صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چيستي عشق

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    918
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    38 روز 14 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    101

    چيستي عشق




    هر كه شد محرم دل در حرم يار بماند و آنكه اين كار ندانست در انكار بماند
    از صداي سخن عشق نديدم خوشتر يادگاري كه در اين گنبد دوار بماند (حافظ)
    عشق چيست؟
    موضوع بحث، عشق است، كه دريايي است بي‌كران، موضوعي كه هر چه درباره آن گفته شود، كم و ناچيز خواهد بود. چنان‌كه مولوي مي‌گويد:
    هر چه گويم عشق را شرح و بيان/ چون به عشق آيم خجل باشم از آن
    اكثراً عشق را محبت و دلبستگي مفرط و شديد معني كرده‌اند. گويا عشق از «عشقه» آمده است كه گياهي است، چون بر درختي پيچد، آن را بخشكاند و خود سرسبز بماند. از ديدگاه ماترياليستها، روانشناسان و پزشكان، عشق نوعي بيماري رواني است كه از تمركز و مداومت بر يك تمايل و علاقه طبيعي، در اثر گرايشهاي غريزي، پديد مي‌آيد، چنان‌كه افراط و خروج از حد اعتدال در مورد هر يك از تمايلات غريزي، نوعي بيماري است.

    چيستي عشق

    قوانین علم را برهم زده ای ...
    نبودنت وزن دارد
    تهی......
    اما سنگین..


  2.  

  3. #2
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    918
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    38 روز 14 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    101



    از ديدگاه عرفا، عشق يك حقيقت و يك اصل اساسي و عيني است وليكن اين حقيقت عيني به سادگي قابل تعريف نيست. اين دشواري تعريف و تحديد به اين دليل است كه:
    اولاً، عشق چنان‌كه گفتيم يك حقيقت عيني است در نهايت وسعت و عظمت، و لذا اين حقيقت عظيم در ذهن محدود ما نمي‌گنجد و اين تنها عشق نيست، بلكه حقايق بزرگ ديگر نيز- از قبيل هستي، وحدت و غيره- در ذهن ما نمي‌گنجد. شعار اسلامي ما، الله اكبر، بدين گونه تفسير شده است كه خداوند بالاتر از آن است كه در وصف گنجد. چه وصف ما محصول ذهن ماست و ذهن ما فقط چيزهايي را درمي‌يابد و مي‌تواند توصيف كند كه قابل انتقال به ذهن ما باشند و متأسفانه، همه چيز قابل انتقال به ذهن ما نيست. ما در دو مورد كاملاً متضاد مجبوريم در ذهن خود چيزي بسازيم چون از واقعيت، چيزي به ذهن ما نمي‌آيد

    ادامه دارد..............

    چيستي عشق

    قوانین علم را برهم زده ای ...
    نبودنت وزن دارد
    تهی......
    اما سنگین..


  4. #3
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    918
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    38 روز 14 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    101



    چيستي عشق
    آن دو مورد عبارتند از:
    1
    - عدم
    2- وجود
    در مورد اول، چيزي در واقعيت وجود ندارد تا به ذهن ما انتقال يابد. در مورد دوم آنچه هست عين واقعيت است و در متن خارج و واقعيت بودن برايش ذاتي است و لذا اين خاصيت ذاتي هرگز عوض نمي‌شود و عينيت با ذهنيت نمي‌سازد. از اينجاست كه در نظام فكري اسلامي، وقتي كه اصالت ماهيت جاي خود را به اصالت وجود مي‌دهد و در واقع يك اصل عرفاني به صورت يك اصل فلسفي پذيرفته مي‌شود، ضرورت سير و سلوك مطرح مي‌گردد. چنان‌كه ملاصدرا سير و سلوك را، در كنار عقل و استدلال، ضروري و لازم دانسته است.
    در نظام اصالت ماهيت، ذهن مي‌تواند با ماهيتها ارتباط برقرار كند. اما در نظام اصالت وجود، وجود يك امر واقعي و عيني بوده و هرگز قابل انتقال به ذهن نيست. در نتيجه فقط با مفاهيم انتزاعي سر و كار خواهد داشت.
    طبعاً براي رسيدن به واقعيت، راه و روش ديگري بايد در پيش گرفت كه همان سير و سلوك است. يعني به جاي تلاش براي انتقال واقعيت به ذهن بايد بكوشيم كه خود را به واقعيت برسانيم و به مرتبه اتصال و وحدت و فنا نايل آييم وگرنه از تلاش ذهني نتيجه‌اي نخواهيم گرفت.
    به عقل نازي حكيم تا كي؟/ به فكرت اين ره نمي‌شود طي
    به كنه ذاتش خرد برد پي/ اگر رسد خس به قعر دريا

    چيستي عشق

    ویرایش توسط asieh : ۱۳۹۲/۰۹/۱۲ در ساعت ۱۷:۵۷
    قوانین علم را برهم زده ای ...
    نبودنت وزن دارد
    تهی......
    اما سنگین..


  5. #4
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    918
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    38 روز 14 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    101



    نقش عشق در عرفان اسلامي:
    عشق در عرفان اسلامي، از جهات مختلف، به عنوان يك اصل، مورد توجه قرار مي‌گيرد كه اهم آنها عبارتند از:
    الف- نقش عشق در آفرينش:

    ب- نقش عشق در بازگشت:

    ج- نقش عشق در پرستش:

    د-نقش عشق در رابطه با ديگران:
    چيستي عشق



    قوانین علم را برهم زده ای ...
    نبودنت وزن دارد
    تهی......
    اما سنگین..


  6. #5
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    918
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    38 روز 14 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    101



    الف- نقش عشق در آفرينش:

    از ديرباز ميان متفكران اين سوال مطرح است كه انگيزه آفرينش چيست؟ جمعي در آفرينش جهان براي خدا انگيزه و اهدافي عنوان كرده‌اند و جمعي داشتن غرض و انگيزه را نشان نقص و نياز دانسته و خداوند را برتر از آن مي‌دانند كه در آفرينش غرض و هدفي را دنبال كند.

    عرفا، در مقابل اين پرسش، عشق را مطرح مي‌كنند و همچون حافظ برآنند كه:
    طفيل هستي عشقند آدمي و پري...

    از نظر عرفا، جهان براي آن به وجود آمده كه مظهر و جلوه‌گاه حق بوده باشد. در يك حديث قدسي آمده كه حضرت داوود(ع) سبب آفرينش را از خداوند پرسيد. حضرت حق در پاسخ فرمود: «كنتُ كنزاً مخفياً لااُعرفُ فاحببتُ انْ اُعرف فخلقتُ الخلقَ لكي اعرف.»

    پس جهان بر اين اساس بوجود آمده كه حضرت حق خواسته جمال خويش را به جلوه درآورد

    ویرایش توسط asieh : ۱۳۹۲/۰۹/۱۶ در ساعت ۲۲:۲۵
    قوانین علم را برهم زده ای ...
    نبودنت وزن دارد
    تهی......
    اما سنگین..


  7. #6
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    918
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    38 روز 14 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    101



    پس جهان بر اين اساس بوجود آمده كه حضرت حق خواسته جمال خويش را به جلوه درآورد

    در توضیح جمله بالا میتوان گفت...........

    در آن خلوت كه هستي بي‌نشان بود/ به كنج نيستي عالم نهان بود
    وجودي بود از نقش دويي دور/ ز گفتگوي مايي و تويي دور
    "جمالي" مطلق از قيد مظاهر/ به نور خويشتن، بر خويش ظاهر
    دلارا شاهدي در حجله غيب/ مبرا ذات او از تهمت عيب...
    رخش ساده ز هر خطي و خالي/ نديده هيچ چشمي زو خيالي
    نواي دلبري با خويش مي‌ساخت/ قمار عشقي با خويش مي‌باخت
    ولي زان جا كه حكم خوبرويي است/ ز پرده خوبرو در تنگ خويي است
    نكورو تاب مستوري ندارد/ چو در بندي سر از روزن برآرد...
    چو هر جا هست حسن اينش تقاضاست/ نخست اين جنبش از «حسن» ازل خاست
    برون زد خيمه ز اقليم تقدس/ تجلي كرد بر آفاق و انفس...
    ز هر آيينه‌اي بنمود رويي/ به هر جا خاست از وي گفتگويي...
    ز ذرات جهان آيينه‌ها ساخت/ ز روي خود به هر يك عكس انداخت...
    "جمال" اوست هر جا جلوه كرده/ ز معشوقان عالم بسته پرده...
    به هر پرده كه بيني پردگي اوست/ قضا جنبان هر دلبردگي اوست...
    دلي كان عاشق خوبان دلجوست/ اگر داند وگرني عاشق اوست

    ویرایش توسط asieh : ۱۳۹۲/۰۹/۱۸ در ساعت ۲۲:۰۷
    قوانین علم را برهم زده ای ...
    نبودنت وزن دارد
    تهی......
    اما سنگین..


  8. #7
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    918
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    38 روز 14 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    101



    ب- عشق در بازگشت:

    عرفا عشق را در بازگشت هم مطرح مي‌كنند، به اين معنا كه اين عشق از ذات حق به سراسر هستي سرايت مي‌كند. البته عشق حق در مرحله اول به ذات خويش است و چون معلول لازم ذات علت است، پس به تبع ذات، مورد عشق و علاقه حق قرار مي‌گيرد. پس خدا آفريدگان را دوست مي‌دارد و از اين طرف نيز هر موجودي عاشق كمال خويش است.

    بنابراين، در سلسله نظام هستي چنان‌كه در قوس نزول عشق از بالا به پايين در جريان است، از آن جهت كه هر مرتبه پايين اثر مرتبه بالاست، در قوس صعود هم هر مرتبه‌اي از وجود، عاشق و طالب مرتبه بالاتر از خويش است چون كمال اوست، و چون بالاترين مرتبه هستي، ذات حضرت حق است پس معشوق حقيقي سلسله هستي، ذات مقدس اوست.

    همين عشق به كمال و عشق به اصل خويش، انگيزه و محرك نيرومند همه ذرات جهان از جمله انسان به سوي حضرت حق است

    چيستي عشق

    قوانین علم را برهم زده ای ...
    نبودنت وزن دارد
    تهی......
    اما سنگین..


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    1,910
    صلوات
    61900
    تعداد دلنوشته
    38
    مورد تشکر
    41 پست
    حضور
    25 روز 20 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    271



    عشق در پرستش:

    عرفا با گروههاي فكري ديگر، در روش شناخت و ابزار شناخت فرق دارند به اين معنا كه در كنار عقل، بصيرت را مطرح مي‌كنند و رسيدن به بصيرت و معرفت را نتيجه مجاهده و رياضت مي‌شمارند. اما در جنبه عبادت و پرستش نيز خود را از عابدان و زاهدان، در چگونگي و اهداف عبادت،

    جدا مي‌دانند. اينان عابدان و زاهدان را سوداگراني مي‌شمارند كه عبادت را به خاطر اجر و پاداش، انجام مي‌دهند با اين تفاوت كه عابدان، هم دنيا را مي‌خواهند و هم آخرت را و زاهدان از دنيا چشم مي‌پوشند و تنها آخرت را مي‌خواهند. اما عارفان، خدا را نه به خاطر دنيا و آخرت بلكه

    بدان جهت مي‌پرستند كه او را دوست مي‌دارند.


    چنان‌كه از مولاي متقيان علي(ع) نقل شده كه: «ما عبدتك خوفاً من نارك و لا طمعاً في جنتك لكن وجدتك اهلاً للعباده فعبدتك.»



    در متون عرفاني هم از رابعه نقل است كه مي‌گفت:

    «الهي، ما را از دنيا هر چه قسمت كرده‌اي، به دشمنان خود ده. و هر چه از آخرت قسمت كرده‌اي، به دوستان خود ده، كه مرا تو بسي.

    خداوندا، اگر تو را از بيم دوزخ مي‌پرستيم، در دوزخم بسوز و اگر به اميد بهشت مي‌پرستيم، بر من حرام گردان. و اگر تو را براي تو مي‌پرستيم، جمال باقي دريغ مدار.»




    ویرایش توسط خادم الزینب : ۱۳۹۲/۰۹/۱۹ در ساعت ۲۱:۱۸

    چيستي عشق


  10. #9
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    918
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    38 روز 14 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    101



    ج- عشق در پرستش:
    عرفا با گروههاي فكري ديگر، در روش شناخت و ابزار شناخت فرق دارند به اين معنا كه در كنار عقل، بصيرت را مطرح مي‌كنند و رسيدن به بصيرت و معرفت را نتيجه مجاهده و رياضت مي‌شمارند. اما در جنبه عبادت و پرستش نيز خود را از عابدان و زاهدان، در چگونگي و اهداف عبادت، جدا مي‌دانند. اينان عابدان و زاهدان را سوداگراني مي‌شمارند كه عبادت را به خاطر اجر و پاداش، انجام مي‌دهند

    با اين تفاوت كه عابدان، هم دنيا را مي‌خواهند و هم آخرت را و زاهدان از دنيا چشم مي‌پوشند و تنها آخرت را مي‌خواهند.

    اما عارفان، خدا را نه به خاطر دنيا و آخرت بلكه بدان جهت مي‌پرستند كه او را دوست مي‌دارند.

    چنان‌كه از مولاي متقيان علي(ع) نقل شده كه: «ما عبدتك خوفاً من نارك و لا طمعاً في جنتك لكن وجدتك اهلاً للعبادة فعبدتك.»

    چيستي عشق

    قوانین علم را برهم زده ای ...
    نبودنت وزن دارد
    تهی......
    اما سنگین..


  11. #10
    شروع کننده موضوع

    تاریخ عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۲
    نوشته
    918
    مورد تشکر
    5 پست
    حضور
    38 روز 14 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    101



    د- عشق در رابطه با ديگران:

    از آنجا كه عرفا ذات حضرت حق را معشوق حقيقي مي‌دانند و آفرينش را جلوه‌گاه و مظهر آن معشوق، طبعاً همه جهان و جهانيان را دوست خواهند داشت.

    چنان‌كه سعدي مي‌گويد:

    به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست/ عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست

    و اگر بيشتر دقيق شويم از ديدگاه عرفا همه عالم «او» ست، نه «از او» چنان‌كه جامي گويد:

    تو را ز دوست بگويم حكايتي بي‌پوست/ همه ازوست وگر نيك بنگري همه اوست

    چيستي عشق

    قوانین علم را برهم زده ای ...
    نبودنت وزن دارد
    تهی......
    اما سنگین..


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود