جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نامه سرگشاده استاد قرائتي به ائمه جمعه و علماء قوم

  1. #1

    تاریخ عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    نوشته
    4,100
    مورد تشکر
    2 پست
    حضور
    41 روز 19 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    71
    آپلود
    0
    گالری
    171

    نامه سرگشاده استاد قرائتي به ائمه جمعه و علماء قوم




    نامه سرگشاده استاد قرائتي به ائمه جمعه و علماء قم
    حجت الاسلام و المسلمين قرائتي در آستانه ماه مبارك رمضان با انتشار نامه سرگشاده اي به روحانيت خواستار خارج كردن قرآن از مهجوريت و چشاندن مزه قرآن به نسل جوان شد.


    به گزارش رجانيوز به نقل از فارس، محسن قرائتي در اين نامه نوشته است: عمر ما رفت و چيزى نفهميديم. نه مزه قرآن را چشيديم و نه به نسل تشنه چشانديم، اگر ما زيبايى‏هاى قرآن را به نسل نو مى‏چشانديم، نسل نو دست از همه چيز بر مى‏داشت. همانگونه كه زليخا زيبايى يوسف را به زنان نشان داد، آنان دست خود را بريدند و از خوردن ميوه‏ها دست كشيدند.


    متن اين نامه كه خطاب به علما، ائمه جمعه و جماعات نوشته شده به شرح ذيل است:


    بسمه تعالى‏
    الحمد لله رب العالمين اللهم صل على محمد و آل محمد
    محضر مبارك ائمه جمعه و علماء بزرگوار دامت بركاتهم.
    سلام عليكم‏


    اين نامه‏اى است از شاگرد كوچك مكتب و يك يادآورى و شايد زيره به كرمان بردن باشد. چه زيباست كه در آستانه ماه نزول قرآن گامى بلندتر و فراتر برداريم و همتى افزون داشته باشيم. لابد مى‏دانيد كه در اين سال‏ها مسأله تدبر و تفسير و مقالات قرآنى رونقى پيدا كرده است از جمله:


    1- مقام معظم رهبرى در مشهد در جمع روحانيون فرمودند: تفسير قرآن در تمام پايه‏ها درسى رسمى شود.
    2 - آيت‏الله العظمى وحيد خراسانى هر هفته يك روز درس خود را به تفسير اختصاص داده‏اند.
    3- آيت‏الله العظمى فاضل لنكرانى (قبل از فوت) اساتيد را به منزل خود دعوت و سفارش تفسير و بودجه‏اى به اين كار اختصاص دادند.
    4- بسيارى از ائمه جمعه يكى از خطبه‏ها را به تفسير اختصاص مى‏دهند.
    5- تفسير آياتى از قرآن وارد متون دروس دانشگاه شد.
    6- توجه به مفاهيم و تفسير در مسابقات حفظ، تلاوت و تجويد قرار گرفت.
    7- در صدا و سيما رنگ تفسير بيشتر شد و ده‏ها نمونه ديگر كه بنده خبر ندارم، الحمد لله رب العالمين.


    ولى هنوز سهم قرآن داده نشده است زيرا:


    1- قرآن و خداوند داراى يك اثرند، تجلى خداوند كوه را قطعه قطعه كرد (فلما تجلى ربه للجبل) (اعراف، 143) و قرآن نيز اگر بر كوه نازل شود، كوه خاشع مى‏شود. (لوانزلنا هذا القرآن...) (حشر، 21)
    2- رسالت انبياء و وارثان آن بزرگواران خروج از ظلمات به نور است و قرآن نور مبين است و بدون آن راهى براى خروج و اخراج به سوى نور نيست.
    3- ما مأموريم كتاب آسمانى را جدى بگيريم. (خذ الكتاب بقوه) (مريم 12)
    4- ما مأموريم تدبر كنيم و ترك آن توبيخ دارد (افلا يتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها) (محمد 24)
    5- همه ما به شفاعت نياز داريم كه شفاعت قطعى از قرآن و عدل آن است. شافع مشفع.
    6- تفقه در دين و تدبر در قرآن دو علمى است كه ترك آن با لحن توبيخ آمده است آيه "فلو لانفر" (توبه 122) براى ترك تفقه با يك توبيخ ولى عدم تدبر همراه با دو توبيخ پى در پى مطرح است (افلا يتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها) (محمد 24)


    گوشه‏اى از دلائل مهجوريت قرآن‏


    گاهى گفتند: "انما يعرف القرآن من خوطب به" و فهم قرآن را مخصوص اهل بيت دانستند در حالى كه خطاب آيات يا ايهاالناس، يا ايها الذين آمنوا و حتى يا ايها الكافرون است. بنابراين مخاطب، اولياء خدا نيستند. آرى اهل بيت پيامبر(ص) از قرآن مطالبى دريافت مى‏كنند كه افراد ديگر آن دريافت را ندارند.


    گاهى گفتند قرآن فوق عقل ما است كه اين فكر با آيه هذا بيان للناس مخالف است. آرى در قرآن آياتى است كه عقل بشر به آن نمى‏رسد ولى اكثر قرآن براى مردم قابل فهم است، گاهى مى‏گويند چون در قرآن آيات متشابه است، ما نبايد به سراغ تدبر برويم، ولى مگر وجود آيات متشابه مانع فهم ساير آيات است. آرى زمين هم قله‏ها و دره‏هاى خطرناك دارد ولى آيا آن قله‏ها و دره مانع و عمل به سيروا فى الارض (انعام 11) است.


    گاهى مى‏گويند در تفسير، خطر تفسير به رأى هست ولى مگر ملاكى براى شناسايى تفسير به رأى و تدبر در كار نيست؟! تفسير به رأى آب در چاه ريختن است يعنى سليقه خود را بر قرآن تحميل كردن ولى تدبر و استنطاق قرآن آب از چاه كشيدن است ميان اين دو فاصله زيادى است.


    ما به قرآنى كه با صراحت مى‏گويد من نور مبين هستم نگاه برفك‏دار و ظنى الدلاله كرديم! ما كتاب مخلوق را سطر به سطر مطالعه كرديم، خوانديم و به مباحثه و تدريس آن پرداختيم ولى كتاب خالق را نخوانديم يا پس از سال‏ها به سراغش رفتيم آن هم با لقب درسى، جنبى و حاشيه‏اى! با اين‏كه قرآن سرچشمه علوم دينى و تعليم و تدريس پيوسته قرآن مى‏داند و مى‏فرمايد: "كونوا ربانين بما كنتم تعلمون الكتاب و بما كنتم تدرسون" (آل عمران، 79) شما براى پيدا كردن يك نفر كه يك دوره تفسير ديده باشد متحيريد ولى براى پيدا كردن ده‏ها هزار نفر كه دروس ديگر را ديده باشند هيچ متحير نيستيد.


    حضرات ائمه جمعه و جماعات‏


    ماه قرآن در پيش است منتظر اقدامات رسمى و دولتى نباشيم يك بسيج عمومى براى روخوانى در مساجد به پا كنيم كلاس‏هاى چند نفره بدون مراسم و تشريفات ولى همراه با تشويق و حمايت‏هاى مادى و معنوى داشته باشيم.


    هم خود ما شروع كنيم (اگر تا بحال شروع نكرده‏ايم) و هم از فضلايى كه توان تفسير گفتن دارند تقاضا كنيم در اين ماه چند دقيقه‏اى آيه‏اى را تفسير كنند. بهتر است در آغاز تفسير از داستان‏ها يا از سوره‏هاى كوچك يا آياتى را انتخاب كنيم و تفسيرى سه يا چهار برابر ترجمه با تكيه بر مطالعه كتب تفسير معتبر بگوئيم.


    روحانى مثل مادر است كه انواع غذاها را مى‏خورد ولى آنچه به نوزادش مى‏دهد شير است يعنى ما بايد اقوال و احتمالات كتب تفاسير را ببينيم ولى آنچه مى‏گوئيم نظير شير مادر سفيد و ساده و پراثر باشد.


    نه تنها فضلاى حوزه بلكه بسيارى از اساتيد معارف و فارغ‏التحصيلان دانشگاهى كه آشنايى با علوم حوزوى دارند مى‏توانند با تكيه بر تفاسير فارسى معتبر حداقل براى خانواده و همسايگان و بستگان خود آيه‏اى را نقل نمايند و اگر مطالب تازه‏اى را فهميدند پس از عرضه به قرآن‏شناسان عميق براى مردم بازگو كنند.


    ما بايد به تعداد هيأت‏هاى عزادارى كه بحمدالله رونقى دارد جلسات قرآنى داشته باشيم زيرا قرآن و اهل بيت هرگز از هم جدا نيستند "لن يفترقا" هر طلبه بايد چند درصدى از درس و بحث و تبليغ خود را صرف قرآن كند. هر استادى بخشى را براى تربيت مفسر اختصاص دهد. انصاف آنست كه سهمى از شهريه‏ها و موقوفات و تشويقات براساس قرآن باشد و سهمى براى نهج‏البلاغه و روايات.


    بيش از نيمى از سال به عناوين مختلف حوزه‏ها و دانشگاه‏ها تعطيل هستند كه مى‏توان براى اين ايام برنامه‏ريزى و دانستنى‏هاى لازم از تفسير "نهج‏البلاغه گرفته تا آموزش كامپيوتر، شنا، تيراندازى و خوشنويسى و راه‏هاى گفت‏وگو و جدال احسن را فرا گرفت. به گونه‏اى كه فارغ‏التحصيلان پس از چند سال با روحيه و اطلاعات، وارد مراكز و با ابتكارات شخصى و آموزشى، مزه اسلام را به نسل نو بچشانند در درس‏ها نبايد شيرينى و لطافت قرآن را در انحصار لغت، ادبيات و اقوال و احتمالات قرار دهيم زيرا ادبيات در آيه و التين و و الزيترن مى‏گويد حرف واو براى جمع است و ذهن ما را متوقف مى‏كند ولى در اين‏كه چرا تين قبل زيتون است و چرا اين كلمه يكبار و زيتون هشت بار آمده و رابطه ميان اين دو ميوه در علم غذاشناسى چيست. ادبيات و اقوال نارسا هستند در هر كلمه و جمله اسرارى است كه در آينده موضوع هزاران پژوهش قرار خواهد گرفت.


    عمر ما رفت و چيزى نفهميديم. نه مزه قرآن را چشيديم و نه به نسل تشنه چشانديم، اگر ما زيبايى‏هاى قرآن را به نسل نو مى‏چشانديم، نسل نو دست از همه چيز بر مى‏داشت همانگونه كه زليخا زيبايى يوسف را به زنان نشان داد آنان دست خود را بريدند و از خوردن ميوه‏ها دست كشيدند.
    و السلام عليكم - محسن قرائتى
    ویرایش توسط کیمیای محبت : ۱۳۹۲/۰۹/۲۱ در ساعت ۱۸:۵۱

  2. تشکرها 3


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود