صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رد عصمت از آدم تا خاتم نبیین صلوات الله علیه

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    38
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    تعجب رد عصمت از آدم تا خاتم نبیین صلوات الله علیه




    بسم الله الرحمن الرحیم.
    سلام.
    بسم الله الرحمن الرحیم.
    سلام.
    قصدم اینست که مردم را آگاه کنم که هیچ مذهبی بی اشکال نیست.و هرکس ادعای حق بودن میکند و پاسخی برای سوالات ندارد قطعاً اورا نمی توان حق نامگذاری کرد.
    هرکس قرآن را خواند و طبق فرمایش خداوند تبارک و تعالی در آن تفکر و اندیشه و تعقل کرد قطعاً به نتیجه های بسیاری دست خواهد یافت و آن راه مستقیم است.اما کسی که از دین پدران و جد و علمای خود پیروی کرد و خود را نادان و جاهل نسبت به انسان های دیگر نامید و یا تکبر بی جا و غیر عقلانی ورزید جاهل از دنیا خواهد رفت.این طبیعت دنیاست.
    و اما انکس که خود را دانا و حکیم دانست و دیگران را نادان و دلایل ناپذیرفتنی داشت او همان نادانی هست که هرگز نخواهد فهمید.


    از کجا شروع کنم؟از همانجایی که خداوند تبارک و تعالی به من اموخت که قرآنش را بخوانم و کسی غیر از او را برای اجابت دعاهایم نخوانم.و اوست کسی که کافیست برای بندگانش و هرکسی این آیه را هر روز خواند و به آن عمل کرد رستگار شد:
    ایاک نعبد و ایاک نستعین


    زیاد توضیح نمی دهم چون فرصت کافی برای اینکار را ندارم بقیه را به خود دوستان میسپارم که خودشان در قران جستجو کنند.

    اما رد عصمت از زبان قرآن که هرگز قایل به رد ان نیستند مگر کسانی که در آن شک دارند:

    حضرت ادم علیه سلام:

    وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لاتَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظّالِمينَ (002 | البقرة - 35)و گفتيم: «اى آدم! تو با همسرت در بهشت سكونت كن; و از (نعمتهاى) آن، از هرجا مى خواهيد، در كمال فراوانى بخوريد; (ولى) نزديك اين درخت نشويد; كه از ستمكاران خواهيد شد.»

    ظلم یکی از گناهان بزرگ هست که در قرآن هرچه از ظلم جستجو کنید هرگز به معنای ترک اولی نبوده بلکه عقاب های شدیدی برای ان در نظر گرفته شده.که خداوند در آیه بالا فرموده که به ان درخت نزدیک نشوید وگرنه از دسته ظالمین هستید.
    که انها هم طبق آیات قران از فرمان خداوند سرپیچی کرده اند.

    فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمّا كانا فيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حينٍ (002 | البقرة - 36)پس شيطان موجب لغزش آنها از بهشت شد; و آنان را از آنچه در آن بودند، بيرون كرد. و (دراين هنگام به آنها) گفتيم: «(همگى از مقام خويش) فرود آييد! در حالى كه دشمن يكديگر خواهيد بود. و براى شما در زمين، تا مدّت معيّنى محل اقامت و وسيله بهره بردارى خواهد بود.»

    از جمله آیات ظلم و عقاب انها:
    وَ قَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنَا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ (014 | ابراهيم - 13)(ولى) كافران به پيامبران خود گفتند: «ما به يقين شما را از سرزمين خود بيرون خواهيم كرد، مگر اين كه به آيين ما بازگرديد.» در اين هنگام، پروردگارشان به آنها وحى فرستاد كه: «ما ستمكاران را هلاك مى كنيم.

    وَ لَمّا جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهِيمَ بِالْبُشْرى قالُوا إِنّا مُهْلِكُوا أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَةِ إِنَّ أَهْلَها كانُوا ظالِمِينَ (029 | عنكبوت - 31)و هنگامى كه فرستادگان ما بشارت (تولد فرزند) را براى ابراهيم آوردند، گفتند: «ما اهل اين شهر و آبادى (قوم لوط) را هلاك خواهيم كرد، چرا كه اهل آن ستمكارند.»

    و ده ها آیه متعدد درباره ظلم که میتوانید در آیات قران جستجو کنید و ببینید.

    واژه عصی یا عصیان:
    نمونه آیه کسی که عصیان بورزد:
    قُلْ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظيمٍ (006 | انعام - 15)بگو: «من (نيز) اگرنافرمانى پروردگارم كنم، از مجازات روزى بزرگ [= قيامت]مى ترسم.

    و بلائی که سر بنی اسرائیل امد:
    وَ جاوَزْنا بِبَني إِسْرائيلَ الْبَحْرَ فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ وَ جُنُودُهُ بَغْياً وَ عَدْواً حَتّى إِذا أَدْرَكَهُ الْغَرَقُ قالَ آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا الَّذي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائيلَ وَ أَنَا مِنَ الْمُسْلِمينَ (010 | يونس - 90)(سرانجام) بنى اسرائيل را از دريا [= رود عظيم نيل ]عبور داديم; و فرعون و لشكريانش از سرِ ظلم و تجاوز، به دنبال آنها رفتند; تا زمانى كه غرقاب دامن او را گرفت، گفت: «ايمان آوردم كه هيچ معبودى، جز كسى كه بنى اسرائيل به او ايمان آورده اند، وجود ندارد; و من از مسلمين هستم.

    آلْآنَ وَ قَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَ كُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدينَ (010 | يونس - 91)(امّا به او خطاب شد الآن؟! در حالى كه قبلاً نافرمانى كردى، و از مفسدان بودى!

    يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمانِ عَصِيّاً (019 | مريم - 44)اى پدر! شيطان را پرستش مكن، كه شيطان نسبت به خداوند رحمان،نافرمان بود.

    نسبت دادن عصیان به آدم و حوا:
    فَأَكَلا مِنْها فَبَدَتْ لَهُما سَوْآتُهُما وَ طَفِقا يَخْصِفانِ عَلَيْهِما مِنْ وَرَقِ الْجَنَّةِ وَ عَصى آدَمُ رَبَّهُ فَغَوى (020 | طه - 121)سرانجام هر دو از آن خوردند، (و لباس بهشتى آنها فرو ريخت،) و عورتشان آشكار گشت و از برگهاى (درختان) بهشتى براى پوشاندن خود جامه دوختند. (آرى) آدم پروردگارش را نافرمانى كرد، و (از پاداش او و ماندن در بهشت) محروم شد.


    میگویند ترک اولی کرده است!!!!! آیا آدم کاری بدتر از نافرمانی خداوند که خوردن میوه از ان درخت بود میتوانست کند؟

    حضرت موسی علیه سلام:
    واژه ظلم که در بالا توضیح داده ایم نسبت به حضرت موسی علیه السلام:
    قالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (028 | قصص - 16)(سپس) عرضه داشت: «پروردگارا! من به خويشتن ستم كردم; مرا بيامرز.» خداوند او را آمرزيد، كه او آمرزنده مهربان است.

    حضرت ابراهیم علیه السلام و واژه خطاء:

    وَ الَّذِي أَطْمَعُ أَنْ يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ (026 | شعراء - 82)و كسى كه اميد دارم خطايم را در روز جزا بيامرزد.

    خطا در قران چگونه بیان شده؟
    بَلى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطيئَتُهُ فَأُولئِكَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ (002 | البقرة - 81)آرى، كسانى كه مرتكب گناه شوند، و آثار گناه، سراسر وجودشان را بپوشاند، آنها اهل آتشند; و جاودانه در آن خواهند بود.
    مِمّا خَطِيئاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً فَلَمْ يَجِدُوا لَهُمْ مِنْ دُونِ اللهِ أَنْصاراً (071 | نوح - 25)(آرى، سرانجام) همگى بخاطر گناهانشان غرق شدند و در آتش دوزخ وارد گشتند، و جز خدا ياورانى براى خود نيافتند.


    و آیات متعدد دیگر.

    و سر انجام نبی اکرم محمد صلوات الله علیه:

    بررسی واژه ذنب در قران کریم:
    غافِرِ الذَّنْبِ وَ قابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقابِ ذِي الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ (040 | غافر - 3)خداوندى كه آمرزنده گناه، پذيرنده توبه، داراى مجازات سخت، و صاحب نعمت فراوان است; هيچ معبودى جز او نيست; و بازگشت (همه شما) به سوى اوست.

    فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ (067 | ملك - 11)اين جاست كه به گناه خود اعتراف مى كنند; دور باشند دوزخيان (از رحمت خدا)!

    فَكَذَّبُوهُ فَعَقَرُوها فَدَمْدَمَ عَلَيْهِمْ رَبُّهُمْ بِذَنْبِهِمْ فَسَوّاها (091 | شمس - 14)ولى آنها او را تكذيب و ناقه را پى كردند (و به هلاكت رساندند); از اين رو پروردگارشان آنها (و سرزمينشان) را بخاطر گناهشان درهم كوبيد و با خاك يكسان كرد.

    كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَأَخَذَهُمُ اللهُ بِذُنُوبِهِمْ وَ اللهُ شَديدُ الْعِقابِ (003 | آل عمران - 11)آنان در انكار و تحريف حقايق،) همچون روش فرعونيان و كسانى است كه پيش از آنها بودند; آيات ما را تكذيب كردند، و خداوند آنها را به (كيفر) گناهانشان گرفت; و خداوند، سخت كيفر است.

    أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَكَّنّاهُمْ فِي الْأَرْضِ ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّماءَ عَلَيْهِمْ مِدْراراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْري مِنْ تَحْتِهِمْ فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرينَ (006 | انعام - 6)آيا نديدند چه بسيار از اقوام (بى ايمان) پيشين را هلاك كرديم؟! اقوامى كه (از شما نيرومندتر بودند; و) امكاناتى به آنها داده بوديم كه به شما نداديم; بارانهاى پى درپى براى آنها فرستاديم; و از ميان زمينهاى آنها، نهرها جارى ساختيم;(اما هنگامى كه سركشى و طغيان كردند،) آنان را به سبب گناهانشان نابود كرديم;و اقوام ديگرى بعد از آنان پديد آورديم.

    و بسیار آیات متعدد دیگر

    اما واژه ذنب که به پیامبر نسبت داده شده:

    فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللهِ حَقٌّ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَ الْإِبْكارِ (040 | غافر - 55)پس (اى پيامبر!) صبر و شكيبايى پيشه كن كه وعده خدا حق است، و براى گناه خود استغفار كن، و هر صبح و شام تسبيح و حمد پروردگارت را به جا آور.

    فَاعْلَمْ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا اللهُ وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ وَ اللهُ يَعْلَمُ مُتَقَلَّبَكُمْ وَ مَثْواكُمْ (047 | محمد - 19)پس بدان كه معبودى جز «خداوند يگانه» نيست; و براى گناه خود و مردان و زنان با ايمان آمرزش بخواه. و خداوند گذرگاه و قرارگاه شما را مى داند.


    خب....
    واژه های متعددی نسبت به پیامبران اطلاق شده که هر کدام که به پیامبران نسبت داده شده اند به معنای ترک اولی هستند.
    پس خداوند اقوام را بخاطر ترک اولای انها عقابشان میکرد؟
    تا چه حد تعصب؟چند سال از عمرمان گذشته و هنوز داریم از دین پدرانمان پیروی میکنیم؟آیا بس نیست گمراهی؟گمراهی آشکار تر از این؟
    یک آیه را براحتی تحریف میکنید و نظر میدهید.اینهمه آیه را هم تحریف میکنید؟اصلاً لای قران را باز کرده اید تا متوجه شوید که خداوند متعال چه میفرماید و هدفش چیست از بیان ایات؟یعنی زبان عرب واژه ای به نام ترک اولی ندارد که خداوند از اینهمه واژه گناه در قران علیه پیامبرانش استفاده کرده؟
    من نمیخواهم خدایی ناکرده پیامبران خدا را کوچک شمارم.بلکه با اینکار چیزی از بزرگی آنان کم نمیشود.البته بندگان شایسته خداوند که سرتاسر زمین هستند را هم حقیر و پست جلوه نمیکند.بلکه همه ما از یک پیکر هستیم.و باید بپذیریم که بنده ای جز بندگان خدا نیستیم و همه ما از همان گلی بوجود امده ایم که ادم خلق شده.

    وَ قالُوا لَوْ كُنّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ (067 | ملك - 10)
    و مى گويند: «اگر ما گوش شنوا داشتيم يا تعقل مى كرديم، در ميان دوزخيان نبوديم.»


    شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذينَ لايَعْقِلُونَ (008 | انفال - 22)
    به يقين بدترين جنبندگان نزد خدا، افراد كر و لال (و كور دلى) هستند كه انديشه نمى كنند.



  2.  

  3. #2

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    38
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    نبی و رسول در آیات و روایات




    نبی و رسول در آیات و روایات

    دکتور فاتح اروم

    نبی کسی که از طرف خدا صاحب ارزش شده است. [1] نبی بودن در دست خود انسان نیست. خداوند وقتی به این مقام برگزید، به او کتاب و حکمت اعطا می کند. در سوره انعام آیه 83 از نوح به بعد 18اسم انبیا آمده و بعد گفته می شود:

    و از پدران و فرزندان و برادرانشان برخى را [بر جهانيان برترى داديم] و آنان را برگزيديم و به راه راست راهنمايى كرديم [2]

    آنچه در روایات آمده که 124 هزار انبیا یا اجداد، یا اولاد و یا برادران آن 18 نبی هستند که در آیه آمده است. به این شکل هیچ نبی بدون اشارت بهش نمی ماند. خداوند بعد می فرماید: آنان كسانى بودند كه كتاب و داورى و نبوت بديشان داديم و اگر اينان [=مشركان] بدان كفر ورزند بى‏گمان گروهى [ديگر] را بر آن گماريم كه بدان كافر نباشند[3]

    در روایات آمده است که کتوب نازل شده 4 تا است: تورات، زبور، انجیل و قرآن. در روایت دیگری از پیامبر (ص) روایت شده که به آدم (ع) 10 صحوف، به شیت (ع) 50 صحوف، به ادریس (ع) 30 و به ابراهیم(ع) 10 صحوف نازل شد. [4] اگر این روایت را قبول کنیم به 8 تا نبی کتاب نازل شده است. در حالی که در آیه گفته می شود که به جمیع انبیا کتاب و حکم نازل شده است. در آیه دیگر به جای حکم حکمت آمده است. معنی حکم را آیه ذیل بیان می کند:

    كَانَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً فَبَعَثَ اللّهُ النَّبِيِّينَ مُبَشِّرِينَ وَمُنذِرِينَ وَأَنزَلَ مَعَهُمُ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ فِيمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَمَا اخْتَلَفَ فِيهِ إِلاَّ الَّذِينَ أُوتُوهُ مِن بَعْدِ مَا جَاءتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ فَهَدَى اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ لِمَا اخْتَلَفُواْ فِيهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَاللّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ [5]

    مردم امتى يگانه بودند پس خداوند پيامبران را نويدآور و بيم‏دهنده برانگيخت و با آنان كتاب [خود] را بحق فرو فرستاد تا ميان مردم در آنچه با هم اختلاف داشتند داورى كند و جز كسانى كه [كتاب] به آنان داده شد پس از آنكه دلايل روشن براى آنان آمد به خاطر ستم [و حسدى] كه ميانشان بود [هيچ كس] در آن اختلاف نكرد پس خداوند آنان را كه ايمان آورده بودند به توفيق خويش به حقيقت آنچه كه در آن اختلاف داشتند هدايت كرد و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مى‏كند

    حکم کردن طبق کتاب حکمت است. آن چه که نبی را بالا می برد وحی است.

    قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا [6]

    بگو من هم مثل شما بشرى هستم و[لى] به من وحى مى‏شود كه خداى شما خدايى يگانه است پس هر كس به لقاى پروردگار خود اميد دارد بايد به كار شايسته بپردازد و هيچ كس را در پرستش پروردگارش شريك نسازد

    نبی برای خداوند خیلی ارزشمند است، لذا خداوند می فرماید:

    النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنفُسِهِمْ [7]

    پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر [و نزديكتر] است

    درحقیقت ازکسی که کتاب الله آورده، تبلیغ و بیان کرده دیگری نمی تواند ارزشمند تر باشد.الله متعال هم به غیر ازپیامبران کسی دیگر را با این نام "نبی" صدا نکرد. اما رسول و مرسل به کسان دیگر هم گفته شد. نبی مقام می باشد و یک رسول وظیفه است. رسول و مرسل فرسنده هست و او باید پیام را بدون هیچ تغییری برساند.

    فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ [8]

    آيا جز ابلاغ آشكار بررسولان [وظيفه‏اى] است

    يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ [9]

    اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پيامش را نرسانده‏اى

    در قرآن کریم فرستاده مصر رسول نامیده شده بود:

    وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ فَلَمَّا جَاءهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَى رَبِّكَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللاَّتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ [10]

    و پادشاه گفت او را نزد من آوريد پس هنگامى كه آن فرستاده نزد وى آمد [يوسف] گفت نزد آقاى خويش برگرد و از او بپرس كه حال آن زنانى كه دستهاى خود را بريدند چگونه است زيرا پروردگار من به نيرنگ آنان آگاه است

    به فرستاده بلقیس به سلیمان (ع) مرسل گفته شد:

    وَإِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِم بِهَدِيَّةٍ فَنَاظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ [11]

    و [اينك] من ارمغانى به سويشان مى‏فرستم و مى‏نگرم كه فرستادگان [من] با چه چيز بازمى‏گردند

    آیات فوق نشان می دهد که هر رسولی نمی تواند نبی باشد. اما طبق دیدگاه علماء قدیم، به کسی که کتاب نازل شد و صاحب شریعت باشد، رسول می گویند. [12] اگر این دیدگاه را قبول کنیم، پس اسماعیل (ع) رسول نیست اما نبی هست. چرا که او صاحب کتاب و شریعت نبوده. اما این ادعا خلاف قرآن است. در قرآن اسماعیل (ع) به عنوان رسول ذکر شده است:

    وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ إِسْمَاعِيلَ إِنَّهُ كَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَكَانَ رَسُولًا نَّبِيًّا [13]

    و در اين كتاب از اسماعيل ياد كن زيرا كه او درست‏وعده و فرستاده‏اى پيامبر بود

    رسول خدا نمی تواند روی حرف خدا چیزی از خود اضافه کند:

    وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ*لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ*ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ*فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ [14]

    و اگر [او] پاره‏اى گفته‏ها بر ما بسته بود *دست راستش را سخت مى‏گرفتيم*سپس رگ قلبش را پاره مى‏كرديم*و هيچ يك از شما مانع از [عذاب] او نمى‏شد *

    چون پیامبر ما رسول الله بوده حلال او حلال و چیزهایی که تحریم شد از طرف حرام است. او فقط پیام رسان است.

    الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الأُمِّيَّ الَّذِي يَجِدُونَهُ مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِيلِ يَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّبَاتِ وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَيَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِي كَانَتْ عَلَيْهِمْ فَالَّذِينَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِيَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ [15]

    همانان كه از اين فرستاده پيامبر درس نخوانده كه [نام] او را نزد خود در تورات و انجيل نوشته مى‏يابند پيروى مى‏كنند [همان پيامبرى كه] آنان را به كار پسنديده فرمان مى‏دهد و از كار ناپسند باز مى‏دارد و براى آنان چيزهاى پاكيزه را حلال و چيزهاى ناپاك را بر ايشان حرام مى‏گرداند و از [دوش] آنان قيد و بندهايى را كه بر ايشان بوده است برمى‏دارد پس كسانى كه به او ايمان آوردند و بزرگش داشتند و ياريش كردند و نورى را كه با او نازل شده است پيروى كردند آنان همان رستگارانند

    نبوت یک مقام است و نبی 24 ساعت نبی هست، اما رسول 24 ساعت رسول نیست، بلکه در موقع رساندن پیام رسول است. در ابلاغ آیات رسول مرتکب خطا نمی شود، چون صرفاً مطلب را می رساند. اما در نبوت، مثلاً در بیان احکام می تواند دچار اشتباه شود. به عنوان مثال به آیه ذیل توجه کنید که در آن راجع به اشتباه پیامبر (ص) در مورد اسیر گرفتن است:

    مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ* لَّوْلاَ كِتَابٌ مِّنَ اللّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ [16]

    هيچ پيامبرى را سزاوار نيست كه [براى اخذ سربها از دشمنان] اسيرانى بگيرد تا در زمين به طور كامل از آنان كشتار كند شما متاع دنيا را مى‏خواهيد و خدا آخرت را مى‏خواهد و خدا شكست‏ناپذير حكيم است* اگر در آنچه گرفته‏ايد از جانب خدا نوشته‏اى نبود قطعا به شما عذابى بزرگ مى‏رسيد

    از این می فهمیم که اگر پیامبر (ص) به عنوان نبی چیزی را حرام کرد، نباید حرام بدانیم. اگر به عنوان رسول باسد، چون پیام خداست حرام ما شود. در آیه تحریم هم این را بیشتر می فهمیم:

    يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ [17]

    اى پيامبر چرا براى خشنودى همسرانت آنچه را خدا براى تو حلال گردانيده حرام مى‏كنى خدا[ست كه] آمرزنده مهربان است

    از این رو در قرآن امر نشده که از نبی اطاعت کنیم، و الّا پیامبر بین خدا و بندگان قرار می گرفت و موجب شرک می شد. اما در اطاعت به رسول این طور نیست، لذا خداوند می فرماید: مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ [18]

    هر كس ازرسول خدا فرمان برد در حقيقت‏خدا را فرمان برده

    تا فرق بین رسول و نبی خوب واضح نشود مسأله قرآن و سنت هم تبیین نمی شود. چون در مسأله رسول و نبی علماء دچار اشتباه شده بودند، در مسأله قرآن و سنت دچار اشتباهات فجیع شدند. پیامبر به عنوان شارع دوم مطرح شد و با این حال اساس اعتقادات متزلزل شد. برای اطلاعات بیشتر در این مورد به مقاله "کتاب و حکمت" مراجعه فرمایید.

    برخی رسولان بدون این که وحی دریافت کنند، آیات نازل شده به نبی را ابلاغ می کنند:

    كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ [19] قوم نوح فرستاده گان را تكذيب كردند

    كَذَّبَتْ عَادٌ الْمُرْسَلِينَ [20] عاديان فرستاده گان را تكذيب كردند

    به قوم نوح خود نوح (ع) و به قوم عاد هود (ع) فرستاده شدند. اما دیگر رسولانی که تکذیب شده بودند، از طرف نبی به بقیه اقوام فرستاده شده بودند. طبق روایات وارده آیات ذیل راجع به فرستاده گان عیسی (ع) به سرزمین انتاکیه است:

    وَاضْرِبْ لَهُم مَّثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءهَا الْمُرْسَلُونَ * إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُوا إِنَّا إِلَيْكُم مُّرْسَلُونَ* قَالُوا مَا أَنتُمْ إِلاَّ بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أَنزَلَ الرَّحْمن مِن شَيْءٍ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ تَكْذِبُونَ* قَالُوا رَبُّنَا يَعْلَمُ إِنَّا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ* وَمَا عَلَيْنَا إِلاَّ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ [21]



    [داستان] مردم آن شهرى را كه رسولان بدانجا آمدند براى آنان بگو*آنگاه كه دو تن سوى آنان فرستاديم و[لى] آن دو را دروغزن پنداشتند تا با [فرستاده] سومين [آنان را] تاييد كرديم پس [رسولان] گفتند ما به سوى شما فرستاده شده‏ايم*[ناباوران آن ديار] گفتند شما جز بشرى مانند ما نيستيد و [خداى] رحمان چيزى نفرستاده و شما جز دروغ نمى‏پردازيد * گفتند پروردگار ما مى‏داند كه ما واقعا به سوى شما فرستاده شده‏ايم *و بر ما [وظيفه‏اى] جز رسانيدن آشكار [پيام] نيست

    در انجیل آن چه باب رسولان آمده با آیات فوق همخوانی وجود دارد. وجود رسولانی که نبی نیستند یک ضرورت است. خداوند می فرماید:

    وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ [22]

    و ما هيچ فرستاده اى را جز به زبان قومش نفرستاديم تا [حقايق را] براى آنان بيان كند پس خدا هر كه را بخواهد بى‏راه مى‏گذارد و هر كه را بخواهد هدايت مى‏كند و اوست ارجمند حكيم

    نازل شدن قرآن به زبان عربی رسول بودن پیامبر برای قوم خودش بود. اما پیامبر ما صرفاَ برای قوم عرب نبود: وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ [23]

    و ما تو را جز [به سمت] بشارتگر و هشداردهنده براى تمام مردم نفرستاديم ليكن بيشتر مردم نمى‏دانند

    لذا رساندن پیام الهی اسلام به کل جهان مهم است. اما از آنجا که همه مردم جهان زبان عربی را نمی دانند، وظیفه رسولان اسلام باید این کار را انجام دهند. پیامبر (ص) فرموده بودند: بلغوا و لو آیة، یعنی یک آیه هم باشد ابلاغ کنید. مؤمنان باید در ابلاغ پیام الهی کوشش کنند:

    وَإِذَ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ لَتُبَيِّنُنَّهُ لِلنَّاسِ وَلاَ تَكْتُمُونَهُ فَنَبَذُوهُ وَرَاء ظُهُورِهِمْ وَاشْتَرَوْاْ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا فَبِئْسَ مَا يَشْتَرُونَ [24]

    و [ياد كن] هنگامى را كه خداوند از كسانى كه به آنان كتاب داده شده پيمان گرفت كه حتما بايد آن را [به وضوح] براى مردم بيان نماييد و كتمانش مكنيد پس آن [عهد] را پشت‏سر خود انداختند و در برابر آن بهايى ناچيز به دست آوردند و چه بد معامله‏اى كردند

    کسی هم نباید در این امر اهمال کند، چون خداوند می فرماید:

    إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ* إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُوْلَئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ [25]

    كسانى كه نشانه‏هاى روشن و رهنمودى را كه فرو فرستاده‏ايم بعد از آنكه آن را براى مردم در كتاب توضيح داده‏ايم نهفته مى‏دارند آنان را خدا لعنت مى‏كند و لعنت‏كنندگان لعنتشان مى‏كنند* مگر كسانى كه توبه كردند و [خود را] اصلاح نمودند و [حقيقت را] آشكار كردند پس بر آنان خواهم بخشود و من توبه‏پذير مهربانم

    إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ الْكِتَابِ وَيَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَئِكَ مَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ [26]

    كسانى كه آنچه را خداوند از كتاب نازل كرده پنهان مى‏دارند و بدان بهاى ناچيزى به دست مى‏آورند آنان جز آتش در شكمهاى خويش فرو نبرند و خدا روز قيامت با ايشان سخن نخواهد گفت و پاكشان نخواهد كرد و عذابى دردناك خواهند داشت

    صحیح ترجمه کردن قرآن کریم و بیان کردن آن ضروریست و هر کس که این کار را انجام دهد، باید پیامبر (ص) را الگو خود قرار بدهد. در چنین حال اتمام حجت به مردم تمام می شود.

    وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِينَ*فَمَن تَوَلَّى بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ [27]

    و [ياد كن] هنگامى را كه خداوند از پيامبران پيمان گرفت كه هر گاه به شما كتاب و حكمتى دادم سپس شما را فرستاده‏اى آمد كه آنچه را با شماست تصديق كرد البته به او ايمان بياوريد و حتما ياريش كنيد آنگاه فرمود آيا اقرار كرديد و در اين باره پيمانم را پذيرفتيد گفتند آرى اقرار كرديم فرمود پس گواه باشيد و من با شما از گواهانم*

    پس كسانى كه بعد از اين [پيمان] روى برتابند آنان خود نافرمانانند

    اجازه دهید به کلمات زیبا عیسی (ع) در انجیل مروری داشته یاشیم:

    اکنون پیش کسی که مرا فرستاد می روم و هیچ کدام از شما نمی پرسید که کجا می روی؟ ولی این چیز هارا به شما گفتم دل های شما پر از غم شد. با وجود این این حقیقت را به شما می گویم کهرفتن من برای شما بهتر است، زیرا اگر من نروم پشتیانتان پیش شما نمی آید اما اگر بروم اورا نزد شما خواهم فرستاد.و وقتی او میاید جهان را در مورد گناه و عدالت و مکافات متقاعد می سازد.گناه را نشان خواهد دادچون به من ایمان نیاوردند عدالت را مکشوف خواهد ساخت چون من پیش پدر می روم و دیگر مرا نخواهید دید و واقعیت مکافات به آنها ثابت می شود چون حکمران این جهان محکوم شده است.[28]

    اگر این جا کلمه محمد هم می بود دیگر خیلی واضحتر می شد. اما بعد از حضرت محمد (ص) هیچ نبی دیگر نخواهد آمد:

    مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِكُمْ وَلَكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمًا [29]

    محمد پدر هيچ يك از مردان شما نيست ولى فرستاده خدا و خاتم پيامبران است و خدا همواره بر هر چيزى داناست

    هر کس از بعد از این ادعا کند که برایش وحی نازل شده به کتاب الهی دروغ نسبت داده محسوب می شود:

    وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أَوْ قَالَ أُوْحِيَ إِلَيَّ وَلَمْ يُوحَ إِلَيْهِ شَيْءٌ وَمَن قَالَ سَأُنزِلُ مِثْلَ مَا أَنَزلَ اللّهُ وَلَوْ تَرَى إِذِ الظَّالِمُونَ فِي غَمَرَاتِ الْمَوْتِ وَالْمَلآئِكَةُ بَاسِطُواْ أَيْدِيهِمْ أَخْرِجُواْ أَنفُسَكُمُ الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ عَذَابَ الْهُونِ بِمَا كُنتُمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ غَيْرَ الْحَقِّ وَكُنتُمْ عَنْ آيَاتِهِ تَسْتَكْبِرُونَ [30]

    كيست‏ستمكارتر از آن كس كه بر خدا دروغ مى‏بندد يا مى‏گويد به من وحى شده در حالى كه چيزى به او وحى نشده باشد و آن كس كه مى‏گويد به زودى نظير آنچه را خدا نازل كرده است نازل مى‏كنم و كاش ستمكاران را در گردابهاى مرگ مى‏ديدى كه فرشتگان [به سوى آنان] دستهايشان را گشوده‏اند [و نهيب مى‏زنند] جانهايتان را بيرون دهيد امروز به [سزاى] آنچه بناحق بر خدا دروغ مى‏بستيد و در برابر آيات او تكبر مى‏كرديد به عذاب خواركننده كيفر مى‏يابيد

    امروزه تنها راه مان باید این باشد که قرآن را خوب درک کرده پیامبر (ص) را الگو خود قرار دهیم.











    [1] در مورد این واژه اهتلاف نطر وجود دارد. نبی در وزن فعیل آمده و از ریشه نتأ است. در باب فاعل به معنی خبر دهنده، و یا از مصدر تبوة از طرف دیگری ارزشمند قرار گرفت را معنی می دهد. در اولی نبی همزه و در دومی حرف واو تبدیل به یا شد. کسی که معتقد بر این که از نبأ کرفته شد، نبی را خبر دهنده ، یعنی خبر خدارا می دهد، معنی می کنند. (صاحب لسان العرب) راغب اصفهانی قول دوم را قبول دارد و به این حدیث استناد می کند. لست بنبيء الله، ولكن نبي الله؛ ما هم همین رأی را ترجیح می دهیم. چون نبی کسی از خدا خبر دهد، بلکه کسی است که خبر می آورد و آن را تبلیغ کرده بیان می کند. کلمه انبیاء که از نبأ گرفته شد، در قرآن آمده فقط در آیات ذیل استفاده شد:

    وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِي بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ

    گفتند منزهى تو ما را جز آنچه [خود] به ما آموخته‏اى هيچ دانشى نيست تويى داناى حكيم

    قَالُواْ سُبْحَانَكَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ

    فرمود اى آدم ايشان را از اسامى آنان خبر ده و چون [آدم] ايشان را از اسماءشان خبر داد فرمود آيا به شما نگفتم كه من نهفته آسمانها و زمين را مى‏دانم و آنچه را آشكار مى‏كنيد و آنچه را پنهان مى‏داشتيد مى‏دانم

    قَالَ يَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ

    رمود اى آدم ايشان را از اسامى آنان خبر ده و چون [آدم] ايشان را از اسماءشان خبر داد فرمود آيا به شما نگفتم كه من نهفته آسمانها و زمين را مى‏دانم و آنچه را آشكار مى‏كنيد و آنچه را پنهان مى‏داشتيد مى‏دانم (بقره 231=233؛) این جا صحبت در باره کتاب آسمانی نیست، بازه اسم فاعل نتأ می شود منبی (نبی).

    [2] انعام، 87؛

    [3] انعام، 89؛

    [4] تاریخ طبری، کشاف ذمخشری؛

    [5] بقره، 213؛

    [6] کهف، 110؛

    [7]احزاب، 6؛

    [8] نحل، 35؛

    [9] مایئده 67؛

    [10] یوسف، 50؛

    [11] نمل، 35؛

    [12] رک: عمر ناصوحی، بیلمن؛ در لسان العرب چنین آمده: هر رسولی نبی هست, اما هر نبی نمی تواند رسول باشد.

    [13] مریم، 54؛

    [14] الحاقه، 44-47؛

    [15] اعراف، 157؛

    [16] انفال، 67 و 68؛

    [17] تحریم، 1؛

    [18] نسا، 80؛

    [19] شعرا، 105؛

    [20] شعرا، 123؛

    [21] یاسین، 13-17؛

    [22] ابراهیم، 4؛

    [23] سبا، 28؛

    [24] آل عمران، 187؛

    [25] یقره، 159-160؛

    [26] بقره ، 174؛

    [27] آل عمران، 81-82؛

    [28] انجیل یحنا؛ 16: 4-19؛

    [29] احزاب، 40؛

    [30] انعام، 93؛


  4. #3

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    38
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    آیا انبیا معصوم از گناه هستند؟

    برای پاسخ به این سؤال اولا باید فرق رسول و نبی را بدانیم. رسول کسی که پیامرا می برد، یعنی دقیقا پیامبر به معنی لغوی در زبان فارسیست. و رسول معصوم از گناه است، چون امانت دار وحی الهی می باشد، اگر معصوم نبود، نقض غرض می شد. اما نبی این طور نیست. برای اطلاعات بیشتر در باره فرق رسول و نبی در پست قبل توضیح دادیم.لذا می تواند دچار اشتباه شود.

    اما برخی آیاتی که بر عدم عصمت انبیا دلالت می کنند:

    ü وَإِمَّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ [1]

    و اگر از شيطان وسوسه‏اى به تو رسد به خدا پناه بر زيرا كه او شنواى داناست

    ü وَلاَ تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيْكَ مِنْ حِسَابِهِم مِّن شَيْءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيْهِم مِّن شَيْءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ [2]

    و كسانى را كه پروردگار خود را بامدادان و شامگاهان مى‏خوانند در حالى كه خشنودى او را مى‏خواهند مران از حساب آنان چيزى بر عهده تو نيست و از حساب تو [نيز] چيزى بر عهده آنان نيست تا ايشان را برانى و از ستمكاران باشى

    ü مَا كَانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ أَن يَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كَانُواْ أُوْلِي قُرْبَى مِن بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ * وَمَا كَانَ اسْتِغْفَارُ إِبْرَاهِيمَ لِأَبِيهِ إِلاَّ عَن مَّوْعِدَةٍ وَعَدَهَا إِيَّاهُ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ [3]

    بر پيامبر و كسانى كه ايمان آورده‏اند سزاوار نيست كه براى مشركان پس از آنكه برايشان آشكار گرديد كه آنان اهل دوزخند طلب آمرزش كنند هر چند خويشاوند [آنان] باشند*و طلب آمرزش ابراهيم براى پدرش جز براى وعده‏اى كه به او داده بود نبود و[لى] هنگامى كه براى او روشن شد كه وى دشمن خداست از او بيزارى جست راستى ابراهيم دلسوزى بردبار بود.

    ü وَلَا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فَاعِلٌ ذَلِكَ غَدًا* إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ وَاذْكُر رَّبَّكَ إِذَا نَسِيتَ وَقُلْ عَسَى أَن يَهْدِيَنِ رَبِّي لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا [4]

    و زنهار در مورد چيزى مگوى كه من آن را فردا انجام خواهم داد * مگر آنكه خدا بخواهد و چون فراموش كردى پروردگارت را ياد كن و بگو اميد كه پروردگارم مرا به راهى كه نزديكتر از اين به صواب است هدايت كند

    ü مَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَكُونَ لَهُ أَسْرَى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الأَرْضِ تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيَا وَاللّهُ يُرِيدُ الآخِرَةَ وَاللّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ*لَّوْلاَ كِتَابٌ مِّنَ اللّهِ سَبَقَ لَمَسَّكُمْ فِيمَا أَخَذْتُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ [5]

    هيچ پيامبرى را سزاوار نيست كه [براى اخذ سربها از دشمنان] اسيرانى بگيرد تا در زمين به طور كامل از آنان كشتار كند شما متاع دنيا را مى‏خواهيد و خدا آخرت را مى‏خواهد و خدا شكست‏ناپذير حكيم است*گر در آنچه گرفته‏ايد از جانب خدا نوشته‏اى نبود قطعا به شما عذابى بزرگ مى‏رسيد

    ü عَفَا اللّهُ عَنكَ لِمَ أَذِنتَ لَهُمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذِينَ صَدَقُواْ وَتَعْلَمَ الْكَاذِبِينَ[6]

    خدايت ببخشايد چرا پيش از آنكه [حال] راستگويان بر تو روشن شود و دروغگويان را بازشناسى به آنان اجازه دادى

    ü وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا [7]

    و آنگاه كه به كسى كه خدا بر او نعمت ارزانى داشته بود و تو [نيز] به او نعمت داده بودى مى‏گفتى همسرت را پيش خود نگاه دار و از خدا پروا بدار و آنچه را كه خدا آشكاركننده آن بود در دل خود نهان مى‏كردى و از مردم مى‏ترسيدى با آنكه خدا سزاوارتر بود كه از او بترسى پس چون زيد از آن [زن] كام برگرفت [و او را ترك گفت] وى را به نكاح تو درآورديم تا [در آينده] در مورد ازدواج مؤمنان با زنان پسرخواندگانشان چون آنان را طلاق گفتند گناهى نباشد و فرمان خدا صورت اجرا پذيرد

    ü يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا أَحَلَّ اللَّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضَاتَ أَزْوَاجِكَ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ [8]

    اى پيامبر چرا براى خشنودى همسرانت آنچه را خدا براى تو حلال گردانيده حرام مى‏كنى خدا[ست كه] آمرزنده مهربان است

    عَبَسَ وَتَوَلَّى* أَن جَاءهُ الْأَعْمَى * وَمَا يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى * أَوْ يَذَّكَّرُ فَتَنفَعَهُ الذِّكْرَى * أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى* فَأَنتَ لَهُ تَصَدَّى * وَمَا عَلَيْكَ أَلَّا يَزَّكَّى* وَأَمَّا مَن جَاءكَ يَسْعَى* وَهُوَ يَخْشَى* فَأَنتَ عَنْهُ تَلَهَّى* كَلَّا إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ * فَمَن شَاء ذَكَرَهُ [9]

    چهره در هم كشيد و روى گردانيد*كه آن مرد نابينا پيش او آمد *و تو چه دانى شايد او به پاكى گرايد *يا پند پذيرد و اندرز سودش دهد*اما آن كس كه خود را بى‏نياز مى‏پندارد*تو بدو مى‏پردازى*با آنكه اگر پاك نگردد بر تو [مسؤوليتى] نيست *و اما آن كس كه شتابان پيش تو آمد *در حالى كه [از خدا] مى‏ترسيد *تو از او به ديگران مى‏پردازى *زنهار [چنين مكن] اين [آيات] پندىاست*تاهر كه خواهد از آن پند گيرد


  5. #4

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    91
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    4 روز 5 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    1



    سلام ببخشید من یه سوال برام پیش اومده؟
    اگه پیامبر معصوم نیست پس چرا باید به چیزهایی که گفته گوش کنیم؟از کجا معلوم که اشتباه نکرده؟شاید احکام و اشتباهی تبیین کرده!اینجوری که کل دین میره زیر سوال!!!!!

  6. تشکرها 2


  7. #5

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    38
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم.
    سلام.
    نقل قول نوشته اصلی توسط v&v نمایش پست
    سلام ببخشید من یه سوال برام پیش اومده؟
    اگه پیامبر معصوم نیست پس چرا باید به چیزهایی که گفته گوش کنیم؟از کجا معلوم که اشتباه نکرده؟شاید احکام و اشتباهی تبیین کرده!اینجوری که کل دین میره زیر سوال!!!!!
    اگر مطالب را کامل خوانده باشید متوجه میشوید که پیامبر در ابلاغ و تبیین وحی معصوم هستند.اما وقتی نبی و یک فرد خاص هستند معصوم نیستند.یعنی در ابلاغ وحی هرگز نمیتواند تخلف کند.هر دوی این قضیه با آیات قرآن بررسی شده و پاسخ داده شده.رسول در ابلاغ وحی و رسالت معصوم است و هرگز نمیتواند در وحی دستکاری کند و اشتباه کند.اما در غیر وحی میتواند اشتباه کند.
    دو مطلب آخر در مورد فرق رسول و نبی است.
    موفق باشید.

  8. تشکر


  9. #6

    تاریخ عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۲
    نوشته
    5
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام بر جناب علی

    با احترام شما در استدلال خود مرتکب چندین اشتباه شده اید:

    ا- صرفا از روش نقلی استفاده نموده اید
    2- از شکل برهان خفی استفاده نموده اید و مهم ترین مقدمات خود که قضایای کلی هستند و نیاز به اثبات دارند را حذف نموده اید.
    3- در استفاده از آیات قرآن صرفا به ظواهر آیات استناد نمویده اید بدون آن که به شأن نزول آیات توجه نمایید تا مخاطب اصلی آیات را دقیقا شناسایی کنید
    4- کلماتی همچون عصمت، ظلم، گناه و .... که عناصر اصلی استدلال شما هستند باید دقیقا تعریف شوند و ابعاد مختلفشان دقیقا مورد بررسی قرار گیرد
    5- به تفاوت امر مولوی و امر ارشادی هیچ توجهی ننموده اید
    در مجموع استدلال شما از نظر منطقی، استدلالی بسیار ضعیف و از جمله مغالطات محسوب می شود
    متأسفانه به نظر می رسد شما از دیگران انتظار عدم تعصب ورزی دارید اما کلام خودتان کاملا خالی از عقل ورزی فروتنانه است چراکه سزاوار بود شبهه ای را که برایتان پیش آمده است را در قالب پرسش و با تردید و عدم تیقّن مطرح می کردید نه آن که با ادعای علم و یقین به استنباط شخصیتان طرح کنید

    امید است همانطور که از دیگران انتظار حق پذیری دارید قدری هم داشتن روحیه حق پذیری را برای خودتان بپسندید

    با آرزوی توفیق برای جنابعالی


  10. #7

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    38
    مورد تشکر
    0 پست
    حضور
    21 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسم الله الرحمن الرحیم.
    سلام.
    نقل قول نوشته اصلی توسط بانگ رحیل نمایش پست
    سلام بر جناب علی

    با احترام شما در استدلال خود مرتکب چندین اشتباه شده اید:

    ا- صرفا از روش نقلی استفاده نموده اید
    2- از شکل برهان خفی استفاده نموده اید و مهم ترین مقدمات خود که قضایای کلی هستند و نیاز به اثبات دارند را حذف نموده اید.
    3- در استفاده از آیات قرآن صرفا به ظواهر آیات استناد نمویده اید بدون آن که به شأن نزول آیات توجه نمایید تا مخاطب اصلی آیات را دقیقا شناسایی کنید
    4- کلماتی همچون عصمت، ظلم، گناه و .... که عناصر اصلی استدلال شما هستند باید دقیقا تعریف شوند و ابعاد مختلفشان دقیقا مورد بررسی قرار گیرد
    5- به تفاوت امر مولوی و امر ارشادی هیچ توجهی ننموده اید
    در مجموع استدلال شما از نظر منطقی، استدلالی بسیار ضعیف و از جمله مغالطات محسوب می شود
    متأسفانه به نظر می رسد شما از دیگران انتظار عدم تعصب ورزی دارید اما کلام خودتان کاملا خالی از عقل ورزی فروتنانه است چراکه سزاوار بود شبهه ای را که برایتان پیش آمده است را در قالب پرسش و با تردید و عدم تیقّن مطرح می کردید نه آن که با ادعای علم و یقین به استنباط شخصیتان طرح کنید

    امید است همانطور که از دیگران انتظار حق پذیری دارید قدری هم داشتن روحیه حق پذیری را برای خودتان بپسندید

    با آرزوی توفیق برای جنابعالی
    اینکه ما اومدیم با یقین ادعای خود را اثبات کرده ایم نتیجه تلاش یه روز یا دوروز ما نبوده بلکه ماه هاست که تلاش میکنیم تا تحقیق کنیم و از قرآن انچه را که خداوند فرموده است در بیاوریم نه آنچه که خلاف آیات خداوند است.حتی در تفسیر المیزان هم وقتی علامه میخواهند به برخی موضوعات مشکوک اشاره کنند میگویند و الله اعلم.مشخص است که ایشان با تردید این قضیه را گفته اند.در حالی که خداوند همیشه بهتر میداند نه اینکه وقتی ما شک داشته باشیم.حتی اگر من الان یقین هم به این مساله دارم باز هم خداوند بهتر میداند.اما از کلام علامه میشود طریق شک ایشان را در تقسیر فهمید.
    اما من به شما توصیه ای دارم.علاوه بر اینکه پاسخ شما داده خواهد شد پیشنهاد میشود که برای بحث ادله های خود را بیاورید تا وارد مباحثه شویم.من ادله های خود را بیان کرده ام.شما هم برای ردش باید ادله بیاورید.نکاتی که فرمودید برای کسی است که تازه میخواهد تحقیق کند نه کسی که بعد از یک یا دو سال تحقیق دلیل خود را بیان میکند.
    1.منافاتی با عقل ندارد.رسول هرگز در ارسال وحی نمیتواند خطا کند و خداوند جلویش را میگیرد اما نبی در انجام امورات خود مانند انسان هاست و میتواند خطا کند.حتی اگر انسان یک ربات هم باشد باز هم به خاطر اینکه برای استفاده از هوش خود از انجام عمیلات بسیار پیچیده ای پیروی میکند ممکن است که خطا کند.ما در ذهن و تصورمان خطاهای بسیاری مرتکب میشویم اما فقط برخی از این خطاها به زبان می ایند که بستگی به خود شخص دارد.
    اینکه شخص در امور زندگی خود یک اشتباه کرده باشد دلیل نمیشود از اینکه کسی نتواند از وی پیروی کند.مثلاً یک دکتر دندانپزشک برای اینکه دکتر واقعی شود باید در زندگی خود چیزهایی را تجربه کند.چندتا دندان خراب کند یا بشکند تا متوجه شود که دفعه بعد چگونه با آن برخورد کند.آیا شما وقتی که این شخص یک دکتر با تجربه شد و بر تحصیلاتش روبروز افزوده شد دیگر به سراغش نمیروید؟استدلالی که برخی ها میگویند باید کاملاً معصوم از گناه باشد با عقل جور در نمی آید.زیرا انسان برخی چیزها را با تجربه یاد میگیرد و برخی چیز ها را با یاد گرفتن.اما همین یاد گرفتن هم برای انسان همیشه کافی نخواهد بود.کسی که عمر خود را صرف تزکیه نفس میکند مطمئناً میتواند از خطاهای بسیاری دوری و اجتناب کند اما نمیتواند همیشه از خطا و اشتباه مصون باشد.شیطان هم معصوم بوده و فقط یک گناه کرده و آن یک گناه هم او را هلاک کرده.(البته طبق انچه که در قران امده)
    خداوند هرگز نگفته کسی معصوم از گناه است.حداقلش من ندیده ام.
    2.متوجه نشده ام.بنده اینجا بحث فلسفی نمیکنم.بلکه کاملاً ساده و روان توضیح میدهم که همه متوجه شوند.من کلیات را بیان کرده ام و جزئیات میماند که دوستان خودشان تفکر کنند.کسی که نخواهد بپذیرد به هر حال با هر روشی خودش را توجیه میکند.
    3.در سخن، ظاهر باعث میشود تا انسان به باطن سخن هم پی ببرد.اگر ظاهر لفظ نباشد انسان قدرت پی بردن به باطن را ندارد.ما شان نزول ها را هم بررسی کرده ایم.شما بررسی کنید و پاسخش را برای ما بیاورید.تشکر.شاید یکی دوتا شان نزول از دستمان در رفته باشد!!!اما ما یکی دوتا آیه نیاورده ایم.
    4.هر کلمه ای را که بخواهید معنی کنید معانی مختلفی از آنها بدست می آید صرفاً نمیشود گفت که سه یا چهار کلمه باهم به دلیل اینکه به پیامبران نسبت داده شده اند به معنی ترک اولی هستند چونکه اگر ترک اولی بود باید با همان واژه خودش می آمد.
    5.اگر دقت کنید میبینید که ما رسول را با نبی جدا کرده ایم.

    ان شالله که خداوند حق را به همه بندگانش یاد بدهد و اگر من گمراه شده ام مرا هدایت کند.من با تحقیق و تفکر به اینجا رسیده ام نه با شنیدن یه سری واژه ها و کلمات از بزرگان دین.

    موفق باشید.

  11. تشکرها 2


  12. #8

    تاریخ عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    604
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    10 روز 13 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    با نام الله




    رد عصمت از آدم تا خاتم نبیین صلوات الله علیه




    کارشناس بحث: استاد صدیق



  13. #9

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط عــــلی نمایش پست
    زیاد توضیح نمی دهم چون فرصت کافی برای اینکار را ندارم بقیه را به خود دوستان میسپارم که خودشان در قران جستجو کنند.

    اما رد عصمت از زبان قرآن که هرگز قایل به رد ان نیستند مگر کسانی که در آن شک دارند:
    باسلام
    قبل از بررسی مسائلی که شما مطرح کردید توجه شما را به دو نکته جلب میکنم.
    نکته اول: قران کریم، کلام حقی است که از ناحیه ذات حق تعالی نازل شده است. هیچ شک و شبهه ای در سند این کتاب مقدس نمیتوان کرد.
    اما با وجود قوت و قطعیت سندی قرآن کریم، مشکلی که در پیش روی مراجعه کنندگان به قرآن وجود دارد، عدم قطعیت در مدلول ایات ان و وجود ایات متشابه در لابلای ایات محکم است.
    قران کریم نیز به زیبایی به این مسئله اشاره کرده و ایات محکم را مرجع ایات دیگر میداند و تمسک به ایات متشابه رانادرست میداند.
    «هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ »[1]
    فهم ایات متشابه جز به کمک خداوند و اهل علم ممکن نیست که این اهل علم نیز چهارده معصوم دانسته شده اند که از طریق خداوند متعال از حقیقت این ایات اگاه شده اند.
    ایات متشابه گاه با ادله عقلی منافات دارد. علاوه بر اینکه گاه با ایات دیگر قران کریم نیز منافات و تناقض دارد.
    مثلا وقتی قران کریم از ید الله یاد میکند و انرا بالاتر از تمام دستها میداند،[2] ظاهرش همین دستی است که هر انسانی دارد. جسمانی است و مادی. اما این مسئله با ادله عقلی که جسمانیت را از خدا انکار میکند و نیز ظاهر برخی ایات دیگر ناسازگار است. چنانکه قران کریم در مورد خداوند می فرماید: «لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ»[3]
    نکته دوم : بر همین اساس، دو اصطلاح دیگر نیز بوجود امد. ظاهر و نص.
    بر اساس معانی که الفاظ ایات قران کریم دارد، برخی از ایات در معنایی که دارد نص است و هیچ خدشه ای بر ان وارد نیست و همان معنایی که در بدو امر فهمیده میشود، مراد خداوند است. مثلا وقتی خداوند خودش را لاشریک بیان میکند همین معنا مراد خداوند نیز هست.
    ولی وقتی بیان میکند که خداوند تختی دارد که به اندازه وسعت اسمان و زمین است، قطعا این معنا از کرسی، معنای ظاهری است و هیچ صراحتی در آن ندارد. زیرا علاوه بر اینکه این مسئله با ادله عقلی ونقلی دیگر منافات دارد، واژه کرسی تاب معانی دیگری را نیز دارد و منحصر در معنای تخت جسمانی نیست تا نص در ان باشد.



    [1] . ال عمران، ایه 7

    [2] . فتح، ایه 10

    [3] . انعام، ایه 103



  14. #10

    تاریخ عضویت
    جنسیت تير ۱۳۸۹
    نوشته
    237
    مورد تشکر
    20 پست
    حضور
    4 روز 11 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    عصمت انبیا
    درباره اينكه پيامبران تا چه اندازه، مصون از ارتكاب گناهان هستند بين طوايف مسلمين، اختلاف است: شيعيان اثناعشرى معتقدند كه پيامبران از آغاز تولد تا پايان عمر، از همه گناهان، اعم از كبيره و صغيره، معصومند و حتى از روى سهو نسيان هم گناهى از ايشان سر نمى‌زند، ولى بعضى از طوايف ديگر، عصمت انبياء را تنها از كبائر مى‌دانند، و بعضى ديگر از هنگام بلوغ، و برخى از هنگام نبوت. و از بعضى از طوايف اهل سنت (حشويّه و بعضى از اهل حديث) نقل شده كه اساساً منكر عصمت انبياء شده‌اند و صدور هر گناهى را از ايشان حتى در زمان نبوت و بصورت عمدى هم ممكن پنداشته اند.
    البته منظور از معصوم بودن پيامبران يا بعضى ديگر از انسانها تنها عدم ارتكاب گناه نيست، زيرا ممكن است يك فرد عادى هم مرتكب گناهى نشود مخصوصاً اگر عمرش كوتاه باشد.
    بلكه منظور اين است كه شخص، داراى مَلكه نفسانى نيرومندى باشد كه در سخت ترين شرايط هم او را از ارتكاب گناه، بازدارد مَلَكه‌اى كه از آگاهى كامل و دائم به زشتى گناه و اراده قوى بر مهار كردن تمايلات نفسانى، حاصل مى‌گردد. و چون چنين مَلَكه‌اى با عنايت خاص الهى، تحقق مى‌يابد فاعليّت آن، به خداى متعال نسبت داده مى‌شود. و گرنه، چنان نيست كه خداى متعال، انسان معصوم را جبراً از گناه، باز دارد و اختيار را از او سلب كند.
    نكته ديگر آنكه: لازمه عصمت هر شخص، ترك اعمالى است كه بر او حرام باشد مانند گناهانى كه در همه شرايع، حرام است و كارهايى كه در شريعت متبوع او در زمان ارتكاب، حرام باشد. بنابراين، عصمت يك پيامبر با انجام دادن عملى كه در شريعت خود وى و براى شخص او جايز است و در شريعت قبلى حرام بوده، يا بعداً حرام مى‌شود خدشه دار نمى‌گردد.
    و نكته سوم آنكه: منظور از «گناه» كه شخص معصوم، مصونيّت از ارتكاب آن دارد عملى است كه در لسان فقه «حرام» ناميده مى‌شود و همچنين ترك عملى كه در لسان فقه «واجب» شمرده مى‌شود. اما واژه «گناه» و معادلهاى آن، مانند «ذنب» و «عصيان» كاربرد وسيعترى دارد كه شامل «ترك اولى» هم مى‌شود و انجام دادن چنين گناهانى منافات با عصمت ندارد.




صفحه 1 از 17 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 20
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۲/۰۲, ۱۸:۰۰
  2. √ (●̪•)...در ســـوگ پـیـامبــر خاتم النبیین (ص)
    توسط *عرفانی* در انجمن ویژه نامه های قرآنی
    پاسخ: 9
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۱۴:۰۲
  3. ♠♠♠♠♠--- زیباییهای عاشورا ----♠♠♠♠♠
    توسط کنیز فاطمه(سلام الله علیها) در انجمن اهل بیت و ائمه در قرآن
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۹/۲۶, ۱۴:۴۱
  4. *** آیین های محرم در شهرهای ایران ***
    توسط ابدیت در انجمن حکومت ها ، اقوام و ملل و سنت های در قرآن
    پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۹/۲۴, ۱۸:۳۸
  5. حرمیین عسکریین بازگشایی شد+عکس
    توسط iranproud در انجمن تصاویر دیدنی
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: ۱۳۸۸/۰۲/۰۱, ۰۸:۲۸

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود