جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نقش محبت و مهر ورزی در فرایند تعلیم و تربیت از نظر اسلام

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304

    نقش محبت و مهر ورزی در فرایند تعلیم و تربیت از نظر اسلام




    نقش محبت و مهر ورزی در فرایند تعلیم و تربیت از نظر اسلام

    بدون شک هیچ روشی چون محبت در تربیت انسان موثر نیست و مفیدترین روش های تربیت به نیروی محبت کارآیی پیدا می کند. جهان آفرینش بر اساس محبت و رحمت سامان یافته است. در مکتب تربیتی اسلام به عامل تربیتی محبت تاکید بسیاری شده است و اولیای الهی از آن بهره های بسیار گرفتند و آن را محور تربیت قرار داده اند. پژوهش حاضر نیز که در این راستا تهیه شده، بر آن است که با وجود بضاعت علمی اندک نگارنده آن به موضوع تعلیم و تربیت و نقش محبت و مهرورزی در آن بپردازد. این پژوهش به تعاریف تعلیم و تربیت، دیدگاهها، تعریف محبت و نقش محبت در پیشبرد اهداف تعلیم و تربیت از نظر اسلام بپردازد که نگارنده علاوه بر تجربیات آموزشی خود به منابع مختلف نیز مراجعه داشته است .

    مقدمه

    کلامم را با بسم الله الرحمن الرحیم شروع می کنم که سرآغازهر کاری باشد آن کارانشاءالله ختم به خیر می شود وهمین چند واژه پر معناترین واژگان دنیا ،یعنی مهربان وبخشنده بودن خداوند را در ذهن تداعی می کند.

    اسلام دینی الهی وآسمانی است و مهرورزی ومحبت جایگاه ویژه ای در این دین داردوبه فرمایش امام محمد باقر(ع ):

    "الدین هو الحب والحب هوالدین " دین یعنی محبت ومحبت یعنی دین و محبتی پایدار است که قلبی وخدایی باشد و اگر برترین دوست داشتن را دوستی با خدا بدانیم خدا نیز ما را دوست دارد.

    در دعای کمیل، از قول حضرت علی(ع) از خدای متعال درخواست می کنیم که نسبت به ما مهربان باشد .

    آیات و روایات بسیار در باب محبت ،مودت،رحمت ،لطف،عفو،خشوع،اخوت،شفقت،ر فاقت و....وجود دارد که همه از تجلیات عاطفه است.



    نقش محبت و مهر ورزی در فرایند تعلیم و تربیت از نظر اسلام


  2. تشکرها 2


  3.  

  4. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    بیان مساله

    بر اثر تجربیات بدست آمده اکثر انسان هایی که دچار مشکلات اخلاقی هستند،نشأت گرفته از کمبود محبّت و بی مهری هایی است که ریشۀ آن در خانه یا محیط جامعه می باشد.

    با توجّه به سرشت آدمی و تأثیرپذیری انسان از نرمی و دوستی و انزجار فطرت آدمی از تندی و خشونت گرایی، نیکوترین راه و رسم در تربیت آدمی تربیتی است که به روش محبت سامان می پذیرد؛ و اساساً ستون های دین الهی بر دوستی حق استوار شده است و از این راه فطری تربیت حقیقی جلوه می کند. امیرمومنان علی (علیه السلام) در ضمن خطبه ای فرموده است

    ثمّ انّ هذا الاسلام دین الله الذی اصطفاه لنفسه، و اصطنعه علی عینه، و اصفاه خیرة خلقه، و اقام دعا ئمه علی محبته(نهج البلاغه،خطبه198)


    دیگر اینکه این اسلام دین خداست که آن را برای خود گزید، و به دیده عنایت خویش پرورید، و بهترین آفریدگان خود را مخصوص [رساندن] آن [به مردمان] گردانید و ستون های آن را بر دوستی خود استوار نمود

    خداوند در سرشت هر موجودی عشق ذاتی سیر به سوی کمال خود را ایجاد کرده است و روش محبّت در تربیت بر چنین سنّتی استوار است. از علی (علیه السلام) روایت شده است که گفت از رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) در باره سنت آن حضرت پرسیدم، فرمود
    محبت بنیاد و اساس [ روش و سنّت ] من است(عیاض،ج1،ص 187 ) « والحب اساسی.»

    پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) والاترین مربّی بشر، مردمان را به محبّت تربیت نمود و بیش از هر چیز از این روش بهره برد. از انس بن مالک در توصیف آن حضرت چنین نقل شده است

    من اشد الناس لطفا بالناس(ابونعیم،ج1،ص182) کان رسول الله (صلی الله علیه واله وسلم )

    رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) بیشترین لطف [و محبت] را به مردم داشت.

    رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) آن تحوّل اساسی را در پرتو چنین روشی محقّق ساخت، زیرا روش محبت در تربیت روشی است برانگیزنده همه استعدادها آدمی در جهت کمال مطلق

    تولید رقّت و رفع غلظت و خشونت از روح، و به عبارت دیگر تلطیف عواطف، و همچنین توحّد و تاحّد و تمرکز و از بین رفتن تشنّت و تفرّق نیروها و در نتیجه قدرت حاصل از تجمّع، همه از آثار عشق و محبّت است(مطهری،1349،ص41)

    محبّت چنان انسان ار متحوّل می سازد که هیچ چیز دیگری با آن قابل قیاس نیست و هیچ چیز نمی تواند مانند آن انسان را از ملک به ملکوت بکشاند


  5. تشکرها 2


  6. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    غذای بسیار مهم و جدی روح فرزندانمان محبت و مهرورزی به ایشان است

    نقش محبت و مهر ورزی در فرایند تعلیم و تربیت از نظر اسلام

    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html



  7. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    ضرورت واهمیت تحقیق

    محبت عامل پیوند و ایجاد همبستگی بین افراد است و اگر آن نبود الفت و انسی در بین انسانها نبود، هیچ فردی بار مسئولیت و زندگی دیگری را به عهده نمی گرفت، هیچ تعادل و ایثاری پدید نمی آمد.

    اعمال محبت برای همه انسان ها، مخصوصاً در محیط تعلیم و تربیت امر ضروری است چرا که محبت عاملی برای سلامت جسم و روان است و سبب شفای فرد از نابسامانیهای رفتاری اخلاقی و روشی برای غنی ساختن روابط انسانی و سلامت برخوردهاست.
    خداوند در موارد بسیاری در قرآن از محبت خویش یاد کرده است.

    «فان الله یحب المتقین»(آل عمران، 3/ 76)؛ (زیرا) خداوند پرهیزگاران را دوست دارد.

    «و الله یحب المحسنین» (آل عمران، 3/ 138)؛ و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد.

    زبان ارتباط با انسان ها، به ویژه کودکان، زبان محبت است و با خشونت و بی محبتی نمی توان کسی را تربیت کرد.
    اهمیت روش محبت از این جهت است که محبت اطاعت آور است و سبب همراهی می شود.
    پیامبر اسلام فرموده است: «والمرء مع من أحب» انسان با کسی همراه است که او را دوست می دارد.
    میان محبت و اطاعت رابطه معیت وجود دارد، با ظهور محبت، اطاعت و همرنگی پیدا می شود وقتی محبت والدین در دل فرزند بنشیند فرزند مطیع و پیرو آنها می شود و از وظایف و تکالیفی که بر عهده او می گذارند سرپیچی نمی کند.
    محبت عامل مهم در سلامت روحی و اعتدال روانی فرزندان است. استواری شخصیت و سلامت رفتار آنان تا اندازه ای زیاد به محبتی بستگی دارد که در دوره تربیت دیده اند. محیط خانواده آکنده از محبت، سبب تلطیف عواطف و رشد فضایل در فرزندان می شود، فرزندانی که در محیطی با محبت پرورش می یابند، به ارجمندی می رسند و بهتر می آموزند و دیگران را دوست می دارند و در اجتماع رفتار انسانی دارند. با گرمای محبت است که زندگی معنا می یابد و چراغ استعدادهای فرزندان شعله ور می شود انگیزه تلاش و خلاقیت آنان فراهم می گردد.



  8. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    مفهوم شناسی تعلیم و تربیت

    « تربیت در جنبه ی فردی عاملی برای سازندگی انسان و وسیله ای جهت هدایت و رشد اوست. از طریق تربیت می توان آدمی را به بلندترین نقطه جمال و کمال رساند و از افراد بشری که با زمینه های گوناگون به دنیا می آیند انسانهایی ساخت متفکر، مدبّر، خلاق و مولد.
    در جنبه ی جمعی نیز تربیت عاملی برای همسازی و تفاهم داشتن حیات اجتماعی توأم با صلح و سعادت در سایه ی حفظ و رعایت قوانین است. امری که وجودش برای ادامه حیات همه جوامع ضروری است . ارزش و قیمت یک جامعه معادن و ثروت های روی زمینی و یا زیرزمینی آن نخواهد بود، بلکه قیمت آن منوط به مغزهای پرورش یافته و انساهای ساخته شده ای است که در آنجا زندگی می کنند و به کار و تلاش می پردازند». (قائمی 1365، ص 5)

    تربیت از جهتی قدیمی ترین کوشش و تلاش بشر است برای هدایت و سازندگی انسان و از جهتی جدیدترین آن و قدیمی ترین از آن جهت که شما در بین همه اقوام می بینید که به شکل های گوناگون سعی داشته اند فرزندان خود را بپرورانند و موجبات رشد آنها را فراهم آورند.
    امری جدید است از آن بابت که این امر جدیداً وارد مراحل علمی شده و صورت علمی پیدا کرده مبنای آن قصد و آگاهی است و متکی است به تجربه و آزمایش(همان، ص 23).

    تربیت در لغت از ماده رَبَو است و این لغت به معنای بالارفتن ، اوج گرفتن و رشد کردن است. و در اصطلاح به معنای کوششی است جهت ایجاد دگرگونی مطلوب در فرد، به کمال رساندن تدریجی و مداوم اوست .

    در تعریف تربیت وحدت و اتّفاق نظر وجود ندارد. بدین خاطر نمی توان تعریفی جامع و مانع از آن ارائه داد. صاحبنظران در رشته های مختلف تعاریف متعدد ارائه داده اند که به چند نمونه اشاره می شود، از جمله :

    « علمای علم اخلاق می گویند : تربیت هنر رهبری و هدایت انسان در سازندگی و آموزش اوست و یا تربیت ایجاد تغییرات در فرد در حد کمال است.

    روانشناسان می گویند: تربیت علمی است عمدی و آگاهانه و دارای هدف از سوی فردی بالغ به منظور ساختن، پروردن و دگرگون کردن فرد و یا تربیت ایجاد تغییرات منظم برای اعمال و رفتار فرد است.

    جامعه شناسان معتقدند که تربیت آماده کردن فرد است برای وصول به هدف های اجتماعی و یا تربیت تهیه ی بهترین وسایل برای تأمین آینده وطن است» (قائمی 1365، ص 25) .

    تربیت از دیدگاه اسلام :

    « تربیت وسیله ای است برای ساختن مستمر و به عمل آوردن آدمی که حاصل آن داشتن انسانی است متفکر، مؤمن، متعهد و مسؤول که در برابر محیط ارزیاب و منتقد و در جنبه ی رفتار عامل به یافته ای مکتب است . و تربیت عبارت است از احیای فطرت خداآشنای انسان و پرورش ابعاد وجودی او در جهت حرکت به سوی کمال بی نهایت (همان ،ص 27) .



  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    مفهوم شناسی محبت
    مفهوم محبت‏


    محبت، از میل طبیعى انسان به یک چیز و یا لذت بردن از آن به وجود مى‏آید؛ به عبارت دیگر، محبت، حالتى است که در دل یک موجود ذى شعور، نسبت به چیزى ایجاد مى‏گردد که با وجود او، ملایمت و با تمایلات و خواسته ‏هایش تناسب دارد.( اخلاق در قرآن، ج 1، ص 358 )
    انسان تا چیزى را خوب نشناسد و به عمقش پى نبرد، به آن دل نمى‏بندد، آن را دوست ندارد و محبت و دوستى‏اش در دل شخص جاى نمى‏ گیرد. از امام جعفر صادق (ع) نقل شده است که فرمود: «الحبُّ فرع المعرفة»(ترجمه مصباح الشریعه، باب اول، ص 14) بر این اساس باید ریشه محبت را در معرفت جست و جو کرد(اخلاق در قرآن، ج 1، ص 358 ).

    بر اساس تعریف ارائه شده، مى‏توان گفت: محبت، یک جاذبه ادراکى است همانند جاذبه‏هاى غیر ادراکى؛ یعنى همان طور که در موجودات مادىِ فاقد شعور (مثل آهن و آهن‏ربا) نیروى جذب و انجذاب وجود دارد، در بین موجودات ذى شعور هم یک جذب و انجذاب آگاهانه و یک نیروى کششِ شعورىِ روشن وجود دارد که به آن محبت مى‏ گویند.

    دل، پایگاه محبت و مهم‏ترین و فاخرترین عنصر وجود آدمى به شمار مى‏آید. امام صادق (ع) مى‏فرماید: «دل حرم خداست، پس جز خدا را در آن جاى مده.»

    گاه برخى حُسن‏ها و جمال‏ها به اندازه‏اى دل‏انگیز است که حسن و جمال ظاهرى هرگز به پاى آن نمى‏رسد. عشق به انسان‏هاى بزرگى همچون على (ع) و دیگر اولیاى خدا و پیامبران، نمونه‏اى از آن است. مردى از بادیه نشینان نزد رسول خدا (ص) آمد و از او درباره روز قیامت پرسید، آن حضرت فرمود: براى آن روز چه آماده کرده‏اى؟ عرض کرد: یا رسول الله! چیز زیادى از نماز و روزه آماده نساخته‏ام جز آن‏که خدا و رسولش را دوست دارم. پیامبر (ص) فرمود: «انسان [در آن روز] با کسى است که او را دوست دارد»( بحارالانوار، ج 17، ص 13 ) انس بن مالک مى‏گوید: مسلمانان از شنیدن این مطلب بسیار شادمان شدند به اندازه‏اى که هیچ چیز پس از اسلام آوردن، این قدر آنان را خوش‏حال نکرده بود.



  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    معناى حقیقى محبت‏

    محبتى که قرآن دستور مى‏دهد، آن نیست که با هر کسى مطابق میل و خوش‏آیند او عمل کنیم تا لزوماً به سوى ما کشیده شود و یا این‏که هر کسى را در تمایلاتش آزاد بگذاریم و یا آن را امضا کنیم؛ این محبت نیست، بلکه نفاق و دورویى است. محبت آن است که با حقیقت توأم باشد. محبت، خیر رساندن است، اما گاهى خیر رساندن‏ها به شکلى است که علاقه و محبت افراد را جلب نمى‏کند؛ یعنى بعضى افراد به دلیل این‏که محبت را با تمایلات خویش مخالف مى‏بینند به جاى قدردانى، دشمنى مى‏کنند ( مطهرى، جاذبه و دافعه على (ع)، ص 24 )

    در عشق‏هاى حیوانى، تمام عنایت و اهتمام عاشق به تناسب اعضا و رنگ و زیبایى پوست معشوق است و آن غرایز است که انسان را مى‏ک شد و مجذوب مى‏ سازد؛ لکن پس از اشباع غرایز، آن آتش‏ها به سردى مى‏ گراید.

    اما عشق انسانى - هم‏چنان‏که گفتیم - حیات است و زندگى، اطاعت آور است و پیرو ساز. و این عشق است که عاشق را هم‏شکل با معشوق قرار مى‏دهد و مى‏ کوشد تا جلوه‏اى از او باشد. خواجه نصیر الدین طوسى مى‏گوید: عشق نفسانى آن است که مبدأش هم‏رنگى ذاتىِ عاشق و معشوق باشد. بیشتر اهتمام عاشق، به روش‏هاى معشوق و آثارى است که از نفس وى صادر مى‏ گردد. این عشق است که نفس را نرم و پر شوق قرار مى‏دهد، رقّتى ایجاد مى ‏کند که عاشق را از آلودگى‏ هاى دنیایى بیزار مى‏ گرداند.( شرح اشارات بوعلى، ج 3، ص383



  11. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    نقش محبت در تربیت

    انسان به فطرت خود نیازمند محبت است و با هیچ چیزی چون محبت نمی‌توان آدمی را متحول ساخت و او را به سوی کمال سیر داد. محبت سر منشأ تربیت نفس‌ها و نرم شدن دل‌های سخت است. به بیان استاد شهید مرتضی مطهری: «تاثیر نیروی محبت و ارادت در ذایل کردن رذایل اخلاقی از دل از قبیل تاثیر مواد شیمیایی بر روی فلزات است، مثلاً یک کلیشه ساز با تیزاب اطراف حروف را از بین می‌برد نه با ناخن و یا سر چاقو و یا چیزی از این قبیل. اما تاثیر نیروی عقل در اصلاح مفاسد اخلاقی مانند کار کسی است که بخواهد ذرات آهن را از خاک با دست جدا کند، چقدر رنج و زحمت دارد؟ اگر یک آهن ربای قوی در دست داشته باشد ممکن است با یک گردش همه آنها را جدا کند. نیروی ارادت و محبت مانند آهن‌ربا صفات رذیله را جمع می‌کند و دور می‌ریزد. خودی آدمی و هویت انسانی او با محبت شکوفا می‌شود، زیرا محبت گوهر وجود آدمی را جلا می‌دهد و زنگارهای آن را می‌زداید و چون اکسیری انسان را متحول می‌سازد و به انسان شور و شوق زندگی و قوت و قدرت پایندگی می‌بخشد و به زندگی معنا می‌دهد.»

    محبت عامل مهم در سلامت روحی و اعتدال روانی انسان است.
    استواری شخصیت و سلامت رفتار آدمی تا اندازه زیادی به محبتی بستگی دارد که در زندگی می‌بیند. محیط خانوادگی آکنده از محبت، سبب تلطیف عواطف و رشد فضایل در افراد می‌شود. کسانی که در محیطی با محبت پرورش می‌یابند، به ارجمندی می‌رسند و می‌آموزند دیگران را دوست بدارند و در اجتماع رفتاری انسانی داشته باشند. با گرمای محبت است که زندگی معنا می‌یابد و استعدادهای انسان شعله می‌کشد و انگیزه تلاش و خلاقیت فراهم می‌شود.



  12. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,620
    صلوات
    1250
    تعداد دلنوشته
    18
    مورد تشکر
    503 پست
    حضور
    98 روز 6 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    304



    انسان به هر چه محبّت پیدا کند بدو متمایل می شود و رنگ و بو و حال و هوای او را می گیرد و همسانی صورت می پذیرد؛ به بیان علی (علیه السلام): «من احبّ شیئا لهج بذکره. » ؛ هر که چیزی را دوست بدارد، به یاد آن حریص می شود »( شرح غررالحکم، ج 5، ص 177.)

    بنابراین روش محبت کار سازترین روش در اصلاح آدمی و منصف کردن متربّی به صفات نیکوی انسانی است و در تربیتی خردمندانه بیشترین نقش به محبّت اختصاص می یابد. امیرمؤمنان (علیه السلام) در حکمتی والا فرموده است:

    التودد بصف العقل. » ؛ دوستی ورزیدن نیمی از خرد است.» ( نهج البلاغه، حکمت 142).

    آنچه آدمیان را به هم پیوند می دهد و زمینه تربیت مطلوب را فراهم می سازد، محبت است و از این رو باید بیش از هر روش دیگر مورد عنایت قرار گیرد. امام علی (علیه السلام) محبّت را چنین عاملی معرفی کرده است:

    المودة قرابة مستفادة ؛ دوستی ورزیدن پیوند با مردم را فراهم آرد ( همان، حکمت 211)

    بی گمان در تربیت تا پیوندی انسانی و ارتباطی عاطفی و زمینه دوستی فراهم نشود، نمی توان گامی در جهت اهداف مطلوب برداشت. این امر شاخصه تربیت انسانی است.



اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود