صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: کنیزان باکلاس !!!

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    70 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152

    کنیزان باکلاس !!!




    به سختی راه می رفت

    حقم داشت با اون تنگی لباسها و کفشهای پاشنه بلندش نمیشه تندتر از این راه بره

    از نوع پوشیدنش می شد فهمید از فروشندگان داخل پاساژه


    کنیزان باکلاس !!!


    یاد حرفهای دختری افتادم که برای استخدام و تعلیم خوشنویسی ؛ وارد اطاق مدیریت موسسه آموزشی و فرهنگی می شود

    مدیریت بطور صریح از او می خواهد تا با آرایش وارد کلاس شود تا بچه های کلاس بهتره بگم بزرگترهای کلاس بیشتر
    جذب کلاس بشن می دونید که چی میخوام بگم


    جذب بیشتر یعنی پول بیشتر برای موسسه آموزشی و فرهنگی !!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟

    زنها به خاطر اینکه به حقوق کم قانعند ؛ روابط عمومی بالایی دارند ؛ صبورند و بله قربانگوی مدیریت هستند صاحب امتیازاتی شدند که گوی سبقت را از استخدام مردها ربوده اند

    اما همش همین نیست
    تاریخ را ورق می زنیم

    عصر برده داری

    کنیزان باکلاس !!!

    زمانیکه زنان بعنوان کنیز خرید و فروش می شدند

    کنیزان رقاص ؛ آوازه خوان و زیبا با قیمت گزافی خرید و فروش می شدند

    امروزه برای اینکه ماهیت حقوق بشر به خطر نیافتد و نگویند کنیزداری منافی با حقوق زن است
    جامعه سرمایه داری در نیازمندیها از کلماتی چون گزینش مانکن و استخدام منشی ؛ استفاده می کنن
    حضور دوشیزگانی که گاها بدلایل نیاز کذایی به این مراکز مراجعه می کنن شروع می شود

    بخصوص اگر شرکت یا فروشگاه ؛ دارای موقعیتی باشد که بتواند نقش سکوی پرتاب به لحاظ ارتباط با مشتریان مشهور یا ثروتمند را برای اونها فراهم کند


    زن منشی یا فروشگاهی با حقوق مکفی استخدام می شود

    تن و جسم زن مورد نیاز است نه فکر و استعدادش

    جامعه جهانی به کنیزان مدرن نیاز پیدا کرده است و برای اینکه ما از قافله عقب نمانیم و مهر عقب ماندگی بر پیشانیمان حک نشود کنیزان با کلاس را با نام منشی یا زن فروشگاهی استخدام می کنیم

    پول می دهیم که آرایش کند ؛ لباس تنگ بپوشد ؛ باز باشد و گاها برای اینکه پیشرفت شرکت را به رخ مشتریان خارجی بکشد بی حجاب در حضور توریستها جلوه گری کند
    نیاز به زنان فروشنده آرایش کرده آنقدر زیاد می شود که آرایشگاههای زنانه در لیست خود خدمات آرایشی به زنان فروشنده را نیز قرار می دهند
    اشتباه نکنید زنان فروشگاهی جامعه ما با این نوع آرایشها ؛ فاحشه به معنای عام خود نشده اند


    کنیزان باکلاس !!!


    ولی می شود فساد و فحشاء و تزلزل ارکان خانواده را در این حیطه جستجو کرد

    کنیزان با کلاس وظیفه خود را به خوبی انجام می دهند


    ویرایش توسط منتظران ظهور : ۱۳۹۲/۰۹/۱۷ در ساعت ۲۰:۲۲
    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    کنیزان باکلاس !!!


  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۸
    نوشته
    1,639
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    3 روز 19 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    0
    گالری
    2



    واقعا به نکته خیلی مهمی اشاره کردین
    الان خیلی از شرکتا خانوم هارو نه به خاطر هوششون و کار مفید بلکه فقط به خاطر ظاهرشون استخدام میکنن ازشون سوءاستفاده می کنن
    اونارو فقط به خاطر سود بیشتر خودشون میخوان دلشون که نمیسوزه
    نمیدونم بعد از چند سالی که این زیبایی گذرا از بین رفت چه بر سر این خانوم ها میاد
    خوبه که دخترای جامعمون بیشتر به خودشون اهمیت بدن و هر کاریو قبول نکنن !
    از حق نگذریم خیلی از همینا نیازمند پول و کسب درامد هستن

    من در اين تاريکي پي چيزي هستم
    پي نوري شايد ,...لبخندي
    و براي همه ي شما ارزو مندم
    خوب بودن خوب ديدن خوب ماندن را
    دم ز راه و رسم سلمان مي زنيم
    لاف اسلام و مسلمان مي زنيم
    کاشکي از نسل سلمان مي شديم
    لحظه اي- يک دم- مسلمان مي شديم


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    3,519
    مورد تشکر
    6 پست
    حضور
    36 روز 23 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بله وضعیت جامعه نسوان متاسفانه از طرف غرب بخصوص ماهواره و تبلیغ خوب غرب و عدم تبلیغ ما بدجوری شده

    بطور مثال تبلیغ چسبانیدن ناخنهای مصنوعی نباید عادی شود صرفا فوقش باید برای شب عروسی یک عروس باشد که سریع هم بتواند بکند و نمازش ر اگر نخوانده بخواند

    یا لاک ناخن نه اینکه فروخته نشود ولی مرتبا دختران و زنان نادان مطلع شوند با لاک که نمی شود نماز خواند ............

    یا بیرون گذاشتن مو در فیلمها عادی نباشد خصوصا انداختن شال و نبستن جلوی شال که در فیلمها عادی شده نباید بشود

    یا به زنها مرتبا از طریق همه رسانه ها گفته شود روی پای زن نباید در جامعه و جلوی نامحرم پیدا باشد و باید جوراب کلفت بپوشند که تابحال یکبار هم در تلویزیون گفته نشده

    و زنان جاهل نمی دانند که نظر همه فقها بر حرمت آن است ( جز یک فقیه )

    و هزاران مطلب دیگر باید گفته شود که نمی شود و ............ وضعیت جامعه بدحجابی شدید را به عنوان یک معضل ناچار می شود قبول کند

    ویرایش توسط yanoor : ۱۳۹۲/۰۹/۱۹ در ساعت ۲۲:۲۳
    اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها والسر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک




    یک آدرس مهم : آدرس عکسهای متحرک و زیبا برای وبلاگها

    http://www.askquran.ir/group225-discussion2066.html



  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    70 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    در زمان های بسیار قدیم دوره زمانی وجود داشت که مردم در جاهلیت شدید به سر می بردند و شاید به جرأت بتوان گفت

    که بویی از تعقل و عقلانیت نبرده بودند و برای مثال نیز می توان دوران قرون وسطی و قبل از رنسانس در اروپا را مثال

    زد ؛ که به گفته مورخان در دوران خفقان کلیسا و قرون وسطی که عقاید مردم از سوی کلیساها مورد تفتیش قرار می

    گرفت ، جاهلیت به قدری رایج بوده است که
    هر کس جاهل تر بود به این صفت خود افتخار می کرد و سعی می نمود تا

    خود را جاهل تر از دیگران نشان دهد تا به قول معروف زبانزد خاص و عام باشد و به این کارش نزد همگان افتخار کند ! و

    این در حالی بود که در
    این زمان بزرگ ترین دانشگاه های جهان در سرزمین های اسلامی مخصوصا اندلس وجود داشت!

    حال بعد از گذشت قرن های متمادی از این جریانات دوباره جاهلیت به زندگی بشر بازگشته ولی این بار به سبک و شیوه ای جدید و مدرن و جذاب !!


    منظورم همان « فرهنگ فراگیر عریان بودن است» یعنی به گونه ای در جامعه وانمود کرده اند که عریان

    و
    لخت بودن نوعی فرهنگ است و افتخار ! اما به نظر شما فرق این جاهلیت با جاهلیت قرون وسطی چیست ؟ در آن زمان

    هر کس جاهل تر بود به جهلش افتخار می کرد و امروز نیز هر کس عریان تر و لخت تر است به عریان بودنش افتخار

    می کند ، به نظر شما این شیوه جاهلیت مدرن نیست ؟!! آیا امروز طرز برخورد با زنان یک
    برده داری مدرن نیست ؟! آری

    ، یک برده داری …! فقط سبک و شیوه آن عوض شده است ؛ در زمان اربابان، زنان به عنوان کنیز در اختیار آنها بودند و

    امروز نیز با پول زنان را به هر کاری وادار می کنند و اگر توجه داشته باشید در ماهواره ها حتی برای تبلیغ غذای سگ هم از زنان استفاده می کنند!



    اما اسلام ارزش وجودی یک زن را بسیار بالاتر از این قرار داده است که به صورت رایگان خود و بدنش را در معرض

    دید عموم مردم قرار دهد ؛ اسلام به مرد دستور داده است که اگر او را میخواهی باید به خواستگاریش بروی ، نفقه و

    مخارج او را تامین کنی ، خانه و سرپناهی برایش تامین کنی و … اما متاسفانه بسیاری از زنان جامعه اسلامی ما با ندانم

    کاری و گاهی نیز برای ابراز وجود که این هم از ندانم کاری است ارزش خود را زیر سوال می برند ،
    البته هستند زنان

    مومنه ای که هنوز حاضر نیستند ارزش وجودی خود را با هیچ شیء گران قیمتی در این جهان عوض کنند که بهشت الهی

    گوارای وجودشان باد
    …. اما بعضی ها نیز فکر می کنند که اگر در پوشش خود را شبیه غربی ها کنند حتما این ها هم پیشرفته هستند که زهی خیال باطل !!



    کنیزان باکلاس !!!

    ویرایش توسط منتظران ظهور : ۱۳۹۲/۰۹/۱۹ در ساعت ۲۲:۴۰
    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    کنیزان باکلاس !!!


  6. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    حجاب يك حكم شرعى قطعى براى زنان مسلمان است نه يك امر فردى، زيرا مسلمانى اقتضائاتى دارد و مسلمان نشانه اى بايد داشته باشد. حجاب نماد ايمان است.
    در مورد مسائل و موضوعات مختلفى پيرامون حجاب نظير فردى و اختيارى بودن آن يا اصل وجود و ضرورت آن بر اساس مبانى دينى و كاركرد هاى فردى و اجتماعى و آثار مختلف آن در سلامت فرد و جامعه و...، وجود دارد كه به اختصار مطالبى بيان مى شود:
    تاريخچه حجاب:
    لباس پوشيدن سابقه‏اى به اندازه حيات انسان دارد و جز پيروان يكى از مكاتب فكرى كه بر لزوم برهنه زيستى پاى مى‏فشارند، (1) همه افراد به نوعى آن را تجربه مى‏كنند. اين پديده، به رغم ارتباطش با خصوصيات مختلف فردى و اجتماعى انسان، دست كم به سه نياز وى پاسخ مى‏دهد:
    - حفاظت در سرما و گرما و برف و باران
    - حفظ عفت و شرم
    - آراستگى، زيبايى و وقار
    اين نوشتار به بررسى معناى حجاب اسلامى و دليل‏هاى ضرورت آن مى‏پردازد. «حدود پوشش در اسلام» و نيز نوع پوشش‏هايى كه پيشوايان دين سفارش يا نكوهش كرده‏اند، در شماره‏هاى آينده بررسى خواهد شد.
    رابطه حجاب و پوشش اسلامى‏
    «حجاب» به معناى پرده، حاجب، پوشيدن و پنهان كردن و منع از وصول است. (5) اين واژه تنها به معناى پوشش ظاهرى يا پوشاندن زن نيست و در اصل به مفهوم پنهان كردن زن از ديد مرد بيگانه است. بدين سبب، هر پوششى حجاب نيست. حجاب پوششى است كه از طريق پشت پرده واقع شدن تحقق يابد ولى بر خلاف تصور عموم و نيز آنچه مشهور است، آيه حجاب (6) در قرآن‏ «وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ... (7) چون از زنان پيغمبر (ص) متاعى خواستيد، از پس پرده بخواهيد». درباره زنان آن حضرت و بيش‏تر به منظور مسائل سياسى و اجتماعى فرود آمده است (8) نه پوشش زن در مقابل نامحرم. به كارگيرى كلمه «حجاب» (9) در خصوص پوشش زن اصطلاحى نسبتاً جديد است و همين سبب گرديده بسيارى گمان كنند اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود (10) يا مثل «ويل دورانت» بگويند: «اين امر خود مبناى پرده پوشى در ميان مسلمانان به شمار مى‏رود» (11) و يا مدّعى شوند حجاب به وسيله ايرانيان به مسلمانان و اعراب سرايت كرده است در حالى كه آيات مربوط به حجاب (پوشش اسلامى زنان در مقابل نامحرمان) قبل از مسلمان شدن ايرانيان نازل شده است. در عهد جاهليت نيز- همان طور كه ويل دورانت مى‏گويد (12) و كتب تفسير شيعه و سنى (13) تأييد مى‏كند- اعراب چنين پوششى نداشتند و عادتشان تبرّج و خودنمايى بود كه اسلام آن را ممنوع ساخت: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّهِ الْأُولى.» (14)
    آنچه از قديم به ويژه نزد فقها در بحث نماز (كتاب الصلوه) و ازدواج (كتاب النكاح) رواج داشته، واژه «ستر» و «ساتر» به معناى پوشش و وسيله پوشش زن در مقابل نامحرمان بوده است. بنابراين، وظيفه پوشش اسلامى بانوان به معناى حبس و زندانى كردن و قرار دادن آنان پشت پرده و در نتيجه عدم مشاركت اين گروه عظيم در فعاليت‏هاى اجتماعى نيست. اين وظيفه بدان معنا است كه زن در معاشرت با مردان بدنش را بپوشاند و به جلوه گرى و خودنمايى نپردازد و مشاركتش در فعاليت‏ها بر اصول انسانى و اسلامى استوار باشد. (15)
    ضرورت پوشش اسلامى در قرآن‏
    پوشش اسلامى از احكام ضرورى اسلام (16) است و هيچ مسلمانى نمى‏تواند در آن ترديد كند زيرا هم قرآن مجيد به آن تصريح كرده است و هم روايات بسيار بر وجوب آن گواهى مى‏دهند. به همين جهت، فقيهان شيعه و سنى به اتّفاق به آن فتوا داده‏اند. همان طور كه نماز و روزه به دورانى خاص اختصاص ندارد، دستور پوشش نيز چنين است و ادعاى عصرى بودن آن بى‏دليل و غير كارشناسانه مى‏نمايد.
    خداوند متعال در آيه 30 سوره نور نخست به مردان مسلمان و سپس در آيه بعد به زنان مسلمان فرمان مى‏دهد از چشم چرانى اجتناب كنند و در رعايت پوشش بدن از نامحرمان كوشا باشند: قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما يَصْنَعُونَ.
    [اى پيامبر] به مردان مؤمن بگو ديدگان خود فرو خوابانند و عفت پيشه ساخته، دامن خود را از نگاه نامحرمان بپوشانند. اين كار براى پاكى و پاكيزگى‏شان بهتر است و خداوند بدانچه مى‏كنند، آگاه است».
    «غضّ» در لغت عرب- چنان كه مرحوم طبرسى در مجمع البيان (17) و راغب اصفهانى در مفردات (18) گفته‏اند- به معناى «كاستن» است و «غضّ بصر» يعنى كاهش دادن نگاه نه بستن چشم. البتّه متعلق اين فعل و اين‏كه از چه چيز چشمان خود را فرو بندند، ذكر نشده است امّا با توجّه به سياق آيات، به ويژه آيه بعد، روشن مى‏گردد مقصود آن است كه خيره خيره زنان نامحرم را تماشا نكنند و از چشم چرانى (19) بپرهيزند. از سوى ديگر، ممكن است مقصود از «حفظ فرج» در اين آيه پاكدامنى و حفظ آن از آلودگى به زنا و فحشا باشد ولى عقيده مفسران اوليه اسلام و نيز مفاد روايات از جمله سخن امام صادق (ع) (20) اين است كه مراد از «حفظ فرج» در همه آيات قرآن كريم پاكدامنى و حفظ آن از آلودگى به فحشا است جز در اين دو آيه كه به معناى حفظ از نظر و وجوب پوشش در مقابل نامحرم است. آنگاه خداوند متعال فلسفه اين آموزه را نظافت و پاكى روح مى‏داند و بر خلاف اهل جاهليت قديم و جديد- مانند «برتراند راسل» كه اين ممنوعيت را يك نوع محروميت و اخلاق بى‏منطق و به اصطلاح «تابو» (تحريم‏هاى ترس آور رايج در ميان ملل وحشى) مى‏داند- مى‏گويد: اين پوشش به منظور طهارت روح بشر از اين‏كه پيوسته درباره مسائل مربوط به اسافل اعضا بينديشد، (21) واجب شده است. سپس در آيه بعد مى‏فرمايد:
    «وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِى إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِى أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِى الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلى عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعاً أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ‏
    [اى پيامبر] به زنان مؤمن بگو ديدگان خود فرو خوابانند و عفت پيشه ساخته، دامن خود را از نگاه بيگانگان بپوشانند و زيور خويش را جز براى شوهران و ساير محارم آشكار نكنند، مگر آنچه پيدا است و روسرى‏هاى خويش را به گريبان‏ها اندازند تا سر و گردن و سينه و گوش‏ها پوشيده باشد و پاهاشان را به زمين نكوبند تا آنچه از زينت پنهان مى‏كنند، معلوم شود. اى بندگان مؤمن، همه به سوى خدا توبه كنيد تا رستگار شويد».
    در اين آيه خداوند تعالى، در خصوص پوشش بانوان، آنچه را بر مردان مؤمن لازم است، به دو شكل گسترش مى‏دهد:
    پوشيدگى سر و گردن
    پوشاندن زينت‏ها.
    «خُمُر» جمع «خِمار» و به معناى روسرى و سرپوش (22) است. «جيوب» از واژه «جيب» به معناى قلب و سينه و گريبان است. (23) در تفسير مجمع البيان چنين مى‏خوانيم: زنان مدينه اطراف روسرى‏هاى خود را به پشت سر مى‏انداختند و سينه و گردن و گوش‏هاى آنان آشكار مى‏شد. بر اساس اين آيه، موظف شدند اطراف روسرى خود را به گريبان‏ها بيندازند تا اين مواضع نيز مستور باشد. (24) فخر رازى ياد آور مى‏شود: خداوند متعال با به كارگرفتن واژه‏هاى «ضَرب» و «عَلى» كه مبالغه در القا را مى‏رساند، در پى بيان لزوم پوشش كامل اين نواحى است. (25) ابن عبّاس در تفسير اين جمله مى‏گويد: «يعنى زن مو و سينه و دور گردن و زير گلوى خود را بپوشاند». (26)
    برخى ادّعا مى‏كنند، حجاب به معناى مقابله با برهنگى را قبول داريم ولى در هيج جاى قرآن از پوشش مو سخن به ميان نيامده است نا درستى اين سخن آشكار مى‏نمايد زيرا، با چشم پوشى از گفتار ابن عبّاس و نيز شأن نزول آيه، اين واقعيت كه زنان مسلمان حتّى قبل از نزول اين آيه موهاى خود را مى‏پوشاندند و آشكار بودن گردن و گوش و زير گلو و گردنشان تنها مشكل به شمار مى‏آمد، ترديدناپذير است. در آيه از رو سرى سخن به ميان آمده است، بايد پرسيد: آيا روسرى جز آنچه بر سر مى‏افكنند و موها را مى‏پوشانند، معنايى دارد. افزون بر اين، حكم ميزان پوشش در روايات متعدد وارد شده است. (27) اگر قرار باشد مانند برخى از صحابه يا گروهى روشنفكر مآبان جديد فقط به قرآن اكتفا كنيم، در كشف جزئيات ضرورى‏ترين احكام مانند ركعات نماز نيز ناكام مى‏مانيم.
    در خصوص «زينت» پرسشى مهم مطرح است. آيا مفهوم آن واژه «زيور» فارسى (زينت‏هاى جدا از بدن مانند جواهرات) را نيز در بر مى‏گيرد يا تنها آرايش‏هاى متصل به بدن، مانند سرمه و خضاب، را شامل مى‏شود.؟ (28) در پاسخ بايد گفت: حكم كلى آن است كه خودآرايى جايز و خودنمايى در مقابل نامحرم ممنوع است.
    آرايش امرى فطرى و طبيعى است (29) و حسّ زيبايى دوستى سرچشمه پيدايش انواع هنرها در زندگى بشر شمرده مى‏شود. اين گرايش طبيعى، افزون بر آن كه آثار مثبت روانى در ديگران پديد مى‏آورد، به تحقق آثار گرانبهاى روانى در شخص آراسته نيز مى‏انجامد. آراستن خود و پرهيز از آشفتگى و پريشانى در نظام فكرى و ذوق سليم انسان ريشه دارد. پرهيز از خودآرايى نه دليل وارستگى از قيد نفس است و نه علامت بى‏اعتنايى به دنيا. وضع ژوليده و آشفته و عدم مراعات تميزى و نظافت ظاهرى، خود به خود شخصت افراد را در نگاه ديگران خوار مى‏سازد و زبان طعن و توهين دشمن را مى‏گشايد. (30) بر اين اساس، پوشيدن جامه زيبا، بهره‏گيرى از مسواك و شانه، روغن زدن به مو و گيسوان، معطر بودن، انگشتر فاخر به دست كردن و سرانجام آراستن خويش هنگام عبادت و معاشرت با مردم از مستحبات مؤكد و برنامه‏هاى روزانه مسلمانان است. (31) حضرت امام حسن مجتبى (ع) بهترين جامه‏هاى خود را در نماز مى‏پوشيد و در پاسخ كسانى كه سبب اين كار را مى‏پرسيدند، مى‏فرمود: «اِنَّ اللَّهَ جَميلٌ وَ يُحِبُّ الْجَمالَ فَاَتَجمَّلُ لِرَبّى خداوند زيبا است و زيبايى را دوست دارد. پس خود را براى پروردگارم زيبا مى‏سازم». (32)
    بنابراين، خداوند زينت و خودآرايى را نهى نمى‏كند آنچه در شرع مقدس ممنوع شده است، تبرّج و خودنمايى و تحريك و تهييج به وسيله آشكار ساختن زينت در محافل اجتماعى است چنان كه مى‏فرمايد: « وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّهِ الْأُولى.» (33)
    و نيز مى‏فرمايد: «وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ.» (34)
    اين آيه زنان عرب را كه معمولاً خلخال به پا مى‏كردند و براى اين‏كه بفهمانند خلخال گرانبها دارند، پاى خود را محكم به زمين مى‏كوفتند، از اين كار نهى مى‏كند. فقيه بزرگوار علامه مطهرى مى‏گويد: «از اين دستور مى‏توان فهميد هر چيزى كه موجب جلب توجّه مردان مى‏گردد، مانند استعمال عطرهاى تند و همچنين آرايش‏هاى جالب نظر در چهره، ممنوع است. به طور كلى زن در معاشرت، نبايد كارى بكند كه موجب تحريك و تهيج و جلب توجّه مردان نامحرم گردد.» (35)
    در آيه 31 سوره نور مى‏فرمايد: «وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها». زينت‏هاى زن دو گونه است: يك نوع زينتى كه مانند لباس و سرمه و انگشتر و دست بند آشكار است و پوشانيدن آن واجب نيست و نوع ديگر زينتى كه پنهان است مگر آن كه عمداً بخواهد آن را آشكار سازد مانند گوشوار و گردن بند. پوشانيدن اين نوع زينت واجب است. البتّه استثناهايى دارد كه بعداً بيان خواهد شد. (36) قرآن كريم، با همين معيار، در خصوص پوشش بانوان سالمند و از كار افتاده كه اميد زناشويى ندارند، سهل‏گيرى كرده، به آن‏ها اجازه داده است روى سرها را برگيرند (37) ولى در عين حال آن‏ها نيز اجازه خودنمايى و تهييج ندارند: «وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِى لا يَرْجُونَ نِكاحاً فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِينَهٍ». (38)
    آيات ديگرى كه با صراحت كامل دستور پوشش اسلامى و فلسفه آن را بيان مى‏كنند، چنين است:
    «يا أَيُّهَا النَّبِىُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً.
    اى پيامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوشش‏هاى (روسرى و چادر) خود را برخود فروتر گيرند. اين براى آن كه شناخته گردند و اذيت نشوند، [به احتياط] نزديك‏تر است و خدا آمرزنده و مهربان است. (39)
    با اين حال، ممكن است گروهى از اراذل و اوباش به هتك حيثيت زنان مؤمن ادامه دهند. در اين صورت، حاكم اسلامى وظيفه دارد با شدت تمام با اين افراد بيمار دل برخورد كند. بنابراين، مسأله حفظ پوشش و عدم مزاحمت براى بانوان تنها يك توصيه اخلاقى نيست و حكمى اسلامى و حكومتى به شمار مى‏آيد: « لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِى الْمَدِينَهِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلاَّ قَلِيلاً* مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلاً اگر منافقان و بيماردلان و كسانى كه در شهر نگرانى به وجود مى‏آورند، از كارهاى خود دست برندارند، ما تو را عليه آن‏ها بر خواهيم انگيخت و تو را سخت بر آنان مسلط مى‏كنيم تا جز مدتى اندك در همسايگى تو زندگى نكنند از رحمت خدا دور گرديدند و هر كجا يافت شوند دستگير و به سختى گشته خواهند شد» (40)
    در اين آيات، سه مطلب مهم قابل توجّه مى‏نمايد:
    جلباب چيست و نزديك كردن آن يعنى چه؟
    فلسفه پوشش اسلامى
    مجازات افراد مزاحم
    چه نوع پوششى توصيه شده است؟
    در مفهوم جلباب اختلاف نظر وجود دارد. آنچه، با توجّه به كتب لغت (42) و گفتار مفسران شيعه مانند علامه طباطبايى (43) و فيض كاشانى (44) و اهل سنّت مانند قرطبى (45) صحيح‏تر به نظر مى‏رسد، آن است كه «جلباب» ملحفه و پوششى چادر مانند است نه روسرى و خمار. از ابن عبّاس و ابن مسعود روايت شده كه منظور عبا است. پس جلباب لباس گشاد و پارچه‏اى است كه همه بدن را مى‏پوشاند. ضمناً همان طور كه مفسران بزرگ مانند شيخ طوسى و طبرسى فرموده‏اند، در گذشته دو نوع روسرى براى زنان معمول بود: روسرى‏هاى كوچك كه آن‏ها را «خِمار» يا «مقنعه» مى‏ناميدند و معمولاً در خانه از آن استفاده مى‏كردند و روسرى‏هاى بزرگ كه مخصوص بيرون خانه به شمار مى‏آمد. زنان با اين روسرى بزرگ كه جلباب خوانده مى‏شد و از «مقنعه» بزرگ‏تر و از «رداء» كوچك‏تر است و به چادر امروزين شباهت دارد، مو و تمام بدن خود را مى‏پوشاندند. (46)
    نزديك ساختن جلباب- «يدنين عليهنّ من جلابيبهنّ»- كنايه از پوشيدن چهره و سر و گردن با آن است. (47) يعنى چنان نباشد كه چادر يا رو پوش‏هاى بزرگ (مانتو) تنها جنبه تشريفاتى و رسمى داشته باشدو همه پيكرشان را نپوشاند. زنان حق ندارند چنان چادر بپوشند كه نشان دهد اهل پرهيز از معاشرت با مردان بيگانه نيستند از نگاه چشم‏هاى نامحرم نمى‏پرهيزند و از مصاديق «كاسيات عاريات» (48) شمرده مى‏شوند. قرآن فرمان مى‏دهد: بانوان با مراقبت جامه‏شان را بر خود گيرند و آن را رها نكنند تا نشان دهد اهل عفاف و حفظ به شمار مى‏آيند. تعليل پايانى آيه نيز بيانگر همين امر است يعنى آن پوششى مطلوب است كه خود به خود دورباش ايجاد مى‏كند و ناپاكدلان را نوميد مى‏سازد. (49)

    ویرایش توسط Behrooz_313 : ۱۳۹۲/۰۹/۲۳ در ساعت ۲۳:۵۱
    الهی العفو...


  7. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    3,614
    مورد تشکر
    3 پست
    حضور
    6 روز 20 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    124
    آپلود
    158
    گالری
    10



    . 2 چرا پوشش ضرورت دارد؟
    خداوند متعال درباره علت ضرورت پوشش اسلامى مى‏فرمايد: « ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ‏.» برخى اين آيه را چنين معنا كرده‏اند: «بدين وسيله شناخته مى‏شوند آزادند نه كنيز پس با آزار و تعقيب جوانان رو به رو نمى‏شوند. بنابراين، در عصر حاضر كه مسأله بردگى از ميان گرفته، اين حكم نيز منتفى مى‏شود ولى بايد گفت: (50) ايجاد مزاحمت و آزار كنيزان نيز روا نيست. حقيقت آن است كه وقتى زن پوشيده و با وقار از خانه بيرون رود و جانب عفاف و پاك دامنى را رعايت كند، فاسدان و مزاحمان جرأت هتك حيثيت او را در خود نمى‏يابند. بيمار دلانى كه در پى شكار مى‏گردند، فرد داراى حريم را شكارى مناسب نمى‏بينند. در روايات آمده است: «المرأه ريحانه (51) زن همچون ريحانه يا شاخه گلى ظريف است.» بى‏ترديد اگر باغبان او را پاس ندارد، از ديد و دست گلچين مصون نمى‏ماند. قرآن كريم، زنان ايده آل را كه در بهشت جاى دارند، به مرواريد محجوب و پوشيده در صدف تشبيه مى‏كند: « كَأَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ.» (52) افزون بر اين، گاه آن‏ها را به جواهرات اصيلى چون ياقوت و مرجان كه جواهر فروشان در پوششى ويژه قرار مى‏دهند تا همچون جواهرات بَدَلى به آسانى در دسترس اين و آن قرار نگيرند و ارزش و قدرشان كاستى نپذيرد، تشبيه مى‏كند. (53) بر اين اساس، مرحوم علامه طباطبايى (54) همين تفسير را بر مى‏گزيند. استاد شهيد مطهرى در اين باره مى‏فرمايد: «حركات و سكنات انسان گاهى زبان‏دار است. گاهى وضع لباس، راه رفتن، سخن گفتن زن معنا دار است و به زبانِ بى‏زبانى مى‏گويد: دلت را به من بده، در آرزوى من باش، مرا تعقيب كن گاهى بر عكس، با زبان بى‏زبانى مى‏گويد: دست تعرّض از اين حريم كوتاه است.» (55)
    (1)
    كاركردهاى فردى و اجتماعى حجاب
    براى حجاب كاركردهايى در دو حوزه فردى و اجتماعى، قابل تصوّر است:
    الف. كاركردهاى فردى همچون: پاسخ گويى به نياز فطرى «خوداستتارى» و تأمين امنيّت در برابر گرما و سرما و....
    ب. كاركردهاى اجتماعى مانند: هويّت‏بخشى و ايجاد امنيّت اجتماعى و....
    زن با عنصر حجاب اسلامى، نه تنها به تهذيب، تزكيه نفس و ملكات نفسانى پرداخته و قرب الهى را فراهم مى‏سازد بلكه باعث گسترش روزافزون امنيّت اجتماعى و ايجاد زمينه‏اى جهت رشد معنوى مردان مى‏گردد. خداوند سبحان، خطاب به پيامبر خود مى‏فرمايد: «به مردان مؤمن بگو: تا چشمان خود را از نگاه ناروا بپوشانند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند كه اين بر پاكيزگى جسم و جان ايشان، بهتر است». نور (54)، آيه. 30 همچنين مى‏فرمايد: «به زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو: خويشتن را با چادرهاى خود بپوشانند كه اين كار براى آن است كه آنها به عفّت شناخته شوند تا از تعرّض و جسارت، آزار نكشند (در امنيّت كامل باشند) خداوند در حقّ خلق، آمرزنده و مهربان است». احزاب (33)، آيه 59
    همان‏گونه كه ذكر گرديد، حجاب و پوشش اسلامى براى مردان و زنان، تنها از كاركرد فردى برخوردار نيست و فقط براى سامان‏دهى خلقيّات و ملكات نفسانى آدميان، مؤثر نمى‏باشد بلكه از كاركرد اجتماعى نيز برخوردار است. حجاب، غرايز، التهاب‏هاى جسمى و معاشرت‏هاى بى‏بند و بار را كنترل كرده، بر تحكيم نظام خانواده مى‏افزايد. همچنين از انحلال كانون مستحكم و پايدار زناشويى جلوگيرى كرده، امنيّت اجتماعى را فراهم مى‏سازد. حال اگر كسانى با نگرش دينى، اسلامى يا با رويكرد جامعه‏شناختى و روان‏شناسى به چنين كاركردها و تأثيرات مطلوب به ويژه تأمين امنيّت اجتماعى پى ببرند نه تنها هدفمندانه، زندگى مى‏كنند بلكه براى رفتارها و انديشه‏هايشان دست به گزينش مى‏زنند تا به اهداف متعالى الهى انسانى دست يازند. از اين‏رو به مورد حجاب نيز به عنوان راهبردى كارساز، جهت تأييد و ترويج ارزش‏هاى اجتماعى، تأمين‏كننده سعادت آدمى و منشأ قرب الهى مى‏نگرند.
    بنابراين پوشش اسلامى به منزله يك حفاظ ظاهرى و باطنى در برابر افراد نامحرم، قلمداد مى‏شود كه مصونيت اخلاقى و خانوادگى و پيوند عميق ميان حجاب ظاهرى و بازدارى باطنى و از همه مهمّ‏تر امنيّت اجتماعى را فراهم مى‏سازد و پيشينه آن به اندازه تاريخ آفرينش انسان است چراكه پوشش و لباس هر بشرى، پرچم كشور وجود او است. پرچمى كه وى بر خانه وجودش نصب كرده و با آن اعلام مى‏دارد كه از كدام فرهنگ تبعيّت مى‏كند. غلامعلى حداد عادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى، ص 40
    در ادامه به بيان هدف و فلسفه اين مصداق مهمّ اسلامى و رابطه فراگير و تنگاتنگ آن با امنيّت اجتماعى از جنبه‏هاى مختلف مى‏پردازيم:
    امنيّت اجتماعى، هدف اساسى وجوب حجاب
    با توجه به آيات قرآن مجيد، به خوبى روشن مى شود كه هدف از تشريع وجوب حكم حجاب اسلامى، دستيابى به تزكيه نفس، طهارت، عفّت و پاكدامنى، جهت استحكام و گسترش امنيّت اجتماعى است: «و اِذا سَأَلْتُموهُنَّ مَتاعا فَسْئلوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُم أطْهَرُ لِقلوبِكُم و قُلُوبِهِنَّ». احزاب (33)، 53

    چون نگاه نامحرم توسط مردان، باعث تحريك و تهييج جنسى آنان و در نتيجه منجر به فساد و ريشه‏كنى امنيّت اجتماعى مى‏شود، خداوند در كنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، مردان را نيز امر به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر ايشان، حرام كرده است. در اين‏باره از امام رضا (ع) نقل شده است: «حرّم النَّظَر الى شُعورِ النّساء المَحْجوبات بالاَزْواج و غَيْرهِنَّ مِنَ النّساء لما فيه مِنْ تَهْييجِ الرّجال و ما يَدْعوا التَّهْييج الى الفَساد و الدُّخول فيما لا يحلّ و لا يجمل» بحارالانوار، ج 104، ص 34 «نگاه به موهاى زنان باحجاب ازدواج‏كرده و بانوان ديگر، از آن جهت حرام شده است كه نگاه، مردان را برمى‏انگيزد و آنان را به فساد فرامى‏خواند در آنچه كه ورود در آن نه حلال است و نه شايسته».
    از مجموع اين گفتار به دست مى آيد كه هدف از وجوب حجاب اسلامى علاوه بر موارد مذكور ايجاد صلاح و پيشگيرى از فساد، جهت تأمين و گسترش امنيّت اجتماعى است.
    امنيّت اجتماعى، فلسفه حقيقى وجوب حجاب
    يكى از فلسفه‏هاى حقيقى وجوب حجاب، حفظ آرامش زن، مصونيّت جامعه از فساد و عمق و معنا بخشيدن به امنيّت اجتماعى با توسعه آن است زيرا نفس آدمى، دريايى موّاج از تمايلات و خواسته‏هاى او است كه مهم‏ترين آنها به خوراكى‏ها، امور جنسى و مال و جاه و مقام، مربوط مى‏شود و بدون شك بالاترين خواسته‏هاى مردان، تمايل به جنس زن است. در سخنان عرفا آمده است: «أعْظَمُ الشَّهْوَه، شَهْوَه النّساء» محجه البيضاء، ج 5، ص 177 «بزرگ‏ترين خواسته‏هاى مرد، رغبت به زنان است».
    ارائه زيبايى‏ها و مواضع بدن زن، به شهوت و طمع مردان، دامن مى‏زند و آنها را به يك كانون جدّى خطر، مبدّل مى‏سازد كه به سلب آرامش زن و امنيّت اجتماعى منتهى مى‏گردد. آنچه مى‏تواند از اين نا امنى پيشگيرى كند، پوشش زن از چشمان گرسنه نامحرمان است كه با حجاب كامل اسلامى، عملى خواهد شد.
    پوشش دينى، پيام عفّت، شخصيّت و خداترسى زن مسلمان است و مردان جامعه، نه تنها به چنين بانويى چشم طمع نخواهند داشت كه او را نيرويى بالفعل در هرچه سعت بخشيدن امنيّت اجتماعى دانسته و نجابتش را مى‏ستايند. در اين صورت زن نه تنها در سنگر حجاب خود، از تير نگاه‏هاى زهرآلود، سخنان آزاردهنده و برخوردهاى اراذل جامعه در امان خواهد بود بلكه امنيّت و آرامش درونى خود و اجتماع خويش را برقرار خواهد كرد.
    نكته معنوى و عرفانى قابل ذكر در اين باب، پيام آسمانى، خطاب به زنان است: «اى زن آگاه باش، دنيا خراب‏آبادى است كه هر نقطه آن به مين‏هاى شيطان و نگاه‏هاى آلوده، ناامن گشته است. اما فرشته‏هاى حجاب در محفل انس و ياد خدا در امنيّتى بى‏نظير به سر مى‏برند كه ديگران از طعم آن بى‏خبرند». محمدرضا اكبرى، تحليلى نو و عملى از حجاب در عصر حاضر، ص 14
    16 شب تاريك و بيم موج و گردابى چنين حايل كجا دانند حال ما سبكباران ساحل‏ها
    پايه‏هاى تحقق امنيّت اجتماعى، در سايه‏سار حجاب بانوان
    پوششى كه اسلام آن را به عنوان يك حكم شرعى اعلام كرده است، يك عمل ظاهرى و گسسته از عوامل و پايه‏ها نيست بلكه حجاب، خيمه عفاف بانوانى است كه آن را بر پايه‏هاى خود استوار نموده و باعث ترويج ارزش امنيّت اجتماعى مى‏گردند و به تحقق آن در جامعه اسلامى، كمك مى‏كنند. اين پايه‏هاى اساسى عبارت است از:
    1 ايمان به خدا و جهان آخرت از مهم‏ترين عواملى كه بانوان توسط آن به آرامش روحى و روانى دست يافته، امنيّت اجتماعى جامعه را فراهم مى‏كنند، اين است كه وقتى زن به خداى تعالى و علم و حكمت او ايمان آورد و معتقد گردد احكامى كه براى بشريّت تشريع كرده، بدون نقص و داراى آثار مطلوبى است، از حكم الهى حجاب استقبال كرده، امنيّت اجتماعى جامعه را تضمين مى‏كند.
    2 تقوا پرهيزكارى بانوان، ضامن تأمين امنيّت اجتماعى است و تا اين پايه محكم معنوى در قلب بانوان شكل نگيرد، حجاب را نوعى محدوديّت براى خود قلمداد كرده و امنيّت اجتماعى انسان‏ها را تهديد مى‏كند.
    خانمى كه بداند تقواى الهى پادزهر بيمارى دل‏ها است كه حجاب‏هاى تاريك جان را غرق مى‏كند و لانه‏هاى هوس را برمى‏اندازد آن را به كام جان خود مى‏ريزد تا عالم جانش، گلستان گل‏هاى طاعت و تسليم گردد و خيمه حجابش را برمى‏افروزد تا حافظ بوستان ارزش‏هاى خويشتن و آرامش درونى اجتماع خود شود.
    3 آگاهى شناخت سيماى زن، حقيقت حجاب، فلسفه و آثار آن، از جمله پايه‏هاى مستحكم پوشش دينى و تبلور امنيّت اجتماعى است. وقتى خانمى به پاسخ درونى خود كه چرا بايد پوشيده باشم نايل شود، پايه‏هاى حجاب دينى در او شكل گرفته و با آگاهى كامل به امنيّت اجتماعى ارزش مى‏بخشد و دوام آن را تضمين خواهد كرد. به طور كلّى، آگاهى زن نسبت به آثار مطلوب حجاب و مهم‏تر از آنها مسئله امنيّت اجتماعى، باعث مى‏شود كه نه تنها احساس سنگينى از پديده حجاب نكند بلكه از آن به خوبى استقبال كرده، وسوسه‏هاى شيطانى را هيچ مى انگارد و آرامش برونى و درونى اجتماع را وسعت مى‏بخشد.
    همچنين اين پيام اصيل و عرفانى را هميشه آويزه گوش‏هاى خود مى‏گرداند: «خواهرم سرزمين جانت را با خورشيد آگاهى، روشن كن تا بر زواياى وجودت بتابد و آن‏چنان كه هستى خود را بشناسى، آن گاه دريابى كه حجاب باله‏هاى شنا به سوى سرچشمه هستى، امنيّت فردى و اجتماعى كامل است و پوشش‏هاى مهيّج، وزنه‏هاى سنگينى است كه زن را غريق ژرفاى مهيب دنيا كرده، امنيّت او و جامعه اش را برهم مى‏زند». برگرفته از: مهدى سلطانى رنانى «مقاله حجاب و امنيّت اجتماعى»
    و بالاخره ممكن است براى برخى اين سوال مطرح شود كه مگه نه اينكه در قرآن داريم «لا اكراه فى الدين» (دين اجبارى نيست) پس چرا در ايران داشتن پوشش حجاب اجبارى است؟
    در پاسخ گفتنى است:
    «لا اكراه» در اصل پذيرش دين است نه در پذيرش احكام آن، لذا فرموده است: «لا اكراه فى الدين» و الا معنى ندارد كه كسى يك سيستم حقوقى يا اعتقادى را بپذيرد و يا عضو يك حزب يا سازمان شود ولى به مقررات آن پايبند نباشد. توضيح آن كه شناخت معناى دقيق «لا اكراه فى الدين»، منوط به نگرشى جامع به آيات قرآن و مجموعه معارف آن است. مسلم است كه در اسلام، احكام اجبارى فراوانى وجود دارد مانند «حدود» و قوانين اجتماعى. اين محدوده نيز، مشتمل بر احكام اكراهى فراوانى است. مسلما كسانى كه حد بر آنان جارى مى‏شود، راضى به آن نيستند و.... ازاين‏رو بايد در فهم ابتدايى از جمله «لا اكراه فى الدين» تجديد نظر كرد. معناى ظاهرى اين آيه آن است كه اصل پذيرش دين، قابل اكراه و اجبار نيست يعنى، نمى‏توان كسى را به زور به پذيرش آيينى وادار نمود و يا عقيده‏اى را از او سلب كرد. بنابراين «عقيده» قابل تحميل نيست ولى اين محدوده غير از محدوده احكام است. توضيح اين كه: كليه نظام‏هاى فكرى، براى خود نظامى اجتماعى را نيز طراحى مى‏كنند.
    در نظام‏هاى اجتماعى، اكراه و اجبار از ابزارهاى پيش‏بينى شده در كليه نظام‏ها است يعنى، در هر نظامى در مقوله‏هاى اجتماعى و حقوقى آن، جبر قانونى وجود دارد و بدون آن، جامعه قابل اداره و كنترل نيست. نظام‏هاى قضايى و نيروهاى انتظامى در همه نظام‏ها، امرى مقبول و معقول هستند. بنابراين بايستى محدوده عقيده را از محدوده عمل و حقوق جدا كرد. در حيطه «عقيده» اجبار راهى ندارد ولى در حيطه عمل، آنچه كه به نظم عمومى جامعه) Public order ( مربوط مى شود رفتارهاى اجتماعى تحت نظارت و كنترل در آمده و احيانا با آن برخورد مى شود. چنان كه در تمامى جوامع قوانين و مقرراتى وضع مى شود و همگان ملزم به رعايت آن مى باشند. با اين تفاوت كه در برخى جوامع، تنها به رفاه عمومى و آسايش جسمى افراد جامعه توجه دارند و هر چه كه اختلال در آسايش بدنى باشد، خلاف قانون شمرده مى شود ولى در جامعه اسلامى افزون بر آسايش بدنى به حفظ ارزش هاى معنوى نيز توجه شده است و آنچه تأثير سويى بر معنويت افراد جامعه دارد، خلاف قانون شمرده مى شود. از جمله امورى كه پى آمدهاى ناخوشايندى در زندگى اجتماعى افراد دارد منكرات است.
    به همين جهت شارع مقدس، براى دور نگه داشتن جامعه از پى آمدهاى سوء آنها امر به معروف و نهى از منكر را در سطح جامعه واجب كرده است. با مرورى به شرايط و آداب امر به معروف و نهى از منكر روشن مى شود كه نهى از منكر در منكرات آشكار واجب است و آمر به معروف و ناهى از منكر، حق تجسس و تفتيش و دخالت در زندگى افراد را ندارد. خواست اسلام آن است كه ظاهر جامعه از هر گناهى پيراسته باشد، اما داورى درباره درون انسان و يا كارهاى ناشايستى كه برخى مرتكب مى شوند ولى آنها را نهان مى دارند با خداست. بنا بر آنچه گفته شد، افزون بر اين كه در پذيرش شريعت اسلام اجبارى نيست، پس از پذيرش آن نيز كسى حق تفتيش عقايد و تجسس در امور شخصى افراد را ندارد اما در صورتى كه رفتار شخص در اجتماع با قوانين اجتماعى اسلام ناهماهنگ باشد همانند همه نظام هاى جهان، اسلام حق برخورد را با او براى خود با شيوه هاى گوناگون محفوظ مى دارد.

    ویرایش توسط Behrooz_313 : ۱۳۹۲/۰۹/۲۳ در ساعت ۲۳:۵۱
    الهی العفو...


  8. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    70 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152



    برای من معمولی سراپا گناه... درد و اشک دارد دیدن این صحنه:


    کنیزان باکلاس !!!


    که دختر مسلمان بشود کالایی برای تبلیغ کالایی دیگر... آن هم یک کالای اسرائیلی!!!


    قلب ولی عصرمان دیگر چه می کشد از این صحنه ها؟!


    تو یک زنی و آرام جان یک خانه؛ نه یک کالا برای فروش بیشتر یک کارخانه...



    تو چراغ خانه ای نه کارگر کارخانه....




    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    کنیزان باکلاس !!!


  9. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۲
    نوشته
    3,183
    صلوات
    8000
    تعداد دلنوشته
    7
    مورد تشکر
    213 پست
    حضور
    70 روز 23 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    152




    استفاده ابزاری زن در تبلیغات


    وارد کردن عامل جنسیت در تبلیغات بازرگانی به نحو معناداری میزان تاثیرگذاری پیام را تغییر می‌دهد. اگرچه این امر همچنان بستگی به

    ارزش‌های جامعه دارد، اما استفاده از زنان برای تبلیغ کالاها و محصولات و خدمات زنانه و به کارگیری مبلغان مرد برای معرفی و تبلیغ

    کالا محصولات و خدمات مردانه در بیشتر موارد به تاثیرگذاری بیشتر آگهی منجر می‌شود.

    موضوعات مربوط به اقتصاد و آینده‌نگری و موضوعاتی چون مباحث علمی که به تفکر منطقی و استلال نیاز دارند،

    برای مخاطبان مرد ساخته می‌شوند و از بازیگران مرد استفاده می‌شود

    و در مقابل در موضوعاتی که ارتباط با مباحث مصرفی احساسی و خانوادگی دارند، مخاطبان زن را جذب می‌کنند و ایفاگران نقش آن نیز زنان

    هستند. زنان در کار خانه بازنمایی می‌شوند و مردان در کار بیرون از خانه. بنابراین یک نوع تفکر کلیشه‌ای جنسیتی بازتولید می‌شود که به

    تطبیق تفکرات کمک می‌کند و این تفکرات جامعه‌پذیرتر می‌شود.

    نحوه استفاده از زنان در تبلیغات رسانه‌ای در همه کشورها یکسان نیست و به تناسب هنجارها و فرهنگ‌های هر جامعه تغییر می‌کند.

    جنبشی که در قرن نوزدهم میلادی با شعار
    «فمینیسم» و با هدف به دست آوردن حقوق برابر با مردان آغاز شد، در عمل موجب به وجود

    آوردن بحران‌های سهمگین در عرصه روابط خانوادگی و تنزل جایگاه و شخصیت انسانی زن گردید.
    در این گفتمان جدید، زن از انسانی با ویژگی‌های متعالی به «کالای جنسی» و موضوع سودآورترین تجارت جهانی (تجارت پورنو)،

    «مشتری» تولیدات رنگارنگ صنایع بهداشتی، آرایشی، پوشاک و … در جهان سرمایه‌داری و «ابزاری» برای عرضه و فروش هر چه بیش‌تر کالاهای تولیدی شرکت‌های بزرگ ملی و فراملی تبدیل شد.

    صنعت زیبایی یکی از نمودهای روند بحران هویت در میان زنان دنیای امروز، به فراموشی سپرده شدن شخصیت انسانی زنان در انبوهی از

    مواد آرایشی است که زنان هر روز برای زیباتر نمایاندن خود و جلب توجه بیش‌تر دیگران از آن‌ها استفاده می‌کنند.



    کنیزان باکلاس !!!

    خدایا.....

    یاریم کن نگاهم در افق این فضای مجازی..."جز برای تو" نبیند

    وانگشتانم "جز برای تو" کلیدی را فشار ندهند...


    کنیزان باکلاس !!!


  10. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۸۸
    نوشته
    1,487
    مورد تشکر
    7 پست
    حضور
    4 روز 12 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    1164
    آپلود
    119
    گالری
    2



    به نام حضرت دوست
    با سلام خدمتا شما دوستان
    یاد چند سال قبل افتادم.یه جایی جلسه بود و علت دیر ازدواج کردن پسران و طلاق ها را بررسی میکردیم.یادم نمیره توی اون جلسه خیلی راحت و با قاطعیت گفتم که مقصر اصلی دختران هستند و همه مبهوت موندند.گفتم اگه دختران به راحتی کارهایی که باید مردان انجام بدهند و حقوقی برای آن کار بگیرند را قبول نکنند و با حقوق پایین موافقت با آن کار نکنند خیلی از جوانان بیکار نمی مونند و به راحتی می تونند با داشتن کار و درآمد ازدواج کنند.(البته شرایط دیگری هم میخاد که فقط کار شاملش نمیشه) بعد برای بحث طلاق یکی از دوستان با موافقت گفت که رفتم توی یکی از شرکت ها در اصفهان و دیدم یک خانم و آقا با هم همکارن و موقع نهار بود و اون خانم خیلی راحت و ریلکس بود.بعد نهارش را که خورد مرد قاشق نداشت و خیلی راحت اومد و قاشق خانم را برداشت و یه نگاه معنا داری بهم کردند که بماند.بعدش من ادامه دادم حالا فکر کنید این زن میره خونه و اگر توی خونه مرد به خاطر خستگی کمی محبت کمتری به خانمش بکنه اون موقع زن میگه آره همکار من اینطوره همکار من اونطوره و چرا تو اینطوری و اینجاست که شروع بحث آغاز و نهایتش به طلاق میکشه.چون زن حریم خودش را نگه نداشته و مرد از اون بی .....
    بیخیال
    ما دیگه نمیدونیم چیکار کنیم
    موفق باشید
    یاحق
    آفت دين سه چيز است، داناى بد كار و پيشواى ستم كار و مجتهد نادان‏
    حرکت کشتی نجات آدمیان احتیاجی به دریا ندارد.این کشتی روی قطره اشکی مقدس که برای حسین بن علی ریخته می شود می گذرد.علامه جعفری


  11. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۹
    نوشته
    647
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    23 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    20



    دقیقا دارن همون کار قرنهای پیش رو انجام میدن ولی با ظاهر زیبا ! اون موقع اسمشون کنیز ... یا به هر اسم دیگه ای مشهور بودن و مشخص بود کارشون چیه ... الان پشت یه ظاهر زیبا هستن ولی همون کارو انجام میدن ! هیچ فرقی نکرده ... فقط جلد عوض شده ... من خودم به عنوان یه زن چندشم میشه خیلی کارها رو انجام بدم ! مثلا حتی اگه مسلمون نبودم ، عمرا مانکن نمیشدم ! فک کن ! یه جمعیتی نشسته تو لباس قشنگ بپوشی تا خوششون بیاد ! من شخصیتم بیشتر از ایناس ! نمیگم اونایی که مانکن هستن بی شخصیت هستنا ! نه ! من خودم رو دارم میگم ، شایدم من اشتباه میکنم ، ولی من شان و جایگاه خودمو خیلی بالاتر از اینا میدونم ، آدم مغروری نیستم ، نمیگم از کسی برتر هستم ، ولی حاضر نیستم هر کاری رو قبول کنم !

    مثلا من واقعا درک نمیکنم اونی که با آرایش وحشتناک میاد بیرون که بقیه نگاش کنن ، انگیزه اش چیه از اینکه وقتی کسی مزاحمش میشه ، سرش داد میزنه !!! نه خب مگه واسه جلب توجه نیومدی ! خوب اونم داره بهت توجه میکنه ! چرا اسمشو میذاری مزاحم و سرش داد میزنی !

    یا یه چیز هیچ وقت تو کتم نمیره ، این خارجی ها که مسلمون نیستن ، هیچ وقت آرایش غلیظ نمیکنن مگر اینکه واقعا کارشون بد باشه ...یعنی یه جورایی منطقی تر کار میکنن ، کسی که آرایش میکنه داره میگه که من واسه چی آرایش کردم !

    میدونید ، من فکر میکنم هنوز نفهمیدیم چرا چادر سر میکنیم ... چرا حجاب داریم ؟ دلیلش این نیست که مردها به گناه نیفتن ! ما چه گناهی کردیم که باید جور اونها رو بکشیم !!! هر چیز زیبا و پر ارزشی احتیاج به محافظت داره ... من فکر میکنم خدا میخواسته به ما خانوم ها بگه قدر خودمون رو باید بدونیم ... باید ارزش خودمون رو بشناسیم ...

    ما خانوم ها ارزشمون خیلی بالاتر از اینه که بخوایم تبلیغ بشیم واسه فروش بیشتر لباس و کفش و جواهرات ... ارزشمون خیلی بیشتر از اینه که بخوایم با ظاهرمون کسی رو فریب بدیم .... ما برای هدفی به این دنیا اومدیم ... هدف هر کسی یه چیزه ... مثل دانش آموزی که میره مدرسه ... آخرش هر کدوم یه رشته دانشگاهی رو انتخاب میکنن و سعی میکنن توش موفق باشن ... یه سری ها هم اصلا پاشون به دانشگاه نمیرسه ، چون هدف نداشتن ....

    خیلی حرف زدم ... ببخشید !


    چه کسی می داند که تو در پیله ی خود تنهایی ؟

    چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟


    ...


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود