صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خشت اول چون نهد معمار کج...

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152

    خشت اول چون نهد معمار کج...




    خشت اول چون نهد معمار کج...



    خشــت اول چـون نـهد معـمار کـج تـا ثـریـا مـی رود دیـوار کـج.





    روایتی هست که برای همه مخصوصاً مادرها و پدرها تکان دهنده است :
    وقتی دو ملک مصّور می آیند، تا صورت بچه را به تصویر بکشند . خطاب می شود ، ای دو ملک تغییر وی؛ سرنوشت او را تغییرمی دهیم ؛ وگرنه سرنوشت او همان سرنوشت مادرش است،از این تفسیر میتوان اینگونه برداشت که اگر مادری به مسائل مذهبی چندان توجهی نداشته باشد نمیتوان ازفرزند او انتظار داشت که چندان مقید به اموز مذهبی باشد.مادری که خود حجاب را رعایت نمیکند چگونه میتواند الگوی حجاب و عفاف باشد برای دختری که به دنبال الگوست؟! ناگفته نماند که بعضی از مادران علی رغم حجابی که خود میگیرند چندان توجهی به حجاب دختران خود ندارن !!!این مادران در توجیه حجاب و پوشش نامناسب دختران خود بهانه ای میاورند که چندان قابل قبول نیست!مثلا برخی میگویند چون خود نتوانسته ایم آزاد باشیم میخواهیم فرزندانمان آزاد باشند و دلایلی از این قبیل که اصلا مبنای اخلاقی ندارند!اما مادری که خود از دوران کودکی پایبند مسائل مذهبی بوده سعی میکند این روحیه را در فرزند خود ایجاد کند که حجاب برای سلامت روج و جسمش مفید است،مادران الگوی دختران هستند،کاش بتوانیم الگوهای خوبی برای مادران آینده باشیم.





    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    خشت اول چون نهد معمار کج...


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    خشت اول چون نهد معمار کج...



    دخترک دوید سمت مادرش و گفت: مامان، ببین پسر عمو اذیت میکنه.
    مادرش همین که چشمش به دست نامحرم افتاد که شانه دخترش را می کشد با نارحتی گفت: خجالت نمی کشی آقا مهران دخترم دیگه به سن تکلیف رسیده.

    مهران بیچاره که توقع شنیدن سن تکلیف رو نداشت گفت: من از کجا میدونستم که ریحانه به این سن رسیده؛ در ضمن این چه جور تکلیفیه که بلوز و شلوار پوشیده و سرش هم تقریبا برهنه است؟
    ریحانه گفت: دیدی مامان، گفتم چادر بپوشم هی میگی نه نمی تونی جمع کنی اگه میذاشتی حداقل اون بلوز بلنده رو می پوشیدم دیگه مهران آقا فکر نمی کرد من بچه ام.




    امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند: کودکان دلشان مثل زمین خالی است هر چه در آن بکاری رشد می کند،(۱)
    دختری که خود به حجاب علاقه نشان می دهد ولی مادر مانع او می شود، فردا هم که باید در جامعه وجودش را از چشمان ناپاک نگه دارد دیگر به سمت حجاب نمی رود و میشود مثل بعضی از زنان کوچه و بازار که مادرانی با حجاب کامل، ولی دختری بی حجاب همراهش است، این همان دختریست که در دلش بی حجابی و بی عفتی را پرورش دادیم و حالا دیگر به هیچ صورتی حاظر به قبول حجاب نیست.



    به نظر شما مادران در بی حجابی دخترانشان چقدر موثرند؟؟؟


    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    خشت اول چون نهد معمار کج...


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    386
    تشکر:
    1
    حضور
    6 روز 11 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط منتظران ظهور نمایش پست
    به نظر شما مادران در بی حجابی دخترانشان چقدر موثرند؟؟؟
    راستش به نطر من نقش خانواده شاید 50% باشه.من در فامیل دو مورد متفاوت دارم.
    یکی کسی که مادرش با آزادی تا دوران جوانی موافقه ولی خودش شدیدا به چادر علاقه داره و سر میکنه.

    دومی هم که مادرش شدیدا به چادر سر کردن دخترش علاقه داره ولی دختر چادر رو دوست نداره وسرش نمی کنه.



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152





    از معضلاتی که در جامعه ی امروز زیاد داده می شود، همراهی مادران محجبه با دخترانی بی حجاب است. مادری که برای راضی کردن دخترش نسبت به انتخاب مدل لباسش دچار معضل شده است. به همین دلیل از دغدغه های مهم پدر و مادران این است که: چگونه می توانیم فرزندان با عفافی داشته باشیم؟



    گام نخست: پدر و مادرها لطفا رعایت کنند!

    پدران و مادرانی که در ارتباط با غیر همجنس از وقار و حیای لازمی برخوردارند، نحوه ارتباط سالم و مؤثر با غیر همجنس را به فرزندان خود آموزش می دهند.
    جالب است بدانید برخی از کارشناسان و روانشناسان علوم تربیتی معتقدند 75 درصد یادگیری های فرزندان از راه چشم و 25 درصد از طریق حواس دیگر صورت می گیرد!
    کاری که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) نسبت به فرزند خود زینب کبری (سلام الله علیها) انجام دادند. و لذلک هم در رعایت حجاب و هم در دفاع از ولایت همانند مادر خود بودند.

    به همین دلیل اولین قدم رعایت عفاف توسط پدر و مادر می باشد.



    گام دوم: اعتقاد قلبی و التزام عملی والدین به دستورات دینی و ارائه الگویی عملی.

    با بیان گام نخست این سوال پیش می آید که: بسیاری از خانواده های با عفاف از داشتن فرزندان بی عفت رنج می برند. آنها انسانهای با عفتی هستند ولی دختران و پسران خانواده از عفت مطلوبی برخوردار نیستند.
    اگر بخواهیم خلاصه بگوییم: والدین- تا آنجا که می توانند - آنگونه که می گویند، عمل کنند. و شعار و عمل آنها یکسان باشد.




    گام سوم: لطفا به فرزندانتان در مورد حجاب چیزی نگویید!

    از اشتباهاتی که والدین در یادگیری آموزه های دینی به فرزندان مرتکب می شوند، این است که: سعی می کنند اطلاعات بیشتری از دین به آنها بدهند. در حالیکه در شرائطی که ما در آن زندگی می کنیم، این روش بدترین روش ممکن می باشد.
    چرا این روش بدترین روش ممکن است:
    از نظر فرهنگی، هر محیطی می تواند سه قسم باشد:
    1
    - محیط بسته: محیطی که کمترین تعامل با دیگران را دارد، و تنها یک اندیشه به کودک گفته می شود و لذلک هیچ تضادی در آن وجود ندارد. پدر، مادر، مدرسه، محل بازی و ... یک حرف می زنند. همانند روستاهایی که هیچ ارتباطی با خارج از خود ندارند.
    2- محیط باز: محیطی که در آن حرفهای مختلفی شنیده می شود و لذلک به آن محیط متضاد گفته می شود.
    3
    - محیط متحرک: اگر محیط متضاد درست هدایت بشوند، و در آن یک اندیشه سر بلند بشود، محیط متحرک نامیده می شود.
    ما در زمان محیط باز هستیم. محیطی که در آن همه حرفی از همه کسی گفته می شود. در این جامعه، شما نمیتوانید به فرزند خود اطلاعات بدهید. چرا که ...

    چرا که هر چه بیشتر اطلاعات بدهید، احتمال در معرض خطر بودن بیشتر است. چرا که شما تا سن 15 سالگی میتوانید با ابزار محبتی که در دل نوجوان دارید، یا تا سن استقلال اجتماعی او را تحت نظر قرار دهید. ولی بعد از آن نمیتوان او را کنترل کرد.
    انسانها وقتی به سن بلوغ می رسند، یک حس مخالفت با محیط پیدا می کنند. در این سن همه چیز را به چالش می کشند و به دنبال حقیقت می گردند. اگر قبل از رسیدن به سن بلوغ تنها اطلاعات بدهیم، موجب می شود بعد از رسیدن به سن بلوغ، فرزند به دنبال دیگر گفتارها و نگرش ها می شود. و با ایجاد چند شبهه و جایگزین کردن کلمات زیبا در ذهن نوجوان، تمام آنچه شما بافته اید، می گسلد. و از آنجا که نوجوان به دنبال حرفهای جدید است نه تکراری، و از کودکی آموزه های دینی را آموخته است دیگر به خود فرصت بازگشت دوباره و خواندن یا شنیدن کلام دین را نمی دهد. بلکه به دنبال کلمات جدید دیگری می گردد.
    حال در این دنیایی که از آن به محیط باز تعبیر می کنیم، باید چه بکنیم؟

    ما میتوانیم با ایجاد سه روحیه در فرزندانمان، آنها را در مقابل اندیشه های غلط واکسینه بکنیم.
    اول: دادن شخصیت به فرزند. دوم: دادن حریت به فرزند. سوم: دادن روحیه ی تفکر به فرزند.



    خشت اول چون نهد معمار کج...


    ویرایش توسط منتظران ظهور : ۱۳۹۲/۰۹/۰۴ در ساعت ۱۳:۳۲
    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    خشت اول چون نهد معمار کج...


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    386
    تشکر:
    1
    حضور
    6 روز 11 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر بی ربط به موضوع نباشه می خوام راجع به دادن حریت به فرزند بیشتر صحبت بشه تا مطلب باز بشه.

    آزادی تا چه حد؟؟؟؟؟؟؟


  7. تشکرها 2


  8. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    نقل قول نوشته اصلی توسط fateme_d نمایش پست
    اگر بی ربط به موضوع نباشه می خوام راجع به دادن حریت به فرزند بیشتر صحبت بشه تا مطلب باز بشه.

    آزادی تا چه حد؟؟؟؟؟؟؟


    احترام به آزادی فرزندان

    اغلب از دید پدران و مادران، فرزندانی شایسته تلقی می شوند که مطیع محض والدین خود باشند و پدر یا مادر در همه ی امور برای آنها تعیین تکلیف کنند و آنها نیز بی آنکه کوچکترین مخالفت یا رأی و نظری داشته باشند ، تنها اطاعت کنند.لازم است بسیاری از ما طرز تلقی و بینش خود را نسبت به مسأله ی تربیت فرزند تغییر دهیم و از آنها اطاعت محض نطلبیم.اطاعت محض در صورتی که عملی شود ، از فرزندان ما انسانهایی خواهد ساخت که به رشد و بلوغ فکری و روحی نرسیده اند؛ علاوه بر این، چنین برداشتی از موضوع، موجب پیدایش توقعات و انتظاراتی در ما می شود که چون معمولاً برآورده نمی شوند، روابط ما را با فرزندانمان تیره می کنند.آزادی فرزندان باید با تدبیر والدین آگاه هدایت شود تا به انحراف کشیده نشود اما سرکوب آزادی فرزندان نیز خطای تربیتی بزرگی است.

    پدران و مادران آگاه و روشن بین، از همان دوران کودکی فرصت هایی را برای فرزندان خود فراهم می کنند تا اندیشیدن، انتخاب کردن و تصمیم گرفتن را تجربه کنند؛ در این میان اگر فرزندان اشتباهاتی داشته باشند ، این اشتباهات را برای رشد طبیعی آنها لازم می شمرند و خود به عنوان راهنما در کنارشان قرار می گیرند.این مطلب به این معنا نیست که فرزندان در انجام آنچه می خواهند آزاد باشند بی گمان چنین برخوردی با موضوع نادرست است. آزادی فرزندان باید با تدبیر والدین آگاه هدایت شود تا به انحراف کشیده نشود اما سرکوب آزادی فرزندان نیز خطای تربیتی بزرگی است.در تربیت لازم است نصیحت و انتقاد را به حداقل رسانید و از خطاهای جزیی و کم اهمیت صرف نظر کرد و هر ایراد جزیی را بلافاصله مورد انتقاد و اعتراض قرار نداد؛ بلکه با بلند نظری و بزرگواری از کنار آنها گذشت تا بتوان موارد مهم تر را با قاطعیت جلوگیری کرد.




    زیاده روی نکردن در انتقاد

    تذکرات و یادآوری های زیاد و پی در پی از نظر تربیتی شیوه ی درستی نیست و منتهی به پیدایش لجاجت و مقاومت منفی در کودک و نوجوان می شود.لجوج بار آمدن برخی کودکان و نوجوانان اغلب در نتیجه ی مراعات نکردن این اصل است.در تربیت لازم است نصیحت و انتقاد را به حداقل رسانید و از خطاهای جزیی و کم اهمیت صرف نظر کرد و هر ایراد جزیی را بلافاصله مورد انتقاد و اعتراض قرار نداد؛ بلکه با بلند نظری و رگواری از کنار آنها گذشت تا بتوان موارد مهم تر را با قاطعیت جلوگیری کرد. از این روش در تعلیم و تربیت اسلامی به «تغافل» تعبیر می شود.«تغافل» یعنی اینکه خطاهای کسی را نادیده بگیریم و دانسته چنین وانمود کنیم که این اشتباهات را ندیده ایم. این روش سبب می شود که احساسات فرزند با تذکرهای پی در پی ما جریحه دار نشده و لجاجت وگستاخی در او پدید نیاید.روشی که طی آن کودک بویژه نوجوان پیوسته از چپ و راست با سیل انتقاد ، سرزنش و نصیحت روبرو می شود ، روشی نادرست است.لازم است پدر یا مادر خطاهای جزیی را در ذهن خود جمع آوری کند و بموقع و در شرایط مساعد تذکر لازم را به نوجوان بدهد. در برابر هر خطا به تذکر و سرزنش پرداختن ارزش سخن را نیز از بین می برد و سبب می شود فرزند به این گونه سرزنش ها و انتقادها خو بگیرد و دیگر از آنها متأثر نشود.در این جا باید به یک روش نادرست دیگر نیز اشاره کنیم و آن، روش پدران و مادرانی است که در برابر تخلفات فرزندان خود بیش از حد بی تفاوت، بی اعتنا و خونسرد هستند. در بعضی خانواده می بینیم که فرزندان با داشتن آزادی بی قید شرط به خطاهایی دست می زنند و والدین در برابر این خطاها سکوت و خونسردی بیش از حد نشان می دهند. چنین روشی اغلب به انحطاط فرزندان منتهی می شود و از آنان افرادی لاقید ، خیره سر ، لوس ، غیر منضبط و سرکش بار می آورد.برای آموزش و اصلاح عیبهای فرزندان، بهتر است در درجه اول از روش های غیرمستقیم استفاده کنیم و آنها را به طور مستقیم مورد خطاب قرار ندهیم و اگر لازم شد که به طور مستقیم با آنها درباره خطا و لغزش شان صحبت کنیم، بهتر است این کار علنی و آشکار نباشد تا شخصیت او در نزد دیگران خورد نشود.




    گرامی داشتن شخصیت فرزند

    اگر با فرزندان خود رفتاری تحقیر آمیز و آمیخته به طعن و ملامت داشته باشیم یا پیوسته آنها را سرزنش کنیم و در حضور دیگران به آنها بها ندهیم، این روش ما سبب می شود که آنها بتدریج خود را به عنوان موجودی بی ارزش و بیمقدار بپذیرند و احساس کرامت و شخصیت را از دست بدهند. این احساس سرآغاز سقوط و انحطاط آنهاست.در برخی خانواده ها می بینیم که پدر یا مادر با به کار بردن الفاظ طعن آلود و گاهی زشت و رکیک فرزندان خود را در حضور خویش و بیگانه تحقیر می کنند. آنها نمی داند که با به کار بردن این گونه الفاظ و نسبت دادن آنها به فرزندان خود، عملاً این خصوصیات پست را به آنها تلقین و تزریق می کنند و از فرزندان خود موجودات بی مقداری می سازند که آمادگی همه گونه پستی و انحراف را دارند. آنها به دست خود شالوده ی شخصیت فرزندان خودرا ویران می کنند و در وادی انحراف و انحطاط رها می سازند.برای آموزش و اصلاح عیبهای فرزندان، بهتر است در درجه اول از روش های غیرمستقیم استفاده کنیم و آنها را به طور مستقیم مورد خطاب قرار ندهیم و اگر لازم شد که به طور مستقیم با آنها درباره خطا و لغزش شان صحبت کنیم، بهتر است این کار علنی و آشکار نباشد تا شخصیت او در نزد دیگران خورد نشود. این روش علاوه بر این که او را در حفظ عزت و کرامت شخصیتش یاری می کند، بر اعتماد او نسبت به ما نیز افروده می شود. گاه لازم می شود ما عذر او را در دست زدن به کاری خلاف براحتی بپذیریم یا حتی خود ، آن را توجیه کنیم. در حقیقت ما با استفاده از این روش به او تلقین می کنیم که وی برتر از آن است که به چنین خطایی دست زند و اگر هم دست به کاری خلاف بزند تصادفی و از روی غفلت و اشتباه است. این گونه شخصیت قایل شدن برای کودکان و نوجوانان سبب می شود که آنها احساس شخصیت اخلاقی را از دست ندهند.

    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    خشت اول چون نهد معمار کج...


  9. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    مرحوم آیت‌ا... مجتبی تهرانی، استاد اخلاق در یکی از منبرهایش، بحث غیرت را پیش می‌کشد و آن را می‌رساند به مقوله تربیت در خانواده‌ها. او در آن منبر نکته جالبی را طرح می‌کند :«مادر باید اسوه حسنه باشد. همان پیکره‌اش، خودش و تبعاتش؛ هم خودش و هم پوشش او، که نزدیک‌ترین تبعه‌‌ اوست. چه پوشش خودش، چه پوششی که به تن فرزندشان می‌كند. پوششی را که پدر دارد، بخواهد یا نخواهد، دارد، پس باید پرسید‌ پوشش والدين، سرکوب‌گر حيا در فرزند است یا شكوفاکننده آن؟!» این کلمات، دغدغه بعضی از والدین متدین نیز است، اینکه چطور رفتار کنند تا فرزندشان در نوع پوشش خود، دست به انتخابی شایسته بزند

    با برنامه پیش بروید
    از امام صادق(ع) روایت شده؛ «ما فرزندانمان را پنج سالگی به نماز امر می‌کنیم، شما از هفت سالگی» از این روایت می‌توان دریافت هنگامی که ائمه(ع)‌ از پنج سالگی فرزندانشان را به نماز امر می‌کنند به طریق اولی به فرایضی مانند حجاب هم زودتر از این امر می‌نمایند. بدانید هر کاری که می‌خواهید انجام دهید باید برای عملی شدن آن برنامه‌ریزی کنید، این مسلم است که هیچ کاری بدون برنامه و هدف نتیجه نخواهد داشت. درست مانند یک فرمانده علمیاتی که از قبل نقش راه می‌داند و تاکتیک خاصی برای پیروزی دارد.

    استدلال نیاورید
    با توجه به اینکه بسیاری از مراجع تقلید سن حجاب دختران را 9سالگی می‌دانند؛ اما برای این حجاب از این سن کمی دیر است، توصیه می‌کنم برای اینکه دخترتان را با حجاب آشنا کنید از سن دوسالگی شروع نمایید. در این سن می‌توانید هنگامی که او را به مسجد، حرم یا هیئت مذهبی می‌برید روسری سرش کنید، به‌طور ناخودآگاه او متوجه می‌شود که فضاهای دینی حجابی متفاوت از سایر مکان‌ها دارد. در ‌پنج سالگی می‌توانید برای رفتن به حرم برایش لباس‌های آستین بلند استفاده و از هفت سالگی برایش چادر تهیه کنید. قبل از این سن دخترتان متوجه استدلالتان نمی‌شود؛ بنابراین، این روش را می‌توانید در پیش بگیرید. برخی والدین هنگامی که دخترشان چادر می‌گذارد به او می‌گویند چه زیبا و خانم شده‌ای.

    الگوهای برتر را معرفی کنید

    می‌توانید برای اینکه دخترتان را با حجاب آشنا کنید از الگوهای بانوان موفق جامعه که محجبه هستند استفاده کنید.به او بگویید بانوانی که حجاب ندارند بیشتر از سوی مردان آزار و اذیت می‌شوند و داشتن حجاب برتر سبب می‌شود تا از خطرات مصون بمانند. دقت کنید نمی‌توان تمام این مفاهیم را یک‌باره به دخترتان آموزش دهید.






    ویرایش توسط منتظران ظهور : ۱۳۹۲/۰۹/۰۴ در ساعت ۱۹:۰۴
    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    خشت اول چون نهد معمار کج...


  10. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    خشت اول چون نهد معمار کج...



    حضرت آیت‌الله فاضل لنکرانی: بر پدر و مادر است که فرزندان خود را با آداب و رسوم اسلامی و وظایف شرعی آشنا کنند و چنانچه موارد مذکور موجب تهییج و مفسده شود، اگر چه بچه ممیز نباشد، باید آنان را بپوشانند و حفظ کنند تا جامعه آلوده و بی‌بندوبار نشود.


    حضرت آیت‌الله سیستانی: بر غیر بالغ، پوشیدن واجب نیست؛ ولی پدر و مادر لازم است که فرزند خود را به رعایت آداب و شئون اسلامی وادار نمایند و در تربیت صحیح شرعی آنان بکوشند.


    حضرت آیت‌الله بهجت: تمرین اطفال بر وظایف شرعیه به عهده‌ی والدین است.


    حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی:کار صحیحی نیست و والدین موظف‌اند دختر را از کودکی به رعایت حجاب و گریز از نامحرم عادت دهند و اگر در این امر مسامحه کنند و دختر را نسبت به نامحرم بی‌تفاوت نمایند، شریک در معاصی دختر هستند. در حدیث وارد شده است که در مجلسی که حضرت رضا(ع) تشریف داشتند و عدّه‌ای نیز حضور داشتند، دختر بچه‌ای وارد شد؛ حضار در مجلس یکی یکی دختر را مورد نوازش قرار دادند، تا رسید به حضرت رضا(ع) آن حضرت از سن دختر سؤال کردند؛ گفته شد پنج سال دارد؛ حضرت دختر را از خود دور کرد و رفتاری که دیگران کرده بودند ننمودند؛ و اعمال آن بزرگوار باید برای زن مسلمان سرمشق باشد.


    حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی: بر پدر و مادر لازم است فرزندان خود را به مسائل اسلامی از زمان طفولیت آشنا کنند.


    خشت اول چون نهد معمار کج...


    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    خشت اول چون نهد معمار کج...


  11. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    عروسک باربی رو وقتی کلاس سوم بودم شناختم...



    دست و پاش ۹۰درجه کج و راست میشد و انگشتای ظریفی داشت..
    و این برای من که عاشق چیزهای کوچولو و ظریف (مث خونه کوچیک،ماشین کوچیک) بودم رویا بود...
    خونه یکی از دخترهای افه ای فامیل بودیم
    که برای آب کردن دل من ، کمد باربی هاشو بهم نشون داد...
    باباش وقتی سفرهای دریایی میرفت یکی از اینا رو براش می آورد... عید اون سال مامانم بعد از اصرار فراوان برام یکی از اونا رو با تمام وسایلش خرید.... اون سال من به تکلیف رسیده بودم و باربی من لباس درست و حسابی نداشت....مامانم قاطیِ بازی کردن من میشد و میگفت آخه اینکه اینطوری نمیتونه بره بیرون...
    و براش یه شلوار و چادر نماز و یه چادر مشکی دوخت با مقنعه....
    فکر میکنید چی شد؟
    زانوهای باربی ام شکست....
    چون با من نماز میخوند و من وقت تشهد برای اینکه روی دو زانو بشینه زانوهاشو تا ته خم میکردم...
    و طبعا یک باربی آمریکایی عادتی به دو زانو چهار زانو نشستن نداره و اصلا خمی زانوهاش تا این حد طراحی نشده....
    من بعد از اون ۵ -۶ تا باربی دیگه خریدم و همشون بعد از دو روز زانو نداشتند...
    داشتم فک میکردم چقد تحت تاثیر این عروسک بودم؟
    مامانم یه کاری کرد که من فک کنم بازیه
    ناخناشو با هم کوتاه کردیم چون میرفت مدرسه
    لاکاشو پاک کردیم...
    موهاشو بافتیم
    مث خودم چادر سرش کردم
    و نماز جمعه هم میرفت...
    مامانم خیلی ساده نذاشت من مث باربی بشم چون باربی مث من شد...


    خشت اول چون نهد معمار کج...



    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    خشت اول چون نهد معمار کج...


  12. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    71 روز 11 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    خشت اول چون نهد معمار کج...


    دخترک رو به مادرش کرد و گفت: مامان چرا خانم مربیمون چادر میپوشه ولی شما نمی پوشی؟

    مامانش جواب داد: آخه دخترم وقتی چادر میپوشم گرمم میشه. تازه چادر دست و پا گیر هم
    هست.

    دخترک با خودش گفت: چرا مامانم چادر نمی پوشه و میگه گرمم میشه و فردا صبح وقتی که رفت

    مهد کودک، همین سوال رو پرسید، چادر دست و پا گیره ولی شما چادر می پوشی؟ گرمتون

    نمیشه؟ دست و پاتون رو نمیگیره؟

    خانم مربی یه لبخند زد و گفت: عزیزم فردا که اومدی مهد کودک جوابت رو میدم.

    دخترک بعد از کلی اسرار و خواهش قبول کرد که فردا جوابش رو بگیره.

    فردا صبح وقتی که دخترک منتظر جوابش بود، رفت پیش خانم مربی و گفت: خانم خب الان جوابم

    رو بده؟

    خانم مربی هم گفت باشه عزیزم؛ بعد دستش رو کرد توی کیفش و یه چادر سفید کوچولو و خنک

    در آورد و گفت :

    بفرما عزیزم اینو سرت کن ببینم چه شکلی میشی؟

    بعد دخترک که داشت از خوشحالی بال در می آورد گفت: این مال منه؟ خوشگل شدم؟

    خانم مربی هم جواب داده: آره که مال خودته خیلی هم خوشگلت کرده. حالا برو پیش دوستات و نشون شون بده؛ ولی نگی من بهت دادم ها وگرنه همه از من چادر میخوان!!

    دخترک غافل از اینکه جواب سوالش رو نگرفته بود رفت پیش دوستاش و شروع کرد به پز دادن با

    چادر قشنگش.

    عصر که دخترک میخواست آماده بشه و بره خون،خانم مربیش بهش گفت: دختر خوبم، تو چادر

    گرمت شد؟
    دخترک گفت: نه!!!

    خانم مربی دوباره پرسید: دست و پات رو چی؟ دست و پات رو گرفت؟

    دخترک گفت: نه!!! خیییلی هم عالی بود. دستتون درد نکنه .

    فردا صبح وقتی که مامان دخترک با چادر اومد درب مهد کودک تا دخترک رو مهد بزاره؛ یکی از پسر

    های مهد رفت پیش خانم مربی و گفت: خانم، نمیشه ما هم چادر بپوشیم مثل شما؟ چرا آقایون

    چادر نمی پوشن؟!


    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    خشت اول چون نهد معمار کج...


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 3 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 3 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود