که شما یکی از برادران دینی ما باشید.

    وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِّمَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا ثُمَّ اهْتَدَى
    و من هر که را توبه کند، و ايمان آورد، و عمل صالح انجام دهد، سپس هدايت شود، مى‏آمرزم.
    طه 82

  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    16
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    من نوشته جناب بی خدا و همچنین نوشته برادر عزیزم حیدر کرار در پاسخ ایشان را مطالعه کردم . قصدم از این نوشتار نقد مبحث مطروحه از طرف بی خدا نیست بلکه خواستم نکته ای را که به نظرم جالب آمد را اینجا بنویسم .
    اعمال و رفتار انسانها با توجه به نگرش آنها از جهان هستی از طرف ایشان صادر میشود .
    از یک نظر میتوان انسانها را از حیث اعتقاداتشان به دو دسته تقسیم کرد . 1 - کسانی که به به وجود خدا معتقدند
    2 - کسانی که وجود خدا را انکار می کنند .
    در این میان میبینیم کسانی که به خدا ایمان دارند این اعتقاد و نگرششان به جهان (جهان با خدا ) کاملا در اعمال و رفتار و جزئی ترین شئون زندگی شان تاثیر گذاشته است . البته در بی خدایان هم همینطور .
    با قدری تامل و بررسی مقایسه ای بین رفتار خدا باوران بالاخص مسلمین و شیعیان ائمه علیهم السلام که اعتقاد به آنها همه از لوازم اعتقاد به خداست با بی خدایان به و ضوح در میابیم که باید ها و نباید هایی که دین داران به آن معتقدند ( نه آنچه عامه در عمل انجام میدهند یا به عبارتی نه هستها و نیستها ) کاملا مطابق با فطرت و قلب سلیم آدمی است به طوری که هر انسانی با دیدن چنین انسانهای با فضیلتی یا با مطالعه کتب اخلاقی خدا باوران و منش و روش ائمه اطهار علیهم السلام به وجد می آید و در درون خود آرزو میکند که ای کاش قطره ای از آن فضایل در وجود او باشد . شاهد این مدعا کتابها و نوشته های فراوانی است که دانشمندان بزرگ غیر مسلمان ( نه بی سواد هایی مثل بعضی ها ) در مورد مولای متقیان علی علیه السلام همان کسی که همه شان او بندگی همان خدایی است که شما قبولش ندارید ، نوشته اند .
    در طرف مقابل می توان به وضوح مشاهده کرد که انسانها هرچقدر از ایمان مذهبی رفتارشان با فطرت آدمی اصطکاک نا مطلوب ایجاد میکند .
    اینها را گفتم تا به خوانندگان نوشتار های این دو عزیز تنبه بدهم و از آنها بخواهم یکبار دیگر نوشته جناب بی خدا و حیدر مرار را بخوانند و طرز برخورد آن دو را مقایسه کنند .
    کسی که خدا را قبول دارد ( حیدر کرار ) قصدش از مناظره و جدال هم خود نمایی نیست بلکه دلسوزانه خواستار نجات حتی دشمن خویش است .
    حال خودتان تصمیم بگیرید حتی اگر خدایی هم نباشد همه دوست دارند تا با اعتقاد به خدا به اخلاق انسانی متخلق شوند .
    پس با خدا بودن بهتر از بی خدایی است
    اللهم خلقنی باخلاق المهدی و ادبنی بآداب المهدی

  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    332
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درود،
    همیشه نفی خدای بزرگ ، سخت تر از اثباتش است.
    برای همین همیشه این پرسش و پاسخ ها در درازنای تاریخ وجود داشته است.

    در پناه یزدان سپهر
    سپاس


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۷
    نوشته
    191
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط فاضل نمایش پست
    سلام
    من نوشته جناب بی خدا و همچنین نوشته برادر عزیزم حیدر کرار در پاسخ ایشان را مطالعه کردم . قصدم از این نوشتار نقد مبحث مطروحه از طرف بی خدا نیست بلکه خواستم نکته ای را که به نظرم جالب آمد را اینجا بنویسم .
    اعمال و رفتار انسانها با توجه به نگرش آنها از جهان هستی از طرف ایشان صادر میشود .
    از یک نظر میتوان انسانها را از حیث اعتقاداتشان به دو دسته تقسیم کرد . 1 - کسانی که به به وجود خدا معتقدند
    2 - کسانی که وجود خدا را انکار می کنند .
    در این میان میبینیم کسانی که به خدا ایمان دارند این اعتقاد و نگرششان به جهان (جهان با خدا ) کاملا در اعمال و رفتار و جزئی ترین شئون زندگی شان تاثیر گذاشته است . البته در بی خدایان هم همینطور .
    با قدری تامل و بررسی مقایسه ای بین رفتار خدا باوران بالاخص مسلمین و شیعیان ائمه علیهم السلام که اعتقاد به آنها همه از لوازم اعتقاد به خداست با بی خدایان به و ضوح در میابیم که باید ها و نباید هایی که دین داران به آن معتقدند ( نه آنچه عامه در عمل انجام میدهند یا به عبارتی نه هستها و نیستها ) کاملا مطابق با فطرت و قلب سلیم آدمی است به طوری که هر انسانی با دیدن چنین انسانهای با فضیلتی یا با مطالعه کتب اخلاقی خدا باوران و منش و روش ائمه اطهار علیهم السلام به وجد می آید و در درون خود آرزو میکند که ای کاش قطره ای از آن فضایل در وجود او باشد . شاهد این مدعا کتابها و نوشته های فراوانی است که دانشمندان بزرگ غیر مسلمان ( نه بی سواد هایی مثل بعضی ها ) در مورد مولای متقیان علی علیه السلام همان کسی که همه شان او بندگی همان خدایی است که شما قبولش ندارید ، نوشته اند .
    در طرف مقابل می توان به وضوح مشاهده کرد که انسانها هرچقدر از ایمان مذهبی رفتارشان با فطرت آدمی اصطکاک نا مطلوب ایجاد میکند .
    اینها را گفتم تا به خوانندگان نوشتار های این دو عزیز تنبه بدهم و از آنها بخواهم یکبار دیگر نوشته جناب بی خدا و حیدر مرار را بخوانند و طرز برخورد آن دو را مقایسه کنند .
    کسی که خدا را قبول دارد ( حیدر کرار ) قصدش از مناظره و جدال هم خود نمایی نیست بلکه دلسوزانه خواستار نجات حتی دشمن خویش است .
    حال خودتان تصمیم بگیرید حتی اگر خدایی هم نباشد همه دوست دارند تا با اعتقاد به خدا به اخلاق انسانی متخلق شوند .
    پس با خدا بودن بهتر از بی خدایی است
    اللهم خلقنی باخلاق المهدی و ادبنی بآداب المهدی
    سلام، دوست عزیز، بحث خدا پرستی فقط به مسلمانان و مخصوصا شیعه ها تعلق نداره، به نظر من خدا پرستی و عدمش با مذهب رابطه مستقیم نداره، نمونش خود من که بدون هیچ مذهبی به خدا ایمان اوردم و حتی به دینی هم رجوع نکردم و الان راهم رو پیدا کردم.الان قسط طرفداری از بی خدایان رو ندارما، اما توی دوستان بنده که بر حسب اتفاق بی خدا هم هستنند، انسان های کاملا تحصیل کرده با شعور و ب اخلاقی هستند و اتفاقا دوست دارن همه رو شاد کنند و به همه کمک کنند، پس لطفا مسئلرو به دین نچسبونید یا علی رو واسطه ای برای شناختن مرد خدا قرار ندین

  8. تشکر


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    30
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    دوست گرامی حیدر کرار!
    شما می گویید:
    ما در اثبات وجود خدا لزوما نمی بایست به دنبال ادله عقلی ـ به معنای فلسفی آن ـ باشیم؛
    حالا اگر من به جای کلمه خدا هر چیز دیگری بگذارم هر کس جمله را بخواند به بی منطقی و تعصب من در زمینه مذکور ایمان می آورد.
    چرا به صرف قرار گیری خدا در جمله باید منطق فراموش شود و آنهم به این پررنگی!
    یعنی همین جوری بپذیریم ؟
    از شما سوال شده وقتی فطرت خود تعریف دقیقی ندارد و در تعیین آن از دوسوی بحث توافق به عمل نیامده و کلا فطرتی که در ادیان مورد بحث است مورد تردید است! شما دلیل می آوری که اصلا مهم نیست دلیل نمی خواهد؟

  10. تشکر


  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    332
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    درود،

    من فلسفه بلد نیستم ، نمی دانم چه جوری خدا را اثبات کنم!
    خدا ، هم اندیشه ، هم زیبایی ، خوبی و ............ همه را آفرید
    و ما را با اندیشه های گوناگون آفرید.
    شوربختانه باطل کردن اثبات ها آسان است و استدلال سخت!

    اما افتخار می کنم ، که ما ایرانیان ، سردمدار یگانه پرستی درجهان بوده و هستیم

    در پناه یزدان سپهر
    سپاس

    ویرایش توسط shapour : ۱۳۸۷/۰۶/۱۲ در ساعت ۲۳:۰۳

  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۷
    نوشته
    259
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    109
    آپلود
    206
    گالری
    7



    بسم الله الرحمن الرحیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط jostejoogar نمایش پست
    دوست گرامی حیدر کرار!
    شما می گویید:
    ما در اثبات وجود خدا لزوما نمی بایست به دنبال ادله عقلی ـ به معنای فلسفی آن ـ باشیم؛
    حالا اگر من به جای کلمه خدا هر چیز دیگری بگذارم هر کس جمله را بخواند به بی منطقی و تعصب من در زمینه مذکور ایمان می آورد.
    چرا به صرف قرار گیری خدا در جمله باید منطق فراموش شود و آنهم به این پررنگی!
    یعنی همین جوری بپذیریم ؟
    از شما سوال شده وقتی فطرت خود تعریف دقیقی ندارد و در تعیین آن از دوسوی بحث توافق به عمل نیامده و کلا فطرتی که در ادیان مورد بحث است مورد تردید است! شما دلیل می آوری که اصلا مهم نیست دلیل نمی خواهد؟
    آقای جستجوگر
    منظور من کاملا شفاف ،منطقی و عقلانی است.احتمالا شما یا مطلب را کامل نخوانده اید یا آن را با دقت نخوانده اید.
    در آن مطلب نوشته شده بود:
    ما در اثبات وجود خدا لزوما نمی بایست به دنبال ادله عقلی ـ به معنای فلسفی آن ـ باشیم.
    این جمله به تنهایی نیز،نه تنها هیچ تناقضی با عقل منطق ندارد،بلکه کاملا منطقی و عقلانی است؛چه برسد به اینکه آن را در کلیت مطلب بررسی کنیم.
    بعید می دانم شما،اگر مطلب را کامل و با دقت بخوانید موردی غیر عقلی در آن بیابید.
    موفق باشید
    ما با ولایت زنده ایم.......... تا زنده ایم رزمنده ایم

  13. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۵
    نوشته
    1,799
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    18

    راهنما






    برهان فطرت: برهان فطرت می گوید باور به خدا در تمامی زمان ها و در تمام سرزمینها به نوعی بروز می کند پس نشان دهنده وجود خداست و نمی تواند دروغ باشد.


    اولا که مصداق هایی که در تاریخ بر خداپرستی دلالت می کند بیش از اشتراک دارای افتراق بوده اند. مثلا قبیله ای که گاو می پرستیده اند را با خدای مسلمانان مقایسه کنید. حتی مسلمانان بقیه را برای نوع خدایانشان مستحق مرگ می دانند. پس می بینید که آن قدر ها هم که تبلیغ و ترویج می شود در تاریخ جوامع گذشته چیزی به اسم باور خدا وجود نداشته است. اما اگر هم وجود داشته چه دلیلی بر ادامه دادن راه آنان در سیاهی و گمراهی است ؟!
    بیایید ببینیم اصولا فطرت چیست ؟ آنچه که ما باورهای فطری می دانیم در واقع هنجارهای اجتماعی هستند که وجود دارند و ما از آن پیروی می کنیم. فرض کنید در یک جامعه هنجار لباس پوشیدن به صورتی بود که باید کتف چپ حتما معلوم بود. بعد از گذشت چندین سال این به عنوان یک عادت و هنجار اجتماعی رعایت می شد و انسان هایی که هزار سال بعد در همان جامعه هم بودند از این رسم پیروی می کردند و آنرا به ذات و فطرت خود ربط می دانند و برای آن هزار دلیل می تراشیدند. این داستان دقیقا برای خدا و اثبات وجود او توسط خداپرستان گفته می شود و باید به جنگ این برهان با مصون نگه داشتن جامعه از ترویج و تبلیغ خدا، مخصوصا بر روی کودکان رفت .

    بنام خدا
    راه فطرت براي اثبات خدا به اين معني است كه هر آدمي به مقتضاي خلقت و ساختمان اصلي روحي خود خدا را مي شناسد بدون اينكه نيازي به كتاب و تحصيل علوم مقدماتي داشته باشد .
    توضيح آنكه گاهي منظور از فطري بودن خداشناسي نيز همين است ; يعني : انسان به گونه اي ساخته شده است كه اگر خودش باشد و خودش ، بدون توجه به بيرون از وجود خويش ، مي تواند تنها با قلب خود، به وجود خداوند پي ببرد و با دل خويش، او را بيابد. و انسان به سبب ساختمان ويژه روحي خود، متمايل و خواهان خدا آفريده شده است. به ديگر سخن خداجويي و خداخواهي و خداپرستي در انسان به صورت يك غريزه نهاده شده است . مانند غريزه جستجوي مادر كه در طبيعت كودك نهاده شده است.
    در قرآن كريم آيه هاي بسياري اشاره به اين واقعيت دارد مانندِ آيه هاي زير:
    "فَأَقِمْ وَجْهَك لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِك الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكنَّ أَكثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (روم، 30) ; روي خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن اين فطرتي است كه خداوند انسانها را بر آن آفريده، دگرگوني در آفرينش خدا نيست اين است آيين استوار; ولي اكثر مردم نمي دانند."
    اين آيه نيز فطري بودن وجود خداوند را براي انسان خاطر نشان مي كند در همين راستا برخي روايات تفسيري نيز بر آن تأكيد مي كنند. زراره مي گويد از امام باقر(عليه السلام) درباره معناي اين آيه پرسيدم كه فرمود: "فَطَرَهُم عَلَي المعرفةِ بِه ِ; خداوند سرشت آنها را بر معرفت و شناخت خود قرار داد".(1)
    اين آيه تأكيد مي كند كه دين حنيف و خالص از هر گونه شرك، ديني است كه خداوند در سرشت همه انسانها آفريده است و اين سرشتي جاوداني و تغييرناپذير است هر چند بسياري از مردم توجه به اين واقعيت نداشته باشند.
    اين آيه بيانگر اين واقعيت است كه نه تنها خداشناسي، بلكه دين و آئين بطور كلي، و در تمام ابعاد، يك امر فطري است، و بايد هم چنين باشد، زيرا مطالعات توحيدي به ما مي گويد ميان دستگاه "تكوين" و "تشريع" هماهنگي لازم است، آنچه در شرع وارد شده حتماً ريشه اي در فطرت دارد و آنچه در تكوين و نهاد آدمي است مكملي براي قوانين شرع خواهد بود.
    به بيان ديگر: "تكوين" و "تشريع" دو بازوي نيرومندند كه به صورت هماهنگ در تمام زمينه ها عمل مي كنند، ممكن نيست در شرع دعوتي باشد كه ريشه آن در اعماق فطرت آدمي نباشد، و ممكن نيست چيزي در اعماق وجود انسان باشد و شرع با آن مخالفت كند.
    ***********
    1: اصول كافى، ج 2، ص 10 (باب فطرة الخلق على التوحيد)


  14. تشکر


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود